با عرض سلام وادب محضرمبارک همه دوستان و بزرگواران عزیز ,تشکل «جنبش سبز علوي» با هدف بازيابي هويت مقدس اين نماد ديني اعلام موجوديت کرد.

ما پيشاپيش احيا شدن و بازيابي نماد مقدس سبز علوي را به همه پيروان ولايت علوي و همچنين ذريه ي واقعي و معنوي اهل بيت عصمت و طهارت نبوي تبريک مي گوييم و همانطور که آفتاب هميشه در پشت ابر نمي ماند ، حقيقت هم براي هميشه کتمان نمي ماند و روسياهي و رسوايي ابدي براي منافقان سياه دل باقي ماند که مي خواستند با اين نماد مقدس، مردم فهيم ولايت مدار را فريب بدهند و با نماد مقدس به جنگ مقدسات و تحريف حقايق بپردازند.
اين تشکل « جنبش سبز علوي » با رويشي دوباره خط بطلان و پاياني بر کج راهه ي همه ي منافقان بخصوص سران خائن و دروغگوي آنهاست که از صبر و متانت نظام مقدس جمهوري اسلامي سوء استفاده کردند و چند صباحي عده ايي ساده لوح را فريب دادند و...
اما اينک طلوعي ديگر است .
ما پيروان ولايت مطلقه فقيه با سرفرازي مانند سنوات قبل در عيد سعيد امامت و ولايت که روز اکمال دين است و عيد سادات و همچنين فرزندان معنوي علي ابن ابيطالب مي باشد با مزين کردن محافل ديني به پرچم هاي سبز ، جشن علوي را برپا خواهيم کرد تا سيه روي شود هر که در او غش باشد .
" از طرف سيد حسين و محبان علوي "
دادم ز کف چندي تو را با آه و با افسوسها
رفتي به يغما ناگهان با خدعه ي سالوسها
اي رنگ خوب و نازنين گشتي چرا چندي عجين
با جلبک و گلسنگها با حمله ي ويروسها
کرکس نشد طوطي اگر پرهاي خود رنگي کند
راهي ندارد اين دغل در حلقه ي طاووسها
فردا به رقص و جنبشي بر گنبد ميناي دل
افتاده اي امروز اگر بر چهره ي جاسوسها
اين رنگ احيا مي شود ، شياد رسوا مي شود
مي خشکد اين مردابها در پيش اقيانوسها
بنگر نقاب ننگ را ، لبخند پر نيرنگ را
بر چهره ي شيادها بر روي اختاپوسها
اين روزها آيد به سر ، بيرق شوي بار دگر
گر اجنبي بندد تو را با حيله بر ناقوسها
اي سبز من قديس من ، زيباترين تنديس من
وا مي کنم روزي تو را از دست بي ناموسها
شهيد
شوشتري كه از فرماندهان بزرگ دوران دفاع مقدس بودند پيشتر خاطراتي را از
حضور فرزندان مقامات ارشد نظام در جبهه هاي دفاع مقدس منتشر كردند كه بخشي
از آنها در سال 86 در يكي از رسانه ها منتشر شده بود . متن اين خاطرات
بدين شرح است :در زمانه بسیار حساسی هستیم میگویند آخر زمان است

قبول داریم و باور که آخر زمان است و دشمنان آماده برای حمله به مذهب مقدسمان
بعضی وقتها که سایت ها وکتاب.روزنامه.مقاله های سیاسی را نگاه میکنم به کینه هزاران ساله این دشمنان
بیشتر پی میبرم
از جنگهای سلیبی تا رخنه کردن در لباس های مقدس
حال بعد از فرمایش ولی فقیه زمان .تک
مرجع تقلید .نائب امام .رهبر عزیز و فرزانه حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه
الله ) که فرمودند : دیگر از فتنه و خسارات بعد از انتخابات دوری کنید باز
شاهد هستیم که بعضی از روحانی نماها که به معنای کلامه لانه و صدای کفار
در قلب کشور شیعه را کنتور میکنند ,چه ساده لوحانه و حمارانه حرفهاو
تهمتهای خود را بیان میکنند
مگر غیر از این است که در فقه اسلام مرجعیت نباید به کسی فحاشی ,تهمت,غیبت نکند .
حال بعد ازفحاشی عریان .اینبار پای خود را فراتر از لانه خود گذاشتند و به مرجعیت و روحانیت محترم شیعه توهین میکنند
که من بودم که ایستادم .فلانی و فلانی احمق هستند که پیام تبریک دادند
فلانی ساده لوحی هست که امام جمعه است .و در جای دیگر با چشمهای فنته آلود میگوید فلانی که در فلان منسب هست قصاب است
مرا ببخشید
اشک در گلویم ریخته و خون در چشمانم نشسته چه شد که اینگونه شد را الله میداند
باید پرسید
باید گفت
باید رساند که
چه چیز را !!!!!
گوشه ای از خاطرات : کتاب یک جاسوس شما را روج دهم
حال پیدا کنید پرتقال فروش را !!!
خاطرات خواندنی یک جاسوس در همین بلاگ

شهید ضرغام اعتقاد داشت: به برکت وجود امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، خیلی از اشخاص به گونه ای "حرّ زمانه" شدند
شهید مظلوم

جمعه گذشته مسجد سید قطب سنندج رنگ خون گرفت .دست های پلید استکبار از آستین مزدوری خبیث بیرون آمد و ماشه کوته فکری را بر روی عالم متعد و فرزانه و ولی شناس چکاند
آری,ماموستا حاج ملا محمد شیخ الاسلام به خیل عظیم شهدا پیوست .
مردم سنندج او را منادی راست قامتی و اتحاد و اتفاق می داستند.
او تمسکش حبل الله ,تولایش حب الله و تبری اش از عناصرمزدور و خود فروخته ای بود که نهروانی می اندیشدند و سرهای خود را در آخور دشمن داشتند .
رهبر فرزانه انقلاب عاملان این جنایت را اربابان فرعون صفت و قاورن منش دستگاه استبداد و استکبار نامید و ایشان را شهید مظلوم لقب دادو برای {شهید مظلوم} ماموستا همین بس که رهبری عادل و ولی فقیه عالم ایشان را {شهید مظلوم }بنامند.
اما انتظار میرفت کسانی که برای کشته شدن قانون شکنان و حاضران در اغتشاشات پس انتخابات ریاست جمهوری عنوان مقدس {شهید} داده وبرایشان {شهید مظلوم} نوشتند ,امروز و در پی شهادت ماموستا شیخ الاسلام و سه عزیزدیگر خدمتگزار به مردم کردستان هم {نامه} می نوشتند.
آیا کسانی که از کشته شدگان اغتشاشات و براندازان نظام را شهید مظلوم می دانند به راه و روش شهید ماموستا هم اعتقاد دارند یا از به شهادت رسیدن یک مرید واقعی رهبری و متعهد به ولایت خرسندند ...
این
روزها دل هر مومن شیعه ای از تهمت ها و لجن پراکنی های بعضی از سایتهای
که توسط افراد بی کفایت و زده ولایت مدیریت میشودو گج اندیشهای خود را به
ذهن مردم فهیم و ادیب فرو میکنند به درد می آید
به درد میآید وقتی میبنید که چه ساده در ماه مبارک رمضان به مومنی افتراء میبندند و به قول خودشان عجب تحلیلی شد! این تحلیل نیست این یک بستر بیمارگونه از ذهن شماست که حرکت بسیار زیبا و مردمی را خرافه گرايي و قدم نهادن در مسير کژراهه مشغول میدانید
وقتی مشاهده میکنی فرزاد جمشیدی را به جرم و گناه اینکه مجری توانا و نخبه این کشور است که گوش به درد دل مردم میدهد و میگوید چشم مریض شما را هم معرفی میکنم تا تمام مردم روزه دار آنها را دعا کنندمورد حمله قرار میدهند و میگویند جام جم شده است امامزاده صدا و سیما باید چه گفت ..!
اما هر مومنی میداند که فردی که بیمار دارد به هرکجا و هر چیز متوسل میشود حال چه بهتر به جای اینکه بیاید به پشت در اتاق های زردوز شما .میرود جای که دمی صدای درد دل او را گوش دهند خوب چه جای بهتر از برنامه سحر ماه مبارک رمضانو گوش شنوای مجری مومن و دلسوز آن برنامه که وقتی صدای با گریه و ناله مردم را میشنود می آید و غرور خود را زیر پا گذاشته و با چشمهای گریان و صدای اشک آلود میگوید مردم مومن مردم دین رسول مردم عزیز دعا کنید ............
اما افسوس که باید دید فرزاد به پاس احترام به مردم مورد حمله شدید قرار میگیرد از طرف سایتهای گج اندیش و مدیران بی کفایت آن سایتها
اما حقیقت فرزاد
او را ميشناسيد از همسفران قبله است. بيشتر وقتي او را ميبينيد كه قنوتهايتان ميخواهند حجم ابرها را جابجا كنند. او ميآيد مقابل آيينهكاري چشمان شما مينشيند و تكثير ميشود به تعداد همه كساني كه با چشمهايشان لبخندها و اشكهايش را دنبال ميكنند. حلاوت كلام او مثل شيريني رطب سحري است و آنگاه كه حرف ميزند آدمها احساس ميكنند در این عالم نیست و در گوشه ای از بهشت رضوان در حال سحری هستند . حالا او چند سالي است كه سخنگوی سحری ماست و حنجرهاش پلي شده بين چشمهاي باراني مردم و آسمان پر دعای ديدن و شنيدن ها
مارفتیم و گشتیم ، دیدیم از شهید خبری نیست. از صبح تا غروب گشتیم، ولی هیچ شهیدی نبود. نزدیکی های غروب همین طور که مشغول بودیم و دیگر نا امید شده بودیم ، آبی خوردیم و گفتیم:« خدایا! چه حکمتی است؟ این پیرمرد نور سبز می بیند، ولی ما چیزی پیدا نمی کنیم.

پس از پایان جنگ
ما در مسیری که می رفتیم(آن مسیر در کردستان عراق بود) یک پیرمرد کرد
عراقی به من گفت:« شما دنبال شهید می گردید؟» گفتم:« بله » گفت: « بالای
این تپه ، جنگی بین ایران و عراق بوده است، بالا بروید و بگردید، این جا
شهید دارید.»
وقتی ما نقشه را نگاه کردیم ، دیدیم که طبق آن نقشه ی
جنگی که در آن زمان داشتیم ، این جا جنگی نشده ، ولی کرد عراقی گفت : چرا
!شما این جا شهید دارید. گفتم: شما چه اصراری دارید که این حرف را می
زنید؟ گفت:« من در شب های جمعه ، نور سبزی را از اینجا می بینم، این جا
احتمالأ شهید هست»
مارفتیم و گشتیم ، دیدیم از شهید خبری نیست. از
صبح تا غروب گشتیم، ولی هیچ شهیدی نبود. نزدیکی های غروب همین طور که
مشغول بودیم و دیگر نا امید شده بودیم ، آبی خوردیم و گفتیم:« خدایا! چه
حکمتی است؟ این پیرمرد نور سبز می بیند، ولی ما چیزی پیدا نمی کنیم.»
وقتی
فکر می کردم، با نوک سر نیزه هم زمین را خط می کشیدم که یک دفعه دیدم نوک
یک پوتین پیداست و در همان حال یکی از بچه ها آنطرفتر بلند شد و فریاد زد
که: «این جا من یک شهید پیدا کردم» به هر حال به خودمان آمدیم دیدیم آن
روز خدا را شکر حدود چهل شهید پیدا کردیم.
گفتیم این نور سبزی که
بود، حتما برای همین شهدا است. یکی دو هفته گذشت و خواستم از منطقه رد شوم
که دوباره آن پیرمرد را دیدم و از ایشان تشکر کردم و گفتم: خیلی از شما
متشکرم ، آدرسی که شما به من دادید، ما رفتیم و آن جا شهدایمان را پیدا
کردم.
گفت: نه ، هنوز در آن جا شهید هست و من دو باره شب جمعه آن
جا نور سبز دیدم. خیلی تعجب کردم. با خودم گفتم: دفعه ی قبل پیرمرد دروغ
نگفت،ما رفتیم و پیدا کردیم. این بار هم حتما واقعیت دارد!
خلاصه
از صبح بچه ها را بسیج کردیم و به آن جا رفتیم و گفتیم: حتما اسراری در
این تپه هست. هر طوری که شده،باید وجب به وجب این جا را بگردیم و شهید
پیدا کنیم. اما هرچه گشتیم شهید پیدا نشد، ظهر شد شهید پیدا نشد، عصر شد ،
شهیدی پیدا نشد و ما باید ساعت پنج بعد از ظهر از منطقه برمی گشتیم.
ساعت
چهار خیلی خسته شدیم و گفتیم: شهدا ما خسته شدیم، شما خودتان به ما کمک
کنید تا شما را پیدا کنیم همین که نشستیم تا رفع خستگی کنیم، یک لحظه یکی
از بچه ها با سر نیزه روی زمین را کوبید ، دید نوک یک پوتین پیدا شد و
سریع خاک ها را به اطراف ریختیم، دیدیم لباسش لباس ایرانی است و کاملا خاک
اطراف جنازه را خالی کردیم. دستم را توی جیب این شهید فرو بردم واز جیبش
یک کیف پلاستیکی در آوردم. در داخل آن یک وصیت نامه بود که همه ی آن سالم
بود و اصلا نپوسیده بود.
دفعات قبل که می رفتیم، کارت شهید پیدا می
شد و این کارت بعد از چند لحظه که از خاک بیرون می آمد و هوا می خورد،آثار
نوشتنی اش پاک می شد ولی این کیف از حکمت خدا اصلا نپوسیده بود. وقتی کیف
را باز کردم ، دیدم این شهید وصیت نامه ای نوشته است. باز کردم و یک نوشته
ی طولانی را که هیچ آثار پوسیدگی در آن نبود، بیرون آوردم و شروع به
خواندن آن کردم. داخل آن نوشته بود : من سید حسن، بچه ی تهران و از لشکر
حضرت رسول (ص) هستم و..... به اصل نامه اش که رسیدم، نوشته بود:
پدر
و مادر عزیزم شهدا با اهل بیت ارتباط دارند. اهل بیت شهدا را دعوت می
کنند. فردا شب، شب حمله است. بدانید که شهدا برحق اند. پشتوانه ی این
مملکت، امام زمان(عج) است. اگر این اتفاق نیفتاد،هر فکری که شما می کنید،
بکنید.
پدر و مادر عزیزم من در شب حمله،یعنی فردا شب به شهادت می
رسم. جنازه ی من،هشتسال وپنج ماه و بیست و پنج روز در منطقه می ماند. بعد
از این مدت، جنازه ی من پیدا می شود و زمانی که جنازه ی من پیدا شود،
امام(ره) در بین شما نیست. این اسراری است که ائمه(ع) به من گفتند و مرا
به شهادت دعوت کردند و من به شما می گویم:به مردم دلداری بدهید، به آنها
روحیه بدهید و به آنها بگویید که امام زمان(عج) پشتوانه ی این انقلاب است،
بگویید که ما فردا شما را شفاعت می کنیم و بگویید ما را فراموش نکنند.
همانطور
که نشسته بودیم،دفتر و مدارک دنبالمان بود،سریع مراجعه کردیم و عملیاتی را
که لشکر حضرت رسول (ص) در آن شب انجام داده بود، پیدا کردیم، دیدیم درست
همان تاریخ بوده که هشت سال و پنج ماه وبیست و پنج روز از آن گذشته است!
راوی: سرهنگ حسین کاجی –"کتاب خاطرات ماندگار"(خاطرات پخش شده دفاع مقدس از رادیو معارف) صفحه :194-192
ادامه نامه به آقای لاریجانی!
...امشب مجهز تر بوديم هر نفر يك باتوم داشتيم ،اول از وليعصر روبروي پارك ساعي شروع كرديم و بعد از آزادی آنجا رفتیم خيابان گاندي ، دير رسيده بوديم ، برادرا قبل از ما زحمتشون رو كشيده بودند ، بعد رفتيم روبروي پارك ملت كه خدا قسمت كرد و همشون رو جمع كرديم ، بعد رفتيم پارك وي كه دست حزب الله بود شکرخدا ، بعد رفتيم سر زعفرانيه كه به قول بچه ها ي جبهه که حدودا 6-5 تا شون با ما بودند ، محور عملياتي سختي بود.وسط ولي عصر آتش روشن کرده بودند كه در آن 5 تا موتور آدمهای ريشو و چند تا سطل آشغال مشغول سوختن بود. غوغايي بود ، تعدادشون هم خيلي زياد بود كه در نهايت ظرف حدودا 30 دقيقه با دادن چند تا جانباز از ناحيه سر و چشم و بیضه و ... ، به حول و قوه الهی دهنشون رو سرویس کردیم .

لازم به ذكر است كه ازاين عمليات برخوردهاي محكمتري با عوامل اغتشاش و سنگ اندازی مي كرديم و مثلا اگر بعد از سنگ اندازي داخل خانه هايشان سنگر مي گرفتند و از آنجا سنگ مي انداختند با شكستن درب حیاط خانه ها به داخل حياط و پاركينگ آنها مي رفتيم و با شكستن شيشه اتومبيلشان انتقام سر هاي شكسته و موتورهای سوخته بچه ها را مي گرفتيم.
البته با شناسايي دقيق توسط نيروهايي مثل من كه ريش نداشتند .چون دستمان به خودشان که نمي رسيد ، يا فرار مي كردند و متفرق می شدند و یا به داخل محوطه داخلی خانه شان مي رفتند ، كه ما هم فقط تا پاركينگ مي رفتيم.
آنروز
که یکی از مداحان مشهور ، قالیباف ، شهردار تهران را "عمر سعد" زمان خطاب
کرد،بسیاری ،از جمله ، نگارنده این سطوربه نکوهش این تشبیه پرداختند.
گزارش تحقیق و تفحص مجلس در سال ۸۵ درباره عملکرد مرکز امور مشارکت زنان بمدیریت زهرا شجاعی
عدم مصرف بودجه در محل خود و سوءاستفاده از مقام و موقعيت اداري و اعتبارات دولتي - شركت دادن همسر، فرزندان، خواهران و فاميل در معاملات مركز - دريافت وجوهي از نهادهاي بين المللي به صورت ارز كه هيچ كدام در صورت هاي مالي ثبت نشده است از تخلفات مرکز مشارکت زنان در زمان تصدی زهرا شجاعی بوده است
دیروز خبری را خواندم به گزارش ایرنا به نقل از ((خبرنامه دانشجویان ایران)) با این عنوان ((زهرا شجاعی در شهرداری تهران))
این پیشنهاد یعنی حضور زهرا شجاعی در پست مسئول امور زنان شهرداری تهران را هادی ایازی مشاور عالی شهردار تهران به جناب قالیباف داده تا جمع حامیان میرحسین موسوی -شما بخوانید قانون گریزان- در شهرداری تهران جمع باشد.
البته پیشنهاد بنده به عنوان یک شهروند تهرانی به جناب قالیباف این بود که بهتر است اداره پست مسئول امور زنان شهرداری تهران را هم به جناب ایازی بسپارید تا عدد شغلهای ایازی در شهرداری تهران دو رقمی گردد.
به هر حال زهرا شجاعی به قالیباف معرفی شده و تصدی او بر این پست نزدیک است- اما زهرا شجاعی کیست و چگونه مدیریت میکند؟
برای شناخت هرچه بیشتر زهرا شجاعی نظر شما را جلب میکنم به ((گزارش تحقیق و تفحص مجلس درباره عملکردمرکز امور مشارکت زنان)) که عینا از شماره ۱۸۴۹۶ روزنامه کیهان بتاریخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۵ برداشت شده است:
روزنامه کیهان در صفحه اول و با تیتر ((گزارش تحقیق و تفحص مجلس درباره عملکردمرکز امور مشارکت زنان)) به این مطالب اشاره میکند:
((هیئت تحقیق و تفحص مجلس اعلام کرد عدم مصرف بودجه این مرکز در محل خود در حکم تصرف غیرقانونی محسوب می شود))
((سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری و اعتبارات دولتی -دریافت وجوهی از نهادهای بین المللی- شرکت دادن بستگان و فامیل در معاملات و عدم رعایت ایین نامه مسافرت های خارجی از جمله تخلفات این مرکز گزارش شده است))
کیهان شرح این گزارش را که در جلسه علنی روز چهارشنبه ۳۰ فروردین در مجلس شورای اسلامی قرائت شده -در صفحه ۱۴شماره ۱۸۴۹۶ اورده است که:
((براساس
این گزارش عدم رعايت مصرف اعتبارات در چارچوب قوانين جمهوري اسلامي از
ديگر مواردي است كه اعضاي هيئت تحقيق و تفحص در گزارش خود به آن اشاره و
عنوان كردند: عدم مصرف بودجه در محل خود كه در گزارش تفريغ بودجه ديوان
محاسبات هم آمده بود، از جمله تخلفات اين مركز است كه طبق ماده 93 قانون
محاسبات عمومي محاسبات در حكم تصرف غيرقانوني محسوب مي شود و از مصاديق
ايجاد تعهدات، خلاف قانون برنامه دولت است.
اعضاي تحقيق و تفحص،
سوءاستفاده از مقام و موقعيت اداري و اعتبارات دولتي، دريافت وجوهي از
نهادهاي بين المللي به صورت ارز كه هيچ كدام در صورت هاي مالي ثبت نشده
است را از ديگر موارد تخلف اين مركز عنوان كرده اند. شركت دادن همسر،
فرزندان، خواهران و فاميل در معاملات مركز و عدم رعايت آيين نامه مسافرت
هاي خارجي و سفرهاي بي مورد در بردن افراد غيرمتخصص و بدون نياز به آنها
نيز از ديگر تخلفات اين مركز گزارش شده است.))
((در اين گزارش با اشاره به ضعف معاونت امور بين الملل مركز امور مشاركت زنان از لحاظ نيروي كارشناسي و ضعف ارتباط با ساير دستگاههاي دولتي نظير وزارت امورخارجه و سازمان هاي بين المللي تصريح شده: تبيين ديدگاه هاي اسلامي در زمينه زنان و ارائه تصوير صحيح از زن مسلمان به جامعه جهاني و ارائه تصوير صحيح از زن ايراني انگيزه و تخصص و پشتكار مي طلبد كه مديريت امور بين الملل مركز امور مشاركت زنان به دليل نامشخص بودن برنامه هاي بلندمدت و ميان مدت و درگير شدن در مسايل روزمره نتوانسته است به اين اهداف مهم دست يابد.
براساس اين گزارش در چهل و نهمين كميسيون زن كه در اسفندماه 83 در نيويورك برگزار شد رئيس محترم مركز به همراه هيئتي از جمهوري اسلامي ايران شركت داشتند و در اين اجلاس رئيس محترم مركز (زهرا شجاعي) اعلام داشتند: در پكن پذيرفتيم خشونت مانع اساسي در برخورداري زنان از حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين است. ما هرگونه خشونت عليه زنان را از هر شكل به استناد هرگونه عرف و سنتي محكوم مي كنيم و بر اتخاذ تصميمات يكپارچه جهت جلوگيري و امحاء خشونت عليه زنان تاكيد نموديم.))
همچنین روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۸۵ ادامه گزارش تحقیق و تفحص از مرکز مشارکت زنان در جلسه علنی مجلس قرائت می شود که شرح ان در روزنامههای روز دوشنبه ۴ اردیبهشت ۸۵ منتشر شد.
روزنامه کیهان در شماره ۱۸۴۹۹خود ادامه گزارش تحقیق و تفحص که توسط حسینی مخبر کمیسیون فرهنگی قرائت شد را اینچنین می نویسد:
((رشته
مطالعات زنان كه در آغاز فعاليت با هدف آشنايي با ديدگاه اسلام درباره زن
و اصلاح نگرش ها پيشنهاد شده بود هم اكنون مركز تلاقي انديشه هاي فمنيستي
است كه در نقطه اشتراك اين انديشه ها نقد قوانين جمهوري اسلامي و ديدگاه
هاي مذهبي است.
مركز مطالعات و تحقيقات زنان از ديگر مراكز آموزشي است كه توسط مركز امور مشاركت زنان راه اندازي شده است.
اين
مركز در دو دانشگاه تهران و شيراز مستقر شد. در شكل اداره اين مراكز همين
مطلب كافي است كه مجري اغلب قراردادها رئيس مركز بوده است و همسر و فرزند
ايشان نيز به عنوان طرف قرارداد صاحب امضا بوده اند و تاسيس اين مركز با
كمك صد هزار دلاري سازمان ملل همراه بوده است و عموما از تفكرات
دگرانديشان تحت عنوان فمنيسم بهره مي بردند. مركز اطلاع
رساني زنان از ديگر مراكزي است كه توسط مركز و همكاري دفتر برنامه عمران
ملل متحد به عنوان موسسه غيرتجاري بانوان ايران تاسيس گرديد.
اين مركز از جمله مراكزي است كه به رغم تلاش فراوان جهت اخذ پروانه فعاليت هم اكنون بدون پروانه و شماره ثبت مشغول فعاليت است.
مخبر
كميسيون فرهنگي سپس در مورد نتيجه گيري در تحقيق و تفحص پيرامون مركز امور
مشاركت زنان گفت: با عنايت به مطالب پيش گفته در بخشهاي مقدمه و عملكرد
اين گزارش مي توان نتيجه گيري كرد در بخش تحقق اصول و سياستهاي مصوب
شورايعالي انقلاب فرهنگي مركز مكلف بوده تا بينش توحيدي در تمام شئون و
عرصه هاي حيات فردي و اجتماعي را در جامعه خصوصا سازمانهاي غيردولتي زنان
حاكم و نهادينه نمايد و نسبت به تقويت جايگاه واقعي زن مسلمان به عنوان
مادر فراهم آورد. همچنين اين مركز مي بايست زمينه هاي لازم براي ايفاي نقش
و رسالت زن به عنوان مربي نسل آينده و مشاركت فعال زنان در امور اجتماعي،
فرهنگي، هنري، سياسي و مبارزه با بينش ها و اعتقادات نادرست اقدام نمايد.
حال آنكه مسئولين محترم مركز نه تنها در اين مسير اقدام جدي و موثري
نداشته اند بلكه نمونه هايي از تخطي و عدول آشكار از اصول سياست هاي مذكور
مشاهده شده است.))
حال با دیدن این مستندات و گزارش ها باید از جناب ایازی پرسید ایا این مطالب را در مورد خانم زهرا شجاعی میدانستید و ایشان را به جناب قالیباف معرفی کردید؟
جناب قالیباف شما چطور؟ شما که روزگاری خود را شایسته تکیه زدن بر صندلی ریاست جمهوری میدانستید- این بینش را دارید که امور زنان را به یک متخلف نسپارید.
البته جناب قالیباف میدانند که جناب ایازی در عملکرد خود نشان داده مسائل
جناحی را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد و شاید هم قرار است شهرداری تهران
محلی امن برای متخلفان و قانون گریزان باشد.
در انتها افسوس باید خورد
برای جناب قالیباف که مدیریت مدرن خود را با حاشیه ها اجین کرده و ظاهرا
شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ همچنان او را ازار میدهد.

امروز خبرنامه دانشجويان ايران خبری را اعلام کرد-که بعد از خواندن ان اولین تاسف را برای اقای قالیباف و بعد برای مردم خوردم.برای قالیباف از ان جهت که تعادل خود را از دست داده و نمیداند چه میکند- و برای مردم از ان باب که مدیران حاشیه یی همچون قالیباف دارند .البته من همیشه قالبیاف را مدیر مدرن میدانستم اما! رویکردهای جدید او....
خبر و اضافاتی که من نوشتم را باهم مرور کنیم:
بعد از چهار سال که محمدباقر قاليباف ،
مسئوليت امور بانوان شهرداري تهران را به همسر خود زهرا مشير سپرد همسر وي
تصميم به ترک اين منصب گرفته است.
هادي ايازي مشاور عالي شهردار تهران، دو گزينه زهرا شجاعي و پروانه مافي که هر دو از فعالين ستاد ميرحسين موسوي بودند را به عنوان مسئول امور بانوان شهرداري تهران به قاليباف معرفي کرده است.
بنا بر اين گزارش، پروانه مافي ، رييس کميته زنان ستاد مرکز مير حسين موسوي و فرماندار سابق شميرانات در دولت اصلاحات از شانس کمتري نسبت به زهرا شجاعي در کسب اين سمت برخوردار است.
عملکرد زهرا شجاعي در مرکز مشارکت زنان دولت اصلاحات، مملو از تخلفات متعدد وي بوده است که يکي از موارد اتهامي زهرا شجاعي،رياست سابق اين مرکز ، ارسال نامه به علما و اصرار به براي پيوستن ايران به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان است .(شامل آزادی همجنسگرای زنان و چند همسری انان....)
در گزارش تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي آمده است: به رغم مخالفت صريح برخي مراجع ، ائمه جمعه و جماعات و اعضاي محترم شوراي نگهبان ، اصرار رييس مرکز جهت پيوست به کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان که با ارسال نامه هايي به علما از طرف ايشان مشخص است مايه تعجب است!
در خبر فوق از تخلفات بسیار خانم شجاعی گفته شد .اما یکی از تخلفات زهرا شجاعی که پرونده ان همچنان مفتوح و در حال رسیدگیست-نزول خواری ایشان است.
شایان ذکر است زهرا شجاعی- از بودجه مرکز مشارکت بانوان به برخی از تشکل های بانوان مبالغی را پرداخت و ماهیانه نزول میگرفته و نزول را شخصا برداشت و به حساب مرکز مشارکت ها واریز نمیکرده!
حال باید به اقای قالیباف تبریک گفت! که شهرداری تهران را پایگاه امنی برای نزول خواران-اوباش و متخلفان قرار داده!
اقای قالیباف !حداقل کاری کنید که در مقابل خون شهدایی که زیر نظر شما بودند- و روزگاری شما فرماندهشان بودید- بتوانید پاسخگو باشید.
آقای لاریجانی سلام، من يك لباس شخصي ام، از همون هايي كه رفتن توي خانه بعضي ها كه به قول شما اسمشون مردم هست و به قول ما اغتشاش گر آدم كش .
آقاي لاريجاني به من و امثال من ،شما و امثال آقاي باهنر می گویید لباس شخصي، تا به حال به اين فكر كرده ايد كه شماها چرا به ما مي گوييد لباس شخصي. من فكر كرده ام چند تا دليل دارد ، یکی براي اينكه لباس هاي ما براي شخص خودمان است ، یعنی در واقع ما از دسترنج مردم و پول نفت و معادن مس و روي و.... نرفتيم براي خودمان لباس بخريم .لباسهايمان براي خودمان است.

دوم اينكه ما لباسي پوشيده ايم كه بيانگر شخصيت و روش و منش شخص خودمان است و نرفتيم لباس پزشكان يا روحانيون را بپوشيم . لباس خودمان را پوشيده ايم و مثلا مثل شما و آقاي باهنر كه بعضي وقتها چفیه مي اندازيد گردنتان نرفتیم لباس ديگران را بپوشيم ، خوب اخر آقاي دكترشما خط مقدم بودي ،نه آخر تو كدوم محور و كدوم شب عمليات حضور داشتی برادر كه چفیه مي اندازي گردنت .
راستي چه خبر آقاي دكتر از مراحل ساخت خانه ويلايي كه سالها در آن زندگي مي كرديد در خيابان پاسدارن بوستان دهم پلاک 110به مساحت تقريبا 500متر ،به خوبي پيش مي رود ، به سلامتي اسكلت ساختمان كه بالا رفته ، خوب بالاخره خيلي از مسئولان ما نسل در نسل پولدار بودند ديگر، مبارك است آقا .
قربون خودمون برم كه لااقل لباسهايمان براي خودمان است، حالا اگر خانه جاره اي است خيالي نيست .
اگرچه میرحسین موسوی پس از شکست در انتخابات دهم ریاست جمهوری از تمکین به قانون اساسی سر باز زد و مواضعی اتخاذ کرد که شاید برای برخی قابل تصور نبود، اما شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که چنین برخوردهایی از موسوی از سالیان شکل گیری حکومت جمهوری اسلامی قابل پیش بینی بوده است.

شاید چندی پیش که بادامچیان در مصاحبه با یکی از سایت های خبری به اظهار نظری از شهید دیالمه در خصوص میرحسین موسوی اشاره کرد و به نقل از او گفته بود که "موسوی بالاخره در برابر نظام خواهد ایستاد"،اظهارات مهمش آنطور که باید و شاید مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت، اما امروز مصاحبه ای در روزنامه جوان منتشر شد که بر اهمیت و عمق باورپذیری این خبر تاثیر بسیاری داشت.
روزنامه جوان در شماره امروز خود به بهانه سالروز شهادت دکتر آیت و در قالب مصاحبه با ابراهیم اسرافیلیان - از دوستان شهید- نقل قولی از این شهید کرد که پیش از این بادامچیان در قالب نقل قول سخنان شهید دیالمه به آن اشاره کرده بود.
اسرافیلیان در قسمتی از این مصاحبه از اظهارنظر دکتر آیت خبر داده که او هم گفته بود: "میرحسین موسوی روزی در برابر انقلاب خواهد ایستاد."
شهید آیت و شهید دیالمه از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند که هر دو آنها در سال های اولیه انقلاب توسط گروهک منافقین به شهادت رسیدند؛ در همین زمان میرحسین موسوی سردبیر روزنامه رسمی این ارگان بوده است.
بر اساس شواهد و مدارک و همچنین نقل قول اطرافیان دکتر آیت، اختلاف نظر میان او و میرحسین موسوی نه تنها مخفی نبود بلکه حتی به جایی کشیده شده بود که وی در روزهای پایانی عمر شریفش، خواهان استیضاح موسوی در مجلس شده و برای انجام آن مدارک زیادی هم جمع آوری کرده بود؛ استیضاحی که با ترور این شهید گرانقدر البته ناکام ماند.
همچنین مطابق آنچه نزدیکان شهید دیالمه بر آن تاکید دارند، از دیدگاه این شهید نیز موسوی در مسائل اعتقادی به انحراف کشیده شده بود و همین امر موجب اختلاف شدید او با موسوی شده بود.
دیالمه نیز در همان سال های ابتدایی انقلاب به دست منافقین به شهادت رسید.
بدین ترتیب به نظر می رسد وجود التقاط در اعتقادات میرحسین موسوی ، علیرغم تصدی پست نخست وزیری به مدت هشت سال و سکوت بیست ساله وی، موضوع تازه ای نیست و این مساله در همان ابتدای شکلگیری نظام جمهوری اسلامی برای نزدیکان وی مشهود بوده است.
به هین دلیل است که برخی سیاسیون با سابقه معتقدند آنچه که این روزها از موسوی از عدم تمکین به قانون اساسی و وارد کردن اتهامات بی اساس به قوای سهگانه و شورای نگهبان و همچنین هم نوایی با خواسته دشمنان،شاهد هستیم، برای آنانی که وی را از سی سال پیش به خوبی می شناخته اند، چندان دور از انتظار نبوده است.
در
آغاز چهاردهمین قرن هجری قمری،بارقه های حکومت جهانی چهاردهمین معصوم ،
درخشید وانفجار نور انقلاب اسلامی ایران،چشم ها را روشن کرد.با عرض سلام و شاد باش خدمت تمام عاشقان و شیفتگان حضرت آقا صاحب الزمان (عج) سید ما و مولای ما به مناسبت میلاد فرخنده و پر بهجت منجی عالم بشریت سفیر بر حق خدا حضرت مهدی موعود٬ هم نام حضرت رسول (ص) و آنکه به هشتاد و اندی نام و القاب نیز خوانده می شود که هریک از نامها بیانگر مقامات عالیه آن حضرت می باشد وبرای تبرک از جمله برخی نامها و لقبهای حضرت مهدی عبارتند از: حجت خدا٬ ختم اوصیا٬ منتَظَر٬ وارث٬ باعث٬ طاهر٬ طیب٬ داعی٬ خلف صالح٬ قائم به حق٬ مظهر دین٬ دادگستر٬ بقیة الله٬ صاحب الزمان٬ صاحب شمشیر٬ منصور٬ تالی٬ نائب٬ خالص٬ منتقم٬ غریب٬ صاحب الامر٬ سید٬ جابر٬ عادل٬ مظفر٬ خلیفة الاتقیاء٬ مبارک٬ مهدی آل محمد٬ وصی الحسن٬ ولی عصر٬ یعسوب الدین٬ صاحب خانه٬ ثاثر٬ خازن٬ باسط٬ برهان٬ مضطر٬ احسان٬ ناطق٬ کاشف الغطا٬ سدرةالمنتها٬ هادی٬ خلیفةالله٬ مدبر٬ غایب٬ حمید٬ اباصالح٬ بلد الامین٬ لوا اعظم٬ طاب التراث٬ صاحب الرجعه٬ صمصام الاکبر٬ کلمةالحق٬ منعم٬ محسن٬ حامد٬ مهدی٬ القائم المنتَظَر و ..

و چه زیباست که سایر ادیان از قبیل تورات٬ انجیل و متون آیین هندو و کتابهای فرنگی دیده میشود : اوقیدمو٬ لندیطارا٬ ماشع٬ شماطیل٬ مهمیذ الآخر٬ واقیذ٬ فیذموا٬ مسیح الزمان٬ خداشناس٬ میزان الحق٬ لسان الصدق٬ منصور.
و
چه متین که ایرانیان او را با نام های :راهنما٬ ایستاده٬ ایزد نشان٬
خجسته٬ فرخنده٬ خسرو٬ بندۀ یزدان٬ سروش ایزد٬ کیقباد٬ بهرام٬ پرویز٬
فیروز. مینامند

این توصیه نورانی حضرت آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه را تقدیم میکند به تمام عاشقان حضرت صاحب الزمان .عج. در تمام عالم و تمام ادیان الهی که همه او را میجویند
آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:
راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظهاى از آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مىرساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسانتر است. ولى همت مىخواهد.
انسان عاشق حضرت، پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مىیابد.
او خواهد آمد
مشايي را كه كشتيد ، راهش را که غبار روبی دنیا برای ظهور منجی عالم است
را پيرو باشيد و بدانيد تمام عزت و ذلت نزد الله – جل جلاله – است و نه به
لطفش در دستان آنان كه شما را فريب دادند. فعال مايشاء است...
|
|
آقايان سنگ هايتان را هدر داديد ، جمرات اينجا نبود ، اينجا عيسي ابن مريم بود ، ميثم تمار بود ،منصور حلاج بود كه سنگش زديد.


مقام معظم رهبري چندي پيش وپس از نامه به رئيس جمهور راجع به آقاي مشائي، طي سخناني همگان را به داشتن انصاف در رفتاروگفتار توصيه فرمودند.



بیانیه شماره ۴۵۹ ستاد مهندس
چه سلامی چه علیکی. مگه این دیکتاتورها برای آدم حال سلام و علیک می گذارند. اگه تا حالا به سنگ هم انقدر گفته بودم و اعتراض کرده بودم کمی کوتاه می آمد. قلب سنگ این دیکتاتورها جایی برای صحنه های احساسی و عاطفی که شما جوانان و دموکراسی خواهان در خیابان ها خلق می کنید نیست. من به شخصه همراه با خانواده ام وقتی این صحنه ها را می بینیم به خود می بالیم که توانسته ایم تا اینجا شما را نگه داریم.
هر چند امروز حدود ۳ سال و نیم از کودتای انتخاباتی گذشته است ولی من به عنوان یک نامزد، به عنوان یک کاندید دو آتشه انتخابات به شما می گویم که پیروزی ما در پایداری و استقامتمان است و همین چیزهاست که رعب و ترس در دل دیکتاتورها انداخته است. امام عزیز ما هم همین مرام و مسلک را داشت و همواره معتقد بود باید استقامت کرد حتی اگر به قیمت خون ها و جان ها باشد و ما هم امروز می گوییم که راهت ادامه دارد ای امام عزیز.
از ۳۳ نفری که تا به امروز استقامت کرده اند و همچنان نگذاشته اند که خیابان های شهر رنگ آرامش را به خود ببیند تشکر می کنم و اگر آن جا بودم دستشان را می بوسیدم. شما یک بار دیگر نشان دادید که من چقدر در بین شما محبوبم حتی اگر به ظاهر و برای فریب دیکتاتورها علیه من هم شعار بدهید. پایداری کنید و شل نشوید که نیروی کمکی در راه است.
از همه علاقه مندان و دوستدارانم هم تشکر می کنم و خدمتشان عرض می کنم که حال من اینجا خوب است. شما نگران من نباشید. چند لقمه بخور و نمیر اینجا پیدا می شود. در اینجا نقاشی های سبز می کشم و مردم هم از آن استقبال می کنند. راستش اینجا آنقدرها هم که می گفتند بد نیست. جوانان اینجا هم مثل شما دوستان سبز من همه جوره پایه اند. شما استقامت کنید و هر وقت خبری شد به من هم بگویید. شیطان شما را فریب ندهد که بی خبر از من انقلاب کنید. من شما را تنها نمی گذارم و از اینجا دعاگوی شما هستم. هر روز به دفتر بی بی سی می روم و سفارش شما را به آن ها می کنم.
از همه طرفدارانم می خواهم که با کمال آرامش و در چهارچوب قانونی که خودمان قبول داریم به خیابان ها بیایید و به جز آتش زدن و تخریب اموال عمومی و ایجاد رعب و وحشت و کتک زدن بسیجیان این یاوران انقلاب کار دیگری انجام ندهید تا ما را متهم به آشوبگری و اغتشاش نکنند و از احساسات پاک شما در این راه بهره های تبلیغاتی ننمایند. خاطره ۲۲ بهمن امسال هرگز از ذهنم فراموش نمی شود که چگونه میلیون ها انسان در سراسر ایران با شعارهای الله اکبر خود از من حمایت کردید و ترس و وحشتی عجیب در دل دیکتاتورها انداختید.
بنده همچنان خود را رییس جمهوری قانونی ایران می دانم و انتخابات فرمایشی را قبول ندارم و خواهان برگزاری مجدد آن هستم. زمزمه هایی نیز شنیده ام که قرار است تا چند ماه دیگر دوباره انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کنند و این نشان می دهد که ما در این راه پیروز بوده ایم و توانستیم آن ها را به عقب نشینی وادار کنیم.
در پایان بیانیه نیز بهتر است صدا و سیما و حامیان کودتا را در این سازمان خطاب قرار بدهم و بگویم خیلی نامردید. بنده در آن دنیا از شما شکایت خواهم کرد. از شال سبزم بترسید و اینگونه آبرو و حیثیت من را به بازی نگیرید. شما چیزها هیچوقت نتوانستید من را هم ببینید. بنده یک فرد انقلابی هستم و هر چه از دهانم در بیاید می گویم و به هیچکس هم مربوط نیست.
کاندیدای مهندس انتخابات
سلام این مقاله را سایت پایگاه انصار نیوز ارگان انصارحزب الله نوشت:دیدم در جای خود هم خواندنی می باشد و............
مصاحبه محمدرضا شجریان با بیبیسی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .
زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم میبرد محترمانه تذکرش میدادم که: شجریان نه! استاد شجریان.
من دشمن کراوات و کراواتیها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیفشمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی بهجا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .
نمیخواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر میتابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...
شجریان سیسال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سیسال است که با دست پس میزند و با پا پیش.

محمدرضا شجریان روی آنتن بیبیسی با همان حنجرهیی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییسجمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنهگران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامهیی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمیاش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنهجویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدینژاد از خس و خاشاک همه 12میلیون نفری بودهاند که به موسوی رای دادهاند، و این خیانتی نابخشودنی است. شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بیبیسی گفت که: «با پخش ترانههایم در این روزها تنم میلرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفتهاند.»
او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفتهام که از پخش صدایم از هیچکدام از آنتنهای صداوسیما راضی نیستم».
این گفته شیطنتآمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بودهام»، تا این چنین سابقهي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.
اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیدهاند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شدهاند، امری است علیحده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدنشان را به این نظام فراموش کرده و در آنسوی مرزها زنجیر پاره کردهاند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداختهاند و آنروی ... خود را نشان میدهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشتهاند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سیسال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیرهای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رساندهاید؟
خدا را گوه میگیرم که هیچکدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمیگویم بلکه حقیقتا واجد آنید.
شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شدهاید؟ راستی آیا در نامهتان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟
به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایونتان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا میداند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکانتان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاعرسانی کنید؟
من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری میکنم و شهادت میدهم که :
هیچکس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطهور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبههها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.
همه میدانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیطهای بختآزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن امکلثوم اقدام به خریدن بلیطهای بختآزمایی نمایند و بدینسان یک زن آوازهخوان «بینش هنریاش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.
جامعهشناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمیداند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.
جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کردهاید که مردم ایران ماه رمضانشان سر نمیشود، مگر با صدای ربنای شما؟
حقیقتا شرم نمیکنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.
اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصتطلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24میلیونی که به احمدینژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسیمانکنیاند، نه «نوا»ی شما.
آقای شجریان، روراستی را از ساسیمانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، امکلثوم که چه عرض کنم، ساسیمانکن هم نیستید.
سلام خدمت دوستان محترم اگر به یاد داشته باشید مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) در بیانات خطبه نماز جمعه درباره فرقه ديويديان (داووديان) که توسط دولت آمریکا به آتش کشیده شدند اشاره کرد
این مقاله گوشه ای از این جنایت دولت آمریکا می باشد که توسط سایت رهوابه نمایش در آمده است
مابین 28 فبریه 1993 تا 19 اوریل 1993، حدود 80 مرد، زن و کودک که در محل زندگی خود نزدیک شهر Waco واقع در ایالت Texas در صلح و ارامش در حال زندگی بودند، در نتیجه ی عملیات انجام شده توسط دو دستگاه امنیتی ایالات متحده ی امریکا یعنی FBI2 و 3 ATF کشته شدند. در این حادثه 4 نفر از ماموران ATF نیز جان خود را از دست دادند .
گروهی غیرنظامی که در مرکزی مذهبی تحت عنوان Mt. Carmel Center زندگی می کردند و تحت عنوان فرقه ی Davidian شناخته می شدند.

ماجرا در 28 فبریه با یورش ناگهانی به شیوه ی جنگی اغاز شد و با شلیک گلوله از هلیکوپتر به سمت اقامتگاه زن ها و بچه ها تکمیل شد و بدنبال ان محاصره ی طولانی مدتی اغاز گردید. در 19 اوریل، دولت امریکا تانک ها را برای تخریب و نابودی و پخش کردن گاز در ساختمانی که مردم در ان زندگی می کردند، به محل اعزام کرد. دولت امریکا اعلام کرد که انها بدلیل نگرانی های خود از وضع بهداشتی محل اقامت دیویدیان و جلوگیری از ازار و اذیت کودکان توسط David Koresh، رهبر فرقه ی دویدیان و همچنین طولانی شدن مدت زمان ماموریت و محاصره و در نتیجه خسته شدن ماموران FBI، تصمیم به انتشار گاز در محل خانه ی تحت محاصره می گیرد.
تانک ها حفره های بزرگی در دیوارهای ساختمان ایجاد کردند و به سمت ان هجوم بردند. دولت اعلام کرد که انها تنها میخواستند با ایجاد حفره در دیوارهای ساختمان و انتشار گاز به داخل، مردم را مجبور به ترک ساختمان کنند اما این در حالی بود که هیچ یک از دیویدیان از ساختمان خارج نشدند.
بعد از هجوم تانک ها به سمت ساختمان، اتش سوزی اغاز شد و اتشی بسیار وحشتناک و جهنمی در حدود 40 دقیقه ساختمان را سوزاند و انرا با خاک یکسان کرد. در حالیکه انها در حال تماشای شعله های مهیب اتش از تلویزون بودند، همگان متعجب بودند که چرا دیویدیان از ساختمان غرق در اتش خارج نمی شوند. 75 نفر در اتش به هلاکت رسیدند.

نگرانی های عمومی بر محور چگونگی مرگ 33 زن، کودک و نوزاد در این حادثه، متمرکز شده بود. بقایا و اجساد انها در اتاقی بهم چسبیده که ابدار خانه و محل ذخیره ی مواد غذایی بود، پیدا شد. این اتاقی بود که امریکاییان انرا "انبار بزرگ" نامیدند.
شواهد و مدارک موجود باعث شد تا بعضی از امریکایی ها به این نتیجه برسند که فرقه ی دیویدیان به عمد توسط دولت امریکا کشته شدند. یک فیلم توسط یک وکیل به نام Linda Thomson در اثبات تعمد دولت امریکا در کشتار دیویدیان، ساخته شد. فیلم شامل بخشی است که نشان می دهد در پشت ساختمان، از دهانه ی لوله ی یک تانک پخش کننده ی اتش، اتش در حال خارج شدن به سمت ساختمان است. بخش دیگری از فیلم نشان می دهد که کارمندان یونیفورم دار ارتش امریکا که در محل حاضر بودند و تانک هایی که به تیغه های پهن همانند تیغه های ماشین های برف روب مجهز بودند، اثار و بقایای باقی مانده از اتش سوزی را به سمت خرابه های ساختمان که درحال سوختن بودند، منتقل می کنند. این فیلم و تصاویر در سرتاسر امریکا پخش شد و موجبات خشم و اعتراض فراوان مردم را فراهم کرد.
دولت امریکا باز هم تکرار کرد که تانک ها با ایجاد حفره در دیوارهای ساختمان، قصد داشتند تا بدین ترتیب دیویدیان را از ساختمان خارج کنند و راهی برای خروج انها ایجاد کنند اما دیویدیان از انجام این کار سر باز زدند و با ایجاد و قرارگرفتن در اتش، اقدام به خودکشی کردند.
بعضی ها بیان کردند که تصاویر تانک پخش کننده ی اتش گمراه کننده بوده است. انها می گویند که تانک ها بطور تصادفی با چراغ های نفتی موجود در ساختمان برخورد کردند و در نتیجه ی وجود مواد اتش گیر و همچنین سوخت های رایجی که در منازل نگهداری می شود، اتش سوزی اغاز شده است. فریاد های عمومی برای اغاز بررسی کنگره درباره ی این حادثه بلند شد.
دو سال بعد از اتش سوزی 19 اوریل، بمبی در ساختمان Murrah در شهر اوکلاهاما جایی که دفاتر دولتی فراوانی وجود دارد، منفجر شد. رسانه ها و جریان خبری امریکا، بلافاصله انفجار اوکلاهاما را به معترضین و کسانی که دولت را در هولوکاست واکو مقصر می دانستند، نسبت دادند. معترضین و تظاهرات کنندگان به هولوکاست رخ داده در واکو، اعلام کردند که بمب گزاری در ساختمان Murrah توسط دولت امریکا انجام شده است تا بدین وسیله طبق قانون اساسی زمینه برای خاموش کردن و توقف رسیدگی های قانونی در مورد جنایت واکو، فراهم شود.

در نهایت، پس از گذشت بیش از دو سال از جهنم ایجاد شده در تاریخ 19 اوریل 1993 در واکو، کنگره دادرسی های دراز مدت را اغاز کرد. دادرسی ها به منظور پی بردن به حقیقت و بیان ان تحت هر شرایطی، برگزار می شد. قول داده شده بود که دادرسی ها به جدل و ستیزهای موجود پایان دهد.
اولین شرط برای بررسی و تحقیق جدی درباره ی مرگ مشکوک دیویدیان، بررسی گزارش کالبد شکافی اجساد قربانیان حادثه و مدارک فیزیکی موجود در محل رخ دادن حادثه می باشد اما کنگره گزارش های کالبدشکافی و همچنین بیشتر مدارک فیزیکی موجود را مورد بررسی قرار نداد و انهارا نادیده گرفت. در عوض، کنگره اقدام به دادرسی کردن از یک خبرنگار که کتابی راجع به حادثه ی واکو نوشته بود، کرد.
یکی دیگر از شاهدان دادرسی، دختر نوجوانی بود که ادعا کرده بود توسط David Koresh مورد ازار و اذیت جنسی گرفته بوده است. بعد ها مشخص شد که این دختر، هرگز در Mt. Carmel Center زندگی نکرده بوده است و شهادت ارایه شده توسط دختر، بوسیله ی یکی از نزدیکان این دختر اماده و به او داده شده است.

کنگره در بررسی مدارک فیزیکی موجود، بسیار گزینشی عمل می کرد. هنگامی که سوال های اساسی و روشن کننده ی حقیقت پرسیده می شد، کارمندان و سوال شوندگان دولت این حق را داشتند که به هر سوالی که خواستند پاسخ دهند.
بعد از دادرسی های سال 1995، بنظر می رسد که تظاهرات و اعتراضات نسبت به این جنایت، پایان یافته است.
اما پاییز سال 1996، موزه ی الکترونیکی Waco Holocaust در دنیای مجازی راه اندازی شد. در این موزه، گزارش های کالبد شکافی و دلایل و مدارک قانونی فراوانی برای پی بردن به حقیقت ماجرا وجود دارد.

این مدارک حقایق تکان دهنده ای را اشکار می کند: بسیاری از دیویدیان قبل از تاریخ 19 اوریل که تانک ها به ساختمان حمله کردند و انجارا به اتش کشیدند، مرده بودند. بعضی از مادران و بچه ها چندین هفته قبل از حمله ی تانک ها مرده بودند. اجساد بسیاری از دیویدیان بطور انتخاب شده از بین رفته بود تا زمان و دلیل مرگ انها پنهان بماند. حمله ی تانک ها و اتش سوزی، به منظور منحرف و پنهان کردن حقیقت و از بین بردن صحنه ی مرگ و جنایت انجام شده است.
عکس بقایای جسد یک کودک دوساله ی دیویدی که در تاریخ 7 می 1993، تنها 18 روز بعد از مرگ این کودک گرفته شده است. باقی مانده ی جسد او هرگز شناسایی نشد
دیروز، انگار بار دیگر علی(ع) بود كه به خطبه ایستاده بود، اما نه در كوفه و در میان مردمی كه قدر او را نمی شناختند و به روز حادثه تنهایش میگذاشتند، بلكه در تهران، امالقرای كنونی جهان اسلام و در حلقه تودههای بهم فشرده و عظیم ملتی كه در اجرای فرمان ولی خدا سر از پا نمی شناسند،

دیروز، انگار بار دیگر علی(ع) بود كه به خطبه ایستاده بود، اما نه در كوفه و در میان مردمی كه قدر او را نمی شناختند و به روز حادثه تنهایش می گذاشتند، بلكه در تهران، امالقرای كنونی جهان اسلام و در حلقه تودههای بهم فشرده و عظیم ملتی كه در اجرای فرمان ولی خدا سر از پا نمی شناسند، از "باید "ها كه می گفت، ملت با تكبیرهای بلند و برخاسته از ژرفای دل با او همدلی می كردند؛ به این نشان كه ای ولی خدا! "از تو به یك اشاره و از ما به سر دویدن " و نوبت به "نباید "ها كه می رسید، خروش مردم، سقف آسمان را می شكافت كه "ما اهل كوفه نیستیم، علی تنها بماند ". وقتی با مراد غایب - كه خود سایه اوست- به نجوا ایستاد، بغض جمعیت تركید، دعا و اشك به هم آمیخت كه "تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد "... نسیمی وزیدن گرفت، گویی به نوازش آقا آمده بود و ابری به بارش آمد و همراه با جماعت گریست... بغض آسمان هم تركیده بود... كلام آقا، ولی مثل همیشه فصل الخطاب بود و غیر از بخش پایانی آن، همه شیرین و روح نواز...
* 30سال پیش كه امام راحل ما(ره) "دین " و "سیاست " به هم آمیخته در اسلام ناب و جدا شده از دوران بنی امیه و بنی عباس را بار دیگر به هم آمیخت و جمهوری اسلامی ایران را بنا نهاد، نظام سلطه جهانی با همه توان به مقابله با "اسلامیت " نظام برخاست و دنباله های داخلی آن، نق زدن آغاز كردند كه تاكید بر "اسلامیت " باعث كمرنگ شدن "جمهوریت " شده است! بی آن كه حضور گسترده و كم نظیر و همیشگی "جمهور مردم " در تمامی مقاطع 30 ساله را به روی خود آورند!
مقابله با "اسلامیت " كه مخصوصاً طی دوران اصلاحات و از سوی برخی مدعیان نفوذ كرده در این جبهه و با هماهنگی محافل بیگانه در تمامی عرصه های سیاسی و فرهنگی ادامه داشت، نهایتاً راه به جایی نبرد و مردم از 7 سال قبل، "سراب آب نمای " مدعیان اصلاحات را وانهادند و به آموزه های اصیل خط امام(ره) روی آوردند. این رویكرد، كه با چشیدن طعم شیرین اصولگرایی و گفتمان امام و انقلاب همراه بود، روز به روز گستره بیشتری یافت تا آنجا كه در انتخابات بی نظیر و شكوهمند 22 خرداد، حضور 40 میلیونی مردم و شركت 85 درصدی آنان، اردوگاه نظام سلطه جهانی را با ضربه ای سنگین تر از همیشه روبرو كرد. حضور 85 درصدی مردم در انتخابات كمترین تردیدی باقی نگذاشته بود كه نظام جمهوری اسلامی ایران هر دو عنصر "اسلامیت " و "جمهوریت " را در بالاترین درجه ممكن و فراتر از حد انتظار در خود جای داده است، بنابراین جدا كردن "اسلام " از "جمهور " كه همه تلاش 30 ساله دشمن را به خود اختصاص داده بود، نه فقط به جایی نرسیده، بلكه نتیجه ای معكوس به بار آورده بود. مروری- هرچند گذرا- بر اخبار و گزارش هایی كه خبرنگاران خارجی و دیپلمات های غربی مقیم ایران در اولین ساعات پس از آغاز رأی گیری به مراكز متبوع خود مخابره كرده اند و نیز، تحلیل ها و تفسیرهای اولیه مقامات سیاسی و استراتژیست های آمریكایی و اروپایی به وضوح از شوك شدیدی حكایت می كند كه از انتخابات بی نظیر 22خرداد و حضور 85 درصدی مردم در آن دریافت كرده اند.
گفتنی است یكی از نامزدهای ریاست جمهوری كه آشكارا شعار "تغییر " می داد كمترین آراء ممكن، یعنی حدود 8/0درصد از 85درصد كل آرای مردم را به دست آورد- كمتر از 400 هزار رأی- یعنی فقط 8/0 درصد از رأی دهندگان خواستار "تغییر " بوده اند. اكنون با توجه به این كه در جریان رفراندوم برای انتخاب نظام جمهوری اسلامی ایران، 2/98درصد از مردم خواستار نظام جمهوری اسلامی بوده و فقط 8/1 درصد آنان نظام دیگری را می پسندیدند، به آسانی می توان نتیجه گرفت كه مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به سال 58 نه فقط - برخلاف تبلیغات گسترده دشمنان- بیشتر نشده اند بلكه تعداد آنها یك درصد نیز كاهش یافته است، كه این نیز گواه غیرقابل تردید دیگری بر گسترش دامنه باورمندی مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران است.
و اما، دشمن سیلی خورده از حماسه 22خرداد و ناامید از تلاش 30 ساله برای جدا كردن اسلامیت از جمهوریت، اكنون با توجه به آنچه گذشت در پی راه كاری برای مقابله با "جمهوریت " می گشت. توضیح آن كه آمریكایی ها چندماه قبل از انتخابات پیروزی چشمگیر اصولگرایان را پیش بینی كرده بودند و دقیقاً به همین علت و برای زیر سوال بردن نتیجه انتخابات، پیشاپیش شایعه تقلب در انتخابات را ساخته و در شیپور فریب خویش دمیده بودند، ولی مردم سلامت انتخابات را طی 30 سال گذشته بارها آزموده بودند و حضور پرشور آنان خود گویاترین گواه براین باور بود. بنابراین دمیدن در توهم تقلب در انتخابات با توجه به ساختار نظام و گردش كار دقیق و قانونمند انتخابات، نمی توانست راه به جایی ببرد. مخصوصاً آن كه حضور 40 میلیونی و شركت 85درصدی مردم كه برای آنان غیرقابل انتظار بود، راه را بر هرگونه توهم پراكنی بسته بود اما، در این هنگام جماعتی كه به گواهی نظرسنجی ها و ده ها شاهد و قرینه دیگر از ابتدا نیز پیروزی آنان دور از انتظار بود در اقدامی سؤال برانگیز كه ان شاءالله از روی غفلت بوده است! این فرصت- بخوانید بهانه- مورد نیاز دشمن را در اختیارش نهادند و با القای گسترده این توهم كه در انتخابات تقلب شده است! جمعی از هواداران پاك دل و بی غرض را به خیابان ها كشیدند و گروه هایی از اراذل و اوباش اجاره ای را در میان آنها جای داده و به آشوب و غائله آفرینی روی آوردند. همزمان با این اقدام مشكوك مقامات آمریكایی، اروپایی و صهیونیستی با همه توان به حمایت از این جریان و مخصوصا هواداری از آشوبگران برخاستند و در حالی كه رأی 40 میلیونی و شركت 85 درصدی مردم در انتخابات مرز روشن و پررنگی میان "ملت " از یكسو و دشمنان بیرونی كشیده بود. برخی از خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا و تشنه قدرت و مقام با جرزدن در بازی سالم و قانونی رقابت-ان شاءالله بی آن كه بدانند و بخواهند- به یاری دشمن برخاستند و با همراهی و حمایت نظام سلطه بین الملل، كوشیدند این مرز روشن و پررنگ میان ملت و دشمن را به مرزبندی درون ملت تبدیل كنند و عجیب و تأسف آور آن كه برای تأمین منافع حقیر مادی و دنیایی خود كه ارزشی بیش از یك "دستمال " نداشت، حاضر شدند " قیصریه "ای را به آتش بكشند.
بهانه های خواص آلوده- و نه مردمی كه اكثراً بی خبر از اصل ماجرا بودند- به اندازه ای سخیف و مسخره بود كه جرأت در میان گذاشتن آن با مردم را نیز نداشتند. در انتخابات تقلب شده است! خب! در كدام صندوق؟ كدام حوزه؟ مگر نمایندگان شما در تمامی حوزه ها و صندوق ها از آغاز تا پایان شمارش آراء حضور نداشتند؟! مگر در تبلیغات تلویزیونی و پیش چشم دهها میلیون نفر از مردم ادعا نمی كردید "بنده اگر با مشكلی روبرو شوم به قانون مراجعه می كنم، برخلاف فلانی كه در فلان جا و بهمان جا قانون را نادیده گرفته است "؟!، پاسخ به همه این پرسش های منطقی، فقط هو و جنجال هماهنگ داخلی و خارجی بود و تكرار این خواسته غیرقانونی و دشمن پسند كه انتخابات باید باطل شود!! چرا؟! چون به نفع ما نبوده است!! حق مردم چه می شود؟!... به ما مربوط نیست؟! قانون مداری چه؟! و...
آخرین بهانه بعد از ناكارآمدی بهانه های دم دستی این بود كه احمدی نژاد رجل سیاسی نیست و نباید صلاحیت او تائید می شد!!... بخوانید اصلاً چرا كاندیدا شد! مسخره نیست؟! معلوم است كه هست. و احتمالاً برخاسته از نوعی عصبانیت و نه، خدای نخواسته لجاجت با ملت.
دیروز رهبرمعظم انقلاب ضمن تاكید بر این واقعیت كه تمام 40 میلیون رأی دهنده صاحب نظام هستند و رقابت سلیقه های سیاسی، از یكسو طبیعی و از سوی دیگر بعد از پایان انتخابات، بایستی به رفاقت تبدیل شود، آب پاكی را روی دست های ناپاك آمریكا و اسرائیل ریختند! و با صلابتی مثال زدنی از ایستادگی در برابر خواسته های غیرقانونی خبر داده و جناح های سیاسی را به برادری و دوستی دعوت فرمودند.
سخنان دیروز آقا هم "فصل الخطاب " است و هم "اتمام حجت " و انتظار آن است كه همگان رأفت رهبری در اوج صلابت و نصیحت ایشان در قله اقتدار و قدرت را پاس بدارند و هر دو سوی ماجرا قدر "نعمت ولایت " كه موهبتی الهی است را بدانند. دشمنان بیرونی و غفلت زدگان داخلی و برخی از آلودگان بدسابقه نیز باید پنبه ابطال انتخابات را كه اهانت به مردم، خیانت به اسلام، دشمنی با جمهوریت و نظام و همراهی با دشمنان است از گوش خویش خارج كنند ، آرامش مردم شریف و شیرینی حضور حماسی و 40 میلیونی آنان را برای رسیدن به جیفه حقیر مادی و گروهی خود بر هم نزنند كه ادامه ماجرا به نفع آنها نیست. زیرا در عصر كنونی كه عصر خمینی(ره) است، دیگر علی(ع) تنها نیست و به جای درد دل با چاه بی زبان و ساكت نخلستان های كوفه با مردان و زنان پاكباخته و پا به ركاب ولایت سخن می گوید و همه جا از او به یك اشاره است و از عاشقان سینه سرخ به سردویدن.
به گزارش رهوا : سعید عسگر در بیانه ای شایعه اعلام حمایت یا حضور خود در ستاد میر حسین موسوی را تکذیب کرد .
متن بیانیه عسگر بشرح زیر است:
بسمه تعالی
به عرض امت شهید پرور ایران اسلامی می رساند .طی روزهای اخیر شاهد بودیم که بعضی از سایتها و روزنامه های طرفداران کاندیداها با موجی از تهمت ها نسبت به افراد مختلف صفحات روزنامه ها و جراید را به خود اختصاص داده است که اینجانب (( سعید عسگر ))نیز از آن مستثنی نبوده ام
این روزها مطالب بر روی سایتها و روزنامه ها تحت عنوان (( ضارب، مضروب و بازجو همه در جبهه حامیان موسوی)).فعالیت سعید عسگر در ستاد میر حسین موسوی شهرری و....مشاهده گردیده است که بنده آن را صریحا در روزنامه جوان و ایران تکذیب کرده ام .و در سایتی نوشته شده است که بنده سعید عسگر :((سعید عسگر ضارب سعید حجاریان در جریان آشوبهای خیابانی به نفع میر حسین موسوی وارد میدان شده بود)) که این هم یک دروغ و تهمتی بیش نیست
بر خود لازم می دانم به اطلاع امت شهید پرور برسانم طی رقابت های انتخاباتی دوره قبل (در دور دوم) عده ای از طرفداران نامزدی که در انتخابات قبل با شکست مواجه شد!!با پیشنهاد مبالغ میلیونی سعی بر جلب و اعلام حمایت اینجانب از خود را داشت که با پاسخ منفی بنده مواجه گشتند و توطئه ی آن ها در نطفه خفه شد .
اما در این دوره کسانی که (تا دیروز!))از حامیان آقای هاشمی بوده و حتی از نامزد جناح دوم خرداد !در انتخابات خبرگان رهبری در شهرری حمایت میکنند .سعی بر تخریب اینجانب داشته که با فضل الهی و هوشیاری امت حزب الله این توطئه نیز خنثی خواهد شد.
اینجانب حمایت خودرا ازهیچکدام از نامزدهایی انتخابات ریاست جمهوری اعلام نکرده ام .اما واضح و مبرهن است که از نامزدیهایی که بر خلاف فرمایشات امام راحل و مقام معظم رهبری (حفظه الله)و مسیر پر شور ملت شریف و ولایت مدار در امتداد عزت و سر بلندی ایران اسلامی حرکت میکنند .طرفداری نخواهم کرد .
والسلام علی من اتبع الهدی
با یاری خدای توانا
سعیدعسگر
راستش این وبلاگ چند روز پیش هک شده بود ولی خوب بازم الان دست خودمان هست
البته اون وقت هم دست خودمان بود چون هکر دوستمان بود
اما این شما و این ........

در این روزها مردم ما خوشحال و شاد از حضور خودشان در انتخابات ریاست جمهوری شادمان بودند اما عالیجناب قدرت طالب و زور گو تعدید کرد که اگر فلانی که بنده ماست رای آورد که هیچ کشور را آمریکای میکنیم و خون شهیدان را نادیده میگریم و با هم همچون گذشته با مشت محکم بر سر مردم مینزیم ولی اگر نشود کاری میکنم که آشوب بشود .اغتشاش بشود این لذت انتخابات را تلخ میکنم
در این روزها شاهد حمله آشوب گران و اغتشاشگرانی هستیم که تا دیروز در لباس زهد و تقوا به دنبال این بودند که در دانشگاه میان زن و مرد دیوار بکشند و امروز زنان و مردان باهوش این مملکت را به بی حیای فرا میخوانند.همین روزها به مردم مظلوم هم رحم نمیکنند برای رسیدن به صندلی ریاست .
بایدبا صداقت بگویم که شکستی که جبهه اصلاحان غربی از این نظام اسلامی خورد بر هیچ کس پوشیده نیست و همین افراد که امروز دم از آزادی میزنند دین فروشانی هستند که جام زهر را به دست پیر مراد امام خمینی راحل دادند و در سر خود جام دیگری را آماده کردند که امت حزب الله و یاوران صدیق به بیت با امام دست آنها را قلم میکند برای نوشته این خیانت ها در تاریخ و باید افسوس خورد که همین افراد با رخنه به بیت بعضی آقایان ساده لوح به مقصود رسیدندو چه بد مقصودی .و زمان آن فرا رسیده است که نام آنها به عریانی در میان مردم شنیده شود که عالی جناب .... مسئول ترور ریئس جمهور و نخست وزیر بوده است باید مردم ما بدانند که چه کسانی در لباس دین و فرهنگ و بیان آزادی اسلامی پول نقتی ملت را خورند و با همان پول روزی 100هزار تومان پول خرید هندونه برای اسبهای آقایان شده است باید مردم ما بدانند که در دروه اصلاحات در لباس بنیاد خیریه پول دولت را همین مدیر کل های دولت اصلاحات نزول میدادند و سود آن را برداشت میگردند و بول بیت المال را باز هم نزول میدادند و در آخر هیچ که هیچ .
آری مردم و دانشجوایان آگاه باید بدانند که چه فردی ریاست دانشگاه هست و پول دانشجو ها کجا خرج میشود باید بدانند که آزانس هواپیمای که در تهران بود دخترکان را صادر میکرد به کشورهای عربی و غربی اما طرفداران میر حسینی که زیر پرچمش گریه میکنند باید بدانند میر همان فردی بود که دل امام را خون کرد و همان فردی بود که لباس آستین کوتاه را حرام میدانست و کشت ارشاد در زمان همین فرد بود و حالا دم از آزادی میزند؟
مردم ما باید بدانند که خاندان هاشمی جای خاندان پهلوی را گرفتند باید مردم ایران بدانند که همین افراد کمیته ایکس پروندهای امنیتی و هسته ای ایران را در کشورهای غربی برای اقامت و پول فروختند .باید مردم شریف ما بدانند که افرادی که تا دیروز دم از سرباز ولایت میزنند حالا مقابل ولایت شمشیر به دست گرفتند باید مردم آگاه ما بدانند که چندین میلیارد دلار برای انحراف حوزه ها و دانشگاه و نسل سوم از طرف مشاوران و معاونان اصلاحات دریافت شد از کشورهای غربی برای زخم زدن به جمهوری اسلامی
آری زمان آن رسیده که مردم هوشیار ما بدانند که سایتهای مجازی عالی جنابان با دریافت پولهای کلان از آقایان قرار بود انتخابات را زیر سوال ببرند و همین الان هم به دروغ پراکنی مشغول هستند .مردم ما باید بدانند که در میدان ونک در میان سخنرانی دختر یک عالی جناب تراور 100هزار تومانی پخش میشود برای آشوب و اغتشاش و فریاد زدن این دخترک که اغشتاش کنید پدرم عالی جنابان خون آشام پشت و پناه شماست
آری باید به این نکته توجه کرد که این هزینه گلان از کجا میآید باید نگرش کرد که چگونه میشود یک مقام اصلاحات از طرف یک عالی جناب به کشور عربستان رفته و با گفتگمان پول انتخاباتی کلانی دریافت کند و قول میدهد احمدی نزاد دوره بعد رئیس جمهور نیست و یا از کشور دبی مخفیانه به مصر برود و با یک هئیت آمریکای مذاکره کند که شما باید ما را حمایت کنید هم مالی هم رسانه ای تا پایه ها را بزنیم ((آیا مصر همینک با ما در ارتباط هست ایا همین مصر راه کمکهای مردمی را بر ما مسدود نکرد ))اما روی سخنم را بر میگردانم به سوی چهره ای که دوستندارم موسوی اری میر حسین موسوی .آقای موسوی شما آگاه هستید که افراد کمیته ایکس شما همان افرادی بودند که با فحاشی به نبی مکرم اسلام و خاندان پیامبر و بافروش مدارک امیتنی و هسته ای چه خونها بر دل ملت ایران نگرداندکه هنوز هم تاوان آن را امت ایرانی دارند پرداخت میکنند .؟
بعصی را نام میبرم تا بیشتر تفکر کنید ((سعید حجاریان . بهزاد نبودی.مصطفی تاج زاده. عبدالله رمضان زاده.میردامادی.امین زاده .رضا خاتمی .ابطحی .آغاجري.عبدي.جواد امام..))و خیلی از افرادی که چراغ خاموش در این کمیته فعالیت میکردند آقای موسوی شما راراهنمای میکنم به روزنامه های آن سالهای اصلاحات بروید وروزنامه های آن دوران را بخوانید ببینید چه افرادی دور شما جم شدند و میگویند میر برفت میر برفت میر برفت آقای میر حسین جالب اینجاست خود شما هم داد و دست میزنید که میر برفت میر برفت میر برفت .
آقای موسوی شما شاید با شیادی بتوانید به بعضی افراد ساده لوح بگوید که رای شما را خوردند اما من و ما میدانیم که جنگ روانی قبل انتخابات شما دقیق بوده است وبا شایعه پراکنی و دروغ پردازی ((من پیروز.من مردمی .من ساده زیست من منتقد. من راستگو .پیرو همان برنامه ها الان میخواهید جلو بروید و بگوید رای رای من بوده است باز هم به شما کمک میکنم :شما در نظر سنجی ها ی که تمام نهاد ها و سایتهاخودی و غیر خودی انجام دادند مقامی به دست نیاوردید که حالا بیان آن دارید که ملت شریف به تو رای دادند
آقای موسوی هرچه به گفته علمای مذهبی فکر میکنم بیشتر برایم روشن میشود که شما چه ها با دل پدر پیرمان امام روح الله نگردید و خدا را شکر میکنم که چهره شما برای همه عریان شد و خورد و کلان ملت فهمیدند که موسوی نخست وزیر یک منتقد زور گو وخیانت کاری بیش نبوده است .و دلم برایت میسوزد که به جای رسیده ای که رضای پهلوی و مسعود رجوی و ابولحسن بنی صدر خائن و گروه های ترد شده انقلاب از تو حمایت میکنندو هرچه به آینده نگاه میکنم پرونده شما سنگین تر از قبل میشود و بیشتر چهره شما عریان میشود .
آقای موسوی میخواهم شما را قیچی کنم
موسوی معنی تاوان چیست : در دولت اصلاحات تاوانی دادیم که بسیار سنگین بود عجله نفرماید میگویم چه بود و چه کردند و تاوان اصلاحات یا بهتر بگویم دولت خاتمی تاوانی بود به نام ((سعید اسلامی)) معروف به شهید سعید امامی فعالیت و خدمات امامی بر هیچ کس پوشیده نیست و نخواهد بود او در چندین موقیعیت حساس ابروداری کرد و گشته نشد جز به خاطر کینه و دشمنی دوستان اصلاحاتی شما فرزند خدمت گزار کشور را گشتند و گفتند خودش خود کشی کرد.و پرونده قتلهای زنجیره ای را بر گردن او انداختند که در این حیات نبود . چرا کشته شد چون در جریان کوی دانشگاه و باقی خیانت های اصلاحات که به مو رسیده بود زنجیلی ساخت و بر صورت روباه صفتان زد اری موسوی تاوان این است . اما در زمان چهار ساله دکتر احمدی نزاد تاوان نداشتیم ؟
اما خدا لطف کرد که تو رئیس جمهور نشدی وگرنه خون آشام های را بر مسند مینشاندی که تاوانش بسیار بسیار سنگین بود .شما هنوز به جای نرسیدید این است
میگوید نه به اطراف خود کمی نگاه کنید .افرادی را که شهید سعید امامی ترد کرد از وزارت خانه امنیت همه دور شما جم شدند
آقای موسوی و عالی جنابان خون آشام روک و بدونه پرده میگویم : ملت ایران خانواده معظم شهدا . ایثارگران .فرزندان ایران زمین از دزدی .و دروغ گوی و زور گوی و خیانت و خود فروشی شما به کشورهای غربی خسته شدند بفرماید سالمندان برای استراحت
بسم الله الحی الکریم
چکیده : در مقاله حاضر تلاش شده است تا در زمینه مبانی قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و نظر نورانی امام خمینی رضوان الله و فرمودهای مقام معظم رهبری .حفظه الله در باب انتخاب رئیس جمهور اصلح بپردازیم

