تبليغاتX
سید
میلاد حضرت رئوف سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام بر شما شیعیان آن امام مبارک باد .

 
 به این مناسبت بیان بسیار زیبای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله را تقدیم شما مینماید
بايد اعتراف کنيم که زندگي ائمه ، عليهم‏السلام، به درستي شناخته‏نشده و ارج و منزلت جهاد مرارتبار آنان حتي بر شيعيانشان نيز پوشيده مانده است. عليرغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قديم و جديد درباره زندگي ائمه ، عليهم‏السلام، امروز همچنان غباري از ابهام و اجمال، بخش عظيمي از زندگي اين بزرگواران را فرا گرفته وحيات سياسي برجسته‏ترين چهره‏هاي خاندان نبوت که دو قرن و نيم از حساسترين دورانهاي تاريخ اسلام را دربرمي‏گيرد با غرض‏ورزي يا بي‏اعتنايي و يا کج‏فهمي بسياري از پژوهندگان و نويسندگان روبرو شده است. اين است که ما از يک تاريخچه مدون و مضبوط درباره زندگي پرحادثه و پرماجراي آن پيشوايان، تهيدستيم .
زندگي امام هشتم ،عليه‏السلام، که قريب بيست‏سال از اين دوره تعيين کننده و مهم را فراگرفته از جمله برجسته‏ترين بخشهاي آن است که بجاست درباره آن تامل و تحقيق لازم به کار رود .
مهمترين چيزي که در زندگي ائمه ، عليهم‏السلام، به‏طور شايسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سياسي» است. از آغاز نيمه دوم قرن اول هجري که خلافت اسلامي به‏طور آشکار با پيرايه‏هاي سلطنت آميخته شد و امامت اسلامي به حکومت جابرانه پادشاهي بدل گشت، ائمه اهل بيت ،عليهم‏السلام، مبارزه سياسي خود را به‏شيوه‏اي متناسب با اوضاع و شرايط، شدت بخشيدند.
اين‏مبارزه‏بزرگترين‏هدفش تشکيل نظام اسلامي و تأسيس حکومتي بر پايه امامت‏بود. بي‏شک تبيين و تفسير دين با ديدگاه مخصوص اهل بيت وحي، و رفع تحريف‏ها و کج‏فهمي‏ها از معارف اسلامي‏و احکام‏ديني نيز هدف مهمي براي جهاد اهل بيت‏به حساب مي‏آمد. اما طبق قرائن حتمي، جهاد اهل بيت‏به اين هدفها محدود نمي‏شد و بزرگترين هدف آن، چيزي جز تشکيل حکومت علوي و تاسيس نظام عادلانه اسلامي نبود. بيشترين‏دشواري هاي‏زندگي‏مرارت‏بار و پر از ايثار ائمه و ياران آنان به خاطر داشتن اين هدف بود و ائمه ، عليهم‏السلام، از دوران امام سجاد ، عليه‏السلام، وبعدازحادثه عاشورا به زمينه‏سازي دراز مدت براي اين مقصود پرداختند.
در تمام دوران صدو چهل ساله ميان حادثه عاشورا و ولايتعهدي‏امام هشتم ،عليه‏السلام، جريان وابسته به امامان اهل بيت‏يعني شيعيان هميشه بزرگترين و خطرناکترين دشمن دستگاه هاي خلافت‏به حساب مي‏آمد. در اين مدت بارها زمينه‏هاي آماده‏اي پيش آمد و مبارزات تشيع که بايد آن را نهضت علوي نام داد به پيروزيهاي بزرگي نزديک گرديد.
اما، در هر بار موانعي برسر راه پيروزي نهايي پديد مي‏آمد و غالبا بزرگترين ضربه از ناحيه تهاجم بر محور و مرکز اصلي اين نهضت، يعني‏شخص‏امام‏در هر زمان و به زندان افکندن يا به شهادت رساندن آن حضرت وارد مي‏گشت و هنگامي‏که‏نوبت‏به امام بعد مي‏رسيد اختناق و فشار و سختگيري به حدي بود که براي آماده کردن زمينه به زمان طولاني ديگري نياز بود .
ائمه ،عليهم‏السلام، در ميان طوفان سخت اين حوادث هوشمندانه و شجاعانه تشيع را همچون جرياني کوچک اما عميق و تند و پايدار از لابه‏لاي گذرگاههاي دشوار و خطرناک گذراندند . و خلفاي اموي و عباسي در هيچ زمان نتوانستند با نابود کردن امام، جريان امامت را نابود کنند و اين خنجر برنده همواره در پهلوي دستگاه خلافت، فرو رفته ماند و به صورت تهديدي هميشگي آسايش‏راازآنان‏سلب‏کرد.هنگامي‏که حضرت‏موسي‏بن‏جعفر،عليه‏السلام، پس از سالها حبس در زندان هاروني مسموم و شهيد شد، در قلمرو وسيع سلطنت عباسي اختناقي کامل حکمفرمابود .در آن فضاي گرفته که به گفته يکي از ياران‏امام‏علي‏بن موسي، عليه‏السلام، «از شمشير هارون خون مي‏چکيد»؛ بزرگترين هنر امام معصوم و بزرگوار ما آن بود که توانست درخت تشيع را از گزند طوفان حادثه سلامت‏بدارد و از پراکندگي و دلسردي ياران پدر بزرگوارش مانع شود و با شيوه تقيه‏آميز و شگفت‏آوري، جان خود را که محور و روح جمعيت‏شيعيان بود حفظ کرد و در دوران قدرت مقتدرترين خلفاي بني‏عباس و در دوران استقرار و ثبات کامل آن رژيم، مبارزات عميق امامت را ادامه داد.
لطفا برای خواندن به ادامه رجوع شود
منبع : رهوا

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 2:48 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

امام، عبادت، شهادت

چهقدر سخت است که بخواهی عرض ارادت خود را به ساحت قدسی او برسانی و بگوی دوستدارم مولای من


راوی در حرم حضرت علی(علیه‎السلام) تقاضا می‎کند که معرفتش نسبت به حضرت زیاد شود و در همین حین علامه امینی را در حرم در حین خواندن جامعه کبیره دید و به امام متوسل شد که سوالاتش را از علامه بپرسد و حضرت عنایتی می‎کند و ایشان سوالاتش را می‎پرسد. 

علامه امینی مى‎فرماید: مرگ و شهادت عرصه‎اى است كه در نگاه امیرمومنان على(علیه‎السلام) از جایگاهى خاص برخوردار است و با در نظر گرفتن آن مى‎توان به جلوه‎هایى دیگر از سیره عبادى امام وقوف یافت .

سپس مى‎فرماید: امام(علیه‎السلام) با عنایت به اینكه دنیا مزرعه ى آخرت است همگان را به فراهم آوردن توشه ى مناسب براى زندگانى جاوید پیش روى دعوت مى فرمود و در این راستا غفلت از مرگ را آفتى بزرگ مى‎دانست كه آدمى را از تلاش براى عمران خطبه بقا باز مى‎دارد: مردم! همانا دنیا خانه‎اى است رهگذر و آخرت سرایى است، پایدار، پس از گذرگاه خود - توشه - بردارید براى جایى كه در آن پایدارید و مَدرید پرده‎ى یكدیگر، نزد آن كس كه مى‎داند نهان شما را - از شما بهتر - برون كنید از دنیا دل‎هاتان را از آن پیش كه برون برند از آن تن‎هاتان. شما را در دنیا آزموده‎اند و براى جز دنیا آفریده‎اند. آدمى چون بمیرد مردم گویند چه نهاد؟ و فرشتگان گویند چه پیش فرستاد؟ خدا پدرانتان را بیامرزد! اندكى پیش فرستید تا براى شما ذخیره بودن تواند. و همه را مگذارید كه وبال آوردن بر گردنتان بماند. (1)

آماده شوید، خداتان بیامرزد! آه بانگ كوچ را سر دادند، و بارگى خود را در منزل دنیا كمتر بندید - كه كاروانیان به راه افتادند - و بازگردید و راه بسپارند با آنچه از توشه‎ى نیكو در دسترس دارید، كه پیشاپیش شما گردنه‎اى است دشوار گذر و منزل‎هاى ترسناك و هراس آور، ناچار بدان گردنه‎ها باید برشدن و بدان منزل‎ها درآمدن و ایستادن.
و بدانید! كه چشم‎انداز مرگ به شما فراگرفته است. كارهاى دشوار دنیا شما را فرو پوشانیده و بلاهاى طاقت فرساى آن شما را فرا گرفته است. كارهاى دشوار دنیا شما را فرو پوشانیده و بلاهاى طاقت فرساى آن شما را فرو پوشانیده. پس پیوندهاى خود را با دنیا ببرید! و پرهیزگارى را پشتیبان خود كنید و چون توشه‎اى همراه خویش برید. (2)

مى‎پرسم: به یاد مرگ بودن كه امام(علیه‎السلام) همگان را بدان سفارش فرموده‎اند متضمن چه فوایدى است؟

مى‎فرماید: فواید بسیارى از جمله:

- تعدیل شادی‎ها و غم‎ها؛ چه، شادمانى بیش از حد قلب را مى‎میراند و غم زیاده از اندازه نیز موجبات افسردگى را فراهم مى‎آورد.

- ترغیب آدمى به تلاش مضاعف جهت بهره‎گیرى هر چه بهتر و افزونتر از سرمایه رو به پایان عمر، چه آن بخش‎هایى از عمر كه مصروف دین و دانش و عبادت در مفهوم خاص و عام آن مى‎شود از دستبرد زمانه و گذشت ایام ایمن خواهد بود.

- افت محسوس و قابل ملاحظه‎اى سطح گرایش و رویكرد درونى به گناه و گناه‎ورزى، از جمله حب دنیا كه حسب روایات متعدد سلسله جنبان هر خطاكارى است .

- افزایش چشمگیر سطح پارسایى و عاقبت اندیشى؛ كه اقبال آدمى به فرائض نورانى شرع مقدس را در پى دارد. و امور دیگر ... .

مى‎پرسم: به راستى چرا امام مرگ خویش را از خداى تعالى درخواست فرمود؟

مى‎فرماید: به چند دلیل:

1- شهادت‎طلبى و علاقه به جان دادن در راه رضاى خداى تعالى، چنانكه فرمود: همانا گرامى‎ترین مرگ‎ها كشته شدن - در راه خداست - بدان كس ‍ كه جان پسر ابوطالب در دست او است، هزار مرتبه ضربت شمشیر خوردن بر من آسانتر است تا در بستر مردن . (3)

2- ستمكارى و بى وفایى مردم كه حكومت حقه اسلامى را از محقق ساختن اهداف عالیه خویش باز مى‎داشت، چنانكه فرمود: حالى كه نشسته بودم، خوابم در ربود، پس رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بر من گذر فرمود، گفتم: اى فرستاده خدا! از امت تو چها دیدم، و از كجبازى و دشمنى آنان چه كشیده‎ام!

فرمود: آنان را نفرین كن. گفتم: خدا بهتر از آنان را نصیب من كند و بدتر از مرا بر آنان گمارد. (4)

مى‎پرسم: این نفرین، چگونه به اجابت رسید؟

مى‎فرماید: حضرت با شهادت به رسول خدا(صلى الله علیه و آله) پیوست و گناهكار ستمباره‎اى چونان معاویة بن ابى سفیان بر دارالاسلام مسلط شد.
مى‎گویم: اشاره فرمودید به شهادت‎طلبى و نیز به دعاى حضرت در فرا رسیدن گاه مرگ؛ آیا این موید این مطلب است كه امام مى‎دانستند كه مرگش شهادت خواهد بود و اصولا از شهادت خویش اطلاع داشتند؟

مى‎فرماید: آرى، امام نه تنها بدین مطلب وقوف كامل داشت بلكه از حوادث و رویدادهاى بسیارى خبر داد كه سالها بعد به وقوع پیوستند؛ نظیر شهادت فرزندش امام حسین(علیه‎السلام) در كربلا، حكومت معاویه، حجاج و ...، غرق شدن بصره، تعداد دقیق مقتولین خوارج در جنگ نهروان، سلطنت آل بویه و علویان و موارد بسیار دیگر.

سپس مى‎فرماید: و این نیست مگر به واسطه بهره‎مندى حضرتش از مقام الهى خلافت بلافصل رسول خدا(صلى الله علیه و آله) و امامت مسلمین و نیز گشوده شدن ابواب علوم گوناگون از سوى رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) بر روى حضرتش علیه آلاف التحیه و الثناء .

سپس مى‎افزاید: امام خبر شهادت خویش را از لسان رسول خدا(صلى الله علیه و آله) شنید:

حكایت آورده‎اند كه روزى پیامبر اكرم خطبه‎اى در فضیلت و برترى ماه مبارك رمضان ایراد فرمود. در این اثنا على(علیه‎السلام) از جاى برخاست و پرسید: یا رسول الله بهترین كارها در این ماه چیست؟

فرمود: پارسایى و پرهیز از محرمات سپس شروع به گریستن نمود.

امام علت گریه و تاثر رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) را جویا شد و حضرت به وى فرمود: اى على! گریه من به خاطر هتك حرمت و ستمى است كه در این ماه بر تو روا داشته مى‎شود. گویا تو را مى‎بینم كه نماز مى‎خوانى و بدبخت‎ترین گذشتگان و آیندگان، هم او كه برادر كشنده‎ى شتر ثمود (5) است ضربتى بر فرق سرت مى‎زند كه محاسنت از آن ضربت رنگین مى‎شود.

امام پرسید: آیا در آن هنگام دین من سالم و محفوظ است؟

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: آرى، در آن هنگام نیز دینت در سلامت است .

سپس فرمود: اى على كسى كه تو را بكشد، مرا كشته و كسى كه تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته و كسى كه تو را ناسزا بگوید مرا ناسزا گفته است، زیرا تو همانند من هستى. روح تو، روح من و سرشت تو، سرشت من است. خداى تبارك و تعالى من و تو را با هم آفرید و برگزید و مرا براى نبوت و تو را براى امامت انتخاب نمود. پس هر كس امامت تو را منكر شود، نبوت مرا منكر شده است .
اى على تو وصى من و پدر دو فرزند من و شوهر دخترم مى‎باشى و جانشین من بر امتم در زندگى و پس از مرگ من هستى، دستور تو، دستور من است و نهى تو نهى من، سوگند به خدایى كه مرا به نبوت برانگیخت و مرا بهترین خلق قرار داد، تو حجت خدایى بر خلق او و امین اویى بر اسرار او و خلیفه خدایى بر بندگان او. (6)

سپس مى‎پرسند: از حكایتى كه شرح آن رفت چه نتیجه‎اى را مى‎توان در مورد سیره عبادى حضرت علی(علیه‎السلام) گرفت؟

مى‎گویم: در مطلبى كه مطرح فرمودید اشاره داشتید به این امر كه پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله) از ضربت خوردن امام علی(علیه‎السلام) خبر داد و حضرت با شنیدن این خبر در صدد برنیامد كه از دیر یا زود بودن آن اطلاع حاصل كند (و از دیر بودن آن خشنود شود) چنانكه لحظه‎اى هم به ذهن مباركش خطور ننمود كه جان سالم به در بردن از آن واقعه را درخواست نماید. حضرت علی (علیه‎‎السلام) نه تنها چنین نكرد حتى ناراحت هم نشد بلكه فقط نگران یك مطلب بود كه آیا هنگام مرگ از سلامت دینى برخوردار است یا نه .

آرى سیره عبادى امام علی(علیه‎السلام) آنگونه است كه حین شنیدن خبرى ناگوار كه تاثر زمین و آسمان را برانگیخته(راضى به رضاى الهى) مشتاق آن است كه از صحت و سلامت دین خویش در واپسین دم حیات دنیایى نیز اطمینان كسب نماید.

(علامه در حالى كه اشك در دیدگانش موج مى‎زند) مى‎فرماید: آرى به خدا قسم چنین است كه گفتى.

سپس مى‎فرماید: حضرت على(علیه‎السلام) با آن مقام و مرتبت الهى وصف ناپذیر و عصمتى كه در وحى نمى‎گنجد چنین آرزومند حسن عاقبت است، حال چه شده است كه ما با این همه لغزش و معصیت به فكر اصلاح كار و نیك ساختن فرجام خویش نیستیم؟!

مى‎پرسم: با توجه به این كه امام از كیفیت شهادت خویش اطلاع كامل داشته و مسلما قاتل خود را نیز مى‎شناخت چرا درصدد ممانعت از عمل وى برنیامد؟

مى‎فرماید: همین سوال را از خود امام هم پرسیدند، چرا كه حضرت قاتل خود را مى‎شناخت و به خود وى (یعنى عبدالرحمان بن ملجم مرداى علیه اللعنه) و دیگران اعلام داشته بود.

مى‎پرسم: پاسخ امام چه بود؟

مى‎فرماید: پاسخى كه خود جلوه درخشان دیگرى از سیره عبادى وصف ناپذیر امام را در معرض نمایش قرار مى‎دهد.

