تبليغاتX
سید
 دعا در زندگي ما

کوتاه اما با معنا

66

شايد برايتان جالب باشد كه آگاه شويم دعا در زندگي ما انسان‌ها چه اثراتي به همراه دارد. امروزه اكثر ما انسان‌ها فكر مي‌كنيم دعا كردن هيچ تاثيري در زندگي و موفقيت ما ندارد.


گاهي ما، خداوند را محدود مي‌كنيم به زمان و مكان مشخصي و دعاي ما امكان‌پذير نيست مگر در زمان و مكان معيني. بعضي از ما سحرگاهان هنگامي كه خداوند هنوز خورشيدش را بر ما نتابانده، دعا مي‌كنيم، بعضي ديگر شبانگاهان ديرهنگام زماني كه روز به اتمام رسيده و سكوت شب فرا رسيده است. بعضي در اتاق كوچك‌مان و بعضي در پشت‌بام خانه، بعضي در كليسا و بعضي ديگر در رختخواب‌. گاهي چنان با اين زمان و مكان معين انس مي‌گيريم كه دعا كردن در شرايطي ديگر برايمان غيرممكن مي‌شود.

دعا كردن فوايدي دارد كه باعث ايجاد سلامت جسماني در انسان‌ها مي‌شود و كليه اين مزايا قابل اثبات هستند.

دعا، صحبت كردن با خالقي است كه به شما هستي بخشيده، دعا يعني برقراري ارتباط با يگانه خالق هستي.
خداوند به تك‌تك مخلوقاتش علاقه دارد و براي آنها ارزش قائل است. زمان دعا كردن بايد اين كار را با اعتقاد و ايمان كامل انجام دهيد و مطمئن باشيد كه خداوند صداي شما را مي‌شنود و روزي به شما پاسخ خواهد داد. اگر به دعا كردن ايمان نداشته باشيد، چيزي بيشتر از آرامش نصيب‌تان نخواهد شد. براي رسيدن به حاجات، بايد اعتقاد داشته باشيد كه خداوند به شما علاقه‌مند است و منتظر شنيدن صداي شماست. او هميشه به شما كمك خواهد كرد تا نقاط خالي موجود در زندگي خود را به نحوي پر كنيد.

بياييد از هر فرصتي براي صحبت كردن با خدا استفاده كنيم. بياييد رابطه خود را با خدايمان صميمي‌تر و دوستانه‌تر كنيم.
خداوند از ما مي‌خواهد كه با او صادق باشيم و در سختي، غم و عصبانيت يا در آسايش، خوشي و شادي با او در ارتباط باشيم. او ما را در هر لحظه‌ مي‌خواهد، پس ما نيز بايد هر لحظه با او در ارتباط باشيم.

زماني كه دست به دعا بلند مي‌كنيد، نه تنها خداوند با روي باز به شما پاسخ مي‌دهد، بلكه با اين كار درهاي زندگي خود را به سمت او باز نموده‌ايد و به راحتي با قلب و سپس تمام وجودتان عجين مي‌شود. دعاي شما به منزله دعوتي است كه باعث مي‌شود باريتعالي به زندگي شما قدم بگذارد.

ما دعا مي‌كنيم خداوند كنترل امور زندگي‌مان را به عهده گيرد و در تمام شرايط ما را ياري كند چرا كه ما آفريده شده‌ايم تا با خدا راز و نياز كنيم و فقط از اين طريق مي‌توانيم به سعادت و خوشي دست پيدا كرده و معناي حقيقي زندگي را دريابيم.

 

|+| نوشته شده توسط .سید در سه شنبه 30 بهمن1386 و ساعت 2:10  
 مقاله‌‌اي درباره انقلاب به قلم امام موسي صدر

با عرض سلام وادب خدمت تمام دوستان گرامی آنچه مي‌خوانيد، مقاله‌اي است درباره انقلاب اسلامي ايران به قلم امام موسي صدر كه در تاريخ 23/8/1978 مطابق با اول شهريور 1357 در روزنامه «لوموند» پاريس چاپ شده است.
امام موسي صدر، يك هفته پس از چاپ اين مقاله و در سفري رسمي به ليبي، ناپديد شد

seied

بسم‌الله الرحمن الرحيم
نهضت مردم ايران با تمامي حركت‌هاي مشابه خود در جهان تفاوت دارد، زيرا چشم‌انداز جديدي فرا روي تمدن بشري قرار داده است؛ بنابراين، شايسته است كه همه علاقه‌مندان قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آن را با دقت دنبال كنند.
نهضت مردم ايران به رغم گستردگي كه دارد و به رغم اتهاماتي كه رژيم بر آن وارد مي‌كند، از گرايش‌ها، ريشه‌ها، اهداف و اخلاقيات اصيل و والايي برخوردار است.

