تبليغاتX
سید

سلام خدمت دوستان گرامی و عزیزان دل ۳۰ سال با شکوه از انقلاب اسلامی نورانی گذشته و هنوز لذت شیرینی این انقلاب در دلها هویدا است .خودم نمیدانم این مطالب را چه زمانی در آرشیو وبلاگم قرار دادم اما به مناسبت فرا رسیدن ده فجر دیدم جالب است قرار دهم در این پست

وزیر شعار

دو سه شب پیش ، حاج “محمود مرتضایی فر” که همه مردم به واسطه لقبی که امام خمینی به طنز به وی داد یعنی “وزیر شعار” ، او را می شناسند ، در مراسمی که در مسجد بانو مفتخر به مناسبت بزرگداشت دهه فجر برگزار شد ، به بیان چند خاطره ناگفته درباره انقلاب پرداخت و خوشبختانه به سوالی که محمد مطرح کرده بود ، پاسخ و ذهن مرا از کاوش بیشتر نجات داد.

اول از همه بگویم که این مسجد، مسجدی است که خود آقای مرتضایی فرهر روز برای نماز خواندن به آنجا می آید و معمولا هم دوش به دوش همسرش و درحالی که عبایی بر دوش خود دارد و با همه اهل این محله قیطریه سلام و علیک می کند به این مسجد کوچک اما با صفا قدم می گذارد و هر گاه که روحانی جوان و خوش سخن آن نباشد ، به نیابت از او امام جماعت هم می شود .

امام در بهشت زهرا

در هر صورت ، آقای مرتضایی فر گفت : پس از سخنرانی امام در بهشت زهرا طبق برنامه ریزیهای دقیقی که در کمیته استقبال کرده بودیم قرار بر این بود که ایشان مستقیما به مدرسه رفاه در پشت مجلس تشریف بیاورند اما ساعتها گذشت و خبری از ایشان نشد.

در این مدت با توجه به جوی که بختیار ایجاد کرده بود ، کم کم شائبه ها و شایعه هایی چون احتمال ربوده شدن ایشان یا حادثه ای ناخواسته و ناراحت کننده در اذهان همه کسانی که در مدرسه رفاه به انتظار ایشان نشسته بودیم شکل گرفت و هر کسی در گوشه ای ناراحت و مضطرب ومتاثر بود که البته مرحوم آیت الله خلخالی “رحمت الله علیه” بیش از همه بیتابی می کرد.

آیت الله خلخالی

ساعت از هشت شب گذشته بود که حضرت امام تشریف آوردند و همه ما از خوشحالی اشک شوق می ریختیم و صلوات می فرستادیم ، اما آیت الله خلخالی که بیش از همه از دیدن امام و سلامت کامل ایشان خوشحال شده و به وجد آمده بود ناخودآگاه با همان عبا و عمامه شروع کرد به رقصیدن در جلوی امام ! و امام هم از کار ایشان بشدت خنده شان گرفت و همین موضوع فضای کل مدرسه رفاه را عوض و شاد کرد.

مدرسه رفاء

“مرتضایی فر” سپس توضیح داد که امام در مسیر بازگشت ، می خواهند که ایشان را به بیمارستانی که مجروحان و تیر خوردگان حوادث انقلاب بیش از همه ، در آنجا باشند ببرند و به همین منظور ، ایشان را به بیمارستان هزار تختخوابی (امام خمینی فعلی) می برند و رهبر کبیر انقلاب از بیماران و تنی چند از مجروحان حوادث انقلاب عیادت می کنند. سپس به منزل یکی از بستگان خود که در آن حوالی زندگی می کردند تشریف می برند و پس از نماز مغرب و عشا به طرف مدرسه رفاه حرکت می کنند.

وی دو خاطره دیگر هم نقل کرد از جمله اینکه : پس از چند روز از بازگشت امام خمینی .ره ملیگرایان تلاش بسیاری کردند تا از برگزاری دیدارهای عمومی ایشان جلوگیری کنند. اما به محض اینکه حضرت امام فهمیدند که آنها چنین تصمیمی دارند با تاکید بیشتر فرمودند که دیدارهای عمومی ایشان ، هم برای آقایان و هم برای بانوان ، حتما باید ادامه پیدا کند.

آقای مرتضایی فر همچنین خاطره دیگری را از روز ورود امام خمینی نقل کرد و گفت : در هنگام سخنرانی امام در بهشت زهرا ، من در جلوی صندلی ایشان نشسته بودم و وقتی که ایشان با آن لحن قاطع درباره دولت بختیار فرمودند:” من توی دهن این دولت می زنم ، من خودم دولت تشکیل می دهم …” ، آنقدر این جمله تاثیر گذار بود که من همانجا شروع کردم به دست زدن . و خیل جمعیت نیز به تیع من دست زدند. اما ناگهان متوجه شدم که در محضر علما دست زدن خیلی جالب نیست و فوری تکبیر گفتم و جمعیت هم به دنبال من “الله اکبر” گفتند و از همان لحظه بود که تکبیر گفتن برای تایید اظهارات سخنرانان در کشور باب شد که تا حالا هم این رسم باقی مانده است .

خاطره ازوزیر شعار - رقص آیت الله خلخالی- خاطرات امام در مدرسه رفاه

+ نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 13:21 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

وجه الله چیست؟

 

وجه الله

در عهد خلافت ابوبكر چند نفر راهب ، به مدينه آمدند و نزد ابوبكر رفتند و درباره پيامبر و كتابش پرسش نمودند.
ابوبكر گفت : آرى ، پيامبر آمد و با خود كتابى آورد.
پرسيدند: آيا در كتاب او، وجه الله مذكور است ؟
ابوبكر گفت : آرى .
پرسيدند: تفسيرش چيست ؟
ابوبكر گفت : از اين سؤ ال در دين ما نهى شده و پيامبر ما آن را تفسير نكرده است . در اين هنگام همه راهبان خنديدند و گفتند: به خدا سوگند پيامبر شما دروغگو بوده ، كتاب شما باطل است .
پس او را رها كرده ، رفتند. چون سلمان ماجرا را دريافت ، آنان را نزد امير مؤ منان عليه السلام برد و گفت : اين شخص ، خليفه و جانشين پيامبر و پسر عمّ اوست ، پرسش خود را بر او عرضه داريد! آنان همه سؤ ال را از على عليه السلام پرسيدند. 
حضرت فرمود: شما را با سخن پاسخ نمى گويم ؛ بلكه با انجام عملى ، به آن پاسخ خواهم گفت . سپس امر فرمود هيزمى آوردند و آتش زدند، چون همه هيزم آتش گرفت و شعله كشيد راهبان را فرمود: اى راهبان ! وجه آتش ‍ كجاست ؟
راهبان گفتند: اين ، تمامش وجه آتش است .
پس فرمود: تمام وجود، وجه الله است . 
سپس اين آيات را تلاوت فرمود: فاينما تولو فثمّ وجه الله و نيز: كل شى ء هالك الا وجهه له الحكم و اليه ترجعون .
 آن گاه تمام راهبان به دست آن حضرت اسلام آورده ، موحد و عارف گشتند

به مدد آه مادران عزه

مهدی خواهد آمد

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت 4:21 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

لایوم کیومک یا ابا عبدالله

محرم رسید ولی من هنوز غافل هستم هنوز در بازی دل بازی شک دارم هنوز به ان چیز که خواستیم و میخواستیم نرسیدیم .افسوس از این که هنوز صاف در اقیانوس نشدیم صد افسوس نه هزار هزارافسوس که من هنوز نرسیدم

خیمه خورشید سوخت

سینه زنان حرم باغچه

 آری خیمه خورشید سوخت

ابرها بادها نغمه داودیم ...

باده فنا هستیم 

 خیمه خورشید سوخت

این دل عریان من

الله خیمه خورشید سوخت

121

ارباب من

مهر تو را به عالم امکان نمی دهم

این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم

گر انتخاب جنت و رضوان به من دهند

کوی تو را به جنت و رضوان نمیدهم

جان میدهم به شوق وصال تو یا حسین

تا بر سرم قدم ننهی جان نمیدهم

ای خاک کربلای تو مهر نماز من

آن مهر را به گنج سلیمان نمیدهم

فریاد عشاق الحسین

مهدی خواهد آمد

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 4:6 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام