تبليغاتX
سید
 امام جواد (ع)

با عرض سلام خدمت دوستان . شهادت مولا حضرت امام

جواد(ع) را محضر مبارک حضرت صاحب الزمان (عج) و مقام

معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله)

ومراجع محترم اسلام و همه مسلمانان جهان تسلیت

میگویم.وبلاگ سید

 

 

زمينه شهادت

شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد .
مامون كه بر آن بود تا با زيركي خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداري از جايگاه دامادي امام جواد (ع) به مهار وقايع روزگار خود خصوصا علويان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب يا شعبان سال 218 از دنيا رفت.(بحار الانوار ج50 ص16 ، تاريخ الامم والملوك ج50 ص30 ) ومعتصم برادر وي با نگرشي ديگر به معادلات سياسي و اجتماعي وي روحيه سپاهي گري و نظامي گري به قدرت رسيده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمي كرد، از اينرو پس از رسيدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند كه در حقيقت اين فرا خواني، آغاز محدوديت و محصور كردن امام به شمار مي آيد.
بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت.
حكيم بن عمران مي گويد هنگامي كه حضرت به دنيا آمد امام رضا (ع) به ياران خويش فرمود : براي من فرزندي به دنيا آمده كه مانند " موسي بن عمران " درياها را مي شكافد و چون "عيسي بن مريم" مادر او مقدس و پاكيزه و پاكدامن است . سپس فرمود: اين فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر وي مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد(بحار الانوار ج50 ص15 )
معتصم پس از رسيدن به خلافت و گرفتن بيعت، از وضعيت امام جواد (ع) و محل سكونت وي پرسيد كه در پاسخ به او مي گويند در مدينه به سر مي برند .
معتصم به "محمد بن عبدالملك زيات" كه سمت وزارت وي را در مدينه داشت ابلاغ كرد تا با احترام خاص امام جواد(ع) را با ام الفضل از مدينه به بغداد روانه سازد. 
محمد بن عبدالملك نيز نامه معتصم را به علي بن يقطين داد و او را مامور روانه ساختن امام جواد(ع) به بغداد كرد.( بحار الانوار ج50 ص8 )
عمر مبارك امام در اين سال 218ه.ق بيست و سه سال بود و اين دومين سفر حضرت به بغداد بود. حضرت كه در سفر نخست به دستور مامون به بغداد فرا خوانده شده بوددر واكنش به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد :
اي مولاي من ، اكنون كه مدينه را ترك مي كني براي شما نگرانم. تكليف چيست وامام بعد از تو كيست ؟
امام جواد(ع) با لبخندي معنا دار فرمود:" ليس حيث طننت في هذه السنه "، آنچه را كه تو گمان مي كني (براي آن نگراني ) در اين سال واقع نمي شود .
امام در سفر دوم خود و احضار وي از سوي معتصم ، در پاسخ به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد: اي مولاي من، جانم به قربانت، مدينه را ترك مي كني، تكليف ما بعد از تو چه خواهد بود ؟
امام فرمود: " الامر من بعدي الي ابني علي " امر امامت و پيشواي بعد از من برعهده فرزندم علي (ع) است.
(الارشاد ص328 ، بحار الانوار ج50 ص118 )
تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد(ع) اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد(ع) يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار.
بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت و مورد كم توجهي حضرت قرار مي گرفت بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد.

 

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط .سید در پنجشنبه 30 آذر1385 و ساعت 1:14  
 برای روح الله

به یاد حضرت روح الله . برای روح الله

این عکس تقدیم به دوستان

برای شادی روح حضرت امام خمینی (ره)

صلوات

لبخند تو زیبا ترین لبخند بود

 

 

|+| نوشته شده توسط .سید در دوشنبه 27 آذر1385 و ساعت 2:11  
 چرا چرا چرا

به در خواست دوستان .چرا چرا چرا

هزار یک چرا


چرا به حضرت آدم . آدم می گویند؟

 

چون از ادیم الارض (یعنی .مایظهر من الا رض =خاک)خلق شده

 

است

 

.قولی دیگر گوید:ادیم به طبقه چهارم زمین گفته می شود

 


 

چرا به حضرت ابراهیم >ابراهیم میگویند؟

 

اصل ابراهیم (هم فبر)است یعنی همت گماشت پس نیکی کرد یا اصل

 

آن (هم با لاخره وبری من الدنیا)است یعنی به آخرت همت گماشت

 

واز دنیا بری شد بعد تخفیف داده شد وبه صورت ابراهیم در آمد.بنامبر

 

قولی اصل ابراهیم (ابرام)بوده (اب)به معنی پدر و(رام)به معنی

 

بلند مر تبه و خداوند در سن 99سالگی نام اورا به ابراهیم(پدر اقوام)

 

تبدیل کرد

 


 

چرا به حضرت ابراهیم .خلیل الله گویند؟

 

حضرت ابراهیم(ع)می فرماید:به سه علت من خلیل الله شدم:اول :فرمان

 

خدا را به دستور دیگران ترجیح دادم

 

دوم:برچیزیکه خدا کفایت کرده بود(مانند روزی)همت

 

نگاشتم.سوم:هرگز بون مهمان غذا نخوردم.

 

امام صادق (ع)میفرماید)لکثره سجوده علی الارض)یعنی حضرت

 

ابراهیم به جهت خلیل الله شدچون زیاد بر زمین سجده می کرد .امام

 

هادی (ع)می فرماید:خدای تعالی ابراهیم را خلیل خود گردانید چون او

 

بر محمد وآل محمد زیاد صلوات می فرستاد.امام رضا (ع)روحی فدا می

 

فرماید:چون احدی را رد نکرد واز غیر خدا در خواست ننمود.

 


 

 

چرا به حضرت ابراهیم.ابوالضیفان میگویند؟

 

ابوالضیفان یعنی پدر میهمان ها وچون حضرت ابراهیم (علاقه زیادی به

 

میهمان داشت)هرگاه می خواست چیزی بخورد بقدریک میل یا دو میل

 

راه بیرون می رفت تا کسی را بیابد وبا اوغذا بخورد از این جهت اورا

 

ابوالضیفان نامیدند

 

|+| نوشته شده توسط .سید در دوشنبه 27 آذر1385 و ساعت 1:59  
 انتخابات.شوراها

رای من.نظر من درباره انتخابات و سیاست .!؟

 

جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود.

 

جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود

 

جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود

 

 

مقام معظم رهبری

 

راه صحیح.اصولگرایی اصلاح طلبانه است.

 

 

 

با عرض سلام وادب محضر دوستان وعزیزان گرامی .دوستان به ایمیل .و همراه بنده تماس

 

داشتن که درباره انتخابات مطلبی بزن.نمی خواستم .که وبلاگ سید را آغشته به انتخابات

 

کنم .اما . برای خود زیباست .پس انتخابات شوراها! به نظر من شوراها می توانند حلقه ارتباطی

 

بین مردم ودولت باشند واز این جهت از اهمیت زیادی بر خوردارند وبه فرموده مقام معظم

 

رهبری انتخابات شوراها از این جهت مهم است که کار روز مره مردم بسته به آن است.به نظر

 

بنده مردم باید نسبت به شرکت در انتخابات کاندیدای شوراها ازاین منظر احساس مسئولیت نمایند

 

که شوراها نقش بسیار تعیین کنندهای در هدایت کل نیروهای شهرداری ها به سمت تحقق یک

 

برنامه درامور جاری شهر دارد.لذا اگر این مطلب درست به مردم عزیز اطلاع رسانی شود

 

بدیهی است هر شهروندی با توجه به غرور و غیرت و اهتمامی که بر حفظ منافع ملی

 

دارد .حتما در انتخابات نه تنها شرکت می نماید بلکه دیگران را نیز به شرکت در این امر مهم

 

تشویق می نماید. اما مطلب بسیار زیبا و قابل تشخیص را مقام معظم رهبری .حضرت آیت الله

 

خامنه ای (حفظه الله)در بیان خود فرمودند که به افرادی رای دهید که اصولگرایی اصلاح طلب

 

باشند.

