آنروز
که یکی از مداحان مشهور ، قالیباف ، شهردار تهران را "عمر سعد" زمان خطاب
کرد،بسیاری ،از جمله ، نگارنده این سطوربه نکوهش این تشبیه پرداختند.
در نگاه ما قالیباف کسی بود که در اطاعت از اوامر رهبری حاضر به هر گونه
گذشت و ایثار و فداکاری بود، ما اورا سردار با بصیرت ولایت می دانستیم .
بعضی از دلسوزان ،حضور جریان اصلاح طلب در اطراف او را خطرناک وآغاز
سواستفاده و حتی استحاله او می دانستند و به حاشیه رفتن نیروهای ارزشی و
سر کار آمدن مدیران فاسد اخراجی در شهرداری را نشانه آن می دیدند.
اما قالیباف ، ساده اندیشانه شعار"مدیریت فراجناحی" را تکرار می کرد ،غافل
از اینکه این شعار دهان پر کن صرفا جنبه تبلیغی دارد وحتی سیاستمداران
غربی که خود مخترع این گونه اصطلاحات هستند به آن اعتقاد عملی ندارند.
مگر میشود با افرادی که با نیات ماکیاولیستی برای رسیدن به اهداف خود، با
لگد مال کردن قانون و عبور از رهبری و بپا کردن فتنه،اعمال خود را توجیه
می کنند همکاری کرد؟! با گذشت زمان ، خبرهائی از شهرداری می رسید که باعث نگرانی می شد.
رهبرمعظم انقلاب بارها مواردی از جمله "ملاقات مردمی " را به آقای قالیباف
توصیه فرمودند،اما ایشان با لفاظی و سفسطه ، صراحتا عدم اعتقاد خود به
ملاقات مردمی را ابراز می داشت.
حذف دیدار مردمی با شهردار تهران در مناطق ، باعث قدرت گرفتن مافیای فساد
شهرداری شد ، مافیائی که رهبر آگاه آنرا به"اژدهای هفت سر" تشبیه نمودند.
حلقه دور شهردارتهران ،معروف به "حلقه مشهدیها"هر روز تنگتر وتنگتر می شد؛
تا جائیکه بسیاری از تصمیم ها در اتاق مشاور عالی که "رئیس مشاوران
شهردار" هم بود گرفته واجرا میشد. آن
هنگام که قالیباف بر فراز ابرها مشغول حمل مسافر بود،مهره های اصلاحات با
شعار ضد "احمدی نژاد" مراکز ریز و درشت در شهرداری را تصاحب کرده ،آنجا را
پایگاهی برای دست یابی به اهداف بعدی خود قرار دادند .
اگر بخواهیم نمونه ای از"ساخت مسجد ضرار" ، بنائی که برپایه سست ریا ونه
بربنیان محکم تقوی ساخته شد را، نام ببریم قطعا اقدامات شهرداری تهران
بهترین مثال است .
صرف هزینه های گزاف در حوزه های غیر مربوط ،چاپ نشریه ها وسایتهای رنگارنگ
،پرداختن به چند پروژه نامی وتلاش برای اتمام سریع و تبلیغات پر سر وصدا
برای آنها ،با انگیزهای خاص سیاسی نمونه هائی از آن هستند ، حال آنکه روی
دیگر سکه ، افزایش فساد و زد وبند های پشت پرده و فشار سنگین بر مردم بود.
اوج حرکت این جریان در ایام انتخابات نمودار شد، جریان اصلاح طلب با همسو
کردن برخی اصولگرایان منتقد فاقد بصیرت ،از امکانات شهرداری، برای شکست
احمدی نژاد بهره بردند ، ازاین دست می توان به شیطنتهای شهرداران برخی
مناطق ، بستن مترو مصلی توسط پسر هاشمی بر روی طرفداران دکتر احمدی نژاد و
حمل و نقل رایگان حامیان موسوی درتجمع غیر قانونی خیابان آزادی گرفته....
تا تخریبهای بیرحمانه سایت ها و روزنامه همشهری اشاره نمود. همه اینها در حالی صورت می گرفت که قالیباف خود منکر هر گونه دخالت شهرداری له یا علیه نامزدهای انتخاباتی بود. خدا رحمت کند عالم گرانقدر حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی را ایشان بارها توصیه می فرمودند:
همنشین
تو باید از تو به باشد تا تورا عقل و دین بیافزاید ،ایشان می فرمودند اگر
یک حبه قند را بر روی ( و نه داخل) یک بشکه نفت قرار دهند بعد از چند
روزبوی نفت می گیرد، مثال همنشینی با بدان نیز همینگونه است .
شاید جناب قالیباف خود نیت تخریب دولت را نداشته باشد ،اما حضوراطرافیان معاند با دولت و حتی بعضا مخالف نظام ورهبری.موقعیت شهردار ی را به تدارکات چی جناح اصلاح طلب واپوزوسیون خارجی تنزل داده است .
در پایان توصیه دوستانه به آقای قالیباف این است که برادر عزیز ، سربلندی
در آزمون ولایت پذیری تنها به گفتار نیست بلکه در محک فتنه ها ست که
مردودی یا قبولی افراد مشخص می شود ،شاید جناب عالی در جهاد اصغر "جنگ
تحمیلی" عملکرد قابل قبولی از خود ارائه کرده باشید، اما ،آیا در جهاد
اکبر مبارزه با نفس وتمکین در برابر اوامر رهبری و عدم تخریب رئیس جمهور و
دولت نیز موفق عمل کرده اید؟
با علی در" بدر" بودن شرط نیست ای برادر" نهروان" در پیش روست
گزارش تحقیق و تفحص مجلس در سال ۸۵ درباره عملکرد مرکز امور مشارکت زنان بمدیریت زهرا شجاعی
عدم مصرف بودجه در محل خود و سوءاستفاده از مقام و موقعيت اداري و اعتبارات دولتي - شركت دادن همسر، فرزندان، خواهران و فاميل در معاملات مركز - دريافت
وجوهي از نهادهاي بين المللي به صورت ارز كه هيچ كدام در صورت هاي مالي
ثبت نشده است از تخلفات مرکز مشارکت زنان در زمان تصدی زهرا شجاعی بوده است
دیروز خبری را خواندم به گزارش ایرنا به نقل از ((خبرنامه دانشجویان ایران)) با این عنوان ((زهرا شجاعی در شهرداری تهران))
این
پیشنهاد یعنی حضور زهرا شجاعی در پست مسئول امور زنان شهرداری تهران را
هادی ایازی مشاور عالی شهردار تهران به جناب قالیباف داده تا جمع حامیان
میرحسین موسوی -شما بخوانید قانون گریزان- در شهرداری تهران جمع باشد.
البته
پیشنهاد بنده به عنوان یک شهروند تهرانی به جناب قالیباف این بود که بهتر
است اداره پست مسئول امور زنان شهرداری تهران را هم به جناب ایازی بسپارید
تا عدد شغلهای ایازی در شهرداری تهران دو رقمی گردد.
به هر حال زهرا شجاعی به قالیباف معرفی شده و تصدی او بر این پست نزدیک است- اما زهرا شجاعی کیست و چگونه مدیریت میکند؟
برای
شناخت هرچه بیشتر زهرا شجاعی نظر شما را جلب میکنم به ((گزارش تحقیق و
تفحص مجلس درباره عملکردمرکز امور مشارکت زنان)) که عینا از شماره ۱۸۴۹۶
روزنامه کیهان بتاریخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۵ برداشت شده است:
روزنامه کیهان در صفحه اول و با تیتر ((گزارش تحقیق و تفحص مجلس درباره عملکردمرکز امور مشارکت زنان)) به این مطالب اشاره میکند:
((هیئت تحقیق و تفحص مجلس اعلام کرد عدم مصرف بودجه این مرکز در محل خود در حکم تصرف غیرقانونی محسوب می شود))
((سوء
استفاده از مقام و موقعیت اداری و اعتبارات دولتی -دریافت وجوهی از
نهادهای بین المللی- شرکت دادن بستگان و فامیل در معاملات و عدم رعایت
ایین نامه مسافرت های خارجی از جمله تخلفات این مرکز گزارش شده است))
کیهان
شرح این گزارش را که در جلسه علنی روز چهارشنبه ۳۰ فروردین در مجلس شورای
اسلامی قرائت شده -در صفحه ۱۴شماره ۱۸۴۹۶ اورده است که:
((براساس
این گزارش عدم رعايت مصرف اعتبارات در چارچوب قوانين جمهوري اسلامي از
ديگر مواردي است كه اعضاي هيئت تحقيق و تفحص در گزارش خود به آن اشاره و
عنوان كردند: عدم مصرف بودجه در محل خود كه در گزارش تفريغ بودجه ديوان
محاسبات هم آمده بود، از جمله تخلفات اين مركز است كه طبق ماده 93 قانون
محاسبات عمومي محاسبات در حكم تصرف غيرقانوني محسوب مي شود و از مصاديق
ايجاد تعهدات، خلاف قانون برنامه دولت است.
اعضاي تحقيق و تفحص،
سوءاستفاده از مقام و موقعيت اداري و اعتبارات دولتي، دريافت وجوهي از
نهادهاي بين المللي به صورت ارز كه هيچ كدام در صورت هاي مالي ثبت نشده
است را از ديگر موارد تخلف اين مركز عنوان كرده اند. شركت دادن همسر،
فرزندان، خواهران و فاميل در معاملات مركز و عدم رعايت آيين نامه مسافرت
هاي خارجي و سفرهاي بي مورد در بردن افراد غيرمتخصص و بدون نياز به آنها
نيز از ديگر تخلفات اين مركز گزارش شده است.))
((در
اين گزارش با اشاره به ضعف معاونت امور بين الملل مركز امور مشاركت زنان
از لحاظ نيروي كارشناسي و ضعف ارتباط با ساير دستگاههاي دولتي نظير وزارت
امورخارجه و سازمان هاي بين المللي تصريح شده: تبيين ديدگاه هاي اسلامي در
زمينه زنان و ارائه تصوير صحيح از زن مسلمان به جامعه جهاني و ارائه تصوير
صحيح از زن ايراني انگيزه و تخصص و پشتكار مي طلبد كه مديريت امور بين
الملل مركز امور مشاركت زنان به دليل نامشخص بودن برنامه هاي بلندمدت و
ميان مدت و درگير شدن در مسايل روزمره نتوانسته است به اين اهداف مهم دست
يابد.
براساس اين گزارش در چهل و نهمين كميسيون
زن كه در اسفندماه 83 در نيويورك برگزار شد رئيس محترم مركز به همراه
هيئتي از جمهوري اسلامي ايران شركت داشتند و در اين اجلاس رئيس محترم مركز
(زهرا شجاعي) اعلام داشتند: در پكن پذيرفتيم خشونت مانع اساسي در
برخورداري زنان از حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين است. ما هرگونه خشونت
عليه زنان را از هر شكل به استناد هرگونه عرف و سنتي محكوم مي كنيم و بر
اتخاذ تصميمات يكپارچه جهت جلوگيري و امحاء خشونت عليه زنان تاكيد
نموديم.))
همچنین روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۸۵ ادامه
گزارش تحقیق و تفحص از مرکز مشارکت زنان در جلسه علنی مجلس قرائت می شود
که شرح ان در روزنامههای روز دوشنبه ۴ اردیبهشت ۸۵ منتشر شد.
روزنامه کیهان در شماره ۱۸۴۹۹خود ادامه گزارش تحقیق و تفحص که توسط حسینی مخبر کمیسیون فرهنگی قرائت شد را اینچنین می نویسد:
((رشته
مطالعات زنان كه در آغاز فعاليت با هدف آشنايي با ديدگاه اسلام درباره زن
و اصلاح نگرش ها پيشنهاد شده بود هم اكنون مركز تلاقي انديشه هاي فمنيستي
است كه در نقطه اشتراك اين انديشه ها نقد قوانين جمهوري اسلامي و ديدگاه
هاي مذهبي است.
مركز مطالعات و تحقيقات زنان از ديگر مراكز آموزشي است كه توسط مركز امور مشاركت زنان راه اندازي شده است.
اين
مركز در دو دانشگاه تهران و شيراز مستقر شد. در شكل اداره اين مراكز همين
مطلب كافي است كه مجري اغلب قراردادها رئيس مركز بوده است و همسر و فرزند
ايشان نيز به عنوان طرف قرارداد صاحب امضا بوده اند و تاسيس اين مركز با
كمك صد هزار دلاري سازمان ملل همراه بوده است و عموما از تفكرات
دگرانديشان تحت عنوان فمنيسم بهره مي بردند. مركز اطلاع
رساني زنان از ديگر مراكزي است كه توسط مركز و همكاري دفتر برنامه عمران
ملل متحد به عنوان موسسه غيرتجاري بانوان ايران تاسيس گرديد.
اين مركز از جمله مراكزي است كه به رغم تلاش فراوان جهت اخذ پروانه فعاليت هم اكنون بدون پروانه و شماره ثبت مشغول فعاليت است.
مخبر
كميسيون فرهنگي سپس در مورد نتيجه گيري در تحقيق و تفحص پيرامون مركز امور
مشاركت زنان گفت: با عنايت به مطالب پيش گفته در بخشهاي مقدمه و عملكرد
اين گزارش مي توان نتيجه گيري كرد در بخش تحقق اصول و سياستهاي مصوب
شورايعالي انقلاب فرهنگي مركز مكلف بوده تا بينش توحيدي در تمام شئون و
عرصه هاي حيات فردي و اجتماعي را در جامعه خصوصا سازمانهاي غيردولتي زنان
حاكم و نهادينه نمايد و نسبت به تقويت جايگاه واقعي زن مسلمان به عنوان
مادر فراهم آورد. همچنين اين مركز مي بايست زمينه هاي لازم براي ايفاي نقش
و رسالت زن به عنوان مربي نسل آينده و مشاركت فعال زنان در امور اجتماعي،
فرهنگي، هنري، سياسي و مبارزه با بينش ها و اعتقادات نادرست اقدام نمايد.
حال آنكه مسئولين محترم مركز نه تنها در اين مسير اقدام جدي و موثري
نداشته اند بلكه نمونه هايي از تخطي و عدول آشكار از اصول سياست هاي مذكور
مشاهده شده است.))
حال با دیدن این مستندات و
گزارش ها باید از جناب ایازی پرسید ایا این مطالب را در مورد خانم زهرا
شجاعی میدانستید و ایشان را به جناب قالیباف معرفی کردید؟
جناب
قالیباف شما چطور؟ شما که روزگاری خود را شایسته تکیه زدن بر صندلی ریاست
جمهوری میدانستید- این بینش را دارید که امور زنان را به یک متخلف نسپارید.
البته جناب قالیباف میدانند که جناب ایازی در عملکرد خود نشان داده مسائل
جناحی را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد و شاید هم قرار است شهرداری تهران
محلی امن برای متخلفان و قانون گریزان باشد.
در انتها افسوس باید خورد
برای جناب قالیباف که مدیریت مدرن خود را با حاشیه ها اجین کرده و ظاهرا
شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ همچنان او را ازار میدهد.
سلام خدمت دوستان ایمانی و انقلابی خودم سلامی به زیبای نفس امام زمان .عج.
اول باید بگویم وب سید چهار ساله شد به یاری امام زمان روحی فداء و خوشحالم که این وبم مذهبی هست و بعضی وقتها هم برای آگاه سازی مومنین سیاسی میشه
اما این چند وقت درگیر هستم با خودم وقتی نامردی های افرادی را میبینم که بر علیه ولایت و امامت و شهدا ایستادند و همی میگویند که ما سرباز ولایت هستیم البته از این سربازبودند فقط و فقط حرف زدن را بلد بوده فردی همچون قالیباف که چهره سیاسی او برای بچه های انقلابی و آگاه عریان است و به گفته مداح بزرگوار که او را عمر سعد زمان خواند ان روز کمی دلگیر شدم اما وقتی سوءمدیریت ایشان را در این چند وقت شاهد هستم میگویم حاج منظور تو را دوستدارم چون تو زیر پرچم ولایت هستی نه بعضی ها که فقط برای پست های دنیوی به هر کاری دست میزنند
زنی از جنس دروغ

امروز
خبرنامه دانشجويان ايران خبری را اعلام کرد-که بعد از خواندن ان اولین
تاسف را برای اقای قالیباف و بعد برای مردم خوردم.برای قالیباف از ان جهت
که تعادل خود را از دست داده و نمیداند چه میکند- و برای مردم از ان باب
که مدیران حاشیه یی همچون قالیباف دارند .البته من همیشه قالبیاف را مدیر
مدرن میدانستم اما! رویکردهای جدید او....
خبر و اضافاتی که من نوشتم را باهم مرور کنیم:
بعد از چهار سال که محمدباقر قاليباف ،
مسئوليت امور بانوان شهرداري تهران را به همسر خود زهرا مشير سپرد همسر وي
تصميم به ترک اين منصب گرفته است.
هادي ايازي مشاور عالي شهردار تهران، دو
گزينه زهرا شجاعي و پروانه مافي که هر دو از فعالين ستاد ميرحسين موسوي
بودند را به عنوان مسئول امور بانوان شهرداري تهران به قاليباف معرفي کرده
است.
بنا بر اين گزارش، پروانه مافي ، رييس
کميته زنان ستاد مرکز مير حسين موسوي و فرماندار سابق شميرانات در دولت
اصلاحات از شانس کمتري نسبت به زهرا شجاعي در کسب اين سمت برخوردار است.
عملکرد زهرا شجاعي در مرکز مشارکت زنان
دولت اصلاحات، مملو از تخلفات متعدد وي بوده است که يکي از موارد اتهامي
زهرا شجاعي،رياست سابق اين مرکز ، ارسال نامه به علما و اصرار به براي
پيوستن ايران به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان است .(شامل آزادی همجنسگرای زنان و چند همسری انان....)
در گزارش تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي
آمده است: به رغم مخالفت صريح برخي مراجع ، ائمه جمعه و جماعات و اعضاي
محترم شوراي نگهبان ، اصرار رييس مرکز جهت پيوست به کنوانسيون محو کليه
اشکال تبعيض عليه زنان که با ارسال نامه هايي به علما از طرف ايشان مشخص
است مايه تعجب است!
در خبر فوق از تخلفات بسیار خانم شجاعی
گفته شد .اما یکی از تخلفات زهرا شجاعی که پرونده ان همچنان مفتوح و در
حال رسیدگیست-نزول خواری ایشان است.
شایان ذکر است زهرا شجاعی- از بودجه مرکز
مشارکت بانوان به برخی از تشکل های بانوان مبالغی را پرداخت و ماهیانه
نزول میگرفته و نزول را شخصا برداشت و به حساب مرکز مشارکت ها واریز
نمیکرده!
حال باید به اقای قالیباف تبریک گفت! که شهرداری تهران را پایگاه امنی برای نزول خواران-اوباش و متخلفان قرار داده!
اقای قالیباف !حداقل کاری کنید که در مقابل خون شهدایی که زیر نظر شما بودند- و روزگاری شما فرماندهشان بودید- بتوانید پاسخگو باشید.
آقای
لاریجانی سلام، من يك لباس شخصي ام، از همون هايي كه رفتن توي خانه بعضي
ها كه به قول شما اسمشون مردم هست و به قول ما اغتشاش گر آدم كش .
آقاي
لاريجاني به من و امثال من ،شما و امثال آقاي باهنر می گویید لباس شخصي،
تا به حال به اين فكر كرده ايد كه شماها چرا به ما مي گوييد لباس شخصي. من
فكر كرده ام چند تا دليل دارد ، یکی براي اينكه لباس هاي ما براي شخص
خودمان است ، یعنی در واقع ما از دسترنج مردم و پول نفت و معادن مس و روي
و.... نرفتيم براي خودمان لباس بخريم .لباسهايمان براي خودمان است.

دوم
اينكه ما لباسي پوشيده ايم كه بيانگر شخصيت و روش و منش شخص خودمان است و
نرفتيم لباس پزشكان يا روحانيون را بپوشيم . لباس خودمان را پوشيده ايم و
مثلا مثل شما و آقاي باهنر كه بعضي وقتها چفیه مي اندازيد گردنتان نرفتیم
لباس ديگران را بپوشيم ، خوب اخر آقاي دكترشما خط مقدم بودي ،نه آخر تو
كدوم محور و كدوم شب عمليات حضور داشتی برادر كه چفیه مي اندازي گردنت .
راستي
چه خبر آقاي دكتر از مراحل ساخت خانه ويلايي كه سالها در آن زندگي مي
كرديد در خيابان پاسدارن بوستان دهم پلاک 110به مساحت تقريبا 500متر ،به
خوبي پيش مي رود ، به سلامتي اسكلت ساختمان كه بالا رفته ، خوب بالاخره
خيلي از مسئولان ما نسل در نسل پولدار بودند ديگر، مبارك است آقا .
قربون خودمون برم كه لااقل لباسهايمان براي خودمان است، حالا اگر خانه جاره اي است خيالي نيست .


ادامه مطلب
اگرچه میرحسین موسوی پس از شکست در انتخابات دهم ریاست
جمهوری از تمکین به قانون اساسی سر باز زد و مواضعی اتخاذ کرد که شاید
برای برخی قابل تصور نبود، اما شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که چنین
برخوردهایی از موسوی از سالیان شکل گیری حکومت جمهوری اسلامی قابل پیش
بینی بوده است.

شاید چندی پیش که بادامچیان در
مصاحبه با یکی از سایت های خبری به اظهار نظری از شهید دیالمه در خصوص
میرحسین موسوی اشاره کرد و به نقل از او گفته بود که "موسوی بالاخره در
برابر نظام خواهد ایستاد"،اظهارات مهمش آنطور که باید و شاید مورد توجه
رسانه ها قرار نگرفت، اما امروز مصاحبه ای در روزنامه جوان منتشر شد که بر
اهمیت و عمق باورپذیری این خبر تاثیر بسیاری داشت.
روزنامه
جوان در شماره امروز خود به بهانه سالروز شهادت دکتر آیت و در
قالب مصاحبه با ابراهیم اسرافیلیان - از دوستان شهید- نقل قولی از این
شهید کرد که پیش از این بادامچیان در قالب نقل قول سخنان شهید دیالمه به
آن اشاره کرده بود.
اسرافیلیان در قسمتی از این
مصاحبه از اظهارنظر دکتر آیت خبر داده که او هم گفته بود: "میرحسین موسوی
روزی در برابر انقلاب خواهد ایستاد."
شهید آیت و
شهید دیالمه از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند که هر دو آنها در سال های
اولیه انقلاب توسط گروهک منافقین به شهادت رسیدند؛ در همین زمان میرحسین
موسوی سردبیر روزنامه رسمی این ارگان بوده است.
بر
اساس شواهد و مدارک و همچنین نقل قول اطرافیان دکتر آیت، اختلاف نظر
میان او و میرحسین موسوی نه تنها مخفی نبود بلکه حتی به جایی کشیده شده
بود که وی در روزهای پایانی عمر شریفش، خواهان استیضاح موسوی در مجلس شده
و برای انجام آن مدارک زیادی هم جمع آوری کرده بود؛ استیضاحی که با ترور
این شهید گرانقدر البته ناکام ماند.
همچنین مطابق
آنچه نزدیکان شهید دیالمه بر آن تاکید دارند، از دیدگاه این
شهید نیز موسوی در مسائل اعتقادی به انحراف کشیده شده بود و همین امر موجب
اختلاف شدید او با موسوی شده بود.
دیالمه نیز در همان سال های ابتدایی انقلاب به دست منافقین به شهادت رسید.
بدین
ترتیب به نظر می رسد وجود التقاط در اعتقادات میرحسین موسوی ، علیرغم تصدی
پست نخست وزیری به مدت هشت سال و سکوت بیست ساله وی، موضوع تازه ای نیست
و این مساله در همان ابتدای شکلگیری نظام جمهوری اسلامی برای نزدیکان وی
مشهود بوده است.
به هین دلیل است که برخی سیاسیون
با سابقه معتقدند آنچه که این روزها از موسوی از عدم تمکین به قانون
اساسی و وارد کردن اتهامات بی اساس به قوای سهگانه و شورای نگهبان و
همچنین هم نوایی با خواسته دشمنان،شاهد هستیم، برای آنانی که وی را از سی
سال پیش به خوبی می شناخته اند، چندان دور از انتظار نبوده است.
در
آغاز چهاردهمین قرن هجری قمری،بارقه های حکومت جهانی چهاردهمین معصوم ،
درخشید وانفجار نور انقلاب اسلامی ایران،چشم ها را روشن کرد.
روایات پیرامون ظهورمنجی،بشارت قیام مردی از قم را نوید داده بودند
واینکه حکومتی که او بنا می کند زمینه ساز ومتصل به حکومت حضرت مهدی(عج)
می گردد.
روایات از" سید خراسانی"سخن گفته اند،که پرچم حکومت او قبل از ظهور، بر فراز ایران به اهتزازدر می آید.
"سید خراسانی" فرماندهی دارد، بر خاسته از متن مردم واینکه تا قبل ازانتخاب به سرداری ، نا شناس وگمنام است.
اوازاهالی
ری(تهران)است ، " شجاع، سختکوش وهوشمند"است، او ویارانش قلبهائی از
پارههای آهن گداخته دارند وعلی رغم داشتن قامتی میانه، در برابر زور گویان
قد علم می کند ،گردن گردنکشان را می شکند ،سدهای آهنین را می شکافد وموانع
را از سر راه بر می دارد.روایات ،او را با نامهای گوناگون یاد کرده اند،
یکی از آنها "صالح" است.
پنجمین سوره قرآن ، سوره مائده ،در پنجاه و
چهارمین آیه خود می فرماید:یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف
یاتی الله بقوم یحبهم ویحبونه،اذله علی مومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون
فی سبیل الله ولا یخافون لومه لائم.....ای کسانی که ایمان آورده اید هر
کس از شما بازگردد از دین خود،همانا خداوند ،قومی را بجای آنها می آورد که
دوستشان دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند،آنان در برابر مومنان فروتن
ودر برابر کافران ،گردن فرازند،در راه خدا تلاش می کنند ودر این راه از
سرزنش سرزنش کنندگان نمی هراسند.
از پیامبر گرامی اسلام در مورد این آیه سئوال شد،ایشان به سلمان فارسی اشاره کردند و فرمودند: "این راجع به سلمان و قوم اوست...."
اکنون شاهدیم که وعده الهی تحقق یافته،در حالی که عده ای با دسیسه های
شوم خود قصد استحاله نظام وانحراف آن به سوی سوکولاریزم را داشتند، به
تعبیر رهبر عزیزمان "بطور معجزه آسا، پس از گذشت سی سال، مردم فردی را بر
می گزینند که وفادار به مبانی اولیه انقلاب و امام راحل است ،بحمداللَّه
ملت ايران همت كردند و آنچه كه ميخواستيم، شد"
مردم به اصول اولیه انقلاب وفادارند، اصولی که مسئولین را به تواضع در برابر مستضعفین و ایستادگی در برا بر مستکبرین،توصیه مینماید.
وسفارش می کند: در راه خدا ازهیچ سرزنشی ترس نداشته باشید .
پیامبر عزیز در ادامه فرمودند:"...اگر علم درثریا(فضا) باشد مردانی ازفارس( ایران) به آن دست میابند"
و ما هم اکنون میبینیم ، با" اراده کار آمد و همت نافذ "مردانی با" امید" ، فضا جولانگاه علم ایرانیان گردیده.
و قرآن کریم درادامه آیه فوق بشارت میدهد:...فان حزب الله هم الغالبون
قبل
از ظهورمنجی، فتنه های متعددی در جهان برمی خیزد، در ایران "سید
خراسانی"با این فتنه ها به مقابله می ایستد،عده ای برای کسب منافع مادی
ومقامهای دنیوی ،با ایجاد شک و تردید در جامعه به آشوب واغتشاش دست می
زنند تا حکومت "سید خراسانی" را تضعیف کرده ، مطامع خود را بدست آورند.
یاران خراسانی" سید" ،به فرماندهی"صالح" با دلبستگی کامل به رهبر و مقتدای
خود ،او را یاری نموده،آتش فتنه را خاموش و فتنه گران را منکوب می کنند .
در این حوادث حتی برخی از خواص ونخبگان جامعه نیز دچار لغزش و اشتباه
می گردند و"چون چرب و شیرین دنیا به دهانشان مزه کرده " ، به حمایت از
بانیان فتنه بر می خیزند و در این آزمون خطیر" مردود" می گردند وبدتر آنکه
بسیاری از دوستداران خود را نیز به این گرداب کشانده باعث ،گمراهی آنان
می شوند.
"فتنه" را از آن روی "فتنه "می گویند که بربسیاری، امر مشتبه شده، در تشخیص حق و باطل دچارسردرگمی وتحیرمی شوند.
باطل لباس حق وبر تن حق ،لباس باطل می پوشانند.
دغلبازان،خود را" اصلاح گر"می نامند و خدمت گذاران به خلق را "دروغگو" می خوانند .
پایبندی حق مداران به " اصول " را باعث ذلت ، ولی کرنش وتواضع در برابر اجانب را سیاست می دانند.
خدمت به محرومان و سرکشی از احوال آنان را اتلاف وقت، اما ثروت اندوزی وهمنشینی با اشراف را عین شرافت می پندارند.
آنان جهت ایجاد شبهه، بدون هیچ حجتی، پاکان روزرگار را به خطا و تقلب متهم
می کنند و علی رغم دست اندازی به بیت المال ،خود را پاکدست می دانند.
معاویه صفت ، با استفاده ابزاری از مقدسات، دین مردم را به بازی می گیرند .
رنگ سبز سادات را می پوشند و در پی ضربه به نظام اسلامی هستند،غافل از اینکه رنگ خدا ،رنگ تقوی است .
"الله اکبر"می گویند تا در همهمه خود "کلمه الله" را محو کنند،حال اینکه " کلمه الله هی الاولیاء".
مسجد "ضرار"(ضربه) میسازند تا مساجد"تقوی"را متروک کنند، ....غافل از اینکه :
" چراغی را که ایزد بر فروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد"
"سید خراسانی" اما هوشیار و آگاه، خطرات را دیده ویاران خود را جهت مواجهه با آنها رهبری می کند ...
تا آنکه مهدی (عج) بیاید... و پرچم را به او تسلیم کنند.... در روایات آمده که پرچم "سید خراسانی" پرچم هدایت است.
سروده مقام معظم رهبری:
سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگـویـم زكم و بیـش
چون آینه خو كرده به حیرانی خویشم
لـب بـاز نكـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم
یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم
از شوق شكرخند لبـش جان نسپـردم
شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم
بشكسته تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند « امین » ، بستۀ دنیا نیـم اما
دلـبـسـتـۀ یــاران خــراسـانـی خویشم
اکنون
مردم همیشه مومن ایران تحت لوای سیدی، از نسل نیکان و زاده خراسان ، برای
یاری موعود ، در مسیر سخت انتظار گام بر می دارند....
یاران "خراسانی" آماده باشند!، تند بادفتنه ها شدت گرفته و فضا را تیره وتار کرده اما به آنان وعده داده شده ،....
وعده "صبح صادق"
الیس صبح بقریب...
با عرض سلام و شاد باش خدمت تمام عاشقان و شیفتگان حضرت آقا صاحب
الزمان (عج) سید ما و مولای ما به مناسبت میلاد فرخنده و پر بهجت منجی
عالم بشریت سفیر بر حق خدا حضرت مهدی موعود٬ هم نام حضرت رسول (ص) و آنکه
به هشتاد و اندی نام و القاب نیز خوانده می شود که هریک از نامها بیانگر
مقامات عالیه آن حضرت می باشد وبرای تبرک از جمله برخی نامها و لقبهای
حضرت مهدی عبارتند از: حجت خدا٬ ختم اوصیا٬ منتَظَر٬ وارث٬ باعث٬ طاهر٬
طیب٬ داعی٬ خلف صالح٬ قائم به حق٬ مظهر دین٬ دادگستر٬ بقیة الله٬ صاحب
الزمان٬ صاحب شمشیر٬ منصور٬ تالی٬ نائب٬ خالص٬ منتقم٬ غریب٬ صاحب الامر٬
سید٬ جابر٬ عادل٬ مظفر٬ خلیفة الاتقیاء٬ مبارک٬ مهدی آل محمد٬ وصی الحسن٬
ولی عصر٬ یعسوب الدین٬ صاحب خانه٬ ثاثر٬ خازن٬ باسط٬ برهان٬ مضطر٬ احسان٬
ناطق٬ کاشف الغطا٬ سدرةالمنتها٬ هادی٬ خلیفةالله٬ مدبر٬ غایب٬ حمید٬
اباصالح٬ بلد الامین٬ لوا اعظم٬ طاب التراث٬ صاحب الرجعه٬ صمصام الاکبر٬
کلمةالحق٬ منعم٬ محسن٬ حامد٬ مهدی٬ القائم المنتَظَر و ..

و چه
زیباست که سایر ادیان از قبیل تورات٬ انجیل و متون آیین هندو و کتابهای
فرنگی دیده میشود : اوقیدمو٬ لندیطارا٬ ماشع٬ شماطیل٬ مهمیذ الآخر٬ واقیذ٬
فیذموا٬ مسیح الزمان٬ خداشناس٬ میزان الحق٬ لسان الصدق٬ منصور.
و
چه متین که ایرانیان او را با نام های :راهنما٬ ایستاده٬ ایزد نشان٬
خجسته٬ فرخنده٬ خسرو٬ بندۀ یزدان٬ سروش ایزد٬ کیقباد٬ بهرام٬ پرویز٬
فیروز. مینامند

این توصیه نورانی حضرت
آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه را تقدیم میکند به تمام عاشقان حضرت
صاحب الزمان .عج. در تمام عالم و تمام ادیان الهی که همه او را میجویند
آیة
الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد
چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:
راه
رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظهاى از
آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مىرساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى
نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسانتر است. ولى همت مىخواهد.
انسان عاشق حضرت، پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مىیابد.
او خواهد آمد
مشايي را كه كشتيد ، راهش را که غبار روبی دنیا برای ظهور منجی عالم است
را پيرو باشيد و بدانيد تمام عزت و ذلت نزد الله – جل جلاله – است و نه به
لطفش در دستان آنان كه شما را فريب دادند. فعال مايشاء است...
|
|
آقايان تقوي پيشه كنيد
آقايان
تقوي پيشه كنيد، اي علماي اسلام تقوي پيشه كنيد، اي اصولگرايان تقوي پيشه
كنيد،اي جمعيت ايثارگران تقوي پيشه كنيد ، اي جامعه اسلامي مهندسين تقوي
پيشه كنيد ، اي رايحه خوش خدمتي ها تقوي پيشه كنيد ، اي ابوموسي تقوي پيشه
كن، اي طلحه، اي زبير، اي سعد ، ای ابن عباس ،اي محمدبن ابوبكر، اي مالك
تقوي پيشه كنيد، آقاي ابوترابي ، آقاي باهنر ، آقاي لاريجاني ،آقاي توكلي
، برادران و خواهران حزب اللهي، مسجديها ، سينهزنها ، تقوي پيشه كنيد،
اين قدر گوشهايتان را به بوقهاي خدعههاي عمر و عاصهاي قرن 21 ميلادي
نچسبانيد، كمي درنگ كنيد، گوش كنيد، فكر كنيد ،شايد اين كه به صليب
عمليات رواني متحجرين كشيده شده و سنگش مي زنيد ،عيسي باشد.
برادران
و خواهران حزب اللهي ، آقايان سياسي به ظاهر اصولگرا چندي است مشايي را بر
صليب كشيده و هر روز ميخ تازهاي بر دست و پايش ميفشارند ، او را جادوگر
و صهيونيست و فاسق و عامل آمريكا نام مي نهند تا بلکه مسلمین و حضرات
آنقدر از او منزجر شوند تا حتی به گوش هایشان اجازه ندهند تا سخنان او را
بشنوند، و متاسفانه عده زیادی ازامت حزب الله فریب اینان راخورده و چندی
است با باور و اشاعه دروغ های آنان به سنگباران این پیکر پاره پاره از
تهمت و فریب می پردازند تا بلکه قدرت سنگ هایشان به مددمیخ ها و درفش های
سیاسیون شتافته و بر اراده الهی غلبه کند و صدا و اندیشه مشایی بمیرد
برادران
و خواهران غفلت را کنار بگذارید و دست از این همه تلاش قطعا بی ثمرتان به
جهت فوق ایدیهم بودن دست خدا بردارید و حالا که نفس و جسم مشایی را با
همراهیتان کشتید( اگر رستم دستان هم بود بعد از این همه سنگ و زخم لاجرم
کشته می شد ، این که تازه اسفندیار بود) لحظاتی دست از سنگبارانتان
بردارید و گوش کنید این رودخانه ای که خاکستر مشایی را درآن ریخته اید چه
می گوید، سخن از لات و هبل می گوید یا به الله می خواند، وقتی می گوید
دوران اسلامگرایی به پایان رسیده به این معنا نیست که دوره اسلام تمام شده
است ،بلکه به این معناست که در حال حاضر اولویت و ضرورت وظیفه ما باید
توجه دادن به منطق اسلام باشد، توجه دادن به فضیلت های اخلاقی، عدالت، حسن
و قبح در دل انسان ها و ضرورت های جامعه واحد جهانی باشد. گفتماتی که در
آن به راحتی می توان فرهنگ ها و قومیت های مختلف را مخاطب قرار داد و با
آن ها به گفتگو نشست.
آقايان سنگ هايتان را هدر داديد ، جمرات اينجا نبود ، اينجا عيسي ابن مريم بود ، ميثم تمار بود ،منصور حلاج بود كه سنگش زديد.

آقاي
رجانيوز، آقاي جهان نيوز، آقاي الف ، آقاي خبرگزاري فارس، آقاي پرتو سخن
بر بدن اين به صليب كيهان كشيده بيش از ميخ و درفش فرو نكنيد و امت حزب
الله را به سنگسارش نخوانيد ،مجال سخن اش دهيد و گوش كنيد ، سنگ محك
بزنيد بر سخنانش ، مگر قرآن فرقان شما نيست، عرضه كنيد به قرآن و حديث
سخنانش را، اگر ناصواب بود آنگاه به شريعت صليب و سنگسارتان ادامه دهيد و
اگر نبود ، مشايي را كه كشتيد ، راهش را که غبار روبی دنیا برای ظهور
منجی عالم است را پيرو باشيد و بدانيد تمام عزت و ذلت نزد الله – جل جلاله
– است و نه به لطفش در دستان آنان كه شما را فريب دادند. فعال مايشاء است
و تمام اراده ها مقهور اراده اش.
شیطان
با هدایت و هم افزایی حلقه ها و محافل زیر زمینی حضرات در چهار سال دولت
نهم مکرها و نقشه ها در انداختند تا مشایی را به هر وسیله ای ائم از تهمت
های اقتصادی،سیاسی،اعتقادی،اخلاقی و متاسفانه خانوادگی از میدان به در و
ساقط کنند، غافل از خیر الماکرین بودن و غیور بودن الله و امروز خودشان بر
بلندای هیاهوها و جنجال های خبری، محفلی، رسانه ای که خود مدیریت کردند،
تریبونی جهانی برای سخن و اندیشه مشایی ساختند و از امروز که روز تنفیذ و
در واقع آغاز دولت دهم است، انقلاب اسلامی گام جدید و بلندی را در استقبال
از بهار جان ها ،امام حاضر ،حضرت صاحب الزمان عج بر خواهد داشت، تا بشر
امروز را با تناقضات حاکم بر روح تمدن غرب آشنا سازد و آنان را به خویشتن
خویششان بخواند،تا محیاشوند برای خواندشان به دین رسول الله (ص) به دست
فرزندش حجت ابن الحسن العسگری.
در حالی که آمار کشته وزخمی ها و تعداد افراد بازداشت شده به سوژه داغ توهمات ضد انقلاب تبدیل شده است و همه آنها با موضعی هماهنگ اعلام می کنند که آمار کشته شدگان بسیار بیشتر از آنچه که جمهوری اسلامی می گوید است اما اعلام نظر مقامات مسئول نشان می دهد که در این مورد هم به مانند حادثه کوی دانشگاه سال 78 و ماجرای چند شهید ساختگی! آمار واقعی چیزی جدای این شایعات است.

تعداد افراد بازداشت شده در جریان حوادث اخیر ( به استثنای بازداشت شدگان پنجشنبه گذشته) جمعا 3567 نفر بوده است که در همان ساعات و روزهای ابتدایی بیش از نیمی از این افراد آزاد شده و بقیه نیز تا بدین لحظه اکثرا آزاد شده اند.
اما در این میان سرنوشت کسانی که به عنوان سرکردگان اغتشاشات اخیر شناسایی شده اند به دلیل بررسی ارتباطات آنان و نیز اطلاع دقیق از جزئیات آشوب طلبی و تشنج آفرینی شان همچنان در پشت دیوارهای اوین در حال رقم خوردن است. خصوصا پس از آنی که در بین این سرکردگان چند میهمان خارج نشین و اعضای چندین گروهک ضد انقلاب و تروریستی نیز یافت شده اند.
بر همین اساس، کشته شدگان قطعی حوادث اخیر نیز 33 نفر هستند که بر خلاف القای رسانه های بیگانه که همه آنها را فدایی راه خود معرفی می کنند: بیشتر آنها متاسفانه از نیروهای انتظامی، بسیج و تعدادی از معترضین و عابرین عادی بوده اند و فقط تعداد انگشت شماری از آنها آشوب گر بوده اند.
در میان آشوب گران چند نفر از اراذل و اوباش هم که با قداره و سلاح گرم به انجام ماموریت مشغول بودند کشته شده اند
آیا مسیحیت حقوق زن را پاس داشته است؟
آیا زن در کتاب مقدس ارزشمند است؟
آیا …

در این پست در باره سوالات فوق چیزهایی می خوانید و نظرات ارزشمند شما مرا راهنمایی خواهد کرد.
شعار مسیحیان معتدل در حقوق زن این است که حقوق مرد و زن با یکدیگر برابر است. در مقابل این اقلیت دو گروه دیگر قرار دارد. به عبارت دیگر بقیه مسیحیان یا در زمره کسانی هستند که حقوق زن را برتر از مرد می شمارند و عقده هایشان را در قالب های کنوانسیون های فیمینیستی گشایش می دهند ، یا در زمره کسانی هستند که مرد را برتر از زن می دانند و چشمشان را بر ظلم ها و تحقیر هایی که به زنان وارد می شود می بندند. این مسیحیان بر اسلام می تازند که دین اسلام حقوق و جایگاه زن را محترم نشمرده است. آیا واقعا این گونه است. آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به تفاوت است نه تساوی ، ظلم کرده است؟
فرض کنید دو کودک نزد شما هستند . یکی فوق العاده گرسنه است و دیگری فوق العاده سیر اما تشنه . آیا اگر کسی بیاید و بگوید به هر دو به یک اندازه غذا بدهید ، حقوق آنها را محترم شمرده است؟ ایا اگر دیگری بیاید بگوید غذا را رها کن. به هر دوی آنها به یک اندازه آب بده. آیا این هم جایگاه و حقوق آن ها را مراعات کرده است ؟ یا این که نفر سوم بیاید و بگوید به گرسنه غذا بدهید و به تشنه آب؟ امیدوارم پاسخ مناسب را خودتان دریافته باشید.
در مسیحیت وقتی که می خواهند بگویند زن ارزشمند است ، به آیه زیر از کتاب مقدس استناد می کنند:
۲۷ .. همة شما که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در برگرفتید. ۲۸ هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همة شما در مسیح عیسی یک میباشید(غلا ۳ : ۲۸).
از همین رو پیوسته به وضعیت حقوق زن در ادیان مختلف اعتراض می کنند و در حالی که آگاهی کافی ندارند به نقد حقوق زن در اسلام می پردازند.
این در حالی است که پاسخ شایسته و در خوری را در قبال سوالات زیر از ایمانداران مسیحی ندیده ام و امیدوارم اکنون با نظرات خوب مسیحیان آگاه راهنمایی شوم. دوستان خوبم:
اگر شما به حکم ورود بانوان حائض به مسجد معترض هستید ، پس چرا اجازه نمی دهید ، زنان حائض وارد هیکل شوند؟
اگر به حکم نفاس معترضید ، پس چرا معتقدید اگر زنی فرزند پسر به دنیا آورد تا هفت روز نجس است و اگر فرزند دختر به دنیا آورد تا دو هفته؟
لاویان ۱۲ : « ۱ و یهُوَه موسی را خطاب کرده گفت: ۲ “بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو: چون زنی آبستن شده پسر نرینه ای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد. ۳ و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. ۴ و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و به مکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود. ۵ و اگر دختری بزاید دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. »
اولا چرا زن باید نجس باشد. ثانیا چرا برای فرزند دختر این نجاست دو برابر و به اندازه دو هفته است؟
کتاب مقدس از ۶۶ سفر تشکیل شده است که به اذعان نویسندگان و پژوهشگران مسیحی همه این اسفار توسط نویسندگان مرد نوشته شده است. شما که به حقوق زن در اسلام ایراد می گیرید ، پس چرا خداوند حتی یک زن را هم به عنوان نویسنده حتی یک بخش کوتاه و مختصر از یکی از اسفار برنگزیده است؟!
چرا حتی به یکی از زنان سبط لاوی اجازه نداده است تا کهانت و خدمت در خیمه اجتماع در هیکل (درعهد قدیم) را بر عهده بگیرد؟!
چرا خداوند از میان دوازده رسول و حواری مسیح علیه السلام حتی یک نفر زن هم برنگزیده و همه حواریون مسیح مرد هستند؟!
از این دوازده نفر گذشته ، چرا در آن هفتاد رسولی که خداوند فرستاد ، حتی نشنیده ایم یک نفرشان زن باشد؟!
چرا در اعمال رسولان فصل ۶ آیه سه آمده است : ای برادران هفت مرد نیکنام و پر از و حکمت را از میان خود انتخاب کنید تا ایشان را بر این مهم بگماریم؟ چرا نگفته است هفت زن؟ یا حتی یک زن؟چرا همه باید مرد باشند؟! مگر دلیل انتخاب این هفت مرد خدمت به بیوه زنان نبوده است (بیوهزنان ایشان در خدمت یومیه بیبهره میماندند)؟ خوب در اینجا چه فلسفه ای وجود داشته است که به بیوه زنان باید مردان خدمت کنند نه زنان ؟!
در نامه پولس به قرنتیان (اول قرنتیان فصل ۱۵)، برای اثبات قیام مسیح نام مردان بسیاری آورده می شود که در میان آنها حتی یک زن هم نیست . این نیاوردن نام یک زنان در میان اسامی که گفتیم ، قطعا به دلیل خاصی بوده است . چرا که اولین کسی که شاهد قیام مسیح بود ، مریم بود و او بود که نخستین بشارت به قیام را اعلام کرد. اما چرا نام وی از لیست شاهدان قیام مسیح حذف شده است؟ ایا این یک دلیل آشکار بر نادیده گرفتن جایگاه زن در مسیحیت نیست؟
در کلیسای اولیه به تفصیلی که در نامه های اول تیموتاوس و تیطس آمده است، روی سخن با اسقف ها و شماسان مرد است و در این میان از زنان اسقف و شماس خبری نیست؟! کما این که در عهد جدید ما اصلا نامی از زنان بشارت دهنده یا شبان یا معلم به همان معنای عامی که در عهد جدید است ، نمی بینیم.
در هیچ جایی از عهد جدید نام زنی نیامده است که به دست او معجزه ای رخ داده باشد. در حالی که در قرآن کریم در مورد حضرت مریم علیها سلام آمده است:
درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلّی فراموش میشدم!» ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است! و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهای بر تو فرو میریزد!
در مکاشفه یوحنا سخن از دو شاهد نبی مرد است نه دو شاهد زن یا یکی زن و دیگری مرد.
به نظر من که یک مسلمان هستم و قائل به تفاوت حقوق زن و مرد ، حقوق زن در اسلام و مسیحیت هر دو محترم است . اما از نظر برادران و خواهران مسیحی که قائل به تساوی حقوق زن هستند ، سوالات فوق چگونه پاسخ داده می شود؟ آیا واقعا مسیحیان حقوق زن در دین خود و کتاب مقدس را درک کرده اند؟

|
 مقام معظم رهبري چندي پيش وپس از نامه به رئيس جمهور راجع به آقاي مشائي، طي سخناني همگان را به داشتن انصاف در رفتاروگفتار توصيه فرمودند.
متاسفانه گويا عادت اخلاقي ما ديدن آدمها يا به صورت سياه و يا به صورت سفيدگرديده وخاكستري ورنگهاي ديگر جائي در ديد ونظر ما ندارند.
تا از كسي نقل قولي ميشنويم، بر اساس همان شنيده وبدون اطلاع از اصل سخن وشرايط بيان آن، تفسير ونظر خود را بيان ميكنيم. ـ مشائي صهيونيست است چون گفنه مردم ايران با مردم اسرائيل دوست هستند. ـ مشائي كافر است چون گفته ملائكه برفراز آسمان ايران در پروازند. ـ مشائي رمال است چون علاقه عجيبي به امام زمان دارد. ـ مشائي عامل انقلاب مخملي است چون رئيس جمهور اورا به سمت معاون اولي انتخاب كرده. ـ . . . برادران ! فأين تذهبون !! خود ميبُريد وخود ميدوزيد وخودهم به هنر خويش افتخار ميكنيد؟!
اينجانب در مقام پاسخگويي تهمتهائي كه به آقاي مشائي وارد شده نيستم اما اينجا پاي آبروي مومني در ميان است كه ناجوانمردانه از سوي دوست ودشمن مورد حمله قرار گرفته وبنده وظيفه ديني خود ميدانم كه بعنوان فردي از جامعه اسلامي كه اتفاقا بر كرسي تدريس در دانشگاه تكيه زده در يافتهاي خود را از ايراد اين تهمتها بيان كنم. بنابر اطلاعات سايتهاي خبري آقاي اسفنديار رحيم مشائي انساني مذهبي است كه از قبل انقلاب به فعاليتهاي ديني پرداخته وپس از پيروزي انقلاب نيز بعنوان سربازي فداكار در عرصه هاي مختلف در خدمت ملت شريف وميهن عزيزمان بوده است. به شهادت دوستان نزديك ايشان، وي داراي
صفات اخلاقي پسنديده است ، يكي از دوستان ايشان با سابقه 16 سال آشنايي نقل ميكند، دراين مدت از وي دروغ ويا غيبت نشنيده است ونكته قابل توجه ديگر اين كه ايشان پس از سالها مسئوليتهاي مختلف وامكان استفاده ازمزاياي آن ،همچنان جزء مديران ساده زيست نظام بوده ودر منزلي معمولي مستاجر ميباشند!
اما مشائي به كدامين گناه مورد هجمه قرار گرفته ؟!
ـ آيا در كتب درسي دانشگاه و يا در همين صدا وسيماي جمهوري اسلامي بارها تكرار نميشود كه مردم يهود از سراسر دنيا وبه زور صهيونيستهاي جنايتكار به فلسطين كوچ داده شدهاند؟!
وبا اين موضوع سريالهاي مختلفي در صداوسيما ساخته وپخش شده است.
ـ آيا صدا وسيما اخبار تظاهرات مردم يهودي فلسطين اشغالي، بر عليه ارتش ودولت اسرائيل ، در اعتراض به كشتار مسلمانان فلسطيني را پخش نميكرد؟!
ـ وآيا همه مردم يهودي فلسطين اشغالي موافق صهيونيستها هستند ودستشان بخون مردم مظلوم فلسطين آلوده است؟!
قرآن كريم ميفرمايد: آنانكه در راه خدا استقامت ورزند، خداوند ملائك خود را بر آنان فرو ميفرستد.
ـ آيا مردم ايران بخاطر مقاومت در برابر ظلم شاهنشاهي وپس از آن استقامت در برابر حمله دشمنان خارجي با ايثار جان ومال خود، شايسته نزول ملائك الهي نيستند؟!
ـ آيا شايسته نيست كه ملائك به بركت حضور عباد صالح خدا وراذ و نياز واشكهاي نيمه شب آنها بر اين سرزمين فرود آيند؟!
ـ آيا حديث شريف كه ميفرمايد: ((هر كجا ذكر وياد اهل بيت عليهم السلام باشد، ملائك الهي در آن مكان حضور مييابند.)) را نشنيدهايم؟! كجاي دنيا كشوري همانند ايران سراغ داريد در عشق وارادت به اهل بيت ودر كجاي عالم جز ايران ذكر وياد اهل بيت با اين عظمت وجلالت بپا ميگردد آري ايران سرزمين علي واولاد اوست.
ـ آيا اظهار علاقه محب نسبت به ولي وصاحب الامر خويش وآنهم بدون هيچ ادعاي سوئي جرم است كه باعث شود ما اورا رمال و . . . بناميم؟!
ـ آيا عالم رباني حضرت آيت اله مشكيني رحمت ا.. عليه نفرمودند كه حاضرم تمام عبادات خود را بدهم تا ثواب دعاي فرج آقاي احمدي نژاد در سازمان ملل را داشته باشم؟!
ـ آنانكه در پي انقلاب مخملين بودند تمام تلاش خود را جهت تخريب آقاي احمدي نژاد وآقاي مشائي بكار بستهاند وطي چهار سال گذشته، يكسره در روزنامههاي خود عليه آنان قلم زدهاند اكنون آقاي مشائي عامل انقلاب مخملين شده است؟!
نكته قابل تأ سف اينجاست كه در ماجراي اخير دوستان اصولگرا هم به جان احمدي نژاد ومشائي افتادند وآنقدر گفتند ونوشتند وبافتند كه رهبر حكيم انقلاب، بر اساس جووفضاي ايجاد شده صلاح آقاي احمدي نژاد را در نامهاي به ايشان متذكر شدند كه البته متن نامه كه با احترام، عنوان ونام كامل آقاي مشائي را ياد كرده بود از ديد ونظر هوشمندان دور نماند.
آقايان محترم اصولگرا بسياري از شما در دوران اصلاحات جرأت گفتن كوچكترين انتقاد را نداشتيد، چرا كه قلم به دستان حرفهاي خاتمي، آماده بودند تا با كوچكترين بهانه شما را به رگبار مقالات وتفاسير، در رسانههاي زنجيرهاي خود ببندند واز شما نزد افكار عمومي چهره اي زشت وكريه بسازند. در دولت اصلاحات كم نبودند، دولتمرداني كه در توهين به اسلام و امام راحل بدترين سخنان را بر زبان راندند ، آن وقت شما آقايان كجا بوديد؟!
آن روز كه در روزنامههايشان به ساحت مقدس اباعبدالله اهانت ميكردند وبراي رهبر عزيزمان خط ونشان ميكشيدند وجهت دادن جام زهر به ايشان زمان تعيين ميكردند شما كجا بوديد؟!
اكنون رأفت احمدي نژاد وعدم علاقه او براي وارد شدن به عرصه بازيهاي ژورناليستي را ديدهايد وجسارت پيدا كردهايد؟!
ـ آيا احمدي نژاد ولايتي نيست؟! جملاتي كه مقام عظماي ولايت در تجليل از آقاي احمدي نژاد ودولت ايشان كه آقاي مشائي هم جز آن است بيان نمودهاند، راجع به كدام رئيس جمهور ودولت ديگري بيان داشتهاند؟!
ـ آيا ايستادگي وسينه سپر كردن رئيس جمهور ودولت نهم در برابر دشمنان خارجي وزيادهخواهان وقدرت طلبان داخلي جز از سر اطاعت وسربازي ولي فقيه است؟!
نقل كردهاند: كه بوعلي سينا در پاسخ برخي افراد ناآگاه كه ايمان اورا مورد ترديد،و او را كافر ميخواندند چنين سروده بود:
كفر چو مني گزاف و آسان نبود محكمتر از ايمان من ايمان نبود در دهر يكي وآنهم كافر؟! پس در همه دهر يك مسلمان نبود
آري بايد گفت اگر بخواهيم از حلقه ولايت مداران نامي به ميان آوريم قطعا برجستهترين آنها احمدي نژاد است، همو كه بفرموده رهبر معظم نظرش نزديك به نظر ايشان است واگر بخواهيم در ولايت پذيري كسي ترديد كنيم بايد به آناني توجه داشت كه با سخنان وبيانيههاي خود عدهاي راتحريك نموده، به خيابانها كشانده وخسارات متعددي به نظام ومردم وارد كردند، بايد به ولايت پذيري ك ساني شك كرد كه هنگامه سخن ، سكوت كردند و هن گامي كه سخن گفتند دشمنان را شاد كردند.
جناب آقاي دكتر زاكاني، جناب دكتر توكلي، جناب آقاي شريعتمداري، شما وساير دوستانتان عزيزيد، اما بدانيد كه رئيس جمهوربا پشتوانه 25 ميليون رأي مردم ولايتمدار انتخاب ش ده ودر هيچ كجا وبه هيچ كس تعهدي مبني بر عزل يا نصب شخصي خاص را نداده ( كه آقاي زاكاني در سايت خود چه ق بل وچه بعد از انتخابات مينوشتند كه مشائي رفتني است واز آن به عنوان بمب خبري ياد ميكردند) اتفاقا مردم ديدند كه ايشان هنگام ثبت نامزدي رياست جمهوري، در وزارت كشور به همراه تعدادي از ياران خود از جمله آقاي مشائي حضور بهمرساند كه اين خود حاوي پيامي روشن بود! ومردم هوشمند با ديدن تمام مسائل والبته با اقبال بيشتر به ايشان راي دادند.
حال به عنوان برادري كوچك از شما ميخواهم اشتباه جريان اصلاح طلب را تكرار نكنيد واز متن جامعه ومردم كناره نگيريد وسعي نكنيد اغراض وعلائق خود را به مردم نسبت دهيد!
در آخر عرضي دارم به محضر مبارك مراجع بزرگوار، بعنوان يك مقلدكوچك وعلاقه مند، و آن اينكه نظام ما اسلامي است و ولي فقيه ورهبر براساس قانون اساسي وتوسط فقهاي خبرگان انتخاب ميگردد، پاي منابر شما آموختهايم در جائي كه فتواي مرجع مغاير با حكم ولي فقيه ورهبر بود، حكم رهبر اولي است و واجب الاطاعه است واكنون كه خداوند سبحان نعمت رهبري فرزانه وآگاه به زمانه را به ما عنايت فرموده، دور از جايگاه مرجعيت است كه در مسائل مختلف وپستي وبلنديهاي سياسي ورود نموده، خداي ناكرده فتوا يا بيانيهاي دهد كه باعث خدشه وتنزل آن جايگاه رفيع گردد ،به ياد داريم كه حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني رحمت اله عليه فتوائي صادر فرمودند كه مغاير با حكم امام راحل رضوان الله عليه بود، لذا ايشان فرمودند حكم امام را اجرا كنيد وبگذاريد فتواي من لگدمال شود اما به جايگاه ولايت فقيه اسيبي نرسد!
وباز به ياد داريم كه بعضي از آقايان در اثر جريان سازي نزديكان وبيوت ودفاتر خود چه ضربه ها كه خوردند.!
در اينجا ضمن اينكه دست يكايك شما سروران را ميبوسم، رجاء واثق دارم مانند گذشته حامي وهمراه رهبر معظم انقلاب هستيد لذا مسئلت دارم براي سر بلندي روز افزون نظام مقدس وتوفيق دولت دهم ورئيس جمهور منتخب در انجام وظايف وخدمت رساني دعا فرموده، ايشان را با راهنمائي خير خواهانه خود ياري فرمائيد.
با آرزوی تحقق دولت کریمه |