سلام خدمت دوستان گرامی و عزیز راستش از دیروز تا حالا ۱۰۲تا اس ام اس دریافت کردم که پیام تبریک بود درباره ترور موفق سلمان رشدی لعنت الله علیه ولی بنده با برسی که از دیشب و ساعت ۳شب تا حال که ساعت ۲:۳۰دقیقه ظهر است انجام دهم و از منابع خبری و ...جویای این ماجرا شدم اطلاع بیدا کردم که این خبر شایعه است و افسوس خوردم چون دوست داشتم اولین عیدی این سال همین خبر برایم بود که سلمان رشدی به زباله دان تاریخ رفت .دوستان گرامی میتوانند برای خواندن کل خبر روی همین نوشته >> اخبار کامل و موثق درباره شایعه ترور سلمان رشدی!در همین دو روز را در اینجا بخوانید <<اما جریان کامل درباره
حکم ارتداد سلمان رشدی پابرجاست
حضرت امام خمينى(مدظله) فرمودند: اين موضوع صد درصد تكذيب مىگردد. سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامى همّ خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند

چهارم مهر ماه 1367 برابر با 26 سپتامبر 1988:
انتشارات «وايكينگ» در لندن كه جزو گروه انتشاراتى «پنگوئن»» مىباشد، اقدام به انتشار كتابى نمود كه نام «Satanic verses» بر روى جلد آن خودنمايى مىكرد. معادل فارسى نام اين كتاب «آيات شيطانى» بود.
چهل روز بعد ابتدا كشور هند و سپس پاكستان فروش اين كتاب را ممنوع اعلام كردند.
متعاقبا چندين كشور اسلامى ديگر نيز اقدام به تحريم فروش اين كتاب نمودند. روز 24 دى ماه 1367 مسلمانان شهر «برادفورد» انگلستان طى تظاهراتى، اقدام به سوزاندن نسخههاى كتاب «آيات شيطانى» نمودند.
روز 23 بهمن ماه برابر با 12 فوريه 1989، مسلمانان پاكستان در شهر اسلام آباد به تظاهرات پرداخته و ضمن دادن شعارهايى عليه آمريكا و انگليس و نويسنده كتاب «آيات شيطانى»، به طرف مركز فرهنگى آمريكا حركت كردند .اين تظاهرات به برخورد افراد مسلح از درون مركز فرهنگى آمريكا با تظاهر كنندگان انجاميد و باعث شهادت 6 نفر و مجروح شدن بيش از يكصد نفر گرديد.
فرداى همين روز در تظاهرات مسلمانان هند عليه نويسنده و ناشران كتاب مذكور به شهادت يك نفر از سوى نيروهاى مسلح هند منجر شد.

برای باقی پزوهش به ادامه رجوع کنید
سلام داشتم تو مقالات نگاه میکردم رسیدم به مرجعی که لیاقت محب اسلامی نداشت و چه ها که نکرد وخیانت،اعمال این فرد بر زد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران .اما اون بعد از سالها که خود را در لباس گرامی رسول گرامی اسلام ۰ص۰ پنهان کرد بود با هوشیاری مالک اشتر ولایت حضرت آیت الله ری شهری حفظه الله به دیده امت اسلامی گذاشته شد البته بنده گوشه ای از این گفته ها رادرج میکنم به کتاب خاطرات حضرت ایت الله ری شهری مراجعه کنید

تا مرجعیت
در ادامه میخوانید
آیت الله شریعتمداری قبل از انقلاب اسلامی:
انتقاد به عملكرد امام خمینی
آیت الله شریعتمداری پس از انقلاب اسلامی
کودتای مذهبی آیت الله شریعتمداری در جریان کودتای نوژه
سلام خدمت دوستان گرامی
اما و چگونه شد که اینگونه شد هشتم شهریور ۱۳۶۰
ترور در ساختمان نخست وزیری عقربه ساعت روی یك ربع به سه بعدازظهر بازی خود را شروع کرده است تا چند دقیقه دیگر ........
به پاس همه این جان فشانی ها هفته مقدس دولت مبارک باد
هشتم شهریور ۱۳۶۰، خیابان پاستور،

ساعت روی دیوار یك ربع به سه بعدازظهر را نشان می دهد. شورای امنیت كشور امروز جلسه دارد. این بالاترین مرجع تصمیم گیری درباره مسائل امنیتی و سیاسی كشور است. آن هم كشوری كه یك سال و نیم از انقلاب مردمی اش می گذرد و هنوز نظام جدید استقرار كامل نیافته و با مشكلات زیادی دست و پنجه نرم می كند. بخشی از سرزمینش در اشغال ارتش بیگانه است و در یك جنگ نابرابر گرفتار شده است.
اولین رئیس جمهورش به همراه مسعود رجوی سردسته مخالفین حكومت از كشور فرار كرده است. گروه رجوی از آن زمان وارد فاز نظامی علیه نظام شده و به ترور و انفجار روی آورده اند. هر روز حادثه ای در كشور پیش می آید. دو ماه پیش در یك انفجار سهمگین در دفتر حزب جمهوری چندین نفر از مسئولین درجه یك و مدیران برجسته نظام از دست رفته اند. عملا نظام نوپا درگیر جنگی داخلی شده است. درحالی كه یك سال است خاك كشورش مورد تجاوز ارتش تجاوزكار صدام قرارگرفته و بخش وسیعی از مرز كشور از قصر شیرین تا آبادان در اشغال آنها است.
جمعیت چند استان مرزی آواره شهرهای دیگر شده اند. از هر كوی و برزنی در شهرهای ایران جوانانی به سمت جبهه ها می روند تا از وطنشان دفاع كنند. هر روز هم تعدادی از این نیروها به خاك و خون می غلتند. شورای امنیت در این شرایط ناامن و بحرانی تشكیل جلسه داده تا درباره مهمترین مسائل كشور تصمیم بگیرد.اعضای شورا یك به یك وارد سالن می شوند. قرار بود از امروز جلسه رسما زیر نظر دكتر محمدجواد باهنر نخست وزیر اداره شود. اما باهنر این كار را به عهده رجایی گذاشت.
رجایی قسمت بالای میز و باهنر در كنار او سمت چپش نشسته، مسعود كشمیری دبیر جلسه سمت راست مقابل باهنر، تیمسار وحید دستجردی كنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری كل نشسته، در كنار وی به ترتیب تیمسار كتیبه، سرورالدینی معاون وزیر كشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، كلاهدوز قائم مقام سپاه یك طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترك، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی، و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترك نشسته بودند.
مسعود كشمیری دبیر و منشی جلسه است. تمامی صورتجلسه ها را او می نویسد. اعضای جلسه را هم او دعوت و هماهنگ می كند و سایر كارهای دفتری شورا به عهده اوست. این جلسه هم آمده، ضبط صوت بزرگش را هم آورده است كه مذاكرات را ضبط كند. آن را جلو رجایی و باهنر می گذارد. كسی به فكرش نرسید كه چرا او از ضبط به این بزرگی استفاده می كند. كشمیری مورد اعتماد همه بود. سیری كه طی كرده بود تا به این مقام رسیده بود جای شك و شبهه ای باقی نمی گذاشت. به خصوص كه قیافه حق به جانبی داشت. از ریش محرابی و صورت سرخ و سفیدش روحانیت و نورانیت می بارید.
تسبیح اش هم همیشه همراهش بود و برای خیلی كارها استخاره می كرد. همه او را به تشرع می شناختند. در جلسات دعای كمیل او یكی از دعاخوان ها بود و گاه پیش نماز هم می ایستاد. كسی حدس نمی زد كه او از اعضای گروه رجوی و نفوذی در عالی ترین مركز تصمیم گیری یعنی شورای امنیت كشور باشد. به خصوص كه او مواضع تندی علیه آنها داشت و گویا پیشنهادهایی مثل بمباران ایستگاه رادیویی مجاهد داده بود كه اعتماد اطرافیان به او دوچندان شده بود. او یكی دو ماه پس از پیروزی انقلاب كه اوضاع سازمانی نیافته و همه جا به هم ریخته بود، از طرف دفتر نخست وزیری به ارتش معرفی شد تا حفاظت از اسناد و مدارك نیروی هوایی را بر عهده گیرد.
به این ترتیب اسناد طبقه بندی شده نیروی هوایی در اختیار او قرار گرفت. تا همین اواخر در آنجا مشغول بود و بعد از مدتی آنجا را رها كرد و به شورای امنیت منتقل شد. او چنان اعتماد همه را جلب كرده بود كه موقع تردد در نخست وزیری بازرسی بدنی نمی شد و هرچه می خواست می برد و می آورد. آن روز هم كسی متوجه نشد كه كشمیری چگونه آن بمب ساعتی قوی را وارد ساختمان نخست وزیری كرد.
دقایقی از شروع جلسه گذشت. دستجردی گزارش وقایع مهم هفته گذشته را می داد. از جمله كشته شدن سرگرد همتی در اثر تیراندازی یكی از محافظانش كه بحث بود كه این تیراندازی عمدی یا سهوی بوده است. كنار سالن فلاسك چایی گذاشته بودند و هر كس چای می خواست خودش می رفت و چای می ریخت. تردد اعضای جلسه امری عادی بود و درمیان این بحث ها كسی نفهمید كه كشمیری از جلسه بیرون رفته است.
ناگهان صدایی مهیب همراه با شعله های آتش و دود غلیظ قهوه ای همه چیز را به هم ریخت. معلوم نبود چه اتفاقی افتاده است، هر كس دست و پایی سالم داشت به طرف در ورودی می دوید. كارمندان داخل ساختمان سراسیمه این سو و آن سو می دویدند. همه یاد فاجعه هفتم تیرماه گذشته در دفتر حزب جمهوری افتادند و صحنه های دلخراش آنجا جلو چشمشان می آمد. لحظاتی بعد كه دودها فروكش كرد معلوم شد كه چه اتفاقی افتاده است. كسانی مجروح و تكه پاره شده بودند.
رجایی و باهنر كه بیش از همه در معرض بمب قرار داشتند بیشترین آسیب را دیده بودند و اجسادشان اصلا قابل شناسایی نبود. هر كس به فراخور دوری و نزدیكی به آنان دچار سوختگی و جراحت شده بود. اما از بدن كشمیری اثری نبود. حدس زده شد كه او در آتش سوخته و پودر شده است. فردا صبح كه شهیدان حادثه تشییع می شدند او هم جزء شهدای این بمب گذاری محسوب شد و روزنامه كیهان این خبر را اعلام كرد. اما با كمال ناباوری روزهای بعد معلوم شد كه او همان ساعت به فرودگاه رفته و از كشور خارج شده است.
با انفجار نخست وزیری جامعه جنگ زده، در ماتمی جدید فرو رفت، عالی ترین مدیران كشور از دست رفته بودند. تهران تعطیل شد. مردم به خیابان ها ریخته و به عزاداری پرداختند. آنها با شعارهایشان انتقام گیری و مبارزه با تروریسم را از مسئولین تقاضا می كردند. گفته شد بیش از یك میلیون نفر رجایی و باهنر را تشییع كردند.كسی یا گروهی این حادثه را به عهده نگرفت ولی با فرار كشمیری و نشانه های دیگر، همه این فاجعه را كار دار و دسته رجوی دانستند.
رجایی از محروم ترین اقشار جامعه برخاسته بود. سال های نوجوانی كه با مادرش از قزوین به تهران آمد از راه بساط دستفروشی روزگار می گذراند كه همواره در معرض آسیب ماموران شهرداری قرار داشت. از این همین رو بدون اینكه تظاهر كند به فكر محرومان بود و شرایط آنها را درك می كرد. طرح شهید رجایی برای تامین افراد سالخورده روستایی از جمله اقدامات وی بود كه ادامه یافت. او از نوادر كسانی بود كه زندگی و خلقیاتش پس از رسیدن به مقامات عالیه تغییری نكرد و همچنان بر ساده زیستن و ارزش های انسانی تاكید كرده و واقعا بدان ها پایبند ماند
یادشان زیبا و روحشان شاد
منابع:
۱ _خاطرات سرهنگ كتیبه، به كوشش سرابندی، مركز اسناد انقلاب اسلامی.
۲ _ راعی گلوجه، زندگینامه سیاسی شهید رجایی، مركز اسناد انقلاب اسلامی

مالک اشتر انقلاب
حضرت آیت الله حاج شیخ محمد ري شهري(حفظه التعالی)

با عرض سلام وادب خدمت تمام دوستان گرامی آنچه ميخوانيد، مقالهاي است درباره انقلاب اسلامي ايران به قلم امام موسي صدر كه در تاريخ 23/8/1978 مطابق با اول شهريور 1357 در روزنامه «لوموند» پاريس چاپ شده است.
امام موسي صدر، يك هفته پس از چاپ اين مقاله و در سفري رسمي به ليبي، ناپديد شد

بسمالله الرحمن الرحيم
نهضت مردم ايران با تمامي حركتهاي مشابه خود در جهان تفاوت دارد، زيرا چشمانداز جديدي فرا روي تمدن بشري قرار داده است؛ بنابراين، شايسته است كه همه علاقهمندان قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آن را با دقت دنبال كنند.
نهضت مردم ايران به رغم گستردگي كه دارد و به رغم اتهاماتي كه رژيم بر آن وارد ميكند، از گرايشها، ريشهها، اهداف و اخلاقيات اصيل و والايي برخوردار است.
نيروهاي راست از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه نفت و بسياري موضوعات مهم ديگر در آن موضوعيت دارد. نيروهاي چپ بينالمللي نيز از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه ايران و اتحاد شوروي بيش از هزار كيلومتر مرز مشترك دارند. حزب كمونيست ايران، حضور چنداني در نهضت ندارد، هر چند كه از قديميترين احزاب اين منطقه به شمار ميرود؛ بنابراين، هيچ يك از نيروهاي چپ و راست، به اين اعتبار كه نماينده يكي از دو قطب جهان هستند، كمترين تأثيري بر اين نهضت ندارند.
ملت ايران اين مسائل را به خوبي ميداند. او ميداند اين رژيم كه نهضت را به واپسگرايي متهم ميكند، خود با سركوب آزادي و در پيش گرفتن روشهاي بدويِ حكمراني همه سازمانهاي ارتجاعي را رو سفيد كرده است. ملت ايران ميداند كه اين رژيم، براي جلب رضايت قدرتهاي بزرگ، در قرباني كردن منافع مردم و پيشكشي ثروتهاي آنها، هرگز ترديدي به خود راه نداده است. ملت ايران وقتي چنين رفتاري را با اصالت انقلابيون قياس ميكند، بر ايثار و فداكاري در راه آرمان آنان راسختر ميشود. اين ملت به رغم اينكه سلاحي در دست ندارد، با خون خود، قهرمانانه مبارزه ميكند و قدرتي شكستناپذير ايجاد ميكند.

