(( ... بسوز كه سزاوار اين سوختني، بساز كه مجبور به اين ساختني، اين بر تو كه مورد قهر خدا قرارگرفتي رواست تا ديگران عبرت بگيرند و در اجراي فرمان حق قصور نكنند ... سبحانك يا رب سبحانك يا رب ... من خود ميدانم مستحق اين بختم، اين عذاب را به جان خريدارم تا كه خود نظري كني سبحانك ... ))
صدايي آشناست، صدايي كه نوازشگر لحظات مجروحِ فطرس است؛ آري صداي بالهاي نازنين روحالامين است.
(( ... آرام بگير فطرس گوش كن گويي او تنها نيست خيلِ فرشتگان خدا نيز با او هستند؟! يعني چه شده؟ چه واقعة عظيمي رخ داده كه اينچنين ملائكه از عرش بر زمين هبوط ميكنند؟ هرچه هست خبر از خلقي عظيم دارد. يقين گُلي خلق شده كه ملائكه براي استشمام آن گل ميروند! امّا نه! شايد ماه ديگري خلق شده، يا خورشيد ديگري، نه چه ميگويم؟ كه حتي وقتي خدا خورشيد را خلق نمود اين شور و همهمه نبود، اگر اين مخلوق تا اين حد عظمت داشته باشد حتماً ...
روحالامين! روحالامين! تو را به خدا بگو چه شده؟ حسرت بال و پرزدن شما مرا ميكشد؛ بيش از سوزش و شكستن بالم آزارم ميدهد. به فطرس بگو كه چه روي داده كه اينچنين ولوله در عرشِ خدا افتاده، مگر بار ديگر ابوالبشري خلق شده چون آدم؟ يا بالاتر از او؟ نوري از جنسِ خدا ... )).
جبرئيل پاسخ داد: (( رفيق پرشكسته، فطرس! كاش موردِ قهرِ خدا نبودي، ومي ديدي كه چه خبر شده؟ آري نوري و مولودي از نورِ خدا خلق شده او عزيز دل مصطفي كه نه! خودِ مصطفي است. او جگرگوشة علي، دردانة زهرا ست و پشتيبانِ مجتبي ست. اوخامس آلِ عباست كه به اهل زمين هديه داده شده است و ما براي تبريك به رسولِ خدا و اهلِ بيتش به حضورشان شرفياب ميشويم )).
ـ درنگ جايز نيست. ـ
(( خدايا، اي خدايِ مهربان مرا با روحالامين راهي كن كه عرضِ تـــبريك به رسولِ تو داشته باشـــم))
.(( كمكم كنيد؛ كه خداوند اجازة همراهي شما را به من داد، تحمل مرا هم تا زمين داشته باشيد))
(( بيش از اين معطلي جايز نيست؛ فطرس را هم با خود ميبريم به بركت اين مولود، آتش قهر خدا فرونشسته و اجازة همراهي او با ما داده شده، زيرِ بالهايش را بگيريد ... )).
زيباتر از اين زمان خلق نشده و نخواهد نشد، بيت علي غرقِ نور است محل رفت و آمد فرشتگانِ خداست همه در شعفند همه به هم تبريك ميگويند محفلِ انس كامل شده، چقدر اين بزم ديدني است، پنج آفريدة مقدسِ خدا احمد، علي، فاطمه، حسن و ... .
نام او چيست همه منتظرند به چه نام او را صدا بزنند، او كيست كه نيامده همه شيدايِ او شدهاند؟!
ـ همه از هم ميپرسند.
جبرئيل با پيغمبر زمزمه ميكند همه ساكت شدند، چشم به لبهاي رسولِ خدا دوختند امّا چرا پيغمبر خدا اشك ميريزد ... به ناگاه با صداي دلنشين نبي شوري به پا شد حسين . ... حسين؟ ... حسين! ... اين نام براي همه آشناست. براي همه ملائكه، براي همه انبياء و براي همة عالمِ، اين نام نامي است كه همة ملائكه، همه انبياء و همة عالم را دگرگون كرده است.
از فرشته شادي تا فرشتة ماتم از آدم تا خاتم و از ذره تا عالم.
ـ ديگر كسي نميپرسد كه چرا پيغمبر اشك ميريزد.-
حسين يعني واسطة احسان قديم، حسين يعني خون خدايِ كريم و حسين يعني ذبحِ عظيم.
همه ميخواهند براي او لالايي زمزمه كنند و در اين بين فطرس از همه مشتاقتر، خود را به گاهوارة حسين نزديك كرد.
بالهاي شكسته خود را به گهواره او زد؛ غرق در راز شد، نه! غرق در نياز شد (( ... ديگر تنها نخواهم ماند ديگر خسته نخواهم شد، بعد از اين نام تو مونسِ من است ذكر من بعد از اين در آن جزيرة تنهايي اين خواهد بود: سبحانك يا رب الحسين))
(( شايد فطرس نفهميد امّا همه ملائكه ديدند كه به يكباره بالهاي شكسته و سوختة فطرس ترميم شد و يا بهتراينكه، بالهاي نو بدست آورد. امّا فطرس عجيب زمينگير شده و اگر خواست خدا نبود، او از كنار گهوارة حسين تكان نميخورد )).
گويا ندايي از غيب ميگفت:
با عشق شرح راز كن، بر جمله عالم ناز كن، پرهاي خود را باز كن، پرواز كن پرواز كن ...
| اجرای این نوحه در تاریخ 22 دی ماه 1386 در کربلای معلا توسط «نزار القطری» بوده است که شبکه سوم سیما بعد از اخبار شبانگاهی 24 دی ماه، برای اولین بار آن را پخش کرد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. |
|
|
|
انا مظلوم حسین |
سلام بر دوستان و محبین گرامی اینترنت به موضوع تبلیغ وگسترش اسلام به صورت مکتوب ,فیلم وحتی آن لاین درآید.
هم اکنون تقریبا تمامی مراجع دینی وعلمای بانفوذ شیعه دارای پایگاه اینترنتی میباشند که دربرخی ازاین پایگاهها امکان بازدید چند زبانه نیزفراهم است

درتصویر مقابل آيت اللّه صافى گلپایگانی (مد ظله العالى) ازمراجع عظام شیعه که هم اکنون در سن 92 سالگی قرار دارد درحال استفاده از رایانه دیده میشود
فيلم توضيح آيتالله بهجت درباره قمهزني
در پي رد جواز قمه زني از سوي آيتالله بهجت فيلم توضيحات اين مرجع تقليد منتشر شد
آن چه بنده نقل كردهام، مخالفت مرحوم استاد آقا سيد ابوالحسن اصفهاني (رحمت الله عليه) با عمليت قمه و آن كه تا آخر هم مخالف ماندند و هيچ اجازه ندادند

حضرت آيت الله بهجت در پاسخ به استفتائي، مطالب منسوب به وي درباره جواز قمهزني را رد كرد.
حضرت آيتالله محمد تقي بهجت در پاسخ به استفتائي، مطالب منسوب به وي درباره تقدس خون قمه زنان و جواز اين بدعت را رد كرد.
متن كامل اين استفتا و پاسخ آن بدين شرح است:
«محضر مبارك مرجع بزرگوار، حضرت آيتالله العظمي بهجت(دام ظله العالي)
سلام عليكم؛
به استحضار مبارك ميرساند، مدتي است يك لوح فشرده (سي دي) با عنوان «حقيقت مظلوم» در ارتباط با فتواي مرحوم اصفهاني به وجوب قمهزني، تكثير و توزيع گرديده و در آن با نقل قول و انتساب مطلبي به جنابعالي در راستاي تقدس خون قمهزنان و وصيت حضرتعالي براي همراهي در كفن و قبر خود بهرهبرداري نموده و در اين مطلب استناد به حضرتعالي نمودهاند، مستدعي است در جهت تنوير افكار مقلدين حضرتعالي نسبت به صحت و سقم مطلب مزبور اعلام نظر نماييد. باتشكر، جمعي از مقلدين حضرتعالي، تهران، مسجد امام موسيبن جعفر(ع)

پاسخ:
باسمه تعالي
آن چه بنده نقل كردهام، مخالفت مرحوم استاد آقا سيد ابوالحسن اصفهاني (رحمت الله عليه) با عمليت قمه و آن كه تا آخر هم مخالف ماندند و هيچ اجازه ندادند.
اما بنده چنين لباس خون آلودي ندارم و چنان وصيتي هم نكردهام»
گفتني است، در دوران كنوني با توجه به تبليغات گسترده عليه مكتب شيعه، مراجع و بزرگان با قمهزني و كارهايي از اين دست كه موجب وهن دين و مكتب اهلبيت (ع) است به شدت مخالفند و آن را نوعي بدعت ميدانند. در همين راستا اداره ارشاد قم با انتشار كتابي با عنوان دست پنهان، تاريخچه قمهزني و ديدگاههاي مراجع و بزرگان دين را نسبت به اين عمل انحرافي گردآوري كرده است.
شايان ذکر است، متن کامل کتاب دست پنهان به نشانيhttp://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=26053 در دسترس علاقه مندان است.
عمری پربرکت برای پرورش طلاب
براي من دعاكن كه خدا به من عمر طولاني عطا كند

با سلام این مطلب را سایت فردا درج کرده بودند که بسیار زیبا و خواندنی می باشد
استاد يك روز من را صدا كردند و گفتند كه براي من دعاكن كه خدا به من عمر طولاني عطا كند تعجب كردم و گفتم استاد شما بايد مرا دعا كنيد اما وقتي علت را پرسيدم ايشان گفتند كه من زندگي ساده اي دارم اما اينكه چرا مي خواهم عمر طولاني داشته باشم فقط به خاطر اين است كه طلبه پرورش دهم
منبع :سایت فردا
پيام تسليت رهبر معظم انقلاب اسلامي
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ارتحال عالم رباني و معلم اخلاق مرحوم حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ احمد مجتهدي تهراني را تسليت گفتند.

متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
ارتحال عالم رباني و معلم اخلاق مرحوم حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ احمد مجتهدي تهراني رحمة الله عليه را به علماي اعلام و روحانيت معظم تهران و به شاگردان و تربيت شدگان و ارادتمندان اين شخصيت روحاني با ارزش و خدمتگزار و بخصوص به خانواده ي محترم و بازماندگان ايشان تسليت مي گويم.
عمر با بركت اين عالم عامل، منشاء خدمات ديني ارزنده يي بود كه برجسته ترين آن تأسيس و اداره ي شايسته ي مدرسه يي است كه در طول دهها سال، محل پرورش علماء و فضلاي فراوان بوده و هم اكنون تعدادي از تربيت شدگان در آن، در شمار فضلاء برجسته و عالمان و مجتهدان بزرگوارند.
علم و تقوا و تلاش متعهدانه در تربيت طلاب علوم ديني سه عنصر شاخص در شخصيت اين روحاني عاليقدر بود و بركات فراواني را براي حوزه هاي علميه به بار آورد. حق عظيم ايشان بر حوزه ي علميه ي تهران فراموش نشدني است.
رحمه الله رحمة واسعه و حشره مع محمد و آله الطاهرين.
سيدعلي خامنه اي
24/10/86

انا لله وانا اليه راجعون
( إذا مات العالم ثلم في الإسلام ثلمة لا يسدها شيء)

او چه آرام چشم از همه گرداند و در ماه محرم به جنت حسین شتافت
بادلی پر از درد وسوزباید بگویم که حضرت استاد آيتالله شیخ احمد مجتهدي تهراني.رحمت الله علیه .به لقا الله پیوست ایشان از اساتيد اخلاق حوزه علميه و مدير مدرسه علميه مجتهدي تهراني در سن 85 سالگي دعوت حق را لبيک گفت
پیشبینی آیتالله مجتهدی تهرانی از زمان مرگ خود

خوب به یاد دارم زمانی را که حضرت عشق استاد گفت که امسال سال آخری است که در مراسم احیا می تواند حاضر شود و سال آینده نخواهد توانست، زیرا امسال سال آخر عمر او است
آیتالله مجتهدی تهرانی آخرین باری که از بیمارستان مرخص شد، می گفت که به دعای مردم حالش خوب شده و توانسته به مراسم احیا بیاید، اما او در پایان مراسم احیای شب بیست و سوم سخن دیگری هم گفت.او گفت که کسی به در منزلش برای پرداخت وجوهات و سایر امور نرود زیرا او حال خوبی ندارد، همه امور را به دفتر مدرسه وکالت داده تا انجام دهد.
به همین راحتی حرف را زد و مردم هم به همین سادگی که شما خواندید، شنیدند و از کنار آن گذشتند.
چقدر باید طول بکشد تا انسانی چنین وارسته و خداجو و با این همه مجاهدت به وجود بیاید تا بتواند سکان هدایت وجدان های نیمه جان ما را به دست بگیرد؟
چرا قدردان اینگونه افراد تا زمانی که در میان ما هستند نیستیم؟ چرا همیشه بعد از اینکه از ما رخت بربستند، تازه به فکر آنها می افتیم؟ و برای آنها کنگره و یادواره و... برگزار می کنیم؟
چرا تا در میان ما هستند از وجود آنها استفاده نمی کنیم؟ کمی به خود بیاییم، شاید فردا دیر باشد!
گوشه ای از زندگینامه آیتالله احمد مجتهدی تهرانی

ملامحمد علی مجتهد، معروف به آیتالله حاج شیخ احمد مجتهدی تهرانی که ریاست علمی و مدیریت یک مدرسه علمیه در تهران را بر عهده داشت، از جمله علماء و استادان اخلاق مشهور بود.
|
|
مرحوم آیتالله احمد مجتهدی تهرانی در نهم مهرماه سال 1302 شمسی در تهران چشم به جهان گشود.
وی در خاندانی با تقوی و ورع و فضل و شرف پرورش یافت پدر ایشان مرحوم محمدباقر از کسبههای معروف و با تقوی و متدین تهران بوده و جد ایشان مرحوم میرزا احمد از تجار مشهور و از مؤمنین و متدینین عصر خود بود. بعد از این دو بزرگوار اجداد حضرت آیت الله مجتهدی همگی در کسوت روحانیت و از علماء جلیلالقدر و مبلغین اسلام و از ائمه جماعات مشهور کاشان بودند.
از جمله اجداد ایشان آیات و حجج اسلام، حاج ملا محمدعلی مجتهد و حاج ملامحمد باقر مجتهد و حاج ملا محمد کاظم مجتهد کاشانی بودند.
صاحب کتاب لبابالالقاب تالیف آیت الله مرحوم آخوند ملا حبیب الله شریف کاشانی متوفی 1340 قمری درباره یکی از اجداد ایشان یعنی حضرت آیت الله حاج شیخ محمدعلی مجتهد کاشانی مینویسد: «او فرزند حاج محمدباقر کاشانی است و آیت الله حاج محمدعلی مجتهد کاشانی عالمی فاضل و مدرسی بزرگوار در علوم شرعی و عقلی بود، به حدی که فضل و علم و زهدش بر دیگران مسلم و آشکار بود، و آن مرحوم فرزندی داشت به نام حاج ملا ابوالقاسم که او هم حکیم و منجمی زبردست بود و من آن فرزند را دیده بودم و او در تهران فوت کرد (و در اطراف چهار راه مولوی که در آن زمان قبرستان بود دفن گردید) و مرحوم آیت الله حاج محمدعلی از شاگردان فقیه عالیقدر حضرت آیتالله سیدمحمد تقی کاشانی بود و او از شاگردان عالم ربانی و معلم اخلاق حاج ملا احمد نراقی است و ملااحمد نراقی استاد شیخ مرتضی انصاری بود و وقتی که ملااحمد نراقی از رحلت آیتالله سیدمحمد تقی کاشانی باخبر شدند از شدت حزن و اندوه و با صدای رسا و بلند شدیدا گریه کردند و از فقدان آن عالم بزرگوار تاسف خوردند.»
آیتالله مجتهدی در سال 1362 قمری و در سن 19 سالگی به کسوت روحانیت درآمد و قبل از آن در بازار تهران مشغول به کار بود و پدر ایشان یعنی مرحوم محمد باقر راضی نبود که فرزندش طلبه شود ولی بر اثر عشق و علاقه زیادی که جناب استاد به علم و دانش داشت به سوی طلبگی روی آورد.
با توجه به مخالفت پدر، سالها با عسرت و سختی زیادی، در لباس روحانیت به تحصیل علم پرداخت و بعد از سالها نه تنها پدر راضی شد بلکه بر وجود چنین فرزندی در نزد خویشان و نزدیکان و در اجتماع افتخار میکرد.
وی پنج سال بعد یعنی در سال 1367 قمری و در سن 24 سالگی ازدواج کرد و در همین سال دروس رسائل و مکاسب را نزد آیات و حجج اسلام آقایان فاضل (پدر حضرت آیتالله العظمی فاضل لنکرانی) و سیدحسین قاضی و آقا شیخ قاسم نحوی امتحان داد و با موفقیت به اتمام رساند. بعد از قریب دو سال در سن 26 سالگی و در سال 1369 قمری امتحان کفایه و قسمتی از درس خارج را با موفقیت گذراند.
آیتالله مجتهدی در ضمن تحصیل، به تدریس کتب حوزوی هم میپرداخت و وقتی که از قم به تهران آمد شبها در مسجد امینالدوله که مرحوم حاج شیخ محمد حسین زاهد در آنجا مشغول به تدرس و اقامه نماز بود، استاد هم، صبح و عصر به امر تدریس اشتغال داشت و چون مرحوم حاج شیخ محمدحسین زاهد در اواخر عمر و با وجود کهولت سن به سختی مشغول تعلیم و تربیت طلاب بود، لذا از آیتالله مجتهدی تقاضا کرد که علاوه بر تدریس، شبها هم منبر برود و آیتالله مجتهدی در طول دو سال، شش جزء از اول قرآن را با استفاده از تفسیر برهان که مبنای تفسیری ایشان بود برای مستمعین آیات قرآن را تفسیر میکرد.
آیتالله احمد مجتهدی تهرانی صبحها در مسجد مرحوم حاج سید عزیزالله بازار جهت طلاب به تدریس کتب ادبیات و فقه مشغول بود و بعد از ظهرها هم برای کسانی که روزها شاغل بودند و بعد از ظهرها درس میخواندند به تدریس کتب حوزوی از قبیل مطول، سیوطی، مغنی، منطق و غیره میپرداخت.
دو سال بعد یعنی در 21 محرم سال 1372 قمری، ثلمهای در اسلام به وجود آمد و آن رحلت عارف زاهد و معلم اخلاق حاج شیخ محمدحسین زاهد رحمةالله علیه بود.
آیتالله احمد مجتهدی تهرانی پس از گذشت سه سال از رحلت آن عالم بزرگوار، همچنان به امر تدریس در مسجد مرحوم حاج سید عزیزالله واقع در بازار تهران مشغول بود تا آنکه به درخواست عدهای از علماء و مردم متدین، از حضرت استاد تقاضا کردند که حوزه علمیه را به مسجد مرحوم حاج ملا جعفر منتقل کنند که در آن زمان مسجد، انبار خاک ذغال و خمره ترشی کسبه محل بود، و تجار و مردم متدین با علماء مشورت کردند و به این نتیجه رسیدند که آیهالله مجتهدی به دلایلی نسبت به علماء دیگر جهت ادامه راه مرحوم حاج شیخ محمد حسین زاهد ارجحیت دارد.
بنابراین با همت تجار و مردم متدین، آیتالله مجتهدی توانست حوزه علمیه فعلی را که در تهران خیابان 15 خرداد شرقی، کوچه شهید مرتضی کیانی، کوچه مسجد آقا واقع است تأسیس کند.
در این حوزه هر سال مراسم عمامهگذاری با حضور آیتالله احمد مجتهدی تهرانی برگزار میشد.
* استادان مرحوم آیتالله مجتهدی تهرانی
دروس ادبیات عرب: در تهران و نزد مرحوم آیتالله حاج شیخ علیاکبر برهان
کتاب مطول: نزد مرحوم آیتالله محمدجواد خندقآبادی و مرحوم آیتالله سیدمرتضی علوی فریدونی
منظومه حاج ملاهادی سبزواری: نزد مرحوم آیتالله علامه طباطبایی
کتاب لمعتین: نزد حضرات آیات و حجج اسلام شهید صدوقی، مرحوم محمدجواد خندقآبادی و مرحوم شیخ عبدالرزاق اصفهانی
رسائل: نزد مرحوم آیتالله شیخ محمدجواد خندق آبادی
مکاسب: نزد مرحوم آیتالله سیدمحمد صادق طباطبایی
کفایه جلد اول: نزد مرحوم حضرت آیتالله العظمی سیدشهابالدین مرعشی نجفی
کفایه جلد دوم: نزد مرحوم آیتالله سیدصادق شریعمتداری
درس خارج به مدت یک سال: نزد مرحوم آیتالله العظمی حاج آقا حسین بروجردی
درس خارج به مدت یک سال: نزد مرحوم آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی
درس خارج به مدت یک سال: نزد مرحوم آیتالله حاج شیخ عباسعلی شاهرودی
درس خارج به مدت دو سال: نزد مرحوم آیتالله العظمی شیخ محمدرضا تنکابنی
و درس خارج به مدت شش سال: در محضر مرحوم آیتالله العظمی سیداحمد خوانساری
درس اخلاق: نزد مرحوم حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) در مدرسه فیضیه قم عصرهای جمعه و همچنین نزد عالم ربانی و معلم اخلاق حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سیدحسین فاطمی قمی بودند
بسم الله الحسین
باز از میخانه کربلا دل بوی شنید گوشش از مستان هیاهویی شنید
ساقی یی ساقی مست باده ایم از باقی

