تبليغاتX
سید
قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند


به گزارش رهوا از یک منبع آگاه : قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا نكردند هرچه ازفرستادگان منتظري اصرار ازايشان انكار.تاآنجا كه خود منتظري شخصا به خدمت ايشان رسید وتمام كتابهايي كه درمورد ولايت فقيه نوشته بود را محضر  حضرت آقا قرار دادند

حضرت آقا تمام كتاب ها راجمع كردند وبه منتظري چند لحظه نگاه کردند و خنده کوتاهی کردند و فرمودند ولايت فقيه نوشتني نيست فهميدني است

این منبع نزدیک به بیت بهاءالدینی نقل میکند که از حضرت آقا پرسیدم چرا ايشان راتاييد نكرديد مگه شخص ديگري هم ميتواند .بعد از امام (ره) به مقام رهبری برسند

حضرت آقا فرمودند : البته هیچ كس حاج آقا روح الله نمی شود، ولی آقاسیدعلی خامنه ای حقیقت ولایت فقیه هستند و رهبر از همه به امام نزدیكتر است. كسی كه ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است. شما از ما قبول نمی كنید و تعجب می كنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقاسید علی خامنه ای رهبر آینده هستند و ايشان باز هم فرمودند :نظر ما سيد علي سید علی سید علی خامنه اي است

این منبع آگاه در گوشه ای دیگر از گفتگو با رهوا بیان کرد که :زمان می گذشت و به مرور زمان سخنان گهربار و گلواژه های بینش آفرین این پیر روشن ضمیر، بیشتر و بهتر عملی می شد. تا این كه رحلت حضرت امام خمینی قدس سره و انتخاب حضرت آیةالله خامنه ای (حفظه الله) پیش آمد.

محضر آقا جان رسیدیم و به عنوان خبر روز خدمتشان عرض كردیم. فرمودند:«ما مدتها پیش به این مطلب رسیده بودیم و نظر خود را بیان کردیم که هیچ کس بعد از حاج آقا روح الله  نمیتواند رهبر شود جز سید علی آقا و باید به ایشان كمك كرد تا تنها نباشد.

برپایه همین گزارش:قبل از ریاست جمهوری آقای خامنه ای روزی در بیت محترم حضرت آقا بهاءالدینی بودیم که آقای خامنه اي كه درآن زمان نماينده مجلس بودند به بیت ایشان (منزل)تشريف آورده اند و وقتي که آقای خامنه ای رفتند  آقا زیر لب فرمودند :خورشيدلحظه اي تابيد ورفت!

+ نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 23:4 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

مردم پس از خواندن خبر فوت کردان زیر لب با تعجب و گاهی به طعنه می پرسیدند, چه طور شد که حالا مرد؟ اوکه سالم بود! 

اینکه فشارهای روحی در سال  گذشته سبب شدت گرفتن ببیماری کردان بوده است,  مردم عادی را که شاهد تراژدی کردان در مجلس بودند را نیز متاثر کرد.

پیش تر  که موفق به گفت و گویی دو روزه با او شده بودیم, نه گله ای داشت و نه اندوهی. تنها در تعجب بود از دوستان سال های نه چندان دورش مثل  آقای لاریجانی  که  سال ها برایش و بجایش  صدا و سیما را مدیریت کرده بود, لاریجانی ای که خود تایید کننده  توانایی مدیریت کردان  برای  وزارت کشور نزد رهبر انقلاب بوده است و به یک باره می شود صحنه گردان نمایشنامه مرگ کردان که تنها کمی قبل از فوت همیشگی کردان اجرا شد, زمان گرفتن رای اعتماد در مجلس به او گفته بود باید محکم باایستی و ما هم می ایستیم [...]   

از عبدالله جاسبی گفت که روز اسیضاح با او تماس گرفته و خواهش می کند حالا  که می رود تا  آب رویش را بریزند, مواظب باشد تا  مبادا چیزی  هویدا کند که آب رویی از او برود. می گفت با هم رفیق بوده اند و جاسبی وقتی فهمیده در انتخابات ریاست جمهوری او به توکلی رای داده بسیار ناراحت شده است [...]

توکلی هم برایش سنگ تمام گذاشت در مجلس. می گفت تا چند سال قبل آقای توکلی هر کاری شروع می کرد من رو دعوت می کرد. همین روزنامه فردا را که راه انداخته بود یکی از کسانی که برای شورای سیاست گذاری دعوت کرده بود، من بودم و تا زمانی که روزنامه را درمی آورد من می رفتم آن جا و نظر می دادم که روزنامه چگونه در بیاید و چگونه در نیاید و چگونه عمل بشود. نمی دانست توکلی وزیر کار دیپلم دولت آقای رفسنجانی به خاطر  اجازه نگرفتن از  او برای تصدی وزارت, به گفته اش که آب روی او را خواهد ریخت عمل میکند[...]

در تعجب بود از آقای فاکر  که از زمان منبرهای دوران مبارزه اش در ساری تا پس از پیروزی انقلاب او را می شناخته و حتی در بسیاری از پرونده ها به نحوی با او مشورت می کرده و نظر های او را اعمال می کرده و یک باره وی را آماج تهمت ها قرار داد, کردان رفت جایی که با آقای فاکر برای گرفتن حق اش وعده کرده بود[...]

روزهای آخر, هیچ یک از دوستان کردان او را نمی شناختند [...]
روحش شاد و یادش همیشه زنده
نظام آباد
+ نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 15:15 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی ,امروز میخواهم این پست وبم را اختصاص بدم به مهدی آنیلی یا ادواردو آنیلی (به انگلیسی: Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک از پدری ایتالیایی و مادری یهودی پا به عرصه دنیا گذاشت.

جوانی که سر گذشت زندگانیش زیباست و فقط به خاطر اینکه دنبال حقیقت بود به دست خانواده ش به قتل رسید

جوانی که همه چیز را به عشق امام زمان (عج) کنار گذاشت و به ثروت پدرش و مقامی که در انتظارش بود پشت کرد فقط به خاطر حقیقت و عشق به اهل بیت علیه السلام

مهدی آنیلی در گوشه ای از نوشته خود نگاه خویش به ثروت و پاسخگویی در روز جزا ذکر می کند.توجه شما را به این نوشته جلب می نمایم: همه به خدا وابسته اند. بنابراین ثروتمند بودن قطعا در درجه دوم قرار دارد.، اگر قرار بر به اجرا گذاشتن ارزش های معنوی باشد، برعکس، معتقدم که شخصا روزی خود را از آن ثروتی که در اختیار من باشد رها خواهم کرد و به کشوری دور دست خواهم رفت، و بعد باز خواهم گشت . جدی می گویم.این موضوع می تواند شک و تردیدهای بیشتری برای پدرم ایجاد کند، ولی باید صبر کرد. آنچه امروز با آن مخالفت می ورزم به خاطر میل به قدرت نیست. البته قدرت زیبا جلوه می کند ولی خطراتی است که در دستان اشتباهی قرار گیرد. امور خانواده من وارد منطق منحرفانه خواهد شد. این همان دیگاه نخواهد بود. من با این جریان مبارزه خواهم کرد. نه به خاطر قدرت شخصی، بلکه برای منافع کلی تر. اگر قدرت خانواده ما در دستان اشتباه بیافتد، یک امر بسیار خطرناک برای کشور است.

... پدر من مسئولیت عظیمی در مقابل وجدان خود بر دوش دارد و به خوبی به آن آگاه است. و من فکر می کنم تا امروز به خوبی رفتار کرده است. ولی اگر در مورد جانشینی خود به درستی عمل نکند، او هم باید پاسخگوی مسئولت های خویش باشد و توضیحات خود را در مقابل خدا بیان کند. این را باید در مغز خود فرو کند.

ادواردو در جایی دیگر می گوید: زمانی که ما در آن زندگی می کنیم زمان انحطاط ارزشهاست . تنها هدف و اسطوره پول جمع کردن است . پول پرستی بسیار بدتر از مواد مخدر است . ما همه از رواج مواد مخدر درمیان جوانان نگرانیم ، اما متوجه نیستیم که به سمت دنیایی می رویم که اساس آن بر پایه مقدار حساب بانکی افراد است . اما همه اینها رو به پایان است وبه اعتقاد من در آینده بعد از یک شبه رنسانس وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه خردگرایی و تجربه گرایی دکارت نیست. مانباید فراموش کنیم که استثمار انسانها از طبیعت مقدمه ای برای بهره کشی انسانی از انسان دیگر است . درست نیست صنعت اتومبیل سازی که وظیفه اش زندگی دادن به میلیونها خانواده است بر عکس عمل کند . به اعتقاد من پول باید وسیله باشد نه هدف .
ادامه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 9:28 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزیز در جلسه عمومی در تاریخ 88/7/22 یکی از دوستان از حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی جویای راهکاری شدند از ایشان برای سلامتی اجتماعی در جریانات بعد از انتخابات که ایشان فرمودند:

گوشهایتان تنها به کلام رهبری باشد چون گوش ایشان به کلام حجه ابن الحسن(عج) است

توضیح :

جهت اطلاع عزیزانی که این مطلب را مشاهده میکنند و مقام شامخ علامه حسن زاده را نمیشناسند بگویم که ایشان ذوالفنون در همه رشته ها (اجتهاد ،اخلاق ، عرفان ، هیئت و ریاضیات ، طب و ....) هستند و بیاناتشان را خدای ناکرده از سر هوی و یا به واسطه سیاسی کاری نمیفرمایند.


ایشان مطلقا جز حق نمیگویند .

استاد بزرگوارشان علامه طباطبایی (صاحب تفسیر شریف المیزان - رحمه الله علیه) در وصف ایشان فرموده اند : آقای حسن زاده را کسی نشناخت جز امام زمان و خاک پای حسن زاده توتیای چشم طباطبایی !

حال خودتان تدبر کنید که وقتی اینچنین بزرگواری در رابطه با مقام معظم رهبری اینگونه میفرمایند ، رهبر عزیز و فرزانه ما چه شان و جایگاهی در نزد ولی مطلق نظام هستی (حضرت بقیه الله ) دارند و نافرمانی و خدای ناکرده بی احترامی به این سید بزرگوار چقدر جایگاه انسان را دچار سقوط و انحطاط میکند.

بیشتر مراقب باشیم خواه اصول گرا ، خواه اصلاح طلب و خواه فراجناحی
+ نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت 0:33 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام وادب محضرمبارک همه دوستان و بزرگواران عزیز ,تشکل «جنبش سبز علوي» با هدف بازيابي هويت مقدس اين نماد ديني اعلام موجوديت کرد.


ما پيشاپيش احيا شدن و بازيابي نماد مقدس سبز علوي را به همه پيروان ولايت علوي و همچنين ذريه ي واقعي و معنوي اهل بيت عصمت و طهارت نبوي تبريک مي گوييم و همانطور که آفتاب هميشه در پشت ابر نمي ماند ، حقيقت هم براي هميشه کتمان نمي ماند و روسياهي و رسوايي ابدي براي منافقان سياه دل باقي ماند که مي خواستند با اين نماد مقدس، مردم فهيم ولايت مدار را فريب بدهند و با نماد مقدس به جنگ مقدسات و تحريف حقايق بپردازند.

 اين تشکل « جنبش سبز علوي » با رويشي دوباره خط بطلان و پاياني بر کج راهه ي همه ي منافقان بخصوص سران خائن و دروغگوي آنهاست که از صبر و متانت نظام مقدس جمهوري اسلامي سوء استفاده کردند و چند صباحي عده ايي ساده لوح را فريب دادند و...


 اما اينک طلوعي ديگر است .


ما پيروان ولايت مطلقه فقيه با سرفرازي مانند سنوات قبل در عيد سعيد امامت و ولايت که روز اکمال دين است و عيد سادات و همچنين فرزندان معنوي علي ابن ابيطالب  مي باشد با مزين کردن محافل ديني به پرچم هاي سبز ، جشن علوي را برپا خواهيم کرد تا سيه روي شود هر که در او غش باشد .


" از طرف سيد حسين و محبان علوي "


 


دادم ز کف چندي تو را با آه و با افسوسها


رفتي به يغما ناگهان با خدعه ي سالوسها


اي رنگ خوب و نازنين گشتي چرا چندي عجين


با جلبک و گلسنگها با حمله ي ويروسها


کرکس نشد طوطي اگر پرهاي خود رنگي کند


راهي ندارد اين دغل در حلقه ي طاووسها


فردا به رقص و جنبشي بر گنبد ميناي دل


افتاده اي امروز اگر بر چهره ي جاسوسها


اين رنگ احيا مي شود ، شياد رسوا مي شود


مي خشکد اين مردابها در پيش اقيانوسها


بنگر نقاب ننگ را ، لبخند پر نيرنگ را


بر چهره ي شيادها بر روي اختاپوسها


اين روزها آيد به سر ، بيرق شوي بار دگر


گر اجنبي بندد تو را با حيله بر ناقوسها


اي سبز من قديس من ، زيباترين تنديس من


وا مي کنم روزي تو را از دست بي ناموسها

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 9:15 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

شهيد شوشتري كه از فرماندهان بزرگ دوران دفاع مقدس بودند پيشتر خاطراتي را از حضور فرزندان مقامات ارشد نظام در جبهه هاي دفاع مقدس منتشر كردند كه بخشي از آنها در سال 86 در يكي از رسانه ها منتشر شده بود . متن اين خاطرات بدين شرح است :

فرزندان آقا به دفعات در جبهه نبرد حاضر شدند و در عملياتهاي مختلف شرکت کردند؛ مثلا يک شب در عمليات «بيت‌المقدس 3» بود که ديديم «آقا سيد مجتبي» با پسر آقاي هاشمي رفسنجاني، آن جا ظاهر شدند.

آقا سيد مجتبي ناراحت بود، گفتم: چه شده؟ اشاره به عينکش کرد و گفت: اين لامذهب شکسته، گفتم: اين که ناراحتي نداره، گفت: آخه از عمليات عقب مي‌مانم و هي بايد به اين مشغول بشم. اين عمليات خيلي پيچيده بود و احتمال اسارت بعضي از نيروها مي‌رفت لذا بچه‌هايي شرکت کرده بودند که پيش گام تر از همه بودند.

من در اين فکر بودم که فرزند آقا و نيز فرزند آقاي هاشمي را از عمليات خط شکني دور نگه دارم، آنها هم اصرار داشتند که بايد شرکت کنند، البته آنها از اين که من مي‌خواهم آنها را دور نگه دارم بي خبر بودند. من به دوستانم پنهاني گفته بودم که عينک آقا مجتبي را درست نکنيد تا بچه‌ها بروند و اينها عقب بمانند، اما در هنگامي که من مشغول صحبت با بي سيم و انجام کارهاي ديگر بودم، ايشان عينک را گرفته بودند و با يک سنجاق موقتاً درست کرده بود و با فرزند آقاي هاشمي راه افتادند به طرف خط، من هر چه کردم نتوانستم آنها را نگه دارم و رفتند.

بعد با فرمانده لشگرشان تماس گرفتم و گفتم: اينها دارند مي‌آيند مواظب باش که در خط شکني شرکت نکنند.

روز بعد که به منطقه رفتم، ديدم اينها روي ارتفاعات «قَشَن» جايي که در نوک نقطه دفاعي قرار داشت و در محلي که واقعا هم تخليه مجروح از آن جا سخت بود و هم رساندن مهمات و آذوقه خيلي مشکل بود، قرار گرفته اند. من با برادرمان فضلي صحبت کردم و گفتم: آقاي فضلي، اين دو نفر به جاي خطرناکي رفته‌اند شهادتشان مشکلي نيست، اگر اسير شوند از نظر تبليغاتي برايمان خيلي گران تمام مي‌شود، ايشان گفت: من ديشب به آنها گفتم ولي داوطلبانه رفته‌اند.

نمونه ديگر در عمليات «مرصاد» بود که من بهترين و دقيق‌ترين اطلاعات را از اينها گرفتم. يک روز با تعداد زيادي از بچه‌هاي بسيجي، براي جمع کردن اطلاعات، داخل سنگر گرد هم حلقه زده بوديم، سنگر شلوغ بود، من اول نمي خواستم اين دو نفر شناخته شوند ولي خود به خود مشخص شدند.

در آن جا اين دو آقازاده چنان با شور و شعف کار مي‌کردند و چنان داوطلبانه آماده خط شکني مي‌شدند که روحيه افرادي که آنجا بودند چند برابر مي‌شد. من خودم از بچه‌هاي بسيجي و کساني که در اطراف ما نشسته بودند شنيدم که مي‌گفتند ما فکر مي‌کرديم فقط ما هستيم ولي وقتي مي‌بينيم پسر رئيس‌جمهور و ديگر مقام‌هاي بالاي مملکت اين چنين خود را آماده نبرد مي‌کنند، روحيه مي‌گيريم و قدر نظام اسلامي و مسئولان آن را بهتر مي‌دانيم.
+ نوشته شده در یکشنبه 26 مهر1388ساعت 16:56 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

در زمانه بسیار حساسی هستیم میگویند آخر زمان است 


قبول داریم و باور که آخر زمان است و دشمنان آماده برای حمله به مذهب مقدسمان 

بعضی وقتها که سایت ها وکتاب.روزنامه.مقاله های سیاسی را نگاه میکنم به کینه هزاران ساله این دشمنان

بیشتر پی میبرم

از جنگهای سلیبی تا رخنه کردن در لباس های مقدس

حال بعد از فرمایش ولی فقیه زمان .تک مرجع تقلید .نائب امام .رهبر عزیز و فرزانه حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله ) که فرمودند : دیگر از فتنه و خسارات بعد از انتخابات دوری کنید باز شاهد هستیم که بعضی از روحانی نماها که به معنای کلامه لانه و صدای کفار در قلب کشور شیعه را کنتور میکنند ,چه ساده لوحانه و حمارانه حرفهاو تهمتهای خود را بیان میکنند

مگر غیر از این است که در فقه اسلام مرجعیت نباید به کسی فحاشی ,تهمت,غیبت نکند .

حال بعد ازفحاشی عریان .اینبار پای خود را فراتر از لانه خود گذاشتند و به مرجعیت و روحانیت محترم شیعه توهین میکنند

که من بودم که ایستادم .فلانی و فلانی احمق هستند که پیام تبریک دادند

فلانی ساده لوحی هست که امام جمعه است .و در جای دیگر با چشمهای فنته آلود میگوید فلانی که در فلان منسب هست قصاب است

مرا ببخشید

اشک در گلویم ریخته و خون در چشمانم نشسته چه شد که اینگونه شد را الله میداند

باید پرسید

باید گفت

باید رساند که

چه چیز را !!!!!

 گوشه ای از خاطرات : کتاب  یک جاسوس شما را روج دهم

برای آنانکه خاطرات "مستر همفر" جاسوس انگلیسی را خوانده اند البته زیاد عجیب نیست که این حکایت را بخوانند :


ماجرا از این قرار است که چند دهه پیشتر و در عراق ، پس از "ارتحال" یکی از مراجع بزرگ تقلید ، طبق سنت معمول، غسل و کفن و نماز خواندن بر آن مرجع بر عهده ی مرجع بعدی بود ، مرجع جدید  در حال غسل متوجه مساله ی عجیبی شد ، وی با کمال ناباوری دید که یاللعجب ! مرجع مرحوم بزرگوار ختنه نفرموده و در واقع مسلمان نبوده اند !


بعد ها معلوم شد ایشان از نفوذی های سرویس های اطلاعاتی انگلستان بوده اند و با رشد در حوزه علمیه به درجه مرجعیت نائل آمده اند.

حال پیدا کنید پرتقال فروش را !!!

خاطرات خواندنی یک جاسوس در همین بلاگ

+ نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 4:7 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

شهید ضرغام اعتقاد داشت: به برکت وجود امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، خیلی از اشخاص به گونه ای "حرّ زمانه" شدند


 
برای سرش 11 هزار دینار عراقی تعیین کرده بودند و 17 آذر 59 که به شهادت رسید پیکر بی سرش را در تلویزیون عراق نشان دادند و اعلام کردند یکی از جلادان خمینی را کشته ایم.

کی فکرش را می کرد این شاهرخ قلدر با آمدن امام خمینی (ره) 180 درجه تغییر کند؟ همان آدم ساده و بی ریایی که روی سینه اش "خمینی فدایت شوم" را خالکوبی کرده بود. می گفتند: «وقتی راه می رفت زمین زیر پایش تکان می خورد. شیر بیشه جنوب بود و وقتی می غرید بهمن شیر و نخلستان های ذوالفقاریه، رستم را به یاد می آورد و آرام سر به آرامش می گذاشت، زیرا این شاهرخ زور قوتش را از نفس عشق مولایش علی (ع) به بیکرانه بیکران این دیار به یادگار برده بود.»

لابد، وقتی هم در قصر شیرین همراه دکتر چمران بوده، ضد انقلاب های بی دین، چه قدر کاسه کاسه می کردند و منتظر فرصتی بودند که این قد رعنا را به بهترین شکل به شهادت برسانند... آن ها وقتی هیبت شاهرخ را می دیدند لابد خودشان را از کوه پرت می کردند. مثل شب هایی که شاهرخ به سنگر عراقی ها شبیه خون می زد و آنها اسلحه های خود را می گذاشتند و فرار می کردند، آنها وقتی هیبت درشت و صورت گل آلود شاهرخ را در آستانه سنگر خود می دیدند فکر می کردند غول دیده اند و تا نفس داشتند فرار می کردند.

سالاری بود به خدا... اما همان قدر که بزرگ و پرهیبت بود همان اندازه هم گمنام بود. گفتند هنوز مفقودالاثری و نمی دانم چرا این روزها من احساس کرده ام که باید تو را از مفقود بودن در بیاورم! من تو را تنها چند روزی است که پیدا کرده ام و تازه آن موقع که همرزم ات تصویر چهره ی پر ابهّت و هیکل رعنایت را به من نشان می داد، کمی از شخصیت ات را شناختم. به خود می گفتم ای کاش زودتر می فهمیدم که شاهرخی هم هست تا می توانستم در سالروز شهادت ات، تو را از گمنامی در بیاورم ... در حالی که شنیده بودم 17 آذر شهید شده ای، اما چند هفته ی بعد برای درآوردن مناسبت های هفته، ناگهان در تقویم ام نام تو را در 17 دی می بینم! این تفاوت روایت تقویم ها هم عجب حکمتی دارد ...

همین مسئله بهانه ای می شود که یک ماه بعد برایش گرامی داشت بگیرم و چقدر زود به آرزویم که معرفی او و همرزمان اش است می رسم. از آنجایی که قبلا حاج آقای اسماعیلی _ از فرماندهان کمیته ی سابق و یکی از فرماندهان جنگهای چریکی را در یک محفل خاطره گویی دیده بودم و می دانستم که ایشان از همرزمان شهید ضرغام هستند، با پسر ایشان که از دوستان هستند تماس گرفتم و گفتم که خیلی علاقه مندم تا خاطرات ایشان را در مورد آن شهید گمنام و ماه های اول جنگ تحمیلی بشنوم. محمد آقا هم زحمت کشیدند و مسئله را به ایشان گفتند. خیلی برای من جالب بود که حاج آقا با آن سابقه و کوله باری از تجربیات ارزنده، حاضر به هم صحبتی با یک نسل سومی بی تجربه شدند و با آغوش باز در مورد شهید سخن می گفتند.
 
 وقتی وارد منزلشان شدم، دیدم در دست ایشان تصاویری از دوران جنگ و نیز چند تصویر از شهید ضرغام است  که یچند تصویر را تا حال هیچ کجا ندیدم و با شور و حرارت خاصی به توضیحات درباره ی آنها می پردازند و گویا ذهن ایشان مملو از خاطراتی است که از انقلاب اسلامی گرفته تا آغاز جنگ و پایان آن، ناگفته های فراوانی دارند.
ادامه مصاحبه خواندنی و دیدن عکس فرماندهان جنگهای چریکی ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 4:55 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

شهید مظلوم

جمعه گذشته مسجد سید قطب سنندج رنگ خون گرفت .دست های پلید استکبار از آستین مزدوری خبیث بیرون آمد و ماشه کوته فکری را بر روی عالم متعد و فرزانه و ولی شناس چکاند

آری,ماموستا حاج ملا محمد شیخ  الاسلام به خیل عظیم شهدا پیوست .

 مردم سنندج او را منادی راست قامتی و اتحاد و اتفاق می داستند.

او تمسکش حبل الله  ,تولایش حب الله و تبری اش از عناصرمزدور و خود فروخته ای بود که نهروانی می اندیشدند و سرهای خود را در آخور دشمن داشتند .

رهبر فرزانه انقلاب عاملان این جنایت را اربابان فرعون صفت و قاورن منش دستگاه استبداد و استکبار نامید و ایشان را شهید مظلوم لقب دادو برای {شهید مظلوم} ماموستا همین بس که رهبری عادل و ولی فقیه عالم ایشان را {شهید مظلوم }بنامند.

اما انتظار میرفت کسانی که برای کشته شدن قانون شکنان و حاضران در اغتشاشات پس انتخابات ریاست جمهوری عنوان مقدس {شهید} داده وبرایشان {شهید مظلوم}  نوشتند ,امروز و در پی شهادت ماموستا شیخ الاسلام و سه عزیزدیگر خدمتگزار به مردم کردستان هم {نامه} می نوشتند.

آیا کسانی که از کشته شدگان اغتشاشات و براندازان نظام را شهید مظلوم می دانند به راه و روش شهید ماموستا هم اعتقاد دارند یا از به شهادت رسیدن یک مرید واقعی رهبری و متعهد به ولایت خرسندند ...

منبع : رهوا

+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 2:0 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

این روزها دل هر مومن شیعه ای  از تهمت ها و لجن پراکنی های بعضی از سایتهای که توسط افراد بی کفایت و زده ولایت مدیریت میشودو گج اندیشهای خود را به ذهن مردم فهیم و ادیب فرو میکنند به درد می آید

به درد میآید وقتی میبنید که چه ساده در ماه مبارک رمضان به مومنی افتراء میبندند و به قول خودشان عجب تحلیلی شد! این تحلیل نیست این یک بستر بیمارگونه از ذهن شماست که حرکت بسیار زیبا و مردمی را خرافه گرايي و قدم نهادن در مسير کژراهه مشغول میدانید

وقتی مشاهده میکنی فرزاد جمشیدی را به جرم و گناه اینکه مجری توانا و نخبه این کشور است که گوش به درد دل مردم میدهد و میگوید چشم مریض شما را هم معرفی میکنم تا تمام مردم روزه دار آنها را دعا کنندمورد حمله قرار میدهند و میگویند جام جم شده است امامزاده صدا و سیما باید چه گفت ..!

اما هر مومنی میداند که فردی که بیمار دارد به هرکجا و هر چیز متوسل میشود حال چه بهتر به جای اینکه بیاید به پشت در اتاق های زردوز شما .میرود جای که دمی صدای درد دل او را گوش دهند خوب چه جای بهتر از برنامه سحر ماه مبارک رمضانو گوش شنوای مجری مومن و دلسوز آن برنامه  که وقتی صدای با گریه و ناله مردم را میشنود می آید و غرور خود را زیر پا گذاشته و با چشمهای گریان و صدای اشک آلود میگوید مردم مومن مردم دین رسول مردم عزیز دعا کنید ............

اما افسوس که باید دید فرزاد به پاس احترام به مردم مورد حمله شدید قرار میگیرد از طرف سایتهای گج اندیش و مدیران بی کفایت آن سایتها

اما حقیقت فرزاد 

او را مي‌شناسيد از همسفران قبله است. بيشتر وقتي او را مي‌بينيد كه قنوت‌هايتان مي‌خواهند حجم ابرها را جابجا كنند. او مي‌آيد مقابل آيينه‌كاري چشمان شما مي‌نشيند و تكثير مي‌شود به تعداد همه كساني كه با چشم‌هايشان لبخندها و اشك‌هايش را دنبال مي‌كنند. حلاوت كلام او مثل شيريني رطب سحري است و آنگاه كه حرف مي‌زند آدم‌ها احساس مي‌كنند در این عالم نیست و در گوشه ای از بهشت رضوان در حال سحری هستند . حالا او چند سالي است كه سخنگوی سحری ماست و حنجره‌اش پلي شده بين چشم‌هاي باراني مردم و آسمان پر دعای ديدن و شنيدن ها

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 7:14 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

مارفتیم و گشتیم ، دیدیم از شهید خبری نیست. از صبح تا غروب گشتیم، ولی هیچ شهیدی نبود. نزدیکی های غروب همین طور که مشغول بودیم و دیگر نا امید شده بودیم ، آبی خوردیم و گفتیم:« خدایا! چه حکمتی است؟ این پیرمرد نور سبز می بیند، ولی ما چیزی پیدا نمی کنیم.

 

پس از پایان جنگ ما در مسیری که می رفتیم(آن مسیر در کردستان عراق بود) یک پیرمرد کرد عراقی به من گفت:« شما دنبال شهید می گردید؟» گفتم:« بله » گفت: « بالای این تپه ، جنگی بین ایران و عراق بوده است، بالا بروید و بگردید، این جا شهید دارید.»

وقتی ما نقشه را نگاه کردیم ، دیدیم که طبق آن نقشه ی جنگی که در آن زمان داشتیم ، این جا جنگی نشده ، ولی کرد عراقی گفت : چرا !شما این جا شهید دارید. گفتم: شما چه اصراری دارید که این حرف را می زنید؟ گفت:« من در شب های جمعه ، نور سبزی را از اینجا می بینم، این جا احتمالأ شهید هست»

مارفتیم و گشتیم ، دیدیم از شهید خبری نیست. از صبح تا غروب گشتیم، ولی هیچ شهیدی نبود. نزدیکی های غروب همین طور که مشغول بودیم و دیگر نا امید شده بودیم ، آبی خوردیم و گفتیم:« خدایا! چه حکمتی است؟ این پیرمرد نور سبز می بیند، ولی ما چیزی پیدا نمی کنیم.»

وقتی فکر می کردم، با نوک سر نیزه هم زمین را خط می کشیدم که یک دفعه دیدم نوک یک پوتین پیداست و در همان حال یکی از بچه ها آنطرفتر بلند شد و فریاد زد که: «این جا من یک شهید پیدا کردم» به هر حال به خودمان آمدیم دیدیم آن روز خدا را شکر حدود چهل شهید پیدا کردیم.

گفتیم این نور سبزی که بود، حتما برای همین شهدا است. یکی دو هفته گذشت و خواستم از منطقه رد شوم که دوباره آن پیرمرد را دیدم و از ایشان تشکر کردم و گفتم: خیلی از شما متشکرم ، آدرسی که شما به من دادید، ما رفتیم  و آن جا شهدایمان را پیدا کردم.

گفت: نه ، هنوز در آن جا شهید هست و من دو باره شب جمعه آن جا نور سبز دیدم. خیلی تعجب کردم. با خودم گفتم: دفعه ی قبل پیرمرد دروغ نگفت،ما رفتیم و پیدا کردیم. این بار هم حتما واقعیت دارد!

خلاصه از صبح بچه ها را بسیج کردیم و به آن جا رفتیم و گفتیم: حتما اسراری در این تپه هست. هر طوری که شده،باید وجب به وجب این جا را بگردیم و شهید پیدا کنیم. اما هرچه گشتیم شهید پیدا نشد، ظهر شد شهید پیدا نشد، عصر شد ، شهیدی پیدا نشد و ما باید ساعت پنج بعد از ظهر از منطقه برمی گشتیم.

ساعت چهار خیلی  خسته شدیم و گفتیم: شهدا ما خسته شدیم، شما خودتان به ما کمک کنید تا شما را پیدا کنیم همین که نشستیم تا رفع خستگی کنیم، یک لحظه یکی از بچه ها با سر نیزه روی زمین را کوبید ، دید نوک یک پوتین پیدا شد و سریع خاک ها را به اطراف ریختیم، دیدیم لباسش لباس ایرانی است و کاملا خاک اطراف جنازه را خالی کردیم. دستم را توی جیب این شهید فرو بردم واز جیبش یک کیف پلاستیکی در آوردم. در داخل آن یک وصیت نامه بود که همه ی آن سالم بود و اصلا نپوسیده بود.

دفعات قبل که می رفتیم، کارت شهید پیدا می شد و این کارت بعد از چند لحظه که از خاک بیرون می آمد و هوا می خورد،آثار نوشتنی اش پاک می شد ولی این کیف از حکمت خدا اصلا نپوسیده بود. وقتی کیف را باز کردم ، دیدم این شهید وصیت نامه ای نوشته است. باز کردم و یک نوشته ی طولانی را که هیچ آثار پوسیدگی در آن نبود، بیرون آوردم و شروع به خواندن آن کردم. داخل آن نوشته بود : من سید حسن، بچه ی تهران و از لشکر حضرت رسول (ص) هستم و..... به اصل نامه اش که رسیدم، نوشته بود:

پدر و مادر عزیزم شهدا با اهل بیت ارتباط دارند. اهل بیت شهدا را دعوت می کنند. فردا شب، شب حمله است. بدانید که شهدا برحق اند. پشتوانه ی این مملکت، امام زمان(عج) است. اگر این اتفاق نیفتاد،هر فکری که شما می کنید، بکنید.

پدر و مادر عزیزم من در شب حمله،یعنی فردا شب به شهادت می رسم. جنازه ی من،هشتسال وپنج ماه و بیست و پنج روز در منطقه می ماند. بعد از این مدت، جنازه ی من پیدا می شود و زمانی که جنازه ی من پیدا شود، امام(ره) در بین شما نیست. این اسراری است که ائمه(ع) به من گفتند و مرا به شهادت دعوت کردند و من به شما می گویم:به مردم دلداری بدهید، به آنها روحیه بدهید و به آنها بگویید که امام زمان(عج) پشتوانه ی این انقلاب است، بگویید که ما فردا شما را شفاعت می کنیم و بگویید ما را فراموش نکنند.

همانطور که نشسته بودیم،دفتر و مدارک دنبالمان بود،سریع مراجعه کردیم و عملیاتی را که لشکر حضرت رسول (ص) در آن شب انجام داده بود، پیدا کردیم، دیدیم درست همان تاریخ بوده که هشت سال و پنج ماه وبیست و پنج روز از آن گذشته است!

 

 راوی: سرهنگ حسین کاجی –"کتاب خاطرات ماندگار"(خاطرات پخش شده دفاع مقدس از رادیو معارف) صفحه :194-192

+ نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 6:56 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

ادامه نامه به آقای لاریجانی!

...امشب مجهز تر بوديم هر نفر يك باتوم داشتيم ،اول از وليعصر روبروي پارك ساعي شروع كرديم و بعد از آزادی آنجا  رفتیم خيابان گاندي  ، دير رسيده بوديم ، برادرا قبل از ما زحمتشون رو كشيده بودند ، بعد رفتيم روبروي پارك ملت كه خدا قسمت كرد و همشون رو جمع كرديم ، بعد رفتيم پارك وي كه دست حزب الله بود شکرخدا ، بعد رفتيم سر زعفرانيه كه به قول بچه ها ي جبهه که حدودا 6-5 تا شون با ما بودند ، محور عملياتي سختي بود.وسط ولي عصر آتش روشن کرده بودند كه در آن 5 تا موتور  آدمهای ريشو و چند تا سطل آشغال مشغول سوختن بود. غوغايي بود ، تعدادشون هم خيلي زياد بود كه در نهايت ظرف حدودا 30 دقيقه با دادن چند تا جانباز از ناحيه سر و چشم و بیضه و ... ،  به حول و قوه الهی دهنشون رو سرویس کردیم .

لازم به ذكر است كه ازاين عمليات برخوردهاي محكمتري با عوامل اغتشاش و سنگ اندازی مي كرديم و مثلا اگر بعد از سنگ اندازي داخل خانه هايشان سنگر مي گرفتند و از آنجا سنگ مي انداختند با شكستن درب  حیاط خانه ها  به داخل حياط و پاركينگ آنها مي رفتيم و با شكستن شيشه اتومبيلشان انتقام سر هاي شكسته و موتورهای سوخته بچه ها را مي گرفتيم.

 

البته با شناسايي دقيق توسط نيروهايي مثل من كه ريش نداشتند .چون دستمان به خودشان که نمي رسيد ، يا فرار مي كردند و متفرق می شدند  و یا به داخل محوطه داخلی خانه شان مي رفتند ، كه ما هم  فقط  تا پاركينگ مي رفتيم.

از زعفرانيه رفتيم تجريش كه خبري نبود ،بعد نياوران که باز هم خبري نبود ، از آنجا رفتیم پااسدارن روبروي برج سفيد كه اراذل و اوباش ساير برادر هامون رو  زمين گير كرده بودند و به اذن الله پس از آزادی آنجا با ذكر حيدر (ع)به آزادسازي خيابانهاي اطراف مانند امير ابراهيمي پرداختيم  و بعد از آزادي كامل و تثبيت ، موقعيت را به ساير برادر هاي لباس شخصي سپرديم. ( قابل توجه شما آقازاده يكي از مسئولين رده بالاي مملکت كه مدرك دكترا هم دارد . و بلا نسبت شما  بچه حزب اللهي است چماق بدست جزو برادران حافظ موقعيت مذكور بود .)و به سمت ميدان هروي و تپه شمس آباد كه بنا به خبرهاي رسيده دست اراذل بود حركت كرديم .نيروي گشت ارشاد خيابان منتهي به تپه را بسته بود و يكي از آنها در پاسخ سئوال ما كه چه خبر است گفت كه  آقا بالا نرويد تعدادشان خیلی زياد است ، خوب بنده خدا تقصير نداشت ديگر ،  وقتي چند سال كارت اين باشد كه به جوانهاي مردم براي مدل مو گير بدهي  ، روحيه حماسي ات  تبدیل به روحيه مورد گيري مي شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 0:52 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

آنروز که یکی از مداحان مشهور ، قالیباف ، شهردار تهران را "عمر سعد" زمان خطاب کرد،بسیاری ،از جمله ، نگارنده این سطوربه نکوهش این تشبیه پرداختند.

در نگاه ما قالیباف کسی بود که در اطاعت از اوامر رهبری حاضر به هر گونه گذشت و ایثار و فداکاری بود، ما اورا سردار با بصیرت ولایت می دانستیم .

بعضی از دلسوزان ،حضور جریان اصلاح طلب در اطراف او را خطرناک وآغاز سواستفاده و حتی استحاله او می دانستند و به حاشیه رفتن نیروهای ارزشی و سر کار آمدن مدیران فاسد اخراجی در شهرداری را نشانه آن می دیدند.

اما قالیباف ، ساده اندیشانه شعار"مدیریت فراجناحی" را تکرار می کرد ،غافل از اینکه این شعار دهان پر کن صرفا جنبه تبلیغی دارد وحتی سیاستمداران غربی که خود مخترع این گونه اصطلاحات هستند به آن اعتقاد عملی ندارند.

مگر میشود با افرادی که با نیات ماکیاولیستی برای رسیدن به اهداف خود، با لگد مال کردن قانون و عبور از رهبری و بپا کردن فتنه،اعمال خود را توجیه می کنند همکاری کرد؟!

با گذشت زمان ، خبرهائی از شهرداری می رسید که باعث نگرانی می شد.

رهبرمعظم انقلاب بارها مواردی از جمله "ملاقات مردمی " را به آقای قالیباف توصیه فرمودند،اما ایشان با لفاظی و سفسطه ، صراحتا عدم اعتقاد خود به ملاقات مردمی را ابراز می داشت.
حذف دیدار مردمی با شهردار تهران در مناطق ، باعث قدرت گرفتن مافیای فساد شهرداری شد ، مافیائی که رهبر آگاه آنرا به"اژدهای هفت سر" تشبیه نمودند.

حلقه دور شهردارتهران ،معروف به "حلقه مشهدیها"هر روز تنگتر وتنگتر می شد؛ تا جائیکه بسیاری از تصمیم ها در اتاق مشاور عالی که "رئیس مشاوران شهردار" هم بود گرفته واجرا میشد.

آن هنگام که قالیباف بر فراز ابرها مشغول حمل مسافر بود،مهره های اصلاحات با شعار ضد "احمدی نژاد" مراکز ریز و درشت در شهرداری را تصاحب کرده ،آنجا را پایگاهی برای دست یابی به اهداف بعدی خود قرار دادند .

اگر بخواهیم نمونه ای از"ساخت مسجد ضرار" ، بنائی که برپایه سست ریا ونه بربنیان محکم تقوی ساخته شد را، نام ببریم قطعا اقدامات شهرداری تهران بهترین مثال است .

صرف هزینه های گزاف در حوزه های غیر مربوط ،چاپ نشریه ها وسایتهای رنگارنگ ،پرداختن به چند پروژه نامی وتلاش برای اتمام سریع و تبلیغات پر سر وصدا برای آنها ،با انگیزهای خاص سیاسی نمونه هائی از آن هستند ، حال آنکه روی دیگر سکه ، افزایش فساد و زد وبند های پشت پرده و فشار سنگین بر مردم بود.


اوج حرکت این جریان در ایام انتخابات نمودار شد، جریان اصلاح طلب با همسو کردن برخی اصولگرایان منتقد فاقد بصیرت ،از امکانات شهرداری، برای شکست احمدی نژاد بهره بردند ، ازاین دست می توان به شیطنتهای شهرداران برخی مناطق ، بستن مترو مصلی توسط پسر هاشمی بر روی طرفداران دکتر احمدی نژاد و حمل و نقل رایگان حامیان موسوی درتجمع غیر قانونی خیابان آزادی گرفته.... تا تخریبهای بیرحمانه سایت ها و روزنامه همشهری اشاره نمود.

همه اینها در حالی صورت می گرفت که قالیباف خود منکر هر گونه دخالت شهرداری له یا علیه نامزدهای انتخاباتی بود.

خدا رحمت کند عالم گرانقدر حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی را ایشان بارها توصیه می فرمودند:

همنشین تو باید از تو به باشد تا تورا عقل و دین بیافزاید ،ایشان می فرمودند اگر یک حبه قند را بر روی ( و نه داخل) یک بشکه نفت قرار دهند بعد از چند روزبوی نفت می گیرد، مثال همنشینی با بدان نیز همینگونه است .

شاید جناب قالیباف خود نیت تخریب دولت را نداشته باشد ،اما حضوراطرافیان معاند با دولت و حتی بعضا مخالف نظام ورهبری.موقعیت شهردار ی را به تدارکات چی جناح اصلاح طلب واپوزوسیون خارجی تنزل داده است .

در پایان توصیه دوستانه به آقای قالیباف این است که برادر عزیز ، سربلندی در آزمون ولایت پذیری تنها به گفتار نیست بلکه در محک فتنه ها ست که مردودی یا قبولی افراد مشخص می شود ،شاید جناب عالی در جهاد اصغر "جنگ تحمیلی" عملکرد قابل قبولی از خود ارائه کرده باشید، اما ،آیا در جهاد اکبر مبارزه با نفس وتمکین در برابر اوامر رهبری و عدم تخریب رئیس جمهور و دولت نیز موفق عمل کرده اید؟

     با علی در" بدر" بودن شرط نیست            ای برادر" نهروان" در پیش روست

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 18:33 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

گزارش تحقیق و تفحص مجلس در سال ۸۵  درباره عملکرد مرکز امور مشارکت زنان بمدیریت زهرا شجاعی

عدم مصرف بودجه در محل خود و سوءاستفاده از مقام و موقعيت اداري و اعتبارات دولتي - شركت دادن همسر، فرزندان، خواهران و فاميل در معاملات مركز - دريافت وجوهي از نهادهاي بين المللي به صورت ارز كه هيچ كدام در صورت هاي مالي ثبت نشده است از تخلفات مرکز مشارکت زنان در زمان تصدی زهرا شجاعی بوده است

 

دیروز خبری را خواندم به گزارش ایرنا به نقل از ((خبرنامه دانشجویان ایران)) با این عنوان ((زهرا شجاعی در شهرداری تهران))

این پیشنهاد یعنی حضور زهرا شجاعی  در پست مسئول امور زنان شهرداری تهران را هادی ایازی مشاور عالی شهردار تهران به جناب قالیباف داده تا جمع حامیان میرحسین موسوی -شما بخوانید قانون گریزان- در شهرداری تهران جمع باشد.

البته پیشنهاد بنده به عنوان یک شهروند تهرانی به جناب قالیباف این بود که بهتر است اداره پست مسئول امور زنان شهرداری تهران را هم به جناب ایازی بسپارید تا عدد شغلهای ایازی در شهرداری تهران دو رقمی گردد.

به هر حال زهرا شجاعی به قالیباف معرفی شده و تصدی او بر این پست نزدیک است- اما زهرا شجاعی کیست و چگونه مدیریت میکند؟

برای شناخت هرچه بیشتر زهرا شجاعی نظر شما را جلب میکنم به ((گزارش تحقیق و تفحص مجلس درباره عملکردمرکز امور مشارکت زنان)) که عینا از شماره ۱۸۴۹۶ روزنامه کیهان بتاریخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۵ برداشت شده است:

روزنامه کیهان در صفحه اول و با تیتر ((گزارش تحقیق و تفحص مجلس درباره عملکردمرکز امور مشارکت زنان))  به این مطالب اشاره میکند:

((هیئت تحقیق و تفحص مجلس اعلام کرد عدم مصرف بودجه این مرکز در محل خود در حکم تصرف غیرقانونی محسوب می شود))

((سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری و اعتبارات دولتی -دریافت وجوهی از نهادهای بین المللی- شرکت دادن بستگان و فامیل در معاملات و عدم رعایت ایین نامه مسافرت های خارجی از جمله تخلفات این مرکز گزارش شده است))

کیهان شرح این گزارش را که در جلسه علنی روز چهارشنبه ۳۰ فروردین در مجلس شورای اسلامی قرائت شده -در صفحه ۱۴شماره ۱۸۴۹۶ اورده است که:

((براساس این گزارش عدم رعايت مصرف اعتبارات در چارچوب قوانين جمهوري اسلامي از ديگر مواردي است كه اعضاي هيئت تحقيق و تفحص در گزارش خود به آن اشاره و عنوان كردند: عدم مصرف بودجه در محل خود كه در گزارش تفريغ بودجه ديوان محاسبات هم آمده بود، از جمله تخلفات اين مركز است كه طبق ماده 93 قانون محاسبات عمومي محاسبات در حكم تصرف غيرقانوني محسوب مي شود و از مصاديق ايجاد تعهدات، خلاف قانون برنامه دولت است.
    اعضاي تحقيق و تفحص، سوءاستفاده از مقام و موقعيت اداري و اعتبارات دولتي، دريافت وجوهي از نهادهاي بين المللي به صورت ارز كه هيچ كدام در صورت هاي مالي ثبت نشده است را از ديگر موارد تخلف اين مركز عنوان كرده اند. شركت دادن همسر، فرزندان، خواهران و فاميل در معاملات مركز و عدم رعايت آيين نامه مسافرت هاي خارجي و سفرهاي بي مورد در بردن افراد غيرمتخصص و بدون نياز به آنها نيز از ديگر تخلفات اين مركز گزارش شده است.))

  ((در اين گزارش با اشاره به ضعف معاونت امور بين الملل مركز امور مشاركت زنان از لحاظ نيروي كارشناسي و ضعف ارتباط با ساير دستگاههاي دولتي نظير وزارت امورخارجه و سازمان هاي بين المللي تصريح شده: تبيين ديدگاه هاي اسلامي در زمينه زنان و ارائه تصوير صحيح از زن مسلمان به جامعه جهاني و ارائه تصوير صحيح از زن ايراني انگيزه و تخصص و پشتكار مي طلبد كه مديريت امور بين الملل مركز امور مشاركت زنان به دليل نامشخص بودن برنامه هاي بلندمدت و ميان مدت و درگير شدن در مسايل روزمره نتوانسته است به اين اهداف مهم دست يابد.

 براساس اين گزارش در چهل و نهمين كميسيون زن كه در اسفندماه 83 در نيويورك برگزار شد رئيس محترم مركز به همراه هيئتي از جمهوري اسلامي ايران شركت داشتند و در اين اجلاس رئيس محترم مركز (زهرا شجاعي) اعلام داشتند: در پكن پذيرفتيم خشونت مانع اساسي در برخورداري زنان از حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين است. ما هرگونه خشونت عليه زنان را از هر شكل به استناد هرگونه عرف و سنتي محكوم مي كنيم و بر اتخاذ تصميمات يكپارچه جهت جلوگيري و امحاء خشونت عليه زنان تاكيد نموديم.))

همچنین روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۸۵ ادامه گزارش تحقیق و تفحص از مرکز مشارکت زنان در جلسه علنی مجلس قرائت می شود که شرح ان در روزنامههای روز دوشنبه ۴ اردیبهشت ۸۵ منتشر شد.

روزنامه کیهان در شماره ۱۸۴۹۹خود ادامه گزارش تحقیق و تفحص که توسط حسینی مخبر کمیسیون فرهنگی قرائت شد را اینچنین می نویسد:

 ((رشته مطالعات زنان كه در آغاز فعاليت با هدف آشنايي با ديدگاه اسلام درباره زن و اصلاح نگرش ها پيشنهاد شده بود هم اكنون مركز تلاقي انديشه هاي فمنيستي است كه در نقطه اشتراك اين انديشه ها نقد قوانين جمهوري اسلامي و ديدگاه هاي مذهبي است.
    مركز مطالعات و تحقيقات زنان از ديگر مراكز آموزشي است كه توسط مركز امور مشاركت زنان راه اندازي شده است.
    اين مركز در دو دانشگاه تهران و شيراز مستقر شد. در شكل اداره اين مراكز همين مطلب كافي است كه مجري اغلب قراردادها رئيس مركز بوده است و همسر و فرزند ايشان نيز به عنوان طرف قرارداد صاحب امضا بوده اند و تاسيس اين مركز با كمك صد هزار دلاري سازمان ملل همراه بوده است و عموما از تفكرات دگرانديشان تحت عنوان فمنيسم بهره مي بردند.    مركز اطلاع رساني زنان از ديگر مراكزي است كه توسط مركز و همكاري دفتر برنامه عمران ملل متحد به عنوان موسسه غيرتجاري بانوان ايران تاسيس گرديد.
    اين مركز از جمله مراكزي است كه به رغم تلاش فراوان جهت اخذ پروانه فعاليت هم اكنون بدون پروانه و شماره ثبت مشغول فعاليت است.
    مخبر كميسيون فرهنگي سپس در مورد نتيجه گيري در تحقيق و تفحص پيرامون مركز امور مشاركت زنان گفت: با عنايت به مطالب پيش گفته در بخشهاي مقدمه و عملكرد اين گزارش مي توان نتيجه گيري كرد در بخش تحقق اصول و سياستهاي مصوب شورايعالي انقلاب فرهنگي مركز مكلف بوده تا بينش توحيدي در تمام شئون و عرصه هاي حيات فردي و اجتماعي را در جامعه خصوصا سازمانهاي غيردولتي زنان حاكم و نهادينه نمايد و نسبت به تقويت جايگاه واقعي زن مسلمان به عنوان مادر فراهم آورد. همچنين اين مركز مي بايست زمينه هاي لازم براي ايفاي نقش و رسالت زن به عنوان مربي نسل آينده و مشاركت فعال زنان در امور اجتماعي، فرهنگي، هنري، سياسي و مبارزه با بينش ها و اعتقادات نادرست اقدام نمايد. حال آنكه مسئولين محترم مركز نه تنها در اين مسير اقدام جدي و موثري نداشته اند بلكه نمونه هايي از تخطي و عدول آشكار از اصول سياست هاي مذكور مشاهده شده است.))

حال با دیدن این مستندات و گزارش ها باید از جناب ایازی پرسید ایا این مطالب را در مورد خانم زهرا شجاعی میدانستید و ایشان را به جناب قالیباف معرفی کردید؟

جناب قالیباف شما چطور؟ شما که روزگاری خود را شایسته تکیه زدن بر صندلی ریاست جمهوری میدانستید- این بینش را دارید که امور زنان را به یک متخلف نسپارید.

البته جناب قالیباف میدانند که جناب ایازی در عملکرد خود نشان داده مسائل جناحی را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد و شاید هم قرار است شهرداری تهران محلی امن برای متخلفان و قانون گریزان باشد.
در انتها افسوس باید خورد برای جناب قالیباف که مدیریت مدرن خود را با حاشیه ها اجین کرده و ظاهرا  شکست در انتخابات  ریاست جمهوری سال ۸۴ همچنان او را ازار میدهد.

+ نوشته شده در یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 22:51 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام خدمت دوستان ایمانی و انقلابی خودم سلامی به زیبای نفس امام زمان .عج.

اول باید بگویم وب سید چهار ساله شد به یاری امام زمان روحی فداء و خوشحالم که این وبم مذهبی هست و بعضی وقتها هم برای آگاه سازی مومنین سیاسی میشه

اما این چند وقت درگیر هستم با خودم وقتی نامردی های افرادی را میبینم که بر علیه ولایت و امامت و شهدا ایستادند و همی میگویند که ما سرباز ولایت هستیم البته از این سربازبودند فقط و فقط حرف زدن را بلد بوده فردی همچون قالیباف که چهره سیاسی او برای بچه های انقلابی و آگاه عریان است و به گفته مداح بزرگوار که او را عمر سعد زمان خواند ان روز کمی دلگیر شدم اما وقتی سوءمدیریت ایشان را در این چند وقت شاهد هستم میگویم حاج منظور تو را دوستدارم چون تو زیر پرچم ولایت هستی نه بعضی ها که فقط برای پست های دنیوی به هر کاری دست میزنند
زنی از جنس دروغ

امروز خبرنامه دانشجويان ايران خبری را اعلام کرد-که بعد از خواندن ان اولین تاسف را برای اقای قالیباف و بعد برای مردم خوردم.برای قالیباف از ان جهت که تعادل خود را از دست داده و نمیداند چه میکند- و برای مردم از ان باب که مدیران حاشیه یی همچون قالیباف دارند .البته من همیشه قالبیاف را مدیر مدرن میدانستم اما! رویکردهای جدید او....

خبر و اضافاتی که من نوشتم را باهم مرور کنیم:

بعد از چهار سال که محمدباقر قاليباف ، مسئوليت امور بانوان شهرداري تهران را به همسر خود زهرا مشير سپرد همسر وي تصميم به ترک اين منصب گرفته است.

هادي ايازي مشاور عالي شهردار تهران، دو گزينه زهرا شجاعي و پروانه مافي که هر دو از فعالين ستاد ميرحسين موسوي بودند را به عنوان مسئول امور بانوان شهرداري تهران به قاليباف معرفي کرده است.

بنا بر اين گزارش، پروانه مافي ، رييس کميته زنان ستاد مرکز مير حسين موسوي و فرماندار سابق شميرانات در دولت اصلاحات از شانس کمتري نسبت به زهرا شجاعي در کسب اين سمت برخوردار است.

عملکرد زهرا شجاعي در مرکز مشارکت زنان دولت اصلاحات، مملو از تخلفات متعدد وي بوده است که يکي از موارد اتهامي زهرا شجاعي،رياست سابق اين مرکز ، ارسال نامه به علما و اصرار به براي پيوستن ايران به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان است ‏.‏(شامل آزادی همجنسگرای زنان و چند همسری انان....)

در گزارش تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي آمده است‏: ‏به رغم مخالفت صريح برخي مراجع ، ائمه جمعه و جماعات و اعضاي محترم شوراي نگهبان ، اصرار رييس مرکز جهت پيوست به کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان که با ارسال نامه هايي به علما از طرف ايشان مشخص است مايه تعجب است‏!

در خبر فوق از تخلفات بسیار خانم شجاعی گفته شد .اما یکی از تخلفات زهرا شجاعی که پرونده ان همچنان مفتوح و در حال رسیدگیست-نزول خواری ایشان است.

شایان ذکر است زهرا شجاعی- از بودجه مرکز مشارکت بانوان به برخی از تشکل های بانوان مبالغی را پرداخت و ماهیانه نزول میگرفته و نزول را شخصا برداشت و به حساب مرکز مشارکت ها واریز نمیکرده!

حال باید به اقای قالیباف تبریک گفت! که شهرداری تهران را پایگاه امنی برای نزول خواران-اوباش و متخلفان قرار داده!

اقای قالیباف !حداقل کاری کنید که در مقابل خون شهدایی که زیر نظر شما بودند- و روزگاری شما فرماندهشان بودید- بتوانید پاسخگو باشید.

+ نوشته شده در یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 0:46 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

آقای لاریجانی سلام، من يك لباس شخصي ام، از همون هايي  كه رفتن توي خانه بعضي ها كه به قول شما اسمشون مردم هست و به قول ما اغتشاش گر آدم كش .

 

آقاي لاريجاني به من و امثال من ،شما و امثال آقاي باهنر  می گویید لباس شخصي، تا به حال به اين فكر كرده ايد كه شماها چرا به ما مي گوييد لباس شخصي. من فكر كرده ام چند تا دليل دارد ، یکی براي اينكه لباس هاي ما براي شخص خودمان است ، یعنی در واقع  ما از دسترنج مردم و پول نفت و معادن مس و روي و.... نرفتيم براي خودمان لباس بخريم .لباسهايمان براي خودمان است.

 

دوم اينكه ما لباسي پوشيده ايم كه بيانگر شخصيت و روش و منش شخص خودمان است و نرفتيم لباس پزشكان يا روحانيون را بپوشيم .  لباس خودمان را پوشيده ايم و مثلا مثل شما و آقاي باهنر كه بعضي وقتها چفیه مي اندازيد گردنتان نرفتیم لباس ديگران را بپوشيم ، خوب اخر آقاي دكترشما خط مقدم بودي ،نه آخر تو كدوم محور و كدوم شب عمليات حضور داشتی برادر كه چفیه مي اندازي گردنت .

راستي چه خبر آقاي دكتر از مراحل ساخت خانه ويلايي كه سالها در آن زندگي مي كرديد در خيابان پاسدارن بوستان دهم پلاک 110به مساحت تقريبا 500متر ،به خوبي پيش مي رود ، به سلامتي اسكلت ساختمان كه بالا رفته  ، خوب بالاخره خيلي از مسئولان ما نسل در نسل پولدار بودند ديگر، مبارك است آقا .

قربون خودمون برم كه لااقل لباسهايمان براي خودمان است، حالا اگر خانه جاره اي است خيالي نيست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 0:39 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

اگرچه میرحسین موسوی پس از شکست در انتخابات دهم ریاست جمهوری از تمکین به قانون اساسی سر باز زد و مواضعی اتخاذ کرد که شاید برای برخی قابل تصور نبود، اما شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که چنین برخوردهایی از موسوی از سالیان شکل گیری حکومت جمهوری اسلامی قابل پیش بینی بوده است.


شاید چندی پیش که بادامچیان در مصاحبه با یکی از سایت های خبری به اظهار نظری از شهید دیالمه در خصوص میرحسین موسوی اشاره کرد و به نقل از او گفته بود که "موسوی بالاخره در برابر نظام خواهد ایستاد"،اظهارات مهمش آنطور که باید و شاید مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت، اما امروز مصاحبه ای در روزنامه جوان منتشر شد که بر اهمیت و عمق باورپذیری این خبر تاثیر بسیاری داشت.

روزنامه جوان در شماره امروز خود به بهانه سالروز شهادت دکتر آیت و در قالب مصاحبه‌ با ابراهیم اسرافیلیان - از دوستان  شهید- نقل قولی از این شهید کرد که پیش از این بادامچیان در قالب نقل قول سخنان شهید دیالمه به آن اشاره کرده بود.

اسرافیلیان در قسمتی از این مصاحبه از اظهارنظر دکتر آیت خبر داده که او هم گفته بود: "میرحسین موسوی روزی در برابر انقلاب خواهد ایستاد."

شهید آیت و شهید دیالمه از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند که هر دو آنها در سال های اولیه انقلاب توسط گروهک منافقین به شهادت رسیدند؛ در همین زمان میرحسین موسوی سردبیر روزنامه رسمی این ارگان بوده است.

بر اساس شواهد و مدارک و همچنین نقل قول اطرافیان دکتر آیت، اختلاف نظر میان او و میرحسین موسوی نه تنها مخفی نبود بلکه حتی به جایی کشیده شده بود که وی در روزهای پایانی عمر شریفش، خواهان استیضاح موسوی در مجلس شده و برای انجام آن مدارک زیادی هم جمع آوری کرده بود؛ استیضاحی که با ترور این شهید گرانقدر البته ناکام ماند.

همچنین مطابق آنچه نزدیکان شهید دیالمه بر آن تاکید دارند، از دیدگاه این شهید نیز موسوی در مسائل اعتقادی به انحراف کشیده شده بود و همین امر موجب اختلاف شدید او با موسوی شده بود.

دیالمه نیز در همان سال های ابتدایی انقلاب به دست منافقین به شهادت رسید.

بدین ترتیب به نظر می رسد وجود التقاط در اعتقادات میرحسین موسوی ، علیرغم تصدی پست نخست وزیری به مدت هشت سال و  سکوت بیست ساله وی، موضوع تازه ای نیست و این مساله در همان ابتدای شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی برای نزدیکان وی مشهود بوده است.

به هین دلیل است که برخی سیاسیون با سابقه معتقدند آنچه که این روزها از موسوی  از عدم تمکین به قانون اساسی و وارد کردن اتهامات بی اساس به قوای سه‌گانه و شورای نگهبان و همچنین هم نوایی با خواسته دشمنان،شاهد هستیم، برای آنانی که وی را از سی سال پیش به خوبی می شناخته اند،  چندان دور از انتظار نبوده است.

+ نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 0:41 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

در آغاز چهاردهمین قرن هجری قمری،بارقه های حکومت  جهانی چهاردهمین معصوم ، درخشید وانفجار نور انقلاب اسلامی ایران،چشم ها را روشن کرد.
روایات پیرامون  ظهورمنجی،بشارت قیام مردی از قم را نوید داده بودند واینکه حکومتی که او بنا می کند زمینه ساز ومتصل به حکومت حضرت مهدی(عج) می گردد.
روایات از" سید خراسانی"سخن گفته اند،که پرچم  حکومت  او قبل از ظهور، بر فراز ایران به اهتزازدر می آید.
"سید خراسانی" فرماندهی دارد، بر خاسته از متن مردم واینکه تا قبل ازانتخاب به سرداری ، نا شناس وگمنام است.
اوازاهالی ری(تهران)است ، " شجاع، سختکوش وهوشمند"است، او ویارانش قلبهائی از پارههای آهن گداخته دارند وعلی رغم داشتن قامتی میانه، در برابر زور گویان قد علم می کند ،گردن گردنکشان را می شکند ،سدهای آهنین را می شکافد وموانع را از سر راه بر می دارد.روایات ،او را با نامهای گوناگون یاد کرده اند، یکی از آنها  "صالح" است.
پنجمین سوره قرآن ، سوره مائده ،در پنجاه و چهارمین آیه خود می فرماید:یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم ویحبونه،اذله علی مومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله ولا یخافون لومه لائم.....ای کسانی که ایمان آورده اید  هر کس از شما بازگردد از دین خود،همانا خداوند ،قومی را بجای آنها می آورد که دوستشان دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند،آنان در برابر مومنان فروتن ودر برابر کافران ،گردن فرازند،در راه خدا تلاش می کنند ودر این راه از سرزنش سرزنش کنندگان نمی هراسند.
از پیامبر گرامی اسلام در مورد این آیه سئوال شد،ایشان به سلمان فارسی اشاره کردند و فرمودند: "این راجع به سلمان و قوم اوست...."
  اکنون  شاهدیم که وعده الهی تحقق یافته،در حالی که عده ای با دسیسه های شوم خود قصد استحاله نظام  وانحراف آن به سوی سوکولاریزم را داشتند، به تعبیر رهبر عزیزمان "بطور معجزه آسا، پس از گذشت سی سال، مردم  فردی را بر می گزینند که وفادار به مبانی اولیه انقلاب و امام راحل است ،بحمداللَّه ملت ايران همت كردند و آنچه كه ميخواستيم، شد"
مردم به اصول اولیه انقلاب وفادارند،  اصولی که مسئولین را به تواضع در برابر مستضعفین و ایستادگی در برا بر مستکبرین،توصیه مینماید.
وسفارش می کند:  در راه خدا ازهیچ  سرزنشی ترس نداشته باشید .
پیامبر عزیز در ادامه فرمودند:"...اگر علم درثریا(فضا) باشد مردانی ازفارس( ایران) به آن دست میابند"
و ما  هم اکنون میبینیم ، با" اراده کار آمد و همت نافذ  "مردانی با" امید" ، فضا جولانگاه علم ایرانیان گردیده. 
و قرآن کریم درادامه آیه  فوق بشارت میدهد:...فان حزب الله هم الغالبون
قبل از ظهورمنجی، فتنه های متعددی در جهان برمی خیزد، در ایران "سید خراسانی"با این فتنه ها به مقابله می ایستد،عده ای برای کسب منافع مادی ومقامهای دنیوی ،با ایجاد شک و تردید در جامعه به  آشوب واغتشاش دست می زنند تا  حکومت "سید خراسانی" را تضعیف کرده ، مطامع خود را بدست آورند.
یاران خراسانی" سید" ،به فرماندهی"صالح" با دلبستگی کامل به رهبر و مقتدای خود ،او را یاری نموده،آتش فتنه را  خاموش و فتنه گران را منکوب می کنند .
در این حوادث حتی برخی از خواص ونخبگان جامعه نیز دچار لغزش و اشتباه می گردند  و"چون چرب و شیرین دنیا به دهانشان مزه کرده " ، به حمایت از بانیان فتنه بر می خیزند و در این آزمون خطیر" مردود" می گردند وبدتر آنکه بسیاری از دوستداران خود را نیز به این گرداب کشانده باعث ،گمراهی آنان  می شوند.
"فتنه" را از آن روی "فتنه "می گویند که بربسیاری، امر مشتبه شده، در تشخیص حق و باطل دچارسردرگمی وتحیرمی شوند.
باطل لباس حق وبر تن  حق ،لباس باطل می پوشانند.
دغلبازان،خود را" اصلاح گر"می نامند و خدمت گذاران به خلق را "دروغگو" می خوانند .
پایبندی حق مداران به " اصول " را باعث ذلت ، ولی کرنش وتواضع در برابر اجانب را  سیاست می دانند.
خدمت به محرومان و سرکشی از احوال آنان را اتلاف وقت، اما ثروت اندوزی وهمنشینی با اشراف  را عین شرافت می پندارند.
آنان جهت ایجاد شبهه، بدون هیچ حجتی، پاکان روزرگار را به خطا و تقلب متهم می کنند و علی رغم دست اندازی به بیت المال ،خود را پاکدست می دانند.
معاویه صفت ، با استفاده ابزاری از مقدسات، دین مردم را به بازی می گیرند .
رنگ  سبز سادات را می پوشند و در پی ضربه به نظام اسلامی هستند،غافل از اینکه رنگ خدا ،رنگ تقوی است . 
"الله اکبر"می گویند تا در همهمه خود  "کلمه الله" را محو کنند،حال اینکه " کلمه الله هی الاولیاء".
مسجد "ضرار"(ضربه) میسازند تا مساجد"تقوی"را متروک کنند،  ....غافل از اینکه :                                       
                      " چراغی را که ایزد بر فروزد                           هر آنکس پف کند ریشش بسوزد"     
"سید خراسانی" اما هوشیار و آگاه، خطرات  را دیده ویاران خود را جهت مواجهه با آنها رهبری می کند ...
تا آنکه مهدی (عج) بیاید... و پرچم را به او تسلیم کنند.... در روایات آمده که پرچم "سید خراسانی" پرچم  هدایت  است.


سروده مقام معظم رهبری:

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم


در بزم وصال تو نگـویـم زكم و بیـش
چون آینه خو كرده به حیرانی خویشم

لـب بـاز نكـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم

یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق  شكرخند  لبـش جان نسپـردم
شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم

بشكسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند « امین » ،  بستۀ  دنیا نیـم اما
دلـبـسـتـۀ  یــاران خــراسـانـی  خویشم
                                                             
اکنون مردم همیشه مومن ایران  تحت لوای سیدی، از نسل نیکان و زاده خراسان ، برای یاری موعود ، در مسیر سخت انتظار گام بر می دارند....
یاران "خراسانی" آماده باشند!، تند بادفتنه ها شدت گرفته و فضا را تیره وتار کرده اما به آنان وعده داده شده ،....
وعده "صبح صادق"
الیس صبح بقریب...
                                                                                         
                                                                                           منبع: سایت خبری رهوا
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 15:54 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام و شاد باش خدمت تمام  عاشقان و شیفتگان حضرت آقا صاحب الزمان (عج) سید ما و مولای ما  به مناسبت میلاد فرخنده و پر بهجت منجی عالم بشریت سفیر بر حق خدا حضرت مهدی موعود٬ هم نام حضرت رسول (ص) و آنکه به هشتاد و اندی نام و القاب نیز خوانده می شود که هریک از نامها بیانگر مقامات عالیه آن حضرت می باشد وبرای تبرک از جمله برخی نامها و لقبهای حضرت مهدی عبارتند از: حجت خدا٬ ختم اوصیا٬ منتَظَر٬ وارث٬ باعث٬ طاهر٬ طیب٬ داعی٬ خلف صالح٬ قائم به حق٬ مظهر دین٬ دادگستر٬ بقیة الله٬ صاحب الزمان٬ صاحب شمشیر٬ منصور٬ تالی٬ نائب٬ خالص٬ منتقم٬ غریب٬ صاحب الامر٬ سید٬ جابر٬ عادل٬ مظفر٬ خلیفة الاتقیاء٬ مبارک٬ مهدی آل محمد٬ وصی الحسن٬ ولی عصر٬ یعسوب الدین٬ صاحب خانه٬ ثاثر٬ خازن٬ باسط٬ برهان٬ مضطر٬ احسان٬ ناطق٬ کاشف الغطا٬ سدرةالمنتها٬ هادی٬ خلیفةالله٬ مدبر٬ غایب٬ حمید٬ اباصالح٬ بلد الامین٬ لوا اعظم٬ طاب التراث٬ صاحب الرجعه٬ صمصام الاکبر٬ کلمةالحق٬ منعم٬ محسن٬ حامد٬ مهدی٬ القائم المنتَظَر و ..

و چه زیباست که سایر ادیان از قبیل تورات٬ انجیل و متون آیین هندو و کتابهای فرنگی دیده میشود : اوقیدمو٬ لندیطارا٬ ماشع٬ شماطیل٬ مهمیذ الآخر٬ واقیذ٬ فیذموا٬ مسیح الزمان٬ خداشناس٬ میزان الحق٬ لسان الصدق٬ منصور.


و چه متین که ایرانیان او را با نام های :راهنما٬ ایستاده٬ ایزد نشان٬ خجسته٬ فرخنده٬ خسرو٬ بندۀ یزدان٬ سروش ایزد٬ کیقباد٬ بهرام٬ پرویز٬ فیروز. مینامند

این توصیه نورانی حضرت آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه را تقدیم میکند به تمام عاشقان حضرت صاحب الزمان .عج.  در تمام عالم و تمام ادیان الهی که همه او را میجویند

آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:

 

راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظه‎اى از آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مى‎رساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسان‎تر است. ولى همت مى‎خواهد.

انسان عاشق حضرت، پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مى‎یابد.

 او خواهد آمد

المتمسك بذيل الولايه
کار شده در سایت رهوا
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 5:35 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

مشايي را كه كشتيد ،‌ راهش را که غبار روبی دنیا برای ظهور منجی عالم است را پيرو باشيد و بدانيد تمام عزت و ذلت نزد الله – جل جلاله – است و نه به لطفش در دستان آنان كه شما را فريب دادند. فعال مايشاء است...

آقايان تقوي پيشه كنيد
 
آقايان تقوي پيشه كنيد، اي علماي اسلام تقوي پيشه كنيد، اي اصولگرايان تقوي پيشه كنيد،اي جمعيت ايثارگران تقوي پيشه كنيد ، اي جامعه اسلامي مهندسين تقوي پيشه كنيد ، اي رايحه خوش خدمتي ها تقوي پيشه كنيد ، اي ابوموسي تقوي پيشه كن، اي طلحه، اي زبير، اي سعد ، ای ابن عباس ،اي محمدبن ابوبكر، اي مالك تقوي پيشه كنيد، آقاي ابوترابي ، آقاي باهنر ، آقاي لاريجاني ،‌آقاي توكلي ، برادران و خواهران حزب اللهي، مسجدي‌ها ، سينه‌زن‌ها ، تقوي پيشه كنيد، اين قدر گوش‌هايتان را به بوق‌هاي خدعه‌هاي عمر و عاص‌هاي قرن 21 ميلادي نچسبانيد، كمي درنگ كنيد، گوش كنيد، ‌فكر كنيد ،‌شايد اين كه به صليب عمليات رواني متحجرين كشيده شده و سنگش مي زنيد ،‌عيسي باشد.
 
 برادران و خواهران حزب اللهي ، آقايان سياسي به ظاهر اصولگرا چندي است مشايي را بر صليب كشيده و هر روز ميخ تازه‌اي بر دست و پايش مي‌فشارند ، او را جادوگر و صهيونيست و فاسق و عامل آمريكا نام مي نهند تا بلکه مسلمین و حضرات آنقدر از او منزجر شوند تا حتی به گوش هایشان اجازه ندهند تا سخنان او را بشنوند، و متاسفانه عده زیادی ازامت حزب الله فریب اینان راخورده و چندی است با باور و اشاعه دروغ های آنان به سنگباران این پیکر پاره پاره از تهمت و فریب می پردازند تا بلکه قدرت سنگ هایشان به مددمیخ ها و درفش های سیاسیون شتافته و بر اراده الهی غلبه کند و صدا و اندیشه مشایی بمیرد
  
برادران و خواهران غفلت را کنار بگذارید و دست از این همه تلاش قطعا بی ثمرتان به جهت فوق ایدیهم بودن دست خدا بردارید و حالا که نفس و جسم مشایی را با همراهیتان کشتید( اگر رستم دستان هم بود بعد از این همه سنگ و زخم لاجرم کشته می شد ، این که تازه اسفندیار بود) لحظاتی دست از سنگبارانتان بردارید و گوش کنید این رودخانه ای که خاکستر مشایی را درآن ریخته اید چه می گوید، سخن از لات و هبل می گوید یا به الله می خواند، وقتی می گوید دوران اسلامگرایی به پایان رسیده به این معنا نیست که دوره اسلام تمام شده است ،بلکه به این معناست که در حال حاضر اولویت و ضرورت وظیفه ما باید توجه دادن به منطق اسلام باشد، توجه دادن به فضیلت های اخلاقی، عدالت، حسن و قبح در دل انسان ها و ضرورت های جامعه واحد جهانی باشد. گفتماتی که در آن به راحتی می توان فرهنگ ها و قومیت های مختلف را مخاطب قرار داد و با آن ها به گفتگو نشست.

 آقايان سنگ هايتان را هدر داديد ، جمرات اينجا نبود ،‌ اينجا عيسي ابن مريم بود ،‌ ميثم تمار بود ،‌منصور حلاج بود كه سنگش زديد.

  
آقاي رجانيوز، آقاي جهان نيوز، آقاي الف ، آقاي خبرگزاري فارس، آقاي پرتو سخن بر بدن اين به صليب كيهان كشيده بيش از ميخ و درفش فرو نكنيد و امت حزب الله را به سنگسارش نخوانيد ،‌مجال سخن اش دهيد و گوش كنيد ،‌ سنگ محك بزنيد بر سخنانش ،‌ مگر قرآن فرقان شما نيست، عرضه كنيد به قرآن و حديث سخنانش را، اگر ناصواب بود آنگاه به شريعت صليب و سنگسارتان ادامه دهيد و اگر نبود ،‌ مشايي را كه كشتيد ،‌ راهش را که غبار روبی دنیا برای ظهور منجی عالم است را پيرو باشيد و بدانيد تمام عزت و ذلت نزد الله – جل جلاله – است و نه به لطفش در دستان آنان كه شما را فريب دادند. فعال مايشاء است و تمام اراده ها مقهور اراده اش.
 
شیطان با هدایت و هم افزایی حلقه ها و محافل زیر زمینی حضرات در چهار سال دولت نهم مکرها و نقشه ها در انداختند تا مشایی را به هر وسیله ای ائم از تهمت های اقتصادی،سیاسی،اعتقادی،اخلاقی و متاسفانه خانوادگی از میدان به در و ساقط کنند، غافل از خیر الماکرین بودن و غیور بودن الله و امروز خودشان بر بلندای هیاهوها و جنجال های خبری، محفلی، رسانه ای که خود مدیریت کردند، تریبونی جهانی برای سخن و اندیشه مشایی ساختند و از امروز که روز تنفیذ و در واقع آغاز دولت دهم است، انقلاب اسلامی گام جدید و بلندی را در استقبال از بهار جان ها ،امام حاضر ،حضرت صاحب الزمان عج بر خواهد داشت، تا بشر امروز را با تناقضات حاکم بر روح تمدن غرب آشنا سازد و آنان را به خویشتن خویششان بخواند،تا محیاشوند برای خواندشان به دین رسول الله (ص) به دست فرزندش حجت ابن الحسن العسگری.
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 13:45 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

در حالی که آمار کشته وزخمی ها و تعداد افراد بازداشت شده به سوژه داغ توهمات ضد انقلاب تبدیل شده است و همه آنها با موضعی هماهنگ اعلام می کنند که آمار کشته شدگان بسیار بیشتر از آنچه که جمهوری اسلامی می گوید است اما اعلام نظر مقامات مسئول نشان می دهد که در این مورد هم به مانند حادثه کوی دانشگاه سال 78 و ماجرای چند شهید ساختگی! آمار واقعی چیزی جدای این شایعات است.

98

 
تعداد افراد بازداشت شده در جریان حوادث اخیر ( به استثنای بازداشت شدگان پنجشنبه گذشته) جمعا 3567 نفر بوده است که در همان ساعات و روزهای ابتدایی بیش از نیمی از این افراد آزاد شده و بقیه نیز تا بدین لحظه اکثرا آزاد شده اند.
 
اما در این میان سرنوشت کسانی که به عنوان سرکردگان اغتشاشات اخیر شناسایی شده اند به دلیل بررسی ارتباطات آنان و نیز اطلاع دقیق از جزئیات آشوب طلبی و تشنج آفرینی شان همچنان در پشت دیوارهای اوین در حال رقم خوردن است. خصوصا پس از آنی که در بین این سرکردگان چند میهمان خارج نشین و اعضای چندین گروهک ضد انقلاب و تروریستی نیز یافت شده اند.
 
بر همین اساس، کشته شدگان قطعی حوادث اخیر نیز 33 نفر هستند که بر خلاف القای رسانه های بیگانه که همه آنها را فدایی راه خود معرفی می کنند: بیشتر آنها متاسفانه از نیروهای انتظامی، بسیج و تعدادی از معترضین و عابرین عادی بوده اند و فقط تعداد انگشت شماری از آنها آشوب گر بوده اند.
 
در میان آشوب گران چند نفر از اراذل و اوباش هم که با قداره و سلاح گرم به انجام ماموریت مشغول بودند کشته شده اند
+ نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت 19:15 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

 
مقام معظم رهبري چندي پيش وپس از نامه به رئيس جمهور راجع به آقاي مشائي، طي سخناني همگان را به داشتن انصاف در رفتاروگفتار توصيه فرمودند.

متاسفانه گويا عادت اخلاقي ما ديدن آدمها يا به صورت سياه و يا به صورت سفيدگرديده وخاكستري ورنگهاي ديگر جائي در ديد ونظر ما ندارند.

تا از كسي نقل قولي مي‌شنويم، بر اساس همان شنيده وبدون اطلاع از اصل سخن وشرايط بيان آن، تفسير ونظر خود را بيان مي‌كنيم.
ـ مشائي صهيونيست است چون گفنه مردم ايران با مردم اسرائيل دوست هستند.
ـ مشائي كافر است چون گفته ملائكه برفراز آسمان ايران در پروازند.
ـ مشائي رمال است چون علاقه عجيبي به امام زمان دارد.
ـ مشائي عامل انقلاب مخملي است چون رئيس جمهور اورا به سمت معاون اولي انتخاب كرده.
ـ . . .
برادران ! فأين تذهبون !!
خود مي‌بُريد وخود مي‌دوزيد وخودهم به هنر خويش افتخار مي‌كنيد؟!

اينجانب در مقام پاسخگويي  تهمتهائي كه به آقاي مشائي وارد شده نيستم اما اينجا پاي آبروي مومني در ميان است كه ناجوانمردانه از سوي دوست ودشمن مورد حمله قرار گرفته وبنده وظيفه ديني خود مي‌دانم كه بعنوان فردي از جامعه اسلامي كه اتفاقا بر كرسي تدريس در دانشگاه تكيه زده در يافتهاي خود را از ايراد اين تهمتها بيان كنم. بنابر اطلاعات سايتهاي خبري آقاي اسفنديار رحيم مشائي انساني مذهبي است كه از قبل  انقلاب به فعاليتهاي ديني پرداخته وپس از پيروزي انقلاب نيز بعنوان سربازي فداكار در عرصه هاي مختلف در خدمت ملت شريف وميهن عزيزمان بوده است. به شهادت دوستان نزديك ايشان، وي داراي

صفات اخلاقي پسنديده است ، يكي از دوستان ايشان با سابقه 16 سال آشنايي نقل مي‌كند، دراين مدت از وي دروغ ويا غيبت نشنيده است ونكته قابل توجه ديگر اين كه ايشان پس از سالها مسئوليتهاي مختلف وامكان استفاده ازمزاياي آن ،همچنان جزء مديران ساده زيست نظام بوده ودر منزلي معمولي مستاجر مي‌باشند!

اما مشائي به كدامين گناه مورد هجمه قرار گرفته ؟!

ـ آيا در كتب درسي دانشگاه و يا در همين صدا وسيماي جمهوري اسلامي بارها تكرار نمي‌شود كه مردم يهود از سراسر دنيا وبه زور صهيونيستهاي جنايتكار به فلسطين كوچ داده شده‌اند؟!

وبا اين موضوع سريالهاي مختلفي در صداوسيما ساخته وپخش شده است.

ـ آيا صدا وسيما اخبار تظاهرات مردم يهودي فلسطين اشغالي، بر عليه ارتش ودولت اسرائيل ، در اعتراض به كشتار مسلمانان فلسطيني را پخش نمي‌كرد؟!

ـ وآيا همه مردم يهودي فلسطين اشغالي موافق صهيونيستها هستند ودستشان بخون مردم مظلوم فلسطين آلوده است؟!

قرآن كريم مي‌فرمايد: آنانكه در راه خدا استقامت ورزند، خداوند ملائك خود را بر آنان فرو مي‌فرستد.

ـ آيا مردم ايران بخاطر مقاومت در برابر ظلم شاهنشاهي وپس از آن استقامت در برابر حمله دشمنان خارجي با ايثار جان ومال خود، شايسته نزول ملائك الهي نيستند؟!

ـ آيا شايسته نيست كه ملائك به بركت حضور عباد صالح خدا وراذ و نياز واشكهاي نيمه شب آنها بر اين سرزمين فرود آيند؟!

ـ آيا حديث شريف كه مي‌فرمايد: ((هر كجا ذكر وياد اهل بيت عليهم السلام باشد، ملائك الهي در آن مكان حضور مي‌يابند.)) را نشنيده‌ايم؟! كجاي دنيا كشوري همانند ايران سراغ داريد در عشق وارادت به اهل بيت ودر كجاي عالم جز ايران ذكر وياد اهل بيت با اين عظمت وجلالت بپا مي‌گردد آري ايران سرزمين علي واولاد اوست.

ـ آيا اظهار علاقه محب نسبت به ولي  وصاحب الامر خويش وآنهم بدون هيچ ادعاي سوئي جرم است كه باعث شود ما اورا رمال و . . . بناميم؟!

ـ آيا عالم رباني حضرت آيت اله مشكيني رحمت ا.. عليه نفرمودند كه حاضرم تمام عبادات خود را بدهم تا ثواب دعاي فرج آقاي احمدي نژاد در سازمان ملل را داشته باشم؟!

ـ آنانكه در پي انقلاب مخملين بودند تمام تلاش خود را جهت تخريب آقاي احمدي نژاد وآقاي مشائي بكار بسته‌اند وطي چهار سال گذشته، يكسره در روزنامه‌هاي خود عليه آنان قلم زده‌اند اكنون آقاي مشائي عامل انقلاب مخملين شده است؟!

نكته قابل تأ سف اينجاست كه در ماجراي اخير دوستان اصولگرا هم به جان احمدي نژاد ومشائي افتادند وآنقدر گفتند ونوشتند وبافتند كه رهبر حكيم انقلاب، بر اساس جووفضاي ايجاد شده صلاح آقاي احمدي نژاد را در نامه‌اي به ايشان متذكر شدند كه البته متن نامه كه با احترام، عنوان ونام كامل آقاي مشائي را ياد كرده بود از ديد ونظر هوشمندان دور نماند.

آقايان محترم اصولگرا بسياري از شما در دوران اصلاحات جرأت گفتن كوچكترين انتقاد را  نداشتيد، چرا كه قلم  به دستان حرفه‌اي خاتمي، آماده بودند تا با كوچكترين بهانه شما را به رگبار مقالات وتفاسير، در رسانه‌هاي زنجيره‌اي خود ببندند واز شما نزد افكار عمومي چهره ‌اي زشت وكريه بسازند. در دولت اصلاحات كم نبودند، دولت‌مرداني كه در توهين به اسلام و امام راحل بدترين سخنان را بر زبان راندند ، آن وقت شما آقايان كجا بوديد؟!

آن روز كه در روزنامه‌هايشان به ساحت مقدس اباعبدالله اهانت مي‌كردند وبراي رهبر عزيزمان خط ونشان مي‌كشيدند وجهت دادن جام زهر به ايشان زمان تعيين مي‌كردند شما كجا بوديد؟!

اكنون رأفت احمدي نژاد وعدم علاقه او براي وارد شدن به عرصه بازيهاي ژورناليستي را ديده‌ايد وجسارت پيدا كرده‌ايد؟!

ـ آيا احمدي نژاد ولايتي نيست؟!  جملاتي كه مقام عظماي ولايت در تجليل از آقاي احمدي نژاد ودولت ايشان كه آقاي مشائي هم جز آن است بيان نموده‌اند، راجع به كدام رئيس جمهور ودولت ديگري بيان داشته‌اند؟!

ـ آيا ايستادگي وسينه سپر كردن رئيس جمهور ودولت نهم در برابر دشمنان خارجي وزياده‌خواهان وقدرت طلبان داخلي جز از سر اطاعت وسربازي ولي فقيه است؟!

نقل كرده‌اند: كه بوعلي سينا در پاسخ برخي افراد ناآگاه كه ايمان اورا مورد ترديد،و او را كافر مي‌خواندند چنين سروده بود:

كفر چو مني گزاف و آسان نبود                              محكمتر از ايمان من ايمان نبود
در دهر يكي وآنهم كافر؟!                                پس در همه دهر يك مسلمان نبود
 


آري بايد گفت اگر بخواهيم از حلقه ولايت مداران نامي به ميان آوريم قطعا برجسته‌ترين آنها احمدي نژاد است، همو كه  بفرموده رهبر معظم نظرش نزديك به نظر ايشان است واگر بخواهيم در ولايت پذيري كسي ترديد كنيم بايد به   آناني توجه داشت كه با سخنان وبيانيه‌هاي خود عده‌اي راتحريك نموده، به خيابانها كشانده وخسارات متعددي به نظام ومردم وارد كردند، بايد به ولايت پذيري ك ساني شك كرد  كه هنگامه سخن ، سكوت كردند و هن گامي كه سخن گفتند دشمنان را شاد كردند.

جناب آقاي دكتر زاكاني، جناب دكتر توكلي، جناب آقاي شريعتمداري، شما وساير دوستانتان عزيزيد، اما بدانيد كه رئيس جمهوربا پشتوانه 25 ميليون رأي مردم ولايتمدار انتخاب ش ده ودر هيچ كجا وبه هيچ كس تعهدي مبني بر عزل يا نصب شخصي خاص را نداده ( كه آقاي زاكاني در سايت خود چه ق بل وچه بعد از انتخابات مي‌نوشتند كه مشائي رفتني است واز آن به عنوان بمب خبري ياد مي‌كردند) اتفاقا مردم ديدند كه ايشان هنگام ثبت  نامزدي رياست جمهوري، در وزارت كشور به همراه تعدادي از ياران خود از جمله آقاي مشائي حضور بهمرساند كه اين خود حاوي پيامي روشن بود! ومردم هوشمند با ديدن تمام مسائل والبته با اقبال بيشتر به ايشان راي دادند.

حال به عنوان برادري كوچك از شما مي‌خواهم اشتباه جريان اصلاح طلب را تكرار نكنيد واز  متن جامعه ومردم كناره نگيريد وسعي نكنيد اغراض وعلائق خود را به مردم نسبت دهيد!

در آخر عرضي دارم به محضر مبارك مراجع بزرگوار، بعنوان يك مقلدكوچك وعلاقه مند، و آن  اينكه نظام ما اسلامي است و ولي فقيه ورهبر براساس قانون اساسي وتوسط فقهاي خبرگان انتخاب مي‌گردد، پاي منابر شما آموخته‌ايم در جائي كه فتواي مرجع مغاير با حكم ولي فقيه ورهبر بود، حكم رهبر اولي است و واجب الاطاعه است واكنون كه خداوند سبحان نعمت رهبري فرزانه وآگاه به زمانه را به ما عنايت فرموده، دور از جايگاه مرجعيت است كه در مسائل مختلف وپستي وبلنديهاي سياسي ورود نموده، خداي ناكرده فتوا يا بيانيه‌اي دهد كه باعث خدشه وتنزل آن جايگاه رفيع گردد ،به ياد داريم كه حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني رحمت اله عليه فتوائي صادر فرمودند كه مغاير با حكم امام راحل رضوان الله عليه بود، لذا ايشان فرمودند حكم امام را اجرا كنيد وبگذاريد فتواي من لگدمال شود اما به جايگاه ولايت فقيه اسيبي نرسد!

وباز به ياد داريم كه بعضي از آقايان در اثر جريان سازي نزديكان وبيوت ودفاتر خود چه ضربه ها كه خوردند.!

 در اينجا ضمن اينكه دست يكايك شما سروران را مي‌بوسم، رجاء واثق دارم مانند گذشته حامي وهمراه رهبر معظم انقلاب هستيد  لذا مسئلت دارم براي سر بلندي روز افزون نظام مقدس وتوفيق دولت دهم ورئيس جمهور منتخب  در انجام وظايف وخدمت رساني دعا فرموده، ايشان را با راهنمائي خير خواهانه خود ياري فرمائيد.
 
با آرزوی تحقق دولت کریمه
+ نوشته شده در جمعه 9 مرداد1388ساعت 0:42 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

به قلم : حجت الله اسماعیلی

4545


 
بعد از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران و انتخاب قاطع دکتر احمدی نژاد به عنوان دهمین رییس جمهور -ایشان در اولین سخنرانی در حالی که شال سبز بر گردن داشتند با بیان اینکه رنگ سبز نمادمعنویت و رنگ اهل البیت است. فرمودند:

"مادر من سیده است و من  خاک پای تمامی سیدهای عالم هستم و به همین دلیل به نشانه احترام شال سبز را به گردنم می اندازم"

این سخنان رییس جمهور احمدی نژاد مرحمی بود بردل رنجیده من  و بسیاری از کسانی که بخاطر سبک شمردن و بی احترامی به رنگ و نماد معنویت وسیادت توسط میرحسین موسوی و طرفدارانش گله مند بودند.

بیش از یکماه از انتخابات گذشت  و سید مهدی طباطبایی شیرازی واعظ خوش بیان که گویی قبل از انتخابات  ریاست جمهوری در کماـ شما بخوانید کمای مصلحتی؟!-بسرمیبرده نطقش باز میشود و ارادت  محمود احمدی نژاد به سادات را مسخره نمودن سادات  می نامد  و ان را سراغاز فتنه می داند.

سید مهدی طباطبایی که در برنامه زنده شبکه یک سیما با اجرای علی درستکار از فرصت سوء استفاده کردبا اشاره به استفاده احمدی نژاد از شال سبز گفت:

"متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد"

حال بعنوان کسی که سالها از بیانات حجت الاسلام طباطبایی بهره مند بوده ام برخود این حق را میبینم سئوالات و انتقاداتی را از این  جمله ایشان داشته باشم.

جناب طباطبایی!

ایا شما ارادت احمدی نژادبه سادات را در گذشته ندیده بودید.شما را اشاره می دهم به سفر استانی رییس جمهور در شهرستان اردستان  در حالی که ایشان شال سبز برگردن داشت  سخنانی را در مقام سادات بیان نمودند.

ای کاش بسان  مرغی کورچ ! گوشه یی کز نمیکردید و قبل از انتخابات و در زمان تبلیغات انتخاباتی نگاهی به شهرها و بخصوص تهران  می انداختید تا ببینید چه کسی ویا چه افرادی رنگ سادات را به سخره گرفته اند.

اری نامزدی که به قانون تمکین نمی کرد رنگ سبز و نماد سادات را رنگ و نماد تبلیغاتی خود کرد  و با مسایلی که پیش اورد انرا لجن مال کرد.

جناب طباطبایی!

نماد سادات در جریان انتخابات ریاست جمهوری در استادیوم دوازده هزار نفری ازادی زیر پای دختران و پسران لگدمال شد. شما کجا بودید؟

وقتی این نماد که از سر اعتقاد برای شفا بر دست بیماران بسته می شد-توسط طرفداران سازماندهی شده همین نامزد بی اخلاق برگردن حیوانات بسته می شد -شما کجا بودید استاد اخلاق که موعظه بفرمایید؟

من که جگرم سوخت!

مطمئنم روح روحانی مجاهد و انقلابی -شهید ایت الله سعیدی (شوهرخواهر مبارز شما)هم از این اتفاقات رنجیده بود. و اگر می بود شما را در بیان اتهام که دکتر احمدی نژاد داشتید و سکوتی که در جریان تبلیغات انتخابات در برابر توهین به معنویت و نماد سادات داشتید توبیخ می کرد.

استاد معظم اخلاق!

از فرصتی که در سیمای جمهوری اسلامی فراهم شد استفاده نکردید  و سوء استفاده کردید. مردم و مستمعین شما را واعظی میدانند که با مستندات و روایات اسلامی سخن میگوید-شما را چه شد که چنین به زبان راندید؟

شما بارها مردم را نصیحت کردید: که ازاده باشند -نه "ابن الوقت"

وقتی که شما این جملات را میگفتید در کدام گروه بودید؟ نکند شما هم به "جماعت ابن الوقت مصلحت اندیش"  پیوسته اید؟

 سالها شما برای ما گفتید و ما شنیدیم-حال من میگویم شما بشنوید:

شما درمورد اقای احمدی نژاد فرموده اید:"........اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه ها به راه نمی افتاد"

اقای طباطبایی-این بیانات شما نشان داد شما خود اسیر جریان فتنه شده اید.کتابهایی را که خواندید مرور کنید و انصاف داشته باشید و اتهامی را که بر یک مسلمان مهتقد  داشتید اصلاح فرموده و در اسرع وقت حلالیت بطلبید.

در پایان از خداوند سبحان می خواهم به ما توفیق دهد که نیکو بیندیشیم -سنجیده سخن بگوییم و همواره تقوا پیشه کنیم
 
منبع سایت رهوا
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 3:11 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

هر چند قسمتی از سخنان اقای طباطبایی درباره نوع و نحوه برخورد با مخالفین توسط احمدی نژاد قابل بحث و بررسی است ولی برداشت وی از مسخره کردن سادات توسط احمدی نژاد جای بسی تعجب دارد

سید

حجت‌الاسلام سیدمهدی طباطبایی روحانی متدین و خوش سابقه که در کارنامه خود مسئولیت‌هایی مانند دادستان انقلاب مازندران، عضویت در  ستاد مبارزه با منکرات و ریاست دادگاه‌های خانواده تهران و 3 دوره عضویت در مجلس را در دارد. بدونه هیچ حاشیه میرویم سراغ سوء برداشت شما که نمیدانم از کجا آب میخوردو شاید به خاطر ارادت شما باشد به میر حسین موسوی .پسر عموی گرامی خوب بود کمی نگاه خود را قبل از انتخابات در زمان تبلیغات انتخاباتی به شهرها و بخصوص تهران  می انداختید  تا ببینید چه کسی  یا بهتر بگویم چه افرادی رنگ پاک و روحانی سادات را لجن  مال کردند. وقتی رنگ سادات میشود رنگ تبلیغ باید گفت اجرک الله یا صاحب زمان.عج. .وقتی دیدیم که در ایران بخصوص  تهران رنگ تبلیغ انتخاباتی نامزدی بی قانون و دروغگو سبز شده است و در ورزشگاه آزادی زیر پای بسران و دختران لکد مال میشود و یا این رنگ بر گردن حیوانی بسته شده است جگرم آتش میگرفت وقتی رنگ موی سر دخترگان  فریب خورده در میان هزاران مردسبز دید میشد شما کجا بودید که چگونه رنگ پاک به بازی گرفته شده است و درس اخلاق را بیان کنید

حاج آقا کمی بهتر است به جای کتاب خواندن در منزل به بیرون میرفتید و چیزهای که عریان گشته است را میدید.نه اینکه بعد از چند هفته بعد از انتخابات بیاید در شبکه یکم سیما و در برنامه زنده بگوید  من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانی‌ای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می‌کردند بسیاری از این فتنه‌ها اتفاق نمی‌افتاد.و به دوربین نگاه کنید و بی احترامی و سوء برداشت خود را فراتر ببرید و بگوید متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد.

حاج آقا شما را چه شده است که تهمت میزنید آیا  پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نفرموند: هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده‎ی‌ گفته‎ی خود بیرون آید.

و این کلام شما در حقیقت تهمت و غیبتی بیش نبوده است که خداوند در قرآن کریم بیش از چهل آیه درباره‎ تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جریانات مختلفی نازل کرده است

شما که خود استاد اخلاق هستید ما چه میگویم؟
 
چه خوب بود قبل از بیان این جملات خود کمی درباره گفته خود تفکر میکردید و تحقیق از نزدیکان صادق درباره آن چیزی که شما تمسخر نام نهادید.
 
آن روز بنده آنجا بودم و هم دیدم و هم شنیدم که دکتراحمدی نژاد در جمع حامیان خود در میدان ولی‌عصر(عج) تهران با بیان اینکه رنگ سبز نماد معنویت و رنگ اهل بیت است، فرمودند که  : مادر من سیده است و من خاک پای تمامی سیدهای عالم هستم و به همین دلیل به نشانه احترام، شال سبز را بر گردنم می‌اندازم.

آیا این فتنه و  تمسخره رنگ سادات است بگوید تا ما بیشتر بدانیم

اما برای پایان این مقاله شعر خودتان را به خودتان تقدیم میکنم 
 
که  اسلام به ذات خود ندارد عیبی ، هر عیب که هست از مسلمانی ماست
 
برای مشاهده فیلم پخش شده به لینک زیر بروید
 http://video.yahoo.com/watch/5572163/14632117
+ نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت 6:28 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

بیانیه شماره ۴۵۹ ستاد مهندس

چه سلامی چه علیکی. مگه این دیکتاتورها برای آدم حال سلام و علیک می گذارند. اگه تا حالا به سنگ هم انقدر گفته بودم و اعتراض کرده بودم کمی کوتاه می آمد. قلب سنگ این دیکتاتورها جایی برای صحنه های احساسی و عاطفی که شما جوانان و دموکراسی خواهان در خیابان ها خلق می کنید نیست. من به شخصه همراه با خانواده ام وقتی این صحنه ها را می بینیم به خود می بالیم که توانسته ایم تا اینجا شما را نگه داریم.

هر چند امروز حدود ۳ سال و نیم از کودتای انتخاباتی گذشته است ولی من به عنوان یک نامزد، به عنوان یک کاندید دو آتشه انتخابات به شما می گویم که پیروزی ما در پایداری و استقامتمان است و همین چیزهاست که رعب و ترس در دل دیکتاتورها انداخته است. امام عزیز ما هم همین مرام و مسلک را داشت و همواره معتقد بود باید استقامت کرد حتی اگر به قیمت خون ها و جان ها باشد و ما هم امروز می گوییم که راهت ادامه دارد ای امام عزیز.

از ۳۳ نفری که تا به امروز استقامت کرده اند و همچنان نگذاشته اند که خیابان های شهر رنگ آرامش را به خود ببیند تشکر می کنم و اگر آن جا بودم دستشان را می بوسیدم. شما یک بار دیگر نشان دادید که من چقدر در بین شما محبوبم حتی اگر به ظاهر و برای فریب دیکتاتورها علیه من هم شعار بدهید. پایداری کنید و شل نشوید که نیروی کمکی در راه است.

از همه علاقه مندان و دوستدارانم هم تشکر می کنم و خدمتشان عرض می کنم که حال من اینجا خوب است. شما نگران من نباشید. چند لقمه بخور و نمیر اینجا پیدا می شود. در اینجا نقاشی های سبز می کشم و مردم هم از آن استقبال می کنند. راستش اینجا آنقدرها هم که می گفتند بد نیست. جوانان اینجا هم مثل شما دوستان سبز من همه جوره پایه اند. شما استقامت کنید و هر وقت خبری شد به من هم بگویید. شیطان شما را فریب ندهد که بی خبر از من انقلاب کنید. من شما را تنها نمی گذارم و از اینجا دعاگوی شما هستم. هر روز به دفتر بی بی سی می روم و سفارش شما را به آن ها می کنم.

از همه طرفدارانم می خواهم که با کمال آرامش و در چهارچوب قانونی که خودمان قبول داریم به خیابان ها بیایید و به جز آتش زدن و تخریب اموال عمومی و ایجاد رعب و وحشت و کتک زدن بسیجیان این یاوران انقلاب کار دیگری انجام ندهید تا ما را متهم به آشوبگری و اغتشاش نکنند و از احساسات پاک شما در  این راه بهره های تبلیغاتی ننمایند. خاطره ۲۲ بهمن امسال هرگز از ذهنم فراموش نمی شود که چگونه میلیون ها انسان در سراسر ایران با شعارهای الله اکبر خود از من حمایت کردید و ترس و وحشتی عجیب در دل دیکتاتورها انداختید.

بنده همچنان خود را رییس جمهوری قانونی ایران می دانم و انتخابات فرمایشی را قبول ندارم و خواهان برگزاری مجدد آن هستم. زمزمه هایی نیز شنیده ام که قرار است تا چند ماه دیگر دوباره انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کنند و  این نشان می دهد که ما در این راه پیروز بوده ایم و توانستیم آن ها را به عقب نشینی وادار کنیم.

در پایان بیانیه نیز بهتر است صدا و سیما و حامیان کودتا را در این سازمان خطاب قرار بدهم و بگویم خیلی نامردید. بنده در آن دنیا از شما شکایت خواهم کرد. از شال سبزم بترسید و اینگونه آبرو و حیثیت من را به بازی نگیرید. شما چیزها هیچوقت نتوانستید من را هم ببینید. بنده یک فرد انقلابی هستم و هر چه از دهانم در بیاید می گویم و به هیچکس هم مربوط نیست.

کاندیدای مهندس انتخابات

+ نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت 5:10 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام این مقاله را سایت پایگاه انصار نیوز ارگان انصارحزب الله نوشت:دیدم در جای خود هم خواندنی می باشد و............

مصاحبه محمدرضا شجریان با بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .

زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.


من دشمن کراوات و کراواتی‌ها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیف‌شمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی به‌جا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .

نمی‌خواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر می‌تابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...

شجریان سی‌سال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سی‌سال است که با دست پس می‌زند و با پا پیش.

1442


محمدرضا شجریان روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌یی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمی‌اش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنه‌جویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک همه 12‌میلیون نفری بوده‌اند که به موسوی رای داده‌اند، و این خیانتی نابخشودنی است. شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بی‌بی‌سی گفت که: «با پخش ترانه‌هایم در این روزها تنم می‌لرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفته‌اند.»

او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفته‌ام که از پخش صدایم از هیچ‌کدام از آنتن‌های صداوسیما راضی نیستم».

این گفته شیطنت‌آمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بوده‌ام»، تا این چنین سابقه‌‌ي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.

اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیده‌اند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شده‌اند، امری است علی‌حده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدن‌شان را به این نظام فراموش کرده و در آن‌سوی مرزها زنجیر پاره کرده‌اند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداخته‌اند و آن‌روی ... خود را نشان می‌دهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشته‌اند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سی‌سال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیره‌ای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رسانده‌اید؟

خدا را گوه می‌گیرم که هیچ‌کدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمی‌گویم بلکه حقیقتا واجد آنید.

شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شده‌اید؟ راستی آیا در نامه‌تان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟

به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا می‌داند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکان‌تان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاع‌رسانی کنید؟

من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری می‌کنم و شهادت می‌دهم که :

هیچ‌کس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطه‌ور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبهه‌ها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.

همه می‌دانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیط‌های بخت‌آزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن ام‌کلثوم اقدام به خریدن بلیط‌های بخت‌آزمایی نمایند و بدین‌سان یک زن آوازه‌خوان «بینش هنری‌اش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.

جامعه‌شناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمی‌داند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.

جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کرده‌اید که مردم ایران ماه رمضان‌شان سر نمی‌شود، مگر با صدای ربنای شما؟

حقیقتا شرم نمی‌کنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگ‌ترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.

اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه «نوا»ی شما.

آقای شجریان، روراستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید.

باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید.

+ نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 4:45 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام خدمت دوستان محترم اگر به یاد داشته باشید مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) در بیانات خطبه نماز جمعه درباره فرقه ديويديان (داووديان) که توسط دولت آمریکا به آتش کشیده شدند اشاره کرد

این مقاله گوشه ای از این جنایت دولت آمریکا می باشد که توسط سایت رهوابه نمایش در آمده است

 مابین 28 فبریه 1993 تا 19 اوریل 1993، حدود 80 مرد، زن و کودک که در محل زندگی خود نزدیک شهر Waco واقع در ایالت Texas در صلح و ارامش در حال زندگی بودند، در نتیجه ی عملیات انجام شده توسط دو دستگاه امنیتی ایالات متحده ی امریکا یعنی FBI2  و 3 ATF کشته شدند. در این حادثه 4 نفر از ماموران ATF نیز جان خود را از دست دادند .

گروهی غیرنظامی که در مرکزی مذهبی تحت عنوان Mt. Carmel Center زندگی می کردند و تحت عنوان فرقه ی Davidian شناخته می شدند.



ماجرا در 28 فبریه با یورش ناگهانی به شیوه ی جنگی اغاز شد و با شلیک گلوله از هلیکوپتر به سمت اقامتگاه زن ها و بچه ها تکمیل شد و بدنبال ان محاصره ی طولانی مدتی اغاز گردید. در 19 اوریل، دولت امریکا تانک ها را برای تخریب و نابودی و پخش کردن گاز در ساختمانی که مردم در ان زندگی می کردند، به محل اعزام کرد. دولت امریکا اعلام کرد که انها بدلیل نگرانی های خود از وضع بهداشتی محل اقامت دیویدیان و جلوگیری از ازار و اذیت کودکان توسط David Koresh، رهبر فرقه ی دویدیان و همچنین طولانی شدن مدت زمان ماموریت و محاصره و در نتیجه خسته شدن ماموران FBI، تصمیم به انتشار گاز در محل خانه ی تحت محاصره می گیرد.


تانک ها حفره های بزرگی در دیوارهای ساختمان ایجاد کردند و به سمت ان هجوم بردند. دولت اعلام کرد که انها تنها میخواستند با ایجاد حفره در دیوارهای ساختمان و انتشار گاز به داخل، مردم را مجبور به ترک ساختمان کنند اما این در حالی بود که هیچ یک از دیویدیان از ساختمان خارج نشدند.

 


بعد از هجوم تانک ها به سمت ساختمان، اتش سوزی اغاز شد و اتشی بسیار وحشتناک و جهنمی در حدود 40 دقیقه ساختمان را سوزاند و انرا با خاک یکسان کرد. در حالیکه انها در حال تماشای شعله های مهیب اتش از تلویزون بودند، همگان متعجب بودند که چرا دیویدیان از ساختمان غرق در اتش خارج نمی شوند. 75 نفر در اتش به هلاکت رسیدند.


نگرانی های عمومی بر محور چگونگی مرگ 33 زن، کودک و نوزاد در این حادثه، متمرکز شده بود. بقایا و اجساد انها در اتاقی بهم چسبیده که ابدار خانه و محل ذخیره ی مواد غذایی بود، پیدا شد. این اتاقی بود که امریکاییان انرا "انبار بزرگ" نامیدند.

شواهد و مدارک موجود باعث شد تا بعضی از امریکایی ها به این نتیجه برسند که فرقه ی دیویدیان به عمد توسط دولت امریکا کشته شدند. یک فیلم توسط یک وکیل به نام Linda Thomson  در اثبات تعمد دولت امریکا در کشتار دیویدیان، ساخته شد. فیلم شامل بخشی است که نشان می دهد در پشت ساختمان، از دهانه ی لوله ی یک تانک پخش کننده ی اتش، اتش در حال خارج شدن به سمت ساختمان است. بخش دیگری از فیلم نشان می دهد که کارمندان یونیفورم دار ارتش امریکا که در محل حاضر بودند و تانک هایی که به تیغه های پهن همانند تیغه های ماشین های برف روب مجهز بودند، اثار و بقایای باقی مانده از اتش سوزی را به سمت خرابه های ساختمان که درحال سوختن بودند، منتقل می کنند. این فیلم و تصاویر در سرتاسر امریکا پخش شد و موجبات خشم و اعتراض فراوان مردم را فراهم کرد.

دولت امریکا باز هم تکرار کرد که تانک ها با ایجاد حفره در دیوارهای ساختمان، قصد داشتند تا بدین ترتیب دیویدیان را از ساختمان خارج کنند و راهی برای خروج انها ایجاد کنند اما دیویدیان از انجام این کار سر باز زدند و با ایجاد و قرارگرفتن در اتش، اقدام به خودکشی کردند.

بعضی ها بیان کردند که تصاویر تانک پخش کننده ی اتش گمراه کننده بوده است. انها می گویند که تانک ها بطور تصادفی با چراغ های نفتی موجود در ساختمان برخورد کردند و در نتیجه ی وجود مواد اتش گیر و همچنین  سوخت های رایجی که در منازل نگهداری می شود، اتش سوزی اغاز شده است. فریاد های عمومی برای اغاز بررسی کنگره درباره ی این حادثه بلند شد.

دو سال بعد از اتش سوزی 19 اوریل، بمبی در ساختمان Murrah  در شهر اوکلاهاما جایی که دفاتر دولتی فراوانی وجود دارد، منفجر شد. رسانه ها و جریان خبری امریکا، بلافاصله انفجار اوکلاهاما را به معترضین و کسانی که دولت را در هولوکاست واکو مقصر می دانستند، نسبت دادند. معترضین و تظاهرات کنندگان به هولوکاست رخ داده در واکو، اعلام کردند که بمب گزاری در ساختمان Murrah توسط دولت امریکا انجام شده است تا بدین وسیله طبق قانون اساسی زمینه برای خاموش کردن و توقف رسیدگی های قانونی در مورد جنایت واکو، فراهم شود.


در نهایت، پس از گذشت بیش از دو سال از جهنم ایجاد شده در تاریخ 19 اوریل 1993 در واکو، کنگره دادرسی های دراز مدت را اغاز کرد. دادرسی ها به منظور پی بردن به حقیقت و بیان ان تحت هر شرایطی، برگزار می شد. قول داده شده بود که دادرسی ها به جدل و ستیزهای موجود پایان دهد.

اولین شرط برای بررسی و تحقیق جدی درباره ی مرگ مشکوک دیویدیان، بررسی گزارش کالبد شکافی اجساد قربانیان حادثه و مدارک فیزیکی موجود در محل رخ دادن حادثه می باشد اما کنگره گزارش های کالبدشکافی و همچنین بیشتر مدارک فیزیکی موجود را مورد بررسی قرار نداد و انهارا نادیده گرفت. در عوض، کنگره اقدام به دادرسی کردن از یک خبرنگار که کتابی راجع به حادثه ی واکو نوشته بود، کرد.

یکی دیگر از شاهدان دادرسی، دختر نوجوانی بود که ادعا کرده بود توسط David Koresh مورد ازار و اذیت جنسی گرفته بوده است. بعد ها مشخص شد که این دختر، هرگز در Mt. Carmel Center  زندگی نکرده بوده است و شهادت ارایه شده توسط دختر، بوسیله ی یکی از نزدیکان این دختر اماده و به او داده شده است.


کنگره در بررسی مدارک فیزیکی موجود، بسیار گزینشی عمل می کرد. هنگامی که سوال های اساسی و روشن کننده ی حقیقت پرسیده می شد، کارمندان و سوال شوندگان دولت این حق را داشتند که به هر سوالی که خواستند پاسخ دهند.

بعد از دادرسی های سال 1995، بنظر می رسد که تظاهرات و اعتراضات نسبت به این جنایت، پایان یافته است.

اما پاییز سال 1996، موزه ی الکترونیکی Waco Holocaust در دنیای مجازی راه اندازی شد. در این موزه، گزارش های کالبد شکافی و دلایل و مدارک قانونی فراوانی برای پی بردن به حقیقت ماجرا وجود دارد.


این مدارک حقایق تکان دهنده ای را اشکار می کند: بسیاری از دیویدیان قبل از تاریخ 19 اوریل که تانک ها به ساختمان حمله کردند و انجارا به اتش کشیدند، مرده بودند. بعضی از مادران و بچه ها چندین هفته قبل از حمله ی تانک ها مرده بودند.  اجساد بسیاری از دیویدیان بطور انتخاب شده از بین رفته بود تا زمان و دلیل مرگ انها پنهان بماند. حمله ی تانک ها و اتش سوزی، به منظور منحرف و پنهان کردن حقیقت و از بین بردن صحنه ی مرگ و جنایت انجام شده است.

عکس بقایای جسد یک کودک دوساله ی دیویدی که در تاریخ 7 می 1993، تنها 18 روز بعد از مرگ این کودک گرفته شده است. باقی مانده ی جسد او هرگز شناسایی نشد

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 14:16 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

دیروز، انگار بار دیگر علی(ع) بود كه به خطبه ایستاده بود، اما نه در كوفه و در میان مردمی كه قدر او را نمی شناختند و به روز حادثه تنهایش می‌گذاشتند، بلكه در تهران، ام‌القرای كنونی جهان اسلام و در حلقه توده‌های بهم فشرده و عظیم ملتی كه در اجرای فرمان ولی خدا سر از پا نمی شناسند،

45

به قلم حسین شریعتمداری به شرح زیر است:

دیروز، انگار بار دیگر علی(ع) بود كه به خطبه ایستاده بود، اما نه در كوفه و در میان مردمی كه قدر او را نمی شناختند و به روز حادثه تنهایش می گذاشتند، بلكه در تهران، ام‌القرای كنونی جهان اسلام و در حلقه توده‌های بهم فشرده و عظیم ملتی كه در اجرای فرمان ولی خدا سر از پا نمی شناسند، از "باید "ها كه می گفت، ملت با تكبیرهای بلند و برخاسته از ژرفای دل با او همدلی می كردند؛ به این نشان كه ای ولی خدا! "از تو به یك اشاره و از ما به سر دویدن " و نوبت به "نباید "ها كه می رسید، خروش مردم، سقف آسمان را می شكافت كه "ما اهل كوفه نیستیم، علی تنها بماند ". وقتی با مراد غایب - كه خود سایه اوست- به نجوا ایستاد، بغض جمعیت تركید، دعا و اشك به هم آمیخت كه "تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد "... نسیمی وزیدن گرفت، گویی به نوازش آقا آمده بود و ابری به بارش آمد و همراه با جماعت گریست... بغض آسمان هم تركیده بود... كلام آقا، ولی مثل همیشه فصل الخطاب بود و غیر از بخش پایانی آن، همه شیرین و روح نواز...

* 30سال پیش كه امام راحل ما(ره) "دین " و "سیاست " به هم آمیخته در اسلام ناب و جدا شده از دوران بنی امیه و بنی عباس را بار دیگر به هم آمیخت و جمهوری اسلامی ایران را بنا نهاد، نظام سلطه جهانی با همه توان به مقابله با "اسلامیت " نظام برخاست و دنباله های داخلی آن، نق زدن آغاز كردند كه تاكید بر "اسلامیت " باعث كمرنگ شدن "جمهوریت " شده است! بی آن كه حضور گسترده و كم نظیر و همیشگی "جمهور مردم " در تمامی مقاطع 30 ساله را به روی خود آورند!

مقابله با "اسلامیت " كه مخصوصاً طی دوران اصلاحات و از سوی برخی مدعیان نفوذ كرده در این جبهه و با هماهنگی محافل بیگانه در تمامی عرصه های سیاسی و فرهنگی ادامه داشت، نهایتاً راه به جایی نبرد و مردم از 7 سال قبل، "سراب آب نمای " مدعیان اصلاحات را وانهادند و به آموزه های اصیل خط امام(ره) روی آوردند. این رویكرد، كه با چشیدن طعم شیرین اصولگرایی و گفتمان امام و انقلاب همراه بود، روز به روز گستره بیشتری یافت تا آنجا كه در انتخابات بی نظیر و شكوهمند 22 خرداد، حضور 40 میلیونی مردم و شركت 85 درصدی آنان، اردوگاه نظام سلطه جهانی را با ضربه ای سنگین تر از همیشه روبرو كرد. حضور 85 درصدی مردم در انتخابات كمترین تردیدی باقی نگذاشته بود كه نظام جمهوری اسلامی ایران هر دو عنصر "اسلامیت " و "جمهوریت " را در بالاترین درجه ممكن و فراتر از حد انتظار در خود جای داده است، بنابراین جدا كردن "اسلام " از "جمهور " كه همه تلاش 30 ساله دشمن را به خود اختصاص داده بود، نه فقط به جایی نرسیده، بلكه نتیجه ای معكوس به بار آورده بود. مروری- هرچند گذرا- بر اخبار و گزارش هایی كه خبرنگاران خارجی و دیپلمات های غربی مقیم ایران در اولین ساعات پس از آغاز رأی گیری به مراكز متبوع خود مخابره كرده اند و نیز، تحلیل ها و تفسیرهای اولیه مقامات سیاسی و استراتژیست های آمریكایی و اروپایی به وضوح از شوك شدیدی حكایت می كند كه از انتخابات بی نظیر 22خرداد و حضور 85 درصدی مردم در آن دریافت كرده اند.

گفتنی است یكی از نامزدهای ریاست جمهوری كه آشكارا شعار "تغییر " می داد كمترین آراء ممكن، یعنی حدود 8/0درصد از 85درصد كل آرای مردم را به دست آورد- كمتر از 400 هزار رأی- یعنی فقط 8/0 درصد از رأی دهندگان خواستار "تغییر " بوده اند. اكنون با توجه به این كه در جریان رفراندوم برای انتخاب نظام جمهوری اسلامی ایران، 2/98درصد از مردم خواستار نظام جمهوری اسلامی بوده و فقط 8/1 درصد آنان نظام دیگری را می پسندیدند، به آسانی می توان نتیجه گرفت كه مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به سال 58 نه فقط - برخلاف تبلیغات گسترده دشمنان- بیشتر نشده اند بلكه تعداد آنها یك درصد نیز كاهش یافته است، كه این نیز گواه غیرقابل تردید دیگری بر گسترش دامنه باورمندی مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران است.

و اما، دشمن سیلی خورده از حماسه 22خرداد و ناامید از تلاش 30 ساله برای جدا كردن اسلامیت از جمهوریت، اكنون با توجه به آنچه گذشت در پی راه كاری برای مقابله با "جمهوریت " می گشت. توضیح آن كه آمریكایی ها چندماه قبل از انتخابات پیروزی چشمگیر اصولگرایان را پیش بینی كرده بودند و دقیقاً به همین علت و برای زیر سوال بردن نتیجه انتخابات، پیشاپیش شایعه تقلب در انتخابات را ساخته و در شیپور فریب خویش دمیده بودند، ولی مردم سلامت انتخابات را طی 30 سال گذشته بارها آزموده بودند و حضور پرشور آنان خود گویاترین گواه براین باور بود. بنابراین دمیدن در توهم تقلب در انتخابات با توجه به ساختار نظام و گردش كار دقیق و قانونمند انتخابات، نمی توانست راه به جایی ببرد. مخصوصاً آن كه حضور 40 میلیونی و شركت 85درصدی مردم كه برای آنان غیرقابل انتظار بود، راه را بر هرگونه توهم پراكنی بسته بود اما، در این هنگام جماعتی كه به گواهی نظرسنجی ها و ده ها شاهد و قرینه دیگر از ابتدا نیز پیروزی آنان دور از انتظار بود در اقدامی سؤال برانگیز كه ان شاءالله از روی غفلت بوده است! این فرصت- بخوانید بهانه- مورد نیاز دشمن را در اختیارش نهادند و با القای گسترده این توهم كه در انتخابات تقلب شده است! جمعی از هواداران پاك دل و بی غرض را به خیابان ها كشیدند و گروه هایی از اراذل و اوباش اجاره ای را در میان آنها جای داده و به آشوب و غائله آفرینی روی آوردند. همزمان با این اقدام مشكوك مقامات آمریكایی، اروپایی و صهیونیستی با همه توان به حمایت از این جریان و مخصوصا هواداری از آشوبگران برخاستند و در حالی كه رأی 40 میلیونی و شركت 85 درصدی مردم در انتخابات مرز روشن و پررنگی میان "ملت " از یكسو و دشمنان بیرونی كشیده بود. برخی از خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا و تشنه قدرت و مقام با جرزدن در بازی سالم و قانونی رقابت-ان شاءالله بی آن كه بدانند و بخواهند- به یاری دشمن برخاستند و با همراهی و حمایت نظام سلطه بین الملل، كوشیدند این مرز روشن و پررنگ میان ملت و دشمن را به مرزبندی درون ملت تبدیل كنند و عجیب و تأسف آور آن كه برای تأمین منافع حقیر مادی و دنیایی خود كه ارزشی بیش از یك "دستمال " نداشت، حاضر شدند " قیصریه "ای را به آتش بكشند.

بهانه های خواص آلوده- و نه مردمی كه اكثراً بی خبر از اصل ماجرا بودند- به اندازه ای سخیف و مسخره بود كه جرأت در میان گذاشتن آن با مردم را نیز نداشتند. در انتخابات تقلب شده است! خب! در كدام صندوق؟ كدام حوزه؟ مگر نمایندگان شما در تمامی حوزه ها و صندوق ها از آغاز تا پایان شمارش آراء حضور نداشتند؟! مگر در تبلیغات تلویزیونی و پیش چشم دهها میلیون نفر از مردم ادعا نمی كردید "بنده اگر با مشكلی روبرو شوم به قانون مراجعه می كنم، برخلاف فلانی كه در فلان جا و بهمان جا قانون را نادیده گرفته است "؟!، پاسخ به همه این پرسش های منطقی، فقط هو و جنجال هماهنگ داخلی و خارجی بود و تكرار این خواسته غیرقانونی و دشمن پسند كه انتخابات باید باطل شود!! چرا؟! چون به نفع ما نبوده است!! حق مردم چه می شود؟!... به ما مربوط نیست؟! قانون مداری چه؟! و...

آخرین بهانه بعد از ناكارآمدی بهانه های دم دستی این بود كه احمدی نژاد رجل سیاسی نیست و نباید صلاحیت او تائید می شد!!... بخوانید اصلاً چرا كاندیدا شد! مسخره نیست؟! معلوم است كه هست. و احتمالاً برخاسته از نوعی عصبانیت و نه، خدای نخواسته لجاجت با ملت.

دیروز رهبرمعظم انقلاب ضمن تاكید بر این واقعیت كه تمام 40 میلیون رأی دهنده صاحب نظام هستند و رقابت سلیقه های سیاسی، از یكسو طبیعی و از سوی دیگر بعد از پایان انتخابات، بایستی به رفاقت تبدیل شود، آب پاكی را روی دست های ناپاك آمریكا و اسرائیل ریختند! و با صلابتی مثال زدنی از ایستادگی در برابر خواسته های غیرقانونی خبر داده و جناح های سیاسی را به برادری و دوستی دعوت فرمودند.

سخنان دیروز آقا هم "فصل الخطاب " است و هم "اتمام حجت " و انتظار آن است كه همگان رأفت رهبری در اوج صلابت و نصیحت ایشان در قله اقتدار و قدرت را پاس بدارند و هر دو سوی ماجرا قدر "نعمت ولایت " كه موهبتی الهی است را بدانند. دشمنان بیرونی و غفلت زدگان داخلی و برخی از آلودگان بدسابقه نیز باید پنبه ابطال انتخابات را كه اهانت به مردم، خیانت به اسلام، دشمنی با جمهوریت و نظام و همراهی با دشمنان است از گوش خویش خارج كنند ، آرامش مردم شریف و شیرینی حضور حماسی و 40 میلیونی آنان را برای رسیدن به جیفه حقیر مادی و گروهی خود بر هم نزنند كه ادامه ماجرا به نفع آنها نیست. زیرا در عصر كنونی كه عصر خمینی(ره) است، دیگر علی(ع) تنها نیست و به جای درد دل با چاه بی زبان و ساكت نخلستان های كوفه با مردان و زنان پاكباخته و پا به ركاب ولایت سخن می گوید و همه جا از او به یك اشاره است و از عاشقان سینه سرخ به سردویدن.

+ نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 3:17 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

به گزارش رهوا : سعید عسگر  در بیانه ای  شایعه اعلام حمایت یا حضور خود  در ستاد میر حسین موسوی را  تکذیب کرد .

متن بیانیه عسگر بشرح زیر است:

بسمه تعالی

به عرض امت شهید پرور ایران اسلامی می رساند .طی روزهای اخیر شاهد بودیم که بعضی از سایتها و روزنامه های طرفداران کاندیداها با موجی از تهمت ها نسبت به افراد مختلف صفحات روزنامه ها و جراید را به خود اختصاص داده است که اینجانب (( سعید عسگر ))نیز از آن مستثنی نبوده ام

این روزها مطالب بر روی سایتها و روزنامه ها تحت عنوان (( ضارب، مضروب و بازجو همه در جبهه حامیان موسوی)).فعالیت سعید عسگر در ستاد میر حسین موسوی شهرری و....مشاهده گردیده است که بنده آن را صریحا در روزنامه جوان و ایران تکذیب کرده ام .و در سایتی نوشته شده است که بنده سعید عسگر  :((سعید عسگر ضارب سعید حجاریان در جریان آشوبهای خیابانی به نفع میر حسین موسوی وارد میدان شده بود)) که این هم یک دروغ و تهمتی بیش نیست

بر خود لازم می دانم به اطلاع امت شهید پرور برسانم طی رقابت های انتخاباتی دوره  قبل (در دور دوم) عده ای از طرفداران نامزدی که در انتخابات قبل با شکست مواجه شد!!با پیشنهاد مبالغ میلیونی سعی بر جلب و اعلام حمایت اینجانب از خود را داشت که با پاسخ منفی بنده مواجه گشتند و توطئه ی آن ها در نطفه خفه شد .

اما در این دوره کسانی که (تا دیروز!))از حامیان آقای هاشمی بوده و حتی از نامزد جناح دوم خرداد !در انتخابات خبرگان رهبری در شهرری حمایت میکنند .سعی بر تخریب اینجانب داشته که با فضل الهی و هوشیاری امت حزب الله  این توطئه نیز خنثی خواهد شد. 

اینجانب حمایت خودرا ازهیچکدام از نامزدهایی انتخابات ریاست جمهوری اعلام نکرده ام .اما واضح و مبرهن است که از نامزدیهایی که بر خلاف فرمایشات امام راحل و مقام معظم رهبری (حفظه الله)و مسیر پر شور ملت شریف و ولایت مدار در امتداد عزت و سر بلندی ایران اسلامی حرکت میکنند .طرفداری نخواهم کرد .

والسلام علی من اتبع الهدی 

با یاری خدای توانا 

سعیدعسگر

+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 11:24 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام عرض میکنم خدمت دوستان گرامی و عزیز

راستش این وبلاگ چند روز پیش هک شده بود ولی خوب بازم الان دست خودمان هست

البته اون وقت هم دست خودمان بود چون هکر دوستمان بود

اما این شما و این ........

seied

در این روزها مردم ما خوشحال و شاد از حضور خودشان در انتخابات ریاست جمهوری شادمان بودند اما عالیجناب قدرت طالب و زور گو  تعدید کرد که اگر فلانی که بنده ماست رای آورد که هیچ کشور را آمریکای میکنیم و خون شهیدان را نادیده میگریم و با هم همچون گذشته با مشت محکم بر سر مردم مینزیم ولی اگر نشود  کاری میکنم که آشوب بشود .اغتشاش بشود این لذت انتخابات را تلخ میکنم  
 
در این روزها شاهد حمله آشوب گران و اغتشاشگرانی هستیم که تا دیروز در لباس زهد و تقوا به دنبال  این بودند که در دانشگاه میان زن و مرد دیوار بکشند و امروز زنان و مردان باهوش این مملکت را به بی حیای فرا میخوانند.همین روزها به مردم مظلوم هم رحم نمیکنند برای رسیدن به صندلی ریاست .
 
بایدبا صداقت بگویم که شکستی که جبهه اصلاحان غربی از این نظام اسلامی خورد بر هیچ کس پوشیده نیست و همین افراد که امروز دم از آزادی میزنند دین فروشانی هستند که جام زهر را به دست پیر مراد امام خمینی راحل دادند و در سر خود جام دیگری را آماده کردند که امت حزب الله و یاوران صدیق به بیت با امام دست آنها را قلم میکند برای نوشته این خیانت ها در تاریخ و باید افسوس خورد که همین افراد با رخنه به بیت بعضی آقایان ساده لوح به مقصود رسیدندو چه بد مقصودی  .و زمان آن فرا رسیده است که نام آنها به عریانی در میان مردم شنیده شود که عالی جناب .... مسئول ترور ریئس جمهور و نخست وزیر بوده است باید مردم ما بدانند که چه کسانی در لباس دین و فرهنگ و بیان آزادی اسلامی پول نقتی ملت را خورند و با همان پول روزی 100هزار تومان پول خرید هندونه برای اسبهای آقایان شده است باید مردم ما بدانند که در دروه اصلاحات در لباس بنیاد خیریه  پول دولت را همین مدیر کل های دولت اصلاحات نزول میدادند و سود آن را برداشت میگردند و بول بیت المال را باز هم نزول میدادند و در آخر هیچ که هیچ .
 
آری مردم و دانشجوایان آگاه باید بدانند که چه فردی ریاست دانشگاه هست و پول دانشجو ها کجا خرج میشود باید بدانند که آزانس هواپیمای که در تهران بود دخترکان را صادر میکرد به کشورهای عربی و غربی اما طرفداران میر حسینی که زیر پرچمش گریه میکنند باید بدانند میر همان فردی بود که دل امام را خون کرد و همان فردی بود که لباس آستین کوتاه را حرام میدانست و کشت ارشاد در زمان همین فرد بود و حالا دم از آزادی میزند؟
 
مردم ما باید بدانند که خاندان هاشمی جای خاندان پهلوی را گرفتند باید مردم ایران بدانند که همین افراد کمیته ایکس پروندهای امنیتی و هسته ای ایران را در کشورهای غربی برای اقامت و پول فروختند .باید مردم شریف ما بدانند که افرادی که تا دیروز دم از سرباز ولایت میزنند حالا مقابل ولایت شمشیر به دست گرفتند باید مردم آگاه ما بدانند که  چندین میلیارد دلار برای انحراف حوزه ها و دانشگاه و نسل سوم از طرف مشاوران و معاونان اصلاحات دریافت شد از کشورهای غربی برای زخم زدن به جمهوری اسلامی
 
آری زمان آن رسیده که مردم هوشیار ما بدانند که سایتهای مجازی عالی جنابان با دریافت پولهای کلان از آقایان قرار بود انتخابات را زیر سوال ببرند و همین الان هم به دروغ پراکنی مشغول هستند  .مردم ما باید بدانند  که در میدان ونک در میان سخنرانی دختر یک عالی جناب تراور 100هزار تومانی پخش میشود برای آشوب و اغتشاش و فریاد زدن این دخترک که اغشتاش کنید پدرم عالی جنابان خون آشام پشت و پناه شماست
 
آری باید به این نکته توجه کرد که این هزینه گلان از کجا میآید باید نگرش کرد که چگونه میشود یک مقام اصلاحات از طرف یک عالی جناب به کشور عربستان رفته و با گفتگمان پول انتخاباتی کلانی دریافت کند و قول میدهد احمدی نزاد دوره بعد رئیس جمهور  نیست و  یا از کشور دبی مخفیانه به مصر برود و با یک هئیت آمریکای مذاکره کند که شما باید ما را حمایت کنید هم مالی هم رسانه ای تا پایه ها را بزنیم ((آیا مصر همینک با ما در ارتباط هست ایا همین مصر راه کمکهای مردمی را بر ما مسدود نکرد  ))اما روی سخنم را بر میگردانم به سوی چهره ای که دوستندارم موسوی اری میر حسین موسوی .آقای موسوی شما آگاه هستید که افراد کمیته ایکس شما همان افرادی بودند که با فحاشی به نبی مکرم اسلام و خاندان پیامبر و بافروش مدارک امیتنی و هسته ای چه خونها بر دل ملت ایران نگرداندکه هنوز هم تاوان آن را امت ایرانی دارند پرداخت میکنند .؟
 
بعصی را نام میبرم تا بیشتر تفکر کنید   ((سعید حجاریان . بهزاد نبودی.مصطفی تاج زاده. عبدالله رمضان زاده.میردامادی.امین زاده .رضا خاتمی .ابطحی .آغاجري.عبدي.جواد امام..))و خیلی از افرادی که چراغ خاموش در این کمیته فعالیت میکردند آقای موسوی شما راراهنمای میکنم به روزنامه های آن سالهای اصلاحات بروید وروزنامه های آن دوران را بخوانید ببینید چه افرادی دور شما جم شدند و میگویند میر برفت میر برفت میر برفت آقای میر حسین جالب اینجاست خود شما هم داد و دست میزنید که میر برفت میر برفت میر برفت  .
 
آقای موسوی شما شاید با شیادی بتوانید به بعضی افراد ساده لوح بگوید که رای شما را خوردند اما من و ما میدانیم که جنگ روانی قبل انتخابات شما دقیق بوده است وبا شایعه پراکنی و دروغ پردازی ((من پیروز.من مردمی .من ساده زیست من منتقد. من راستگو  .پیرو همان برنامه ها الان میخواهید جلو بروید و بگوید رای رای من بوده است باز هم به شما کمک میکنم :شما در نظر سنجی ها ی که تمام نهاد ها و سایتهاخودی و غیر خودی  انجام دادند مقامی به دست نیاوردید که حالا بیان آن دارید که ملت شریف به تو رای دادند
 
آقای موسوی هرچه به گفته علمای مذهبی فکر میکنم بیشتر برایم روشن میشود که شما چه ها با دل پدر پیرمان امام روح الله نگردید و خدا را شکر میکنم که چهره شما برای همه عریان شد و خورد و کلان ملت فهمیدند که موسوی نخست وزیر یک منتقد زور گو وخیانت کاری بیش نبوده است .و دلم برایت میسوزد که به جای رسیده ای که رضای پهلوی و مسعود رجوی و ابولحسن بنی صدر خائن و گروه های ترد شده انقلاب از تو حمایت میکنندو هرچه به آینده نگاه میکنم پرونده شما سنگین تر از قبل میشود و بیشتر چهره شما عریان میشود .
 
آقای موسوی میخواهم شما را قیچی کنم

 موسوی معنی تاوان چیست : در دولت اصلاحات تاوانی دادیم که بسیار سنگین بود عجله نفرماید میگویم چه بود و چه کردند و تاوان اصلاحات یا بهتر بگویم دولت خاتمی تاوانی بود به نام ((سعید اسلامی)) معروف به شهید سعید امامی  فعالیت و خدمات امامی بر هیچ کس پوشیده نیست و نخواهد بود او در چندین موقیعیت حساس ابروداری کرد و گشته نشد جز به خاطر کینه و دشمنی دوستان اصلاحاتی شما فرزند خدمت گزار  کشور را گشتند و گفتند خودش خود کشی کرد.و پرونده قتلهای زنجیره ای را بر گردن او انداختند که در این  حیات نبود . چرا کشته شد چون در جریان کوی دانشگاه و باقی خیانت های اصلاحات که به مو رسیده بود زنجیلی ساخت و بر صورت روباه صفتان زد اری موسوی  تاوان این است . اما در زمان چهار ساله دکتر احمدی نزاد تاوان نداشتیم ؟
 
اما خدا لطف کرد که تو رئیس جمهور نشدی وگرنه خون آشام های را بر مسند مینشاندی که تاوانش بسیار بسیار سنگین بود .شما هنوز به جای نرسیدید این است
 
میگوید نه به اطراف خود کمی نگاه کنید .افرادی را که شهید سعید امامی ترد کرد از وزارت خانه امنیت همه دور شما جم شدند
 
آقای موسوی و عالی جنابان خون آشام روک و بدونه پرده میگویم : ملت ایران خانواده معظم شهدا . ایثارگران .فرزندان ایران زمین از دزدی .و دروغ گوی و زور گوی و خیانت و خود فروشی شما به کشورهای غربی خسته شدند بفرماید سالمندان برای استراحت

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 20:53 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

بسم الله الحی الکریم

چکیده : در مقاله حاضر تلاش شده است تا در زمینه مبانی قانون اساسی  نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و نظر نورانی امام خمینی رضوان الله و فرمودهای مقام معظم رهبری .حفظه الله در باب انتخاب رئیس جمهور اصلح  بپردازیم

 

6565


توجه و شرکت در انتخابات و گزینش فرد اصلح برای مسند ریاست جمهوری همواره یکی از دغدغه های امامت و امت در طول انقلاب اسلامی بود است ..توصیه های امام راحل و رهبر معظم انقلاب راجع به اهمیت انتخابات .شرکت فعالانه و آگاهانه در انتخابات .ویژگیهای  کاندیدای اصلح .آثار و تبعات ماهیت انتخاب نماینده و ...همه نشانگر چنین پیوند و دل نگرانی  است .
از این رو به نظر می رسد یکی از مولفه های روشن بینی .شناخت  ویزگی های کاندیدای اصلح و آگاهی از معیار های انتخاب و راه های کسب چنین شناختی است
در این میان امری که مهم به نظر میرسد  منبع و ماخذ تعیین ویژگیها  است .زیرا هر گروه و جناحی در ترسیم یک فرد اصلح اگر چه ممکن است ملاک های فرا جناحی را هم ارائه نماید ولی در خلال آن به ویژگیهایی اشاره  میکند که معمولا صبغه گروهی دارد.
بنابر این بهترین و مشروح ترین منبع کسب معیارها .قانون اساسی بعنوان میثاق ملی و بیانات امام راحل و ولی امر مسلمین مقام معظم رهبری است
الف:قانون اساسی :
بدیهی است که یکی از معیارهایی دست یابی به ویژگیهای منتخب ریاست جمهوری رجوع به قانون اساسی است چنانکه امام راحل نیز ملت شریف ایران را به آن ارجاع می دهند و می فرمایند:((باید توجه داشته باشندآقایان که آن صفتی که در قانون اساسی برای رئیس جمهور تعیین کرده اند مراعات کنند .قانون اساسی را ملاحضه کنند ...
کسی که دارای این صفات بوده او را به آن صفات می شناسند به او رای بدهند و اگر چنانچه فاقد آن صفات باشد احتراز کنید از رای دادن به او.))
با توجه به رهنمود فوق اصل 115قانون اساسی مقرر کرده است که رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد .ایرانی الاصل .تابع ایران مدیر و مدبر دارای حسن سابقه و امانت و تقوا .مومن ومعتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور .گفتنی است که هر یک از صفات یاد شده نیازمند تشریح و تبین می باشد که سعی میشود در ذیل شاخصه های مطرح از کلام امام (ره)و مقام معظم رهبری پرداخته شود
ب:مهمترین ویژگیها  در کلام امام (ره)و مقام مظعم رهبری
1:اعتقاد و پایبندی به اصل ولایت فیقه یکی از معیارهای مهم انتخاب رئیس جمهوری است که امام راحل و مقام معظم رهبری همواره در آستانه انتخابات به آن اشاره داشته اند .حضرت روح الله امام خمینی (ره) می فرمایند:او را شخصی دانستیدکه لیاقت دارد برای یک همچو مسندی و...اعتقاد به قوانین اسلامی دارد و در مقابل قانون اساسی خاضع است و ((اصل صدودهم))ظاهراکه راجع به ((ولایت فقیه ))است معتقد است و وفادار است نسبت به او یک همچون شخصی را شما ها خودتان انتخاب کنید و گروههای مردم را هم ودار کنید که یک همچو شخصی را انتخاب کنند و از تفرقه بپرهیزید..
در واقع این اصل یک رکن -رکن از مبانی جمهوری اسلامی ایران است .فلذا طبق اصل 115قانون اساسی نیز باید فرد منتخب ریاست جمهوری به آن مومن و معتقد باشد
معظم له با بیان این مطالب که اختیاراتی که در قانون اساسی برای ولی فیقه مشخص شده است ناقص می باشدمی فرمایند:
این قانون اساسی هست این بعض شوون ولایت فقیه هست نه همه شوون ولایت و از ولایت فقیه آن طوری که اسلام قرار داده است ..هیچ کس ضرر نمی بیند ..
بنابر این بیان اهمیت این تجانس و وفاداری و اعتقاد به شوونات ولی فقیه آشکار تر میشود
البته تذکر این نکته مهم است که چگونه ضدیت یا عدم اعتقاد به اصل محرز می شود مقام معظم رهبری بطور دقیق چنین  میفرمایند :((در اینکه ضدیت با ولایت ضدیت با اصلی ترین و رکین ترین اصول و ارکان نظام جمهوری اسلامی است .شکی نیست .منتهی ضدیت معنایی دارد اگر کسی علیه موقف ها ومواضعی که دستگاه رهبری اعلام میکند که طبق قانون اساسی سیاستهای اصلی نظام را تشکیل می دهدچیزی  می نویسدو مطالبی  میگوید و صریحا و غالبا (هر چند دائمی نباشد )با این مواضع و رد مواقع حساس مخالف میکند .البته اینها ضدیت است .لکن کسی که کلمه یا مطالبی در یک وقت و در جایی گفته است نمیشود گفت اینها ضد ولایت فقیه هستند.))
2ساده زیستی و دوری از اشرافی گری:
یکی دیگر از اموری که همواره امام راحل و مقام معظم رهبری مورد توجه قرار داده و احساس نگرانی و خطر کرده اند .رسوخ روحیه رفاه طلبی در مسوولین است .زیرا روحیه رفاه طلبی و راحت طلبی بصورت اصولی و محوری بر تصمیمات انسان تاثیر دارد و او را وارد صحنه دیگری از حیات سیاسی و اجتماعی می کند
3بصیرت در امر دین و سیاست :
تاکید بر بصیرت در امر دین و سیاست از آن روست که رئیس جمهور سامان دهنده یک جامعه دینی در جهان الحاد و تداوم بخش انقلاب در مسیر تعیین شده آغازین است بویژه ضرورت این ویژگی در زمانی که بحث سنت و مدرنیسم .توسعه سیاسی جامعه مدنی و مقوله های دیگری از این قبیل مطرح است .بیش از پیش خودنمایی میکند ..
امام راحل داشتن درک سیاسی و بصیرت دینی را یکی از ویژ گی های مهم رئیس جمهور قلمداد میکند :((رای خود را به شخصی که متعهد به اسلام و خدتمگزار به ملت و کشور و حامی مستضعفان و دارای بصیرت در امر دین و دنیا و منزه از گرایش به شرق و غرب و مکتب های انحرافی و دارای دید سیاسی است بدهید))
از این سخن مقام معظم رهبری که ذیلا می آید دقیقاضرورت داشتن بصیرت دینی را  میتوان استنباط کرد که می فرمایند :((اگر ما این اشتباه را بکنیم که در مساله حکومت و مدیریت جامعه ملاک و معیار اسلام را فراموش کنیم و به سراغ شیوه های رایج دنیایی برویم معنای جامعه اسلامی ما از بین خواهد رفت .))
4مدیریت و توانمندی در اجرای امور :
ضرورت داشتن ویژگی مدیرومدبر بودن رئیس جمهور بدان جهت است که رئیس جمهور عهده دار مدیریت عالی اجرایی است و به تبع این عنوان در انجام وظایف خود فرآیندی را دنبال می کند که شامل اجرایی چون برنامه ریزی.سازماندهی .نظارت و کنترل .انگیزش.ارتباطات.هدایت و تصمیم گیری است در واقع جایگاهی است که مرکز ثقل اندیشه ها .طرحها پیشنهادهاست و در حقیقت آخرین مرجع برای تجزیه و تحلیل و جمع بندی و اتخاذ تصمیم برای عمل است..
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:((هیچ عاملی نمی تواند امنیت و سلامت این کشور .تداوم حاکمیت نظام و امکان کار و سازندگی را جز اتصال به مردم تامین کند و این اتصال و ارتباط نیز تنها در سایه (حسن عمل)مسولان ممکن می شود)).
بدون شک در صورتی که رئیس جمهور آینده از توان مدیریتی و عملی ضعیفی برخوردار باشد به طور قطع در پیش برداهداف انقلاب اسلامی و اصول تغییرناپذیر نظام با موانعی بزرگی روبرو خواهیم شد .
5:دلسوز و مستضعف گرا:
مقام معظم رهبری در بیانی با اشاره به این نکته می فرمایند :((مهمترین مسئولیت نظام ما کوشش همه جانبه در از بین بردن محرمیت و زدودن فقر و حمایت از طبقات مستضعف است و این سیاست باید در اولویت کارها قرار گیرد بگونه ای که معیاری برای سنجش دیگرکارها باشد))
6:داشتن روح بزرگ و سعه صدر:
افرادی که دارای سعه صدر و روح بزرگ هستند از چند جهت قابل ملاحضه است.چنین افرادی نسبت به سلایق مختلف که طبعا در هر جامعه ای وجود دارد .برخورد معقولانه ای خواهند داشت و میتواند نوعی همدلی و تفاهم عمومی بین گرایشهای متفاوت جامعه بوجود آورند
7:حسن سابقه :
حسن سابقه یکی دیگر از معیارهایی است که باید انتخاب نماینده اصلح مدنظر قرار داده و ملاحظه گردد که آیا سابقه و عملکرد خوب و انقلابی در گذشته و همچنین از سابقه مثبت و خوب در حمایت از انقلاب و دستاوردهای آن برخوردار بوده است.در این خصوص امام عظیم الشان می فرمایند:((مردم با بصیرت و درایت و تحقیق کاندیداها را شناسایی کرده و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی و سیاسی نامزدهای انتخابات توجه نمایند))
((اشخاصی که انتخاب میکنید سوابقشان را مطالعه کنید ..در زمان سابق چه جور بودند))
8-سایر ویژگیها :
در این مجال معیارهای عمده انتخاب نماینده اصلح گفته شد و مخفی نیست که ویژگی های مهم دیگری نیز در بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری وجود دارد که باختصار یاد آور می شویم:
تقوا
تعد به اسلام
صداقت
عدالت خواهی
استکبار ستیزی
 منزه از گرایش به غرب
پایبند به ارزشها
رفتند به دل شهرها ونشستند پای صحبت مردم
...
ج:راههای شناخت معیار و ویژگیها :
با وجود آشنایی نسبت به ویژگی های یاد شده این سوال مطرح است که چگونه میتوان به شایستگی و فرزانگی یک فرد برای تصدی ریاست جمهوری پی برد.در این خصوص نیز با الهام از فرمایشات امام راحل و رهبری معظم انقلاب به برخی از راههای دستیابی به شناخت و یژگیها  می پردازیم:
1.تحقیق:
بدیهی است که یکی از راههای شناخت نماینده اصلح تفحص و توجه به مواضع آنها در مواقف و مراحل مختلف انقلاب است یعنی باید ملاحظه کرد که آنها در رابطه یا سیاست خارجی .مسائل اقتصادی.فرهنگی .سیاسی و مبانی و ارکان نظام چه برخوردی داشته اند
2مشورت کردن:
حضرت امام با بیان اینکه علاج واقعه را پیش از وقوع باید کرد  می فرمایند در تعیین رئیس جمهور:با طبقه تحصیل کرده .متعد و روشن فکر با اطلاع ازمجاری امور و غیر وابسته به کشورهای قدرتمند استثمار گر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده.
با علماء و روحانیون با تقوا و متعد به جمهوری اسلامی مشورت کرده
اگر چنانچه اشخاص مطمئنی باشند که آنها تشخیص بدهند .شهادت بدهند که فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است  وقت مانعی ندارد که کسی به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به اینکه این صحیح است .رای به آنها بدهد .
3شناخت مقایسه ای:
بدین معنی که باید دیدحوزه عملکردی سابق فرد کاندید چگونه بوده است .سپس ویژگی های او را با وظایفی که پیش روی ریاست جمهوری است سنجیده شود به عبارت دیگر با توجه به حوزه کارکردی و کار آمدی سابق فرد در مقایسه با قلمرو وسیع رئیس جمهوری و وطایف بسیار سنگین چنین جایگاهی .آیا او میتواند چنین مسندی را احراز نماید.
4اطرافیان:
یکی دیگر از راههای شناخت کاندیدای اصلح آشنایی با اطرافیان و عناصری است که در آینده توسط وی بکار گرفته می شوند
پایان
+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 3:14 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام خدمت دوستان گرامی و عزیز راستش از دیروز تا حالا ۱۰۲تا اس ام اس دریافت کردم که پیام تبریک بود درباره ترور موفق سلمان رشدی لعنت الله علیه ولی بنده با برسی که از دیشب و ساعت ۳شب تا حال که ساعت ۲:۳۰دقیقه ظهر است انجام دهم و از منابع خبری و ...جویای این ماجرا شدم اطلاع بیدا کردم که این خبر شایعه است و افسوس خوردم چون دوست داشتم اولین عیدی این سال همین خبر برایم بود که سلمان رشدی به زباله دان تاریخ رفت .دوستان گرامی میتوانند برای خواندن کل خبر روی همین نوشته >> اخبار کامل و موثق درباره شایعه  ترور سلمان رشدی!در همین دو روز را در اینجا بخوانید  <<اما جریان کامل درباره

 حکم ارتداد سلمان رشدی پابرجاست

حضرت امام خمينى(مدظله) فرمودند: اين موضوع صد درصد تكذيب مى‏گردد. سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامى همّ خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند


بسمه تعالى
انالله و انااليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‏رسانم، مولف كتاب «آيات شيطانى» كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‏باشند. از مسلمانان غيور مى‏خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هركس در اين راه كشته شود، شهيد است انشاءالله. ضمنا اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت آن را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمه‏الله و بركاته
روح‏الله‏الموسوى‏الخمينى 25/11/1367



 چهارم مهر ماه 1367 برابر با 26 سپتامبر 1988:

انتشارات «وايكينگ» در لندن كه جزو گروه انتشاراتى «پنگوئن»» مى‏باشد، اقدام به انتشار كتابى نمود كه نام «Satanic verses» بر روى جلد آن خودنمايى مى‏كرد. معادل فارسى نام اين كتاب «آيات شيطانى» بود.
چهل روز بعد ابتدا كشور هند و سپس پاكستان فروش اين كتاب را ممنوع اعلام كردند.
متعاقبا چندين كشور اسلامى ديگر نيز اقدام به تحريم فروش اين كتاب نمودند. روز 24 دى ماه 1367 مسلمانان شهر «برادفورد» انگلستان طى تظاهراتى، اقدام به سوزاندن نسخه‏هاى كتاب «آيات شيطانى» نمودند.
روز 23 بهمن ماه برابر با 12 فوريه 1989، مسلمانان پاكستان در شهر اسلام آباد به تظاهرات پرداخته و ضمن دادن شعارهايى عليه آمريكا و انگليس و نويسنده كتاب «آيات شيطانى»، به طرف مركز فرهنگى آمريكا حركت كردند .اين تظاهرات به برخورد افراد مسلح از درون مركز فرهنگى آمريكا با تظاهر كنندگان انجاميد و باعث شهادت 6 نفر و مجروح شدن بيش از يكصد نفر گرديد.
فرداى همين روز در تظاهرات مسلمانان هند عليه نويسنده و ناشران كتاب مذكور به شهادت يك نفر از سوى نيروهاى مسلح هند منجر شد.

برای باقی پزوهش به ادامه رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 14 فروردین1388ساعت 16:9 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

«بر آنان بخوان حکایت کسی را که آیه های خویش را بدو (تعلیم) دادیم ولی از آن آیات جدا شد. اگر می خواستیم وی را به وسیله ی آن آیه ها بلند می گردانیدیم، ولی به پستی گرایید و هوس خویش را پیروی کرد. (اعراف 177-175)

سلام داشتم تو مقالات نگاه میکردم رسیدم به مرجعی که لیاقت محب اسلامی نداشت و چه ها که نکرد وخیانت،اعمال این فرد بر زد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران .اما اون بعد از سالها که خود را در لباس گرامی رسول گرامی اسلام ۰ص۰ پنهان کرد بود با هوشیاری مالک اشتر ولایت حضرت آیت الله ری شهری حفظه الله به دیده امت اسلامی گذاشته شد البته بنده گوشه ای از این گفته ها رادرج میکنم به کتاب خاطرات حضرت ایت الله ری شهری مراجعه کنید 

www.seied.ir

تا مرجعیت


سید کاظم میرفیضی معروف به شریعتمداری، زمانی با برادرش در شهر تبریز، دکان قندفروشی داشت. (1) اما ظاهرا فروختن قند به مردم، چندان کام او را شیرین نمیکرد و آرزوی دست یافتن به مقام بالاتری را در سر میپروراند. شاید به همین دلیل بود که فعالیت هایی در زمینه ی ورود به مجلس شورای ملی شاهنشاهی انجام داد که با موفقیت توأم نبود. (2)

اما سید کاظم، راه دیگری را برای طی کردن پله های ترقی و ریاست یافته بود و در مدرسه ی طالبه ی تبریز، منتظر یافتن فرصتی بود تا خودی نشان دهد. این فرصت زمانی پیش آمد که حکومت پوشالی پیشه وری در هم شکسته بود و شاه به عنوان ناجی آذربایجان، پس از آرام شدن اوضاع به این دیار سفر کرد. یکی از برنامه های محمدرضای جوان ، دیدار با علمای تبریز بود. اما جو آذربایجان به گونه ای بود که علمای متعهد تبریز، ملاقات با شاه را اساسا حرام و فسق می دانستند. اما شریعتمداری ، موقعیت را مغتنم شمرده و علاوه بر ملاقات با محمدرضا پهلوی، نطق غرایی در روز چهارشنبه 6 خرداد 1326 در مراسم خوش آمدگویی به شاه ایراد می کند:
«اعلیحضرتا ، طلاب علوم دینی فقط انتظار و تقاضا دارند که تناسب مقام خدمتشان مورد توجه ملوکانه واقع شوند» و در مقام پوزش نسبت به بی محلی سایر علما به شاه ، می گوید: «بی نهایت متأسف و شرمنده هستیم و قهرا به آقایان هم دیر خبر رسیده که نتوانسته اند افتخار شرفیابی حاصل کنند! (3) در این مراسم، شریعتمداری ، ده هزار تومان از شاه دریافت نمود!

این رفتار و سخنان شریعتمداری با واکنش جدی علمای تبریز مواجه شد. شریعتمداری توسط علمای آذربایجان تفسیق شد و از آن خطه بیرون رانده شد. ناچار به قم رفت و در آنجا رحل اقامت افکند. علمای قم، به گذشته ی این روحانی جوان و تازه وارد، به دیده ی اغماض نگریستند و چندان به او سخت نگرفتند.
شریعتمداری در قم رشد کرد و پس از فوت آیت آلله بروجردی به مقام مرجعیت نائل آمد. در همان زمان ، سران جبهه ی ملی ، طی نشستی به اتفاق آرا شریعتمداری را شایسته ی طراز مقام مرجعیت شیعه دانستند و به تبلیغ او پرداختند. از همان زمان، رابطه ی میان ملی گرایان و شریعتمداری آغاز شد و ادامه یافت. (5)

بجز تبلیغ ملی گرایان، حمایت رژیم پهلوی از سید کاظم شریعتمداری نیز در تثبیت مرجعیت وی تأثیر داشت. دولت پهلوی که اجبارا می بایست مرجعی را میان مردم تبلیغ کند، تصمیم داشت برای تضعیف موقعیت امام از بقیه ی کاندیداها حمایت کند. در این زمینه، اولویت با شریعتمداری بود که خواهان انقلاب علیه سلطنت نبود و از حرکت های انقلابی هم دفاع صریح نمی کرد. البته این امر، خود به خود ذهن انقلابیون را نسبت به وی بدبین می کرد. (6)

در ادامه میخوانید

آیت الله شریعتمداری قبل از انقلاب اسلامی:
انتقاد به عملكرد امام خمینی

آیت الله شریعتمداری پس از انقلاب اسلامی
کودتای مذهبی آیت الله شریعتمداری در جریان کودتای نوژه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 12 مهر1387ساعت 8:8 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

سلام خدمت دوستان گرامی

اما و چگونه شد که اینگونه شد هشتم شهریور ۱۳۶۰

 ترور در ساختمان نخست وزیری عقربه ساعت روی یك ربع به سه بعدازظهر بازی خود را شروع کرده است تا چند دقیقه دیگر ........

به پاس همه این جان فشانی ها     هفته مقدس دولت مبارک باد

هشتم شهریور ۱۳۶۰، خیابان پاستور،

 ساختمان نخست وزیری

 

هفته دولت

ساعت روی دیوار یك ربع به سه بعدازظهر را نشان می دهد. شورای امنیت كشور امروز جلسه دارد. این بالاترین مرجع تصمیم گیری درباره مسائل امنیتی و سیاسی كشور است. آن هم كشوری كه یك سال و نیم از انقلاب مردمی اش می گذرد و هنوز نظام جدید استقرار كامل نیافته و با مشكلات زیادی دست و پنجه نرم می كند. بخشی از سرزمینش در اشغال ارتش بیگانه است و در یك جنگ نابرابر گرفتار شده است.

اولین رئیس جمهورش به همراه مسعود رجوی سردسته مخالفین حكومت از كشور فرار كرده است. گروه رجوی از آن زمان وارد فاز نظامی علیه نظام شده و به ترور و انفجار روی آورده اند. هر روز حادثه ای در كشور پیش می آید. دو ماه پیش در یك انفجار سهمگین در دفتر حزب جمهوری چندین نفر از مسئولین درجه یك و مدیران برجسته نظام از دست رفته اند. عملا نظام نوپا درگیر جنگی داخلی شده است. درحالی كه یك سال است خاك كشورش مورد تجاوز ارتش تجاوزكار صدام قرارگرفته و بخش وسیعی از مرز كشور از قصر شیرین تا آبادان در اشغال آنها است.

جمعیت چند استان مرزی آواره شهرهای دیگر شده اند. از هر كوی و برزنی در شهرهای ایران جوانانی به سمت جبهه ها می روند تا از وطنشان دفاع كنند. هر روز هم تعدادی از این نیروها به خاك و خون می غلتند. شورای امنیت در این شرایط ناامن و بحرانی تشكیل جلسه داده تا درباره مهمترین مسائل كشور تصمیم بگیرد.اعضای شورا یك به یك وارد سالن می شوند. قرار بود از امروز جلسه رسما زیر نظر دكتر محمدجواد باهنر نخست وزیر اداره شود. اما باهنر این كار را به عهده رجایی گذاشت.

 رجایی قسمت بالای میز و باهنر در كنار او سمت چپش نشسته، مسعود كشمیری دبیر جلسه سمت راست مقابل باهنر، تیمسار وحید دستجردی كنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری كل نشسته، در كنار وی به ترتیب تیمسار كتیبه، سرورالدینی معاون وزیر كشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، كلاهدوز قائم مقام سپاه یك طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترك، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی، و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترك نشسته بودند.

 مسعود كشمیری دبیر و منشی جلسه است. تمامی صورتجلسه ها را او می نویسد. اعضای جلسه را هم او دعوت و هماهنگ می كند و سایر كارهای دفتری شورا به عهده اوست. این جلسه هم آمده، ضبط صوت بزرگش را هم آورده است كه مذاكرات را ضبط كند. آن را جلو رجایی و باهنر می گذارد. كسی به فكرش نرسید كه چرا او از ضبط به این بزرگی استفاده می كند. كشمیری مورد اعتماد همه بود. سیری كه طی كرده بود تا به این مقام رسیده بود جای شك و شبهه ای باقی نمی گذاشت. به خصوص كه قیافه حق به جانبی داشت. از ریش محرابی و صورت سرخ و سفیدش روحانیت و نورانیت می بارید.

تسبیح اش هم همیشه همراهش بود و برای خیلی كارها استخاره می كرد. همه او را به تشرع می شناختند. در جلسات دعای كمیل او یكی از دعاخوان ها بود و گاه پیش نماز هم می ایستاد. كسی حدس نمی زد كه او از اعضای گروه رجوی و نفوذی در عالی ترین مركز تصمیم گیری یعنی شورای امنیت كشور باشد. به خصوص كه او مواضع تندی علیه آنها داشت و گویا پیشنهادهایی مثل بمباران ایستگاه رادیویی مجاهد داده بود كه اعتماد اطرافیان به او دوچندان شده بود. او یكی دو ماه پس از پیروزی انقلاب كه اوضاع سازمانی نیافته و همه جا به هم ریخته بود، از طرف دفتر نخست وزیری به ارتش معرفی شد تا حفاظت از اسناد و مدارك نیروی هوایی را بر عهده گیرد.

 به این ترتیب اسناد طبقه بندی شده نیروی هوایی در اختیار او قرار گرفت. تا همین اواخر در آنجا مشغول بود و بعد از مدتی آنجا را رها كرد و به شورای امنیت منتقل شد. او چنان اعتماد همه را جلب كرده بود كه موقع تردد در نخست وزیری بازرسی بدنی نمی شد و هرچه می خواست می برد و می آورد. آن روز هم كسی متوجه نشد كه كشمیری چگونه آن بمب ساعتی قوی را وارد ساختمان نخست وزیری كرد.

دقایقی از شروع جلسه گذشت. دستجردی گزارش وقایع مهم هفته گذشته را می داد. از جمله كشته شدن سرگرد همتی در اثر تیراندازی یكی از محافظانش كه بحث بود كه این تیراندازی عمدی یا سهوی بوده است. كنار سالن فلاسك چایی گذاشته بودند و هر كس چای می خواست خودش می رفت و چای می ریخت. تردد اعضای جلسه امری عادی بود و درمیان این بحث ها كسی نفهمید كه كشمیری از جلسه بیرون رفته است.

ناگهان صدایی مهیب همراه با شعله های آتش و دود غلیظ قهوه ای همه چیز را به هم ریخت. معلوم نبود چه اتفاقی افتاده است، هر كس دست و پایی سالم داشت به طرف در ورودی می دوید. كارمندان داخل ساختمان سراسیمه این سو و آن سو می دویدند. همه یاد فاجعه هفتم تیرماه گذشته در دفتر حزب جمهوری افتادند و صحنه های دلخراش آنجا جلو چشمشان می آمد. لحظاتی بعد كه دودها فروكش كرد معلوم شد كه چه اتفاقی افتاده است. كسانی مجروح و تكه پاره شده بودند.

 

 رجایی و باهنر كه بیش از همه در معرض بمب قرار داشتند بیشترین آسیب را دیده بودند و اجسادشان اصلا قابل شناسایی نبود. هر كس به فراخور دوری و نزدیكی به آنان دچار سوختگی و جراحت شده بود. اما از بدن كشمیری اثری نبود. حدس زده شد كه او در آتش سوخته و پودر شده است. فردا صبح كه شهیدان حادثه تشییع می شدند او هم جزء شهدای این بمب گذاری محسوب شد و روزنامه كیهان این خبر را اعلام كرد. اما با كمال ناباوری روزهای بعد معلوم شد كه او همان ساعت به فرودگاه رفته و از كشور خارج شده است.

 با انفجار نخست وزیری جامعه جنگ زده، در ماتمی جدید فرو رفت، عالی ترین مدیران كشور از دست رفته بودند. تهران تعطیل شد. مردم به خیابان ها ریخته و به عزاداری پرداختند. آنها با شعارهایشان انتقام گیری و مبارزه با تروریسم را از مسئولین تقاضا می كردند. گفته شد بیش از یك میلیون نفر رجایی و باهنر را تشییع كردند.كسی یا گروهی این حادثه را به عهده نگرفت ولی با فرار كشمیری و نشانه های دیگر، همه این فاجعه را كار دار و دسته رجوی دانستند.

   رجایی از محروم ترین اقشار جامعه برخاسته بود. سال های نوجوانی كه با مادرش از قزوین به تهران آمد از راه بساط دستفروشی روزگار می گذراند كه همواره در معرض آسیب ماموران شهرداری قرار داشت. از این همین رو بدون اینكه تظاهر كند به فكر محرومان بود و شرایط آنها را درك می كرد. طرح شهید رجایی برای تامین افراد سالخورده روستایی از جمله اقدامات وی بود كه ادامه یافت. او از نوادر كسانی بود كه زندگی و خلقیاتش پس از رسیدن به مقامات عالیه تغییری نكرد و همچنان بر ساده زیستن و ارزش های انسانی تاكید كرده و واقعا بدان ها پایبند ماند

یادشان زیبا و روحشان شاد

منابع:

۱ _خاطرات سرهنگ  كتیبه، به كوشش  سرابندی، مركز اسناد انقلاب اسلامی.

۲ _ راعی گلوجه، زندگینامه سیاسی شهید رجایی، مركز اسناد انقلاب اسلامی

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 6:5 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

حضرت آیت الله ری شهری .وزير اسبق اطلاعات در بيان خاطره محرمانه خود با امام گفت: امام گفتند، اختلاف کمش خطرناك است.

www.seied.ir

مالک اشتر انقلاب

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد  ري شهري(حفظه التعالی)

 که در برنامه «محرمانه» شبکه سوم سيما حضور يافته بود، در پاسخ به مجري اين برنامه که از وي خواست يکي از خاطرات خصوصي و محرمانه خود را بيان کند، گفت: زماني که تازه وزير اطلاعات شده بودم، اختلاف بين مسئولان و مقامات بسيار زياد شده بود. از همين رو ما دو ماه تلاش کرديم تا گزارش کاملي از اختلاف نظرها، اختلاف سليقه‌ها و جبهه‌بندي‌هاي گوناگون چهره‌هاي سياسي و مسئولان در برابر يکديگر چه در مرکز و چه در ديگر شهرها تهيه کنيم.
 **************************************
طبع امام اين گونه بود که اختلاف نظر و سليقه را زمينه‌ساز حيات و پويايي و نشاط جامعه مي‌دانستند و از همين رو معتقد بودند هرکس بايد نظر خود را داشته باشد و بيان کند و آن حالتي خطرناک است که همه تابع و مطيع و بله قربان‌گو باشند
*************************************
www.seied.ir
 
حضرت آیت الله ری شهری  افزود: از آنجا که ما فکر مي‌کرديم آگاهي يافتن ديگران از اين حجم اختلاف در ميان مسئولان بسيار خطرناک است، از اين بولتن تنها يک نسخه و آن هم براي شخص حضرت امام(ره) آماده کرديم و حتي نسخه‌اي براي خودم و وزارت اطلاعات كپي نکرديم و من الان افسوس مي‌خورم که چرا اين کار را نکرديم.

حضرت آیت الله ری شهری افزود : زماني که اين گزارش تکميل شد و آن را خدمت امام بردم، امام در واکنشي غير منتظره به من گفتند اختلاف کمش خطرناک است ولي زيادش خطري ندارد، چون اختلاف طبيعي است و بايد باشد.

ایشان در توضيح ديدگاه امام گفت: طبع امام اين گونه بود که اختلاف نظر و سليقه را زمينه ساز حيات و پويايي و نشاط جامعه مي‌دانستند و از همين رو معتقد بودند هرکس بايد نظر خود را داشته باشد و بيان کند و آن حالتي خطرناک است که همه تابع و مطيع و بله قربان گو باشند.

گفتني است، پيش از اين برخي محافل که در زمان حيات امام فاقد ارتباط تنگاتنگ با ايشان بوده‌اند، واکنش‌هاي تند و هتاکانه‌اي به ذکر خاطرات خصوصي ياران امام چون هاشمي رفسنجاني و علي اکبر محتشمي پور که وفق مراد آنها نبود، داشتند. اما اکنون بايد نشست و ديد که آيا اين محافل ري‌شهري را هم به خاطر نقل خاطره خصوصي از امام دستخوش حمله قرار مي‌دهند؟

ایشان در بيان بخشي ديگر از خاطرات خود، حل فتنه مربوط به قائم مقام رهبري را لطف الهي دانست و درباره قطب‌زاده گفت: هرکس او را بازجويي مي‌کرد، او اعتراف نمي‌کرد و زماني که من او را بازجويي کردم، پس از استخاره به نقش خود در کودتا عليه نظام اعتراف کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 2:4 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام وادب خدمت تمام دوستان گرامی آنچه مي‌خوانيد، مقاله‌اي است درباره انقلاب اسلامي ايران به قلم امام موسي صدر كه در تاريخ 23/8/1978 مطابق با اول شهريور 1357 در روزنامه «لوموند» پاريس چاپ شده است.
امام موسي صدر، يك هفته پس از چاپ اين مقاله و در سفري رسمي به ليبي، ناپديد شد

seied

بسم‌الله الرحمن الرحيم
نهضت مردم ايران با تمامي حركت‌هاي مشابه خود در جهان تفاوت دارد، زيرا چشم‌انداز جديدي فرا روي تمدن بشري قرار داده است؛ بنابراين، شايسته است كه همه علاقه‌مندان قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آن را با دقت دنبال كنند.
نهضت مردم ايران به رغم گستردگي كه دارد و به رغم اتهاماتي كه رژيم بر آن وارد مي‌كند، از گرايش‌ها، ريشه‌ها، اهداف و اخلاقيات اصيل و والايي برخوردار است.

نيروهاي راست از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه نفت و بسياري موضوعات مهم ديگر در آن موضوعيت دارد. نيروهاي چپ بين‌المللي نيز از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه ايران و اتحاد شوروي بيش از هزار كيلومتر مرز مشترك دارند. حزب كمونيست ايران، حضور چنداني در نهضت ندارد، هر چند كه از قديمي‌ترين احزاب اين منطقه به شمار مي‌رود؛ بنابراين، هيچ يك از نيروهاي چپ و راست، به اين اعتبار كه نماينده يكي از دو قطب جهان هستند، كمترين تأثيري بر اين نهضت ندارند.

ملت ايران اين مسائل را به خوبي مي‌داند. او مي‌داند اين رژيم كه نهضت را به واپسگرايي متهم مي‌كند، خود با سركوب آزادي و در پيش گرفتن روش‌هاي بدويِ حكمراني همه سازمان‌هاي ارتجاعي را رو سفيد كرده است. ملت ايران مي‌داند كه اين رژيم، براي جلب رضايت قدرت‌هاي بزرگ، در قرباني كردن منافع مردم و پيشكشي ثروت‌هاي آنها، هرگز ترديدي به خود راه نداده است. ملت ايران وقتي چنين رفتاري را با اصالت انقلابيون قياس مي‌كند، بر ايثار و فداكاري در راه آرمان آنان راسختر مي‌شود. اين ملت به رغم اين‌كه سلاحي در دست ندارد، با خون خود، قهرمانانه مبارزه مي‌كند و قدرتي شكست‌ناپذير ايجاد مي‌كند.


seied

انقلابيون ايران به هيچ طبقه خاص اجتماعي منحصر نيستند، بلكه از همه ايران برخاسته‌اند: دانشجويان، كارگران، تحصيل‌كردگان، روحانيان و... همه و همه در اين انقلاب حضور دارند. ملت ايران با همه نسل‌هاي گوناگون خود در اين نهضت شركت جسته است؛ بازار، مدارس، مساجد، شهرها و حتي كوچكترين روستاها در اين نهضت مشاركت دارند.
همين حقايق است كه رژيم را بر آن داشته تا چپ و راست، شرق و غرب، سازمان‌هاي عربي و حتي فلسطيني‌ها را متهم كند و به اين ترتيب، به گستردگي و عمق مردمي اين نهضت اذعان كند.

حركت مخالفان رژيم شاه، امروز سيستم اطلاع‌رساني خاص خود را يافته است. گفته‌ها و سخنان رهبران آن از طريق كساني به ما مي‌رسد كه خود مخاطب اين سخنانند و اين سخنان در قلب‌هاي همه ملت ايران جاي گرفته است.
حق آن است كه بگويم: خاستگاه اين حركت و ايمان و آرمان آن همان اهداف بيكران انساني، اخلاقي و انقلابي است؛ موجي كه امروز ايران را درمي‌نوردد، بيش از هر چيز نداي پيامبران را در اذهان انسان‌ها تداعي مي‌كند.

اهداف انقلاب در مصاحبه مورخ ششم مي 1978 رهبر آن، امام خميني، با روزنامه لوموند، به روشني تصريح شده است. او با تأكيد بر اصالت اين حركت به ابعاد ملي، فرهنگي و رهايي بخش آن اشاره مي‌كند.
حوادث جاري ايران و رخدادهاي فاجعه‌آميز آن چند نكته اساسي را فراروي جهان امروز قرار داده است:

1ـ كساني كه به مسائل انساني و تمدن بشري اهميت مي‌دهند، شايسته است اين آزمون انساني را كه اكنون در ايران جريان دارد، به دقت بررسي و در برابر تلاش‌هاي مخالف و مغرضانه از آن حمايت كنند.
2ـ رژيم شاه پس از 37 سال حكومت و به رغم برخورداري از بيشترين امكانات، در همه امور، حتي در اين حد كه خود را از خشم ملت در امام نگه دارد، ناكام مانده است. اين همه در حالي است كه بزرگترين انبار تسليحاتي جهان سوم در اختيار همين رژيم قرار دارد.

۳ـ ارزش‌هاي اخلاقي انسان متمدن، امروز در ايران تهديد مي‌شود. تا زماني كه رژيم ايران تحت عناوين «پيشرفت» و «دمكراسي» به اَعمال سركوبگرانه، خونريزي و سلب آزادي ادامه مي‌دهد، هر قدر هم كه در جهان مورد حمايت قرار گيرد، نمي‌توان از اين ارزش‌ها پاسداري كرد.
4ـ رژيمي كه امروز با امواج نارضايتي مردم و خيل ناآرامي‌هاي داخلي روبه‌روست، ديروز از تضمين امنيت خليج‌فارس، اقيانوس هند و حتي سومالي سخن مي‌گفت. اين امر بيانگر آن است كه هيچ چيز بيش از حركت‌هاي مردمي اين چنين آن را پريشان نمي‌سازد. از جمله اين حركت‌ها «حركةالمحرومين» لبنان است كه خبرهاي آن در ميان مردم ايران انعكاس فراوان يافته است.

قتل‌عام‌هايي كه هم‌اكنون در ايران جريان دارد و رژيم تلاش دارد بر آنها سرپوش گذارد، هشداري به انسان معاصر، به وجدان و به احساس مسئوليتِ اوست. شايسته است كه انسان‌ها تصوير واقعي اين كشتارها و سركوبگري‌ها را به جهانيان عرضه بدارند و ضمن چنين خدمتي، بيزاري خود از اين اعمال را نمايان سازند.


منبع: كتاب اديان در خدمت انسان، صص 130 ـ 127

+ نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 17:16 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

فتح الفتوح در سکوت

گفت گوی بسیار خواندنی

سردار رشید اسلام ،دکتر حسین علایی

seied

ضرورت اجرای عملیات والفجر8 در آن زمان چه بود؟

دکتر حسین علایی: در سال 1364 ما در شرایطی قرار داشتیم که برای ادامه جنگ باید اقدام مهمی را جهت کمک برای رفتن ایران به سمت خاتمه جنگ انجام می دادیم و مسئولین تصور می کردند که با انجام عملیاتهای نظامی مؤثر علیه رژیم صدام می توان شرایطی را فراهم کرد که ارتش بعثی عراق در حدی تحت فشار قرار گیرد و با تصرف منطقه ای از عراق صدام را وادار کنند در برابر خواسته های ایران تسلیم شود و ما بتوانیم جنگ را در شرایط برتر به پایان ببریم. هرچند تا آن مرحله ما سرزمین ایران را از دست دشمن آزاد کرده بودیم اما برای ختم جنگ هیچ چارچوبی تعیین نشده بود، یعنی نه صدام اعلام کرده بود که قرارداد 1975 را - که در آغاز جنگ پاره کرده بود- قبول دارد و نه مذاکره ای صورت گرفته بود تا به چارچوبی برای خاتمه جنگ برسند و نه سازمانهای بین المللی مثل شورای امنیت و یا دیگر کشورها پیشنهادی را ارائه کرده بودند تا چارچوبی باشد برای اینکه ایران حداقلهایی از خواسته هایش را تأمین یافته ببیند و بتواند جنگ را خاتمه دهد . مهمترین خواسته این بود که «چه کسی جنگ را آغاز کرد؟» الان برای همه روشن است که عراق جنگ را آغاز کرد چون سازمان ملل به طور رسمی اعلام کرد، اما در آن زمان برای اینکه بر ایران فشار آورند هیچکس نمی گفت که جنگ را صدام آغاز کرده حتی در درون ایران هم به گونه ای شرایط را فراهم کرده بودند که این ابهام ایجاد شود که نکند اقدامات ایران باعث جنگ شده است. نکته بعدی این بود که کسی که جنگ را آغاز کرده مسئولیت حقوقی در قبال خسارات دارد و سوم اینکه شرایطی فراهم شود که ایران مطمئن شود که دیگر جنگی از سوی رژیم بعثی عراق آغاز نخواهد شد.
آیا از طریق مذاکرات سیاسی نمی شد به چارچوبی برای پایان جنگ دست پیدا کرد؟

- این کار از راه سیاسی امکانپذیر نبود و یا حداقل ما اطلاعی نداریم که از راه سیاسی چه اقدامی شده است. آنچه که ما مطلع هستیم این است که مسئولین سیاسی احساس می کردند که اگر در موضع توانایی نظامی و برتری نظامی نسبت به رژیم بعثی عراق قرار نداشته باشند امکان توافق سیاسی هم وجود ندارد. راه حل پایان جنگ هم اینطور بود که یا رژیم صدام سقوط کند یا صدام خواسته های ایران را بپذیرد و یا مذاکره و مصالحه ای صورت گیرد و یا یک گروه واسطه ای بتوانند طرفین را به تفاهم برسانند که هیچکدام از این اتفاقات در آن زمان رخ نداد. از سوی دیگر، رژیم عراق که در جبهه های جنگ شکست خورده بود جنگ را به دریا و تا حدی به شهرها کشانده بود. بنابراین برای اینکه ایران بتواند فشارهای نظامی رژیم بعثی را در دریا و خارج از جبهه های جنگ زمینی پاسخ دهد و هم اینکه اقدام مؤثری برای کمک به پایان جنگ بکند تنها باید عملیات می کرد.

اهمیت منطقه فاو و اهداف این عملیات چه بود؟

- در مقدمه باید بگویم که ارتش عراق می دانست که ما می خواهیم عملیات کنیم و همه جای جبهه ها را بر روی ما برای عملیات بسته بود یعنی پدافند محکمی با عملیات مهندسی، حصارهای دفاعی متعددی از موانع طبیعی، میدانهای مین، کانال، سیم خاردار و ... ایجاد کرده بود و چون ایران قدرت زرهی، مکانیزه و هوایی نداشت و عمده توانش روی نیروهای پیاده رزمنده داوطلب بسیجی بود که حاضر بودند همه کاری بکنند تمام توان این قوا صرف شکستن خط می شد، پس ما باید دنبال منطقه ای می گشتیم تا می توانستیم در آن عملیات بکنیم.

شرط ما در آن زمان این بود که منطقه ای را از نظر نظامی انتخاب کنیم که نیروهای ارتش عراق در آن سرزمین خوب نتواند بجنگند و ارتش عراق به سرعت نتواند از زرهی، توپخانه و هواپیمایی اش استفاده کند و از طرفی ما با توجه به توانمندیهایمان بتوانیم در آنجا بجنگیم و به سرعت هدف را تصرف کنیم و نکته بعدی این سرزمین باید ارزش سیاسی، نظامی، اقتصادی و حقوقی مهمی هم داشته باشد که با این اوصاف تنها جایی که با این شرایط توانستیم پیدا کنیم منطقه فاو بود.

با انجام عملیات در فاو ما در برتری نظامی و برتری سیاسی- روانی نسبت به ارتش عراق قرار می گرفتیم که می توانستیم آن را عامل فشار برای ختم جنگ به حساب بیاوریم. نکته بعدی این است که فاو تنها جایی بود که امکان عملیات برای ما وجود داشت چرا که ارتش صدام به صورت منطقی تصور می کرد اجرای عملیات در اینجا غیر ممکن است، به خاطر اینکه رودخانه عظیمی به نام اروند رود جلویش است که عبور از این رودخانه صرف نظر از عبور نفرات، عبور چند لشکر از این مکان و پشتیبانی و تدارکات با مشکل مواجه می شد، اما ما با بررسیهایمان متوجه این تصور عراق شدیم و با توجه به روش غافلگیری مطمئن شدیم که اگر در اینجا عملیاتی انجام دهیم موفق می شویم. علاوه بر اینها قبل از تصرف فاو، عراق از طریق پایگاه موشکی که در این منطقه داشت مسیر عبور کشتیهای ایران به سمت بندر امام خمینی را با موشک بمباران می کرد و کشتیها را می زد که تا آن زمان بیش از 90 فروند موشک به کشتیهای ایران زده بودند و به دهها فروند کشتی ایران آسیب رسانده بودند که با تصرف این منطقه پایگاههای موشکی را نیز گرفتیم. یا پیش از فتح فاو، عراق دو اسکله نفتی البکر و الامه را تبدیل به اسکله نظامی کرده بود که با تصرف فاو پشت اسکله ها را بستیم و دیگر به راحتی نمی توانستند کار بکنند.

برای خواندن باقی مطلب به ادامه رجوع شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 0:41 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با سلام خدمت دوستان گرامی امروز وقتی داشتم تو نت گشتی زنی میکردم این مطلب نظرم را جالب کرد خط مستقیم به ایران  .حالا از این بحث که بگذاریم این جنگ ایران با آمریکا چه کردهرببخشید آمریکا با ایران

www.seied.coo.ir

يک دختر خانم ايراني 29 ساله دانشجوي دانشگاه ام آي تي MiT امريکا، با نام مستعار "رانا" (Rana) - شايد هم رعنا -  (با لباس سفید در عکس)  با کمک دوستش Nick Jehlen  (سایت   www.enoughfear.org) ، يه تلفن قرمز معمولي را به موبايلش وصل کرد و در  پارکي  بنام  Boston Common  در شهر بوستون (ايالت ماساچوست)  امريکا کنار خيابون گذاشت و تابلویی هم زیرش گذاشتند. با تیتر : خط مستقیم به ایران... او قبلا از طريق چت با ايرانيهاي داخل ايران ارتباط برقرار کرده و شماره تلفنهاشون رو - با اجازه خودشون- گرفته بود. در اين محل از عابران (امريکاييها) مي خواست که به يکي از اين شماره ها در ايران تلفن کنند و هر سوال سياسي از طرف مقابل در ايران دارند بپرسند. این یک تلاش ساده برای ایجاد رابطه بین شهروندان دو کشور و کاهش سو تفاهم ها بود.

هدف از اين پروژه ساده ايجاد ارتباط مستقيم و بي سانسور بين شهروندان معمولي ايران و امريکا بود. حدود  15 تا 20  رهگذر از اين چت تلفني استقبال و با ايرانيها چت کردند. سوالاتشون از مخاطبان ايراني ساده بود: شغلت چيه؟. آيا به آينده اميدوار هستي؟ نظرت در باره جرج بوش و احمدي نژاد و امريکا و اسراييل چيه؟. جوابها ساده بود: همگي ايرانيها علاقمند به دوستي و رابطه صلح آميز ملتها بودند و  خلاصه همون چيزايي که روزانه مردم در تاکسي ها و غيره ميگن...


این حرکت نمادین، سخت مورد توجه مطبوعات امریکایی قرار گرفت و پوشش خبری زیادی داشته.


تلفن قرمز بعنوان سمبل جنگ سرد انتخاب شده بود: سالها پيش که بين دنياي غرب و بلوک کمونيستي و شوروي جنگ سرد برقرار بود روئساي جمهور امريکا در کاخ سفيد از يک دستگاه تلفن قرمز براي انجام مکالمات مهم و بحراني استفاده ميکردند.

www.seied.coo.ir



رانا (رعنا) موبايل بدست، شماره هاي ايران را ميگرفت و گوشي بدست، نقش مترجم را انجام ميداد.  يکي دو مورد هم طرف ايراني خودش انگليسي بلد بود و مستقيما با طرف امريکايي چت کردند.

انتخاب اين پارک هم بخاطر قدمت تاريخي اش است:

پ;ارک Boston Common  به وسعت 202,000  متر مربع  يکي از قديمي ترين پارکهاي امريکا است و حلقه اي از يکسري پارکها و فضاهاي سبز شهر بوستون است و تاريخچه جالبي داره: تا سال 1830  در قرن نوزدهم چراگاه گله هاي گاو و اسب و غيره بود. و تا سال 1817 اعدامهاي در ملا عام در اينجا  ( حلق آويز کردن از يک درخت قديمي بلوط)  انجام ميشدند. و  قبلش هم تا قبل از انقلاب امريکا: نيروهاي نظامي اشغالگر انگليسي درين پارک مستقر بودند و بعدا ازينجا رفتند به Lexington و Concord براي سرکوب اهالي مستعمره هاي انگليس. .. در سال 1713,  حدود 200  نفر بخاطر گرسنگي و اعتراض به فحطي گندم و غذا درين پارک دست به شورش زدند و  به کشتي ها و انبارهاي غله در آن نزديکي حمله کردند و فرماندار اين منطقه درين حادثه ترور شد. در زمان جنگ ويتنام هم چندين بار اعتراضات و شورش هايي درين پارک عليه جنگ برگزار شد. شخصيت هاي معروفي از جمله مارتين لوتر کينگ و پاپ جان پل دوم  هم درينجا سخنراني کرده اند. امروزه از اين پارک بعنوان محل کنسرت، تظاهرات، اسکيت روي يخ و غيره استفاده ميشه.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 2:52 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

بنام خدا

گريه كن سرباز


نظامي زن انگليسي كه پس از بازگشت از ماموريت خود در عراق،
 فرزندش را در آغوش مي فشارد.
آهاي سرباز، آهاي مادر!...
گريه كن، تو حق داري گريه كني. شايد ماهها و سالهاست كه فرزندت را نديده اي.
فرزند دلبندت را. كودك معصومي كه تاب دوري مادر نداشته و حتماً از تو بيشتر، برايت دلتنگي مي كرده.
گريه كن سرباز، گريه كن تا سبك شوي...
گريه كن، بخاطر گوهر مادري كه از تو ستانده اند، و در عوض تو را مفتخر! كرده اند به اين لباسها.
اين لباسها كه اصلاً به قامت تو سازگار نيست...
گريه كن كه تاج زن بودن از سرت افتاده...
گريه كن كه هيچ لذتي به پاي مادري نمي رسد و تو را محروم كرده اند، ذائقه ات را خراب كرده اند...
اما
من چند حرف ديگر با تو دارم سرباز...
تو مادري، حق داري بچه ات را دوست داشته باشي... حق داري برايش دلتنگ شوي...
سوالي از تو دارم :
اين كودك را مي شناسي؟
مي بيني پدرش با چشمان بسته، چگونه صورتش را لمس ميكند؟
مي بيني چگونه كفشهايش را درآورده تا در آغوش پدر، گم شود ؟
اين پدر يكي از زندانيان تو و دوستان توست در عراق...
چه ميشد اگر اجازه ميدادي اين پدر، بچه اش را ببيند؟
فكر كردي فقط خودت به فرزندت عشق مي ورزي؟
اين دختر را چطور؟
 
حتماً او را ديده اي...
در كوچه پس كوچه هاي بصره... پاي برهنه مي دويد و خنده كودكانه اي بر لب داشت...
الان به نظرت لكه هاي سرخ روي لباسش، نقش گلهاي سرخ است يا رد پائي از خون تازه ؟
يا لكه هاي قرمز روي زمين، گلبرگهاي پرپر شده گلهاي پيراهن اوست؟
صورت ظريف او را با اسلحه اي كه در كنارش به دست گرفته اي چه كار؟
ببين چه گريه اي ميكند؟ چه خوني از صورتش جاري است؟
اين رنگين تر است يا خون فرزندت كه اينچنين در آغوشش كشيده اي؟
حال اين دخترك را خوب ببين. نتيجه كارتو وهمكاران توست و تا ابد با شما خواهد ماند.
اين است آنچه براي اين دختر و مردمش هديه برده اي...
اين پدر را ميشناسي؟


دارد به چه حالي، جسم بي جان دخترش را ميگذارد كنار بقيه جنازه ها.
يادت هست؟ همين چند شب قبل، خانه شان را بمباران كرديد.
تو و همقطارانت.

اين را چطور؟

 
اين اما مال افغانستان است.
شاهكار قديمي تر شما.
اما مگر زخم اين پدر كهنه مي شود؟
اين هم كادوي يكي دوسال قبل توست براي كوكان افغان.........
از اين دست اگر بخواهم برايت بياورم، بسيارست...
سردشت خودمان، شلمچه ، قانا... صبرا و شتيلا... و ....
...............
...............
...............
گريه كن سرباز
گريه كن، اما نه فقط براي دلتنگي فرزندت ...
شايد نپذيري، اما من در گريه هاي تو هيچ عاطفه اي نمي بينم سرباز!
گريه كن براي انسانيتي كه در زير پاي تو و رهبرانت لگد مال شده...
گريه كن براي عاطفه اي كه در وجودت مرده...
گريه كن براي شرف و آزادگي كه از دست داده ايد...
گريه كن سرباز..
****************************************
ممنون از دوست عزیزمان کمیل جان
+ نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386ساعت 2:6 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

باسلام خدمت تمام شما دوستان عزیز  میلاد کریمه اهل بیت .ع. حضرت فاطمه معصومه .س.بر تمام شیعیان جهان مبارک باشد

سيد


اما امروز می خواهم درباره جنایت بوش  خودتان ببینید

هفته گذشته بوش ، رئيس جمهور آمريکا بازديدي از آسايشگاه معلولان جنگي داشتند. معلولاني که اکثرا در جريان جنگ عراق که خود بوش آتش‌افروز اون بود دچار جراحت شده بودند.

  آقاي بوش‌ ! به چي نگاه مي‌کني؟؟!! به گندي که زدي؟!!!!!!!!

حقوق بشر يعني اين البته از نظر بوش

سيد.بوش

خوبي عزيزم من پدرت را در آوردم نه.....

سيد بوش

خواهش ميكنم ببخشيد بيشتر از اين نتوانستم كاري كنم

مي خواستم بميري نشد

سيد

برای دیدن باقی تصاویر به  ادامه بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 15:30 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام این دست نوشته خواندنی را زمانی که دیدم وخواندم برایم جای سوال داشت که(( کلمبیا و فتح فاو ))چه ربطی به هم دارد و بیشتر برایم جالب شد که دیدم قلم قلم سردار دکتر حسین علایی است و چون من خواندن دست نوشته های ایشان را دوستدارم

 (( برای اینکه کامل و مستند است و حقیقت آن برای همه ثابت است))

و زمانی که خواندم دیدم حقیقت این است که

فتح الفتوح فاو است نه کلمبیا

**********  

كلمبيا و فتح فاو

به قلم سردارپیروز ومقتدر جهبه و جنگ

خصوصا. عملیات والفجر۸ (فاو)

لبیک گوی خمینی، یار رهبری

سردار دکتر حسین علایی

دكتر حسين علايي

 
در كتابي كه اخيرا از سوي مركز پژوهش و اسناد رياست جمهوري تحت عنوان « تجلي هويت ايراني در نيويورك » منتشر شده است از حضور رئيس جمهور در نيويورك به عنوان « فتح الفتوح » ياد شده و « فراتر از ابعاد نبرد فيزيكي ايرانيان در فتح فاو » قلمداد گرديده است . در اين نوشته حتي حضور رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا به مراتب دشوارتر از فتح فاو و نبردهاي حزب الله لبنان در مارون الراس پنداشته شده است . طبيعي است مقايسه حوادثي كه در اين سفر كه بنابر دعوت رسمي رئيس آمريكايي دانشگاه كلمبيا صورت پذيرفت با حماسه هاي عظيمي كه رزمندگان اسلام در عظيم ترين نبرد تاريخي خود با دشمن بعثي در عمليات والفجر 8 آفريدند حكايت از كم اطلاعي تدوين كنندگان اين كتاب از چگونگي و ابعاد گوناگون آن حماسه جاويدان دارد. پنداشتن آن كه در اين نبرد بياد ماندني « راهكارهاي علوم طبيعي و علوم نظامي بر علوم انساني و ساير پيچيدگي هاي غيرقابل پيش بيني غلبه داشته است » حكايت از آن دارد كه تدوين گران اين كتاب نه تنها از افتخار حضور موثر در حماسه هاي 8 سال دفاع مقدس بي بهره بوده اند بلكه حتي زحمت مطاله عميق درباره چگونگي مسخر شدن زمين در عمليات آبي ـ خاكي والفجر 8 را به خود نداده اند تا درك نمايند كه انتخاب منطقه عملياتي مثلث فاو و طرح ريزي اين عمليات و فداكاري هاي بي نظير انجام شده از سوي رزمندگان شجاع اسلام و مقاومت 75 شبانه روزي آنان چگونه توانست برتمام روياهاي صدام و پشتيبانان بين المللي وي خط بطلان كشيده و راهي را براي پايان دادن توام با عزت و افتخار براي جنگ تحميلي پيش پاي ملت ايران بگذارد. شايد اين سخني كه در آن ايام بر زبان ها جاري شده بود كه « فاو را خدا آزاد كرد » بتواند عظمت حماسه خلق شده در بهمن ماه سال 1364 را به تصوير بكشاند . همچنين بايد به خاطر داشت كه امام خميني عبارت « فتح الفتوح » را براي غلبه رزمندگان اسلام بر پندارهاي مادي و ساز و كارهاي غيرالهي پس از انجام عمليات طريق القدس كه در 8 آذر سال 1360 منجر به فتح شهر بستان و رسيدن به مرزهاي بين المللي براي اولين بار پس از اشغال بخشي از سرزمين هاي كشور از سوي ارتش متجاوز شد بكار بردند
بخشي از متن پيام امام خميني در آن تاريخ به اين شرح است :

« اتكا به مسلسل و تانك و غفلت از خداوند قادر و جنود الهي انسان ها را به ورطه هلاكت و فضاحت مي كشاند. آنان كه رمز پيروزي را مجهز به جهاز شيطاني و ميگ ها و ميراژها مي دانند و ايمان به غيب و خداوند قادر را به حساب نمي آورند و دم از پيروزي قادسيه مي زنند و رمز پيروزي قادسيه و مومنان صدر اسلام را باز نيافته اند و قدرت ايمان و شهادت طلبي را نمي فهمند بايد با شكست مفتضحانه روبرو شوند و گوشمالي الهي ببينند. اينان از پيروزي صدر اسلام كه پيروزي ايمان و خون بر شمشير و قواي جهنمي بود بايد عبرت بگيرند. مردم ايران و ارتش و سپاه و بسيج و ساير قواي نظامي و غيرنظامي براي حفظ اسلام و كشور اسلامي و رسيدن به لقاالله دفاع مي كنند و فرق است بين اين عزيزان و آن گول خوردگان كه براي مقاصد پليد آمريكا و وابستگان آن به جنگ بر ضد اسلام و قرآن مجيد برخاسته اند. آنچه براي اينجانب غرورانگيز و افتخارآفرين است روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي اين عزيزان كه سربازان حقيقي ولي الله الاعظم ارواحنا فداه هستند و اين است فتح الفتوح . من به ملت بزرگ ايران و فرماندهان شجاع قبل از آنكه پيروزي شرافتمندانه و بزرگ خوزستان را تبريك بگويم وجود چنين رزمندگاني را كه در جبهه معنوي و صوري و ظاهر و باطن از امتحان سرافراز بيرون آمده اند تبريك مي گويم . مبارك باد بر كشور عزيز ايران و ملت شريف رزمندگاني چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين دلباخته كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش مي دانند. افتخار بر رزمندگاني كه جبهه هاي نبرد را با مناجات خويش و راز و نياز با محبوب خود عطرآگين نمودند. فخرو عظمت بر جوانان عزيزي كه در راهي قدم برداشته و پاسداري از مكتبي مي كنند كه شكست ناپذير و سر تا پا پيروزي است » .

سردار دكتر حسين علايي
با نگاهي به سخنان امام و تاملي بر تك تك نبردهاي انجام گرفته در دوران جنگ تحميلي مشخص مي شود كه دو عامل اساسي باعث ظهور حماسه هايي ماندگار و ناكام گذاشتن دشمن در رسيدن به اهدافش شده است . اول اتكال و اعتماد بر خداوند بزرگ و تبديل جبهه ها به يك دانشگاه بزرگ معنوي كه در آن رزمندگان اسلام يك شبه راه صد ساله عارفان بزرگ را طي كرده اند و دوم برنامه ريزي و ابتكار عمل و مطالعه عميق و وسيع برروي طرز تفكر استراتژي عملياتي و نحوه گسترش و آرايش دشمن و آنگاه يافتن بهترين راهكارها براي غلبه بر دشمن با شور و مشورت فراوان با دست اندركاران و خبرگان جنگ ديده و در نهايت اميد به نصرت الهي و فراموش كردن خود و انتساب همه پيروزي ها و موفقيت ها به خداوند بزرگ .

همچنين حضور در دانشگاه كلمبيا را دشوارتر از نبردهاي حزب الله در مارون الراس دانستن نياز به مطالعه بيشتري در مورد مقاومت بي نظير حزب الله لبنان در برابر ارتش پرقدرت رژيم صهيونيستي كه در حين جنگ 33 روزه بشدت از سوي آمريكا پشتيباني نظامي و رواني و سياسي مي شد دارد كه در اين نوشته كوتاه مجال پرداختن به آن نيست .

اميد آن كه در نوشته ها و گفته ها خودستايي جاي خود را به تواضع در برابر ملت و حركت دولتمردان براي استفاده از ظرفيت هاي ملي جهت پيشرفت سريع كشور اسلامي در دنياي پررقابت امروز بدهد. 

وب میقات: من نوشته هاي استاد علايي رو دوست دارم- شيرين وشيوا نوشتن ايشان .............

+ نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 23:0 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

گزارش نشريه چينی از محبوبيت حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در ايران و جهان اسلام

نشريه «گلوبال پی‌پل» وابسته به روزنامه چينی‌‌زبان «گلوبال تايمز» با اشاره به محبوبيت مقام معظم رهبری در جهان اسلام، از ايشان به عنوان تنها رهبری كه جرئت رويارويی و مبارزه با آمريكا را دارد، نام برده است.

به گزارش  خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از تقريب، اين نشريه كه هر دو هفته يكبار، يكی از شخصيت‌های برجسته جهانی را معرفی می‌كند، شماره اخير خود را به معرفی شخصيت، سوابق و فعاليت‌های سياسی - اجتماعی حضرت آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی اختصاص داده است.

در اين نشريه كه عكس روی جلد آن تصوير بزرگی از مقام معظم رهبری و در حاشيه آن تصوير رييس جمهوری اسلامی ايران و شماری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نشان می‌دهد،9 مقاله درباره زندگانی سياسی - اجتماعی مقام معظم رهبری، پرونده هسته‌ای ايران، روابط ايران و آمريكا و چالش‌های ايران و غرب منتشر شده است.

دو هفته‌نامه مذكور 15صفحه از 80 صفحه تمام رنگی خود را به درج مطالب مذكور درباه مقام معظم رهبری و مسايل مختلف ايران به ويژه مسئله هسته‌ای و چالش ميان ايران و غرب اختصاص داده است.

در اين مجموعه، عكس‌هايی از مقام معظم رهبری در دوران نوجوانی و در مقام امامت جمعه تهران، رياست جمهوری، رهبری و سخنرانی ايشان در اجتماع هزاران نفر از مردم ايران منعكس شده است.

در بخشی از اين مجموعه مقالات، از حضرت آيت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبری كه از بطن مردم برخاسته و نقطه‌ای در مركز شهر تهران را برای زندگی و اقامت دائم خود برگزيده ياد شده و اين مسايل را به عنوان نشانه‌هايی از مردمی بودن و علاقه اقشار مختلف مردم به ايشان دانسته است.

بخشی از اين مقاله به شرح تاريخ و محل ولادت مقام معظم رهبری و سپری شدن دوران كودكی و نوجوانی و تحصيل معظم‌له اختصاص يافته است.

نويسنده اين مقاله در بخشی از اين نوشتار درباره پدر مقام معظم رهبری می‌نويسد: پدر ايشان در كاشتن بذر مخالفت با حضور و نفوذ خارجيان در امور ايران به ويژه در صنعت نفت، نقش موثری داشته است.

دو هفته«گلوبال پی‌پل» در ادامه اين مقاله، همچنين به مبارزات سياسی حضرت آيت‌الله خامنه‌ای و آغاز فعاليت‌های سياسی ايشان در معيت امام خمينی (ره) و چندين بار دستگيری و شكنجه ايشان توسط ماموران ساواك در رژيم ستمشاهی اشاره كرده است.

اين نشريه چينی به نقش محوری مقام معظم رهبری در حل اختلافات ميان گروهی، جناحی و حفظ وحدت و ثبات در صحنه سياسی ايران اشاره كرده و از ايشان به عنوان سمبل و عامل وحدت ملی، ثبات سياسی و امنيت كشور نام برده است.

اين نشريه افزوده است: با وجود اين كه اختيارات وسيع قانونی در دست آيت‌الله خامنه‌ای به عنوان شخص اول كشور وجود دارد اما ايشان از دخالت مستقيم در اداره امور كشور پرهيز كرده و فقط در زمان لازم و حساس وارد صحنه شده‌اند و به حل و فصل مشكلات می‌پردازند.

در بخش ديگری از گزارش اين نشريه چينی، به خصوصيات اخلاقی و منش حضرت آيت‌الله خامنه‌ای و اهميت و احترامی كه مردم ايران برای ايشان قايل هستند و نفوذ كلامی كه معظم‌له در ميان مردم دارند، اشاره شده است.

در اين مقاله همچنين اشاره‌ای به زندگی خصوصی مقام معظم رهبری شده و مطالبی درباره تعداد فرزندان ايشان و سمت‌های آنان منتشر كرده است.

اين مقاله همچنين به اختلافات ايران و آمريكا اشاره و يادآوری می‌كند، مخالفت ايران با نظام تك قطبی به رهبری آمريكا از جمله اختلافات تهران - واشنگتن است.

نشريه چينی با اشاره به فشارهای غرب درباره مسئله هسته‌ای ايران و مسايلی كه ايران در اين زمينه پيش‌رو دارد، می‌افزايد: به اعتقاد مردم ايران، نظام جمهوری اسلامی به سلامت از چالش‌های پيش‌رو، تحت رهبری و تجربه (حضرت) آيت‌الله خامنه‌ای گذر خواهد كرد.

+ نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 0:47 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

شعبان اگر الان در ايران بودي

نيروي انتظامي ميدانست و تو

1234556789

عکس مشهوري از شعبان

28 مرداد يك روز مهم در تقويم است. روزي كه هرسال با رسيدنش خيلي‌ها، خيلي حرفها مي‌زنند، به آدم بدهاي اين روز مهم بد مي‌گويند و از آدم خوبهايش تمجيد مي‌كنند.
حتماً شما هم مي‌دانيد كه شخصيتهاي تاريخي ايران از دو حال خارج نيستند يا سفيد سفيدند يا سياه سياه. در 28 مرداد 1332 هم ما يك نقش محوري سفيد داريم به اسم دكتر مصدق كه در مقابلش چند نفر نقش منفي بازي مي‌كنند: از سرلشكر زاهدي و كرميت رزولت گرفته تا شعبان جعفري يا همان شعبان بي‌مخ معروف.
اين آدم بده آخري، خيلي بد بود. او با سيستم تهديد و اوباش‌گري و چاقوكشي به همراه عده‌اي از اراذل و اوباش بدنام تهران توانست در عرض چند ساعت افكار عمومي مردم را همچين تغيير بدهد كه حركت تاريخ سروته شود.
خدائيش كدام شبكه تلويزيوني، راديويي يا ماهواره‌اي مي‌تواند چنان سريع نظر مردم را تغيير دهد كه صبح بگويند زنده باد مصدق و مرگ بر شاه و عصر بگويند مرگ بر مصدق و زنده باد شاه ؟!


خالي از لطف نيست باقي مطلب را بخوانيد

 راستي عكسهاي هم داريم


لينك مربوط.اعترافات اشرف پهلوی در ارتباط با كودتای 28 مرداد


فرياد سيد

مهدي به مدد علي خواهدآمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 2:34 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

اللهم العن اول ظالم ظلم

حق محمد و آل محمد

وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


دوستان عزیزم .پیشنهاد میکنم این نوشته را بخوانید !

افشاگری تگان دهنده از نقش وهابیت

 پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو

بزرگ‌ترين تراژدي براي مسلمانان سال 1746 به وقوع پيوست، وقتي که «محمد بن عبدالوهاب» با فالانژهاي خود، جهادي رسمي عليه تمام مسلمانان اعلام داشت. وهابيت بهترين چيزي است که مي‌تواند سناريوي ناتمام کاراجيچ ـ ملاديچ (دو جنايتکار جنگ بوسني) را تکميل نمايد. آنها اکنون در ميان ما هستند و از طريق ازدواج با دخترانمان و با نفوذ در فرهنگمان مي‌خواهند سنت اسلامي مردم بوسني را از بين ببرند.


در حالي كه فتاواي اخير چند مفتي وهابي براي حمله به ضريح مقدس سيدالشهدا(ع) موجي از خشم و انزجار در جهان اسلام به وجود آورده، پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو، در يك افشاگري تكان‌دهنده از نقش وهابيت براي پايان دادن به فرهنگ اسلامي در بوسني و اروپا پرده برداشت.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه جنگ خونين بوسني و هرزگوين پس از نسل‌كشي ده‌ها هزار مسلمان و شهادت شماري از هموطنانمان سرانجام به پايان رسيد، پس از اين جنگ عوامل وهابيت با بهره‌مندي از دلارهاي نفتي سعودي، نفوذ فرهنگي گسترده‌اي را در اين كشور انجام دادند و بنا بر اين مقاله كه در روزنامه «اسلوبوجنيه» ـ چاپ سارايوو ـ منتشر شده است، آنها در حال ادامه پروژه ناتمام جنايتكاران صرب را در ذبح اسلام در بوسني هستند.

برای خواندن کامل  مطلب به ادامه بروید

لینک های مرتبط

فتوای علمای سعودی برای انهدام ضريح حضرت سیدالشهداء (ع) و حضرت زینب (س)

 البته این دست نوشته برای بوسنی  است ولی همچنین حرکت در ایران هم دارد شروع میشود

توزیع روزنامه های تبليغ وهابيت در سیستان !

اعتقادات و فتواهای عجيب مفتي‌های سعودی!

فرمانده سپاه عمر: به زودی جنگ شدید و بی امانی را علیه شیعیان به راه خواهیم انداخت


معرفی وبلاگ مذهبی ارزشی

 میقات

مدیر وب :آقاسید رضا

آدرس وب:http://www.meghat.blogfa.com/


فریاد آزادی

مهدی خواهدآمد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 10:37 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

يك ماه جنگ، براي يك عمر صلح

دست نوشته جناب آقای دکتر حسین علایی

www.seied.coo.ir

بازخواني تحميل 598 بر دشمن


www.seied.coo.ir

سردار علايي در کنار رهبر انقلاب

در تاريخ ايران و جنگ تحميلي هشت ساله رژيم بعثي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، 27 تير ماه سال 1367، روز مهمي است. در اين روز، امام خميني (ره) که بزرگترين مقاومت تاريخي مردم ايران در برابر دشمن را شکل داده بودند و بزرگترين تهاجم نظامي به ايران را با حماسه‌آفريني‌هاي بي‌شمار رزمندگان اسلام دفع کرده، دشمن را از خاک عزيز ايران بيرون رانده و لبه تيز جنگ را به خاک دشمن کشانده بودند، تصميم گرفتند با پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد، به ادامه جنگ پايان دهند، زيرا احساس مي‌کردند که ادامه جنگ از اين به بعد، به سود دشمن تمام خواهد شد.

قطعنامه 598 در حدود يک سال پيش از آن و در حالي تصويب شد که شهر فاو عراق در تصرف رزمندگان اسلام بود و با انجام عمليات کربلاي 5، رزمندگان اسلام به سوي دروازه‌هاي مهمترين شهر جنوب عراق؛ يعني «بصره» پيشروي مي‌كردند. در آن زمان، ايران در اوج قدرت عملياتي خود بود و ماشين جنگي صدام نيز زير ضربات عمليات تهاجمي سپاه اسلام قرار داشت.
رژيم بعثي عراق که گمان مي‌کرد جمهوري اسلامي ايران، قطعنامه 598 را به عنوان «مبنايي براي پايان دادن به جنگ تحميلي» نخواهد پذيرفت، آن را مدتي پس از تصويب پذيرفت، ولي ايران در آن هنگام، بر اين باور بود که براي رسيدن به يک صلح عادلانه، بايد برخي از بندهاي اين قطعنامه جابجا و ترتيب بندهاي آن عوض شود؛ بنابراين، قطعنامه را نَه رد کرد و نه آن را مورد پذيرش فوري قرار داد.

جمهوري اسلامي ايران بر اين باور بود که پس از بند مربوط به آتش‌بس، بايد بند مربوط به تعيين متجاوز درج شود تا رژيم بعثي صدام، ديگر هوس تجاوز و حمله به هيچ کشوري را در سر نپروراند. به هر حال، در روز 27 تير ماه سال 1367 هجري شمسي، امام خميني (ره) با پذيرش «قطعنامه و آتش‌بس» موافقت كرده و در آن مقطع، آن را به مصلحت انقلاب و نظام دانستند و فرمودند: ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحي پايدار فکر مي‌کنيم و اين به هيچ وجه تاکتيک نيست

برای خواندن کامل مطلب به ادامه بروید


فریاد رجبیون

مهدی خواهد آمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت 14:38 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

اجرک الله یا صاحب الزمان

بازهم جسارت

با اصابت موشك

برج ساعت حرمين عسگريين(ع) تخريب شد

خبرگزاري فارس: اصابت يك فروند موشك به برج ساعت حرم امامين عسگريين(ع) در سامرا، به تخريب اين برج انجاميد

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني "هجر"، يك سرگرد عضو واحد حراست ارتش عراق با اعلام اين خبر، تصريح كرد: اصابت يك فروند موشك آر.پي.جي به اين برج، به تخريب شديد آن انجاميد.
برج ساعت تنها بناي به جا مانده از عمليات‌هاي اخير عليه اين مرقد مطهر به شمار مي‌رفت كه در تصاوير منتشر شده از حرمين عسگريين(ع) همچنان قابل رؤيت بود.
اين مقام افزود: نظاميان عراقي حاضر در محل به محض شليك اين موشك، عامل اين اقدام را به قتل رساندند.
اين عمليات، سومين اقدام تروريست‌هاي تندرو در هتك حرمت حرمين عسگريين(ع) در سامرا به شمار مي‌رود.
پيش از اين تعدادي از مفتي‌هاي عربستان سعودي از جمله "عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرين"، با صدور فتاوايي، خواستار تخريب مابقي اماكن مقدسه شيعيان در عراق شده بودند كه اين فتاوا واكنش‌هايي را در ميان شيعيان و حوزه‌هاي علميه شيعه در بر داشته است


تذکر رهبر انقلاب به مداحان درباره سب صحابه

يك عده اي چرا نميفهمند امام بزرگوار ما كه منادي اتحاد بين مسلمين بود از همه اينهائي كه مدعي اند ولايتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه (عليهم السلام ) بيشتر بود. او بهتر ميفهميد ولايت را يا فلان آدم عامي كه حالا به اسم ولايت كارهاي خلاف مي كند حرفهاي بي ربط ميزند در مجالس عام و خاص وحدت را حفظ كنيد

www.seied.coo.ir

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 6:21 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

به نام خداوند جان و خرد

با عرض سلام وادب خدمت دوستان و یاران عزیز

داشتم در وبها می گشتم که به مطلبی برخورد کردم که خیلی خوشحال شدم.خوشحالیتم از انجا بود که دیدم دولت جمهوری اسلامی ایران فردی لایق را به سر كنسولی جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي فرستاده که انسانی بسیار ساده زیست ولایتی،،متفکر.روشن فکر مذهبی و ارزشی هستن .بنده خیلی وقتها از ایشان درسهای یاد گرفتم که در زندگیم مفید بود با آرامش و بسیار ساده انسان را راهنمای می کرد.و از خداوند حی برای جناب آقای محمد رضا ناظری و خانواده محترم ایشان سلامتی و دولت عزت خواستارم.

و چه خوب بود همه دولت مردان جمهوری اسلامی ایران همچون ایشان بودند

این عکس را هم هدیه میکنم به ایشان که در منزل یکی از دوستان از ایشان گرفتم

وب سید.آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي

البته ببخشید که کمی کیفیت عکس خوب نیست چون با موبایلم گرفتم


مطلب این بود

 آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي گفت:

من آمده ام تا اعلام آمادگي خود را براي هر گونه همكاري با بخش خصوصي اعلام كنم وظيفه ما دفاع از حقوق بخش خصوصي و هدف ما كمك به بخش خصوصي مي باشد

وب سید.آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي

وب سید.آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي

در اين ديدار كه آقاي سخاوتي نايب رئيس اتاق نيز حضور داشت آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي گفت: با توجه به سياستهاي تنظيمي كه از سوي وزارت امور خارجه در نظر گرفته شده، تصميم بر اين است كه نمايندگي كشورمان در شانگهاي ارتقاي سطح پيدا كرده و فعال شود.

او ادامه داد: هر چند كه سال 1382 سر كنسولگري شانگهاي فعال بوده اما با سفر خرداد ماه 1385 جناب آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور به شانگهاي و شركت در اجلاس سران سازمان همكاريهاي شانگهاي و پس از ملاحظه كردن منطقه تصميم گرفته شد كه از ظرفيتهاي شانگهاي در اقتصاد كشور استفاده بيشتري به عمل آيد. سر كنسول ايران در شانگهاي با توجه به موقعيت اقتصادي شانگهاي در دنيا گفت: موقعيت اقتصادي شانگهاي به گونه اي است كه هر گونه تحول اقتصادي در منطقه شانگهاي، اقتصاد جنوب شرق آسيا و به عبارتي اقتصاد دنيا را تحت تاثير قرار مي دهد. گواه صحبتم نوسان قيمت در بازار بورس در هفته گذشته بود كه با كاهش ارزش سهام در بورس شانگهاي تمام بازارهاي مالي دنيا با مشكل مواجه شدند او با توجه به شرايط سياسي ايران در دنيا گفت: اگر با محدوديت هاي بازرگاني يا محدوديت در عمليات پولي بانكي در غرب اروپا مواجه شويم از طريق شانگهاي مي توانيم اين محدوديتها را تعديل كنيم.

او با اشاره به توانمنديهاي بخش خصوصي گفت: بخش خصوصي در كشور با توجه به استعداد ذاتي و تجاربي كه دارد راه خودش را پيدا كرده و در چنين نيز فعاليتهايي را آغاز كرده است. شاهد مدعاي من فعال بودن اتاق ايران و چين با 2500 نفر عضو مي باشد.

او در پايان گفت: من آمده ام تا اعلام آمادگي خود را براي هر گونه همكاري با بخش خصوصي اعلام كنم وظيفه ما دفاع از حقوق بخش خصوصي و هدف ما كمك به بخش خصوصي مي باشد.در اين ديدار آقاي سخاوتي نايب رئيس اتاق بازرگاني مشهد ضمن بر شمردن توانمنديهاي اقتصادي استان خراسان آمادگي بخش خصوصي را براي هر گونه همكاري با سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي اعلام كرد

لینکی که خواندم

 وب سید.آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي

+ نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 16:52 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

با عرض سلام وادب خدمت شما دوستان و یاران گرامی

در این چند صبا  که گذشت بسیار درون ذهنم بهم ریخت بود

دل سوخته بود و کلامی نمی نگاشت.

اما با پیام پدارنه و عالمانه و هوشیارانه رهبر عزیزم

حصرت آیت الله العظمی  سید علی خامنه ای

دلم آرام گرفت و اشک چشمانم شاد شد

دلم

از تخریب سامرا  حرم  دو مولای خود گرفته بود . ومی سوخت .

دلم

از خاتمی که لباس پاک پیامبر بر تن دارد

و قدر این لباس را نمی داند

دلم

ار فتوای مفتی نجس آل سعود درهم ریخته بود و باید به مستراح میرفتم

دلم

از اندیشه شیخی که هواست عقلی ندارد .و حکم به بستن مقبره حضرت ابو لولو داده بود به هم می خورد

اما در سه باب تخریب ، فتوای مفتی، تعطیلی مقبره ابو لولو چیزی نمیگویم روشن است  و مقام معظم رهبری  پیام جامعی دادن .و چه زیبا و روشن

اما می ماند خاتمی روحانی نما

اما کلامم با حوزه علمیه است 

انجا که همه برای خدا پرستی و خدا مهوری حرف میزنن .نمیدانم شما در خواب ماستی هستید یا در خواب گرمای تابستان .شما هشت سال سکوت کردید و صد سال این مملکت امام زمان را به عقب گشاندید .هشت سال با خاتمی هم راه شدید .بله از شاگرد به استاد اینجا است شما نبودید که در کودکی به ما می گفتید لباس پیامبر .ص. لیاقت هر کس را ندارد  ببخشید آقا اجازه !!یا شما دروغ گفتید یا ماستها خیلی خوب شما را به خواب برده است.مانده ام از اینکه جواب حضرت حق را چه خواهید داد.بله روز رستاخیز را می گویم .قیامت .از شما سوال خواهد شد که به نام و روش و مذهب شما بی ادبی و توهین کردن چرا در خواب بودید  به لباس پیامبر ما توهین کردن شما چرا حرفی نزدید .......

آنجا چه میگوید

اگر هست که شما روح سیاه هستید و اگر نیست چرا به ما این دروغها گفتید و عصاب ما را برهم ریختید

شما دل مهدی را خون کردید شما از پست خنجره زدید تا با پارتی بازی چون آشنای فلانی است وپدرش فلانی نه به ملت بلکه به اسلام خیانت کردید

مگر او از یاران  مرتضی علی.ع. بالا تر است .اونها کجا و این خاتمی

علی چه کرد با آن دو  می دانید یا بگویم ......

ببخشید هواسم نبود خود شما به من یاد دادید

شما همه جا از امام می گوید گو عمل .

عمل کنید به روش و مرام امام خمینی کبیر.ره.

نشوید روحانیون  قبل ازانقلاب که امام را تنها گذاشتن

و شما امام خامنه ای را تنها بگذارید

اگر هم نمیتوانید به دادگاه ویژه بگوید

.بازهم اگر نمی شود به ملت عزیز و با غیرت بگوید

شما که خوب این مردم را می شناسید

رئیس جمهور اول بنی سگ را می گویم  با لباس زنانه فرستادن

ایشان را با لباس  .......

انجاست که میگویند بگیرید .........


پيام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به ‌مناسبت هتك حرمت حرمين عسگريين (ع)

گریه بر مصائب شما کم است جان را چه کنم

 

مقام رهبری

آن روز که بارگاه شما  بزرگواران را دیدم .دلم آسمانی شد

حرمین عسگرین.ع.

اما حال چه گویم که دلم سوخته است از این فاجعه

اجرک الله یا صاحب الزمان

حرمین عسگرین .تخریب به دست وهابیت

 

حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ضمن تسليت مصيبت بزرگ هتك حرمت مرقد مطهر حضرات عسگريين سلام‌الله عليهما، سرويس‌هاي جاسوسي اشغالگران و صهيونيست‌ها را طراحان اصلي اين جنايت بزرگ دانستند.



رهبر معظم انقلاب تصريح كردند: علماء و بزرگان جهان اسلام و عموم مسلمانان بويژه مردم عراق شيعه و سني بايد ضمن هوشياري درقبال سياست خطرناك تفرقه افكني دشمنان ، خويشتنداري خود را حفظ و همدلي با برادران مسلمان را بيش از پيش رعايت كنند.

لینک .پيام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به ‌مناسبت هتك حرمت حرمين عسگريين (ع)


دست دان خاتمي با دختران ايتاليايي!

 

 گوساله

 گوساله فراری

 گوساله با خوک دست داد

 فیلم این خاتمی را از اینجا ببینید


نقش فتوای مفتی عربستان در فاجعه سامرا

 مفتی نجس سعودی

 وي پيش از اين نيز با تأييد انهدام حرم شريف امامين عسكريين(ع) در سامرا به دست تروريست‌هاي وهابي و شرعي‌ناميدن اين اقدام، از اين جنايت تمجيد كرده و حرم امام هادي(ع) و امام حسن عسكري(ع) را "بت شيعيان" خوانده بود

لینک خبر.نقش فتوای مفتی عربستان در فاجعه سامرا


 مقبره " ابو لوء لوء " رسما تعطیل شد

 ابو لولو

شیخ بی هواست یا همان سکته مغزیه

سیخ بی هواست

آيت الله  تسخيري دبيركل مجمع تقريب اسلامي در بيانيه اي خطاب به اتحاديه جهاني علماي مسلمان از تعطيلي مزار منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولوءلوء خبرداد

لینک خبر.مقبره " ابو لوء لوء " رسما تعطیل شد


سیدمحمد

فریاد  دل شیدای سید

مهدی فاطمه خواهد آمد

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 10:13 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

نظر امام خميني(ره)

درباره بهره‌برداری سياسي از پرونده‌هاي وزارت اطلاعات

يكي از روزنامه‌ها در شماره امروز خود به انتشار آنچه شنود تلفني و كشفيات منزل و تشريح اتهامات يكي از مقامات دستگيرشده توسط وزارت اطلاعات ناميد، پرداخته در حالي كه پرونده وي هنوز در مرحله تحقيق و تصميم‌گيري مقدماتي قضائي قرار دارد.

 

امام خميني(ره) در پاسخ به وزير وقت اطلاعات مبني بر امكان بهره‌برداري سياسي از پرونده‌هاي وزارت اطلاعات، اين اقدام را خلاف شرع و قانون اساسي ‌دانستند.
 حضرت آیت الله محمد محمدي ري‌شهري، وزير وقت اطلاعات در بهمن ماه سال 1367، طي نامه‌اي به محضر امام خميني(ره) نظر ايشان را راجع به پرونده‌هاي در دست پيگيري وزارت اطلاعات كه از نظر قضائي و شرعي هنوز به اثبات نرسيده و قرار دادن اطلاعات و اتهامات موجود در اين پرونده‌ها در اختيار ديگران كه احتمال بهره‌برداري سياسي از اين پرونده‌ها را فراهم مي‌كند، جويا شد كه امام خميني(ره) به صورت صريح اين اقدام را خلاف شرع و قانون اساسي دانسته‌اند.

متن پاسخ حضرت امام خميني(ره) به اين شرح است: «فحص از پرونده متهمين با خصوصيات ذكر شده، خلاف شرع و قانون اساسي است و وزارت اطلاعات مجاز به اجازه فحص از اين‌گونه پرونده‌ها نمي‌باشد».

اين در حالي است كه يكي از روزنامه‌ها در شماره امروز خود به انتشار آنچه شنود تلفني و كشفيات منزل و تشريح اتهامات يكي از مقامات دستگيرشده توسط وزارت اطلاعات ناميد، پرداخته در حالي كه پرونده وي هنوز در مرحله تحقيق و تصميم‌گيري مقدماتي قضائي قرار دارد و حتي قرار مجرميت توسط بازپرس پرونده نيز صادر نشده است.


انتشار خبر شنود تلفن موسويان توسط «كيهان»


 

+ نوشته شده در یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 15:41 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام


فاتحان خرمشهر از کدام طبقه بودند؟

دانشمند جناب دکتر حسین علایی

بزرگ داشت سوم خرداد، روز فتح خرمشهر، پس از يک اشغال نسبتاً طولاني از سوي ارتش متجاوز بعثي عراق، در حقيقت احترام به حماسه مقاومت مردم ايران و رزمندگان اسلام در جريان جنگ تحميلي است. اين جنگ که دو برابر مدت زمان جنگ دوم جهاني به طول انجاميده است، يکي از گسترده ترين و طولاني ترين جنگ‌هاي تاريخ بشر و حوادث کشور است. ويژگي اصلي فتح خرمشهر را بايستي در نتيجه به ثمر رسيدن تلاش طولاني و مستمر رهبر کبير انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) و فرماندهان عزيز جبهه‌هاي جنگ و رزمندگان سلحشور و مردم مقاوم کشور براي مقابله با دشمن و دفع تجاوز برنامه ريزي شده رژيم بعثي صدام دانست.

از آنجا که دفاع در برابر يورش دشمن، مهم ترين عامل براي حفظ استقلال يک کشور است، بنابراين فتح خرمشهر در روز سوم خرداد سال 1361 به معناي توانايي انقلاب اسلامي براي ظهور قدرت‌هاي بديع از درون ملت به منظور حفظ تماميت ارضي کشور در مقابل تهاجم همه جانبه دشمن بوده است. متأسفانه ملت ايران در دوران رژيم سلطنتي و حکومت شاهان فاسد و خودکامه، تجربه تلخي را در از دست دادن بخش‌هايي از پيکره خود در حافظه تاريخي خود دارد. اگر به دوران گذشته ايران تا حدود سيصد سال پيش، نگاهي انداخته شود و در مورد وقايع آن تأمل صورت گيرد و تاريخ مکتوب آن تورق شود، روشن خواهد شد که در هر جنگي که در مرزهاي کشور رخ داده، ايران بخش‌هايي از سرزمين خود را از دست داده است و تنها در دوران حيات انقلاب اسلامي و در دوره پرافتخار رهبري حضرت امام خميني(ره)، است که اين معادله تاريخي به هم مي‌ريزد و ايران موفق مي‌شود که پس از اشغال بخش‌هايي از سرزمينش، دشمن را از تمامي خاک خود با قدرت تمام بيرون براند. پس از گذشت اندکي از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، جنگي نابرابر با حمايت قدرت‌هاي بزرگ جهاني و کشورهاي عرب پولدار نفتي، بر ايران تحميل مي‌گردد.

در اين شرايط، مردم ايران فقط با انگيزه الهي و با دست‌هاي خالي از سلاح‌هاي پيشرفته و با عشق به مکتب اسلام و با هدايت رهبريِ حکيم نهضت اسلامي، در جبهه‌هاي جنگ حضور مردانه و عاشقانه مي‌يابند و به کمک نيروهاي مسلح خود مي‌شتابند و از خود، حماسه‌هايي شگرف مي‌آفرينند. يکي از ثمرات اين فداکاري عظيم، فتح خرمشهر، در پايان سلسله عملسات بيت المقدس و پس از يک نبرد طولاني 25 روزه است. مقاومت شديد دشمن در خرمشهر براي حفظ موفقيت‌هاي به دست آمده و پافشاري آن بر اشغال بخش‌هاي وسيعي از استان خوزستان، اهميت و ابعاد اين اتفاق بزرگ را در استراتژي نظامي حاکمان وقت بغداد و متحدان جهاني و منطقه اي اش روشن مي‌کند.

آن روزها صدام حسين، رئيس وقت رژيم بعثي عراق، تلاش داشت تا به هر قيمتي که شده اين شهر مهم و زيبا را در اشغال خود نگه داشته و آن را از دست ندهد. به ويژه آن که او با تبليغات وسيع و دامنه داري که انجام داده بود نمي خواست به يکباره تصور «شکست ناپذيري» را که از خود در اذهان متحدان و حاميانش پديد آورده بود، دچار خدشه نمايد. به همين دليل نيروهاي نظامي خود را که مسئوليت حفظ خرمشهر را بر عهده داشتند آن قدر در آن شهر نگه داشت که به يکباره حدود 12 هزار اسير، از ارتش خود در درون آن شهر برجاي گذاشت. اين در حالي بود که پس از ورود رزمندگان اسلام از سمت شمال غربي خرمشهر به داخل آن بندر، بسياري از نظاميان بعثي، در آخرين لحظات، با رها کردن سلاح خود، به آب زدند و با عبور از اروند رود از مهلکه گريختند.

مسلم است که اين پيروزي اعجاب انگيز و افتخار آفرين، فقط در سايه روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي رزمندگان عزيز اسلام،که در مکتب امام خميني(ره)، به طور مرتب، خود را از وابستگي‌هاي دنيايي رهايي مي‌بخشيدند، اتفاق افتاد و رمز حماسه بزرگ و جاودان «فتح خرمشهر» را فقط بايد در آن مقوله جست و جو کرد. البته نبايستي از کنار برنامه ريزي دقيق و انتخاب تاکتيک هوشمندانه اين عمليات که عبور عمده قوا از رودخانه کارون به عنوان تلاش اصلي عمليات طرح ريزي شده بود، گذشت. مطالعه گسترده در مورد چگونگي آرايش دشمن در فضاي 5400 کيلومتري منطقه عملياتي و نيز پي بردن به روش و تاکتيک دفاعي دشمن و نيز برنامه ريزي براي استفاده از نقاط ضعف دشمن و حمله به عقبه‌هاي تدارکاتي و خطوط مواصلاتي لشگرهاي زرهي و مکانيزه دشمن را بايستي از عوامل اصلي موفقيتِ نبرد فتح خرمشهر دانست.

رزمندگان اسلام در آن ايام نام نبرد خود را که از تاريخ 10/2/1361 شروع شد و در 3/3/1361 با فتح خرمشهر به پايان رسيد، «عمليات بيت‌المقدس» گذاشتند، تا به مردم جهان و مردم دربند عراق بگويند که هدف اصلي اين نبردها نه فقط دفع تجاوز دشمن از سرزمين‌هاي اشغالي ايران، بلکه نشان دادن راهي براي فتح بيت المقدس از چنگ اشغالگران صهيونيست از سوي مسلمانان و مردم منطقه است. پيام روشن اين انتخاب زيبا براي نام گذاري اين عمليات، از سوي رزمندگان ايران، همانا همدلي با فرزندان قدس و فلسطينيان مظلوم و آواره، در آن سوي خاورميانه بود. فتح خرمشهر اولين صداي رساي ايرانيان، خطاب به همه کساني بود که حريم سرزمين و تاريخ شان از سوي بيگانگان مورد تعرض قرار گرفته بود، که راه پيروزي از مسير سرخ شهادت مي‌گذرد و پيروزي از آن خداست چرا که: «وَ مَا النَّصَرَ اِلا مِن عِندِالله».

در سال روز حماسه فتح خرمشهر، فرصت مناسبي است تا مردم ايران بررسي نمايند که چه کساني در فتح آن شهر خونين نقش داشتند؟ آن‌ها از چه طبقاتي از مردم برخاسته بودند و انگيزه و اهدافشان از اين مقاومت طولاني و پرثمر چه بود؟

چه کساني در اين پيروزي بزرگ نقشي ايفا نکردند؟ نه در جبهه حضور يافتند و نه از رزمندگان مظلوم حمايت کردند؟ چه کساني در مقاومت 34 روزه در مقابل دشمن و در بدو حمله ارتش بعثي عراق به اين شهر، مقاومت کردند؟مسجد جامع خرمشهر چه نقشي در مقاوت و نيز به هنگام پيروزي رزمندگان اسلام ايفا کرد؟ چه شد که رزمندگان اسلام از دشمن نترسيدند و چون آهن، مقاوم و پر صلابت ايستادند؟

شايد پاسخ به بخشي از پرسش‌هاي فوق در اين جمله بنيانگذار انقلاب اسلامي خلاصه شود که: «ملت ما براي خدا قيام کرده است و ملتي که براي خدا قيام کند از هيچ چيز نمي ترسد و آسيب نمي بيند». به حق، فرماندهان جبهه‌هاي جنگ و رزمندگان سلحشور اسلام در آن دوران، از جمله کساني بودند که مصداق بارز سخن فوق بودند.آنان فقط براي خداوند، تمام توان خويش را عليه دشمن به کار گرفته بودند و بيش از هر چيزي به شيوه‌هاي مقابله با دشمن فکر مي‌کردند و ابتکار عمل مناسب در طرح ريزي‌هاي عملياتي از خود به خرج مي‌دادند، جلسات خود در قرارگاه کربلا با آياتي از قران مجيد، آغاز مي‌کردند و بر بالاي اکثر نقشه‌ها و کالک‌هاي عملياتي خود اين آيه کريمه را درج کرده بودند که: «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدينَّهُم سُبُلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنين» و آنان که در راه ما جهاد و کوشش کردند، محققاً آن‌ها را به راه‌هاي خويش هدايت مي‌کنيم و خداوند هميشه با نيکوکاران است. (سوره عنکبوت، آيه 69)

اين شعر اقبال لاهوري نيز زمزمه برخي از رزمندگان بود که:
ما زنده از آنيم که آرام نگيريم
موجيم که آسودگي ما عدم ماست
در اين شرايط بود که خداوند هم راه چگونگي آزادسازي خرمشهر را از چنگال دشمن به آن‌ها نشان داد و بالاخره «خرمشهر را خدا آزاد کرد».


"عملیات محرمانه آمریکا برای بی ثباتی در ایران"

 بی بی سی روز گذشته خبری را دال بر حمایت آمریکا از گروه جندالله و اقدام برای بی ثباتی در ایران مخابره کرده بود که بعد از چند ساعت خبر مذکور را سانسور کرده و و اقدام به حذف آن نمود

+ نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386ساعت 3:34 توسط سید | بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام

مطالب قدیمی‌تر