انقلابيون ايران به هيچ طبقه خاص اجتماعي منحصر نيستند، بلكه از همه ايران برخاستهاند: دانشجويان، كارگران، تحصيلكردگان، روحانيان و... همه و همه در اين انقلاب حضور دارند. ملت ايران با همه نسلهاي گوناگون خود در اين نهضت شركت جسته است؛ بازار، مدارس، مساجد، شهرها و حتي كوچكترين روستاها در اين نهضت مشاركت دارند.
همين حقايق است كه رژيم را بر آن داشته تا چپ و راست، شرق و غرب، سازمانهاي عربي و حتي فلسطينيها را متهم كند و به اين ترتيب، به گستردگي و عمق مردمي اين نهضت اذعان كند.
حركت مخالفان رژيم شاه، امروز سيستم اطلاعرساني خاص خود را يافته است. گفتهها و سخنان رهبران آن از طريق كساني به ما ميرسد كه خود مخاطب اين سخنانند و اين سخنان در قلبهاي همه ملت ايران جاي گرفته است.
حق آن است كه بگويم: خاستگاه اين حركت و ايمان و آرمان آن همان اهداف بيكران انساني، اخلاقي و انقلابي است؛ موجي كه امروز ايران را درمينوردد، بيش از هر چيز نداي پيامبران را در اذهان انسانها تداعي ميكند.
اهداف انقلاب در مصاحبه مورخ ششم مي 1978 رهبر آن، امام خميني، با روزنامه لوموند، به روشني تصريح شده است. او با تأكيد بر اصالت اين حركت به ابعاد ملي، فرهنگي و رهايي بخش آن اشاره ميكند.
حوادث جاري ايران و رخدادهاي فاجعهآميز آن چند نكته اساسي را فراروي جهان امروز قرار داده است:
1ـ كساني كه به مسائل انساني و تمدن بشري اهميت ميدهند، شايسته است اين آزمون انساني را كه اكنون در ايران جريان دارد، به دقت بررسي و در برابر تلاشهاي مخالف و مغرضانه از آن حمايت كنند.
2ـ رژيم شاه پس از 37 سال حكومت و به رغم برخورداري از بيشترين امكانات، در همه امور، حتي در اين حد كه خود را از خشم ملت در امام نگه دارد، ناكام مانده است. اين همه در حالي است كه بزرگترين انبار تسليحاتي جهان سوم در اختيار همين رژيم قرار دارد.
۳ـ ارزشهاي اخلاقي انسان متمدن، امروز در ايران تهديد ميشود. تا زماني كه رژيم ايران تحت عناوين «پيشرفت» و «دمكراسي» به اَعمال سركوبگرانه، خونريزي و سلب آزادي ادامه ميدهد، هر قدر هم كه در جهان مورد حمايت قرار گيرد، نميتوان از اين ارزشها پاسداري كرد.
4ـ رژيمي كه امروز با امواج نارضايتي مردم و خيل ناآراميهاي داخلي روبهروست، ديروز از تضمين امنيت خليجفارس، اقيانوس هند و حتي سومالي سخن ميگفت. اين امر بيانگر آن است كه هيچ چيز بيش از حركتهاي مردمي اين چنين آن را پريشان نميسازد. از جمله اين حركتها «حركةالمحرومين» لبنان است كه خبرهاي آن در ميان مردم ايران انعكاس فراوان يافته است.
قتلعامهايي كه هماكنون در ايران جريان دارد و رژيم تلاش دارد بر آنها سرپوش گذارد، هشداري به انسان معاصر، به وجدان و به احساس مسئوليتِ اوست. شايسته است كه انسانها تصوير واقعي اين كشتارها و سركوبگريها را به جهانيان عرضه بدارند و ضمن چنين خدمتي، بيزاري خود از اين اعمال را نمايان سازند.
منبع: كتاب اديان در خدمت انسان، صص 130 ـ 127
فتح الفتوح در سکوت
گفت گوی بسیار خواندنی
سردار رشید اسلام ،دکتر حسین علایی

ضرورت اجرای عملیات والفجر8 در آن زمان چه بود؟
دکتر حسین علایی: در سال 1364 ما در شرایطی قرار داشتیم که برای ادامه جنگ باید اقدام مهمی را جهت کمک برای رفتن ایران به سمت خاتمه جنگ انجام می دادیم و مسئولین تصور می کردند که با انجام عملیاتهای نظامی مؤثر علیه رژیم صدام می توان شرایطی را فراهم کرد که ارتش بعثی عراق در حدی تحت فشار قرار گیرد و با تصرف منطقه ای از عراق صدام را وادار کنند در برابر خواسته های ایران تسلیم شود و ما بتوانیم جنگ را در شرایط برتر به پایان ببریم. هرچند تا آن مرحله ما سرزمین ایران را از دست دشمن آزاد کرده بودیم اما برای ختم جنگ هیچ چارچوبی تعیین نشده بود، یعنی نه صدام اعلام کرده بود که قرارداد 1975 را - که در آغاز جنگ پاره کرده بود- قبول دارد و نه مذاکره ای صورت گرفته بود تا به چارچوبی برای خاتمه جنگ برسند و نه سازمانهای بین المللی مثل شورای امنیت و یا دیگر کشورها پیشنهادی را ارائه کرده بودند تا چارچوبی باشد برای اینکه ایران حداقلهایی از خواسته هایش را تأمین یافته ببیند و بتواند جنگ را خاتمه دهد . مهمترین خواسته این بود که «چه کسی جنگ را آغاز کرد؟» الان برای همه روشن است که عراق جنگ را آغاز کرد چون سازمان ملل به طور رسمی اعلام کرد، اما در آن زمان برای اینکه بر ایران فشار آورند هیچکس نمی گفت که جنگ را صدام آغاز کرده حتی در درون ایران هم به گونه ای شرایط را فراهم کرده بودند که این ابهام ایجاد شود که نکند اقدامات ایران باعث جنگ شده است. نکته بعدی این بود که کسی که جنگ را آغاز کرده مسئولیت حقوقی در قبال خسارات دارد و سوم اینکه شرایطی فراهم شود که ایران مطمئن شود که دیگر جنگی از سوی رژیم بعثی عراق آغاز نخواهد شد.
آیا از طریق مذاکرات سیاسی نمی شد به چارچوبی برای پایان جنگ دست پیدا کرد؟
- این کار از راه سیاسی امکانپذیر نبود و یا حداقل ما اطلاعی نداریم که از راه سیاسی چه اقدامی شده است. آنچه که ما مطلع هستیم این است که مسئولین سیاسی احساس می کردند که اگر در موضع توانایی نظامی و برتری نظامی نسبت به رژیم بعثی عراق قرار نداشته باشند امکان توافق سیاسی هم وجود ندارد. راه حل پایان جنگ هم اینطور بود که یا رژیم صدام سقوط کند یا صدام خواسته های ایران را بپذیرد و یا مذاکره و مصالحه ای صورت گیرد و یا یک گروه واسطه ای بتوانند طرفین را به تفاهم برسانند که هیچکدام از این اتفاقات در آن زمان رخ نداد. از سوی دیگر، رژیم عراق که در جبهه های جنگ شکست خورده بود جنگ را به دریا و تا حدی به شهرها کشانده بود. بنابراین برای اینکه ایران بتواند فشارهای نظامی رژیم بعثی را در دریا و خارج از جبهه های جنگ زمینی پاسخ دهد و هم اینکه اقدام مؤثری برای کمک به پایان جنگ بکند تنها باید عملیات می کرد.
اهمیت منطقه فاو و اهداف این عملیات چه بود؟
- در مقدمه باید بگویم که ارتش عراق می دانست که ما می خواهیم عملیات کنیم و همه جای جبهه ها را بر روی ما برای عملیات بسته بود یعنی پدافند محکمی با عملیات مهندسی، حصارهای دفاعی متعددی از موانع طبیعی، میدانهای مین، کانال، سیم خاردار و ... ایجاد کرده بود و چون ایران قدرت زرهی، مکانیزه و هوایی نداشت و عمده توانش روی نیروهای پیاده رزمنده داوطلب بسیجی بود که حاضر بودند همه کاری بکنند تمام توان این قوا صرف شکستن خط می شد، پس ما باید دنبال منطقه ای می گشتیم تا می توانستیم در آن عملیات بکنیم.
شرط ما در آن زمان این بود که منطقه ای را از نظر نظامی انتخاب کنیم که نیروهای ارتش عراق در آن سرزمین خوب نتواند بجنگند و ارتش عراق به سرعت نتواند از زرهی، توپخانه و هواپیمایی اش استفاده کند و از طرفی ما با توجه به توانمندیهایمان بتوانیم در آنجا بجنگیم و به سرعت هدف را تصرف کنیم و نکته بعدی این سرزمین باید ارزش سیاسی، نظامی، اقتصادی و حقوقی مهمی هم داشته باشد که با این اوصاف تنها جایی که با این شرایط توانستیم پیدا کنیم منطقه فاو بود.
با انجام عملیات در فاو ما در برتری نظامی و برتری سیاسی- روانی نسبت به ارتش عراق قرار می گرفتیم که می توانستیم آن را عامل فشار برای ختم جنگ به حساب بیاوریم. نکته بعدی این است که فاو تنها جایی بود که امکان عملیات برای ما وجود داشت چرا که ارتش صدام به صورت منطقی تصور می کرد اجرای عملیات در اینجا غیر ممکن است، به خاطر اینکه رودخانه عظیمی به نام اروند رود جلویش است که عبور از این رودخانه صرف نظر از عبور نفرات، عبور چند لشکر از این مکان و پشتیبانی و تدارکات با مشکل مواجه می شد، اما ما با بررسیهایمان متوجه این تصور عراق شدیم و با توجه به روش غافلگیری مطمئن شدیم که اگر در اینجا عملیاتی انجام دهیم موفق می شویم. علاوه بر اینها قبل از تصرف فاو، عراق از طریق پایگاه موشکی که در این منطقه داشت مسیر عبور کشتیهای ایران به سمت بندر امام خمینی را با موشک بمباران می کرد و کشتیها را می زد که تا آن زمان بیش از 90 فروند موشک به کشتیهای ایران زده بودند و به دهها فروند کشتی ایران آسیب رسانده بودند که با تصرف این منطقه پایگاههای موشکی را نیز گرفتیم. یا پیش از فتح فاو، عراق دو اسکله نفتی البکر و الامه را تبدیل به اسکله نظامی کرده بود که با تصرف فاو پشت اسکله ها را بستیم و دیگر به راحتی نمی توانستند کار بکنند.
برای خواندن باقی مطلب به ادامه رجوع شود
با سلام خدمت دوستان گرامی امروز وقتی داشتم تو نت گشتی زنی میکردم این مطلب نظرم را جالب کرد خط مستقیم به ایران .حالا از این بحث که بگذاریم این جنگ ایران با آمریکا چه کردهرببخشید آمریکا با ایران

يک دختر خانم ايراني 29 ساله دانشجوي دانشگاه ام آي تي MiT امريکا، با نام مستعار "رانا" (Rana) - شايد هم رعنا - (با لباس سفید در عکس) با کمک دوستش Nick Jehlen (سایت www.enoughfear.org) ، يه تلفن قرمز معمولي را به موبايلش وصل کرد و در پارکي بنام Boston Common در شهر بوستون (ايالت ماساچوست) امريکا کنار خيابون گذاشت و تابلویی هم زیرش گذاشتند. با تیتر : خط مستقیم به ایران... او قبلا از طريق چت با ايرانيهاي داخل ايران ارتباط برقرار کرده و شماره تلفنهاشون رو - با اجازه خودشون- گرفته بود. در اين محل از عابران (امريکاييها) مي خواست که به يکي از اين شماره ها در ايران تلفن کنند و هر سوال سياسي از طرف مقابل در ايران دارند بپرسند. این یک تلاش ساده برای ایجاد رابطه بین شهروندان دو کشور و کاهش سو تفاهم ها بود.
هدف از اين پروژه ساده ايجاد ارتباط مستقيم و بي سانسور بين شهروندان معمولي ايران و امريکا بود. حدود 15 تا 20 رهگذر از اين چت تلفني استقبال و با ايرانيها چت کردند. سوالاتشون از مخاطبان ايراني ساده بود: شغلت چيه؟. آيا به آينده اميدوار هستي؟ نظرت در باره جرج بوش و احمدي نژاد و امريکا و اسراييل چيه؟. جوابها ساده بود: همگي ايرانيها علاقمند به دوستي و رابطه صلح آميز ملتها بودند و خلاصه همون چيزايي که روزانه مردم در تاکسي ها و غيره ميگن...
این حرکت نمادین، سخت مورد توجه مطبوعات امریکایی قرار گرفت و پوشش خبری زیادی داشته.
تلفن قرمز بعنوان سمبل جنگ سرد انتخاب شده بود: سالها پيش که بين دنياي غرب و بلوک کمونيستي و شوروي جنگ سرد برقرار بود روئساي جمهور امريکا در کاخ سفيد از يک دستگاه تلفن قرمز براي انجام مکالمات مهم و بحراني استفاده ميکردند.

انتخاب اين پارک هم بخاطر قدمت تاريخي اش است:
پ;ارک Boston Common به وسعت 202,000 متر مربع يکي از قديمي ترين پارکهاي امريکا است و حلقه اي از يکسري پارکها و فضاهاي سبز شهر بوستون است و تاريخچه جالبي داره: تا سال 1830 در قرن نوزدهم چراگاه گله هاي گاو و اسب و غيره بود. و تا سال 1817 اعدامهاي در ملا عام در اينجا ( حلق آويز کردن از يک درخت قديمي بلوط) انجام ميشدند. و قبلش هم تا قبل از انقلاب امريکا: نيروهاي نظامي اشغالگر انگليسي درين پارک مستقر بودند و بعدا ازينجا رفتند به Lexington و Concord براي سرکوب اهالي مستعمره هاي انگليس. .. در سال 1713, حدود 200 نفر بخاطر گرسنگي و اعتراض به فحطي گندم و غذا درين پارک دست به شورش زدند و به کشتي ها و انبارهاي غله در آن نزديکي حمله کردند و فرماندار اين منطقه درين حادثه ترور شد. در زمان جنگ ويتنام هم چندين بار اعتراضات و شورش هايي درين پارک عليه جنگ برگزار شد. شخصيت هاي معروفي از جمله مارتين لوتر کينگ و پاپ جان پل دوم هم درينجا سخنراني کرده اند. امروزه از اين پارک بعنوان محل کنسرت، تظاهرات، اسکيت روي يخ و غيره استفاده ميشه.
بنام خدا
گريه كن سرباز



دارد به چه حالي، جسم بي جان دخترش را ميگذارد كنار بقيه جنازه ها.
يادت هست؟ همين چند شب قبل، خانه شان را بمباران كرديد.
تو و همقطارانت.

باسلام خدمت تمام شما دوستان عزیز میلاد کریمه اهل بیت .ع. حضرت فاطمه معصومه .س.بر تمام شیعیان جهان مبارک باشد
اما امروز می خواهم درباره جنایت بوش خودتان ببینید
هفته گذشته بوش ، رئيس جمهور آمريکا بازديدي از آسايشگاه معلولان جنگي داشتند. معلولاني که اکثرا در جريان جنگ عراق که خود بوش آتشافروز اون بود دچار جراحت شده بودند.
آقاي بوش ! به چي نگاه ميکني؟؟!! به گندي که زدي؟!!!!!!!!
حقوق بشر يعني اين البته از نظر بوش

خوبي عزيزم من پدرت را در آوردم نه.....

خواهش ميكنم ببخشيد بيشتر از اين نتوانستم كاري كنم
مي خواستم بميري نشد

برای دیدن باقی تصاویر به ادامه بروید
با عرض سلام این دست نوشته خواندنی را زمانی که دیدم وخواندم برایم جای سوال داشت که(( کلمبیا و فتح فاو ))چه ربطی به هم دارد و بیشتر برایم جالب شد که دیدم قلم قلم سردار دکتر حسین علایی است و چون من خواندن دست نوشته های ایشان را دوستدارم
(( برای اینکه کامل و مستند است و حقیقت آن برای همه ثابت است))
و زمانی که خواندم دیدم حقیقت این است که
فتح الفتوح فاو است نه کلمبیا
**********
كلمبيا و فتح فاو
به قلم سردارپیروز ومقتدر جهبه و جنگ
خصوصا. عملیات والفجر۸ (فاو)
لبیک گوی خمینی، یار رهبری
سردار دکتر حسین علایی


با نگاهي به سخنان امام و تاملي بر تك تك نبردهاي انجام گرفته در دوران جنگ تحميلي مشخص مي شود كه دو عامل اساسي باعث ظهور حماسه هايي ماندگار و ناكام گذاشتن دشمن در رسيدن به اهدافش شده است . اول اتكال و اعتماد بر خداوند بزرگ و تبديل جبهه ها به يك دانشگاه بزرگ معنوي كه در آن رزمندگان اسلام يك شبه راه صد ساله عارفان بزرگ را طي كرده اند و دوم برنامه ريزي و ابتكار عمل و مطالعه عميق و وسيع برروي طرز تفكر استراتژي عملياتي و نحوه گسترش و آرايش دشمن و آنگاه يافتن بهترين راهكارها براي غلبه بر دشمن با شور و مشورت فراوان با دست اندركاران و خبرگان جنگ ديده و در نهايت اميد به نصرت الهي و فراموش كردن خود و انتساب همه پيروزي ها و موفقيت ها به خداوند بزرگ .
همچنين حضور در دانشگاه كلمبيا را دشوارتر از نبردهاي حزب الله در مارون الراس دانستن نياز به مطالعه بيشتري در مورد مقاومت بي نظير حزب الله لبنان در برابر ارتش پرقدرت رژيم صهيونيستي كه در حين جنگ 33 روزه بشدت از سوي آمريكا پشتيباني نظامي و رواني و سياسي مي شد دارد كه در اين نوشته كوتاه مجال پرداختن به آن نيست .
اميد آن كه در نوشته ها و گفته ها خودستايي جاي خود را به تواضع در برابر ملت و حركت دولتمردان براي استفاده از ظرفيت هاي ملي جهت پيشرفت سريع كشور اسلامي در دنياي پررقابت امروز بدهد.
وب میقات: من نوشته هاي استاد علايي رو دوست دارم- شيرين وشيوا نوشتن ايشان .............
نشريه «گلوبال پیپل» وابسته به روزنامه چينیزبان «گلوبال تايمز» با اشاره به محبوبيت مقام معظم رهبری در جهان اسلام، از ايشان به عنوان تنها رهبری كه جرئت رويارويی و مبارزه با آمريكا را دارد، نام برده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از تقريب، اين نشريه كه هر دو هفته يكبار، يكی از شخصيتهای برجسته جهانی را معرفی میكند، شماره اخير خود را به معرفی شخصيت، سوابق و فعاليتهای سياسی - اجتماعی حضرت آيتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی اختصاص داده است.
در اين نشريه كه عكس روی جلد آن تصوير بزرگی از مقام معظم رهبری و در حاشيه آن تصوير رييس جمهوری اسلامی ايران و شماری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نشان میدهد،9 مقاله درباره زندگانی سياسی - اجتماعی مقام معظم رهبری، پرونده هستهای ايران، روابط ايران و آمريكا و چالشهای ايران و غرب منتشر شده است.
دو هفتهنامه مذكور 15صفحه از 80 صفحه تمام رنگی خود را به درج مطالب مذكور درباه مقام معظم رهبری و مسايل مختلف ايران به ويژه مسئله هستهای و چالش ميان ايران و غرب اختصاص داده است.
در اين مجموعه، عكسهايی از مقام معظم رهبری در دوران نوجوانی و در مقام امامت جمعه تهران، رياست جمهوری، رهبری و سخنرانی ايشان در اجتماع هزاران نفر از مردم ايران منعكس شده است.
در بخشی از اين مجموعه مقالات، از حضرت آيتالله خامنهای به عنوان رهبری كه از بطن مردم برخاسته و نقطهای در مركز شهر تهران را برای زندگی و اقامت دائم خود برگزيده ياد شده و اين مسايل را به عنوان نشانههايی از مردمی بودن و علاقه اقشار مختلف مردم به ايشان دانسته است.
بخشی از اين مقاله به شرح تاريخ و محل ولادت مقام معظم رهبری و سپری شدن دوران كودكی و نوجوانی و تحصيل معظمله اختصاص يافته است.
نويسنده اين مقاله در بخشی از اين نوشتار درباره پدر مقام معظم رهبری مینويسد: پدر ايشان در كاشتن بذر مخالفت با حضور و نفوذ خارجيان در امور ايران به ويژه در صنعت نفت، نقش موثری داشته است.
دو هفته«گلوبال پیپل» در ادامه اين مقاله، همچنين به مبارزات سياسی حضرت آيتالله خامنهای و آغاز فعاليتهای سياسی ايشان در معيت امام خمينی (ره) و چندين بار دستگيری و شكنجه ايشان توسط ماموران ساواك در رژيم ستمشاهی اشاره كرده است.
اين نشريه چينی به نقش محوری مقام معظم رهبری در حل اختلافات ميان گروهی، جناحی و حفظ وحدت و ثبات در صحنه سياسی ايران اشاره كرده و از ايشان به عنوان سمبل و عامل وحدت ملی، ثبات سياسی و امنيت كشور نام برده است.
اين نشريه افزوده است: با وجود اين كه اختيارات وسيع قانونی در دست آيتالله خامنهای به عنوان شخص اول كشور وجود دارد اما ايشان از دخالت مستقيم در اداره امور كشور پرهيز كرده و فقط در زمان لازم و حساس وارد صحنه شدهاند و به حل و فصل مشكلات میپردازند.
در بخش ديگری از گزارش اين نشريه چينی، به خصوصيات اخلاقی و منش حضرت آيتالله خامنهای و اهميت و احترامی كه مردم ايران برای ايشان قايل هستند و نفوذ كلامی كه معظمله در ميان مردم دارند، اشاره شده است.
در اين مقاله همچنين اشارهای به زندگی خصوصی مقام معظم رهبری شده و مطالبی درباره تعداد فرزندان ايشان و سمتهای آنان منتشر كرده است.
اين مقاله همچنين به اختلافات ايران و آمريكا اشاره و يادآوری میكند، مخالفت ايران با نظام تك قطبی به رهبری آمريكا از جمله اختلافات تهران - واشنگتن است.
نشريه چينی با اشاره به فشارهای غرب درباره مسئله هستهای ايران و مسايلی كه ايران در اين زمينه پيشرو دارد، میافزايد: به اعتقاد مردم ايران، نظام جمهوری اسلامی به سلامت از چالشهای پيشرو، تحت رهبری و تجربه (حضرت) آيتالله خامنهای گذر خواهد كرد.
شعبان اگر الان در ايران بودي
نيروي انتظامي ميدانست و تو

