با عرض سلام خدمت دوستان . شهادت مولا حضرت امام
جواد(ع) را محضر مبارک حضرت صاحب الزمان (عج) و مقام
معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله)
ومراجع محترم اسلام و همه مسلمانان جهان تسلیت
میگویم.وبلاگ سید
به یاد حضرت روح الله . برای روح الله
این عکس تقدیم به دوستان
برای شادی روح حضرت امام خمینی (ره)
صلوات

لبخند تو زیبا ترین لبخند بود
به در خواست دوستان .چرا چرا چرا
هزار یک چرا


چرا به حضرت آدم . آدم می گویند؟
چون از ادیم الارض (یعنی .مایظهر من الا رض =خاک)خلق شده
است
.قولی دیگر گوید:ادیم به طبقه چهارم زمین گفته می شود
چرا به حضرت ابراهیم >ابراهیم میگویند؟
اصل ابراهیم (هم فبر)است یعنی همت گماشت پس نیکی کرد یا اصل
آن (هم با لاخره وبری من الدنیا)است یعنی به آخرت همت گماشت
واز دنیا بری شد بعد تخفیف داده شد وبه صورت ابراهیم در آمد.بنامبر
قولی اصل ابراهیم (ابرام)بوده (اب)به معنی پدر و(رام)به معنی
بلند مر تبه و خداوند در سن 99سالگی نام اورا به ابراهیم(پدر اقوام)
تبدیل کرد
چرا به حضرت ابراهیم .خلیل الله گویند؟
حضرت ابراهیم(ع)می فرماید:به سه علت من خلیل الله شدم:اول :فرمان
خدا را به دستور دیگران ترجیح دادم
دوم:برچیزیکه خدا کفایت کرده بود(مانند روزی)همت
نگاشتم.سوم:هرگز بون مهمان غذا نخوردم.
امام صادق (ع)میفرماید)لکثره سجوده علی الارض)یعنی حضرت
ابراهیم به جهت خلیل الله شدچون زیاد بر زمین سجده می کرد .امام
هادی (ع)می فرماید:خدای تعالی ابراهیم را خلیل خود گردانید چون او
بر محمد وآل محمد زیاد صلوات می فرستاد.امام رضا (ع)روحی فدا می
فرماید:چون احدی را رد نکرد واز غیر خدا در خواست ننمود.
چرا به حضرت ابراهیم.ابوالضیفان میگویند؟
ابوالضیفان یعنی پدر میهمان ها وچون حضرت ابراهیم (علاقه زیادی به
میهمان داشت)هرگاه می خواست چیزی بخورد بقدریک میل یا دو میل
راه بیرون می رفت تا کسی را بیابد وبا اوغذا بخورد از این جهت اورا
ابوالضیفان نامیدند
رای من.نظر من درباره انتخابات و سیاست .!؟
جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود.
جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود
جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود

مقام معظم رهبری
راه صحیح.اصولگرایی اصلاح طلبانه است.

با عرض سلام وادب محضر دوستان وعزیزان گرامی .دوستان به ایمیل .و همراه بنده تماس
داشتن که درباره انتخابات مطلبی بزن.نمی خواستم .که وبلاگ سید را آغشته به انتخابات
کنم .اما . برای خود زیباست .پس انتخابات شوراها! به نظر من شوراها می توانند حلقه ارتباطی
بین مردم ودولت باشند واز این جهت از اهمیت زیادی بر خوردارند وبه فرموده مقام معظم
رهبری انتخابات شوراها از این جهت مهم است که کار روز مره مردم بسته به آن است.به نظر
بنده مردم باید نسبت به شرکت در انتخابات کاندیدای شوراها ازاین منظر احساس مسئولیت نمایند
که شوراها نقش بسیار تعیین کنندهای در هدایت کل نیروهای شهرداری ها به سمت تحقق یک
برنامه درامور جاری شهر دارد.لذا اگر این مطلب درست به مردم عزیز اطلاع رسانی شود
بدیهی است هر شهروندی با توجه به غرور و غیرت و اهتمامی که بر حفظ منافع ملی
دارد .حتما در انتخابات نه تنها شرکت می نماید بلکه دیگران را نیز به شرکت در این امر مهم
تشویق می نماید. اما مطلب بسیار زیبا و قابل تشخیص را مقام معظم رهبری .حضرت آیت الله
خامنه ای (حفظه الله)در بیان خود فرمودند که به افرادی رای دهید که اصولگرایی اصلاح طلب
باشند.
به در خواست دوستان .چرا چرا چرا
هزار یک چرا