 

 حق من رای من نماینده من.

 

درود بر ملت ایران

 

|+| نوشته شده توسط .سید در چهارشنبه 22 آذر1385 و ساعت 1:25  
 چرا هزار یک چرا

به در خواست دوستان .چرا چرا چرا

هزار یک چرا

چرا به پیغمبران اولواالعزم.اولواالعزم میگویند؟

 

(اولوا)به معنی صاحبان و (عزم)هم به معنی عزیمت واراده محکم است وچون این

 

پیامبران اراده کردند تا شریعت وکتاب پیامبرقبل از خودرا ترک کرده وخود شریعت

 

وکتاب جدیدی بیاورند به آنها اولواالعزم می گویند.امام جعفر صادق(ع) می

 

فرماید :زمانی که خداوند بر محمد واصیای او عهد وپیمان گرفت اینها عزم خود را جزم

 

کردند واقرار براین مطلب نمودند.و امام رضا (ع)روحی فدا.می فرماید:چون این

 

پیغمبران صاحب عزائم وشرایع بودند.عزم به معنی اراده محکم واستوار وچون این

 

پیامبران صاحب شریعت جدید و آئین تازه با مشکلات وگرفتاریهای بیشتری روبرو بودند

 

وبرای مقابله با آن عزم و اراده محکم تری لازم داشتند به آنها اولواالعزم میگویند


چرا به پیامبر .نبی میگویند؟

 

چون نبی از ((نبوه =شی ءمرتفع))است ودر اینجا به معنی انسان بلند

 

مرتبه می باشد و یا از نبا به معنی خبر است و در اینجا به معنی کسی

 

است که از جانب خدا خبر می دهد و یا نبی ءبه معنی راه روشن است به

 

این معنی که پیامبر راه روشنی به سوی خدا می باشد


|+| نوشته شده توسط .سید در یکشنبه 19 آذر1385 و ساعت 3:34  
 حضرت شیخ جعفر مجتهدی(ره)

با عرض سلام .چند روز پیش که مشهدبرای میلاد حضرت علی بن موسی

رضا (ع) روحی فدا رفته بودم .بر سرمزار حضرت شیخ جعفرآقا مجتهدی (ره)

هم رفتم .حالی دست داد .مرقدبسیار با روحی دارندخدا رحمت کند ایشان

را .از مردان حق بودند آنجا از حضرت ارباب آقا امام رضا(ع) خواستم تا بیشتر

از جعفرآقا بدانم.به چند دقیقه نرسید که یکی از دوستان شیخ جعفر آمد

انسان بسیار با ادبی بود .با هم شروع به حرف زدن کردیم.از شیخ جعفر

خاطرهای گفت که گفتم برای شما هم بگویم خالی از لطف نیست.

بسم الله


مهربانی با مادر

جناب آقای میرزا هاشم‌زاده نقل كردند:

زمانی كه آقای مجتهدی در یكی از اتاقهای باغ رضوان مشهد بسر می‌بردند،

یك روز صبح كه صبحانه تهیه كرده بودند، جوانی را همراه خود به آنجا آوردند

و سه نفری صبحانه خوردیم، بعد از صرف صبحانه هنگامی كه آقا تشریف

بردند، از آن جوان سؤال كردم، شما چگونه با آقا آشنا شدید و چه كار

داشتید؟

 گفت من بیكار بودم و فكر كردم این آقا در اینجا مشغول كار می‌باشند، لذا

از ایشان خواستم كاری به من بدهند تا مشغول آن شوم، هنگامی كه این

درخواست را نمودم به من فرمودند:

شما با مادرتان قهر كرده و به اینجا آمده‌اید، مگر صدای گریه او را
نمی‌شنوید؟

 همینكه این مطلب را فرمودند، دركمال تعجب صدای گریه مادرم را شنیدم و

بسیار متأثر و متأسف شدم! سپس فرمودند:

 در جیب خود سه تومان پول داری، این مبلغ را هم بگیر و بعد از
صرف صبحانه به نزد مادرت برو و با او مهربانی كن و دیگر او را
ناراحت نكن كه خسرالدنیا و الآخره خواهی شد.