عکس مشهوري از شعبان
28 مرداد يك روز مهم در تقويم است. روزي كه هرسال با رسيدنش خيليها، خيلي حرفها ميزنند، به آدم بدهاي اين روز مهم بد ميگويند و از آدم خوبهايش تمجيد ميكنند.
حتماً شما هم ميدانيد كه شخصيتهاي تاريخي ايران از دو حال خارج نيستند يا سفيد سفيدند يا سياه سياه. در 28 مرداد 1332 هم ما يك نقش محوري سفيد داريم به اسم دكتر مصدق كه در مقابلش چند نفر نقش منفي بازي ميكنند: از سرلشكر زاهدي و كرميت رزولت گرفته تا شعبان جعفري يا همان شعبان بيمخ معروف.
اين آدم بده آخري، خيلي بد بود. او با سيستم تهديد و اوباشگري و چاقوكشي به همراه عدهاي از اراذل و اوباش بدنام تهران توانست در عرض چند ساعت افكار عمومي مردم را همچين تغيير بدهد كه حركت تاريخ سروته شود.
خدائيش كدام شبكه تلويزيوني، راديويي يا ماهوارهاي ميتواند چنان سريع نظر مردم را تغيير دهد كه صبح بگويند زنده باد مصدق و مرگ بر شاه و عصر بگويند مرگ بر مصدق و زنده باد شاه ؟!
خالي از لطف نيست باقي مطلب را بخوانيد
راستي عكسهاي هم داريم
لينك مربوط.اعترافات اشرف پهلوی در ارتباط با كودتای 28 مرداد
مهدي به مدد علي خواهدآمد
اللهم العن اول ظالم ظلم
حق محمد و آل محمد
وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا
دوستان عزیزم .پیشنهاد میکنم این نوشته را بخوانید !
افشاگری تگان دهنده از نقش وهابیت
پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو

بزرگترين تراژدي براي مسلمانان سال 1746 به وقوع پيوست، وقتي که «محمد بن عبدالوهاب» با فالانژهاي خود، جهادي رسمي عليه تمام مسلمانان اعلام داشت. وهابيت بهترين چيزي است که ميتواند سناريوي ناتمام کاراجيچ ـ ملاديچ (دو جنايتکار جنگ بوسني) را تکميل نمايد. آنها اکنون در ميان ما هستند و از طريق ازدواج با دخترانمان و با نفوذ در فرهنگمان ميخواهند سنت اسلامي مردم بوسني را از بين ببرند.
در حالي كه فتاواي اخير چند مفتي وهابي براي حمله به ضريح مقدس سيدالشهدا(ع) موجي از خشم و انزجار در جهان اسلام به وجود آورده، پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو، در يك افشاگري تكاندهنده از نقش وهابيت براي پايان دادن به فرهنگ اسلامي در بوسني و اروپا پرده برداشت.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه جنگ خونين بوسني و هرزگوين پس از نسلكشي دهها هزار مسلمان و شهادت شماري از هموطنانمان سرانجام به پايان رسيد، پس از اين جنگ عوامل وهابيت با بهرهمندي از دلارهاي نفتي سعودي، نفوذ فرهنگي گستردهاي را در اين كشور انجام دادند و بنا بر اين مقاله كه در روزنامه «اسلوبوجنيه» ـ چاپ سارايوو ـ منتشر شده است، آنها در حال ادامه پروژه ناتمام جنايتكاران صرب را در ذبح اسلام در بوسني هستند.
برای خواندن کامل مطلب به ادامه بروید
لینک های مرتبط
فتوای علمای سعودی برای انهدام ضريح حضرت سیدالشهداء (ع) و حضرت زینب (س)
البته این دست نوشته برای بوسنی است ولی همچنین حرکت در ایران هم دارد شروع میشود
توزیع روزنامه های تبليغ وهابيت در سیستان !
اعتقادات و فتواهای عجيب مفتيهای سعودی!
فرمانده سپاه عمر: به زودی جنگ شدید و بی امانی را علیه شیعیان به راه خواهیم انداخت
معرفی وبلاگ مذهبی ارزشی
میقات
مدیر وب :آقاسید رضا
آدرس وب:http://www.meghat.blogfa.com/
فریاد آزادی
مهدی خواهدآمد
يك ماه جنگ، براي يك عمر صلح
دست نوشته جناب آقای دکتر حسین علایی

بازخواني تحميل 598 بر دشمن

سردار علايي در کنار رهبر انقلاب
در تاريخ ايران و جنگ تحميلي هشت ساله رژيم بعثي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، 27 تير ماه سال 1367، روز مهمي است. در اين روز، امام خميني (ره) که بزرگترين مقاومت تاريخي مردم ايران در برابر دشمن را شکل داده بودند و بزرگترين تهاجم نظامي به ايران را با حماسهآفرينيهاي بيشمار رزمندگان اسلام دفع کرده، دشمن را از خاک عزيز ايران بيرون رانده و لبه تيز جنگ را به خاک دشمن کشانده بودند، تصميم گرفتند با پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد، به ادامه جنگ پايان دهند، زيرا احساس ميکردند که ادامه جنگ از اين به بعد، به سود دشمن تمام خواهد شد.
قطعنامه 598 در حدود يک سال پيش از آن و در حالي تصويب شد که شهر فاو عراق در تصرف رزمندگان اسلام بود و با انجام عمليات کربلاي 5، رزمندگان اسلام به سوي دروازههاي مهمترين شهر جنوب عراق؛ يعني «بصره» پيشروي ميكردند. در آن زمان، ايران در اوج قدرت عملياتي خود بود و ماشين جنگي صدام نيز زير ضربات عمليات تهاجمي سپاه اسلام قرار داشت.
رژيم بعثي عراق که گمان ميکرد جمهوري اسلامي ايران، قطعنامه 598 را به عنوان «مبنايي براي پايان دادن به جنگ تحميلي» نخواهد پذيرفت، آن را مدتي پس از تصويب پذيرفت، ولي ايران در آن هنگام، بر اين باور بود که براي رسيدن به يک صلح عادلانه، بايد برخي از بندهاي اين قطعنامه جابجا و ترتيب بندهاي آن عوض شود؛ بنابراين، قطعنامه را نَه رد کرد و نه آن را مورد پذيرش فوري قرار داد.
جمهوري اسلامي ايران بر اين باور بود که پس از بند مربوط به آتشبس، بايد بند مربوط به تعيين متجاوز درج شود تا رژيم بعثي صدام، ديگر هوس تجاوز و حمله به هيچ کشوري را در سر نپروراند. به هر حال، در روز 27 تير ماه سال 1367 هجري شمسي، امام خميني (ره) با پذيرش «قطعنامه و آتشبس» موافقت كرده و در آن مقطع، آن را به مصلحت انقلاب و نظام دانستند و فرمودند: ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحي پايدار فکر ميکنيم و اين به هيچ وجه تاکتيک نيست
برای خواندن کامل مطلب به ادامه بروید
فریاد رجبیون
مهدی خواهد آمد
اجرک الله یا صاحب الزمان
بازهم جسارت
با اصابت موشك
برج ساعت حرمين عسگريين(ع) تخريب شد
خبرگزاري فارس: اصابت يك فروند موشك به برج ساعت حرم امامين عسگريين(ع) در سامرا، به تخريب اين برج انجاميد

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني "هجر"، يك سرگرد عضو واحد حراست ارتش عراق با اعلام اين خبر، تصريح كرد: اصابت يك فروند موشك آر.پي.جي به اين برج، به تخريب شديد آن انجاميد.
برج ساعت تنها بناي به جا مانده از عملياتهاي اخير عليه اين مرقد مطهر به شمار ميرفت كه در تصاوير منتشر شده از حرمين عسگريين(ع) همچنان قابل رؤيت بود.
اين مقام افزود: نظاميان عراقي حاضر در محل به محض شليك اين موشك، عامل اين اقدام را به قتل رساندند.
اين عمليات، سومين اقدام تروريستهاي تندرو در هتك حرمت حرمين عسگريين(ع) در سامرا به شمار ميرود.
پيش از اين تعدادي از مفتيهاي عربستان سعودي از جمله "عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرين"، با صدور فتاوايي، خواستار تخريب مابقي اماكن مقدسه شيعيان در عراق شده بودند كه اين فتاوا واكنشهايي را در ميان شيعيان و حوزههاي علميه شيعه در بر داشته است
يك عده اي چرا نميفهمند امام بزرگوار ما كه منادي اتحاد بين مسلمين بود از همه اينهائي كه مدعي اند ولايتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه (عليهم السلام ) بيشتر بود. او بهتر ميفهميد ولايت را يا فلان آدم عامي كه حالا به اسم ولايت كارهاي خلاف مي كند حرفهاي بي ربط ميزند در مجالس عام و خاص وحدت را حفظ كنيد

به نام خداوند جان و خرد
با عرض سلام وادب خدمت دوستان و یاران عزیز
داشتم در وبها می گشتم که به مطلبی برخورد کردم که خیلی خوشحال شدم.خوشحالیتم از انجا بود که دیدم دولت جمهوری اسلامی ایران فردی لایق را به سر كنسولی جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي فرستاده که انسانی بسیار ساده زیست ولایتی،،متفکر.روشن فکر مذهبی و ارزشی هستن .بنده خیلی وقتها از ایشان درسهای یاد گرفتم که در زندگیم مفید بود با آرامش و بسیار ساده انسان را راهنمای می کرد.و از خداوند حی برای جناب آقای محمد رضا ناظری و خانواده محترم ایشان سلامتی و دولت عزت خواستارم.
و چه خوب بود همه دولت مردان جمهوری اسلامی ایران همچون ایشان بودند
این عکس را هم هدیه میکنم به ایشان که در منزل یکی از دوستان از ایشان گرفتم

البته ببخشید که کمی کیفیت عکس خوب نیست چون با موبایلم گرفتم
مطلب این بود
آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي گفت:
من آمده ام تا اعلام آمادگي خود را براي هر گونه همكاري با بخش خصوصي اعلام كنم وظيفه ما دفاع از حقوق بخش خصوصي و هدف ما كمك به بخش خصوصي مي باشد


در اين ديدار كه آقاي سخاوتي نايب رئيس اتاق نيز حضور داشت آقاي ناظري سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي گفت: با توجه به سياستهاي تنظيمي كه از سوي وزارت امور خارجه در نظر گرفته شده، تصميم بر اين است كه نمايندگي كشورمان در شانگهاي ارتقاي سطح پيدا كرده و فعال شود.
او ادامه داد: هر چند كه سال 1382 سر كنسولگري شانگهاي فعال بوده اما با سفر خرداد ماه 1385 جناب آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور به شانگهاي و شركت در اجلاس سران سازمان همكاريهاي شانگهاي و پس از ملاحظه كردن منطقه تصميم گرفته شد كه از ظرفيتهاي شانگهاي در اقتصاد كشور استفاده بيشتري به عمل آيد. سر كنسول ايران در شانگهاي با توجه به موقعيت اقتصادي شانگهاي در دنيا گفت: موقعيت اقتصادي شانگهاي به گونه اي است كه هر گونه تحول اقتصادي در منطقه شانگهاي، اقتصاد جنوب شرق آسيا و به عبارتي اقتصاد دنيا را تحت تاثير قرار مي دهد. گواه صحبتم نوسان قيمت در بازار بورس در هفته گذشته بود كه با كاهش ارزش سهام در بورس شانگهاي تمام بازارهاي مالي دنيا با مشكل مواجه شدند او با توجه به شرايط سياسي ايران در دنيا گفت: اگر با محدوديت هاي بازرگاني يا محدوديت در عمليات پولي بانكي در غرب اروپا مواجه شويم از طريق شانگهاي مي توانيم اين محدوديتها را تعديل كنيم.
او با اشاره به توانمنديهاي بخش خصوصي گفت: بخش خصوصي در كشور با توجه به استعداد ذاتي و تجاربي كه دارد راه خودش را پيدا كرده و در چنين نيز فعاليتهايي را آغاز كرده است. شاهد مدعاي من فعال بودن اتاق ايران و چين با 2500 نفر عضو مي باشد.
او در پايان گفت: من آمده ام تا اعلام آمادگي خود را براي هر گونه همكاري با بخش خصوصي اعلام كنم وظيفه ما دفاع از حقوق بخش خصوصي و هدف ما كمك به بخش خصوصي مي باشد.در اين ديدار آقاي سخاوتي نايب رئيس اتاق بازرگاني مشهد ضمن بر شمردن توانمنديهاي اقتصادي استان خراسان آمادگي بخش خصوصي را براي هر گونه همكاري با سر كنسول جمهوري اسلامي ايران در شانگهاي اعلام كرد
لینکی که خواندم
با عرض سلام وادب خدمت شما دوستان و یاران گرامی
در این چند صبا که گذشت بسیار درون ذهنم بهم ریخت بود
دل سوخته بود و کلامی نمی نگاشت.
اما با پیام پدارنه و عالمانه و هوشیارانه رهبر عزیزم
حصرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای
دلم آرام گرفت و اشک چشمانم شاد شد
دلم
از تخریب سامرا حرم دو مولای خود گرفته بود . ومی سوخت .
دلم
از خاتمی که لباس پاک پیامبر بر تن دارد
و قدر این لباس را نمی داند
دلم
ار فتوای مفتی نجس آل سعود درهم ریخته بود و باید به مستراح میرفتم
دلم
از اندیشه شیخی که هواست عقلی ندارد .و حکم به بستن مقبره حضرت ابو لولو داده بود به هم می خورد
اما در سه باب تخریب ، فتوای مفتی، تعطیلی مقبره ابو لولو چیزی نمیگویم روشن است و مقام معظم رهبری پیام جامعی دادن .و چه زیبا و روشن
اما می ماند خاتمی روحانی نما
اما کلامم با حوزه علمیه است
انجا که همه برای خدا پرستی و خدا مهوری حرف میزنن .نمیدانم شما در خواب ماستی هستید یا در خواب گرمای تابستان .شما هشت سال سکوت کردید و صد سال این مملکت امام زمان را به عقب گشاندید .هشت سال با خاتمی هم راه شدید .بله از شاگرد به استاد اینجا است شما نبودید که در کودکی به ما می گفتید لباس پیامبر .ص. لیاقت هر کس را ندارد ببخشید آقا اجازه !!یا شما دروغ گفتید یا ماستها خیلی خوب شما را به خواب برده است.مانده ام از اینکه جواب حضرت حق را چه خواهید داد.بله روز رستاخیز را می گویم .قیامت .از شما سوال خواهد شد که به نام و روش و مذهب شما بی ادبی و توهین کردن چرا در خواب بودید به لباس پیامبر ما توهین کردن شما چرا حرفی نزدید .......
آنجا چه میگوید
اگر هست که شما روح سیاه هستید و اگر نیست چرا به ما این دروغها گفتید و عصاب ما را برهم ریختید
شما دل مهدی را خون کردید شما از پست خنجره زدید تا با پارتی بازی چون آشنای فلانی است وپدرش فلانی نه به ملت بلکه به اسلام خیانت کردید
مگر او از یاران مرتضی علی.ع. بالا تر است .اونها کجا و این خاتمی
علی چه کرد با آن دو می دانید یا بگویم ......
ببخشید هواسم نبود خود شما به من یاد دادید
شما همه جا از امام می گوید گو عمل .
عمل کنید به روش و مرام امام خمینی کبیر.ره.
نشوید روحانیون قبل ازانقلاب که امام را تنها گذاشتن
و شما امام خامنه ای را تنها بگذارید
اگر هم نمیتوانید به دادگاه ویژه بگوید
.بازهم اگر نمی شود به ملت عزیز و با غیرت بگوید
شما که خوب این مردم را می شناسید
رئیس جمهور اول بنی سگ را می گویم با لباس زنانه فرستادن
ایشان را با لباس .......
انجاست که میگویند بگیرید .........
پيام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت هتك حرمت حرمين عسگريين (ع)
گریه بر مصائب شما کم است جان را چه کنم

آن روز که بارگاه شما بزرگواران را دیدم .دلم آسمانی شد

اما حال چه گویم که دلم سوخته است از این فاجعه
اجرک الله یا صاحب الزمان

حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ضمن تسليت مصيبت بزرگ هتك حرمت مرقد مطهر حضرات عسگريين سلامالله عليهما، سرويسهاي جاسوسي اشغالگران و صهيونيستها را طراحان اصلي اين جنايت بزرگ دانستند.
رهبر معظم انقلاب تصريح كردند: علماء و بزرگان جهان اسلام و عموم مسلمانان بويژه مردم عراق شيعه و سني بايد ضمن هوشياري درقبال سياست خطرناك تفرقه افكني دشمنان ، خويشتنداري خود را حفظ و همدلي با برادران مسلمان را بيش از پيش رعايت كنند.
لینک .پيام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت هتك حرمت حرمين عسگريين (ع)
دست دان خاتمي با دختران ايتاليايي!



