تبليغاتX
سید
 دکتر علی شریعتی ملت ايران و خانه فاطمه(س)

یا صاحب الزمان اجرک الله فی مصیبته جدتک فاطمه الزهراسلام الله علیهما

سلام خدمت تمام دوستان عزیز و بزرگوار .....با وجود آن‌كه دكتر علي شريعتي، از منتقدان شيوه مرسوم عزاداري‌ها و سوگواري‌ها براي خاندان اهل بيت(ع) به شمار مي‌رود، وي در سخنراني مشهور خود در سالروز شهادت فاطمه زهرا(س)، از گريه مردم بر مصائب اهل بيت(ع) تجليل و تنها آن را نيازمند تكميل مي‌داند كه آن هم به عهده روشنفكران و دانشمندان است.

وي مي‌گويد: هر مذهبي، مكتبي، هر نهضتي يا انقلابي، از دو عنصر تركيب مي‌يابد؛ عقل و عشق. يكي روشنايي است و ديگري حركت. يكي شعور و شناخت مي‌بخشد و به مردم بينايي و آگاهي مي‌دهد و ديگري، نيرو و جوشش و جنبش مي‌آفريند... .

1121

در يك جامعه، در يك نهضت فكري يا مكتب انقلابي، دانشمندان، گروه روشنفكران آگاه و مسئول، كارشان نشان دادن راه و شناساندن مكتب يا مذهب و آگاهي بخشيدن به مردم و مردم، مسئوليتشان روح دادن و نيرو و حركت بخشيدن است... .

اسلام نيز چنين بوده است و بيشتر از هر مذهبي، دين «كتاب» و «جهاد» است و انديشه و عشق. آنچنان كه در قرآن نمي‌توان دانست كه مرز ميان عقل و ايمان كجاست. شهادت را زندگي جاويد مي‌شمارد و به قلم و نوشته سوگند مي‌خورد و در ميان ياران پيامبر، «عابد» و «مجاهد» و «مبلغ» از هم مشخص نيستند.

و تشيع، به ويژه با تاريخ و فرهنگش، تجلي‌گاه عشق و شور و خون و شهادت است و كانون ملتهب و جوشان احساس و در عين حال، يك نوع تفكر و معرفت و فرهنگ علمي و عقلي ويژه و نهضت فكري نيرومند و مشخص؛ «حادثه»اي است در سرگذشت انسان و به نام و نهاد علي، از «علم» و «عشق».

و «حقيقت‌پرستي» چنين مذهبي است كه حقيقت، بي‌پرستش، فلسفه و دانش است و پرستش، بي‌حقيقت، بت‌پرستي يا شهوت!

اشك: شهادت عشق
تشيع در تاريخ، اين چنين زاد و زيست. متفكران و دانشمندانش، مظهر اجتهاد و تعمق و تحقيق و منطق و فرو رفتن در اندرون معاني و شناختن متحول و متكامل مفاهيم اعتقادي و حقايق اسلامي و نگهباني روح و حقيقت و جهت راستين اسلام نخستين در معركه گيج‌كننده و گمراه‌سازنده‌اي كه به نام فلسفه و تصوف و علم و ادب و زهدنمايي و يوناني‌زدگي و شرق‌گرايي در افكار برانگيخته بودند.

و توده مردمش، مظهر وفاداري به حقيقت و اخلاص و عشق و شور و فداكاري و جانبازي در راه علي و ادامه‌دهندگان راه علي، در دوره‌هايي كه زور و شكنجه و قتل‌عام بر زندگي توده حكومت مي‌راند و لبي را كه به نام او باز مي‌شد، مي‌دوختند و خوني را كه با مهر او گرم مي‌شد، مي‌ريختند و از خاندان پيغمبر سخن گفتن، پاداشش در خلافت پيغمبر، پوست كندن و سوزاندن بود.