نيروهاي راست از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه نفت و بسياري موضوعات مهم ديگر در آن موضوعيت دارد. نيروهاي چپ بين‌المللي نيز از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه ايران و اتحاد شوروي بيش از هزار كيلومتر مرز مشترك دارند. حزب كمونيست ايران، حضور چنداني در نهضت ندارد، هر چند كه از قديمي‌ترين احزاب اين منطقه به شمار مي‌رود؛ بنابراين، هيچ يك از نيروهاي چپ و راست، به اين اعتبار كه نماينده يكي از دو قطب جهان هستند، كمترين تأثيري بر اين نهضت ندارند.

ملت ايران اين مسائل را به خوبي مي‌داند. او مي‌داند اين رژيم كه نهضت را به واپسگرايي متهم مي‌كند، خود با سركوب آزادي و در پيش گرفتن روش‌هاي بدويِ حكمراني همه سازمان‌هاي ارتجاعي را رو سفيد كرده است. ملت ايران مي‌داند كه اين رژيم، براي جلب رضايت قدرت‌هاي بزرگ، در قرباني كردن منافع مردم و پيشكشي ثروت‌هاي آنها، هرگز ترديدي به خود راه نداده است. ملت ايران وقتي چنين رفتاري را با اصالت انقلابيون قياس مي‌كند، بر ايثار و فداكاري در راه آرمان آنان راسختر مي‌شود. اين ملت به رغم اين‌كه سلاحي در دست ندارد، با خون خود، قهرمانانه مبارزه مي‌كند و قدرتي شكست‌ناپذير ايجاد مي‌كند.


seied

انقلابيون ايران به هيچ طبقه خاص اجتماعي منحصر نيستند، بلكه از همه ايران برخاسته‌اند: دانشجويان، كارگران، تحصيل‌كردگان، روحانيان و... همه و همه در اين انقلاب حضور دارند. ملت ايران با همه نسل‌هاي گوناگون خود در اين نهضت شركت جسته است؛ بازار، مدارس، مساجد، شهرها و حتي كوچكترين روستاها در اين نهضت مشاركت دارند.
همين حقايق است كه رژيم را بر آن داشته تا چپ و راست، شرق و غرب، سازمان‌هاي عربي و حتي فلسطيني‌ها را متهم كند و به اين ترتيب، به گستردگي و عمق مردمي اين نهضت اذعان كند.

حركت مخالفان رژيم شاه، امروز سيستم اطلاع‌رساني خاص خود را يافته است. گفته‌ها و سخنان رهبران آن از طريق كساني به ما مي‌رسد كه خود مخاطب اين سخنانند و اين سخنان در قلب‌هاي همه ملت ايران جاي گرفته است.
حق آن است كه بگويم: خاستگاه اين حركت و ايمان و آرمان آن همان اهداف بيكران انساني، اخلاقي و انقلابي است؛ موجي كه امروز ايران را درمي‌نوردد، بيش از هر چيز نداي پيامبران را در اذهان انسان‌ها تداعي مي‌كند.

اهداف انقلاب در مصاحبه مورخ ششم مي 1978 رهبر آن، امام خميني، با روزنامه لوموند، به روشني تصريح شده است. او با تأكيد بر اصالت اين حركت به ابعاد ملي، فرهنگي و رهايي بخش آن اشاره مي‌كند.
حوادث جاري ايران و رخدادهاي فاجعه‌آميز آن چند نكته اساسي را فراروي جهان امروز قرار داده است:

1ـ كساني كه به مسائل انساني و تمدن بشري اهميت مي‌دهند، شايسته است اين آزمون انساني را كه اكنون در ايران جريان دارد، به دقت بررسي و در برابر تلاش‌هاي مخالف و مغرضانه از آن حمايت كنند.
2ـ رژيم شاه پس از 37 سال حكومت و به رغم برخورداري از بيشترين امكانات، در همه امور، حتي در اين حد كه خود را از خشم ملت در امام نگه دارد، ناكام مانده است. اين همه در حالي است كه بزرگترين انبار تسليحاتي جهان سوم در اختيار همين رژيم قرار دارد.

۳ـ ارزش‌هاي اخلاقي انسان متمدن، امروز در ايران تهديد مي‌شود. تا زماني كه رژيم ايران تحت عناوين «پيشرفت» و «دمكراسي» به اَعمال سركوبگرانه، خونريزي و سلب آزادي ادامه مي‌دهد، هر قدر هم كه در جهان مورد حمايت قرار گيرد، نمي‌توان از اين ارزش‌ها پاسداري كرد.
4ـ رژيمي كه امروز با امواج نارضايتي مردم و خيل ناآرامي‌هاي داخلي روبه‌روست، ديروز از تضمين امنيت خليج‌فارس، اقيانوس هند و حتي سومالي سخن مي‌گفت. اين امر بيانگر آن است كه هيچ چيز بيش از حركت‌هاي مردمي اين چنين آن را پريشان نمي‌سازد. از جمله اين حركت‌ها «حركةالمحرومين» لبنان است كه خبرهاي آن در ميان مردم ايران انعكاس فراوان يافته است.

قتل‌عام‌هايي كه هم‌اكنون در ايران جريان دارد و رژيم تلاش دارد بر آنها سرپوش گذارد، هشداري به انسان معاصر، به وجدان و به احساس مسئوليتِ اوست. شايسته است كه انسان‌ها تصوير واقعي اين كشتارها و سركوبگري‌ها را به جهانيان عرضه بدارند و ضمن چنين خدمتي، بيزاري خود از اين اعمال را نمايان سازند.


منبع: كتاب اديان در خدمت انسان، صص 130 ـ 127

|+| نوشته شده توسط .سید در سه شنبه 23 بهمن1386 و ساعت 17:16  
 فتح الفتوح در سکوت.دکتر علایی

فتح الفتوح در سکوت

گفت گوی بسیار خواندنی

سردار رشید اسلام ،دکتر حسین علایی

seied

ضرورت اجرای عملیات والفجر8 در آن زمان چه بود؟

دکتر حسین علایی: در سال 1364 ما در شرایطی قرار داشتیم که برای ادامه جنگ باید اقدام مهمی را جهت کمک برای رفتن ایران به سمت خاتمه جنگ انجام می دادیم و مسئولین تصور می کردند که با انجام عملیاتهای نظامی مؤثر علیه رژیم صدام می توان شرایطی را فراهم کرد که ارتش بعثی عراق در حدی تحت فشار قرار گیرد و با تصرف منطقه ای از عراق صدام را وادار کنند در برابر خواسته های ایران تسلیم شود و ما بتوانیم جنگ را در شرایط برتر به پایان ببریم. هرچند تا آن مرحله ما سرزمین ایران را از دست دشمن آزاد کرده بودیم اما برای ختم جنگ هیچ چارچوبی تعیین نشده بود، یعنی نه صدام اعلام کرده بود که قرارداد 1975 را - که در آغاز جنگ پاره کرده بود- قبول دارد و نه مذاکره ای صورت گرفته بود تا به چارچوبی برای خاتمه جنگ برسند و نه سازمانهای بین المللی مثل شورای امنیت و یا دیگر کشورها پیشنهادی را ارائه کرده بودند تا چارچوبی باشد برای اینکه ایران حداقلهایی از خواسته هایش را تأمین یافته ببیند و بتواند جنگ را خاتمه دهد . مهمترین خواسته این بود که «چه کسی جنگ را آغاز کرد؟» الان برای همه روشن است که عراق جنگ را آغاز کرد چون سازمان ملل به طور رسمی اعلام کرد، اما در آن زمان برای اینکه بر ایران فشار آورند هیچکس نمی گفت که جنگ را صدام آغاز کرده حتی در درون ایران هم به گونه ای شرایط را فراهم کرده بودند که این ابهام ایجاد شود که نکند اقدامات ایران باعث جنگ شده است. نکته بعدی این بود که کسی که جنگ را آغاز کرده مسئولیت حقوقی در قبال خسارات دارد و سوم اینکه شرایطی فراهم شود که ایران مطمئن شود که دیگر جنگی از سوی رژیم بعثی عراق آغاز نخواهد شد.
آیا از طریق مذاکرات سیاسی نمی شد به چارچوبی برای پایان جنگ دست پیدا کرد؟

- این کار از راه سیاسی امکانپذیر نبود و یا حداقل ما اطلاعی نداریم که از راه سیاسی چه اقدامی شده است. آنچه که ما مطلع هستیم این است که مسئولین سیاسی احساس می کردند که اگر در موضع توانایی نظامی و برتری نظامی نسبت به رژیم بعثی عراق قرار نداشته باشند امکان توافق سیاسی هم وجود ندارد. راه حل پایان جنگ هم اینطور بود که یا رژیم صدام سقوط کند یا صدام خواسته های ایران را بپذیرد و یا مذاکره و مصالحه ای صورت گیرد و یا یک گروه واسطه ای بتوانند طرفین را به تفاهم برسانند که هیچکدام از این اتفاقات در آن زمان رخ نداد. از سوی دیگر، رژیم عراق که در جبهه های جنگ شکست خورده بود جنگ را به دریا و تا حدی به شهرها کشانده بود. بنابراین برای اینکه ایران بتواند فشارهای نظامی رژیم بعثی را در دریا و خارج از جبهه های جنگ زمینی پاسخ دهد و هم اینکه اقدام مؤثری برای کمک به پایان جنگ بکند تنها باید عملیات می کرد.

