با عرض سلام این دست نوشته خواندنی را زمانی که دیدم وخواندم برایم جای سوال داشت که(( کلمبیا و فتح فاو ))چه ربطی به هم دارد و بیشتر برایم جالب شد که دیدم قلم قلم سردار دکتر حسین علایی است و چون من خواندن دست نوشته های ایشان را دوستدارم
(( برای اینکه کامل و مستند است و حقیقت آن برای همه ثابت است))
و زمانی که خواندم دیدم حقیقت این است که
فتح الفتوح فاو است نه کلمبیا
**********
كلمبيا و فتح فاو
به قلم سردارپیروز ومقتدر جهبه و جنگ
خصوصا. عملیات والفجر۸ (فاو)
لبیک گوی خمینی، یار رهبری
سردار دکتر حسین علایی

در كتابي كه اخيرا از سوي مركز پژوهش و اسناد رياست جمهوري تحت عنوان « تجلي هويت ايراني در نيويورك » منتشر شده است از حضور رئيس جمهور در نيويورك به عنوان « فتح الفتوح » ياد شده و « فراتر از ابعاد نبرد فيزيكي ايرانيان در فتح فاو » قلمداد گرديده است . در اين نوشته حتي حضور رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا به مراتب دشوارتر از فتح فاو و نبردهاي حزب الله لبنان در مارون الراس پنداشته شده است . طبيعي است مقايسه حوادثي كه در اين سفر كه بنابر دعوت رسمي رئيس آمريكايي دانشگاه كلمبيا صورت پذيرفت با حماسه هاي عظيمي كه رزمندگان اسلام در عظيم ترين نبرد تاريخي خود با دشمن بعثي در عمليات والفجر 8 آفريدند حكايت از كم اطلاعي تدوين كنندگان اين كتاب از چگونگي و ابعاد گوناگون آن حماسه جاويدان دارد. پنداشتن آن كه در اين نبرد بياد ماندني « راهكارهاي علوم طبيعي و علوم نظامي بر علوم انساني و ساير پيچيدگي هاي غيرقابل پيش بيني غلبه داشته است » حكايت از آن دارد كه تدوين گران اين كتاب نه تنها از افتخار حضور موثر در حماسه هاي 8 سال دفاع مقدس بي بهره بوده اند بلكه حتي زحمت مطاله عميق درباره چگونگي مسخر شدن زمين در عمليات آبي ـ خاكي والفجر 8 را به خود نداده اند تا درك نمايند كه انتخاب منطقه عملياتي مثلث فاو و طرح ريزي اين عمليات و فداكاري هاي بي نظير انجام شده از سوي رزمندگان شجاع اسلام و مقاومت 75 شبانه روزي آنان چگونه توانست برتمام روياهاي صدام و پشتيبانان بين المللي وي خط بطلان كشيده و راهي را براي پايان دادن توام با عزت و افتخار براي جنگ تحميلي پيش پاي ملت ايران بگذارد. شايد اين سخني كه در آن ايام بر زبان ها جاري شده بود كه « فاو را خدا آزاد كرد » بتواند عظمت حماسه خلق شده در بهمن ماه سال 1364 را به تصوير بكشاند . همچنين بايد به خاطر داشت كه امام خميني عبارت « فتح الفتوح » را براي غلبه رزمندگان اسلام بر پندارهاي مادي و ساز و كارهاي غيرالهي پس از انجام عمليات طريق القدس كه در 8 آذر سال 1360 منجر به فتح شهر بستان و رسيدن به مرزهاي بين المللي براي اولين بار پس از اشغال بخشي از سرزمين هاي كشور از سوي ارتش متجاوز شد بكار بردند
بخشي از متن پيام امام خميني در آن تاريخ به اين شرح است :
« اتكا به مسلسل و تانك و غفلت از خداوند قادر و جنود الهي انسان ها را به ورطه هلاكت و فضاحت مي كشاند. آنان كه رمز پيروزي را مجهز به جهاز شيطاني و ميگ ها و ميراژها مي دانند و ايمان به غيب و خداوند قادر را به حساب نمي آورند و دم از پيروزي قادسيه مي زنند و رمز پيروزي قادسيه و مومنان صدر اسلام را باز نيافته اند و قدرت ايمان و شهادت طلبي را نمي فهمند بايد با شكست مفتضحانه روبرو شوند و گوشمالي الهي ببينند. اينان از پيروزي صدر اسلام كه پيروزي ايمان و خون بر شمشير و قواي جهنمي بود بايد عبرت بگيرند. مردم ايران و ارتش و سپاه و بسيج و ساير قواي نظامي و غيرنظامي براي حفظ اسلام و كشور اسلامي و رسيدن به لقاالله دفاع مي كنند و فرق است بين اين عزيزان و آن گول خوردگان كه براي مقاصد پليد آمريكا و وابستگان آن به جنگ بر ضد اسلام و قرآن مجيد برخاسته اند. آنچه براي اينجانب غرورانگيز و افتخارآفرين است روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي اين عزيزان كه سربازان حقيقي ولي الله الاعظم ارواحنا فداه هستند و اين است فتح الفتوح . من به ملت بزرگ ايران و فرماندهان شجاع قبل از آنكه پيروزي شرافتمندانه و بزرگ خوزستان را تبريك بگويم وجود چنين رزمندگاني را كه در جبهه معنوي و صوري و ظاهر و باطن از امتحان سرافراز بيرون آمده اند تبريك مي گويم . مبارك باد بر كشور عزيز ايران و ملت شريف رزمندگاني چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين دلباخته كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش مي دانند. افتخار بر رزمندگاني كه جبهه هاي نبرد را با مناجات خويش و راز و نياز با محبوب خود عطرآگين نمودند. فخرو عظمت بر جوانان عزيزي كه در راهي قدم برداشته و پاسداري از مكتبي مي كنند كه شكست ناپذير و سر تا پا پيروزي است » .

با نگاهي به سخنان امام و تاملي بر تك تك نبردهاي انجام گرفته در دوران جنگ تحميلي مشخص مي شود كه دو عامل اساسي باعث ظهور حماسه هايي ماندگار و ناكام گذاشتن دشمن در رسيدن به اهدافش شده است . اول اتكال و اعتماد بر خداوند بزرگ و تبديل جبهه ها به يك دانشگاه بزرگ معنوي كه در آن رزمندگان اسلام يك شبه راه صد ساله عارفان بزرگ را طي كرده اند و دوم برنامه ريزي و ابتكار عمل و مطالعه عميق و وسيع برروي طرز تفكر استراتژي عملياتي و نحوه گسترش و آرايش دشمن و آنگاه يافتن بهترين راهكارها براي غلبه بر دشمن با شور و مشورت فراوان با دست اندركاران و خبرگان جنگ ديده و در نهايت اميد به نصرت الهي و فراموش كردن خود و انتساب همه پيروزي ها و موفقيت ها به خداوند بزرگ .
همچنين حضور در دانشگاه كلمبيا را دشوارتر از نبردهاي حزب الله در مارون الراس دانستن نياز به مطالعه بيشتري در مورد مقاومت بي نظير حزب الله لبنان در برابر ارتش پرقدرت رژيم صهيونيستي كه در حين جنگ 33 روزه بشدت از سوي آمريكا پشتيباني نظامي و رواني و سياسي مي شد دارد كه در اين نوشته كوتاه مجال پرداختن به آن نيست .
اميد آن كه در نوشته ها و گفته ها خودستايي جاي خود را به تواضع در برابر ملت و حركت دولتمردان براي استفاده از ظرفيت هاي ملي جهت پيشرفت سريع كشور اسلامي در دنياي پررقابت امروز بدهد.
وب میقات: من نوشته هاي استاد علايي رو دوست دارم- شيرين وشيوا نوشتن ايشان .............
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 23:0 توسط سید
|
بفرستید