110

و اما، امروز نيز توده مردم ما همچنان عشق مي‌ورزند، همچنان دوست مي‌دارند، همچنان به اين خانه وفادارند، و هنوز پس از گذشت قرن‌ها و دگرگوني‌ها و زاد و مرگ ايمان‌ها و عشق‌ها و انديشه‌هاي بسيار، از در اين خانه، به قصري، معبدي، و قبله‌اي ديگر، نرفته‌اند، مي‌بينيم كه همچنان سر بر ديوار خانه فاطمه نهاده‌اند و به درد، مي‌نالند. اين اشك‌ها، هر كدام «كلمه»اي است كه توده‌هاي صميمي و وفادار ما با آن، عشق ديرينه خويش را به ساكنان اين «خانه» بيان مي‌كنند. اين زبان توده است و چه زباني صادقتر و زلالتر و بي‌رياتر از زباني كه كلماتش، نه لفظ است و نه خط، اشك است و هر عبارتش ناله‌اي، ضجه دردي، فرياد عاشقانه شوقي!

مگر چشم از زبان صادقانه‌تر سخن نمي‌گويد؟ مگر نه اشك، زيباترين شعر و بي‌تابترين عشق و گدازانترين ايمان و داغترين اشتياق و تبدارترين احساس و خالصترين «گفتن» و لطيفترين «دوست داشتن» است كه همه، در كوره يك دل، به هم آميخته و ذوب شده‌اند و قطره‌اي گرم شده‌اند، نامش اشك؟!

مي‌بينيم كه توده ما هنوز حرف مي‌زند و حرف خودش را خوب مي‌زند. تعجب نكنيد كه چگونه من دارم از «گريستن» دفاع مي‌كنم، كه شنيده‌ايد ـ و بارها ـ كه از برنامه گريه و روضه انتقاد كرده‌ام.

آري، اين دو سخن با هم متضاد نيستند. «برنامه گريه كردن»، به عنوان يك «كار» و يك «وظيفه» و يك «وسيله» براي رسيدن به «هدفي» و به عنوان يك «اصل» و يك «حكم»، چيز ديگري است و «گريستن»، يعني تجلي طبيعي يك احساس، حالتي جبري و فطري از يك عشق، يك رنج، يك شوق با اندوه، چيز ديگري...

515

كسي كه عاشق است و از معشوقش دور افتاده و يا عزادار است و مرگ عزيزي قلبش را مي‌سوزاند، مي‌گريد، غمگين است، هرگاه دلش ياد او مي‌كند و زبانش سخن از او مي‌گويد و روحش آتش مي‌گيرد و چهره‌اش برمي‌افروزد، چشمش نيز با او همدردي مي‌كند؛ يعني اشك مي‌ريزد، اشك مي‌جوشد و اين حالات همه نشانه‌هاي لطيف و صريح ايمان عميق و عشق راستين اويند... .

من هم مثل شما به او مي‌نگرم!
گريه‌اي كه تعهد و آگاهي و شناخت محبوب يا فهميدن و حس كردن ايمان را به همراه نداشته باشد، كاري است كه فقط به درد شستشوي چشم از گرد و غبار خيابان مي‌آيد.

فراموش نكنيم كه نخستين كسي كه بر سرگذشت حسين بزرگ گريست، عمر سعد بود و نخستين كسي كه بر اين‌گونه «گريه بر حسين» ملامت كرد، شخص زينب بزرگ!

و بد نيست بدانيد كه نخستين مجلس عزاداري، در دربار يزيد!...

هيچ مذهبي، تاريخي و ملتي چنين خانواده‌اي ندارد؛ «خانواده‌اي كه در آن پدر، علي است و مادر، فاطمه و پسر، حسين و دختر، زينب»؛ همگي در زير يك سقف و در يك عصر و يك خانواده.

و در عين حال، به هيچ خانواده‌اي، از جانب ملتي اين همه عشق و اخلاص و ايمان و شعر و خون نثار نشده است.
ملت ما، بر گرد در و بام خانه فاطمه، يك فرهنگ پديد آورده است؛ از اين خانه يك تاريخ پر از هيجان و حركت و شهامت و فضيلت، بر بستر زمان جاري شده است؛ نهر زلال و حيات‌بخشي كه بر همه نسل‌هاي ملت ما گذشته است و هم‌اكنون نيز در عمق روح و وجدان توده ما جريان دارد.

اين تنها ملتي است كه در زندگي نوع بشر روي خاك، در غم خاندان محبوب خويش و در عزاي قهرمان آزادي و ايمان خويش، در طول تاريخ درازش، همواره غمگين و عزادار مانده است و پايمال كردن فضيلت و محكوميت حقيقت و فاجعه حكومت جنايت و زور را، به رغم گذشت زمان و غلبه هميشگي اين نظام بر تاريخش و سرنوشتش، فراموش نكرده است.

اما اين عشق‌ها همه عقيم مانده‌اند؛ اين اشك‌ها همچون باراني كه بر شوره‌زار ببارد، سبزه‌اي در اين كوير نمي‌روياند و اين همه فداكاري‌ها، سرمايه‌ها، آمادگي‌ها و تجمع‌ها و نيروهاي انساني و وقت‌ها و فرصت‌هاي عزيز نيروبخش هدر مي‌رود.

مقصر كيست؟ دانشمند! كه پا به پاي توده، مسئوليت خويش را انجام نمي‌دهد؛ او بايد به توده، «آگاهي» و «شناخت» و «جهت» مي‌داد و نداد... .

|+| نوشته شده توسط .سید در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت 16:56  
 جنگهای جهان تمام شد او آمد

بسم الله المنتقم الجبارین

جنگهای جهان تمام شد او آمد همه در حال خنده و آرامش در زیر پرچم ولایت او آرامش و آزادی را به معنای حقیقی احساس می کنند

چه زیبا سخن میگوید چه چهره آشنای چه قد رعنای چه چه چه 

این چند وقت زمانی که در وبهای زرد گشت میزنم و می بینم که چه خود فریبانه دعاگوی آمریکا هستید

حالم بهم میخوره اینجا دیگر کجاست آیا ایران است آیا کشور شهیدان است و.........

دلم می سوزد زمانی که می بینم برادران و خواهران شیعه به جرم شیعه بودن در یمن به خاک و خون کشیده میشوندو چه بی رحم وهابیت لجن و نجس با آرامش کمال زیر پرچم آمریکا و اسرائیل اینچنین کارها را میکنند

seied110

بابا چهجوری باید گفت این خاک پاک وطن من است وطن و همه هستی من

شما در چه فکر و خیال پوچ به سر می برید کجا و کجا

شما در خواب ناز و مهربانی زیر پرچم اسلام آرام هستید

پس دیگر درد تو چیست نامرد خدایت را شکر کن که رهبرو مرجعی داری همچون حضرت آیت الله العظمی خامنه ای.حفظه الله .و رئیس جمهوری همچون احمدی نژادکه دربرابر طوفان دشمنان ایستاده و برای ظهور و آمدن ان عزیز از خواب خود گذشته

می گوید خیر پس اینها چیست

به خاک خون گشیدن در لبنان و فسطین آه آه

seied3

نکنه اینها هم دروغ است که مردان به جرم اینکه شیعه هستند و می خواهند آزاد زندگی کنند باید در حبس باشند جرم من و تو چیست خدایا مولایم کجاست مولا مولا مولا

seied4

از کشتار ، تجاوز به زنان شوهر دار، تجاوز به دخترک ۸ .۹ ساله و.......

اشک در چشمانم جاریست بغض در گلویم خفگی برایم ایجاد کرده جرم پسرک نوجوان شیعه  چیست که در وطن خود خواهان آزدای است

seied5

اینجا عراق ،یمن، لبنان ،فلسطین یا افعانستان نیست اینجا ایران کشور من است کشور تو کشور هر آزاده و ولایت مدار

 یا الله از تو قلب سلیمی و فکری پاک خواهانم تا در زیرپرچم توجهات ولایت حضرت صاحب الزمان.عجله الله.خدمت کنم برای دین پاک تو همان دینی که در کتب اهل ادیان نام او را اولی قسم یاد کردی و خواستار ظهور مولای غریب خود هستم خدایا یا شهادت را ارزانی من کن یا پیرروزی و ظهور را بر چشمانم روشن فرما

اینجا ایران پاک مرز پاک شهیدان و شیر مردان و شیر زنان است اینجا مردها از نامردها مشخص هستند

ما آماده هستیم بسم الله.الله اکبر

فریاد آزادی خواهان

مهدی خواهد آمد

|+| نوشته شده توسط .سید در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت 1:36  
 میلاد عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیه

بسم الله الحی الطیف

امام سجاد (ع ) خطاب به عقيله بنى هاشم ، زينب كبرى (س ) مى فرمايند:

(( يا عمة انت بحمد الله عالمة غير معلمة ، و فهمة غير مفهمة ))

عمه جان ! تو عالمه اى هستى بدون اينكه معلم داشته باشى ، و فهميده اى هستى بى آن كه كسى مطالب را به تو فهمانده باشد.

سلام و درود بر کربلایان و حسینیان میلاد درخشنده و پر بهجت موثقه عارفه ، عالمه غيرمعلمه، فاضله و كامله .صديقه صغرى ،ام كلثوم ،عقيله بنى هاشم ،عقيله الطالبين ،عابده آل على حضرت علیای مخدره حضرت زینب کبری سلام الله علیه بر تمام عاشق مبارک و تهنیت باد

ودیگر این روز عزیز را به همه فدا کاران و پرستاران عزیز تبریک می گویم

 

seied

ولادت و پرورش زينب

درست ترين گفتار آن است كه سيدتنا زينب كبرى (س ) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده ، و تربيت و پرورش ‍ آن دره يتيمه و مرواريد گرانبها و بى مانند در كنار پيغمبر اكرم (ص ) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و از پستان زهراى مرضيه (س ) شير وحى مكيده ، و از دست پسر عموى پيغمبر، اميرالمؤ منين (ع) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكيزه ، و با سعادت و نيكبختى ، و پرورش يافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشيده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربيت و پرورش و تعليم و آموختن و تهذيب و پاكيزه گردانيدن او قيام نموده و ايستادگى داشتند، و همين بس است كه مربى و مؤ دب و معلم او ايشان باشند

نامگذارى زينب از طرف خداوند

هنگامى كه زينب (س ) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س ) او را نزد پدرش اميرالمؤ منين (ع ) آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذارى كنيد! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .

در اين ايام حضرت رسول اكرم (ص ) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤ منين على (ع ) به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد انتخاب كنيد. رسول خدا (ص ) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .

در اين هنگام جبرئيل (ع ) فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر(ص ) ابلاغ كرده و گفت :

نام اين نوزاد را ((زينب )) بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براى او بر برگزيده است .

بعد مصايب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم (ص ) گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد

تغذيه زينب از زبان پيامبر

حضرت زينب (س ) مانند دو برادرش حسن و حسين (ع ) از زبان رسول الله (ص ) تغذى مى كرد.

همان طور كه در بسيارى از اخبار آمده است ، پيغمبر (ص ) زبان خود را در دهان حسنين مى گذاشت ، آنان با مكيدن زبان پيغمبر تغذيه مى شدند و از همين طريق گوشت و پوست بدنشان مى روييد و رشد مى كرد، در مورد حضرت زينب (س ) نيز همين عمل را انجام مى داد.