چرا به پیغمبران اولواالعزم.اولواالعزم میگویند؟
(اولوا)به معنی صاحبان و (عزم)هم به معنی عزیمت واراده محکم است وچون این
پیامبران اراده کردند تا شریعت وکتاب پیامبرقبل از خودرا ترک کرده وخود شریعت
وکتاب جدیدی بیاورند به آنها اولواالعزم می گویند.امام جعفر صادق(ع) می
فرماید :زمانی که خداوند بر محمد واصیای او عهد وپیمان گرفت اینها عزم خود را جزم
کردند واقرار براین مطلب نمودند.و امام رضا (ع)روحی فدا.می فرماید:چون این
پیغمبران صاحب عزائم وشرایع بودند.عزم به معنی اراده محکم واستوار وچون این
پیامبران صاحب شریعت جدید و آئین تازه با مشکلات وگرفتاریهای بیشتری روبرو بودند
وبرای مقابله با آن عزم و اراده محکم تری لازم داشتند به آنها اولواالعزم میگویند
چرا به پیامبر .نبی میگویند؟
چون نبی از ((نبوه =شی ءمرتفع))است ودر اینجا به معنی انسان بلند
مرتبه می باشد و یا از نبا به معنی خبر است و در اینجا به معنی کسی
است که از جانب خدا خبر می دهد و یا نبی ءبه معنی راه روشن است به
این معنی که پیامبر راه روشنی به سوی خدا می باشد
با عرض سلام .چند روز پیش که مشهدبرای میلاد حضرت علی بن موسی
رضا (ع) روحی فدا رفته بودم .بر سرمزار حضرت شیخ جعفرآقا مجتهدی (ره)
هم رفتم .حالی دست داد .مرقدبسیار با روحی دارندخدا رحمت کند ایشان
را .از مردان حق بودند آنجا از حضرت ارباب آقا امام رضا(ع) خواستم تا بیشتر
از جعفرآقا بدانم.به چند دقیقه نرسید که یکی از دوستان شیخ جعفر آمد
انسان بسیار با ادبی بود .با هم شروع به حرف زدن کردیم.از شیخ جعفر
خاطرهای گفت که گفتم برای شما هم بگویم خالی از لطف نیست.
بسم الله