اهمیت منطقه فاو و اهداف این عملیات چه بود؟

- در مقدمه باید بگویم که ارتش عراق می دانست که ما می خواهیم عملیات کنیم و همه جای جبهه ها را بر روی ما برای عملیات بسته بود یعنی پدافند محکمی با عملیات مهندسی، حصارهای دفاعی متعددی از موانع طبیعی، میدانهای مین، کانال، سیم خاردار و ... ایجاد کرده بود و چون ایران قدرت زرهی، مکانیزه و هوایی نداشت و عمده توانش روی نیروهای پیاده رزمنده داوطلب بسیجی بود که حاضر بودند همه کاری بکنند تمام توان این قوا صرف شکستن خط می شد، پس ما باید دنبال منطقه ای می گشتیم تا می توانستیم در آن عملیات بکنیم.

شرط ما در آن زمان این بود که منطقه ای را از نظر نظامی انتخاب کنیم که نیروهای ارتش عراق در آن سرزمین خوب نتواند بجنگند و ارتش عراق به سرعت نتواند از زرهی، توپخانه و هواپیمایی اش استفاده کند و از طرفی ما با توجه به توانمندیهایمان بتوانیم در آنجا بجنگیم و به سرعت هدف را تصرف کنیم و نکته بعدی این سرزمین باید ارزش سیاسی، نظامی، اقتصادی و حقوقی مهمی هم داشته باشد که با این اوصاف تنها جایی که با این شرایط توانستیم پیدا کنیم منطقه فاو بود.

با انجام عملیات در فاو ما در برتری نظامی و برتری سیاسی- روانی نسبت به ارتش عراق قرار می گرفتیم که می توانستیم آن را عامل فشار برای ختم جنگ به حساب بیاوریم. نکته بعدی این است که فاو تنها جایی بود که امکان عملیات برای ما وجود داشت چرا که ارتش صدام به صورت منطقی تصور می کرد اجرای عملیات در اینجا غیر ممکن است، به خاطر اینکه رودخانه عظیمی به نام اروند رود جلویش است که عبور از این رودخانه صرف نظر از عبور نفرات، عبور چند لشکر از این مکان و پشتیبانی و تدارکات با مشکل مواجه می شد، اما ما با بررسیهایمان متوجه این تصور عراق شدیم و با توجه به روش غافلگیری مطمئن شدیم که اگر در اینجا عملیاتی انجام دهیم موفق می شویم. علاوه بر اینها قبل از تصرف فاو، عراق از طریق پایگاه موشکی که در این منطقه داشت مسیر عبور کشتیهای ایران به سمت بندر امام خمینی را با موشک بمباران می کرد و کشتیها را می زد که تا آن زمان بیش از 90 فروند موشک به کشتیهای ایران زده بودند و به دهها فروند کشتی ایران آسیب رسانده بودند که با تصرف این منطقه پایگاههای موشکی را نیز گرفتیم. یا پیش از فتح فاو، عراق دو اسکله نفتی البکر و الامه را تبدیل به اسکله نظامی کرده بود که با تصرف فاو پشت اسکله ها را بستیم و دیگر به راحتی نمی توانستند کار بکنند.

برای خواندن باقی مطلب به ادامه رجوع شود


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط .سید در سه شنبه 23 بهمن1386 و ساعت 0:41  
 ره توشه سلوک .اذکار سلوک

بسم الله الحی ودود

با عرض سلام و ادب بر تمام دوستان و عزیزان سید این پست را برای دوستانی که درخواست کرده بودند که در باب ره توشه سلوک بازم مطلبی قرار دهم آماده کردم .البته باید بگویم نگینهای نوشته های خود را بنده در این پستها قرار میدهم تا عزیزان کمال استفاده را ببرند.بنده چون ره عرفانی حضرت آیت الله العظمی کشمیری .رحمت الله علیه .را بیشتر مورد قبول دارم از جهت اینکه بزرگان در ره راه و گفته ایشان و جواب دهی گفتهای ایشان را روشن میدانند

 یاعلی مدد بی حد وعدد

seied

حضرت استاد:در دستورات علمای اخلاق برای سلوک ،صوم،عزلت،جوعو صمت وارد شده است،کدام یک از اینها در ترقی سالک تاثیر دارد؟

جواب: صوم(روز)

حضرت استاد: حمکت چیست که از طرف حق تعالی به <برخی>افراد داده می شود ؟

جواب :معرفت حقایق اشیاء

حضرت استاد:بعضی در جوانی و میانسالی حالات و کرامات دارند و بعد در سنین پیری به امراض جسمانی مبتلا می شوند ،آیا <در این صورت >همه حالات و قدرت ها می رود؟

جواب:اگر صفتی یا حالی ملکه شده باشد می ماند و الا حالات غیر ملکه ای ،به اندک غفلتی از بین می رود

حضرت استاد : آیا بعد از دیدن حقایق و معانی ٬باز می شود کسی به مقامات ظاهری دنیا دل ببندد؟

جواب: اگر کسی واقعا حقایق را دید ٬ به مطالب صوری و دنیوی دل نمی ببندد ،اگر بست ٬عارف نیست و فانی در حق نشده است

حضرت استاد:بهشت برزخی چگونه است؟

جواب:شباهتی به زندگی دنیا دارد ٬اینجا ملکی و مادی است٬انجا به حقایق ملکوتی متنعم هستند

حضرت استاد:طی الا رض چیست؟

جواب:طی الارض مراتبی دارد برای ائمه به معنی پیچیدن زمین و برای غیر آنان ٬موکلی از فرشته یا جن انسان مومن را سیر می دهد

حضرت استاد:عده ای از سالکین زحمت می کشند ولی پیشرفت آنان کم است مشکل کار چیست؟

جواب:ظرف بعضی از اول بزرگ و ظرف وجودی افرادی از اول کوچک است٬آنان که زحمت می کشند احتمال دارد ظرف آنان کوچک باشد لذا بهره شان هم قلیل است.و یا مقتضی ندارد و شرایط جمع نیست

حضرت استاد:نظر مبارک درباره سالکینی که این در و آن در می زنند چیست؟

جواب :عرفا٬سالک متلون را نمی پذیرند٬وقتی سالکی به استادی کامل مربوط شد باید تحت اشراف او به مجاهدات نفسانی بپردازد والا با این در وآن در زدن ٬به جایی نخواهد رسید.

حضرت استاد:به چه معیاری می توان فهمیدکه شخص از نفس گذشته است؟

جواب:اگر قلبا"از مال دنیا گذشته باشد.

حضرت استاد:عده ای از بزرگان عرفان دارای مکاشفات بسیار بودند سرچشمه آن از کجاست؟

جواب:مکاشفات از صفای باطن بر می خیزد.

حضرت استاد:نظر جنابعالی درباره فناءفی الله چیست؟

جواب:هر وقت عبد تمام کارهایش برای خدا شد و خودیت خود را ندید فانی فی الله می شود و محو در معبود می گردد

حضرت استاد:بعضی حزن را بهتر از فکر می دانند ٬می گویند فکر اختیاری است و حزن طبیعی و جلبی انسان است ٬آیا درست است؟

جواب:حزن فرع و شبعه تفکر است٬چون فکر می کندو به کارهای گذشته و ناکامیهای خود می نگرد حزین می شود ٬در نتیجه تفکر بالاتر و حزن منشعب از فکر است

حضرت استاد:آیا عرش و کرسی و لوح و قلم و مانند اینها٬همه چند چیز مجزا و بدون ارتباط هستند٬یا یکی اند و کنایاتی از علم و قدرت خدا می باشند؟

جواب :اینها یک چیزند لکن در هر مرحله از ظهور و هر نشئه ای جلوه قدرت و علم خداوند هستند و اسمی به خود می گیرند ٬مانند روح و نفس و قلب که به یک چیز اشاره دارد ولکن در مراتب و ظهورات هر یک اسمی می گیرند

کلام معنا پیدا خواهد کرد چه زمان

آن زمان که مهدی آید

|+| نوشته شده توسط .سید در سه شنبه 16 بهمن1386 و ساعت 0:48  
 عكس هاي پسر بن لادن و همسر جديدش!

عكس هاي پسر بن لادن و همسر جديدش!

این آقای زلف قشنگ هم پسر اسامه بن لادن است که تازگی ها گفته من میخواهم

میانجی بین اعراب و غرب باشم وبین آنها دوستی ایجاد کنم

البته فکر کنم چشم این خانم را گرفته بوده

seied

جين فليکس براون، يک زن پنجاه و يک ساله انگليسي امروز چهارشنبه به تعداد زيادي از مطبوعات انگليسي اعلام کرد اخيراً با يکي از پسران اسامه بن لادن ازدواج کرده است.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از لندن روزنامه انگليسي تايمز نوشت جين فليکس براون مادربزرگ است و تاکنون پنج بار ازدواج کرده است. اين ششمين ازدواج وي مي باشد و داراي 3 فرزند و 5 نوه مي باشد. وي با عمر اسامه بن لادن بيست و هفت ساله چهارمين پسر سرکرده شبکه القاعده ازدواج کرده است. مقامات عربستاني بايد اين ازدواج را رسمي کنند. فليکس براون که نام زينه محمد را انتخاب کرده همسر دوم عمر اسامه بن لادن است و در کشورهاي انگليس و عربستان سعودي بطور متناوب زندگي مي کند. وي گفت اميدوارم مردم قضاوت سختي درباره من نداشته باشند. من با پسر ازدواج کرده ام نه با پدر. فليکس براون افزود : همسرش به دنبال دريافت رواديد براي سفر به انگليس است.

اين زوج در مصر و در حالي که فليکس براون سرگرم اسب سواري در کنار اهرام بزرگ مصر بود با هم آشنا شده بودند. فليکس براون در آن زمان براي درمان بيماري ام اس به مصر سفر کرده بود.

وي خاطرنشان کرد همسرش به او گفته است از سال 2001 با پدرش ارتباطي نداشته است.

seied

 1212

554554

seied

seied

 

|+| نوشته شده توسط .سید در پنجشنبه 11 بهمن1386 و ساعت 1:46  
 نظر ساواک درباره شيخ احمد مجتهدي چه بود؟
ساواك تهران طي گزارشي اعلام نمود: مجتهدي اظهار کرده «در اين موقع كه دولت مي‌خواهد آهسته آهسته عمامه را بردارد، من مشغول هستم يك عده جوان تازه‌ نفس را سرشان عمامه بگذارم.» ...

نظريه منبع: عمل شيخ مزبور از جهت تعليم دادن جوانان به درس ديني اشكالي ندارد؛ اشكال كار از اين جهت است كه نامبرده فوق العاده در جوانان نفوذ دارددر حالي که با انتشار برخي گزارش‌ها درباره حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ احمد مجتهدي، پرسش‌‌هايي درباره فعاليت سياسي و نيز سوابق مبارزات انقلابي ايشان به وجود آمده، مرکز مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي که به اسناد ساواک دسترسي دارد، اطلاعات جديدي را در اين زمينه منتشر کرد.

در اين گزارش آمده است: مجموعه فعاليت‌هاي آيت‌الله مجتهدي در طي ساليان طولاني اگر چه بيشتر رنگ و بوي فرهنگي ـ‌ آموزشي داشت تا صبغه سياسي، ولي اين امر باعث نشد تا ساواك اقدامات وي را ناديده پندارد. اولين سند در پرونده انفرادي وي مربوط به سفري است كه به صورت غير مجاز به عراق داشت. ساواك تهران طي گزارشي در تاريخ 1/12/45 به اداره كل سوم ساواك كه عهده‌دار به اصطلاح امنيت داخلي كشور بود مي‌نويسد:
«يكي از طلاب مدرسه و مسجد حمام قبله واقع در پشت بوذرجمهري نو اظهار داشته است آقاي شيخ احمد مجتهدي امام جماعت مسجد حمام قبله چهار هفته قبل از راه آبادان با پرداخت چهارصد تومان به طور غير مجاز به عراق مسافرت نموده است...»

اين همان سفري است كه طي آن آيت‌الله مجتهدي به اتفاق شهيد غلامحسين حقاني از شهداي فاجعه انفجار بمب در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي به عراق مي‌روند. شهيد حقاني در پاسخ به بازجويي كميته مشترك ضد خرابكاري ماجراي اين مسافرت را چنين تشريح مي‌كند:
«... در حدود 8 يا 9 سال قبل پيش از محرم دو نفر از آقايان تهران به نام آقاي حاج شيخ احمد مجتهدي تهراني امام جماعت مسجد ملاجعفر واقع در خيابان ري بازارچه نائب‌السلطنه و حاج ميرزا علي‌ آقا سعيديان از قم آمدند منزل آقاي سجادي تهراني و گفتند ما عازم عراق هستيم و من هم خيلي شوق داشتم و كارهاي خود را انجام دادم و رفتم ايستگاه راه‌آهن و همراه آقايان به آبادان رفتيم. البته در اوايل طلبگي كه در تهران بودم نزد ‌آقاي مجتهدي درس مي‌خواندم و در همان مسجد ايشان هم معمم شدم و با يكديگر كاملاً مربوط بوديم. در آبادان در مدرسه علميه وارد شديم و بالاخره توسط آقاي قائمي امام جماعت آبادان شخصي به نام شيخ رجب قاچاق‌بر پيدا شد و نفري چهارصد تومان از هر كدام ‌گرفت و با زحمت فراوان بعد از چند شبانه‌روز وارد نجف اشرف شديم...»

آيت‌الله مجتهدي به همراه دوستانش موفق به ديدار امام خميني (ره) در اين سفر گرديد. بازجوي ساواك نيز طي مراحل مخلتف بازجويي از شهيد حقاني به دنبال كشف همين مطلب است كه آيا آنها به ديدار امام نيز رفته‌اند و اگر رفته‌اند‌ چه موضوعاتي بين آنها رد و بدل شده است. شهيد حقاني نيز با زيركي پس از بيان ديدارهاي متعددشان با ساير علما و مراجع نجف، جريان ملاقات با امام (ره) را چنين بيان مي‌كند: «.... و نيز چند شب براي نماز جماعت حاج‌آقا روح‌الله خميني به مدرسه آيت‌الله بروجردي رفتيم و دردرس ايشان نيز در يكي از مساجد بازار نجف رفتيم و همچنين يك شب در منزل ايشان كه شبها جلوس عمومي داشتند رفتيم كه چند مسئله فقهي و اصولي هم آقايان مجتهدي و سعيديان و اينجانب نزد ايشان مطرح نموديم و پاسخ شنيديم...»

مهمترين و پرثمرترين فعاليت ‌آيت‌الله مجتهدي تعليم و تربيت نوجوانان و جواناني بود كه به صورت تمام وقت يا پاره‌وقت در حوزه علميه ايشان حضور يافته و با فراگيري علوم اسلامي و تهذيب نفس غالباً افراد مفيدي شدند. بسياري از آنان به فيض عظيم شهادت نائل شده و تعدادي نيز هم اكنون با تصدي پستهاي مختلف سياسي ـ فرهنگي در حال خدمت بوده و غالب آنها نيز در گوشه و كنار ايران اسلامي و بعضاً در خارج از كشور به تبليغ دين و معارف اسلامي اشتغال دارند.
از جمله معروفترين شاگردان ايشان مي‌توان به بزرگاني همچون شهيد حجت‌الاسلام غلامحسين حقاني، شهيد سيد‌مجتبي صالحي خوانساري، شهيد دكتر مصطفي چمران، شهيد دكتر محمد‌علي فياض‌بخش، شهيد دكتر محمود قندي،‌سردار شهيد محمد بروجردي و شهيد مهندس محمد‌جواد تندگويان و كمال خرازي اشاره نمود.

مسلماً اين بخش از اقدامات و كوششهاي آيت‌الله مجتهدي نيز از چشمان مأموران امنيتي رژيم شاه مخفي نماند. ساواك تهران در تاريخ 17/10/46 طي گزارشي به اداره كل سوم چنين اعلام نمود:
«... در اثر تبليغ نامبرده عده‌اي از جوانان به لباس روحانيت درآمده‌اند و در تاريخ 13/10/46 اظهار داشت تصميم دارد مجلسي برگزار و چند نفر از طلاب را عمامه بگذارد و اظهار نمود در اين موقع كه دولت مي‌خواهد آهسته آهسته عمامه را بردارد من مشغول هستم يك عده جوان تازه‌ نفس را آماده نموده و به سرشان عمامه بگذارم تا ببينم من غالب مي‌شوم يا دانشگاه ضد روحانيت.
نظريه منبع:
1ـ عمل شيخ مزبور از جهت تعليم دادن جوانان به درس ديني اشكالي ندارد اشكال كار از اين جهت است كه نامبرده فوق العاده در جوانان نفوذ دارد. چنانچه بخواهد جوانان را عليه دولت تحريك نمايد جلوگيري از آن خيلي مشكل است.
2ـ‌ تبليغات سوئي كه شخص مزبور از جهت دشمني با دولت در مغز جوانان وارد مي‌نمايد بسيار مضر است.
3ـ نامبرده جواناني را ضد دولت و ضد برنامه دولت تربيت مي‌نمايد مثلاً اقوام چند نفر از اين جوانان از نظر مادي و معنوي بسيار قوي هستند ولي اين جوانان با وضع بسيار بدي در حياط مسجد زندگي نموده و در اثر تبليغات شيخ مزبور فعاليت در اين جامعه را حرام و كمك به دولت و اجرا كردن برنامه‌هاي دولت را برخلاف دين خود مي‌دانند.»

در پاسخ به اين گزارش ناصر مقدم مدير كل اداره كل سوم ساواك طي نامه‌اي به ساواك تهران دستور مي‌دهد:
«... ضمن نفوذ در جلسات متشكله اين مسجد با استفاده از منابع مربوطه اعمال و رفتار و تماسهاي اين شخص را تحت نظر قرارداده و به محض مشاهده فعاليت مضره و مشكوكي از او مراتب را با تعيين مشخصات كامل و ارسال يك قطعه عكس وي اعلام دارند.»

گزارش‌هاي بعدي ساواك تهران حاكي از تشديد فعاليت‌هاي آيت‌الله مجتهدي است. ساواك در گزارش مورخ 25/4/47 خود به مركز اين گونه اعلام داشته:
«نامبرده بالا كه يكي از روحانيون مخالف بوده و عده‌اي طلاب را مطابق عقيده و روش خود پرورش و تعليم مي‌دهد اخيراً تعداد شاگردان خويش را افزايش داده است. اين محصلين جديد دانش‌آموزان دبيرستاني و دبستاني مي‌باشند كه مشاراليه اولياء آنها را تبليغ نموده مبني بر اينكه در مدارس دولتي علاوه بر اينكه به امور ديني توجه نمي‌شود بين فرزندان مسلمانان تبليغات ضدديني مي‌نمايند بنابراين اولياء دانش‌آموزان وظيفه دارند كه از فرزندانشان نسبت به امور ديني مراقبت بيشتري بنمايند. در نتيجه عده‌اي از اولياء دانش‌‌آموزان فرزندان خود را مجبوركرده‌اند كه با استفاده از تعطيلات تابستان در جلسات مجتهدي حاضر شوند.»

به دنبال اين گزارش، ساواك مركز در تاريخ 10/5/47 با ارسال نامه‌اي براي ساواك تهران ضمن تأكيد مجدد بر مراقبت كامل از جلسات ايشان و تسريع در ارسال يك نسخه بيوگرافي ملصق به عكس ايشان اطلاعات تكميلي ذيل را خواستار شد:
«... هدف و انگيزه مجتهدي از تشكيل اين قبيل جلسات روشن و هرگونه سوابقي دال بر مخالفت وي موجود است اعلام دارند.»

آيت‌الله مجتهدي از جمله علمايي بود كه از امام خميني (ره) اجازه نامه اخذ وجوهات شرعيه داشت. 11 علاوه بر اين حضرت امام (ره) در نامه‌اي كه در تاريخ 17/11/53 براي حجت‌الاسلام سيد‌احمد خميني (ره) ارسال داشته، پس از ذكر مقدمه‌اي نام ايشان را دركنار علماي ديگر نظير آيات عظام عبدالكريم حق‌شناس، مجتبي تهراني، مرتضي تهراني، سيد‌محمد‌حسين لنگرودي، سيد‌محمد‌علي لواساني و ...به عنوان علمايي كه در تهران هستند و عهده‌دار گرفتن وجوهات شرعيه و ارسال آن به نجف هستند، ذكر مي‌كند. 12 شناسايي اين افراد يعني كساني كه واسطه ارسال وجوهات شرعيه براي امام خميني (ره) بودند يكي از مأموريت‌هاي اصلي دستگاه امنيتي رژيم شاه بود. يكي از گزارشهاي ساواك تهران در تاريخ 16/6/1355 به خوبي بيانگر اين موضوع است:

«رضا شريفي حدود ساعت 2000 روز 5/6/35 در منزل حبيب‌الله كبيري در جلسه هيئت مكتب قرآن ضمن يك مذاكره خصوصي به دوستش اظهار داشته اخيراً مبلغ دو هزار ريال بابت خمس و مبلغي هم بابت سهم امام داشتم كه آن را نزد شيخ احمد مجتهدي، پيشنماز مسجد و مدرسه حاج ملاجعفر واقع در خيابان ري مقابل خيابان اديب‌الممالك، بازارچه نائب‌ السلطنه، مقابل حمام قبله، كوچه اميني، بردم. ابتدا مجتهدي از من سؤال كرد مقلد كدام يك از مراجع هستي؟ به او گفتم مقلد آيت‌الله خميني، سپس گويا مدت يك هفته روي من تحقيق كرد و پس از يك هفته وجوهات مزبور را از من گرفت و بعداً يك برگ رسيد آيت‌الله خميني را كه ممهور به مهر و امضاء او بود به من تحويل داد. شريفي اضافه نمود، شيخ احمد مجتهدي گهگاه در هنگام تدريس در مسجد حاج ملاجعفر يادي از خميني نموده...»
|+| نوشته شده توسط .سید در دوشنبه 8 بهمن1386 و ساعت 0:49