در جلد اول از كتاب خرايج راوندى (صفحه 94) معجزه يكصد و پنجاه و پنج (155) از حضرت صادق (ع ) چنين روايت كرده است :

امام صادق (ع ) فرمود: پيغمبر (ص ) پيوسته نزد فرزندان شير خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذيه مى كرد و سپس به فاطمه (س ) مى فرمود به آنان شير ندهيد

لقب هاى حضرت زينب (س )

الف ) زينب كبرى : اين لقب براى مشخص شدن و تمييز دادن او از ساير خواهرانش (كه از ديگر زنان اميرمؤ منان به دنيا آمده بودند) بود.

ب )الصديقة الصغرى : چون (( صديقة )) لقب مبارك مادرش ، زهراى مرضيه (س ) است ، و از سويى شباهت هاى بى شمارى ميان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زينب را (( صديقه صغرى )) ملقب كردند.

ج ) عقيله / عقيله بنى هاشم / عقيله الطالبين :

(( عقيله )) به معناى بانويى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ويژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.

د) ديگر لقب ها:

از ديگر لقب هاى حضرت زينب ، موثقه عارفه ، عالمه غيرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و كامله است

كنيه حضرت زينب (س )

كنيه آن عليا حضرت (( ام كلثوم )) است ، و اين كه ايشان را (( زينب كبرى )) مى گويند، براى آن است كه فرق باشد بين او و بين كسى از خواهرانش كه به آن نام و كنيه ناميده شده است .

چنان كه ملقبه به (( صديقه صغرى )) شده است ، براى فرق بين او و مادرش صديقه كبرى فاطمه زهراصلوات الله عليهما

عشق عشق تو آسمون هوای .صوتی محمود کریمی

حور و ملک پروونتن هیئتی ها دیوونتن.صوتی حسین سیب سرخی

شمس حجاب گنبد دوار زینب است.صوتی مهدی میرداماد

|+| نوشته شده توسط .سید در شنبه 21 اردیبهشت1387 و ساعت 23:37  
 این به آن در

بسم الله الحی العزیز

با عرض سلام خدمت تمام دوستان عزیز 

 راستش میخواستم یک پست دیگر قرار دهم ولی دیشب سیما یک گزارش بسیار صمیمی از دیدار رهبر عزیز و فرزانه حضرت آیت الله خامنه ای .حفظه الله پخش کرد که در این دیدار رهبر عزیز با کارکنان شیراز در گفتگو بود که یک داستان جالب را گویا شد .خیلی قشنگ بود راستش برای خود من  جالب بود که آقا این چنین جالب خستگی چند ساعته مردم که به دیدار ایشان آمده بود را با گفتن این داستان به خنده مستانه تغییر دادآقا گفت افتخار کنید به این کشور و این شهر

ناگهان همه چهرها منتظر شدند که فرمایش آقا را گوش کنند

آقا با همان چهره خندان گفتند:

seied

آقا:

یکی از دوستان روزی که به دیدن ما آمده بودند: تعریف میکرد که به کشور روم رفته بودند و در این سفر آنها را به صحرای می برند که خشک و هیچ نشانی از حیات در آنجا وجود نداشته و مترجم گروه رومی به جمعیت می گوید اینجا همان جای است که لشگر ایران به دست روم شکست خورده و  به گفته آن افراد ما هر چه نگاه کردیم همه جا صحرا و بیابان بودو ما هر چه دنبال مدرکی بودیم هیچ نیافتیم

 ولی شما خوب نگاه کنید به همین کازورن یک تخته سنگی است که کار دست است وبرای زمان پادشاهی آن زمان . روی این سنگ نمایش داده است که پادشاه روم در پیش پادشاه ایران آن زمان سر به فرود آورد است

پس این به آن در

نوشته دیگر از وب سایت تابناک


سلامتی مقام معظم رهبری صلوات

|+| نوشته شده توسط .سید در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 و ساعت 12:55  
 ره توشه سلوک .اذکار

