سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی ,امروز میخواهم این پست وبم را اختصاص بدم به مهدی آنیلی یا ادواردو آنیلی (به انگلیسی: Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن
۱۹۵۴ درنیویورک از پدری ایتالیایی و مادری یهودی پا به عرصه دنیا گذاشت.
جوانی که سر گذشت زندگانیش زیباست و فقط به خاطر اینکه دنبال حقیقت بود به دست خانواده ش به قتل رسید
جوانی که همه چیز را به عشق امام زمان (عج) کنار گذاشت و به ثروت پدرش و مقامی که در انتظارش بود پشت کرد فقط به خاطر حقیقت و عشق به اهل بیت علیه السلام
.jpg)

مهدی آنیلی در گوشه ای از نوشته خود نگاه خویش به ثروت و پاسخگویی در روز جزا ذکر می
کند.توجه شما را به این نوشته جلب می نمایم: همه به خدا وابسته اند.
بنابراین ثروتمند بودن قطعا در درجه دوم قرار دارد.، اگر قرار بر به اجرا
گذاشتن ارزش های معنوی باشد، برعکس، معتقدم که شخصا روزی خود را از آن
ثروتی که در اختیار من باشد رها خواهم کرد و به کشوری دور دست خواهم رفت،
و بعد باز خواهم گشت . جدی می گویم.این موضوع می تواند شک و تردیدهای
بیشتری برای پدرم ایجاد کند، ولی باید صبر کرد. آنچه امروز با آن مخالفت
می ورزم به خاطر میل به قدرت نیست. البته قدرت زیبا جلوه می کند ولی
خطراتی است که در دستان اشتباهی قرار گیرد. امور خانواده من وارد منطق
منحرفانه خواهد شد. این همان دیگاه نخواهد بود. من با این جریان مبارزه
خواهم کرد. نه به خاطر قدرت شخصی، بلکه برای منافع کلی تر. اگر قدرت
خانواده ما در دستان اشتباه بیافتد، یک امر بسیار خطرناک برای کشور است.

...
پدر من مسئولیت عظیمی در مقابل وجدان خود بر دوش دارد و به خوبی به آن
آگاه است. و من فکر می کنم تا امروز به خوبی رفتار کرده است. ولی اگر در
مورد جانشینی خود به درستی عمل نکند، او هم باید پاسخگوی مسئولت های خویش
باشد و توضیحات خود را در مقابل خدا بیان کند. این را باید در مغز خود فرو
کند.
ادواردو در جایی دیگر می گوید: زمانی که ما در آن زندگی می کنیم
زمان انحطاط ارزشهاست . تنها هدف و اسطوره پول جمع کردن است . پول پرستی
بسیار بدتر از مواد مخدر است . ما همه از رواج مواد مخدر درمیان جوانان
نگرانیم ، اما متوجه نیستیم که به سمت دنیایی می رویم که اساس آن بر پایه
مقدار حساب بانکی افراد است . اما همه اینها رو به پایان است وبه اعتقاد
من در آینده بعد از یک شبه رنسانس وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه
خردگرایی و تجربه گرایی دکارت نیست. مانباید فراموش کنیم که استثمار
انسانها از طبیعت مقدمه ای برای بهره کشی انسانی از انسان دیگر است . درست
نیست صنعت اتومبیل سازی که وظیفه اش زندگی دادن به میلیونها خانواده است
بر عکس عمل کند . به اعتقاد من پول باید وسیله باشد نه هدف .
ادامه دارد
ادامه مطلب
با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزیز در جلسه عمومی در تاریخ 88/7/22 یکی از دوستان از حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی جویای راهکاری شدند از ایشان برای سلامتی اجتماعی در جریانات بعد از انتخابات که ایشان فرمودند:

گوشهایتان تنها به کلام رهبری باشد چون گوش ایشان به کلام حجه ابن الحسن(عج) است
توضیح :
جهت اطلاع عزیزانی که این مطلب را مشاهده میکنند و مقام شامخ علامه حسن زاده را نمیشناسند بگویم که ایشان ذوالفنون در همه رشته ها (اجتهاد ،اخلاق ، عرفان ، هیئت و ریاضیات ، طب و ....) هستند و بیاناتشان را خدای ناکرده از سر هوی و یا به واسطه سیاسی کاری نمیفرمایند.
ایشان مطلقا جز حق نمیگویند .
استاد بزرگوارشان علامه طباطبایی (صاحب تفسیر شریف المیزان - رحمه الله علیه) در وصف ایشان فرموده اند : آقای حسن زاده را کسی نشناخت جز امام زمان و خاک پای حسن زاده توتیای چشم طباطبایی !