سپس مى‎فرماید: امام در پاسخ فرمود: چه از این شگفت‎انگیزتر و عجیب‎تر كه شما از من مى‎خواهید قاتل خود را (قبل از انجام جنایت قصاص نموده و) بكشم؟!

مى‎گویم: بدین ترتیب امام، خود را فداى عدالت نموده نه بالعكس .

مى‎فرماید: آرى، همین طور است، چنانكه درباره حضرتش گفته‎اند: قتل على فى محراب عباده لشده عدله، کشته شد علی در محراب برای شدت عدالتش .

سپس مى‎فرماید: نكته‎اى كه در این جا مى‎بایست بدان اشارت داشت، آن است كه امام، در آن شرایط حساس و خطرناك باز هم خود شخصا اقامه جماعت در مسجد كوفه را عهده‎دار بود؛ آن هم نه تنها براى نماز جمعه بلكه براى نمازهاى یومیه از جمله فریضه چنانكه مى‎بینیم در محراب عبادت و در اثناى اقامه نماز صبح محتمل ضربت بدبخت‎ترین فرد تمامى تاریخ حیات انسانى مى‎شود و با مظلومیتى كه در فهم نمى‎گنجد، به شهادت نائل مى‎شود.

سپس مى‎افزاید: سیره عبادى امام آنگونه است كه هنگام ضربت خوردن نیز ضمن آنكه به جاى برآوردن آه و ناله، فریاد برمى‎آورد: فزت و رب الكعبه؛ به خدای كعبه رستگار شدم، نگران كم شدن مقدار عبادات و تهجد خویش به واسطه تحلیل رفتن توان جسمى و بدنى مى‎شود، حالى كه حضرت علی (علیه‎السلام) خود مى‎دانست در بستر افتادنش نیز دو روزى بیشتر به درازا نمى‎كشد و به شرف شهادت نائل مى‎آید .

 

پی‎نوشت‎ها:

1- نهج البلاغه، خطبه 203.

2- همان، خطبه 204.

3- نهج البلاغه، خطبه 123.

4- همان، خطبه 70.

5- ثمود، قوم حضرت صالح(علیه‎السلام).

6- زندگانى امیرالمومنین(علیه‎السلام )، ص 731.

 

برگرفته از کتاب شبى در پایتخت بهشت، بیژن شهرامى

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 6:24 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

اجرک الله یا صاحب الزمان.عج

العماءباقون ما بقی الدهر

انا الله واناالیه راجعون

 

ایشان پیش از در گذشت آیت الله العظمی اراکی چون مطلع شدند جامعه مدرسین نظر به معرفی ایشان را دارند پیغام دادند که راضی نیستم اسمی از بنده برده شود.

 کمتر فردی هست که نام مبارک استاد کامل آیت الحق بهجت را نشنیده باشد در همین زمینه همین بس که

علامه طباطبایی (ره)فرموده بودند :

« ایشان (آیت الله بهجت) عبد صالح است. »

ولادت

آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.

درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:

پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:
 
« با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
 

تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.

کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.

باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.

تحصیلات

تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه فومن به پایان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصیل علوم دینی ‌پرداخت.
به هر حال، روح کمال جو و جان تشنه او تاب نیآ ورد و پس از طی دوران مقدماتی تحصیلات دینی در شهر فومن، به سال 1348 ه.ق. هنگامی که تقریباً 14 سال از عمر شریفش می گذشت به عراق مشرّف شد و در کربلای معلّی اقامت‌ گزید.

بنا به گفته یکی از شاگردان نزدیک ایشان، معظّم له خود به مناسبتی فرمودند:
« بیش از یک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم. »
آری، دست تربیت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شایسته را از اوان کودکی و نوجوانی تحت نظر جهان بین خود گرفته و فیوضاتش را شامل حال آنان گردانیده و پیوسته می پاید، تا در بزرگی مشعل راهبری راه پویان طریق الی الله را به دستشان بسپارد.

بدین سان، آیت الله بهجت حدود چهار سال در کربلای معلّی می ماند و از فیوضات سید الشهداء علیه السلام استفاده نموده و به تهذیب نفس می پردازد و در طی این مدت بخش معظمی از کتابهای فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن دیار مطهّر می‌خواند.

در سال 1352ه.ق. برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرّف می گردد و قسمتهای پایانی سطح را در محضر آیات عظام از آن جمله مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی به پایان می رساند. با این همه، همّت او تنها مصروف علوم دینی نبوده، بلکه عشق به کمالات والای انسانی هماره جان ناآرام او را به جستجوی مردان الهی و اولیاء برجسته وا می داشته ‌است.
یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: در سالهای متمادی که در درس ایشان شرکت می جویم هرگز نشنیده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبی فرموده باشد. از جمله سخنانی که از زبان مبارکش درباره خود فرمود، این است که در ضمن سخنی به مناسبت تجلیل از مقام معنوی استاد خود حضرت آیت الله نائینی(ره) فرمود:
« من در ایام نوجانی در نماز جماعت ایشان شرکت می نمودم، و از حالات ایشان چیزهایی را درک می کردم. »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 0:35 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

ایام شهادت مظلومانه بی بی دو عالم صدیقه طاهر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را خدمت تمام دوستان عزیز و بازدید کنندگان محترم وب سید تسلیت عرض میکنم

ایام شهادت حضرت زهرا

چگونه باید نگاشت از او که هیچ قلمی و هیچ فکر توان درک او را ندارد چگونه باید دانست مقام بلند و نورانی اوراهر چه در عمق تاریخ اسلام جلو و پیش برویم مهد وجودی و عصمتی او را بخواهیم درک کنیم بیشتر متحیر میکردیم و کلام و تفکر برای بانوی بانوان بسیار است فاطمه (سلام الله علیها) بانويي است كه گرچه براي بروز و تجلي فرصت چنداني نيافت، اما در همان 18‌سالي كه از اين زندگي دنيايي بهره گرفت، لقب « سيده نساء اهل الجنه» سرور زنان اهل بهشت را يافت و اين نشان ژرفاي معنا و عمق معنويتي است كه در وجود اين برترين بانوي تاريخ نهفته است.
پرسش اصلي اين جستار نيز بر سر همين مفهوم شكل يافته است؛ اندكي فرصت و كم‌بهره‌ بودن از حيات ظاهري و در عين‌حال پربار بودن و رسيدن به مقامي كه پيش و پس از او احدي بدان نايل نيامده است. چگونه دخت 18 ساله محمد (ص) اينگونه درخشيد.
بانويي كه پدري پيامبر داشت و شويي امام و خليفه مسلمانان، حضرت مولا علی علیه السلام  ‌چگونه توانست خود را از سايه سنگين ايشان رهايي دهد، آن هم در عصري كه اصولاً نگاه مثبتي به زن و فعاليت‌هايش وجود نداشته است؟ هر چند بايد بر اين امر پاي بفشاريم كه تعاليم اسلام و آموزه‌هاي پيامبر در زمينه سازي و تجلي شخصيت اجتماعي زن بسيار اثر نهاده است، ‌منتها انتظار اينكه اين فعاليت‌ها گشايش‌هاي آني در پي خود داشته‌اند نيز اندكي بيجا به‌نظر مي‌آيد. نگاهي مختصر و فهرست‌گونه به حيات فاطمه زهرا (س) مي‌تواند اندكي زواياي زندگي ايشان را بكاود.

اما برای آرامش دلها حضرت امام حسن عسکری .علیه السلام  فرمودند:

ما حجت خدا بر خلق هستیم و مادرم فاطمه حجت خدا بر ماست 

******************************

اما در ادامه خواهید خواندن

باز خوانی مصحف فاطمه .س.در پاسخ به شبهات مطرح


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 8:31 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام بر تمام دوستان گرامی شرمنده این چند وقت زیاد نمیام تو بلاگم راستش این سایت خبری رهوا کمی تا قسمتی منو درگیر کرده از انورم سایت بایگاه مذهبی فرهنگی صبح امید  .ولی خدای این بلاگم یک چیزه دیگه برای من هست اینجا احساس آرامش میکنم .این شعر هم الان داشتم میخواندم دیدم خوشگله بزنم تو سید یا اصلا بزارید بگویم شعرهای قیصر امین بور چیز دیگری برای من هست اونم تو این دنیای نه توی نهان

قربون امام رضا .ع.

 اما

قيصر امين‌پور، شاعر بزرگ عصر انقلاب، درباره حضرت رضا(ع)، هشتمين امام شيعيان جهان، غزلي را سروده است

212121

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان تو را مي‌شناسند 

*************************************

روحش شاد

**********************

راستی بچه ها

اینم سایت جدیدم  اگر شد سایت را لینک کنید تو وبلاگهای خودتان

www.rahva.ir  سایت  خبری مذهبی تحلیلی رهوا

+ نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387ساعت 23:10 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

بسم الله الحی العظیم

ابریق می مرا شکستی ربی       بر من در عشق جمله بستی ربی

من می خورم تو میکنی بد مستی     خاکم به دهن مگر تو مستی ربی

سلام خدمت تمام دوستداران حقیقت و ره جویان سلوک نمیدانم چرا امروز حالم حال دیگری است و حال دلم می گوید از کلام ناب و پاک حضرت استاد حسن زاده آملی روحی فدا ء مطالبی باید بزنم در سید آنهم در ایام فاطمیه دعا گوی شما سید  

تمثال مبارک و نورانی آیت الحق ، استاد کامل در باب علوم

حضرت حاج شیخ حسن حسن زاده آملی (روحی فداء)

seied

حقيقت عرفان

حـقايق عرفاني و تصوّف ، اصول و امـهاتي ايقاني و ايماني است کـه بر محور و لايت و عصـمت نفوس مکتفي مي‌باشد يعني ميزان و معيار صحت و سـقم ايـن اصـول ايقاني را مـنطق عصمت و و حي تشکيل مي‌دهــد و اين اصول ايقاني بـايد در جان هر انسان سالک طريق الي الله با القاءات صاحب نَفَس الهي و قرآني بذرافشاني گردد به خصوص آن تخم سعادت ابدي انساني يعني همان توحيد صمدي قرآني که بذرالبذور همه معارف حقّه الهيه است؛ و با دستورات و رياضــات شرعي آبيــاري گردد ، آنــگاه منتظر مـاند

  قائم آل محمد ، حضرت مهدي صاحب الزمان ( عج )

بسم الله الرحمن الرحيم اَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين حقيقت انتظار و ظهور و قيام قائم ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) شـجره طيّبه وجود را ثمره اي مسمّي به انسان کامل و حقيقت محمّديّه ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) است. و ايــن حقيقت احمديه را سرّي است که در متن « م ح م د ابن العسکري عليه السلام » مُستَکِن نـموده اند ، و اين سرّ مکتوم را قيامِ قائــم ، مکشوف و مشهود همه کلمات الله به خصوص عقول و نفوس انساني ميـنمايد که حقيقت انتظار رابايد در ديدگان بصـيرت اهل خردوانسانهاي قائــمي مشرب درجهت زيـارت جمال دلآراي مجمع الجمال و منشأالکمال که معــراج العقـول و مرکز دائره شهود است ، جستجو کرد که تا با قـيام آن کلمه جامـعِ همه حروفِ عالـياتِ اسم اعظم حق ، معناي حقيقي ظهورِ آن سرِّ مُستَودَع ، متجلي گردد. پس در واقـع ثمره درخـت وجودي حق را ، قيام و ظهور تـام قــائم آل محمد ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) به عـنوان خاتم ولايت محمديه (ص) معني ميبخشد که آنرا به يوم الايام انساني به نظاره مي نشينيم. پس اين مکتومِ مکشوف به بقية الله الاُعظم که اسم اعظم الهي در بين همه انسانهاست ،شهرت يافته است. فافهم

گوشه ای از الهی نامه حضرت عشق استاد حسن زاده آملی.حفظه الله

الهی دندان دادی نان دادی جان دادی جانان بده

الهی شکرت که این تهی دست پابست تو شد

الهی من اگر بنده نیستم تو که مولای من هستی

الهی تن به سوی کعبهداشتم چه سوددهد آن که دل به سوی خداوند کعبه ندارد

الهی شکرت که پیر ناشده استغفار کردم که استغفار پیر استهزا را ماند

الهی آن که تو را دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست

الهی اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخاهم گرفتار

الهی گرگ و پلنگ را رام توان کرده با نفس سرکش چه باید کرد

الهی کلمات و کلامت که اینقدر شیرین و دلنشین اند خودت چونی

الهی اگر ستارالعیوب نبودی ما از رسوایی چه میکردیم

فریاد سید الهی به حق حسن

ظهور مهدی را برسان

+ نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 11:11 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

یا صاحب الزمان اجرک الله فی مصیبته جدتک فاطمه الزهراسلام الله علیهما

سلام خدمت تمام دوستان عزیز و بزرگوار .....با وجود آن‌كه دكتر علي شريعتي، از منتقدان شيوه مرسوم عزاداري‌ها و سوگواري‌ها براي خاندان اهل بيت(ع) به شمار مي‌رود، وي در سخنراني مشهور خود در سالروز شهادت فاطمه زهرا(س)، از گريه مردم بر مصائب اهل بيت(ع) تجليل و تنها آن را نيازمند تكميل مي‌داند كه آن هم به عهده روشنفكران و دانشمندان است.

وي مي‌گويد: هر مذهبي، مكتبي، هر نهضتي يا انقلابي، از دو عنصر تركيب مي‌يابد؛ عقل و عشق. يكي روشنايي است و ديگري حركت. يكي شعور و شناخت مي‌بخشد و به مردم بينايي و آگاهي مي‌دهد و ديگري، نيرو و جوشش و جنبش مي‌آفريند... .

1121

در يك جامعه، در يك نهضت فكري يا مكتب انقلابي، دانشمندان، گروه روشنفكران آگاه و مسئول، كارشان نشان دادن راه و شناساندن مكتب يا مذهب و آگاهي بخشيدن به مردم و مردم، مسئوليتشان روح دادن و نيرو و حركت بخشيدن است... .

اسلام نيز چنين بوده است و بيشتر از هر مذهبي، دين «كتاب» و «جهاد» است و انديشه و عشق. آنچنان كه در قرآن نمي‌توان دانست كه مرز ميان عقل و ايمان كجاست. شهادت را زندگي جاويد مي‌شمارد و به قلم و نوشته سوگند مي‌خورد و در ميان ياران پيامبر، «عابد» و «مجاهد» و «مبلغ» از هم مشخص نيستند.

و تشيع، به ويژه با تاريخ و فرهنگش، تجلي‌گاه عشق و شور و خون و شهادت است و كانون ملتهب و جوشان احساس و در عين حال، يك نوع تفكر و معرفت و فرهنگ علمي و عقلي ويژه و نهضت فكري نيرومند و مشخص؛ «حادثه»اي است در سرگذشت انسان و به نام و نهاد علي، از «علم» و «عشق».

و «حقيقت‌پرستي» چنين مذهبي است كه حقيقت، بي‌پرستش، فلسفه و دانش است و پرستش، بي‌حقيقت، بت‌پرستي يا شهوت!

اشك: شهادت عشق
تشيع در تاريخ، اين چنين زاد و زيست. متفكران و دانشمندانش، مظهر اجتهاد و تعمق و تحقيق و منطق و فرو رفتن در اندرون معاني و شناختن متحول و متكامل مفاهيم اعتقادي و حقايق اسلامي و نگهباني روح و حقيقت و جهت راستين اسلام نخستين در معركه گيج‌كننده و گمراه‌سازنده‌اي كه به نام فلسفه و تصوف و علم و ادب و زهدنمايي و يوناني‌زدگي و شرق‌گرايي در افكار برانگيخته بودند.

و توده مردمش، مظهر وفاداري به حقيقت و اخلاص و عشق و شور و فداكاري و جانبازي در راه علي و ادامه‌دهندگان راه علي، در دوره‌هايي كه زور و شكنجه و قتل‌عام بر زندگي توده حكومت مي‌راند و لبي را كه به نام او باز مي‌شد، مي‌دوختند و خوني را كه با مهر او گرم مي‌شد، مي‌ريختند و از خاندان پيغمبر سخن گفتن، پاداشش در خلافت پيغمبر، پوست كندن و سوزاندن بود.

110

و اما، امروز نيز توده مردم ما همچنان عشق مي‌ورزند، همچنان دوست مي‌دارند، همچنان به اين خانه وفادارند، و هنوز پس از گذشت قرن‌ها و دگرگوني‌ها و زاد و مرگ ايمان‌ها و عشق‌ها و انديشه‌هاي بسيار، از در اين خانه، به قصري، معبدي، و قبله‌اي ديگر، نرفته‌اند، مي‌بينيم كه همچنان سر بر ديوار خانه فاطمه نهاده‌اند و به درد، مي‌نالند. اين اشك‌ها، هر كدام «كلمه»اي است كه توده‌هاي صميمي و وفادار ما با آن، عشق ديرينه خويش را به ساكنان اين «خانه» بيان مي‌كنند. اين زبان توده است و چه زباني صادقتر و زلالتر و بي‌رياتر از زباني كه كلماتش، نه لفظ است و نه خط، اشك است و هر عبارتش ناله‌اي، ضجه دردي، فرياد عاشقانه شوقي!