 بسم الله الحی الجبارالشاهد

با عرض سلام خدمت تمام دوستان عزیز و بزرگوار خیلی از دوستان گرامی درخواست کرده بودند که ادامه بحث پرسش و پاسخ استاد حضرت آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری .رحمت الله علیه درج کنم این گوشه ای دیگر خدمت شما عزیزان موفق باشید

 

seied

 

حضرت استاد:عده اي خيلي مقيد هستند به رعايت اغذيه مانند چاي كم رنگ خوردن و نظير اينها هستند .آيا اينها در قدرت روح و انسانيت تاپير دارد؟

جواب: با آمدن مرگ مقدر &همه رعايت هاي جسماني پايان مي پذيرد . عمده اش رعايت اغذيه روحاني است كه پايان ندارد و تاثير آن هميشگي است

حضرت استاد:فناءعبده كي تحقق مي پذيرد؟

جواب:آن وقت كه اراده و عملش لله شد

حضرت استاد:سالك به چه مرتبه از سلوك بايد برسد تا از دستگيري ديگران دل بر كند؟

جواب:به مقام كشف و شهود

حضرت استاد:چه چيزي باعث رشد معنوي مي شود؟

جواب:تقوا .نه صورت تقوا بلكه حقيقت تقوا را داشته باشد

حضرت استاد:آيا غير مومنان در برزخ لقاء حق را درك مي كنند و فرجي هم نصيبشان مي شود؟

جواب :با رفتن حجب و ديدن ملكوت آن عالم .بالنسبه قسمي از لقاء بر ايشان حاصل و حتي فرجي هم مي شود.

حضرت استاد: ذات حق در دنيا درك نمي شود .در آخرت چطور ؟

جواب: ذات حق در قيامت تجلي مي كند اما چون غير واجب .متناهي است درك نامتناهي نكند .و كنه ذات را هم در آخرت درك نمي كند

حضرت استاد:الهام جايش در كجاست؟

جواب: جاي ظهور الهام قلب و صدر است

حضرت استاد:آيا احتما دارد مكاشفه طولاني هم بشود ؟

جواب:بلي .اما نه خيلي زياد

حضرت استاد:معراج با جسم و روح آيا براي عارفا اتفاق مي افتد ؟

جواب:بعيد است . ولي معراج روحي براي بسياري از اوليا به ظهور پيوست

حضرت استاد: مرض گاهي به خدا و گاهي به بنده نسبت داده مي شود .كدام درست است؟

جواب: وجود مرض و فقر از حق است اما ماهيتش كه اسباب باشد از طرف بنده است

حضرت استاد:در اول ما خلق الله عقل .لوح . قلم .نور و امثال اينها آمده است .كدام اول است و تعدد چيست

جواب: حقيقت (اول ما خلق الله ) نور پيامبر (ص) است كه مراتب و شئون همراه او عقل و لوح و قلم هم آمده است

حضرت استاد:هنگامي كه جسم مريض مي شود آيا بر روح تاثير مي گذارد .به اين معني كه حتي جلوي كشفيات روح را بگيرد؟

جواب:همانند راكب و مركوب مرتبط هستند .كسالت جسم در روح هم تاثئر مي گذارد و مانع از مكاشفات هم مي شود


درج شدهای قبل

آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری .1

آیت الله العظمی سید عبد الکریم کشمیری .2

برای دیدن سایت صبح امید روی نوشته زیر گلید کنید

سایت علمی فرهنگی صبح امید

 

|+| نوشته شده توسط .سید در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 و ساعت 9:54  
 اسم همسر شیطان

عرض سلام و ادب دارم خدمت تمام عزیز انم و نور چشمانم راستش را بخواهید دیدم وب سید چند وقتی است

 مطالب و بروز رسانی نکرده است من در پست قبل توضیح داده بودم

اما وقتی نگاهم به یک نظر که با نام مینا از کشور رمانی به ثبت رسید افتاداول اشکم جاری شد که دیدم یک هم وطن ایرانی این چنین درد دل کرده و خواستار بروز رسانی وب سید است تصمیم گرفتم برای وب سید هر کاری کنم

****************

گوشه از نظر را به نمایش میزارم البته قسمتهای را حذف کردم چون شخصی و خصوصی می باشد

نویسنده: مینا
سه شنبه۱۰ اردیبهشت۱۳۸۷ ساعت: 16:56
سلام
خسته نباشیدآقا سید عزیز من نمیدانم چهجوری بایدبرای  این همه مطالب زیبا از شما تشکر کنم راستش من آدم زیاد.......
...............ولی وقتی این چنین وبی را دیدم که چهقدر صادق و قشنگ مطالب مذهبی را درج میکند به خودم می بالم که یک ایرانی هستم راستش من در ایران زندگی نمیکنم ولی خوشحالم که یک ایرانی هستم
راستی راه اندازی سایت فرهنگی صبح امید رو به شما و همه دوستداران عزیز تبریک میگویم 
و خوشحالم که این چنین به فکر مذهب شیعه هستید اینجا هیچ ازخدا و .......................................
نمیداند ............................................................امابایدبگویم به شما برادرم که.................................
 ...............................................اما در آخر به گفت زیبای شما حضرت مهدی خواهد آمد و چشمان آلود  ما روشن  خواهد شد
خواهر شما مینا .
موفق و پیروز باشید
******************

اما بعضی ها هم سوالهای میکنند گفتم خوبه این داستان را بزنم شایدبه اشتباه یک طرفه خود پی ببرندداستان قشنگی است

راستی بازم ما مخلص همه هستیم

123456789

عبید زاکانی نقل می­کند که واعظی روی منبر در اوج خطابه بود؛ با شور و هیجان. یک نفر از پای منبر بلند شد و از شیخ پرسید نام زن شیطان چیست؟ شیخ که رشته­ی کلامش پاره شده بود، گفت بیا جلو تا در گوشت بگویم. وقتی طرف به کنار منبر رسید، واعظ دق دلی خالی کرد و چند تا فحش آبدار نثار او که منبرش را به هم زده است کرد تا دیگر با این سؤالات بی­خودی منبر را خراب نکند. وقتی برمی­گشت مردم گفتند اسم همسر شیطان را به ما هم بگو. گفت باید از خود آقای واعظ بپرسید

لطف فرماید خب به وب سید نگاهی فرماید اگر اشکالی داشت بیان فرماید

شما عزیزان می توانید با گلید بر روی نوشته زیر به سایت صبح امید دست پیدا کنید 

سایت علمی فرهنگی صبح امید

|+| نوشته شده توسط .سید در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 3:15  
 سایت صبح امید را اندازی شد

 با عرض سلام و ادب خدمت تمام دوستان گرامی

حق باشماست که گفته بودید چرا وب سید را بروز نمیکنید

اما

سید درگیر را اندازی وب سایت صبح امید بود

http://www.sobheomid.ir

سایت علمی فرهنگی صبح امید

دوستان عزیزم با یاری حضرت حق و عنایت کریمانه حضرت حجت آقا صاحب الزمان .ع.توانستیم وب سایت صبح امید را فعال کنیم که انشاالله بتوانیم برای مذهب مقدس و عظیم شیعه کاری ناچیز را به انجام برسانیم

و همینجا از تمام دوستان وبلاگ نویس و مدیران سایتها دعوت به دیدن و عضویت در این سایت میشود

همینجا کمال تشکر و قدردانی را از برادر عزیز و گرامیم جناب آقا محمد سلیمی دارم که در راه اندازی سایت همه زحمات بر  حق ایشان بود و بسیار ایشان را به زحمت انداختم و فقط میتوانم بگویم انشاالله در تمام دوران زندگی خود موفق و دولت عزت ایشان پایدار باشد

برای دیدن سایت صبح امید روی نوشته زیر گلید کنید

سایت علمی فرهنگی صبح امید

|+| نوشته شده توسط .سید در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 و ساعت 14:31