در آستانه ورود محرم قرار داریم. ماهی که به تعبیری توفیق ورود به آن از جانب خداوند متعال به ما داده شده و هر یک از ما باید از وجود مقدس پروردگار بخواهیم که ساکن این ماه و مقیم این ماه شویم و همانند شهیدان عزیزمان ، شهروند کربلا و مقیم درعاشورا باشیم . این معنی که گفته اند "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" اشاره به همین مسأله دارد که می توانیم در کربلا مقیم باشیم ، در عاشورا زندگی کنیم و شهیدان از جمله شهدای گرانقدری که امشب به یاد آنان گرد هم آمده ایم در همین چارچوب قابل درک هستند. حضرت امام حسین (ع) را سید الشهداء نامیده اند.یا صاحب الزمان مهدی جان در این ماه عزا که از عرش کریم ندای حی العزا به گوش دل می رسد تسلیت ما را پذیرا باش و در ساعت عزای خدا ما را هم دعا فرما تا مهدوی شویم .آقا جان این شعر را تقدیم شما میکنم شاید به نظر آید
بینش اهل حقیقت چو حقیقت بین است در تو ببینند حقیقت که حقیقت این است
نیست چشم دگران سوی حقیقت نگران ورنه آنراست حقیقت که چنین آئینست
من اهل جاعل گمراهم اگر شیخ طریق قبله ام روی حسین است وهمین است دینم
او جو بینای حقیقت بود از دیده من بحقیقت که مرا چشم حقیقت بینیست
****************************************
و مولا جان در دلم یاد آمد فرمایش آن پیر جماران خمینی عزیز که در
باب محرم و عاشورا می فرمودند:
روضه سيدالشهداء براي حفظ مکتب سيدالشهداست. آن کساني که ميگويند روضه سيدالشهداء را نخوانيد، اصلا نميفهمند مکتب سيد الشهداء چه بوده و نميدانند يعني چه، نميدانند اين گريهها و اين روضهها حفظ کرده اين مکتب را. الان 1400 سال است که با اين منبرها با اين روضهها و با اين مصيبتها و با اين سينهزنيها ما را حفظ کردهاند. سيدالشهدا را اين گريهها حفظ کرده است مکتبش را، اين مصيبتها و داد و قالها حفظ کرده، اين سينهزنيها و اين دستجات ... اينها حفظ کرده ...
برای خواندن باقی مطلب به ادامه رجوع فرماید
هو الشافی
استاداخلاق آیت الله شیخ احمد مجتهدی تهرانی .حفظه الله .
جدید ترین عکس از حضرت استاد اخلاق
این عکس در بیمارستان بازرگان گرفته شده است

حضرت آيتالله شیخ احمد مجتهدي تهراني نسبت به صدا واكنش نشان ميدهند و ميتوانند اعضاي بدن خود را حركت بدهند. جناب استاد مجتهديتهراني ۸۵ سال دارد، از اساتيد اخلاق و علماي برجسته تهران است و رياست علمي و مديريت مدرسه علميه حاج ملا محمدجعفر تهران را كه هم اكنون به نام حوزه علميه آيتالله مجتهدي معروف است، بر عهده دارد.
در اين مدرسه علميه نزديك به يك هزار طلبه مشغول فراگيري علوم اسلامي هستند

درصد هوشیاری آیتالله مجتهدی نسبت به روز گذشته بهتر شده است، به گونهای که اطرافیان را میشناسند و نسبت به آنها عکس العمل نشان میدهند.
الحمدالله استاد مجتهدی تهرانی از امروز خوردن غذای مایع را آغاز کرده است، اما عفونت ریه ایشان هنوز به طور کامل برطرف نشده است، به همین دلیل برای تنفس از دستگاه استفاده میکنند
برای اطلاع بیشتر :مراسم ختم قرآن و صلوات و قرائت زیارت عاشورا و دعای توسل برای شفای این استاد برجسته اخلاق هر شب در مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی از سوی طلاب و دوستداران در مدرسه برگزار میشود.
دوستانی که سالهای پیش به مراسم عزاداری سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین می آمدند امسال همچون سالهای گذشته از فردا هر روز از ساعت 15:30 تا اذان مغرب و عشا در حسینیه آیتالله مجتهدی تهرانی، واقع در تهران ـ خیابان پانزده خرداد شرقی ـ نرسیده به پل ری ـ کوچه کلاهدوزها برگزار میشود
برای دوباره نگاه کردن پدارانه او صلوات
بسم الله الشافی
برای حال جسمی حضرت استاد دعا کنید

روز اولی که به دنیا بازگشتم روزی بود که ایشان را دیدم خوب به یاد دارم می توانم بگویم که هیچ وقت از دفتر زندگیم پاک نخواهد گشت جوانانی بودم که درس و.... همه را رها کرده بودم
صبح اول ماه رجب بود برادرم آقا سید علی که اهل خواندن علوم دینی بود مرا بیدار کرد برای نماز صبح .و بعد با شور بسیار عجیبی گفت سید محمد امروز قرار است حضرت استادبعد از زیارت حضرت عبدالعظیم .ع. و حرم به منزل ما برای دیدن حاج آقا و حاج خانم بیاید و صبحانه را اینجا پیش ما باشند بنده هم چون شوق دیدار ایشان را داشتم رفتم .برای تهیه نان و.... آمدم منزل ولی همه جای بوی بهشت میداد محله .کوچه و بیت ما.....
گویی منزل ما منزل قبلی نبود همه چیز را که نگاه میکردم در حال تسبیح و ذکر بودند و منتظر
آمدم خانه دیدم همه اهل منزل بیدار هستند و پدرمان حاج آقا دارد حیاط را آب پاشی میکند
اصلا برایم پیش نیامده بود که پدرم را در این حال ببینم .فریاد زد محمد چرا ایستادی برو چای را درست کن گفتم شما بروید من حیاط را آماده میکنم هنوز در این فکر بودم دیدم حاج آقا ، نگاه پدرانه کرد و گفت محمد آقا امروز مرد بزرگی قرار است اینجا بیاید پس کوتاهی نکن
کارها که تمام شد رفتم چند کبوتر زینتی داشتم که با آنها مانوس بودم را آوردم و در کف حیاط آزاد کردم
در همین حال بود که دیدم درب منزل باز شد و پیرمرشد و مردی نورانی وارد خانه شد .
آری او حضرت آیت الله استاد مجتهدی تهرانی .حفظه الله. بود
قلبم سرعت هزار گرفت .در جایم خشک شدم .مات و متحیر فقط دوست داشتم به چهره خندان و نورانی او نگاه کنم .ایشان با همان خنده آمدند و با دستان خود مرا در آغوش گرفتند
و رو به کبوترانم کردند و گفتند تو مثل این کبوترها پاکی
آمدیم آمدیم گفتند و شنیدیم
گویی گمگشته خود را پیدا کردام .فقط نگاه میکردم
خندیدند گفتند آقا سید محمد چرا درس و بحث را رها کرده و دیگر ادامه نمیدهد
منم با همان حال نوجوانی گفتم من از درس و.... خسته شدم دوستدارم آزاد باشم
خندیدن گفتند آزادی در علم و دانش است
و بعد دست را زیر عبای خود بردند و کتاب رساله محرم و نامحرم را به بنده هدیه دادند و گفتند دوستدارم اول ماه دیگر که می آیم این کتاب ورساله را خوانده باشی و از رویش هم با دست خط خودبرای بنده نوشته باشی
.خواندم و نوشتم .در هر ورق که میدیم و می خواندم اشتیاق و شور خواندن و نوشتن برای بسیار .......
اما چه بگویم که حال ایشان بسیار وخیم است و ملتمسانه از همه خواهان دعا برای او هستم
حال حضرت استاد آيت الله مجتهدي تهرانی .حفظه الله. مساعد نيست . براي سلامتي ايشان دعا كنيد ويك حمد و صلوات شفابفرستيد
جدید ترین تمثال مبارک استاد اخلاق حضرت آیت الله شیخ احمد مجتهدی تهرانی .حفظه الله.

گوشه ای از خبرهاواطلاعات:
درخواست خانواده آیت الله مجتهدی ازمردم
آیتالله مجتهدی تهرانی به کما رفت
آيتالله مجتهدي تهراني به كما رفت
آخرین وضعیت عمومی آیت الله مجتهدی
آيتالله مجتهدي تهرانی از کما خارج شد
آيتالله مجتهدي از کما خارج شد
درگذشت آیت الله مجتهدی تهرانی تکذیب شد
آيتالله مجتهدي از کما خارج شد
آيتالله مجتهدي رو به بهبود است
آيتالله مجتهدي تهراني در كما است
آخرين اخبار از وضعيت آيت الله مجتهدي تهراني
ايشان در چند نوبت به حالت اغما رفته اما با تلاش پزشكان علائم حياتي مجددا بازگشته است
امام زمان کی می آید به ما مربوط نیست برخی افراد وقت خودشان را با این حرف ها تلف می کنند / سابق می گفتند ممکن است بین روحانیت آدم بد هم باشد الان باورشان شده است که بین روحانیت آدم خوب هم پیدا می شود / در زمان رضا خان کسی جرات نمی کرد به روحانیت رشوه بدهد / گول کرامات را نخورید گول خرق عادت را نخورید فقط حق/ اگر آخوندی شغل باشد بدترین مشاغل شغل آخوندی است /الان - در کارهای فرهنگی - یک مهندس هم نداریم ولی هزاران عمله بلدوزر سوار داریم!!
استاد شيخ محمود امجد به سال ۱۳۱۸ هـ.ش در خانواده اى روحانى در شهر «كرمانشاه» به دنيا آمد، پدرش از واعظان توانا، و جدّشان از عالمان ذى فنون ملقّب به «افصح المتكلّمين» بود. در حدود ۱۸ سالگى تحصيلات جديد را رها و به انگيزه تحصيل علوم دينى به شهر مقدّس قم مشرّف شد و در مدّت كوتاهى دوره مقدّمات و سطح را به پايان رسانده و به دروس خارج مشغول گرديد. در درس خارج فقه و اصول از محضر استادانى چون حضرات آيات عظام: امام خمينى، داماد، بهاءالدينى و بهجت ـ قدّس الله اسرار الماضين، و دامت بركات الباقين منهم ـ و در فلسفه و عرفان عملى از محضر پربار علاّمه طباطبايى قدّس سرّه استفاده فراوان برد. و در حدود ۲۰ سال پايان عمر گهربار معظّم له با ايشان انس داشت و در جلسات عمومى و خصوصى ايشان شركت مى كرد و از سال ۱۳۵۱ هـ.ش. با آيت الله العظمى بهاء الدينى مأنوس و استفاده فراوان برد. و نيز در حدود سال ۱۳۵۰ با آيت اللّه العظمى بهجت ـ دامت بركاته ـ مرتبط شد و افزون بر بهره بردارى از دروس خارج فقه و اصول آن عارف ارتباط خاص و نزديك با معظّم له داشت و اينك حدود ده سال است كه ايشان در تهران ساكن و دانشجويان و جوانان از جلساتش بهره هاى اخلاقى مى برند و علامه طباطبايي مي گفت: «ايشان قوي است.» در اوخر عمر علامه، هر مجلسي كه از ايشان دعوت مي كردند تا برود، آقاي امجد را مي فرستاد. علامه دوست داشت آقاي امجد، دوبيتي هاي باباطاهر را به آواز برايش بخواند. استاد امجد از اساتید مسلم عرفان و اخلاق کشورمان هستند
گزیده ای از توصیه های اخلاقی و عرفانی استاد امجد را در ادامه خواهیم آورد تا خوانندگان محترم سید بهره بگیرند در خاتمه گوشه ای از سخنرانی های ایشان را به صورت صوتی می آوریم.
۱: هزار تا مهندس که بنایی می سازند ، یک عمله می تواند با یک بلدوزر آن را خراب کند . الان - در کارهای فرهنگی - یک مهندس هم نداریم ولی هزاران عمله بلدوزر سوار داریم!!
۲: از یک نفر پرسیدند فلان دختر چگونه دختری است (آیا برای ازدواج مناسب هست یا نه و ..) . او با این که می دانست آن دختر دختر خوبی است گفت : نمی دانم . او مدتها در برزخ گرفتار همین حرفش بود .
۳: نگو ناز نفست بگو طیب الله یعنی همون دمت گرم .
۴: شخصیت ما این است که نوکر سادات باشیم.
۵:به ضرس قاطع می گویم هزاران سال عبادت و اخلاق و نماز شب و ... به یک پف شیطان بند است . باید رفت تو دامن امام حسین علیه السلام .
۶:امام رضا علیه السلام نوکر می خواهد . اگر نوکر او شدی ولو به زیارت او نرفتی مساله ای نیست .
۷: (قابل توجه آدمای وسواسی) در غسل مثل عرق کردن هم کافی است آب برسد . لازم نیست خیلی تر شود و آب جاری شود . با یک کهنه و ابر هم می شود .
۸: یک عمر هوا پرست نباشیم به اسم خدا پرستی . فکر کنیم . پناه بر خدا .
۹: یکی از عرفا می گفت من هنوز نتوانسته ام دعای کمیل را یکبارتا آخرش بخوانم . هر کلمه اش آدم را می گیرد.
۱۰:دل تو ترمینال همه چیز شده است . دل تو که از یک کندوی عسل کمتر نیست ! آنجا نمی گذارند زنبوری که گل مسموم چشیده وارد شود .
۱۱:پرخوری بد است ، پر خوابی هم بد است
۱۲: بزرگترین ریاضت (در راه خدا و عرفان) انجام واجبات و ترک محرمات است .
۱۳: هر چه کمال می خواهید در حدیث معراج هست .
۱۴: اولیاء خدا همیشه خود را بدترین می دانند .
۱۵: علامه طباطبایی له شده بود . ذره ای هوی ( و هوس) در او نبود . اگر بچه ای دو ساعت با ایشان صحبت می کرد گوش می دادند و به تک تک هم جواب می دادند .
۱۶:خیلی به عبادات نپردازید ، بلکه بیشتر فکر کنید
۱۷: دنبال آدم های بی سواد نباید رفت .
۱۸:غلط است که به پسر های خوب نگویی من دختر خوب دارم .
۱۹: اگر پول دادن برای آسان باشد ولی گرفتنت مشکل باشد شرک است .
۲۰: آدم یا باید عالم ربانی باشد یا دستش تو دست عالم ربانی باشد .
۲۱: حتی نباید عینکمان را روی کتاب های دین بگذاریم . نهایت احترام .
۲۲:آدمی که طمع داشته باشد هیچی نمی فهمد . حتی تا شب عاشورا فکر می کردند سلطنتی در کار است .
۲۳: قانونمندی خیلی خوب است . زیرا از خودخواهی های انسان می کاهد .
۲۴: این دلیل بر کمال نیست که هر چه از خدا بخواهی به تو بدهد . خیلی ها را خدا به خود وامی گذارد و همه چیز هم به آنها می دهد تا دیگر دم خانه او نیایند .
۲۵: دانشمند نمی شود عاشق خدا نشود .
۲۶:حب دنیا با حب خدا نمی سازد .
۲۷: ما زنده ای مردنی هستیم .
۲۸:در تشییع های جنازه احوال پرسی و ... نکنید تا به یاد مرگ باشید
۲۹:امام حسین علیه السلام اهل فحش نبودند که به حر بفرمایند ثکلتک امک (مادرت به عزایت بنشیند). بلکه حضرت می خواستند با این حرف او را بپیچانند ! حضرت آقای بهجت حفظه الله می گفت ما فحش هایی بلدیم که اگر بگوییم امت اصلاح می شود ولی اجازه نداریم