جناب آقای میرزا هاشمزاده نقل كردند:
زمانی كه آقای مجتهدی در یكی از اتاقهای باغ رضوان مشهد بسر میبردند،
یك روز صبح كه صبحانه تهیه كرده بودند، جوانی را همراه خود به آنجا آوردند
و سه نفری صبحانه خوردیم، بعد از صرف صبحانه هنگامی كه آقا تشریف
بردند، از آن جوان سؤال كردم، شما چگونه با آقا آشنا شدید و چه كار
داشتید؟
گفت من بیكار بودم و فكر كردم این آقا در اینجا مشغول كار میباشند، لذا
از ایشان خواستم كاری به من بدهند تا مشغول آن شوم، هنگامی كه این
درخواست را نمودم به من فرمودند:
همینكه این مطلب را فرمودند، دركمال تعجب صدای گریه مادرم را شنیدم و
بسیار متأثر و متأسف شدم! سپس فرمودند:
دستگیری از اولاد حضرت زهرا (علیهاالسلام)
آقای مجتهدی میفرمودند:
آقای مجتهدی در حالی این حكایت را نقل میكردند كه به شدت
میگریستند و به دوستان میفرمودند:
حجت الإسلام گلمحمدی نقل كردند:
روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش
انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینكه مقداری
از مسیر را با ایشان طی كردم متوجه شدم كه از سرما بخود میلرزد، فوراً
یكی از آن دو عبا را كه بر دوشم بود و تازه تهیه كرده بودم به ایشان دادم.
بعد از ظهر همان روز كه به منزل آقای مجتهدی رفتم، ایشان نگاهی به من
كرده و تبسمی نمودند. آنگاه فرمودند:
عرض كردم: من به غیر از معصیت و شرمندگی كاری نكردهام.
فرمودند:
پرسیدم مثلاً چه كاری؟ مجدداً تبسمی نموده و فرمودند:
آقای مجتهدی طوری صحبت میكردند كه گویا عبایی را كه به آن سید
محترم داده بودم دیده بودند!!
جناب آقای یزدان پناه تعریف كردند:
چندین سال قبل كه میخواستم به پابوس حضرت رضا (علیه الاف التحیه و
الثناء) مشرف شوم جهت خداحافظی نزد مادرم رفته و به ایشان گفتم: قصد
زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) را دارم چه چیزی دوست دارید برای شما
سوغات آورم؟
مادرم گفتند: چیزی جز سلامتی تو را نمیخواهم اما وقتی مشرف شدی
یك زیارت به نیابت من بجا آور. بنده هم قبول نموده و به مشهد مقدس رفتم
و پس از زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) خدمت آقای مجتهدی رسیدم، در
آنجا به ایشان عرض كردم: آقاجان توجهی كنید تا حضرت علی بن موسی
الرضا (علیهالسلام) عنایتی فرمایند و گشایشی در كارهایم حاصل شود.
ایشان نگاهی به من كرده و فرمودند:
عرض كردم: خیر آقاجان چه گفت؟
فرمودند:
آقای یزدان پناه میگفتند: اتفاقاً آن روز مصادف بود با روز شهادت حضرت رضا
(علیهالسلام) و من در آن روز حضرت را به نیابت مادرم زیارت كردم و پس از
آن مشكلات من یكی پس از دیگری حل شد.
صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
میلاد مبارک حضرت رئوف رضای طوس برتمام عاشقان مبارک باشد
دعاگوی دوستان عزیز در مشهد هستم
آرزویست مرا از سر عشق تو بدرگاه علی
نوکری در حرم شاه خراسان علی بن علی
یا ضامن آهو مددی

حاجات دنیوی خود را از جواد من بگیرید

چند روز پیس در جمع دوستان .چند سوال ازچرا وچرا وچرا بود .قول دادم تا در اولین فرست جواب دوستان را دروبلاگ سید بدهم.
بسم الله الرحمن الرحیم
هزار یک چرا

چرا به خدا ،خدا می گویند ؟
اصل واژه (خدا )،(خود آمده)یا(خودآغازکننده)است.سپس مخفف گردیده وخدا شده است (به این معنی که پدیدهای نیست تا پدیدآورنده خواسته باشد بلکه ذاتش چنین است که از ازل بوده است بر خلاف مخلوقات عالم که از اول نبوده اند وخدا آنها را پدید آورده است )در پهلوی خدا به معنی (خو اتای)شاه(و آفریدگارجهان)است.
چرا به خدا ،الله می گویند؟
لفظ (الله)مشتق از (اله)است مثل فیال ـمصدربه معنی مفعول وبه معنی معبود می باشد .بعضی گفته اند از وله یا اله مشتق است به معنی تحیر ـخدا را از آن جهت اله گویند که عقول از درک ذات او متحیر است.
چرا به خدا ،صمد می گویند؟
کلمه (صمد)به معنی قصد کردن ویا قصد کردن با اعتماد است و چون در آیه قرآن مطلق آمده است به معنی (سید و بزرگی که از هر سو به جانبش قصد می کنند تا حوائجشان او را قصد می کنند به او صمد میگویند.
بعضی از مفسران گفته اند: کلمه (صمد)به معنی چیز توپری است که جوفش خالی نباشد ودر نتیجه نه بخورد ونه بخوابد ونه بچه بیاورد ونه از کسی متولد شود بنا بر این تفسیر .جمله (لم یلد ولم یولد )تفسیر کلمه (صمد )خواهد بود
پست بعدی را هم بخوانید
در محضراستاد حضرت آیت الله سید علی قاضی(ره)
چند توصیه بسیارخواندنی از حضرت استاد قاضی!

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت
ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس
اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها
را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه
هشت رکعت هنگام زوال است ].
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می
فرمودند:
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند:
روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را
بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند:
بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت
به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را
بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع.
اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه
کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در
تعقیب نماز ترک نشود.
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز
هایشان بخوانند:
« اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی
یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »
آیت الله نجابت می فرمودند:
آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی
(از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که:
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:
« چند سفارش ایشان عبارت است از:
آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند:
و نیز:
نماز شب
علامه طباطبایی می فرمودند:
« چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت
و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا
یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور
می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و
گفتند:
حاج سید هاشم حداد می فرمودند:
« مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده
بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری
تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر
دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته
باشید. »
توسل به ائمه أطهار(ع)
آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند:
توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)
دل هیچ کس را نرنجانید!
![]()
سلام بر بانوی حرم دل فاطمه معصومه(س)
میلاد حضرت معصومه کریمه اهلبیت (ع)بر تمام عاشقان مبارک


اذا مات العالم ثلمة في الاسلام ثلمة لا يسدها شيء
پیکر پاک حضرت آیت الله میرزا جوادتبریزی.(ره)در جمع دوستان وشاگردان

تشييع كمنظير مرجع فقيد شيعه بر شانههاي مردم قم

امروز يکي از چهرههاي برجسته حوزه علميه قم، آيتالله العظمي ميرزا جواد تبريزي توسط مردم قم و شمار زيادي از علاقهمندان وي که از شهرها و حتي برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس به قم آمده بودند، تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شد.
نويسنده اين سطور که خود در تشييع جنازه حاضر بود، شاهد حضور هزاران نفر در اين تشييع بود که با عشق و علاقه و با چهرههايي مضطرب و در عين حال شائق، در اين تشييع شرکت کرده بودند. روشن است که تصاوير اين تشييع جنازه بر اساس آنچه که از زواياي مختلف فيلمبرداري شده، در رسانههاي تصويري قابل رؤيت خواهد بود.