مگر چشم از زبان صادقانه‌تر سخن نمي‌گويد؟ مگر نه اشك، زيباترين شعر و بي‌تابترين عشق و گدازانترين ايمان و داغترين اشتياق و تبدارترين احساس و خالصترين «گفتن» و لطيفترين «دوست داشتن» است كه همه، در كوره يك دل، به هم آميخته و ذوب شده‌اند و قطره‌اي گرم شده‌اند، نامش اشك؟!

مي‌بينيم كه توده ما هنوز حرف مي‌زند و حرف خودش را خوب مي‌زند. تعجب نكنيد كه چگونه من دارم از «گريستن» دفاع مي‌كنم، كه شنيده‌ايد ـ و بارها ـ كه از برنامه گريه و روضه انتقاد كرده‌ام.

آري، اين دو سخن با هم متضاد نيستند. «برنامه گريه كردن»، به عنوان يك «كار» و يك «وظيفه» و يك «وسيله» براي رسيدن به «هدفي» و به عنوان يك «اصل» و يك «حكم»، چيز ديگري است و «گريستن»، يعني تجلي طبيعي يك احساس، حالتي جبري و فطري از يك عشق، يك رنج، يك شوق با اندوه، چيز ديگري...

515

كسي كه عاشق است و از معشوقش دور افتاده و يا عزادار است و مرگ عزيزي قلبش را مي‌سوزاند، مي‌گريد، غمگين است، هرگاه دلش ياد او مي‌كند و زبانش سخن از او مي‌گويد و روحش آتش مي‌گيرد و چهره‌اش برمي‌افروزد، چشمش نيز با او همدردي مي‌كند؛ يعني اشك مي‌ريزد، اشك مي‌جوشد و اين حالات همه نشانه‌هاي لطيف و صريح ايمان عميق و عشق راستين اويند... .

من هم مثل شما به او مي‌نگرم!
گريه‌اي كه تعهد و آگاهي و شناخت محبوب يا فهميدن و حس كردن ايمان را به همراه نداشته باشد، كاري است كه فقط به درد شستشوي چشم از گرد و غبار خيابان مي‌آيد.

فراموش نكنيم كه نخستين كسي كه بر سرگذشت حسين بزرگ گريست، عمر سعد بود و نخستين كسي كه بر اين‌گونه «گريه بر حسين» ملامت كرد، شخص زينب بزرگ!

و بد نيست بدانيد كه نخستين مجلس عزاداري، در دربار يزيد!...

هيچ مذهبي، تاريخي و ملتي چنين خانواده‌اي ندارد؛ «خانواده‌اي كه در آن پدر، علي است و مادر، فاطمه و پسر، حسين و دختر، زينب»؛ همگي در زير يك سقف و در يك عصر و يك خانواده.

و در عين حال، به هيچ خانواده‌اي، از جانب ملتي اين همه عشق و اخلاص و ايمان و شعر و خون نثار نشده است.
ملت ما، بر گرد در و بام خانه فاطمه، يك فرهنگ پديد آورده است؛ از اين خانه يك تاريخ پر از هيجان و حركت و شهامت و فضيلت، بر بستر زمان جاري شده است؛ نهر زلال و حيات‌بخشي كه بر همه نسل‌هاي ملت ما گذشته است و هم‌اكنون نيز در عمق روح و وجدان توده ما جريان دارد.

اين تنها ملتي است كه در زندگي نوع بشر روي خاك، در غم خاندان محبوب خويش و در عزاي قهرمان آزادي و ايمان خويش، در طول تاريخ درازش، همواره غمگين و عزادار مانده است و پايمال كردن فضيلت و محكوميت حقيقت و فاجعه حكومت جنايت و زور را، به رغم گذشت زمان و غلبه هميشگي اين نظام بر تاريخش و سرنوشتش، فراموش نكرده است.

اما اين عشق‌ها همه عقيم مانده‌اند؛ اين اشك‌ها همچون باراني كه بر شوره‌زار ببارد، سبزه‌اي در اين كوير نمي‌روياند و اين همه فداكاري‌ها، سرمايه‌ها، آمادگي‌ها و تجمع‌ها و نيروهاي انساني و وقت‌ها و فرصت‌هاي عزيز نيروبخش هدر مي‌رود.

مقصر كيست؟ دانشمند! كه پا به پاي توده، مسئوليت خويش را انجام نمي‌دهد؛ او بايد به توده، «آگاهي» و «شناخت» و «جهت» مي‌داد و نداد... .

+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 16:56 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 
 
برخي از پيش‌گويي‌هاي پيامبران و اوليا درباره حادثه كربلا
ابراهيم علیه السلام به سرزمين كربلا رسيد. آرام آرام با مركبش مي‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايي سر زده است كه به اين بلا دچار شدم؟
جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اي ابراهيم! از تو گناهي سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل مي‌رسانند.
 
  •  حضرت آدم در كربلا
هنگامي كه حضرت آدم علیه السلام به زمين فرستاده شد، ميان او و همسرش «حوا» جدايي افتاد. آدم براي يافتن همسرش، به جست‌وجو پرداخت. در ميانة راه، گذارش به كربلا افتاد. پس بي‌اختيار، اشك از چشمانش جاري شد و ابري از غم، دلش را تسخير كرد. سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! آيا ديگربار، دچار معصيتي شده‌ام كه اين حال به من دست داده است؟
خطاب رسيد : «اي آدم! گناهي از تو سر نزده است، بلكه در اين سرزمين، فرزند تو ـ حسين علیه السلام ـ  را با ستم، به قتل مي‌رسانند»
عرض كرد: خدايا حسين كيست؟ آيا از پيامبران است؟
ندا آمد: «نه، پيامبر نيست، ولي فرزند پيامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است.»
عرض كرد: خدايا! قاتل او كيست؟
خطاب آمد: «نامش يزيد است كه ملعون آسمان‌ها و زمين‌ است.»
در اين هنگام، به جبرئيل رو كرد و گفت: دربارة قاتل حسين علیه السلام چه بايد كرد؟
جبرئيل گفت: «بايد او را لعن كرد».
آدم علیه السلام چهار بار يزيد را لعن كرد و راه خود را در پيش گرفت و از سرزمين كربلا خارج شد.1

 

  •  كشتي نوح در كربلا
عجله كنيد: «همه سوار بر كشتي شويد. كودكان را فراموش نكنيد. عذاب خداوند نازل شده است» اين كلامي بود كه حضرت نوح علیه السلام به قوم خود مي‌گفت: از آسمان و زمين آب فوران مي‌كرد. وزش باد شديد نيز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان كرده است. همه بر كشتي سوار شدند و كشتي بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتي در راه بود كه ناگهان از حركت ايستاد. نوح علیه السلام، مضطرب و نگران با خود مي‌گفت: خدايا! چه شده است؛ چرا كشتي حركت نمي‌كند؟
ناگهان ندا آمد: «اي نبي‌الله! اين‌جا، سرزميني است كه فرزند زادة خاتم الانبيا صلی الله علیه و آله و سلّم و پسر اشرف اوليا كشته مي‌شود.»
نوح پرسيد: قاتل او كيست؟
ندا آمد: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمين است.» نوح علیه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن كرد تا سرانجام كشتي به راه افتاد و از غرق شدن نجات پيدا كرد.2

 

  •  عبور حضرت ابراهيم از قتل‌گاه
ابراهيم علیه السلام به سرزمين كربلا رسيد. آرام آرام با مركبش مي‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايي سر زده است كه به اين بلا دچار شدم؟
جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اي ابراهيم! از تو گناهي سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل مي‌رسانند.»
قاتل او كيست؟
جبرئيل گفت: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمين است كه قلم، بر روح اعظم، لعن او را نگاشته است.» در اين هنگام، ابراهيم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرين كرد.3
 
  •  باد و سليمان علیه السلام
سليمان بر بساط خود، در آسمان در حال حركت بود. ناگهان، باد به جنب‌و جوش افتاد و بساط سليمان از كنترل وي خارج شد. سليمان علیه السلام تعجب كرد و وحشت و اضطرابي عجيب، سراپاي او را فرا گرفت.
پرسيد: چه شده است؟
باد جواب داد: ما به
 قتل‌گاه حسين علیه السلام رسيده‌ايم.
سليمان پرسيد: حسين علیه السلام
 كيست؟
باد گفت: او فرزند علي بن ابي‌طالب و دختر خاتم ‌الانبيا ـ محمد مصطفي ـ است كه در اين سرزمين، به دست قومي جفاكار به قتل مي‌رسد.
سليمان پرسيد: نام قاتلش كيست؟
پاسخ داد: او ملعون زمين و آسمان‌ها است.
در اين هنگام، سليمان دست به آسمان برداشت و يزيد را لعن كرد. باد به خود آمد و بساط سليمان را برداشت و از زمين كربلا دور كرد.5
 
  •  موسي و كربلا
موسي علیه السلام با «يوشع‌بن نون» در راه بودند كه ناگهان، نعلين موسي پاره شد و خاري در پايش فرو رفت و خون از آن جاري شد. موسي رو به آسمان گفت: خدايا! مگر از من گناهي سر زده است كه به چنين كيفري، در دنيا مبتلا مي‌شوم؟
خطاب رسيد: «اي موسي! نام اين سرزمين كربلا است و در همين سرزمين، خون حسين علیه السلام ريخته مي‌شود و به دست قومي جفاكار به قتل مي‌رسد.»
موسي گفت: خدايا! حسين كيست؟
خطاب آمد: «او فرزند محمد مصطفي، آخرين فرستادة من، است.»
عرض كرد: قاتل او كيست؟ فرمود: «كسي است كه ماهيان دريا و وحشيان صحرا و پرندگان هوا نيز او را لعن مي‌كنند.»
موسي علیه السلام نيز رو به آسمان كرد و قاتلان حسين علیه السلام را لعن و نفرين كرد و با يوشع از زمين كربلا گذشت.5
 
  •  عيسي علیه السلام  و كربلا
عيسي علیه السلام كه در جمع حواريان بود و از سرزمين كربلا مي‌گذشت، پس از شنيدن خبر قرار گرفتن شيري بر سر راه عابران، جلو آمد و رو به شير گفت: چرا در اين راه نشسته‌اي و مانع رفت و آمد عابران هستي؟
حيوان به زبان آمد و گفت: يا نبي‌الله! نمي‌گذاريم از اين‌جا بگذري، مگر آن كه بر يزيد، قاتل حسين، لعن كني.
عيسي علیه السلام پرسيد: قاتل او كيست؟
شير گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بيابان‌ها است، به ويژه در ايام عاشورا.
عيسي علیه السلام به همراه حواريان دست به آسمان برداشت و يزيد و قاتلان امام حسين علیه السلام را لعن كرد. آن‌گاه شير از سر راه كنار رفت و آنان از آن سرزمين گذشتند.6

پي‌نوشت‌ها:
1. علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج10، ص 156.
2. همان، ص 158.
3. همان.
4. همان، ص 157.
5. همان، ص 156.
6. همان، ص 157


منبع : ماهنامه موعود شماره 72
+ نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 5:18 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام بر دوستان عزیز و محبان آل علی علیه السلام .دلی پر درد و با چشمی پر از اشک این پست را آپ میکنم،چرایش این است که زیارت ناحیه مقدس را خواندم حالم خوب نیست قربان دل آقام مهدی بشم آقا آقا در دلم فغانیست مکن ای صبح طول .حال که به دل خود نگاه میکنیم می بینم گوش دلم صدای دارد میشنود صدا برایم آشناست صدا صدا ی اربابم ،جدم حسین بن علیست  که در دل شب عاشورا با خدای خود در حال رازو نیاز است باز که خوب گوش فرا میدهم صدای می آید کیست مرا یاری کند کیست کیست
آه خدا ،حسین جان لبیک لبیک لبیک
حسین حسین حسین حسین حسین حسین
چی میشه مثل شهدا آقا          به کام منم عسل بزاری
آقا آقا آقا جان
خدا دیگه ...............................................
این مطلب را که می خوانید شاید بمانید که سید تو هم حالت خوب نیست ولی چیزها دردل خود دارد
اگر اشکی ریختی یادت باشه یک مولا داریم که هنوز در حال فریاد است و از چشمهای نازنینش اشک خون جاریست ما که به کربلا نرسیدیم ولی گوش فرا دهید تا صدای اربابمان مهدی .عج. را بشنویم که لبیک گویش شویم
یا ثارالله...............................
... خسته، آزرده، درمانده و بي‌همــدم.

(( ... بسوز كه سزاوار اين سوختني، بساز كه مجبور به اين ساختني، اين بر تو كه مورد قهر خدا قرارگرفتي رواست تا ديگران عبرت بگيرند و در اجراي فرمان حق قصور نكنند ... سبحانك يا رب سبحانك يا رب ... من خود مي‌دانم مستحق اين بختم، اين عذاب را به جان خريدارم تا كه خود نظري كني سبحانك ... ))

صدايي آشناست، صدايي كه نوازشگر لحظات مجروحِ فطرس است؛ آري صداي بالهاي نازنين روح‌الامين است.

(( ... آرام بگير فطرس گوش كن گويي او تنها نيست خيلِ فرشتگان خدا نيز با او هستند؟! يعني چه شده؟ چه واقعة عظيمي رخ داده كه اينچنين ملائكه از عرش بر زمين هبوط مي‌كنند؟ هرچه هست خبر از خلقي عظيم دارد. يقين گُلي خلق شده كه ملائكه براي استشمام آن گل مي‌روند! امّا نه! شايد ماه ديگري خلق شده، يا خورشيد ديگري، نه چه مي‌گويم؟ كه حتي وقتي خدا خورشيد را خلق نمود اين شور و همهمه نبود، اگر اين مخلوق تا اين حد عظمت داشته باشد حتماً ...

روح‌الامين! روح‌الامين! تو را به خدا بگو چه شده؟ حسرت بال و پرزدن شما مرا مي‌كشد؛ بيش از سوزش و شكستن بالم آزارم مي‌دهد. به فطرس بگو كه چه روي داده كه اينچنين ولوله در عرشِ خدا افتاده، مگر بار ديگر ابوالبشري خلق شده چون آدم؟ يا بالاتر از او؟ نوري از جنسِ خدا ... )).

جبرئيل پاسخ داد: (( رفيق پرشكسته، فطرس! كاش موردِ قهرِ خدا نبودي، ومي‌ ديدي كه چه خبر شده؟ آري نوري و مولودي از نورِ خدا خلق شده او عزيز دل مصطفي كه نه! خودِ مصطفي است. او جگرگوشة علي، دردانة زهرا ‌ست و پشتيبانِ مجتبي ست. اوخامس آلِ عباست كه به اهل زمين هديه داده شده است و ما براي تبريك به رسولِ خدا و اهلِ بيتش به حضورشان شرفياب مي‌شويم )).

ـ درنگ جايز نيست. ـ

(( خدايا، اي خدايِ مهربان مرا با روح‌الامين راهي كن كه عرضِ تـــبريك به رسولِ تو داشته باشـــم))

.(( كمكم كنيد؛ كه خداوند اجازة همراهي شما را به من داد، تحمل مرا هم تا زمين داشته باشيد))

(( بيش از اين معطلي جايز نيست؛ فطرس را هم با خود مي‌بريم به بركت اين مولود، آتش قهر خدا فرونشسته و اجازة همراهي او با ما داده شده، زيرِ بالهايش را بگيريد ... )).
زيباتر از اين زمان خلق نشده و نخواهد نشد، بيت علي غرقِ نور است محل رفت و آمد فرشتگانِ خداست همه در شعفند همه به هم تبريك مي‌گويند محفلِ انس كامل شده، چقدر اين بزم ديدني است، پنج آفريدة مقدسِ خدا احمد، علي، فاطمه، حسن و ... .

نام او چيست همه منتظرند به چه نام او را صدا بزنند، او كيست كه نيامده همه شيدايِ او شده‌اند؟!

ـ همه از هم مي‌پرسند.

جبرئيل با پيغمبر زمزمه مي‌كند همه ساكت شدند، چشم به لبهاي رسولِ خدا دوختند امّا چرا پيغمبر خدا اشك مي‌ريزد ... به ناگاه با صداي دلنشين نبي شوري به پا شد حسين . ... حسين؟ ... حسين! ... اين نام براي همه آشناست. براي همه ملائكه، براي همه انبياء و براي همة عالمِ، اين نام نامي است كه همة ملائكه، همه انبياء و همة عالم را دگرگون كرده است.

از فرشته شادي تا فرشتة ماتم از آدم تا خاتم و از ذره تا عالم.

ـ ديگر كسي نمي‌پرسد كه چرا پيغمبر اشك مي‌ريزد.-

حسين يعني واسطة احسان قديم، حسين يعني خون خدايِ كريم و حسين يعني ذبحِ عظيم.

همه مي‌خواهند براي او لالايي زمزمه كنند و در اين بين فطرس از همه مشتاق‌تر، خود را به گاهوارة حسين نزديك كرد.