فیلم این خاتمی را از اینجا ببینید
نقش فتوای مفتی عربستان در فاجعه سامرا

وي پيش از اين نيز با تأييد انهدام حرم شريف امامين عسكريين(ع) در سامرا به دست تروريستهاي وهابي و شرعيناميدن اين اقدام، از اين جنايت تمجيد كرده و حرم امام هادي(ع) و امام حسن عسكري(ع) را "بت شيعيان" خوانده بود
لینک خبر.نقش فتوای مفتی عربستان در فاجعه سامرا
مقبره " ابو لوء لوء " رسما تعطیل شد

شیخ بی هواست یا همان سکته مغزیه

آيت الله تسخيري دبيركل مجمع تقريب اسلامي در بيانيه اي خطاب به اتحاديه جهاني علماي مسلمان از تعطيلي مزار منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولوءلوء خبرداد
لینک خبر.مقبره " ابو لوء لوء " رسما تعطیل شد

فریاد دل شیدای سید
مهدی فاطمه خواهد آمد
نظر امام خميني(ره)
درباره بهرهبرداری سياسي از پروندههاي وزارت اطلاعات
يكي از روزنامهها در شماره امروز خود به انتشار آنچه شنود تلفني و كشفيات منزل و تشريح اتهامات يكي از مقامات دستگيرشده توسط وزارت اطلاعات ناميد، پرداخته در حالي كه پرونده وي هنوز در مرحله تحقيق و تصميمگيري مقدماتي قضائي قرار دارد.


امام خميني(ره) در پاسخ به وزير وقت اطلاعات مبني بر امكان بهرهبرداري سياسي از پروندههاي وزارت اطلاعات، اين اقدام را خلاف شرع و قانون اساسي دانستند.
حضرت آیت الله محمد محمدي ريشهري، وزير وقت اطلاعات در بهمن ماه سال 1367، طي نامهاي به محضر امام خميني(ره) نظر ايشان را راجع به پروندههاي در دست پيگيري وزارت اطلاعات كه از نظر قضائي و شرعي هنوز به اثبات نرسيده و قرار دادن اطلاعات و اتهامات موجود در اين پروندهها در اختيار ديگران كه احتمال بهرهبرداري سياسي از اين پروندهها را فراهم ميكند، جويا شد كه امام خميني(ره) به صورت صريح اين اقدام را خلاف شرع و قانون اساسي دانستهاند.
متن پاسخ حضرت امام خميني(ره) به اين شرح است: «فحص از پرونده متهمين با خصوصيات ذكر شده، خلاف شرع و قانون اساسي است و وزارت اطلاعات مجاز به اجازه فحص از اينگونه پروندهها نميباشد».
اين در حالي است كه يكي از روزنامهها در شماره امروز خود به انتشار آنچه شنود تلفني و كشفيات منزل و تشريح اتهامات يكي از مقامات دستگيرشده توسط وزارت اطلاعات ناميد، پرداخته در حالي كه پرونده وي هنوز در مرحله تحقيق و تصميمگيري مقدماتي قضائي قرار دارد و حتي قرار مجرميت توسط بازپرس پرونده نيز صادر نشده است.
انتشار خبر شنود تلفن موسويان توسط «كيهان»

فاتحان خرمشهر از کدام طبقه بودند؟

دانشمند جناب دکتر حسین علایی
بزرگ داشت سوم خرداد، روز فتح خرمشهر، پس از يک اشغال نسبتاً طولاني از سوي ارتش متجاوز بعثي عراق، در حقيقت احترام به حماسه مقاومت مردم ايران و رزمندگان اسلام در جريان جنگ تحميلي است. اين جنگ که دو برابر مدت زمان جنگ دوم جهاني به طول انجاميده است، يکي از گسترده ترين و طولاني ترين جنگهاي تاريخ بشر و حوادث کشور است. ويژگي اصلي فتح خرمشهر را بايستي در نتيجه به ثمر رسيدن تلاش طولاني و مستمر رهبر کبير انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) و فرماندهان عزيز جبهههاي جنگ و رزمندگان سلحشور و مردم مقاوم کشور براي مقابله با دشمن و دفع تجاوز برنامه ريزي شده رژيم بعثي صدام دانست.
از آنجا که دفاع در برابر يورش دشمن، مهم ترين عامل براي حفظ استقلال يک کشور است، بنابراين فتح خرمشهر در روز سوم خرداد سال 1361 به معناي توانايي انقلاب اسلامي براي ظهور قدرتهاي بديع از درون ملت به منظور حفظ تماميت ارضي کشور در مقابل تهاجم همه جانبه دشمن بوده است. متأسفانه ملت ايران در دوران رژيم سلطنتي و حکومت شاهان فاسد و خودکامه، تجربه تلخي را در از دست دادن بخشهايي از پيکره خود در حافظه تاريخي خود دارد. اگر به دوران گذشته ايران تا حدود سيصد سال پيش، نگاهي انداخته شود و در مورد وقايع آن تأمل صورت گيرد و تاريخ مکتوب آن تورق شود، روشن خواهد شد که در هر جنگي که در مرزهاي کشور رخ داده، ايران بخشهايي از سرزمين خود را از دست داده است و تنها در دوران حيات انقلاب اسلامي و در دوره پرافتخار رهبري حضرت امام خميني(ره)، است که اين معادله تاريخي به هم ميريزد و ايران موفق ميشود که پس از اشغال بخشهايي از سرزمينش، دشمن را از تمامي خاک خود با قدرت تمام بيرون براند. پس از گذشت اندکي از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، جنگي نابرابر با حمايت قدرتهاي بزرگ جهاني و کشورهاي عرب پولدار نفتي، بر ايران تحميل ميگردد.
در اين شرايط، مردم ايران فقط با انگيزه الهي و با دستهاي خالي از سلاحهاي پيشرفته و با عشق به مکتب اسلام و با هدايت رهبريِ حکيم نهضت اسلامي، در جبهههاي جنگ حضور مردانه و عاشقانه مييابند و به کمک نيروهاي مسلح خود ميشتابند و از خود، حماسههايي شگرف ميآفرينند. يکي از ثمرات اين فداکاري عظيم، فتح خرمشهر، در پايان سلسله عملسات بيت المقدس و پس از يک نبرد طولاني 25 روزه است. مقاومت شديد دشمن در خرمشهر براي حفظ موفقيتهاي به دست آمده و پافشاري آن بر اشغال بخشهاي وسيعي از استان خوزستان، اهميت و ابعاد اين اتفاق بزرگ را در استراتژي نظامي حاکمان وقت بغداد و متحدان جهاني و منطقه اي اش روشن ميکند.
آن روزها صدام حسين، رئيس وقت رژيم بعثي عراق، تلاش داشت تا به هر قيمتي که شده اين شهر مهم و زيبا را در اشغال خود نگه داشته و آن را از دست ندهد. به ويژه آن که او با تبليغات وسيع و دامنه داري که انجام داده بود نمي خواست به يکباره تصور «شکست ناپذيري» را که از خود در اذهان متحدان و حاميانش پديد آورده بود، دچار خدشه نمايد. به همين دليل نيروهاي نظامي خود را که مسئوليت حفظ خرمشهر را بر عهده داشتند آن قدر در آن شهر نگه داشت که به يکباره حدود 12 هزار اسير، از ارتش خود در درون آن شهر برجاي گذاشت. اين در حالي بود که پس از ورود رزمندگان اسلام از سمت شمال غربي خرمشهر به داخل آن بندر، بسياري از نظاميان بعثي، در آخرين لحظات، با رها کردن سلاح خود، به آب زدند و با عبور از اروند رود از مهلکه گريختند.
مسلم است که اين پيروزي اعجاب انگيز و افتخار آفرين، فقط در سايه روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي رزمندگان عزيز اسلام،که در مکتب امام خميني(ره)، به طور مرتب، خود را از وابستگيهاي دنيايي رهايي ميبخشيدند، اتفاق افتاد و رمز حماسه بزرگ و جاودان «فتح خرمشهر» را فقط بايد در آن مقوله جست و جو کرد. البته نبايستي از کنار برنامه ريزي دقيق و انتخاب تاکتيک هوشمندانه اين عمليات که عبور عمده قوا از رودخانه کارون به عنوان تلاش اصلي عمليات طرح ريزي شده بود، گذشت. مطالعه گسترده در مورد چگونگي آرايش دشمن در فضاي 5400 کيلومتري منطقه عملياتي و نيز پي بردن به روش و تاکتيک دفاعي دشمن و نيز برنامه ريزي براي استفاده از نقاط ضعف دشمن و حمله به عقبههاي تدارکاتي و خطوط مواصلاتي لشگرهاي زرهي و مکانيزه دشمن را بايستي از عوامل اصلي موفقيتِ نبرد فتح خرمشهر دانست.
رزمندگان اسلام در آن ايام نام نبرد خود را که از تاريخ 10/2/1361 شروع شد و در 3/3/1361 با فتح خرمشهر به پايان رسيد، «عمليات بيتالمقدس» گذاشتند، تا به مردم جهان و مردم دربند عراق بگويند که هدف اصلي اين نبردها نه فقط دفع تجاوز دشمن از سرزمينهاي اشغالي ايران، بلکه نشان دادن راهي براي فتح بيت المقدس از چنگ اشغالگران صهيونيست از سوي مسلمانان و مردم منطقه است. پيام روشن اين انتخاب زيبا براي نام گذاري اين عمليات، از سوي رزمندگان ايران، همانا همدلي با فرزندان قدس و فلسطينيان مظلوم و آواره، در آن سوي خاورميانه بود. فتح خرمشهر اولين صداي رساي ايرانيان، خطاب به همه کساني بود که حريم سرزمين و تاريخ شان از سوي بيگانگان مورد تعرض قرار گرفته بود، که راه پيروزي از مسير سرخ شهادت ميگذرد و پيروزي از آن خداست چرا که: «وَ مَا النَّصَرَ اِلا مِن عِندِالله».
در سال روز حماسه فتح خرمشهر، فرصت مناسبي است تا مردم ايران بررسي نمايند که چه کساني در فتح آن شهر خونين نقش داشتند؟ آنها از چه طبقاتي از مردم برخاسته بودند و انگيزه و اهدافشان از اين مقاومت طولاني و پرثمر چه بود؟
چه کساني در اين پيروزي بزرگ نقشي ايفا نکردند؟ نه در جبهه حضور يافتند و نه از رزمندگان مظلوم حمايت کردند؟ چه کساني در مقاومت 34 روزه در مقابل دشمن و در بدو حمله ارتش بعثي عراق به اين شهر، مقاومت کردند؟مسجد جامع خرمشهر چه نقشي در مقاوت و نيز به هنگام پيروزي رزمندگان اسلام ايفا کرد؟ چه شد که رزمندگان اسلام از دشمن نترسيدند و چون آهن، مقاوم و پر صلابت ايستادند؟
شايد پاسخ به بخشي از پرسشهاي فوق در اين جمله بنيانگذار انقلاب اسلامي خلاصه شود که: «ملت ما براي خدا قيام کرده است و ملتي که براي خدا قيام کند از هيچ چيز نمي ترسد و آسيب نمي بيند». به حق، فرماندهان جبهههاي جنگ و رزمندگان سلحشور اسلام در آن دوران، از جمله کساني بودند که مصداق بارز سخن فوق بودند.آنان فقط براي خداوند، تمام توان خويش را عليه دشمن به کار گرفته بودند و بيش از هر چيزي به شيوههاي مقابله با دشمن فکر ميکردند و ابتکار عمل مناسب در طرح ريزيهاي عملياتي از خود به خرج ميدادند، جلسات خود در قرارگاه کربلا با آياتي از قران مجيد، آغاز ميکردند و بر بالاي اکثر نقشهها و کالکهاي عملياتي خود اين آيه کريمه را درج کرده بودند که: «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدينَّهُم سُبُلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنين» و آنان که در راه ما جهاد و کوشش کردند، محققاً آنها را به راههاي خويش هدايت ميکنيم و خداوند هميشه با نيکوکاران است. (سوره عنکبوت، آيه 69)
اين شعر اقبال لاهوري نيز زمزمه برخي از رزمندگان بود که:
ما زنده از آنيم که آرام نگيريم
موجيم که آسودگي ما عدم ماست
در اين شرايط بود که خداوند هم راه چگونگي آزادسازي خرمشهر را از چنگال دشمن به آنها نشان داد و بالاخره «خرمشهر را خدا آزاد کرد».
"عملیات محرمانه آمریکا برای بی ثباتی در ایران"
بی بی سی روز گذشته خبری را دال بر حمایت آمریکا از گروه جندالله و اقدام برای بی ثباتی در ایران مخابره کرده بود که بعد از چند ساعت خبر مذکور را سانسور کرده و و اقدام به حذف آن نمود
گافهای متعدد بوش درماجرای سفر ملکه انگلیس به این کشور موجب خنده سیاستمداران حاضر درمراسم استقبال ازوی شد.
بگزارش البرز ملکه انگلیس درابتدای ورود به فرودگاه واشنگتن مجبور به چمن زنی زیر پاهایش شد زیرا بدلیل عدم هماهنگی قبلی قالیچه قرمزی که قراربود برای وی پهن شود برحسب اتفاق کوتاه ازآب درآمد وبخاطر همین وی مجبور شد تا انجام هماهنگی های لازم وجهت انجام مراسم رسمی 20 دقیقه درهواپیمای حامل خود به انتظارقالی قرمز بنشیند.
بوش که ازماجرای پیش آمده بسیار ناراحت شده بود سعی کرد درفرصتهای مناسب این تعلل را ازدل جوان! خانم ملکه دربیاورد ولی گویا زبان سرخ رئیس جمهور آمریکا ازمغزش دستورنمیگرفت وگافهای پی درپی مدعی کلانتری دهکده جهانی مراسم استقبال ازملکه را به یک تئاتر طنز تبدیل کرد.
بوش دراولین گاف خود به اشتباه سن ملکه انگلیس را 350 سال عنوان کردکه باادامه سخنانش گویا خود ازگافی که داده بی خبر بود وباخنده های حاضرین تازه متوجه اخم های ملکه جوان شد.
وی سپس برای جبران اشتباه پیش آمده گفت : ملکه باآن نگاهشان انسن را به یاد نگاه مادر به فرزندش می اندازد که باگفتن این جمله ملکه ابروهایش را بیشتر جمع کرده وصدای خنده حاضرین نیز بلند شد.
این سخنان درحالی باخنده حاضران همراه شد که شکارچیان لحظه ها عکس بوش را درحالی که به ملکه خانم جوان ! چشمک میزد گرفتند.
راز ماندگاری مهندس شهیدمهدی باکری
از زبان دانشمند گرامی دکتر سردار حسین علایی


با گذشت بيش از بيست سال از شهادت مهندس مهدي باکري، هنوز ياد، قدر و منزلت وي در اذهان بسياري از همرزمان او و نيز مردم ايران زنده است. در اين مدت و به ويژه پس از پايان يافتن جنگ تحميلي، دايم بر شخصيت برجسته و اهميت وي و نقش مؤثر او در دوران دفاع مقدس در افکار عمومي افزوده شده است. راز ماندگاري « مهدي» در حيات پس از شهادتش را مي توان «خداجويي»، «اخلاص در عمل» و «استقامت» در مسير راهي دانست که او از ساليان دراز و از روزهاي آغازين زندگاني برگزيده بود. مهدي «دين» را آنچنان که امام خميني (ره) به مردم تعليم داده بود، در رفتار فردي خود پياده کرد و اقدامهاي اجتماعياش را بر پايه فهم خود از اسلام ناب محمدي (ص) که منش امام در آن متجلي بود، تنظيم كرد و سرانجام نيز در اين راه در سن سي سالگي به شهادت رسيد و جاودانه شد
بسم الله الرحمن الرحیم
اذاجاء نصر الله و الفتح
جز تو در محفل دلسوختهگان ذکری نیست
این حدیثی است که آغازش وپایانش نیست

چه زیبا چه رعنا آمد.یادش بخیر
سر نهم بر قدم دوست به خلوتگه عشق
لب نهم بر لب شیرین تو فرهاد شوم
طی کنم راه خرابات وپیری برسم
از دم پیر خرابات دل آباد شوم
به مناسبت یوم الله ۲۲ بهمن انقلاب نورانی ایران مطالب بسیار بود
اما دیدم بسیار خوب است
مطلب این پست را از زبان خود آن پیر جماران بزنم
این اشعار زیبا از امام خمینی (ره) می باشد
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن ز حیات خویش نومید است
آن روز که عالم ز ستمگر خالی است
ما را و همه ستمکشان را عید است

این عید سعید عید حزب الله است
دشمن ز شکست خویشتن آگاه است
چون پرچم جمهوری اسلامی ما
جاوید به اسم اعظم الله است

این شعر امام خیلی زیبا است و بسیار راز در دل خود دارد
جمهوری ما نشانگر اسلام است
افکار پلید فتنه جویان خام است
ملت به ره خویش جلو میتازد
صدام بدست خویش در صد دام است

یوم الله ۲۲بهمن بر فجر آفرینان
و همه ملت ایران مبارکباد
آخرين شب مراسم عزاداري امام حسين (ع)
در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي برگزار شد

آخرين شب مراسم عزاداري سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و حضرت امام سجاد (ع) پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت حضرت آيت الله خامنه اي، در حسينيه امام خميني (ره) برگزار شد.
آخرين شب مراسم عزاداري سرور و سالار شهيدان اباعبدالله الحسين (ع) و نيز عزاداري سيد الساجدين امام سجاد (ع) ، شامگاه پنجشنبه، 12 بهمن ماه، پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در حسينيه امام خميني (ره) برگزار شد.
در اين مراسم که با حضور گسترده اقشار مختلف مردم و مسئولان نظام برپا شد، پس از تبيين ابعاد نهضت حضرت امام حسين(ع)، مداحان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به نوحه سرايي و ذکر مصيبت پرداختند.
آخرين شب عزاداري سيد و سالار شهيدان (ع) با قرائت دعاي رهبر حکيم انقلاب اسلامي در جمع دست اندرکاران و مجريان اين مراسم پايان يافت.
التماس دعا