اگر قدري به گذشته مراجعه کنيم، فراوانند کساني که تشييع جنازه آيتالله العظمي بروجردي را به خاطر دارند و از فراواني جمعيتي که آن روز در قم اجتماع کردند، خاطرهها ميگويند. خود ما نيز خاطره تشييع پيکر برخي از مراجع ديگر قم از جمله حضرت آيتالله العظمي گلپايگاني را به خاطر داريم. و در رأس آنان، تشييع امام امت که شايد بيمانندترين تشييع انجام شده در تاريخ است.
اما جداي از آن که اين تشييع عشق و علاقه وافر مردم را به مرجعيت نشان ميدهد، اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که ميبايست به آن توجه کرد.
در درجه اول، براي کارگزاران حکومتي و دولتي که به اسم جمهوري اسلامي و دولت ديني رشته امور را در دست دارند. آنان مي توانند با ملاحظه اين تصاوير دريابند که ايمان مردم در اصل به دين است و قدرت و سکان داري بدون اعتناي به دين و دينداري و اهميت دادن به شرع و احکام ديني و دفاع از حقوق شرعي مردم، چيزي نيست که ارزشي داشته باشد. آن چه که مردم از آن تقدير مي کنند، متن حق و حقيقت است، چه صاحب آن بر سرير قدرت باشد يا در حاشيه و خانه و مدرسه سرگرم درس و بحث. اين علم و تقواست که مردم از آن تقدير ميکنند.
اهميت ديگر اين تشييع، براي دولت نهم است که معالاسف طي يک سال گذشته، رابطه اش با مرجعيت چندان مستحکم نبوده است. اگر کساني در دولت هستند که تصور مي کنند، همين که به اسم دولت اسلامي بر سرير قدرت نشسته اند کافي است و مردم تنها آنان را به عنوان نماينده دين ميشناسند، عليالقاعده بر خطا بايد باشند. آنان گرچه مشروعيت خود را از رأي مردم و تصويب آن توسط رهبري گرفته اند، اما به هيچ روي، وضع چنان نيست که احساس بي نيازي از مرجعيت کرده و از آن فاصله بگيرند. اگر مردم در جايي به آنان رأي مي دهند، در اينجا هم با حضور در اين قبيل مراسم، نشان ميدهند که، آن که بر دلها حکومت مي کند، کسي است که به تمام معنا در خدمت دين و مردم باشد. اميدواريم دولت نهم، بخشي از تواضع و خاکي بودن خود را که بر آن تأکيد مي کند، در برابر مرجعيت نشان داده، برابر آنان فروتني کرده و به سخن اينان که هم محبوب مردم هستند ودر عين حال، متخصص در دين، گوش فرا دهد و بي اعتنايي نکند.
اما يک گوشه ديگر اين تشييع جنازه، درسي براي لائيکهاي ماست که تصور ميکنند هرچه دنيا جلوتر مي رود، مردم بي دين تر مي شوند و گويا فرهنگ جديد غربي حرف اولين و آخرين را ميزد. اين جماعت، با کمال تأسف، صد سال است که همين خيال خام و اشتباه را ميکنند. اما هر بار که مرجعي ميميرد و موج جمعيت در تشييع آنان حاضر مي شود، در مي يابند که تاکنون به خطا رفتند و مردم همانجا، يعني سرجاي اصلي خودشان، ايستاده اند. شک نبايد کرد که حتي اگر مردم براي مدتي آن راه و رسم را فراموش کرده و دنبال اين و آن بروند، باز در وقت حساس، حس باطني و علائق ايماني خود را در ارتباط با استوانههاي علم و تقوا نشان مي دهند و امروز يکي از آن روزها بود.
روشن است که در ميان تشييع جنازههايي که انجام ميشود، چنين جمعيتهايي در اين وسعت و با اين عشق و علاقه، تنها براي مراجع ديني اجتماع مي کند. اين امر البته منحصر به مسلمانان نيست. اين حضور نشانگر آن است که مردم، پيرو آناني هستند که بر دلهايشان حکومت ميکنند.
صلوات صلوات صلوات
اذا مات العالم ثلمة في الاسلام ثلمة لا يسدها شيء

بسمه تعالي
اذا مات العالم ثلمة في الاسلام ثلمة لا يسدها شيء
ضايعهي مؤلمهي درگذشت مرجع عاليقدر تقليد و فقيه بزرگوار حضرت آيت الله آقاي حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي قدس الله سرّه كه از استوانه هاي بزرگ علمي حوزه مقدسه بودند و با تعليم و تربيت شاگرداني با فضيلت و فضلائي بزرگ منشاء خدمات شاياني به اسلام و مذهب حقّه تشيع بودند موجب تأثر فراوان گرديد. اين فقدان اسف بار را به مراجع بزرگ تقليد و علماي اعلام و حوزه هاي علميه به ويژه حوزه مقدسه قم و عموم علاقمندان ايشان خاصّه آقازادگان و بازماندگان محترم آن مرحوم تسليت عرض مي كنيم و به همين مناسبت مجلس بزرگداشتي از جانب رهبر معظّم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي (مدظلهالعالي) چهارشنبه شب مورخ 1/9/85 بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد اعظم قم و مجلس ديگري در تهران مدرسه عالي شهيد مطهري در روز شنبه مورخ 4/9/85 از ساعت 15 الي 30/16 برقرار است.
دفتـر مقـام معظّـم رهبـري
1385/8/30
![]()