بالهاي شكسته خود را به گهواره او زد؛ غرق در راز شد، نه! غرق در نياز شد (( ... ديگر تنها نخواهم ماند ديگر خسته نخواهم شد، بعد از اين نام تو مونسِ من است ذكر من بعد از اين در آن جزيرة تنهايي اين خواهد بود: سبحانك يا رب الحسين))

(( شايد فطرس نفهميد امّا همه ملائكه ديدند كه به يكباره بالهاي شكسته و سوختة فطرس ترميم شد و يا بهتراينكه، بالهاي نو بدست آورد. امّا فطرس عجيب زمينگير شده و اگر خواست خدا نبود، او از كنار گهوارة حسين تكان نمي‌خورد )).

گويا ندايي از غيب مي‌گفت:

با عشق شرح راز كن، بر جمله عالم ناز كن، پرهاي خود را باز كن، پرواز كن پرواز كن ...

+ نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت 4:20 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

اجرای این نوحه در تاریخ 22 دی ماه 1386 در کربلای معلا توسط «نزار القطری» بوده است که شبکه سوم سیما بعد از اخبار شبانگاهی 24 دی ماه، برای اولین بار آن را پخش کرد و بسیار مورد توجه قرار گرفت.


انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد

لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین

فاطم الزهرا امی و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین

عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین

یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین

و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی

حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

منم شهپر کبری منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

از اینجا دانلود کنید (با حجم 1.62Mb)روی همین نوشته گلید کنید
+ نوشته شده در جمعه 28 دی1386ساعت 4:48 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با سلام و دورد بر شما محب آستان ولایت و امامت

شهادت عموی بزرگوار پیامبر حضرت حمزه سید الشهدا .ع.

و وفات حضرت سید الکریم آقا حضرت عبدالعظیم الحسنی .ع. را خدمت

شما تسلیت عرض میکنم

این چند عدد کلیپ از داخل حرم مبارک حضرت عبدالعظیم حسنی .ع.

برای دوستانی که در این روز از قبله تهران .ری. بدور هستند

برای دانلود روی نوشته ها گلید کنید

نمای داخل صحن حضرت عبدالعظیم (ع)

نمای داخل حرم

صحن اصلی


تصویری از آرامگاه حضرت حمزه(ع) قبل از تخریب بقیع

منبع شیعه نیوز


السلام علیک یا ابالقاسم ابن السبط المنتخب المجتبی علیه السلام

این عکس زیبا هم تقدیم شماکه برای گذر زمانهاست

منبـع : عكّاسي فتوتهامي
عکّاس : آقاي واهان ترپانچيان
تاريخ : حدود 1332 هـ . ش
مكان : نمايي از ضلع جنوبي آستان مقدّس حضرت عبدالعظيم الحسني (عليه السّلام).از چپ به راست : گنبد حرم  حضرت  امامزاده  حمزة   بن موسي   الكاظم  (عليه السّلام)  ، گلدسته ها و  گنبد حرم حضرت عبدالعظيم الحسني  (عليه السّلام)


زندگی نامه مبارک حضرت سیدالکریم

عبدالعظيم عليه السّلام فرزند عبدالله بن علي، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي عليه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت مي رسد .
پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قيس .
ولادت با سعادت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام در سال 173 هجري قمري در شهر مقدّس مدينه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم يعني امام موسي كاظم عليه السّلام ، امام رضا عليه السّلام، امام محمّدتقي عليه السّلام و امام عليّ النّقي عليه السّلام مقارن بوده ، محضر مبارك امام رضا عليه السّلام  ، امام محمّد تقي عليه السّلام  و امام هادي  عليه السّلام را درك كرده و احاديث فراواني از آنان روايت كرده است .
اين فرزند حضرت پيامبر صلّی الله عليه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي عليه السّلام است به حسني شهرت يافته است .
حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السّلام از دانشمندان شيعه و از راويان حديث ائمه معصومين عليهم السّلام و از چهره هاي بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزد اهل بيت عصمت عليهم السّلام و پيروان آنان بود و در مسايل دين آگاه و به معارف مذهبي و احكام قرآن ، شناخت و معرفتي وافر داشت .
ستايشهايي كه ائمه معصومين عليهم السّلام از وي به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصيّت علمي و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادي عليه السّلام گاهي اشخاصي را سؤال و مشكلي داشتند، راهنمايي مي فرمودند كه از حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السّلام  بپرسند و او را از دوستان حقيقي خويش مي شمردند و معرّفي مي فرمودند .

در آثار علماي شيعه نيز، تعريفها و ستايشهاي عظيمي درباره او به چشم مي خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهيزكار، ثقه، داراي اعتقاد نيك و صفاي باطن و به عنوان محدّثي عاليمقام و بزرگ ياد كرده اند؛ در روايات متعدّدي نيز براي زيارت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام  ، ثوابي همچون ثواب زيارت حضرت سيّد الشهدا، امام حسين عليه السّلام بيان شده است.
زمينه هاي مهاجرت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام  از مدينه به ري و سكونت در غربت را بايد در اوضاع سياسي و اجتماعي آن عصر جستجو كرد؛ خلفاي عبّاسي نسبت به خاندان حضرت پيامبر صلّی الله عليه و آله و سلّم و شيعيان ائمه عليه السّلام  بسيار سختگيري مي كردند، يكي از بدرفتارترين اين خلفاء متوكّل بود كه خصومت شديدي با اهل بيت عليهم السّلام داشت، و تنها در دورۀ او چندين بار مزار حضرت امام حسين عليه السّلام  را در كربلا تخريب و با خاك يكسان ساختند و از زيارت آن بزرگوار جلوگيري
به عمل آوردند.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 5 آبان1386ساعت 5:8 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

خطبة اميرمؤمنان حضرت علي(ع) قبل از شهادت


 كجايند مسلمانان اهل كتاب و اديان گذشته (تا به شما بگويند) كه در انجيل نام من «اليا» و در تورات «بريء» و در زبور «اري» و در ميان مردم هندوستان «كبكر» و در ميان مردم روم «بطريسا» و نزد فارسيان «جبتر» و در نزد تركان «بثير» و در ميان مردم زنگيان4 «حيثر» و در ميان كاهنان «بوييء» و در ميان مردم حبشه «بثريك» و نزد مادرم «حيدره» و ...
 
 
 
اشاره:
نوزدهم ماه رمضان، مصادف با ضربت خوردن مولاي متقيان و اميرمؤمنان(ع) است. يگانه مردي كه دشمنانش اقرار به فضايلش داشتند و به گفتة آن مسيحي، عدالتش موجب شهادتش در محراب عبادت گرديد. به همين مناسبت، در اينجا آخرين خطبة آن مولا را به حضورتان تقديم مي‌كنيم. باشد كه مقبول نظر آن حضرت قرار گيرد.

در كتاب معاني الاخبار از امام باقر(ع) چنين روايت شده است:

اميرمؤمنان علي(ع) پس از پايان جنگ نهروان به شهر كوفه بازگشتند. در اين هنگام به حضرتش گزارش دادند كه معاويه (با گستاخي و بي‌شرمي) آن حضرت را لعن نموده، دشنام مي‌دهد، و يارانش را به قتل مي‌رساند. حضرت علي(ع) به پا خاست و خطبة غرّايي آغاز فرمود: پس خداي را ستايش نمود و بر او ثنا خواند و بر پيامبر خدا(ص) درود فرستاد و شمّه‌اي از نعمت‌هايي را كه خداوند بر پيامبرش و بر او ارزاني داشته، برشمرد. آنگاه چنين فرمود:

اگر اين آية شريف در قرآن نبود كه مي‌فرمايد: «نعمت پروردگارت را بازگو كن»1 افتخارات و عناياتي را كه خداوند به من داده، بيان نمي‌كردم؛ ولي بنا به علّت اين فرمايش خداوند، سخن آغاز مي‌نمايم و مي‌گويم:

خداوندا! تو را بر نعمت‌هاي بي‌شمار، و فضل بي‌كران و فراموش نشدني‌ات سپاس‌گزارم.

اي مردم! به من رسيده آنچه كه رسيده و من اجلم را نزديك مي‌بينم. گويي هنوز كه در ميان شما هستم، به راستي كه شأن مرا از ياد برده‌ايد. من از ميان شما مي‌روم و آنچه را رسول خدا(ص) براي شما به يادگار گذاشت، من نيز آن را به يادگار مي‌گذارم: كتاب خدا و خاندان و عترتم. آنان همان عترت خاتم پيامبران، آقاي برگزيدگان و پيامبر برگزيده هستند كه هدايت‌گران به سوي نجاتند.

اي مردم! شايد پس از اين ديگر از گوينده‌اي گفتار مرا نشنويد جز آنكه دروغگو و افترا زننده باشد. من برادر رسول خدا(ص) و پسر عموي او هستم، من شمشير خشم و كيفر اويم، من ستون خيمة ياري او در هنگام ترس و شدّت و سختي هستم.

من همچون سنگ آسياب جهنّم2 در برابر دشمنان و دندان‌هاي خردكنندة آن بودم، من پسران و دختران آنان را يتيم مي‌گذاشتم، من جان آنان را مي‌گرفتم3، و من همان عذاب سخت شديد خداوند بودم كه از گروه ستمكاران فرو گذاشته نخواهد شد.

منم كه پشت پهوانان را به خاك ماليدم و سواران آنها را بر زمين انداخته، به هلاكت رساندم، و هر كه به خداي رحمان كفر مي‌ورزيد، نابودش نمودم. منم داماد بهترين مردم، منم سرور جانشينان پيامبران و جانشين برترين پيامبران، منم دروازة شهر علم، خزانه‌دار علم رسول خدا(ص) و وارث او. منم همسر بتول، بانوي بانوان جهانيان، حضرت فاطمه(س)، آن بانوي پرهيزكار، برگزيده، نيكوكار و هدايت‌گر، حبيبة حبيب خدا و برترين دختران او از سلالة او و ريحانه و گل خوش‌بوي رسول خدا(ص)، دو نوادة او بهترين نوادگان هستند كه هر دو فرزند من‌اند كه آنان شايسته‌ترين فرزندان هستند. آيا در ميان شما كسي هست كه آنچه را گفتم قبول نداشته باشد؟!

كجايند مسلمانان اهل كتاب و اديان گذشته (تا به شما بگويند) كه در انجيل نام من «اليا» و در تورات «بريء» و در زبور «اري» و در ميان مردم هندوستان «كبكر» و در ميان مردم روم «بطريسا» و نزد فارسيان «جبتر» و در نزد تركان «بثير» و در ميان مردم زنگيان4 «حيثر» و در ميان كاهنان «بوييء» و در ميان مردم حبشه «بثريك» و نزد مادرم «حيدره» و نزد دايه‌ام «ميمون» و در ميان عرب «علي» و در نزد ارمني‌ها «فريق» و در نزد پدرم «ظهير» است. آگاه باشيد من در قرآن مجيد نام‌هاي ويژه‌اي دارم، بپرهيزيد از اينكه آنها را ناديده بگيريد كه در اين صورت، در دينتان گمراه خواهيد شد.

خداوند مي‌فرمايد: «همانا خدا با راستگويان است»5، منم آن صادق راستگو. منم آن منادي در دنيا و آخرت كه خداي مي‌فرمايد: «پس در اين هنگام، ندادهنده‌اي در ميان آنان ندا مي‌دهد كه: لعنت خداوند بر ستمگران باد»6 كه آن ندا دهنده من هستم.

و در جاي ديگر مي‌فرمايد: «اعلامي است از ناحية خدا و رسول او»7 من همان اعلام و اذان هستم.

منم آن محسن و نيكوكار كه خداوند مي‌فرمايد: «خداوند با نيكوكاران است».8

منم آن دارندة قلب، كه خداوند مي‌فرمايد: «در اين امر تذكّري است براي كسي كه قلب دارد».9
منم آن «ياد كننده» كه خداوند مي‌فرمايد: «كساني كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند، ياد مي‌نمايند».10

و «اصحاب اعراف» ما هستيم: من، عمويم، برادرم و پسر عمويم، سوگند به خدايي كه شكافندة دانه و هستة گياه است! آتش جهنم دوست ما را فرا نمي‌گيرد، و دشمن كينه‌توز ما وارد بهشت نمي‌گردد. خداوند متعال مي‌فرمايد: «و بر اعراف مرداني هستند كه همه را از چهره‌هايشان مي‌شناسند».11 منم آن «صهر»12 كه خداوند مي‌فرمايد: «و او كسي است كه از آب، انسان را آفريد آنگاه او را نسب و سبب قرار داد».13

منم آن «گوش شنوا» كه خداوند مي‌فرمايد: «و آن را گوش‌هاي شنوا دريابد و بفهمد».14

منم «سلم» براي رسول خدا(ص) كه خداوند مي‌فرمايد: «و مردي كه تنها تسليم يك نفر است»،15 و مهدي اين امّت از فرزندان من است.

آگاه باشيد! من وسيلة آزمايش شما قرار داده شده‌ام؛ با بغض و كينة من، منافقان شناسايي مي‌شوند و به مهر و محبّت من، خداوند، مؤمنان را آزمايش مي‌نمايد. و اين همان عهد و پيماني است كه پيامبر اُمّي در مورد من فرموده كه: «به راستي دوست نمي‌دارد تو را جز مؤمن و دشمن نمي‌دارد تو را جز منافق».

من پرچمدار پيامبر خدا(ص) در دنيا و آخرت هستم، رسول خدا(ص) پيشرو من، و من پيشرو شيعيان و پيروان هستم، به خدا سوگند! (در روز قيامت) دوستان من تشنگي نخواهند كشيد، و از چيزي نخواهند ترسيد، زيرا من وليّ و سرپرست مؤمنانم و خداوند سرپرست من است و بر دوستداران من همين بس كه دوست دارند آنچه را كه خدا دوست مي‌دارد و بر دشمنان كينه‌توز من همين بس كه كسي را دشمن مي‌دارند كه خداوند او را دوست مي‌دارد.

آگاه باشيد! به من گزارش رسيده كه معاويه به من دشنام داده و مرا لعن نموده است. خداوندا! او را با شدّت و سختي در هم كوب و لعنت خود را بر كسي كه مستحقّ آن است فرود آور، اي پروردگار جهانيان! اين را بپذير، اي پروردگار اسماعيل و مبعوث كنندة ابراهيم! كه همانا تو ستوده و بزرگواري.

آنگاه حضرتش از فراز منبر پايين آمده و ديگر بر بالاي آن نرفت تا آنكه به دست «ابن ملجم» به شهادت رسيد.16



پي‌نوشت‌ها:

1. سورة ضحي (93)، آية 11.
2. علّامه مجلسي در شرح اين فراز مي‌گويد: يعني من صاحب آن سنگ هستم كه حاكم بر آن بوده و كافران را به سوي دوزخ مي‌رسانم و احتمال دارد اين عبارت استعاره باشد، يعني من در حمله به كافران همانند آن هستم.
3. علّامه مجلسي در شرح اين فراز مي‌گويد: يعني من كافران را مي‌كشم و به همين سبب، قابض ارواح آنان مي‌گردم. يا اينكه: من در هنگام مرگ آنها، حاضر مي‌گردم و به اذن من آنان قبض روح مي‌گردند و احتمال دارد معناي استعاره‌اي نباشد، بلكه حقيقت باشد و همين معني ظاهر است.
4. زنگيان؛ گروهي از سياهان هستند.
5. در همة مصادر و همچنين اصل نسخه چنين آمده، ولي در قرآن كريم آيه چنين آمده است: «كونوا مع الصابرين»: «با راستگويان باشيد». سورة توبه (10)، آية 191.
6. سورة اعراف (7)، آية 44.
7. سورة توبه (10)، آية 3.
8. سورة عنكبوت (29)، آية 89.
9. سورة ق (50)، آية 37.
10. سورة آل عمران (3)، آية 191.
11. سورة اعراف (7)، آية 46.
12. صهر؛ به معناي داماد، شوهر خواهر و در مورد خويشاوندي نسبي به كار مي‌رود.
13. سورة فرقان (4)، آية 54.
14. سورة حاقّه (69)، آية 12.
15. سورة زمر (39)، آية 29.
16. معاني الاخبار، ص 56 ح 9، بشارة المصطفي، ص 12، بحارالانوار، ج 33، ص 282، ح 547. گفتني است كه عالم جليل‌القدر شيخ صدوق در «معاني الاخبار» در ذيل اين حديث شريف توضيح و بيان زيبايي آورده است
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 13:56 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

 
كاش در اين رمضان لايق ديدار شوم
                             سحرى با نظر لطف تو بيدار شوم
كاش منت بگذارى به سرم مهدى جان 
                            تا كه همسفره تو لحظه افطار شوم

 
آن شب قدر است كه در آن گروه‌هاي به حج رونده، طاعات يا معاصي، با زندگاني يا ممات نوشته مي‌شود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را مي‌خواهد واقع مي‌كند، سپس آنها را به صاحب زمين القا مي‌نمايد.
ابن حارث به آن حضرت(ع) عرض كرد: صاحب زمين كيست؟


از شب قدر به عنوان محكم‌ترين دليل بر وجود حجت خدا بعد از حجت ديگر و استمرار امامت تا روز قيامت ياد شده است، از اين رو، امامان(ع)، شيعيان را به احتجاج و استدلال به آن در برابر اهل سنت راهنمايي كرده‌اند. از حضرت امام باقر(ع) روايت شده است:

اي شيعيان، به وسيلة سورة «إنا انزلناه» احتجاج كنيد تا پيروز شويد. به خدا سوگند، كه آن (سوره) حجّت خدا بر آفريدگان، بعد از رسول خدا(ص) بوده، مهتر و سرور دينتان، و غايت علم ماست. اي جماعت شيعيان، به وسيلة «حم و الكتاب المبين إنّا أنزلناه في ليلة مباركة إنّا كنّا منذرين» احتجاج كنيد كه مقصود از آن، به ويژه صاحبان امر ـ ائمه(ع) ـ بعد از رسول خدايند.1

امام صادق(ع) نيز در روايتي بلند از رسول خدا(ص)، به نقل از خداوند تبارك و تعالي مي‌فرمايند:
 «انا انزلناه» را بخوان، در حقيقت آن نسبت تو و نسبت اهل بيتت تا روز قيامت است. 2

استدلال به شب قدر، منوط به اثبات دو امر است: اولاً، اينكه شب قدر بعد از وفات رسول خدا(ص) تا روز قيامت باقي است و اين مطلب مورد اجماع فريقين ـ شيعه و سني ـ است و از همين رو مي‌بينيم كه بندگان خدا براي درك آن شب در هرسال مي‌كوشند. دلايل اين امر عبارتند از:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 3:4 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام به پیشگاه حضرت مولانا و سیدنا آقا امام زمان .عج.