دستگیری از اولاد حضرت زهرا (علیها‌السلام)

 

آقای مجتهدی می‌فرمودند:

زمانی كه در مشهد مقدس سكونت داشتم اطلاع پیدا كردم، سیدی
از اولاد حضرت فاطمه زهرا (علیها‌السلام) در كنار خیابان چادری زده
و با اهل و عیال خود در آن زندگی می‌كند، با شنیدن این خبر قرار و
آرامش از من سلب شد، بعد از تفحص از علت این واقعه متوجه
شدم كه این سید یك سال است به علت عدم توانایی مالی
نتوانسته است مال الأجاره‌اش را پرداخت كند و صاحب خانه او را
بیرون كرده است، و او به ناچار در كنارخیابان چادری زده و در آن
زندگی می‌كند.
پس از اطلاع از این مطلب فوراً به سراغ صاحب خانه رفته و مال
الأجاره‌ای كه عقب افتاده بود را پرداخت كردم، آنگاه منزلی به مدت
یك سال اجاره نموده و هزینه یك سال اجاره را جلوتر پرداخت كردم،
سپس نزد آن سید رفتم و كلید خانه را به او تحویل دادم و گفتم این
خانه از طرف حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌باشد و اجاره آن تا یك
سال پرداخت شده و بعد از آن هم خدا بزرگ است، فقط خدا
می‌داند در آن روز چقدر آن سید خوشحال شد، به طوری كه از فرط
خوشحالی به شدت اشك شوق می‌ریخت.
همان شب در عالم خواب خدمت حضرت رضا (علیه‌السلام) مشرف
شدم و آن جناب به پاس اینكه دل سیدی از اولاد پیامبر (صلی الله
علیه و آله و سلم) را به دست آورده‌بودم بسیار به من محبت كرده و
علم كیمیا را به من آموختند.

آقای مجتهدی در حالی این حكایت را نقل می‌كردند كه به شدت

می‌گریستند و به دوستان می‌فرمودند:

دل ،  دل شكسته‌ای را به خاطر خدا آباد كردن آن هم به گونه‌ای كه
دست چپ از دست راست باخبر نشود، از مهمترین اعمال سلوك
الی الله می‌باشد.
صدها فرشته بوسه بر آن دست می‌زنند
كز كار خلق یك گره بسته واكند

تا آنجا كه در توان دارید در انجام این مهم سعی كنید تا خداوند هم در
موقع اضطرار از شما دستگیری نماید.

پاداش احسان به سادات

 

حجت الإسلام  گل‌محمدی نقل كردند:

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش

انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینكه مقداری

از مسیر را با ایشان طی كردم متوجه شدم كه از سرما بخود می‌لرزد، فوراً

یكی از آن دو عبا را كه بر دوشم بود و تازه تهیه كرده بودم به ایشان دادم.

بعد از ظهر همان روز كه به منزل آقای مجتهدی رفتم، ایشان نگاهی به من

كرده و تبسمی نمودند. آنگاه فرمودند:

 
آقاجان، ائمه اطهار (علیهم‌السلام) به شما توجه دارند.

 

عرض كردم: من به غیر از معصیت و شرمندگی كاری نكرده‌ام.
فرمودند:

 خیر آقاجان، اینطور نیست كه می‌فرمایید، شما كارهای خوبی
انجام می‌دهید.

 

پرسیدم مثلا‌ً چه كاری؟ مجدداً تبسمی نموده و فرمودند:

 شما به اولاد ایشان محبت دارید، بله، به یكی از اولاد ایشان محبت
چشمگیری كرده‌اید، ائمه اطهار (علیهم‌السلام) هم در قبال آن به
شما لطف دارند

 آقای مجتهدی طوری صحبت می‌كردند كه گویا عبایی را كه به آن سید

محترم داده بودم دیده بودند!!


زیارت به نیابت مادر

جناب آقای یزدان پناه تعریف كردند:

چندین سال قبل كه می‌خواستم به پابوس حضرت رضا (علیه الاف التحیه و

الثناء) مشرف شوم جهت خداحافظی نزد مادرم رفته و به ایشان گفتم: قصد

زیارت حضرت رضا (علیه‌السلام) را دارم چه چیزی دوست دارید برای شما

سوغات آورم؟
 

مادرم گفتند: چیزی جز سلامتی تو را نمی‌خواهم اما وقتی مشرف شدی

یك زیارت به نیابت من بجا آور. بنده هم قبول نموده و به مشهد مقدس رفتم

و پس از زیارت حضرت رضا (علیه‌السلام) خدمت آقای مجتهدی رسیدم، در

آنجا به ایشان عرض كردم: آقاجان توجهی كنید تا حضرت علی بن موسی

الرضا (علیه‌السلام) عنایتی فرمایند و گشایشی در كارهایم حاصل شود.

ایشان نگاهی به من كرده و فرمودند:

به یاد دارید وقتی می‌خواستید به مشهد بیایید، مادرتان چه گفت؟

عرض كردم: خیر آقاجان چه گفت؟

فرمودند:

وقتی شما جهت خداحافظی نزد مادرتان رفتید و گفتید چه چیزی
برایتان به سوغات آورم. گفتند: من سلامتی تو را می‌خواهم ولی
یك زیارت به نیابت من بجا آور. شما سه روز است به مشهد آمده‌اید
بلی زیارتی كه به نیابت مادرتان قبول نمودید را انجام نداده‌اید. این
زیارت برای ایشان نوشته شده است و انجام آن بر عهده شما
می‌باشد و گشایش كار شما به انجام فرمان مادر می‌باشد.

آقای یزدان پناه می‌گفتند: اتفاقاً آن روز مصادف بود با روز شهادت حضرت رضا

(علیه‌السلام) و من در آن روز حضرت را به نیابت مادرم زیارت كردم و پس از

آن مشكلات من یكی پس از دیگری حل شد.

|+| نوشته شده توسط .سید در جمعه 17 آذر1385 و ساعت 2:45  
 عکس امام رضا

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

میلاد مبارک حضرت رئوف رضای طوس برتمام عاشقان مبارک باشد

دعاگوی دوستان عزیز در مشهد هستم


آرزویست مرا از سر عشق تو بدرگاه علی

نوکری در حرم شاه خراسان علی بن علی


یا ضامن آهو مددی

 

حاجات دنیوی خود را از جواد من بگیرید

|+| نوشته شده توسط .سید در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 12:24  
 هزار ویک چرا

چند روز پیس در جمع  دوستان .چند سوال ازچرا وچرا وچرا بود .قول دادم تا در اولین فرست جواب دوستان را دروبلاگ سید بدهم.

بسم الله الرحمن الرحیم

هزار یک چرا

چرا به خدا ،خدا می گویند ؟

اصل واژه (خدا )،(خود آمده)یا(خودآغازکننده)است.سپس مخفف گردیده وخدا شده است (به این معنی که پدیدهای نیست تا پدیدآورنده خواسته باشد بلکه ذاتش چنین است که از ازل بوده است بر خلاف مخلوقات عالم که از اول نبوده اند وخدا آنها را پدید آورده است )در پهلوی خدا به معنی (خو اتای)شاه(و آفریدگارجهان)است.

چرا به خدا ،الله می گویند؟

لفظ (الله)مشتق از (اله)است مثل فیال ـمصدربه معنی مفعول وبه معنی معبود می باشد .بعضی گفته اند از وله یا اله مشتق است به معنی تحیر ـخدا را از آن جهت اله گویند که عقول از درک ذات او متحیر است.

چرا به خدا ،صمد می گویند؟

کلمه (صمد)به معنی قصد کردن ویا قصد کردن با اعتماد است و چون در آیه قرآن مطلق آمده است به معنی (سید و بزرگی که از هر سو به جانبش قصد می کنند تا حوائجشان او را قصد می کنند به او صمد میگویند.

بعضی از مفسران گفته اند: کلمه (صمد)به معنی چیز توپری است که جوفش خالی نباشد ودر نتیجه نه بخورد ونه بخوابد ونه بچه بیاورد ونه از کسی متولد شود بنا بر این تفسیر .جمله (لم یلد ولم یولد )تفسیر کلمه (صمد )خواهد بود

پست بعدی را هم بخوانید

|+| نوشته شده توسط .سید در چهارشنبه 8 آذر1385 و ساعت 1:42  
 آیت الحق سید علی قاضی (ره)

در محضراستاد حضرت آیت الله سید علی قاضی(ره) 

چند توصیه بسیارخواندنی از حضرت استاد قاضی!

نماز

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت

ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس

اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها

را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه

هشت رکعت هنگام زوال است ].

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می

فرمودند:

« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند:

روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را

بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند:

 
« به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »

 

بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت

به تأخیر می انداخته است.

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را

بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع.

اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه

کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در

تعقیب نماز ترک نشود.


دعا در قنوت نماز

آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز

هایشان بخوانند:

« اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی

 

یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »


قرآن

آیت الله نجابت می فرمودند:

آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی

(از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که:

« هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند
بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »

 

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:

« چند سفارش ایشان عبارت است از:

اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید.
توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از
ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می
فرمودند برو نماز شب بخوان! »

آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله  طباطبایی می فرمودند:

 
« دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً.
آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط
مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر،
خصوص در بطون لیالی...»

و نیز:

« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب
مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »


نماز شب

« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که
می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی
بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »

علامه طباطبایی می فرمودند:

« چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت

و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا

یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور

می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و

گفتند:

ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

حاج سید هاشم حداد می فرمودند:

« مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده

بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری

تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر

دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته

باشید. »


توسل به ائمه أطهار(ع)

 

آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند:

 
« .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود
هم پیش ما است.
با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »


توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)

 
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.
سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت
هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.

دل هیچ کس را نرنجانید!

 
دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت
والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام
و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده.
الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد



دعا برای فرج امام زمان(ع)
 
از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ
در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.

|+| نوشته شده توسط .سید در چهارشنبه 8 آذر1385 و ساعت 0:59  
 حضرت معصومه (س)

 سلام بر بانوی حرم دل فاطمه معصومه(س)

میلاد حضرت معصومه کریمه اهلبیت (ع)بر تمام عاشقان مبارک

 

.نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست .

لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر< «ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربيع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع) و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.

زیارت مجازی حضرت معصومه(س)برای شروع زیارت یک صلوات...درادامه


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط .سید در پنجشنبه 2 آذر1385 و ساعت 6:55  
 تشییع کم نظیر مرجع فقیدشعیه.حضرت آیت الله شیخ میرزا جواد تبریزی(ره)

 

اذا مات العالم ثلمة في الاسلام ثلمة لا يسدها شيء

پیکر پاک حضرت آیت الله میرزا جوادتبریزی.(ره)در جمع دوستان وشاگردان

تشييع كم‌نظير مرجع فقيد شيعه بر شانه‌هاي مردم قم

 

امروز يکي از چهره‌هاي برجسته حوزه علميه قم، آيت‌الله العظمي ميرزا جواد تبريزي توسط مردم قم و شمار زيادي از علاقه‌مندان وي که از شهرها و حتي برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس به قم آمده بودند، تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شد.

نويسنده اين سطور که خود در تشييع جنازه حاضر بود، شاهد حضور هزاران نفر در اين تشييع بود که با عشق و علاقه و با چهره‌هايي مضطرب و در عين حال شائق، در اين تشييع شرکت کرده بودند. روشن است که تصاوير اين تشييع جنازه بر اساس آنچه که از زواياي مختلف فيلمبرداري شده، در رسانه‌هاي تصويري قابل رؤيت خواهد بود.

اگر قدري به گذشته مراجعه کنيم، فراوانند کساني که تشييع جنازه آيت‌الله العظمي بروجردي را به خاطر دارند و از فراواني جمعيتي که آن روز در قم اجتماع کردند، خاطره‌ها مي‌گويند. خود ما نيز خاطره تشييع پيکر برخي از مراجع ديگر قم از جمله حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني را به خاطر داريم. و در رأس آنان، تشييع امام امت که شايد بي‌مانندترين تشييع‌ انجام شده در تاريخ است.

اما جداي از آن که اين تشييع عشق و علاقه وافر مردم را به مرجعيت نشان مي‌دهد، اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که مي‌بايست به آن توجه کرد.

در درجه اول، براي کارگزاران حکومتي و دولتي که به اسم جمهوري اسلامي و دولت ديني رشته امور را در دست دارند. آنان مي توانند با ملاحظه اين تصاوير دريابند که ايمان مردم در اصل به دين است و قدرت و سکان داري بدون اعتناي به دين و دينداري و اهميت دادن به شرع و احکام ديني و دفاع از حقوق شرعي مردم، چيزي نيست که ارزشي داشته باشد. آن چه که مردم از آن تقدير مي کنند، متن حق و حقيقت است، چه صاحب آن بر سرير قدرت باشد يا در حاشيه و خانه و مدرسه سرگرم درس و بحث. اين علم و تقواست که مردم از آن تقدير مي‌کنند.

اهميت ديگر اين تشييع، براي دولت نهم است که مع‌الاسف طي يک سال گذشته، رابطه اش با مرجعيت چندان مستحکم نبوده است. اگر کساني در دولت هستند که تصور مي کنند، همين که به اسم دولت اسلامي بر سرير قدرت نشسته اند کافي است و مردم تنها آنان را به عنوان نماينده دين مي‌شناسند، علي‌القاعده بر خطا بايد باشند. آنان گرچه مشروعيت خود را از رأي مردم و تصويب آن توسط رهبري گرفته اند، اما به هيچ روي، وضع چنان نيست که احساس بي نيازي از مرجعيت کرده و از آن فاصله بگيرند. اگر مردم در جايي به آنان رأي مي دهند، در اينجا هم با حضور در اين قبيل مراسم، نشان مي‌دهند که، آن که بر دلها حکومت مي کند، کسي است که به تمام معنا در خدمت دين و مردم باشد. اميدواريم دولت نهم، بخشي از تواضع و خاکي بودن خود را که بر آن تأکيد مي کند، در برابر مرجعيت نشان داده، برابر آنان فروتني کرده و به سخن اينان که هم محبوب مردم هستند ودر عين حال، متخصص در دين، گوش فرا دهد و بي اعتنايي نکند.

اما يک گوشه ديگر اين تشييع جنازه، درسي براي لائيک‌هاي ماست که تصور مي‌کنند هرچه دنيا جلوتر مي رود، مردم بي دين تر مي شوند و گويا فرهنگ جديد غربي حرف اولين و آخرين را مي‌زد. اين جماعت، با کمال تأسف، صد سال است که همين خيال خام و اشتباه را مي‌کنند. اما هر بار که مرجعي مي‌ميرد و موج جمعيت در تشييع آنان حاضر مي شود، در مي يابند که تاکنون به خطا رفتند و مردم همانجا، يعني سرجاي اصلي خودشان، ايستاده اند. شک نبايد کرد که حتي اگر مردم براي مدتي آن راه و رسم را فراموش کرده و دنبال اين و آن بروند، باز در وقت حساس، حس باطني و علائق ايماني خود را در ارتباط با استوانه‌هاي علم و تقوا نشان مي دهند و امروز يکي از آن روزها بود.

روشن است که در ميان تشييع جنازه‌هايي که انجام مي‌شود، چنين جمعيت‌هايي در اين وسعت و با اين عشق و علاقه، تنها براي مراجع ديني اجتماع مي کند. اين امر البته منحصر به مسلمانان نيست. اين حضور نشانگر آن است که مردم، پيرو آناني هستند که بر دلهايشان حکومت مي‌کنند.