۳۰: هر که می خواهد شاکر بشود برود تیمارستان یا بیمارستان .
۳۱: قرآن عشق نامه است .
۳۲: عادت بر اساس عبادت باید باشد نه عبادت بر اساس عادت .
۳۳: خداوند فقط از ما اطاعت فرمان خواسته نه حال خواسته نه قال خواسته نه ..
۳۴: پوز بند نفس فقط عشق است.
۳۵:اگر قضای نماز شب را بخوانی خدا تو را نماز شب خوان می کند .
۳۶: پیرزنی با سیصد تا تک تومانی برای عمره ثبت نام می خواست بکند ! دو تا جوانمرد بانی شدند و او ثبت نام کرد . در بقیع هم دفن شد . ما خدا را نمی شناسیم . ما اسباب را نمی شناسیم.
۳۷: اگر نفس نقطه ضعف نداشته باشد ، شیطان نمی تواند کاری بکند .
۳۸:بعضی ها یک سری گناهانی می کنند و به این وسیله شیاطین به آنها یک خبرهای غیبی می دهند و آن شخص از عمل های پنهانی خبر می دهد . گول نخورید.
۳۹: این چند روز عمر را صرف خدا کنیم .
۴۰: نسخه عمومی جامعه ما برای رفع مشکلات و رشد پیدا کردن : نماز را اول وقت خواندن و اهمیت دادن به آن .
۴۱: مرحوم حضرت آیت الله حجت رحمت الله علیه 40 سال سیگار می کشیدند . اصلا سیگار با سیگار روشن می کردند . دکتر ها به ایشان گفتند برای شما ضرر دارد ، ایشان سیگار را به کلی رها کردند .
۴۲: مرحوم آقای قاضی ، علامه طباطبایی علیه الرحمه را با نوشتن کتاب سنن النبی ساخت .
۴۳ المیزان دریاست . با استاد بروی جواهر در می آوری .
۴۴: لقمان حکیم علیه السلام گفته جراتت بر معصیت به اندازه طاقتت بر عذاب باشد.عملت برای آخرت به اندازه قامتت در آخرت باشد .
۴۵: اگر تا نفخ صور زنده بودیم بیش از این که الان می کنیم نمی کردیم !!؟
۴۶: حضرت آقای بهجت در جوانی هم دارای کرامت ها بودند .
۴۷: دنیا مثل سایه است . بروی دنبالش به او نمی رسی . دنبالش نروی خودش می آید دنبالت .
۴۸: فقط بگردیم ببینیم رضای خدا در چیست همان را بگیریم .
۴۹: ظرفیت داشته باش همه چیز به تو می دهند .
۵۰:از نظر من جایز است . او تعجب کرد . گفتم زود باش دماغت را بگیر و نفس نکش . می خواستم به او بفهمانم که چقدر نعمت به ما داده است خداوند متعال و ما قدر ناشناسیم . خنده اش گرفت .
۵۱: صداقت با خلق و خالق می خواهند و بس
۵۲: آقای بهجت می فرمودند حرم مشرف می شوید حواستان جمع باشد . گوشه وکنارها افرادی هستند که از افکار و نیات شما آگاهند .
۵۳:خوب است و بعد ریز ریز کنید و در آب روان بریزید .
۵۴: امام صادق علیه السلام فرموده اند که شیعیان جملگی شان به شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها به بهشت می روند .
۵۵: هر کاری که از خدا و پیامبر اکرم و حضرت زهرا و ائمه هدی علیهم صلوات الله تعالی بر می آید از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز بر می آید . اگر از ایشان توانستی چیزی بگیری و کاری کردی کردی . و الا مشهد و مدینه و هر جای دیگر بروی خبری نخواهد بود .
۵۶: تا انسان لال از بیهوه گویی و زیاده گویی نشود به جایی نمی رسد .
۵۷: آدم عاقل دیر حرف می زند ، کم حرف می زند .
۵۸: آدم عاقل دیر حرف می زند ، کم حرف می زند .
۵۹: شیطان به قدری بلد است ما را گمراه کند که حساب ندارد . خدا لعنتش کند.
۶۰: دعای ابو حمزه ثمالی و مناجات شعبانیه و کمیل و ... وقت خاصی ندارد .
۶۱: مسلمان بر مسلمان 30 حق دارد . آسانترین آن حقوق : هر چه برای خود می خواهی برای او هم بخواهی و هرچه نمی خواهی برای او هم نخواهی . مرحوم لواسانی رحمه الله علیه هر چه برای خود می خرید برای امام قدس سره هم می خرید .
۶۲: در حجره ایام طلبگی سر سفره رفقا بر سر پلو ها بر یکدیگر سبقت می گرفتند و ... من با قیافه ای جدی آنها را بازداشتم و گفتم در شان طلبه ها و بزرگانی مانند شما نیست . آنها آرام شدند و کنار کشیدند . در بین ظرف پلو را قاپیدم و از حجره زدم بیرون !
۶۳: من نمی گم موسیقی ، ولی هر چه انسان را از خدا دور می کند این یا حرامه یا مکروه ای طلبه ، ای دانش آموز ، ای استاد و هر چی که انسان را به خدا نزدیک می کند یا واجب است یا مستحب
۶۴: الان دو تا حرف تو این مملکت هست یکی می گه بگو مولا و هر غلطی می خواهی برو انجام بده آقا این غلط است بعضی ها هم می گن تو دامن امام حسین هم باشی یک گناه بکنی می روی جهنم این هم غلط اندر غلط است مردم را باید امیدوار کرد
۶۵: اشخاص نبایستی مطرح بشوند غیر از خاندان عصمت و طهارت هیچکس مدال حق نیست .
۶۶: گول کرامات را نخورید گول خرق عادت را نخورید فقط حق .
۶۷: ما از یک جنین و بچه تو شکم مادر کمتر می فهمیم حالا یک H2O و یک ضَرب و ضِرب یاد گرفتیم احساس می کنیم دریای علمیم هیچی نمی فهمیم من نسبت به یک کسی خیلی بیچاره ام اون سقراط است می گه اگر مرا متهم به علم نکنند ادعا می کنم هیچی نمی فهمم البته با نمی فهمم علما و بزرگان با نمی فههم من زمین تا آسمان فرق می کند.
۶۸: هیچ خیانتی به اندازه خیانت به اعتقادات مردم بالاتر نیست مگر شغل آخوندی کسب است اگر آخوندی شغل باشد بدترین مشاغل شغل آخوندی است .
۶۹: بحث کردن در کیفیت معاد ضرورت ندارد اگر گمراهی نیاورد هدایت هم نمی آورد.
۷۰: امام زمان کی می آید به ما مربوط نیست تعیین کنیم که یعنی چی برخی افراد وقت خودشان را با این حرف ها تلف می کنند آقا ظهور نزدیک است زمین و زمان داد می کشند ظهور نزدیک است ولی به ما چه که کی می آید ما باید خودمان را برای آن روز آماده بکنیم.
۷۱: متاسفانه بزرگ و کوچک روحانیت را از نظر مردم ساقط کردیم و با اعمال امثال بنده مردم را از روحانیت متنفر کردیم اعمال و حرکات ما یک طوری است که مردم از روحانیت خوششون دیگه نمی آید.سابق می گفتند ممکن است بین روحانیت آدم بد هم باشد الان باورشان شده است که بین روحانیت آدم خوب هم پیدا می شود حرکات و سکنات ما اسلام و روحانیت را مشوه می نماید.
۷۲: در زمان رضا خان کسی جرات نمی کرد به روحانیت رشوه بدهد امروز صریحا می رود و می گوید به من رشوه بدهید.