اجرک الله یا سیدی

شهادت حضرت موسی بن جعفر ،باب الحوائج،ابو رضا .ع.

ابو احمد بن موسی .ع.شاه چراغ شیراز

پدر گرامی مریم آل محمد حضرت فاطمه  معصومه .س.

بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد

شهادت امام موسی کاظم.ع. سید


لینکهای خواندنی

خیلی از دوستان میدونن که بنده مداح هستم

اما امشب تو هئیت چشمام یخ نداد و گریم نگرفت مانده بودم چرا!!

الهذا  از هئیت اومدم .ریخته بودم بهم که

این لینک را رفتم خودم که اشک از دیدگان جاری شد و خدا را شکر کردم

که روزی این شب مصیبت این بود

ما هر چه داریم از شهداست

نصب نخستین گنبد متحرک بارگاه امام حسین(ع)

مراسم سوگواری شهادت امام موسی کاظم در عراق برگزار شد

درخت معجزه شهدای لبنان گردشگران را به شگفتی واداشت

درخواست از حکومت سعودی برای اعلام بیزاری از وهابیت


معرفی وبلاگ مذهبی ارزشی

کانون فرهنگی شهید آوینی

مدیر وب: شورای نویسندگان

آدرس :http://www.avini222.persianblog.ir/


فریاد دل

مهدی خواهد آمد

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 3:55 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام بر زینب

شهادت اصوه صبر و تنهای،علامه بدونه معلمه،

ام المصائب،مخدره آل علی،عقیله بی هاشم

حضرت زینب کبری .سلام الله علیه.

بر حضرت مولانا و سیدنا  آقا امام زمان .عج.

و تمام شیعیان و محبین آن حضرت تسلیت باد 

سید

 

وما رایت الا جمیلا

شبهای سخت دوری و تحمل ندیدن معشوق به پایان رسید، روزهای خوشی وصال یار آغاز گشت، زینب سلام الله علیها با زندان دنیا خداحافظی كرد (الدنیا سجن المؤمن) و بر چهره دلربای یار سلام كرد. اما این سلام با سلام روزهای اول متفاوت است آن سلام غرق غم بود.

آن روز كه نوزاد زیبا گریه سر داده بود و آغوش هیچ كس را نمی پذیرفت، قلبش با طپش های قلب حسین آرام گرفت زبان دلش با دیدار چشمان حسین سلامی گفت به بلندای عرش خدا.  سلام حسین كه می خواهم با تو باشم تا آخر.

همین سلام چنان كرد كه زینب شرط شروع زندگی مشتركش را چنین قرار داد كه من حسین را دوست دارم، هر كجا او برود من همراه او خواهم رفت و این شرط ازدواج من است.

هر چه از روزهای زندگی می گذشت، زینب به همه ی آنچه می دید، سلام می کرد و با گره های وجودش آنرا می پذیرفت، ولی ظرف صبر او را لبریز می شد، آن روز كه شاهد گریه های مظلومانه پدر بود، آن شبی كه حسنین به روی سینه مادر افتادند و ملائكه را به گریه در آوردند، آن روزها كه برای درمان زخم سر پدر شیر به در خانه می آوردند، آن روز كه شتر سوران از مقام امام حیاء نكردند و بر امام زمانشان خروج كردند، همانهایی كه دست بیعت با امیر المؤمنین دادند،‌ آن روز كه زهرهای كینه و حسادت وجود عزیز ترین را تكه تكه كرد و چشمهای ولی خدا را با خون یكی كرد، آن روز حرمت تشییع جنازه عبد خدا و انسان مؤمن را نگه نداشتند و تیرهای كینه خود را به سوی قلب زینب نشانه كردند، روزگاران چه سخت گذشت.

تا روز میثاق فرا رسید، آن روز هر چه داشتی باید فدای گرد پای یار می کردی. اگر زینب راه رفتن در کوچه های تنگ مدینه را تحمل کرد، اگر خون های فرق شکسته پدر او را بی تاب نكرد. اگر به هنگام تیر اندازی جنازه ی برادر عمل نابخردانه ای انجام نداد چون وجودش مملو از معرفت و صبر بود چون خودش را شناخته بود و من عرف نفسه فقد عرف ربه بود زینب می دانست كه عبد است و از عبد جز عبودیت نشاید.

زینب می دانست كه همه اینها در دستگاه حكمت الهی مكتوب است و هیچ چیز از احاطه علم الهی بیرون نیست، پس بی صبری سزاوار حكمت الهی نیست. او می دانست كه آنكه كامل است می تواند عبادت کامل حق کند. او می دانست که حسین کامل است و من چون بنده ی خدا هستم باید كه همچون حسین عبادت كامل الهی كنم و كربلا میثاق بندگی بود و زینب با چشم دل باز، آغوش برای فرمان الهی باز كرد و دم از دار و ندار دنیا نزد، هر آنچه داشت برای ادای حق بندگی به وصال یار رساند و فدای محبوب كرد پسرانش،‌ فرزندان خردسالش، ربابش، اكبرش و اصغرش و حسین (برادر محبوبش) از اینجا به بعد هم، نه تنها غم فراق را باید تحمل كند بلكه باید تسلی دل داغ دیده زنان و طفلان مضطر باشد و محافظ حریم آنان باشد و این سخت ترین مرحله میثاق بود و تجلی وجود حضرت زینب سلام الله علیها در این روزها بود و آینه تمام نمای شجاعت و دلاوری حیدر ظاهر شد و آن همان لحظه بود كه خطبه های آتشین زینب مشتی بر دهان بنی امیه ملعون زد و چشمهای شرمگین و بی حیای آنها را به زیر انداخت تا همگان بدانند و رسوا شوند بر عالمیان كه اینان با پسر  پیامبر خدا و اهل و عیال ولی خدا چه جنایت هایی كردند، حال زینب از همه ی میثاقها سر بلند بیرون آمد و آغوش برای وصال محبوب باز كرد و این اثر همان كلام است كه زینب از ابتدا تا انتهای زندگی با خود به دوش كشید و آن این كلام بود:

لیبک یا حسین 


معرفی وبلاگ مذهبی و ارزشی

ذاکر ولایت ۱۱۰

مدیر وب :جناب امیر محسن سلطان احمدی

آدرس:http://zakerevelayat.blogfa.ir/

پست جدید ختم صلوات


قهرمان قهرمانان

سید

 

وای بر من این صدای وای کیست                 ناله جانسوز و واویلای کیست

کیست این بانو که محشر می کند                    این چنین الله اکبر می کند

کیست این بانو که غوغامی کند                        بر سر نیزه تماشا می کند

شیر با نو ئیست دور از واهمه                      در شهامت بانوئی چون فاطمه

با سر ببریده دارد نسبتی                                نیست بی انگیزه دارد علتی

خون چرا جاریست اینسان از سرش           یک سه ساله دختری هم در برش

دشمن او را بر طناب انداخته                                 او به کوفه انقلاب انداخته

آن سر خونین قیامت می کند                            بی بدن قرآن تلاوت می کند

ماندهام یا للعجب یا للعجب                                دارد این سر آیه قرآن به لب

آیه کهفش طنین انداخته                                   زن به تفسیر و بیان پرداخته

سر به روی نیزه اما کو تنش                                مات و مهبوتم ز باور کردنش

کوفیان آنها فرنگی نیستند                            خوب می دانم که اینان کیستند

آن سر خونی سر سر خداست                     مادرش زهرا و جدش مصطفاست

آنکه او با ذکر یارب یارب است                              قهرمان قهرمانان زینب است

 


 

مرثیه عربی ملاء باسم کربلای که درمهمانخانه به کار رفته است

آپلود شده مرثیه برای وب شما

 


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخر تابع له علی ذلک

اللهم العنهم جمیعا

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


فریاد زینبون

 مهدی خواهد آمد

+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 20:7 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

آقا اجازه!

این شعر از وب میقات

آقا سید رضا است

آقا اجازه! خسته ام از اين همه فريب،
از های و هوی مردم اين شهر نانجيب.
آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
ديوارهای سنگی از کوچه بی نصيب.
آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند
عاشق نديده هاي پر از نفرت رقيب.
شيرينی وجود مرا تلخ می کنند
فرهادهای کينه پرست پر از فريب!
آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمی شويم! بيا: ماجرای «سيب»!
باشد! سکوت می کنم اما خودت ببين..!
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....

آقا مرگم فرا رسید

خواب دیدم مرده ام

www.seied.coo.ir

خواب دیدم مرده ام* *خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروارها از خاک بود* *وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت**قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود**غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
هر که آمد پیش حرفی راند و رفت**سوره حمدی برایم خواند و رفت
ناله می کردم ولیکن بیجواب**تشنه بودم در پی یک جرعه آب
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست**آن یکی فریاد زد رب تو کیست
ای گنه کار سیه دل،بسته پر**نام اربابان خود یک یک ببر
گفتنم عمر خودت کردی تباه**نامه اعمال خود کردی سیاه
ناامید از هر کجا و دل فکار**می کشیدندم به خفت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد**از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان**نور پیشانیش فوق آسمان
صورتش خورشید بود و غرق نور**جام چشمانش پر از شرب طهور
گیسوانش شط پر جوش و خروش**در رکابش قدسیان حلقه بگوش
لب که نه،سرچشمه آب حیات**بین دستش کائنات و ممکنات
بر سرش دستمال سبزی بسته بود**بر دلم مهرش عجیب بنشسته بود
کی به زیبائی او گل میرسید**پیش او یوسف خجالت میکشید
در قدوم آن نگار مه جبین**از جلال حضرت حق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند**بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتم این زمزمه**آمده اینجا حسین فاطمه
صاحب روز قیامت آمده**گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمدمرا شرمنده کرد**مهربانانه به رویم خنده کرد
این که اینجا اینچنین تنها شده**کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است**گریه کرده بعد شیرش داده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد**عکس من را بر دل خود قاب کرد
بار ها بر من محبت کرده است**سینه اش را وقف هیئت کرده است
سینه چاک آل زهرا بوده است** چای ریز مجلس ما بوده است
اینکه در پیش شما گردیده بد**جسم و جانش بوی روزه می دهد
با ادب در مجلس ما می نشست**او به عشق من سر خود می شکست
پرچم من را به دوشش می کشید**پا برهنه در عزایم می دودید
اسم من راز و نیازش بوده است**تربتم مهر و نمازش بوده است
اقتدا بر خواهرم زینب نمود**گاه می شد صورتش بهرم کبود
حرمت من را به دنیا پاس داشت**ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن**روز تاسوعا شده سقای من
تا که دنیا بوده از من دم زده**او غذای روضه ام را هم زده
بارها لعن امیه کرده است**خویش را وقف رقیه کرده است
گریه کرده چون برای اکبرم**با خود او را نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است**او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود**باعث خوشحالی اعدا شود
در قیامت عطر بویش می دهم**پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سرنوشت**میشود همسایه من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است**نامه اعمال او دست من است


فریاد دل

مهدی خواهدآمد

+ نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 6:10 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

به نام خدای مولایم حسین

بلبل از جلوه گل نغمه داود نمود

نغمه اش درد دل غمزده بهبود نمود

ساقی از جام جهان تاب بجان عاشق

آنچه با جان خلیل آتش نمرود نمود

به یاد اولین سالگرد تجلی شور و شعور،نغمه سرای آستان آل الله.ع.

مداح ، ذاکر و ثناء خوان مولا ارباب آقا امام حسین.ع.

سید جواد ذاکر طبا طبایی.رحمت الله علیه.

سید محمد جواد ذاکر. وب سید

صدای مرا از جنت الحسین.ع.هئیت ابالفضل عباس.ع. می شنوید

نمی خوام عاقل بشم من              عشق من عین جنونه

سگ با وفا تا آخر                پیش اربابش می مونه

دیونه ای از قفس پرید.

کلام از مردی آسمانی کلام از سیدی سبز پوش.کلام از مداحی خوش صدا.کلام از ذاکری  بی مثل.کلام از او که در میان شیعیان غریب بود کلام از میر محمد آذری.و او را نشناختن آری میر محمد جواد ذاکر را میگویم .همان که همه مردمان ایران نه که جهان او را سید جواد ذاکر می شناختن.

سید جواد سید جواد سید جواد

سید جواد مردی  عاشق و شیدا اما به گفته خود وقف آستان حسین

سید جواد مردی که بسیاری از حالتهای جذبه و شوریدگی هایش همچنان در حافظه و سینه بسیاری از مردمان باقی و زنده است

سید جواد مردی که یادش و خاطراتش هنوز از سر زبانهای بسیاری نیفتاده است

سید جواد مردی که نفس زدنش در دلها نقش بسته است

سید جواد مردی که مظلوم بود تا لحظه عروج

دست نوشته های سید محمد

سید محمد اسماعیلی

دست نوشته اول: سید جواد و کار ماندگار

به نظر حقیر که خود در چهار چوب، این افتخار را دارم که نوکر و مداح و ثناء خوان بارگاه سید الکونین حضرت ابا عبدالله الحسین .ع. باشم وهستم. باید حقیقت شفاف و روشن گرا این مطلب را بگویم که سید جواد به لحاظ بر خورداری از چند ویژگی بود که توانمندی، شجاعت، شهامت ،صوت زیبا .کلام شیدای آذری،بی اعتنای به دنیا و مظاهر دنیوی و شیفگی بسیار به عنصر آرمانی و اید آل مداحی و نغمه سرای در کل سرای گیتی در آمد.و موجب این گشت که ماندگاری مداحی او در کل تاریخ بعدباقی بماند.

که اگر دروغ نباشد همچون او دیگر نخواهد آمد که شیدا دل و مست ،

دیوانه بارگاه و نوکر این خاندان باشد

این عکس ۲۰دقیقه قبل از کما رفتن سید

در کاشان گرفته شده است با موبایل خود سیدجواد

سید جواد ذاکر.وب سید

دست نوشته دوم:

سید جواد و مظلومیت تا کافر و خارجی خواندن

سید جواد نه تنها کافر و خارجی نبود بلکه به حقیقت .مجنون الحسین بود

حقیقت این بود که سید مشروعیت سیستم سیاسی عصر مداحی خود را به جالش طلبید و ضمن پرهیز از هرگونه رویه ی سازشکارانه و تقابل با هر رویکرد محافظه کارانه ، تعامل را صرفادر هماهنگی با روش رادیکال خویش جست و جو می کرد و با آغاز این عمل حسینی پسند . فریاد گرگهای خونین دهن.و روباه صفتهای جیب پرست بلند شد و گفتن او کافر ، خارجی.مرتد.شد است .و کلام را فراتر برده و بی ادبی کردن که نمیدانم چه خواند گفت فردای قیامت که او سید نیست او اولاد زهرا نیست

 وووو

اما کلام را زیاد نخواهم گفت سید جواد خوب به معنای این جمله از رسول گرامی اسلام رسیده بود که

((ان الحسین مصباح الهدای و سفینه انجاه))

همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است

اما سید دل این را نداشت که تنها با این کلام شیدای کند

و مست شود .لهذا بسیار ساده و شیوا با حالت دیوانگی این سروش را داد که

یا حسین غریب مادر

تویی ارباب دل من

یه گوشه چشم تو بسته

واسه حل مشکل من

سیدجواد همه دردها و رنجها را خرید چه زیبا با مولای خودمعامله کرد

اما جوا ب آنان که به سید از روی حسادت گفتن این حرفها را می گویم 

 البته نه از خود بلکه از قرآن مجید

((الی یوم الوقت المعلوم))

باید جواب جد سید را بدهید

خود را آماده کنید که قیامت نزدیک است

سید جواد ذاکر.وب سید

سید به آرامی و با قلبی دل داده. ومجنون رفت و چشم خود را با تربت سید شهدا روشن کرد

و در زاویه حرم مقدس حضرت فاطمه معصومه.س. در قبرستان دار المومنین.(نو)

و در مجاور قبر رسول ترک آرام گرفت

سید جواد ذاکر

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

روحش شاد

اما باز میگویم.در یادمان حاضر، به شیوه مالوف در پی آن بوده ایم که ناگفته ها را باز گوییم و بدیهی است که قیاس با آنچه که باید ، به آنچه که میسر بوده است ، بسنده کرده ایم .