حال خودتان تدبر کنید که وقتی اینچنین بزرگواری در رابطه با مقام معظم رهبری اینگونه میفرمایند ، رهبر عزیز و فرزانه ما چه شان و جایگاهی در نزد ولی مطلق نظام هستی (حضرت بقیه الله ) دارند و نافرمانی و خدای ناکرده بی احترامی به این سید بزرگوار چقدر جایگاه انسان را دچار سقوط و انحطاط میکند.
بیشتر مراقب باشیم خواه اصول گرا ، خواه اصلاح طلب و خواه فراجناحی
با عرض سلام وادب محضرمبارک همه دوستان و بزرگواران عزیز ,تشکل «جنبش سبز علوي» با هدف بازيابي هويت مقدس اين نماد ديني اعلام موجوديت کرد.

ما پيشاپيش احيا شدن و بازيابي نماد مقدس سبز علوي را به
همه پيروان ولايت علوي و همچنين ذريه ي واقعي و معنوي اهل بيت عصمت و
طهارت نبوي تبريک مي گوييم و همانطور که آفتاب هميشه در پشت ابر نمي ماند
، حقيقت هم براي هميشه کتمان نمي ماند و روسياهي و رسوايي ابدي براي منافقان سياه دل
باقي ماند که مي خواستند با اين نماد مقدس، مردم فهيم ولايت مدار را فريب
بدهند و با نماد مقدس به جنگ مقدسات و تحريف حقايق بپردازند.
اين تشکل « جنبش سبز علوي » با رويشي دوباره خط بطلان و پاياني بر کج راهه ي همه ي منافقان بخصوص سران خائن و دروغگوي آنهاست که از صبر و متانت نظام مقدس جمهوري اسلامي سوء استفاده کردند و چند صباحي عده ايي ساده لوح را فريب دادند و...
اما اينک طلوعي ديگر است .
ما پيروان ولايت مطلقه فقيه با
سرفرازي مانند سنوات قبل در عيد سعيد امامت و ولايت که روز اکمال دين است
و عيد سادات و همچنين فرزندان معنوي علي ابن ابيطالب مي باشد با مزين
کردن محافل ديني به پرچم هاي سبز ، جشن علوي را برپا خواهيم کرد تا سيه روي شود هر که در او غش باشد .
" از طرف سيد حسين و محبان علوي "
دادم ز کف چندي تو را با آه و با افسوسها
رفتي به يغما ناگهان با خدعه ي سالوسها
اي رنگ خوب و نازنين گشتي چرا چندي عجين
با جلبک و گلسنگها با حمله ي ويروسها
کرکس نشد طوطي اگر پرهاي خود رنگي کند
راهي ندارد اين دغل در حلقه ي طاووسها
فردا به رقص و جنبشي بر گنبد ميناي دل
افتاده اي امروز اگر بر چهره ي جاسوسها
اين رنگ احيا مي شود ، شياد رسوا مي شود
مي خشکد اين مردابها در پيش اقيانوسها
بنگر نقاب ننگ را ، لبخند پر نيرنگ را
بر چهره ي شيادها بر روي اختاپوسها
اين روزها آيد به سر ، بيرق شوي بار دگر
گر اجنبي بندد تو را با حيله بر ناقوسها
اي سبز من قديس من ، زيباترين تنديس من
وا مي کنم روزي تو را از دست بي ناموسها
میلاد حضرت رئوف سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام بر شما شیعیان آن امام مبارک باد . به این مناسبت بیان بسیار زیبای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله را تقدیم شما مینماید
بايد اعتراف کنيم که زندگي ائمه ، عليهمالسلام، به درستي شناختهنشده و
ارج و منزلت جهاد مرارتبار آنان حتي بر شيعيانشان نيز پوشيده مانده است.
عليرغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قديم و جديد درباره زندگي ائمه ،
عليهمالسلام، امروز همچنان غباري از ابهام و اجمال، بخش عظيمي از زندگي
اين بزرگواران را فرا گرفته وحيات سياسي برجستهترين چهرههاي خاندان نبوت
که دو قرن و نيم از حساسترين دورانهاي تاريخ اسلام را دربرميگيرد با
غرضورزي يا بياعتنايي و يا کجفهمي بسياري از پژوهندگان و نويسندگان
روبرو شده است. اين است که ما از يک تاريخچه مدون و مضبوط درباره زندگي
پرحادثه و پرماجراي آن پيشوايان، تهيدستيم .
زندگي امام هشتم ،عليهالسلام، که قريب بيستسال از اين دوره تعيين کننده
و مهم را فراگرفته از جمله برجستهترين بخشهاي آن است که بجاست درباره آن
تامل و تحقيق لازم به کار رود .
مهمترين
چيزي که در زندگي ائمه ، عليهمالسلام، بهطور شايسته مورد توجه قرار
نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سياسي» است. از آغاز نيمه دوم قرن اول هجري که
خلافت اسلامي بهطور آشکار با پيرايههاي سلطنت آميخته شد و امامت اسلامي
به حکومت جابرانه پادشاهي بدل گشت، ائمه اهل بيت ،عليهمالسلام، مبارزه
سياسي خود را بهشيوهاي متناسب با اوضاع و شرايط، شدت بخشيدند.
اينمبارزهبزرگترينهدفش
تشکيل نظام اسلامي و تأسيس حکومتي بر پايه امامتبود. بيشک تبيين و تفسير
دين با ديدگاه مخصوص اهل بيت وحي، و رفع تحريفها و کجفهميها از معارف
اسلاميو احکامديني نيز هدف مهمي براي جهاد اهل بيتبه حساب ميآمد. اما
طبق قرائن حتمي، جهاد اهل بيتبه اين هدفها محدود نميشد و بزرگترين هدف
آن، چيزي جز تشکيل حکومت علوي و تاسيس نظام عادلانه اسلامي نبود.
بيشتريندشواري هايزندگيمرارتبار و پر از ايثار ائمه و ياران آنان به
خاطر داشتن اين هدف بود و ائمه ، عليهمالسلام، از دوران امام سجاد ،
عليهالسلام، وبعدازحادثه عاشورا به زمينهسازي دراز مدت براي اين مقصود
پرداختند.
در تمام دوران صدو چهل ساله ميان حادثه عاشورا و
ولايتعهديامام هشتم ،عليهالسلام، جريان وابسته به امامان اهل بيتيعني
شيعيان هميشه بزرگترين و خطرناکترين دشمن دستگاه هاي خلافتبه حساب
ميآمد. در اين مدت بارها زمينههاي آمادهاي پيش آمد و مبارزات تشيع که
بايد آن را نهضت علوي نام داد به پيروزيهاي بزرگي نزديک گرديد.
اما، در
هر بار موانعي برسر راه پيروزي نهايي پديد ميآمد و غالبا بزرگترين ضربه
از ناحيه تهاجم بر محور و مرکز اصلي اين نهضت، يعنيشخصامامدر هر زمان و
به زندان افکندن يا به شهادت رساندن آن حضرت وارد ميگشت و
هنگاميکهنوبتبه امام بعد ميرسيد اختناق و فشار و سختگيري به حدي بود
که براي آماده کردن زمينه به زمان طولاني ديگري نياز بود .
ائمه
،عليهمالسلام، در ميان طوفان سخت اين حوادث هوشمندانه و شجاعانه تشيع را
همچون جرياني کوچک اما عميق و تند و پايدار از لابهلاي گذرگاههاي دشوار و
خطرناک گذراندند . و خلفاي اموي و عباسي در هيچ زمان نتوانستند با نابود
کردن امام، جريان امامت را نابود کنند و اين خنجر برنده همواره در پهلوي
دستگاه خلافت، فرو رفته ماند و به صورت تهديدي هميشگي
آسايشراازآنانسلبکرد.هنگاميکه حضرتموسيبنجعفر،عليهالسلام، پس از
سالها حبس در زندان هاروني مسموم و شهيد شد، در قلمرو وسيع سلطنت عباسي
اختناقي کامل حکمفرمابود .در آن فضاي گرفته که به گفته يکي از
يارانامامعليبن موسي، عليهالسلام، «از شمشير هارون خون ميچکيد»؛
بزرگترين هنر امام معصوم و بزرگوار ما آن بود که توانست درخت تشيع را از
گزند طوفان حادثه سلامتبدارد و از پراکندگي و دلسردي ياران پدر بزرگوارش
مانع شود و با شيوه تقيهآميز و شگفتآوري، جان خود را که محور و روح
جمعيتشيعيان بود حفظ کرد و در دوران قدرت مقتدرترين خلفاي بنيعباس و در
دوران استقرار و ثبات کامل آن رژيم، مبارزات عميق امامت را ادامه داد.
لطفا برای خواندن به ادامه رجوع شود
منبع :
رهوا
ادامه مطلب