بسم الله حی موجود
با عرض سلام وادب خدمت تمام دوستان
هیچ در دفتر عشق ندارم تا دهم هدیه به دوستان که درخواست هدیه کرده بود بنده دعا گوی همه دوستان عزیز هستم
لهذا برای اینکه ره جویان و خداپرستان از اینجانب بنده کمترین درخواست کرده بودند که هدیه ای به مناسبت عید مقدس غدیر خم بدهم بنده تصمیم به اینکه گرفتم تا در وب سید قسمتی را به نام ره توشه سلوک و اذکار قرار دهم تا عزیزان استفاده کنند البته این قسمت گران سنج به خاطر ولایت حضرت مولا علی علیه السلام و روحی فدا و غدیر خم است انشاالله در این موضوع از بزرگان و برخی اذکار و برخی از مشاهدات خواهد دیده
تمثال مبارک سالک واصل
مرحوم آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری (رحمت الله علیه)

اما در این پست پاسخ های مجمل اما در عین حال جامع و پرمعنای سالک واصل ، مرحوم آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری (رحمت الله علیه) به پاراهی از پرسش های علاقه مندان به سلوک در صراط معنویت است را هدیه بدهم به دوستان محب
گذری کوتاه بر زندگی استاد
آن عالم جلیل پس از سال ها تحصیل در نجف اشرف و نیل به مکانت اجتهاد در فقه و اصول ، در محضر عارف بزرگ مرحوم حاج سید علی آقا قاضی ( رحمت الله علیه) زانوی تلمذ زد و سالیان دراز به طی مراحل سلوک الی الله و تسخیر قلل مرتفع قرب الهی و فتوحات روحی دست یازید .ارتباط نزدیک آن بزرگ با حضرت امام و نیز شهید آیت الله مصطفی خمینی (قدس سرهما) در نجف اشرف و پیش بینی روشن بینانه وقوع ظفر مندانه انقلاب اسلامی در ایران فصلی درخشان در کارانامه اوست . ضمن طلب علو درجات و رضوان خاص ربوبی برای آن قامت سترگ معنویت ، این معارف گرانسنگ عرفانی را به شما اهدا می نمایم تا در طول دوران زندگانی خود در این دنیای نه توی نهان از آن استفاده کنید و بهره لازم را ببرید
در محضر او .........
حضرت استاد : ترک خواب بین الطوعین یا بیداری در سحر ، کدام افضل است .برای کسی که طاقت یکی را دارد؟
جواب : بیداری سحر افضل است
حضرت استاد: بهترین کار برای سالک کدام یک از اعمال عبادی است؟
جواب: بهترین آن سجده است و ذکر یونسیه (( لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین))یا ذکر سجده حضرت موسی بن جعفر (ع) ((عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک))
حضرت استاد:از ادعیه و اذکار بیشترین استفاده را از چه چیزی بردید؟
جواب:همه شان خوب است لکن در ادعیه ، از ((دعای یستشیر)) در صبح و شام و از اذکار از ذکر ((یا حی یا قیوم))
حضرت استاد:عدد استغفار برای مبتدیان راه عرفان چه عددی است؟
جواب:هزارو یک مرتبه
حضرت استاد:آثار اذکار تا چه وقت ظاهر می گردد؟
جواب:باید یکسال بگذرد تا اثرش معلوم شود
توجه>>>روزی یک بنده خدا در محضر استاد عرض کرد ذکر می گویم اما اثرش را نمی بینم علتش چیست؟
واستاد با زبان بسیار زیبای عربی محلی از دوستانش که کنارشن بودند فرمودند.او زمان الانش را می بیند .اما دفتر کهنه احوال واعمال گذشته را ورق نمی زند ( که چه اخراجی هایی دارد)
حضرت استاد : ذکر (الله )بالا تر است یا ذکر (هو)؟
جواب :ذکر هو اشاره به ذات و هویت مطلقه است .اما ذکر الله .اسم ذاتی است که جامع صفات کمالیه و جمالیه می باشد .لذا بالا تر است
حضرت استاد:برای عافیت چه ذکری خوب است؟
جواب:(لا حول ولا قوه الا بالله)روزی صد مرتبه ،چنانکه در روایت آمده هفتاد نوع بلا از انسان دور می شود که آسان ترین آن غم و اندوه است
حضرت استاد:کدام دعا برای قرض و دین خوب است خوانده شود؟
جواب:این دعا تاثیر دارد (یا قاضی الدیون من خزائنک المکنون التی هی بین الکاف والنون،اقض دینی و دین کل مدیون)بعدد خاص
حضرت استاد:شما کدام دستور ذکر (حی و قیوم) می دهید آیا قلبی گفته شود اثرش بیشتر نیست؟
جواب:چرا ،در ذکر قلبی توجه و مراقبه آن بیشتر از لفظی و اثرش هم بهتر است
حضرت استاد: اسم اعظم به نظر شما در کدامین اسماءالله می تواند باشد؟
جواب :در (حی و قیوم)
حضرت استاد:برای تشرف و زیارت حضرت بقیه الله (عج)خواندن کدام دعا بهتر است ؟
جواب:هر روز با خواندن زیارت آل یاسین که مفاتیح الجنان آمده است به اضافه ۱۱۰ مرتبه ((المستغاث بک یا بن الحسن))به شرط آن که شرایط لازم را هم داشته باشد برای تشرف خوب است
حضرت استاد:برای اینکه یقین انسان زیاد شود چه سوره یا آیه ای را باید بخواند؟
جواب:مداومت بر سوره توحید (قل هوالله احد) تا آخر
حضرت استاد:آیه الکرسی را بعضی علماء علوم غریبه چنانکه در گوهر شب چراغ هم متذکر شده اند ، یک آیه می دانند نظر شما چیست؟
جواب:آیه الکرسی سه آیه تا (هم فیها خالدون )می باشد
حضرت استاد:برای تقویت حافظه خواندن چه آیه ای خوب است؟
جواب:آیه الکرسی تا هم فیها خالدون ، روزی ۲۱ مرتبه
حضرت استاد:برای قضای حوائج از قرآن چه باید خواند؟
جواب:شش آیه سوره حدید و چهار آیه آخر سوره حشر
حضرت استاد : برای امراض صعب و مشکل چه توسلی خوب است؟
جواب:خواندن سوره (والنجم )هر روز و تقدیم آن به حضرت سجاد(ع) خوب است
حضرت استاد:برای رفع حجب و گشایش صدر و فتح قلوب چه سوره ای نافع است ؟
جواب :سوره (انا فتحنا)خیلی برای رفع حجب نافع است .
حضرت استاد:ملکوت به چه چیزی گفته میشود؟
جواب: ملکوت هر چیزی ، روحانیت و باطن آن چیز است که لطافت دارد و جنبه مادی ندارد
حضرت استاد:در دستورات علمای اخلاق برای سلوک ،صوم،عزلت،جوع و صمت وارد شده است،کدام یک از اینها در ترقی سالک تاثیر دارد؟
جواب: صوم(روزه)
حضرت استاد: حمکت چیست که از طرف حق تعالی به <برخی>افراد داده می شود ؟
جواب :معرفت حقایق اشیاء
حضرت استاد:بعضی در جوانی و میانسالی حالات و کرامات دارند و بعد در سنین پیری به امراض جسمانی مبتلا می شوند ،آیا <در این صورت >همه حالات و قدرت ها می رود؟
جواب:اگر صفتی یا حالی ملکه شده باشد می ماند و الا حالات غیر ملکه ای ،به اندک غفلتی از بین می رود
حضرت استاد : آیا بعد از دیدن حقایق و معانی ٬باز می شود کسی به مقامات ظاهری دنیا دل ببندد؟
جواب: اگر کسی واقعا حقایق را دید ٬ به مطالب صوری و دنیوی دل نمی ببندد ،اگر بست ٬عارف نیست و فانی در حق نشده است
انشاالله در چندی دیگر بیشتر به دفترهای یاداشت نگاه میکنم و مطلب های خواندنی و اکبر را آماده میکنم تا همه خدا جویان و عزیزان عاشق خدا استفاده کنند
کپی برداری فقط برای مذهب مقدس و عظیم شعیه مجاز می باشد
جواب گوی تمام عزیزان هستم نظر های خود را بیان کنید



با عرض سلام وادب خدمت دوستان گرامی راستش گفتند پست
قلیان و نسل سوخته
را حذف کن گفتم چشم ببخشید شرمنده اخلاق ورزشگاری شما
ولی برای خالی نبودن این پست قلمی از ابطحی میزنم
قلیان و نسل سوخته

قلیان ممنوع چون برات خوب نیست

چند روزی است که قلیانها از سطح شهر تهران و کافهها و تفریحگاهها جمعآوری شده است. وزارت بهداشت و نیروی انتظامی در یک همکاری مشترک بر این مهم نظارت دارند و همکاری میکنند. مبارزهی نرم با استعمال دخانیات مثل سیگار، بدون دخالت پلیس در همه دنیا مرسوم است؛ اما در عوض در همهی دنیا جوانان امکانات تفریحات مختلف را دارند. در شرایط فعلی کشور که اکثریت جامعه را جوانان تشکیل میدهند، و دهها دلیل برای نیاز این جامعه به تفریح وجود دارد، گستردگی افسردگیها در نسل جوان، یأس و ناامیدی نسبت به آینده، گرانی مسکن و مشکل شدن ازدواج و طبعاً کم شدن امید به زندگی، محدودیتهای فوقالعاده برای حضور و رفت و آمد در شهر، مشکلات کنکور دانشگاهها و اخیراً مشکل گزینش در دانشگاهها، بخشی از زندگی عمومی نسل جوان است که شاید تفریح کوچکی بار آنان را برای مدت کوتاهی تقلیل دهد. دولت وظیفه دارد که برای چنین جامعهای امکان تفریح را فراهم کند. این لطف نیست، یک وظیفه است. در شرایطی که این وظیفه به کلی فراموش شده، عدهای از دستاندرکاران حکومتی فقط به محدود کردن اندک تفریح ممکن اقدام میکنند. مبارزه با قلیان کشیدن در کنار رودخانهای یا در رستورانی، مبارزه با دخانیات و عملی برای حفظ سلامت جامعه تلقی نمیشود؛ این کار مبارزه با حداقل تفریحی است که جامعه میتواند داشته باشد. آلودگیهای هوای تهران به مراتب بیشتر از چند پک قلیان به سلامت آدمها آسیب میرساند. وفور مواد مخدر در شهر کار خطرناکی است که هر روز گسترش مییابد. دولت اگر به مسائل جامعه به طور همه جانبه مینگریست و برای آرامش و تفریح نسل جوان احترام قائل بود، حداقل تفریح را سامان و گسترش میداد تا برای ارضای حداقلی نیاز جوانی جامعه چارهای اندیشیده باشد، تا به جوانان حرمتی قائل شود. کم کردن اشتیاق به دخانیات البته کار مثبتی است ولی تفریح باید جدی گرفته شود
ببخشید دیگه این پست حذف شد .برای چی را نمی توانم بگویم فقط شاید دست نوشتم.....
با سلام خدمت دوستان گرامی امروز وقتی داشتم تو نت گشتی زنی میکردم این مطلب نظرم را جالب کرد خط مستقیم به ایران .حالا از این بحث که بگذاریم این جنگ ایران با آمریکا چه کردهرببخشید آمریکا با ایران

يک دختر خانم ايراني 29 ساله دانشجوي دانشگاه ام آي تي MiT امريکا، با نام مستعار "رانا" (Rana) - شايد هم رعنا - (با لباس سفید در عکس) با کمک دوستش Nick Jehlen (سایت www.enoughfear.org) ، يه تلفن قرمز معمولي را به موبايلش وصل کرد و در پارکي بنام Boston Common در شهر بوستون (ايالت ماساچوست) امريکا کنار خيابون گذاشت و تابلویی هم زیرش گذاشتند. با تیتر : خط مستقیم به ایران... او قبلا از طريق چت با ايرانيهاي داخل ايران ارتباط برقرار کرده و شماره تلفنهاشون رو - با اجازه خودشون- گرفته بود. در اين محل از عابران (امريکاييها) مي خواست که به يکي از اين شماره ها در ايران تلفن کنند و هر سوال سياسي از طرف مقابل در ايران دارند بپرسند. این یک تلاش ساده برای ایجاد رابطه بین شهروندان دو کشور و کاهش سو تفاهم ها بود.
هدف از اين پروژه ساده ايجاد ارتباط مستقيم و بي سانسور بين شهروندان معمولي ايران و امريکا بود. حدود 15 تا 20 رهگذر از اين چت تلفني استقبال و با ايرانيها چت کردند. سوالاتشون از مخاطبان ايراني ساده بود: شغلت چيه؟. آيا به آينده اميدوار هستي؟ نظرت در باره جرج بوش و احمدي نژاد و امريکا و اسراييل چيه؟. جوابها ساده بود: همگي ايرانيها علاقمند به دوستي و رابطه صلح آميز ملتها بودند و خلاصه همون چيزايي که روزانه مردم در تاکسي ها و غيره ميگن...
این حرکت نمادین، سخت مورد توجه مطبوعات امریکایی قرار گرفت و پوشش خبری زیادی داشته.
تلفن قرمز بعنوان سمبل جنگ سرد انتخاب شده بود: سالها پيش که بين دنياي غرب و بلوک کمونيستي و شوروي جنگ سرد برقرار بود روئساي جمهور امريکا در کاخ سفيد از يک دستگاه تلفن قرمز براي انجام مکالمات مهم و بحراني استفاده ميکردند.

انتخاب اين پارک هم بخاطر قدمت تاريخي اش است:
پ;ارک Boston Common به وسعت 202,000 متر مربع يکي از قديمي ترين پارکهاي امريکا است و حلقه اي از يکسري پارکها و فضاهاي سبز شهر بوستون است و تاريخچه جالبي داره: تا سال 1830 در قرن نوزدهم چراگاه گله هاي گاو و اسب و غيره بود. و تا سال 1817 اعدامهاي در ملا عام در اينجا ( حلق آويز کردن از يک درخت قديمي بلوط) انجام ميشدند. و قبلش هم تا قبل از انقلاب امريکا: نيروهاي نظامي اشغالگر انگليسي درين پارک مستقر بودند و بعدا ازينجا رفتند به Lexington و Concord براي سرکوب اهالي مستعمره هاي انگليس. .. در سال 1713, حدود 200 نفر بخاطر گرسنگي و اعتراض به فحطي گندم و غذا درين پارک دست به شورش زدند و به کشتي ها و انبارهاي غله در آن نزديکي حمله کردند و فرماندار اين منطقه درين حادثه ترور شد. در زمان جنگ ويتنام هم چندين بار اعتراضات و شورش هايي درين پارک عليه جنگ برگزار شد. شخصيت هاي معروفي از جمله مارتين لوتر کينگ و پاپ جان پل دوم هم درينجا سخنراني کرده اند. امروزه از اين پارک بعنوان محل کنسرت، تظاهرات، اسکيت روي يخ و غيره استفاده ميشه.
با عرض سلام خدمت تمام دوستان و محبین آقا مرتضی علی علیه السلام بی تردید موضوع آشنایی ایرانیان با حضرت علی علیه السلام برای هر شیعه ای از اهمیت و جاذبه ی بسیاری برخوردار است. حوادث تاریخ ایران و اسلام در دهه های دوم، سوم و چهارم از سده ی نخست هـ. ق، بسترهای مناسبی برای آشنایی ایرانیان با آن بزرگ مرد تاریخ بشر فراهم ساخت
تعلقات ایرانیان با حضرت علی(ع)
در این مقاله از رشته ی تعلقات و آشنایی های ایرانیان با علی علیه السلام سخن رفته است؛ نظیر مدارا در اخذ خراج از ایرانیان چه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله که به یمن گسیل شد و گروهی از ایرانیان در آنجا مقیم بودند و چه در زمان خلافت خویش؛ خونخواهی آن حضرت از هرمزان ایرانی؛ اجرای عدالت در تقسیم بیت المال میان عرب و عجم و از جمله ایرانیان در زمان خلافت؛ حمایت ایرانیان از علی علیه السلام در جنگ جمل.
1. مقدمه
بی تردید موضوع آشنایی ایرانیان با حضرت علی علیه السلام برای هر شیعه ای از اهمیت و جاذبه ی بسیاری برخوردار است. حوادث تاریخ ایران و اسلام در دهه های دوم، سوم و چهارم از سده ی نخست هـ. ق، بسترهای مناسبی برای آشنایی ایرانیان با آن بزرگ مرد تاریخ بشر فراهم ساخت.
2. دیدار «الابناء» با علی علیه السلام
به سال دهم هـ. ق پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام را به یمن گسیل داشت تا امور آن منطقه را سامان بخشد و خراج ایشان را جمع آورد. در آن زمان، در یمن طبقه ای وجود داشت که اعراب به آنها «الابناء» و گاه «بنی الاحرار» می گفتند. آنان در جامعه ی یمن از جایگاه خاصی برخوردار بودند و همواره به آزادگی و شرافت اتصاف داشتند. اینان ایرانی نژادهایی بودند که اجدادشان از جانب خسرو انوشیروان برای یاری مردم یمن و حمیریان تحت ستم حبشیان، به آن دیار اعزام شده بودند و آنان پس از درهم شکستن حبشی های مهاجم در همان جا سکنا گزیدند. سال ها بعد بر اثر آمیزش آنان با ساکنان بومی عرب، نسلی پدیدار شد که به «الابناء» یا «بنی الاحرار» به معنای «فرزندان ایرانیان» یا «پسران آزادگان» شهرت یافتند. (1)
حضور علی علیه السلام در یمن در سال دهم هجری، این امکان را در اختیار الابناء ایرانی نژاد قرار داد تا از نزدیک با سیره ی انسان دوستانه، کریمانه و بزرگوارانه اش آشنا شده و از همان جا دوستی و محبت او را در دل های خویش جای دهند. الابناء پس از آشنایی با علی علیه السلام اسلام آورده و فیروز را از جانب خود به مدینه فرستاده، مراتب ایمان و وفاداری خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشتند. (2)
3. فتوحات اسلامی پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله
پس از رحلت رسول گرامی اسلام، دو اتفاق بزرگ رخ داد که تاثیرات شگرفی در سرنوشت آینده ی اسلام و مسلمین داشت:
یکی ماجرای سقیفه و دیگر، پدیده ی فتوحات. بزرگترین اشتباه و انحرافی که در سقیفه [صفر سال 11 هـ. ق] انجام گرفت، تغافل، تجاهل و به فراموشی سپردن واقعه ی غدیر بود. غدیر به اهلیت و صلاحیت علی علیه السلام برای جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله اشعار داشت. اما حوادث سقیفه به گونه ای دیگر رقم خورد و با انتخاب ابوبکر به خلافت، به واقع زاویه ی انحرافی آغاز گشت، که در سال 61 هـ. ق با کشتار فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله، به نقطه ی اوج خود رسید.
اما حادثه ی مهم دیگر که در مبحث ما می گنجد، آغاز فتوحات در دوران خلافت ابوبکر بود. هدف فتوحات، گسترش اسلام و از میان بردن سدها و موانع سیاسی موجود جهان آن روزگار بود که نمی گذاشتند پیام اسلام به گوش جان امت های دیگر برسد. اندیشه و طرح فتوحات اساسا سه خواستگاه مهم داشت:
نخست؛ جوهر اسلام که دینی بود متمم و مکمل ادیان دیگر و طبعا آیین جهانی که همه ی ابنای بشر را مورد خطاب خود قرار می داد.
دوم؛ سیره ی عملی پیامبر در جهت معرفی اسلام به خارج از مرزهای شبه جزیره ی عربستان که نمونه ی بارز آن دعوت خسرو ایران، قیصر روم و مقوقس مصر به پذیرش این آیین بود.
سوم؛ ارضای حسن جاه طلبی و زیاده خواهی برخی از امیران و خلیفگان و برطرف کردن مشکلات اقتصادی که از سرزمین خشک عربستان ناشی شده بود.
اینها عواملی بودند که ذهن و اندیشه و همت عرب را که تا پیش از اسلام به تنافسات خونین قبیله ای در حوزه های محدود، معطوف بود، به تسخیر سرزمین های دور و نزدیک متوجه ساخت. (3)
4. فتح ایران و پیدایش طبقه ی موالی
با شروع فتوحات در زمان خلافت ابوبکر، کرانه های جغرافیای اسلام، به سمت شرق و شمال و غرب گسترش یافت. در مدتی اندک ایران، شام و مصر فتح شدند. فتح ایران تقریبا در خلال دهه ی 12 تا 22 هـ. ق، تکمیل شد.
نخستین پیروزی قاطع در برابر ایرانیان در اوایل خلافت عمر در سال 16 هـ. ق در قادسیه صورت پذیرفت. (4) علی علیه السلام نیز از آغاز طراحی این عملیات بزرگ در مدینه، در جریان قرار گرفته بود. به گفته ی طبری و بر اساس خطبه ی 145 نهج البلاغه، آن حضرت پیشنهادهای سودمندی را نیز در این باره به خلیفه ی دوم عرضه کرد.
با فتح ایران بسیاری از خاندان های ایرانی در جوار اعراب و یا حتی در درون بافت و ساختار جامعه ی اعراب، تحت عنوان «موالی» جای گرفته و از آن پس به عنوان طبقه ای نوظهور در جامعه ی اسلامی جایگاه خاصی را به خود اختصاص دادند و رابطه ی موالی با اعراب فاتح الزاما رابطه ارباب و رعیت و خواجه و برده نبود؛ بلکه در بیشتر موارد خاندان های ایرانی با خاندان های عرب پیمان ولاء و دوستی (موالی موالاة) داشتند تا مکانیسم روابط اجتماعی خود را در قالبی استوار و مناسب انتظام بخشید. (5)
با وجود این، خاندان های ایرانی از روح تعرب و عصبیت عربی، که هنوز از جامعه ی اسلامی رخت بر نبسته بود، رنج می بردند. این روحیه که حتی خلیفه دوم و سوم نیز از آن بی بهره نبودند، گاه عرصه را بر موالی ایرانی تنگ و دشوار می ساخت. شاید بتوان ترور عمر توسط ابولؤلؤ (فیروز ایرانی) (6) را به سال 23 هـ. ق واکنش در برابر این فشارها تلقی کرد.
5. علی علیه السلام خونخواه هرمزان ایرانی
در پی مرگ عمر، عبیدالله پسر او، نه تنها ابولؤلؤ و همسر و دخترش را به قتل رساند، بلکه هرمز را نیز بی هیچ مستمسک قابل قبول شرعی و عرفی کشت. عثمان خلیفه ی سوم وظیفه داشت عبیدالله را به سبب قتل بی دلیل یک ایرانی مسلمان، قصاص کند؛ زیرا از بی گناهی او آگاه بود. لیکن خلیفه جرأت نداشت تا در این مورد، به وظیفه ی اسلامی خود عمل کند.
علی علیه السلام، خلیفه ی سوم، عثمان را در این مورد سخت نکوهش کرد و به عبیدالله بن عمر چنین گفت: ای فاسق اگر روزی بر تو دست یابم، تو را به خونخواهی هرمزان خواهم کشت. (7)
عبیدالله تا پایان عمر از علی علیه السلام بر حذر بود. او در جنگ های جمل و صفین در مقابل آن حضرت قرار گرفت و سرانجام در یکی از نبردهای جنگ صفین کشته شد.
6. دفاع علی علیه السلام از حمراء
اعراب، ایرانیان ساکن کوفه و بصره را به نام های چندی از جمله «موالی»، «بنی عم»، «زط»، «سیابجه»، «اسواران» و «حمرا» می خواندند. آنان را موالی می گفتند، از آن رو که با قبائل عرب پیوند «ولا» داشتند و بنی عم می نامیدند، از آن جهت که با طوایف عرب چنان موالاة و هم پیمانی داشتند که گویی پسر عموهای ایشانند.