یارب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین

به ظهورالحجه انشاءالله


فریاد حسینیون

مهدی خواهد آمد

+ نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 2:54 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

امام حسن عسکری.ع.می فرماید:

 ما حجت خدا بر بندگانش هستیم و مادر ما حضرت فاطمه حجت بر ماست

سالروز شهادت صدیقه کبری.

 مادر سادات حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیه

 را خدمت مولا وارباب حضرت مهدی .عج .

وتمام شیعیان تسلیت می گویم


سلام بر سیده زنان عالم ، سلام بر زیبا ترین  عشق علی.

سلام بر مادر حسنین ، سلام بر مادر زینبین

سلام بر دخت نبی ، سلام بر تمام هستی علی

سلام بر مادر سادات ، سلام بر او که همه هستی بود

سلام بر فاطمه زهرا .س.


وب سید . حضرت فاطمه الزهرا.س.

مادر مادر مادر

یا علی رفتیم بقیع اما چه سود، هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست آن گل صد برگ خوشبویت کجاست

هرچه باشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کردهام

حج من بی فاطمه بیحاصل است

فاطمه حلال صدها مشکل است

من طواف سنگ کردم، دل کجاست

راه پمودم، بگو منزل کجاست

 کعبه بی فاطمه مشتی گل است

 قبر زهرا کعبه اهل دل است

یا مهدی تو بگو قبر مادر کجاست


فریاد فاطمیون

مهدی خواهد آمد

+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 6:22 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

انا لله و انا الیه راجعون

رحلت حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی.ره.

را بر ولی نعمت خودمان حضرت آقا صاحب الزمان .عج. ،

 و مراجع اسلام و تمام شیعیان جهان تسلیت میگویم

مقارن ظهر امروز و در آستانه شهادت بانوی دو عالم

بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها

حضرت آیة الله العظمی فاضل لنکرانی از مراجع تقلید

قم در یکی از بیمارستانهای تهران .به ملکوت اعلی پیوست

آجرک الله یا مهدی


آیت الله فاضل لنکرانی.ره.


لینکهای مفید

تصاویر منتشر نشده از آیت الله فاضل لنکرانی

عکس.حضور مراجع و علما در بیت حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

عکس.حضور مراجع و علما در بیت حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

عکس مقام معظم رهبری.،آیت الله فاضل لنکرانی در بستر بیماری

+ نوشته شده در یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 1:24 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

از آرماگدون چه می دانيد؟

-كلمه‌ آرماگدون‌ از كلمه‌ «مگيدو» (مجدّو) كه‌ شهر مهمي‌ در فلسطين‌ قديم‌ بود ريشه‌ گرفته‌ است‌. بسياري‌ از محققان‌ فكر مي‌كنند كه‌ آرماگدون‌ از «هرمجدون‌» به‌ معني‌ «تپه‌ مجدّو» گرفته‌ شده‌ باشد. اين‌ ناحيه‌ تاريخي‌ غني‌ دارد. حفاري‌هاي‌ انجام‌ شده‌، بيست‌ دوره‌ اشغال‌، از تاريخ‌ چهار هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ (ع‌) را نشان‌ مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌ «بندر حيفا» در اسراييل‌ شمالي‌ و 55 مايلي‌ شمال‌ بيت‌ المقدس‌ واقع‌ است‌
2- چه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا به‌ آرماگدون‌ اشاره‌ شده‌ امّا چيزي‌ در باره‌ اينكه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در منطقه‌ به‌ يكديگر حمله‌ مي‌كنند بيان‌ نگرديده‌ است‌. ليكن‌ ذكر شده‌ كه‌ اين‌ نيروها در دشت‌ مگيدو جمع‌ شده‌ و از اين‌ منطقه‌ هموار و وسيع‌ به‌ عنوان‌ پهنه‌اي‌ جهت‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ حمله‌ بزرگ‌ استفاده‌ مي‌كنند
3- از كتاب مقدس چنين برداشت مي شود كه نيروهاي خير و شر در اين منطقه باهم رو در رو خواهند شد و در نهايت حضرت عيسي (ع) پيروز و صلح و صفا را به ياري خداوند.در دنياحاكم خواهد كرد.
4- در عقايد صهيونيسم مسيحي اين عقيده رايج است كه هر ملتي عليه يهود باشد دشمن خداست و نيروهاي شر آرماگدون را تشكيل خواهند داد. ولي حقيقت اين است كه بطلان اين عقيده آنقدر آشكار است كه جاي بحث ندارد. به عبارات زير نگاه كنيد:
- قوم يهود در زمان خود حضرت موسي (ع) نيز همواره با بهانه گيريهاي متعدد از اطاعت خداوند منحرف مي َشدند و در قرآن كريم به كرات به اين موضوع اشاره شده است.
-اولين كساني كه رو در روي حضرت عيسي (ع) ايستادندقوم يهود بودند اگر چه مي دانستند اين پيامبر ظهور خواهد كرد.
- اگر چه در كتاب مقدس به ظهور خاتم الانبيا(ص) اشاره شده بودولي با ظهور ايشان ايمان نياوردندچرا كه انتظار داشتند آخرين پيامبر از يهود باشدوهمچون زمان حضرت موسي (ع)آنفدر عهد شكني كردند كه منجر به جنگهاي همچون غزوه بني نضير، خيبر شدند.

با توجه به مطالب فوق آشكار است چه كسي دشمن خداست. آيا خدا امر نكرد كه از مسيح (س) پيروي كنند؟ آيا خدا دستور نداد از محمد رسول الله (ص) اطاعت كنند؟
واضح است كه اين قوم دشمن خداست و روزي خواهد رسيد كه در مقابل منجي عالم بشريت (عج) و حضرت مسيح (س) خواهند ايستاد همچنانكه قبلا ايستادند.



پيشنهاد می کنم برای اطلاع بيشتر به آدرس زير مراجعه شود ،آرماگدون، عوام فریبی و انتظار موعود


فریاد دل

 مهدی خواهد آمد

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 2:3 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

کیفیت پیدایش شیعه

آغاز پيدايش شيعه را كه براى اولين بار به شيعه على (اولين پيشوا ازپيشوايان اهل بيت ) معروف شدند همان زمان حيات پيغمبر اكرم بايد دانست و جريان ظهور و پيشرفت دعوت اسلامى در بيست و سه سال زمان بعثت موجبات زيادى در برداشت كه طبعا پيدايش چنين جمعيتى را در ميان ياران پيغمبر اكرم (ص) ايجاب ميكرد.
پيغمبر اكرم در اولين روزهاى بعثت كه به نص قرآن مأموريت يافت كه خويشان نزديكتر خود را بدين خود دعوت كند صريحاً به ايشان فرمود كه هر يك از شما به اجابت من سبقت گيرد وزير و جانشين و وصى من است.
على (عليه السلام) پيش از همه مبادرت نموده اسلام را پذيرفت و پيغمبر اكرم ايمان او را پذيرفت و وعده هاى خود را تقبل نمود و عادتاً محال است كه رهبر نهضتى در اولين روز نهضت و قيام خود يكى از ياران نهضت را به سمت وزيرى و جانشينى به بيگانگان معرفى كند ولى به ياران و دوستان سرتا پا فداكار خود نشناساند يا تنها او را باامتياز وزيرى و جانشينى بشناسد و بشناساند ولى در تمام دوره زندگى و دعوت خود , او را از وظائف وزيرى معزول و احترام مقام جانشينى او را ناديده گرفته و هيچگونه فرقى ميان او و ديگران نگذارد.
پيغمبر اكرم (ص) به موجب چندين روايت مستفيض و متواتركه سنى و شيعه روايت كرده اند تصريح فرموده كه على (عليه السلام) در قول و فعل خود , از خطا و معصيت مصون است هر سخنى كه گويد و هر كارى كه كند با دعوت دينى مطابقت كامل دارد و داناترين مردم است به معارف و شرايع اسلام.
على عليه السلام خدمات گرانبهائى انجام داده و فداكاريهاى شگفت انگيزى كرده بود مانند خوابيدن در بستر پيغمبر اكرم در شب هجرت و فتوحاتى كه در جنگهاى بدرو احد و خندق و خيبر به دست وى صورت گرفته بود كه اگر پاى وى در يكى از اين وقايع در ميان نبود اسلام و اسلاميان به دست دشمنان حق ريشه كن شده بودند.
جريان غدير خم كه پيغمبر اكرم (ص) در آنجا على (ع) را به ولايت عامه مردم نصب و معرفى كرده و او را مانند خود متولى قرار داده بود بديهى است اين چندين امتيازات و فضائل اختصاصى ديگر كه مورد اتفاق همگان بود و علاقه مفرطى كه پيغمبر اكرم به على (ع) داشت طبعاً عده اى از ياران پيغمبر اكرم را كه شيفتگان فضيلت و حقيقت بودند بر اين واميداشت كه على (ع) را دوست داشته به دورش گرد آيند و از وى پيروى كنند چنانكه عده اى را بر حسد و كينه آن حضرت واميداشت.
گذشته از همه اينها نام (شيعه على) و (شيعه اهل بيت) در سخنان پيغمبر اكرم (ص) بسيار ديده ميشود


فریاد عاشقان

مهدی خواهد آمد

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 2:7 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

ایام شهادت رسول اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) وکریم اهل بیت آقا امام حسن مجتبی(ع) وحضرت سلطان علی ابن موسی الرضا(ع)را خدمت موعود حی حضرت ارباب آقا ابا الصالح مهدی(عج)و شیعیان جهان اسلام تسلیت  می گویم

آخرین پست وبلاگ سید در سال پیامبر اکرم(ص).سال ۱۳۸۵


در سوگ نبی جهان سیه می پوشد

در سینه دل از داغ رسول می جوشد

از ماتم هجران رسول اکرم

هر شیعه ز درد جام غم می نوشد


هر وقت عکس بقیع را نگاه میکنم  آتیش میگیرم .

یادش بخیر وقتی آن مکان را می بینی

اشک به خودی خود از چشمان سرازیر می شود

نمیدانم چه بگویم فقط ...

چهار امام .چهار پیشوا چهار نور درخشان آسمان ولایت 

چهار اولاد علی.فاطمه

ولی اگر امامان ما حرم ندارن دلما شیعیان همچون کبوتران آن حریم پاک

 حرم و بارگاه آن امامان حی خواهد بود

انشاالله زیارت مدینه قسمت همه دوستان شود


ای اهل مدینه فتنه بنیان نکنید

بر آل علی این همه عصیان نکنید

گر لاله نریزید به تابوت حسن

شرمی ز رسول تیر باران نکنید


  ای آستان قدس تو تنها پناه من

بر خاک باد پیش تو روی سیاه من

می آید از درون ضریحت شمیم عشق

پیچیده در فضای حرم سوز و آه من

قطره ای دریا پرستم یا رضا

در هوایت مست مستم یا رضا

دل بریدم ازهمه خلق جهان

عهد و پیمان با تو بستم یا رضا

محبوب رضاست هرکه دل ریش تر است

از کعبه صفای این حرم بیشتر است

اینجاست طبیبی که ندارد نوبت

هرکه دل شکسته تر پیشتر است


مهدی خواهد آمد

التماس دعا

یا علی مددی تا ظهور مهدی(عج)

+ نوشته شده در شنبه 26 اسفند1385ساعت 6:6 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام وادب خدمت دوستان گرامی .می خواستم این آپ جدیدم را از کربلا انجام دهم اما نشد .نمیدانم چرا .اما این را میدانم که ارباب ما را دوستدارد .

هردم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

یک زن میان محملی اندر غم وتاب وتب است

این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است

کربلا .نینوا .حسین عباس .زینب .رقیه.....این اسمها دیونه میکند دل انسان را یا خراباتی بگویم مست میشم .مجنون میشم خراب اون زمین بهشتی هستم .فقط از خدای حی می خواهم که حالی بدهد تا با بی بی جان زینب آهی بکشیم .وگریه از چشمانمان به بارد.بسوزیم .فنا شویم برای حضرت حی حسین بن علی (ع) التماس دعا دارم از همه دوستان عزیز یا حسین مددی

اربعین دل زینب(س)

گرامى‏داشت اربعین سالار شهیدان حضرت حسین بن على (ع) در میان شیعیان آن حضرت از اهمیت و ارزش ویژه‏اى برخوردار است. از دیدگاه بسیارى از صاحب‏نظران و مورخان شیعه و اهل سنت، مبناى تاریخى چنین بزرگداشتى، ورود اهل بیت‏به کربلا در اولین اربعین حسینى (سال 61 هجرى) و دفن سرهاى مطهر شهیدان بویژه سر مقدس امام حسین (ع) در کنار پیکرهاى مطهر آنهاست.
جمعى اندک از مورخان و صاحب‏نظران نیز بر این عقیده‏اند که نظریه یاد شده از اعتبار تاریخى لازم برخوردار نیست، بلکه مبناى بزرگداشت این روز ورود جابر و عطیه به کربلاست
.

حرف دلی میزنیم شاید خدا ببیند

آنانكه لاله‌هاي زينب را روياندند و طفلان حسين را به اسارت كشاندند، نمي‌دانستند كه اين اسارت تضمين اسلام و امان شيعه است.
و آن‌گاه كه زينب همه را سوار بر شتران كرد و خواست خويش سوار شود، نگاهش به علقمه بود؛ منظور از اين نگاه چيست؟ به ياد مي‌آورد كه اباالفضل العباس (ع) زانو خم مي‌كرد تا خواهر سوار شود؛ و اينك تنها يك نگاه مانده است، نگاه.
گل زيباي گلشن علي، سر به چوبه‌ محمل مي‌كوبد؛ مردي، آخرتش را به زجر زينب مي‌فروشد و سر برادر او را مقابل محمل مي‌برد؛ آه، اي آسمان تو ديدي و چيزي نگفتي؛ اي زمين، تو با چه رويي سر حسين زهرا بر نيزه، در برابر محمل، تحمل نمودي، واي بر شما و واي بر كوفيان!
آن زمان كه زينب سخن مي‌گفت،كسي دم برآورد: گويا علي بر منبر است، مگر علي در محراب كشته نشده بود؟ واي بر شما كه علي اينك بر منبر است و سخن مي‌راند و شما كوفيان را رسوا مي‌كند؛ نفرين بر اين شهر هزار رنگ كه با هر باد به سويي مي‌رود.
زماني كه چونان باران، بر اسيران سنگ مي‌باريد، زينب سپر ايشان بود.
آري زينب، دستگاه پوشالي يزيد را در هم كوبيد، جواب كشته شدگان را با خطبه‌‌اي داد كه تن يزيديان در جا لرزاند و آرزوي نبودن در مجلس را براي آنان به ارمغان آورد.
و در مدينه عبدالله او را نشناخت؛ و او مي‌گفت: عبدالله، حق داري نشناسي! حق داري!

آری آری

هرکه می گفت حسین پاسخ او سیلی بود

میسوز دلم دلی پاره پاره

دل من گریه به حال رقیه میگرد

به خدا عمه ام زیر لگد یاد مدینه میگرد

حسین من ،من زینبم .حسین من، من خواهرم

حسین من ،خون جگرم .حسین من ،خسته منم

حسین من، دلی پاره پاره آوردم از کوفه ،شام

حسین حسین .حسین حسین

منم زینب، خواهرت .حسین جان

صدا بزن بگو زینب .حسین میمیرم

حسین حسین حسین

نگاه کن همه اینجا آمدن برای تو خون گریه کنند

حسین فقط نگو رقیه کجاست که آتش میگیرم

حسین با ما چه ها که نکردن

حسین حسین حسین حسین حسین حسین

کجای ماه یک شبه زینب

کجای کجای کجای

امان از دل زینب(س)

امان از دل صاحب الزمان (عج)

خدایا به حق نفسهای دل عمه سادات

 ظهور مهدی آل محمد (عج)را خواستارم

التماس دعا

+ نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 4:1 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

یا زینب مدد

آسمانِ اندوه‌هاي زينب‌(س)، آن روز، باراني تند فرو ريخت و بذري كه برادر، با نثار خون، در سرخ دشت كرب و بلا پاشيده بود درخت شد؛ خطبه!
اين بار، برادر بود كه توفان را آرام كرد؛ از بام نيزه. و خواهر، با نگاه بر خورشيد مشفق‌گونه كه بر نيزه‌ها گل كرده بود، خطبه شكاند؛ چشم در چشم برادر: يك روز بر دوش پيامبر (ص) و ديگر روز بر نيزه مردماني خيره سر، و بر لب گل‌نغمه‌هاي قرآن!
آري! اين سر برادر بود، آن هنگام كه دسته دسته سنگ‌هاي غُراب فام، از بام‌هاي خانه پرواز مي‌كردند و بر پيشاني بلند سپيده‌دمان گل انداخته بودند؛ و آن سوتر، خواهري كه پرده محمل به يك سو مي‌زد و با ديدن آن باغ پر از لاله، سر به چوبه محمل آشنا مي‌ساخت.
آيا اين كوفه، همان كوفه است كه علي (ع) هر روز در بازار آن، گام مي‌نهاد و كم مانده بود دكّان‌ها از هيبتش فرو بريزند؟ آيا اين كوفه همان كوفه است كه طعم خوش روزهاي فرمانروايي علي (ع) را چشيده بود؟ آيا اين كوفه همان كوفه است كه روزي فرمانروايي خود را در كنار تنور پيرزني، با كودكان يتيم تماشا مي‌كرد؟ آيا اين كوفه، همان كوفه است كه در برق ذوالفقار، شب و روز را به خوبي باز نمي‌شناخت؟ و آيا اين كوفه، همان كوفه است كه دخت علي (ع)، در آن محفلِ تفسير قرآن، بر پا مي‌ساخت؟
اي كوفه! بي‌شكوفه بماني كه بهار شادماني آل پيامبر (ص) را خزان ساختي و دلِ فرزندان فاطمه (س) را، آن زمان كه سربريده را در تنورِ خولي وانهادي، گداختي. چشمه سارانت، تَرَك برداشته عطش بماند كه لب‌هاي فرزندان بانوي آب را، در حسرت جرعه‌اي پسنديدي و گمان نمودي كه دست‌هاي قلم شده برادر آب آورش، پاي نخل‌هاي سوزان، كتاب خواهد نوشت؟ پيشاني‌ات در تبِ هراس بسوزد، كه سرِ سرداران سپاه عشق را به بان نيزه بردي و بر نگاه يتيمكان دلخسته‌اش، رحم روا نداشتي. ننگ بر تو كه با خطبه‌هاي جانسوز فرزند علي (ع)، جان ندادي.

+ نوشته شده در شنبه 21 بهمن1385ساعت 1:58 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

الله الله حسین حی

آقا من فقط شما را دارم ارباب حسین جان

تاريخ بشرى هيچ حماسه و حادثه پايدارى را چون قيام اباعبدالله(ع) سراغ ندارد، چرا كه اين نهضت نقطه عطفى براى احياى فضايل از دست رفته مى باشد. حقيقت هميشه زنده اى كه بناى انسانيت روى آن قرار گرفته و اگر كسى انسانيت را مى جويد بايد به حسين(ع) رجوع كند.

این شعر زیبا برای عاشقان مولا حسین(ع)

خواب دیدم مرده ام**خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروارها از خاک بود**وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت**قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود**غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
هر که آمد پیش حرفی راند و رفت**سوره حمدی برایم خواند و رفت
ناله می کردم ولیکن بیجواب**تشنه بودم در پی یک جرعه آب
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست**آن یکی فریاد زد رب تو کیست
ای گنه کار سیه دل،بسته پر**نام اربابان خود یک یک ببر
گفتنم عمر خودت کردی تباه**نامه اعمال خود کردی سیاه
ناامید از هر کجا و دل فکار**می کشیدندم به خفت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد**از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان**نور پیشانیش فوق آسمان
صورتش خورشید بود و غرق نور**جام چشمانش پر از شرب طهور
گیسوانش شط پر جوش و خروش**در رکابش قدسیان حلقه بگوش
لب که نه،سرچشمه آب حیات**بین دستش کائنات و ممکنات
بر سرش دستمال سبزی بسته بود**بر دلم مهرش عجیب بنشسته بود
کی به زیبائی او گل میرسید**پیش او یوسف خجالت میکشید
در قدوم آن نگار مه جبین**از جلال حضرت حق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند**بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتم این زمزمه**آمده اینجا حسین فاطمه
صاحب روز قیامت آمده**گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمدمرا شرمنده کرد**مهربانانه به رویم خنده کرد
این که اینجا اینچنین تنها شده**کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است**گریه کرده بعد شیرش داده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد**عکس من را بر دل خود قاب کرد
بار ها بر من محبت کرده است**سینه اش را وقف هیئت کرده است
سینه چاک آل زهرا بوده است** چای ریز مجلس ما بوده است
اینکه در پیش شما گردیده بد**جسم و جانش بوی روزه می دهد
با ادب در مجلس ما می نشست**او به عشق من سر خود می شکست
پرچم من را به دوشش می کشید**پا برهنه در عزایم می دودید
اسم من راز و نیازش بوده است**تربتم مهر و نمازش بوده است
اقتدا بر خواهرم زینب نمود**گاه می شد صورتش بهرم کبود
حرمت من را به دنیا پاس داشت**ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن**روز تاسوعا شده سقای من
تا که دنیا بوده از من دم زده**او غذای روضه ام را هم زده
بارها لعن امیه کرده است**خویش را وقف رقیه کرده است
گریه کرده چون برای اکبرم**با خود او را نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است**او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود**باعث خوشحالی اعدا شود
در قیامت عطر بویش می دهم**پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سرنوشت**میشود همسایه من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است**نامه اعمال او دست من است

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 10:5 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

حسین وای حسین .حسین وای حسین

السلام علیک یا قلب الله

 یا حسین یا ثارالله

امام نگاهی به ظاهر كردو نظری در باطن ، و گفت:« غضب خداوند بر یهود آنگاه شدت گرفت كه عزیر را فرزندخدا گرفتند و غضب خدا بر نصاری آنگاه كه او را یكی از ثلاثه انگاشتند و بر این قوم ، اكنون كه بر قتل فرزند رسول خود اتفاق كرده اند.

غروب آن روزِ خورشيد، از غروبي غم‌انگيزتر خبر مي‌داد، خون فرزند پيامبر(ص) با شقايق‌خانه خورشيد، در هم آميخت. نسيم، سينه‌زنان، خبر سوختن فرزندان فاطمه‌(س) را به مدينه مي‌برد و شب، سراسيمه از راه مي‌رسيد. اينك اين پيكر عريان حسين (ع) است كه بر رمل‌هاي دشت كربلا افتاده است؛ با هزار ستاره زخم، و دختري كه به شيون افتاده است

همچنان كه محاسن خویش را در دست داشت گفت:« والله آنان را در آنچه می خواهند اجابت نخواهم كرد تا خداوند را آن سان ملاقات كنم كه با خون خضاب كرده باشم...» و سپس با فریاد بلند فرمود:«آیا فریاد رسی نیست كه به فریاد ما برسد؟ آیا دیگر كسی نیست كه ما را یاری كند؟ كجاست آن كه از حرم رسول خدا دفاع كند؟»... و صدای گریه از خیمه سرای آل الله برخاست.

 آنگاه فرمان حمله عمومی رسید و همه لشكریان عمرسعد با هم به سپاه عشق یورش بردند

 شمر بن ذی الجوشن با لشكر چپ ، عمرو بن حجاج با لشكر راست از جانب فرات و «عزره بن قیس» با سواركاران ... و كار جنگ آن همه بالا گرفت كه دیگر در چشم اهل حرم،جز گردبادی كه به هوا برخاسته بود و در میانه اش جنبشی عظیم ، چیزی به چشم نمی آمد.

واینک همه جا بوی خون گرفته بود

بوی غریبی امامی مظلوم

سلام خدا بر راس حسین

چه راس زیبای خدای زیبای حسین زیبای

باخون گلو وضوگرفتن عشق است

جان دادن وآبروگرفتن عشق است

در میکده ی جنون عاشورایی

از دست خدا سبو گرفتن عشق است

خيمه‌ها، شعله‌زار شده بود و شراره‌ها ميهمان دامن كودكان بودند و كودكان، ميهمانِ خارهايي كه با آبله از پايشان پذيرايي مي‌كردند. آن سوتر، تازيانه‌ها به نوازش يتيمان برخاسته بودند؛ و در اين ميانه، زينب، آن هميشه پر اندوه، چشمي به قتلگاه كه بدن پاره پاره را بيابد و دستي به نوازش كودكان، تا با فرا رسيدنِ شب، ترس بر اندامشان سايه نيندازد.
آري! اين دختر علي است كه به قتلگاه آمده است؛ گوشه به گوشه ميدان را مي‌نگرد و ناگاه بوي گل، او را به سمت خويش فرا مي‌خواند. با دامني از اشك مي‌رود و شاخ و برگ‌ها را كنار مي‌زند؛ نيزه‌ها و شمشيرها را مي‌گويم.
و كم كم بدنِ گل كه آرام بر سجاده گرم صحرا آرميده است، بي‌سر!
و آري؛ دوباره اين دختر علي است كه دست به زير بدن پاره پاره مي‌برد و سر به آسمان بلند، كه «پروردگارا، اين قرباني را از آل پيامبر(ص) قبول كن» و سپس رو به مدينه، با پيامبر به نجوا مي‌پردازد كه:
«اين كشته فتاده به هامون حسين توست
اين صيد دست و پا زده در خون حسين توست»

التماس دعا یا صاحب الزمان (عج)

+ نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 19:2 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

از عرش از میان حسینیه خدا  اید صدای حی علی العزا

بشتابید بسوی عزای حسین (ع) .....

مراسم عزاداري در حضور رهبر انقلاب از شنبه

مراسم عزاداري سيد و سالار شهيدان، حضرت اباعبدالله الحسين(ع) با حضور رهبر فرزانه انقلاب از شنبه هفتم بهمن ماه به مدت 6 شب در حسينيه امام خميني(ره) تهران برگزار مي‌شود.

 مجلس سوگواري و عزاداري حضرت سيدالشهداء(ع) همچون سالهاي گذشته از شب هشتم محرم الحرام مصادف با شنبه هفتم بهمن ماه در حسينيه امام خميني(ره) برگزار مي‌شود. در اين مراسم كه با نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت ولي امر مسلمين، آيت‌الله خامنه‌اي آغاز مي‌شود، خطيبان و مداحان به ذكر مصائب و زواياي مختلف نهضت حسيني(ع) مي‌پردازند.

بنا بر اين گزارش حجج اسلام كازروني، حاج علي اكبري، پناهيان، انصاريان، سيداحمد خاتمي و صديقي به عنوان سخنرانان شب‌هاي شش گانه اين مراسم اعلام شده اند. همچنين مداحان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) منصور ارضي، محمود كريمي، سعيد حداديان، سيدمهدي ميرداماد، محمدرضا و مرتضي طاهري نيز در اين شب‌ها در رثاي حضرت اباعبدالله (ع) و حماسه جاودان عاشورا به ذكر مصيبت و مرثيه خواني مي‌پردازند.

شايان ذكر است، ارادتمندان به ساحت اهل بيت(ع) و حضرت سيدالشهداء(ع) مي‌توانند براي حضور در اين مراسم معنوي كه تا 5شنبه دوازدهم بهمن ماه ادامه دارد هر شب و همزمان با نماز مغرب و عشاء به حسينيه امام خميني(ره) واقع در خيابان فلسطين جنوبي مراجعه كنند.

+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 3:52 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

صلی الله علیک یا ثار الله یا حسین فاطمه

دراین کاروان رقیه نامی است وای خدا

واقعه جانگداز عاشورا و شهادت حسين بن علي(ع) به‌همراه ‪ ۷۲‬تن از ياران بافاويش نه تنها نزد شيعيان بلكه در نظر بسياري از آزادمردان جهان، در عين تلخي، حاوي نكات مهمي است كه هر يك از اين نكات، نقطه عطفي در تاريخ سياسي، اجتماعي و فرهنگي اسلام به شمار مي‌رود.


اين واقعه چنان تاثير بسزايي در تاريخ اسلام از خود برجاي گذاشت كه دشمنان سعي زيادي براي نابود كردن و يا به انحراف كشاندن آن داشته و دارند.

شناخت صحيح آنچه كه در روز جمعه دهم محرم سال ‪ ۶۱‬هجري قمري (‪ ۱۶‬مهر ‪ ۵۹‬هجري شمسي و پنجم اكتبر ‪ ۶۸۰‬ميلادي) اتفاق افتاد، نه تنها كمك بزرگي به اصلاح برخي رفتارهاي غلط به خصوص هنگام عزاداري در ايام محرم خواهد كرد بلكه مانع هرگونه سوء‌استفاده دشمنان نيز خواهد شد.

در مقوله حاضر و ادامه آن كه در روزهاي بعد منتشر خواهد شد، سعي شده است به اختصار و صرفا با بيان تاريخي به شرح اين واقعه مهم در تاريخ اسلام پرداخته شود.


* حركت امام حسين (ع) از مدينه به مكه
در شب ‪ ۲۸‬رجب سال ‪ ۶۰‬هجري قمري (يازدهم ارديبهشت سال ‪ ۵۹‬شمسي ، ‪۲۸‬ آوريل ‪ ۶۸۰‬ميلادي) امام‌حسين (ع) تصميم گرفت به همراه خاندان و تعداد زيادي از ياران و پيروانش مدينه را به مقصد مكه ترك نمايد.

مقدمه اين امر نيز به دليل عدم بيعت امام با يزيد بن معاويه بن ابو- سفيان ...بن عبد شمس و به سه دليل عمده بود. اول اينكه اين سفر مقدمه سفر حج به شمار مي‌رفت، دوم‌اينكه مكه حريم امن الهي بود و احتمال آسيب رساندن به امام بسيار كم بود و سوم اينكه مكه مكان مناسبي براي تبليغ و احياي دين اسلام (امام حسين(ع) بعدها حركت خود را به سمت كربلا در راستاي احياي دين جدش خواند) بود.

ايشان در شب خروج از مدينه در كنار قبر پيامبر (ص) آمده و عرض كرد:
"سلام بر تواي رسول خدا(ص)، من حسين پسر فاطمه(س)، فرزند تو و فرزند دختر تو هستم و سبط توام كه مرا در ميان امتت جانشين خود كردي ، بر اين مردم گواه باش ! مرا تنها گذاشتند و امر مرا تباه ساختند و به تو از دست اين مردم شكايت مي‌كنم تا به تو بپيوندم. "(بحارالانوار، ج ‪ ، ۴۴‬ص‪(۳۲۷‬
* ورود امام به مكه
روز سوم شعبان سال ‪ ۶۰‬قمري (‪ ۱۷‬ارديبهشت سال ‪ ۵۹‬شمسي و ‪ ۴‬مه سال ‪۶۸۰‬ ميلادي) امام حسين (ع) با كاروان خود وارد مكه مكرمه شدند.

مكه در آن روزگاران مركز ثقل قلمروي اسلام بود و به همين دليل تمام تحولات آن به دقت توسط مسلمانان دنبال مي‌شد.

مردم كوفه نيز از حركت امام و ورود ايشان به مكه آگاه بودند. نامه‌هاي بسياري را براي آن حضرت نوشتند و آن حضرت را به كوفه دعوت كردند.

امام با ياران و خاندان خود بيش از يك ماه در مكه ماندند و در آنجا عليه دستگاه حكومتي يزيد سخنان زيادي را عنوان كردند.

جاسوسان هر روز گزارش مكه را به يزيد مي‌رساندند و از اين قصد امام آگاه بودند، هرچند امام قبل‌از آغاز مناسك حج تصميم به عزيمت كوفه داشتند، اما بنا به دلايلي اين قصد را در مناسك حج آشكار ساختند.

پيش از سفربه كوفه بسياري از نزديكان وي از رفتن ايشان به كوفه ابراز نگراني مي‌كردند و به همين دليل امام را از رفتن به كوفه برحذر مي‌داشتند.

از جمله اين افراد "محمد حنفيه" برادر ايشان بود كه امام را از سفر به كوفه منع مي‌كرد.

"سيد بن طاووس (ره)" از امام صادق (ع) نقل مي‌كند: در آن شبي كه حسين (ع) مي‌خواست صبح آن از مكه خارج شود، محمد حنفيه نزدش آمد و عرض كرد، اي برادر تو اهل كوفه را مي‌شناسي كه با پدرت و برادرت بي‌وفايي كردند و من مي ترسم با تو همان طور رفتار كنند، اگر تصميم بگيري در مكه بماني تو در حرم خدا عزيزترين و محفوظترين افراد هستي."(لهوف سيد طاووس، ص ‪(۵۵‬ امام فرمود: درباره آنچه گفتي فكر مي‌كنم.