صلوات صلوات صلوات

|+| نوشته شده توسط .سید در چهارشنبه 1 آذر1385 و ساعت 12:50  
 مجلس بزرگداشت مرحوم حضرت آيت الله حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي (ره)

 

اذا مات العالم ثلمة في الاسلام ثلمة لا يسدها شيء

بسمه تعالي

اذا مات العالم ثلمة في الاسلام ثلمة لا يسدها شيء

ضايعه‌ي مؤلمه‌ي درگذشت مرجع عاليقدر تقليد و فقيه بزرگوار حضرت آيت الله آقاي حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي قدس الله سرّه كه از استوانه هاي بزرگ علمي حوزه مقدسه بودند و با تعليم و تربيت شاگرداني با فضيلت و فضلائي بزرگ منشاء خدمات شاياني به اسلام و مذهب حقّه تشيع بودند موجب تأثر فراوان گرديد. اين فقدان اسف بار را به مراجع بزرگ تقليد و علماي اعلام و حوزه هاي علميه به ويژه حوزه مقدسه قم و عموم علاقمندان ايشان خاصّه آقازادگان و بازماندگان محترم آن مرحوم تسليت عرض مي كنيم و به همين مناسبت مجلس بزرگداشتي از جانب رهبر معظّم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله‌العالي) چهارشنبه شب مورخ 1/9/85 بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد اعظم قم و مجلس ديگري در تهران مدرسه عالي شهيد مطهري در روز شنبه مورخ 4/9/85 از ساعت 15 الي 30/16 برقرار است.

دفتـر مقـام معظّـم رهبـري
1385/8/30

 

|+| نوشته شده توسط .سید در چهارشنبه 1 آذر1385 و ساعت 3:0  
 پیام تسلیت مقام معظم رهبری .حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله)

در پی درگذشت عالم ربانی و فقیه عالی مقام آیت الله آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تسلیتی صادر فرمودند.
متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با تأسف و تأثر فراوان اطلاع یافتیم که عالم ربانی و فقیه عالی مقام آیت الله آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی رحمه الله علیه دار فانی را وداع گفته و حوزه های علمیه را سوگوار ساخته است.
ایشان از مراجع معظم تقلید و از برجسته ترین اساتید حوزه ی علمیه قم بودند و در طول دهها سال، جمع کثیری از فضلا و طلاب علوم دینی از افادات و تحقیقات علمی این فقیه و اصولیِ عالیقدر بهره مند گشتند. تقوی و پارسایی این مرد بزرگ در کنار خلق و خوی مردمی و رعایت پدرانه ای که با شاگردان و ارادتمندان خویش به کار می برد، ایشان را در میان طلاب و جوانان و بسیجیان، شخصیتی محبوب ساخته و حضور ایشان در عرصه های گوناگون حماسه های انقلاب کرامت مضاعفی در این وجود پربرکت پدید آورده بود.
مردم شریف قم هنوز سیمای با وقار ایشان در تشییع پیکرهای مقدس شهیدان دوران دفاع مقدس را فراموش نکرده اند.
درگذشت این عالم عامل و این شخصیت علمی برجسته برای حوزه های علمیه خسارتی بزرگ است.
اینجانب رحلت آن بزرگوار را به مراجع معظم تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و به عموم ملت ایران، به ویژه به شاگردان و ارادتمندان و مقلدان ایشان و نیز به بیت مکرم و آقازادگان محترمشان تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال می خواهم که برترین پاداش صالحان را به ایشان عطا فرماید.

سید علی خامنه ای
30/آبان/1385
|+| نوشته شده توسط .سید در چهارشنبه 1 آذر1385 و ساعت 2:33  
 دفتر آیت الله تبریزی(ره)

|+| نوشته شده توسط .سید در چهارشنبه 1 آذر1385 و ساعت 2:27