زط همان شکل تعریب شده جت است که در اصل قومی از هندوان بودند که کار ایشان نگهبانی در راه ها و مسالک و بعدها به اسواران ایرانی نیز که شغل نگهبانی داشتند، اطلاق گردید. سیابجه جمع «سیجی» معرب سپاهی است که مانند زط غالبا به طبقه ی کار آزموده ی نظامی ایرانیان، اطلاق می شد. حمراء به معنی سرخ رویان یا سپیدرویان نامی بود که به اعتبار رنگ روشن پوست ایرانیان به آنان می دادند.
در نظام مالی که عمر و سپس عثمان اعمال می کردند، معمولا حقوق و عطایای موالی ایرانی پایین تر از اعراب بود. از این رو وقتی که ایرانیان در دوران خلافت علی علیه السلام از حقوق و عطایایی برخوردار شدند، جمعی از سران و اشراف کوفه از جمله اشعث بن قیس کندی، در برابر آن حضرت زبان به اعتراض گشودند که از چه روی ما را مغلوب این حمراء ساخته ای؟ (لماذا غلبتنا هذه الحمراء؟) (8)
آن حضرت که پیوسته عدالت و انسان دوستی را وجه ی همت خویش داشت، بر این باور بود که تعلق به نژاد عرب نمی تواند به عنوان یک امتیاز برای ایشان به حساب آید. به همین جهت با صراحت در برابر این فشارها ایستادگی می کرد و هرگز به خواست های غیر منصفانه ی ایشان وقعی نمی نهاد.
عدالت علی علیه السلام سخت مورد توجه ایرانیان قرار گرفت؛ زیرا پیش از این، شاهد بودند که چگونه خلیفگان و خاصه عاملان و کارگزاران ایشان در بصره و کوفه، پای از جاده ی عدل و داد بیرون نهاده و حقوق آنان را تضییع می نمایند و موالی که از حدود سال های شانزده هـ. ق به بعد رفته رفته به بصره و کوفه آمده و سکنا گزیدند، از نزدیک با اعمال ننگین امیران فاسق و ظالمی چون سعید بن عاص، مغیرة بن شعبه، ولید بن عقبه و عبدالله بن عامر آشنا بودند و هرگاه از ظلم و جور ایشان به خلیفه ی دوم و سوم شکایت می کردند، راه به جایی نمی بردند.
اما در همان حال به چشم خود شاهد بودند که علی علیه السلام با آن که هنوز به خلافت نرسیده بود، با جرات و جسارت تمام، فرزندش حسن را به اجرای حد شرعی در مورد ولید بن عقبه ی شراب خوار فرمان می دهد و عبیدالله بن عمر را به قصاص خون به ناحق ریخته ی هرمزان تهدید می کند و در میان موج مخالفت اشراف و بزرگان سرکش قریش که خود را تافته ی جدا بافته می دانستند، حقوق موالی ایرانی را استیفا می نماید.
این مشاهدات کافی بود تا قلب هر انسانی را به شوق و جذبه و کشش وادارد. حمراء در وجود علی علیه السلام روح بزرگی را یافتند که فراتر از علایق نژادی و زبانی و قومی، به موضوع انسانیت و عدالت می اندیشید. از همین رو در جریان جنگ های جمل و صفین از آن حضرت دفاع می کنند و در رکابش به جنگ با ناکثین و قاسطین می پردازند.
7. جنگ جمل و حمایت ایرانیان از علی علیه السلام
چنان که گفته آمد در دهه ی سوم و چهارم هـ. ق (سال های 20 تا 40) بسیاری از ایرانیان در بصره و کوفه سکنا گزیده بودند. آنان تعدادی مهاجر و عده ای دیگر، از ساکنان اصیل و قدیمی همین منطقه بودند. بصره و کوفه تا پیش از فتوحات بخش غربی ایران محسوب می شد. از جمله ی این ساکنان قدیمی این دو شهر، طوایفی موسوم به زط و سیابجه بودند که همواره به عنوان بخش مهم از اسواران یعنی نیروهای آزموده و مجرب دوران ساسانیان به حساب می آمدند. این زطها و سیابجه در سال 36 هـ. ق در جریان جنگ جمل در اطراف بصره با سپاهیان اصحاب جمل مقابله کردند و کار را بر عایشه، طلحه و زبیر سخت نمودند. (9)
با تسخیر بصره توسط جملیان، زطها و سیابجه در کوفه به سپاه علی علیه السلام پیوستند و تا پیروزی کامل در برابر ناکثین، در رکاب حضرتش نبرد کردند. آن حضرت که نظاره گر فداکاری های بی شائبه و خالصانه ی ایرانیان حاضر در سپاهش بود، همواره در چهره ی آنان مردمانی نجیب و آزاده را مشاهده می کرد که می تواند از یاری جدی ایشان در راه بسط عدالت و دفع بیداد و ریشه کن کردن فتنه ی ریشه دار منافقان و بنی امیه، بهره مند گردد. از این رو، با ارسال نامه هایی به عاملان خود در همدان و آذربایجان نیروهای ایرانی را برای مقابله با معاویه در جنگ صفین، به یاری خود طلبید. (10)
8. هدایای ایرانیان به علی علیه السلام
در زمانی که علی علیه السلام در کوفه بودند، به رسم سابق شماری از ایرانیان (11) نزد آن حضرت آمدند تا هدایایی تقدیم دارند. پیشتر کارگزاران عثمان همچون ولید بن عقبه و سعیدبن عاص، افزون بر خراجی که از ایرانیان مسلمان می گرفتند، ایشان را به اعطای هدایای نوروزگان و مهرگان نیز مکلف ساخته و از این راه میلیون ها دینار به چنگ آوردند. از این رو، هدایای نورزی به صورت سنتی رایج درآمده بود.
وقتی ایرانیان هدایای خود را نزد حضرت آوردند، برای آن که خاطر آنان مکدر نشود، هدایا را پذیرفتند؛ اما دستور دادند، مقابل قیمت آن هدایا، از میزان خراج آنان کسر گردد. همچنین به هنگامی که آن حضرت به عزم صفین از شهر انبار می گذشتند دهقانان (معرب دهبان به معنای بزرگ ده است که معمولا از طبقات مرفه و طراز اول جامعه محسوب می شدند)، به همراه دیگر مردم به دنبال علی علیه السلام راه افتاده دوان دوان ایشان را مشایعت می کردند. علی علیه السلام آنان را از این کار منع فرمودند. آنگاه دهقانان پیش کشی های خود را اهدا کردند. آن حضرت هدایا را تنها بدان شرط قبول نمودند که قیمت آنها را حساب کرده و به ایشان بپردازند. (12)
در همین زمان ابوزید انصاری را به نحوه ی اخذ خراج و جزیه از ایرانیان رهنمون ساختند. (13) دستورهای صریح و آشکار آن حضرت در این باره را باید به واقع پایه گذاری نظامی نوین، عادلانه و کارآمد در نظام اخذ مالیات بر افراد (خراج، برای مسلمانان و اهل جزیه و جزیه ی ویژه ی غیر مسلمانان) به حساب آورد. این نظام عادلانه که از جانب علی علیه السلام اعمال گردید، توجه عمیق تر ایرانیان را به شخصیت عدالت جوی و انسانی اش بیش از پیش جلب نمود و طبعا به دنبال آن عشق و محبتی ژرف را در اعماق روح و جان ایرانی ایجاد کرد. عشقی که در طول قرون متمادی، هرگز خاموش نگشت و ولاء اهل بیت را در این سرزمین به صورت بخشی اساسی و تفکیک ناپذیر از فرهنگ ایرانیان، درآورد.
آری اینها نمونه هایی بود از نخستین آشنایی های مردم ایران با علی علیه السلام که بی تردید باید در موضوع گرایش و محبت ایرانیان نسبت به علی علیه السلام و خاندان پاکش و در پی تسری و رواج تشیع در ایران، بدان ها توجه کافی و وافی مبذول داشت.
پی نوشت ها:
1) یعقوبی، ابن واضح، یعقوبی، بیروت، داربیروت، سال انتشار ندارد، ج 1، ص 200. فیاض، علی اکبر، تاریخ اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، 1367 ش، ص 27.
2) فیاض، تاریخ اسلام، ص 123.
3) درباره فتوحات ر. ک. فتوح البلدان بلاذری، الفتوح ابن اعثم کوفی، الاخبار الطول دینوری و تاریخ طبری.
4) بلاذری، احمد بن یحیی. فتوح البلدان، ترجمه دکتر محمد توکل، تهران، انتشارات نقره، چاپ نخست، 1367 ش، ص 365.
5) راجع به موالی و انواع ولاء و رفتار هریک از خلفا با موالی، ر. ک. الموالی و نظام الولاء، دکتر محمود مقدم، ترجمه و تحقیق محسن حیدرنیا، پایان نامه ی کارشناسی ارشد دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران، 1372 ش.
6) یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمه ی محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، چ 6، 1371 ش، ج 2، ص 51.
7) محمدی ملایری، دکتر محمد، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، جلد3، دل ایرانشهر، بخش دوم،تهران، انتشارات توس، چاپ اول، 1379 ش، ص 242.
8) درباره ی اسواران، زط، سیابجه، و موالی ر. ک دکتر ملایری، ج 3، ص 211 به بعد و ج 2 ص 422 و نیز، لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه ی حمراء و الموالی و نظام الولاء، دکتر مقداد
9) دکتر محمدی، ج 3، ص 211 و 212، به نقل از تاریخ طبری.
10) ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، الفتوح، ترجمه ی کهن فارسی، محمدبن احمد مستوفی هروی، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چ 1، 1372، صص 456- 454.
11) درباره ی ایرانیان ساکن کوفه و بصره، ر. ک. فتوح البلدان، بلاذری، ترجمه ی دکتر توکل، صفحات 65، 367، 398، 452. 3
12) ابن مزاحم، نصر، وقعة صفین، تصحیح عبدالسلام محمد هارون، ترجمه پرویز اتابکی، چاپ تهران، 1366 ش، ص 198- 199.
13) دکتر محمدی، ج 3، ص 247، به نقل از فتوح البلدان بلاذری.
با سپاس از شیعه نیوز