سحر گاه هشتم ذي الحجه بود كه امام بعد از آنكه در صحراي عرفات بالاي جبل الرحمه(تپه‌اي در نزديكي صحراي عرفات) اهل بيت خود را دور خود جمع كرد و آنها را از تصميم خود آگاه كرد، به سمت مسجد خيف ( مسجدي در همان ناحيه كه امروزه به رغم نوسازي در بيشتر ايام سال به دلايل نامعلوم بسته است ) رفت و در آنجا خطبه‌اي معروف را عليه يزيد خواند.

خبر به محمد خنفيه رسيد و او خود را به امام رساند و مهار شتر امام را گرفت و گفت : " يابن رسول الله ! مگر شما وعده نداديد كه درباره آنچه من گفتم، فكر كنيد؟" و امام فرمود:آري، ولي بعد از آنكه تو رفتي رسول خدا نزد من آمد و فرمود; "برو كه خدا خواسته تا تو را كشته ببيند." محمد حنفيه عرض كرد: حال تو با اين وضع بيرون مي‌روي ، همراه بردن اين زنان و كودكان چه معنايي دارد؟ و امام در جواب گفت كه "مشيت خدا بر آن تعلق گرفته كه آنان را اسير ببيند."
آنگاه با محمد حنفيه خداحافظي كرد و به‌سوي كوفه روانه شد

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 3:11 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

بسم الله هو علی حی

((یوم غدیر بین الفطرو الاضحی ویوم الجمعه

کالقمر بین الکواکب))

روز غدیر در میان روزهای عید فطر وقربان وجمعه

همانندماه در میان ستارگان است

عید سعید غدیر خم بر ساحت مقدس آقا امام زمان (عج)

ومقام معظم رهبری و خانواده معظم شهدا و

شیعیان مولا امام علی (ع)مبارک باشد


خداوندا تو را شاکر وسپاس گویم .به لطفی که بر بنده خود نمودی

مرا شیعه آفریدی .وحب علی را در دلم نهادی

شعر بسیار زیبا از زبان استاد شهریار در باب غدیرخم

يا علي نام تو بردم نه غمي ماند و نه همي بأبي أنت و أمّي

گوئيا هيچ نه همي به دلم بوده، نه غمي بأبي أنت و أمّي

منكر عيد غدير خم و آن خطبه و تنزيل كر و كور است و عرازيل

با كر و كور چه عيد و چه غديري و چه خمي بأبي أنت و أمّي


غدیر خم در بیانات مقام معظم رهبری

(حفظه الله)

غدیرخم‌، برای‌كسانی‌كه‌اهل‌معنا و معنویت‌و درك‌حقایقند، درسهای‌فراوان‌و

 

بی‌نهایت‌و فوق‌العاده‌یی‌دارد. برای‌مانیز، درس‌صفا و معنویت‌و تقوا در

 

مدیریت‌كشور و همه‌ی‌بازوهای‌گرداننده‌و اجرایی‌دارد. ما باید این‌درس‌را از

 

غدیر بگیریم‌و مطمئنا در این‌راه‌، دست‌قدرت‌الهی‌، كمك‌و پشتیبان‌ماست‌.

 

اراده‌ی‌الهی‌بر این‌است‌كه‌در این‌برهه‌از زمان‌،ان‌شاءالله‌كلمه‌ی‌حق‌پیروز

 

بشود و اسلام‌جایگاه‌برجسته‌ی‌خودش‌را در دنیا پیدا بكند و

 

این‌تلاشهای‌دشمنان‌هم‌، به‌جایی‌نخواهد رسید


در خيال خويش  ديشب  عكس آن  دلبر  كشيدم

زحمت   بسيار بردم   منت    بي مر     كشيدم

اول  از زلفش  كشيدم  تا كه سازم   خرمن گل

مستي چشمش چو ديدم پر زمي  ساغر  كشيدم

ميكشيدم  من  لبانش  نقطه اي   افتاد   بر لب

با  زبان   پاكش  نمودم  از ازل  بهتر كشيد م

ميكشيدم   ابروانش  تا  سحر  بر  صفحه دل

واي از آن ابرو كشيدن همچو يك خنجر كشيدم

ميكشيدم  در   خيالم   قامت   رعنای   او  را

راستی  قامت  قيامت  بودو من محشر  كشيدم

در   سخاوت   حاتم   طایی   گدای   آستانش

در شجاعت  عالمي بر  درگهش  نوكر  كشيدم

صبح  شد ديدم  كه  ديشب  در  نظرگاه  خيالم

عكس   مولايم   علی   مرتضي  حيدر   كشيدم


اما در آخر برای این پست جا دارد شعر زیبا ی که از دل شیدای 

 محروم آغاسی زبانه گشید است نهاده شود

 

 

  از ذکر علی مدد گرفتیم 

      آن چیز که می شود گرفتیم

            در غوطه آزمایش عشق

                  از نمره بیست صد گرفتیم

                     محکوم به حبس عشق گشتیم

                             حکم ازلی ابد گرفتیم

                                 دیدیم که رایت علی سبز

                                       معجون هدایت علی سبز

                                             در چنبر آسمان آبی

   

 خورشید ولایت علی سبز

                از باده حق سیاه مستیم

                       هماز حمایت علی سبز

                           دستار شهادت علی سرخ

                                    لبخند رضایت علی سبز

                                          در نامه ما سیاه رویان

                                              امضای عنایت علی سبز

 

 شمش جمال حیدرکرار شیر یزدان امام دلها.امام متقیان مولای خوبان

پدر حسنین وزینبین مطلوب کل طالب امیرمومنان علی دلها

صلوات

+ نوشته شده در یکشنبه 17 دی1385ساعت 3:25 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام وادب محضر مبارک همه دوستان وبلاگ سید

این عکس راهدیه به همه دوستدارن اهل بیت (ع) می کنم؟

وبلاگ  سید خانه دوستداران آل علی (ع).

مهری از مهر علی کنده به یاقوت دلم

از ازل تا به ابد شکر کنم حکاک را؟

اینجا همه چیز کربلای گشته

چون عشق حسین یک کلامی گشته

حیدر علی ،فاطمه زهرا گشته

عباس علمدار ،حسینی گشته

همه جا یا علی جان مدد.

موفق ودولت عزت حیدری.

بنده خاکی خدا .سید محمد

+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 3:10 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

باید بدانند که حق باماودر نزد ماست،واین سخن را کسی جز ما نمی گوید؟........حضرت مهدی(عج)

                  گر دیده ام ندید رخ دلربای تو.................دل پر زند به سینه من در هوای تو

           خواهم که جای پای تورا بوسه هازنم..............در حیرتم که هست کجا جای پای تو

آقا جان با قدسیان آسمان من هر شبی یا هو زنم .از عشق روی ناز تو مدهوش.وافلاکی شوم.

سلام برسید ومقتدامان حضرت مهدی آقاجان ،حضرت والا باچه زبانی .باچه دلی.باچه نامی بخوانمت .وباچه مذهبی بگویمت

بگویم.دوستدارم بگویم

محسن .حامد.احمد.منعم.خاتمالائمه.ابوالقاسم.اباصالح.خاتم الاوصیا.احسان.قطب.

خلف.مضطر. قائم الزمان.خلیفه الله.قیم الزمان.خلیفه الاتقیاء.ناطق.قاطع.فتح.

بقیه الله.کاشفالغطاء.داعی .ثائر.کمال.رب الارض.نورالاصفیاء.کمله الحق.

سدره المنتهی.نور الاتقیاء.لسان الصدق.صاحب الغیبه.ولی الله.میزان الحق.

صاحب الزمان.وارث.منصور.صاحب الرجعه.هادی.حجت.صاحب العصر.

منتقم.حق.صالح.منتظر.حجاب.صاحب الامر.موعود.برهان الله.طالب التراث

.عالم.صاحب.عدل.قائم.غوث.ضیاء.غایب. غایه القصوی

.خلیل.فجر.باسط.منان.مدبر.مامول.نورآل محمد(ص).

نجم.بلدالامین.بقیه الانبیاء.تالی.حاشر.لواءاعظم.خازن.صمصام الاکبر.

عین الله.یدالله . روح الله .یعسوب الدین.یاجابر.

یا بگویم تورا به نامهای که دوستانت صدایت می کنند.

فقیه. جعفر. ناحیه مقدسه.رجل. سید.مولا.صاحب الدار.غریم.صاحب الناحیه..

سیدی چه بگویم نام تو را.چه بخوانم نام تو را چه بگویم چه بگویم چه بگویم

.آقاجان مگر پدر بزرگوارت حضرت امام حسن عسکری(ع) نفرمود:سوگند به خدا

حضرت مهدی(عج)آن قدر غایب می شود که در زمان غیبت ((طولانی اش))

از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای بزرگ او را بر عقیده به

امامت مهدی(عج) ثابت گرداندو به اوتوفیق دهد که برای تعجیل فرجش دعا کند.

یا الله یاالله یاالله از نهان دلم صدایت میکنم .و.قسم می دهم تو را به حسین/؟

یارب الحسین .به حق الحسین.به کربلای الحسین به ظهور حجت .....

آمین یارب آمین یارب آمین یارب

سلامتی روح وجان شیعه حضرت صاحب الزمان(عج) .پنچ صلوات.یاعلی

کپی برداری برای مذهب مقدس شیعه مجاز می باشد با نام سید

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 6:10 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

امام علی(ع) می فرمایند:یاران مهدی (عج) جوان اند

ومیانسالی در میان آنان نیست.

شعر دلی:تقدیم به ساعت مقدس صاحب الزمان (عج)

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی!

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی!

خلیل آتشین سخن ،تبربه دوش ، بت شکن!

خدای ما دوباره سنگ وچوب شد نیامدی!

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها!

دوباره صبح ،ظهر ،نه! غروب شد نیامدی !

برای ما که خسته ایم ودل شکسته ایم نه!!

آقا جون .ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی!!!!!!!!!!!!!!نیامدی نیامدی نیامدی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 30 مهر1385ساعت 6:37 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

  خدایا !سیمای فرخنده ولی خودت را در زندگی وپس از مرگ به ما بنمایان.....زیارت امام زمان (عج)

 

با عرض سلام به همه دوستان.امروز به حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی رفتم.ودعا گوی همه شما عزیزان بودم .امروز بعداز زیارت به بازارحرم شهرری مغازه یکی از مردان خدا که اسم ایشان بماند.رفتم بعداز اینکه با ایشان در باب نقش زندگی در عرفان وسلوک صحبت کردم وبعدبا ایشان حرکت کردیم ((که بنده را شرمنده خود کردند چون مغازه خود را بسته وبا حقیر آمدند)).بر سر آرامگاه زاهد بزرگ .عارف بصیر و سالک روشن ضمیر حضرت سید محمد الحق یقین.(که معروف به سید خراسانی بودند).رفتیم وبسیار جای نورانی و با روحی بود .وبنده آنجا چند شعر را در وصف بزرگان خواندم .که میگویم ..راستی حضرت امام هادی در باب زیارت حرم سید الکریم (ع) می فرمایند:هرکس زیارت کند قبر عبدالعظیم را در ری همانند آن باشد که قبر حضرت امام حسین را در کربلا زیارت کرد باشد.....برای آن بزرگ مرد محب آل محمد صلوات.

سلام بر سید دلها حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع)و دو امامزاده در جوارش

 

یا سیدی

ای غایب از نظر ها .....کی می شود بیای

پرده ز رخ بگیری ........صورت به ما نمایی

یا سید ی کجای ..من آمدام گدایی

هم دسته تو ببوسیم........ هم رو به ما ستای

هم دوره تو بگردیم......... هم رو به ما نمایی

یا سیدی کجای ..من آمدام گدایی

آقا جان جانم شود فدایت

تا بشنوم ندایت.......... دایم زنم صدایت

یا سیدی کجای ..من آمدام گدایی.......

آقا م آقام کجای... من مردم از جدایی ........آقاآقاآقا

بعد از این که بنده چند شعر دیگر را که در وصف حضرت بود خواندم.حاج آقا داود.یک شعر را با دلی از عشق رو به گنبده حضرت سید الکریم (ع) خواندن که بسیار زیبا بود.

شب

شب که همه تو خوابند ***** همه تو خواب نازند

چشمهای من بیدار *****عاشق  روی  یاره

به عشق مولام علی *****کنار سید کریم

میگم به صوت جلی***** علی علی یا علی

لهذا حرف عشق در باب این بزرگان بسیار است.تا عشقی دیگر یا علی

راستی بزرگان بسیار عزیزی در جوار حرم سیدالکریم (ع) آرمیده اند.برای شادی روح آن عزیزان صلوات

+ نوشته شده در شنبه 29 مهر1385ساعت 6:52 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

یا الله یا حق یا حی .............دست از طلب ندارم ،تا کام من بر آید.

یا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آید؟

یا خدا .سینه مالامال دردست ،ای دریغا مرهمی !

دل ز تنهایی به جان آمد ،خدا را همدمی !....

التماس دعا از همه دوستان عزیزم

+ نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 22:46 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

 

آقام آقام مولا مولا جاناجانا......

آقا دارم آتیش میگیرم.دارم میمیرم.دارم میسوزم.آقا گفتم دارم میرم مشهد دلم آرام بگیره دیدم نشد

گفتم آدم میشم نشد.گفتم همونی میشم که می خوای نشد .گفتم عاشق خوبت میشم نشد.

امدم مشهد آتیش گرفتم .به خدا دیدم آقا امام رضا .فریاد میزنه وای پدرم .وای جدم.وای علی.وای وای وای.چی بگم چی کار کنم؟ آقا عاشق خرابت هستم ولی دوستدارم .آقا دوستدارم آقا دوستدارم..وای آقا صاحب الزمان(عج) چه حالی داره چه نوای داره.چه اشکی داره.آقا به شما میگم منم در این .حال دعا فرماید.مهدی جان.

از نام علی مدد گرفتیم.....آن چیز که میشود گرفتیم

در بوته آزمایش عشق.....از نمره بیست ،صد گرفتیم

محکوم به حبس عشق گشتیم....حکم عاشقی صد .ده گرفتیم.

اینم هدیه من به شما...عکس درب ضریع امام علی(ع)

عکس ضریع کامل امام علی(ع)

عکس گنبد وبارگاه امام علی(ع)

همه جا یا علی مدد

+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 2:8 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

دوستان عزيز نايب زياره شما هستم در مشهدالرضا(ع).....

شب قدر برهمه عاشقان خدا مبارك

علي غريب است خدا مي داند

باز هم ضجه های غریبانه لحظه های یتیم از حوالی نوزدهم رمضان وزیدن گرفت ، دردها اوج و زخم ها تازه شد و چشم خونبار جهان یک بار دیگر با اشک های مذاب ، عروج عارفانه علی (ع) را فریاد کرد .

شعر جامه استاد شهريار

علي اي هماي رحمت

كه  به  مـا  ســوا  فـكـندي  هـمـه  سايـه هـمـا را

 

 

علــي اي هـماي رحـمت تو چه آيتـي خدا را

به  عـلي  شـنـاخـتم  مـن  به  خــدا قـسم خـدا را

دل اگـر خـدا شـنـاسـي همه در رخ علي بين

چـو  عـلــي  گـرفـتـه  بـاشـد  سر ِ چشـمـه بـقا را

بــه خــدا كـه در دو عــالـم اثــر از فـنـا نـماند

به  شــراب  قـهر  ســوزد  هــمـه جـان مـاسـوا را

مـگـر  اي سهاب رحـمـت تو ببـاري ارنه دوزخ

كــه  نــگيــن پـادشــاهـي  دهـد از  كــرم گــدا را

بــرو  اي  گــداي مسكيـن در خــانه عـلي زن

چــو اسيـر تـوســت اكـنـون بــه اسيـر كـن مــدارا

به جـز از عـلي كه گــويد به پسر كه قاتل من

كه  عــلــم  كـنــد بـه عالــم شـهــداي  كـربـــلا را

به جــز از  عــلي كـه آرد پسـري ابوالعجاعب

چــو عــلي كـه مـي تـوانـد كه به سـر بـرد وفا  را

چــو بــه دوســت عـهد بنـدد ز ميــان پاكبـازان

متحـيـّـرم  چــه  نــامـم  شــه  مـلـك لافــتـي  را

نه خــدا توانمش خواند نه بشـر تـوانمش گفت

كــه ز كــوي او  غـبــاري بــه مـن  آر طــوطـيـا را

به دو چشم، خونفشانم هَله اي نسيم رحمت

چــه پيــام هــا سپـردم هـمـه ســوز دل، صبــا را

به اميـد آن كه شــايـد بـرسـد بـه خـاك پايـت

كــه  ز  جـــان  مــا بـگــردان  ره  آفــت  قــضـا را

چو تويـي قضاي گردان به دعـاي مستمنـدان

كـه لـســان غـيـب خـوشـتــر  بـنـوازد  ايـن  نوا را

چه زنم چـو نـاي هر دم ز نـواي شـوق او دم

بـــه   پـــيــام   آشـنــايــي  بـنـــوازد   آشــنـا   را

همه شب در اين اميدم كه نسيم صبح گاهي

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهريارا

ز نــواي مــرغ يـاحـق بـشنـو كه در دل شـب

استاد شهريار

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 21:11 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام