وای دلم مهدی غریب است

وای دلم ........
دلم آب شد...... اشکهایم تمام شد......
سوختم و ساختم ......خود را در آتش دیدم ......من جوانم .........
فریادم دیگر صوتی ندارد گویی نه حنجر داشتم نه نای برای گفتن
مولایم خسته است ...........مولایم غریب است
مولایم مولایم مولایم
مولا بگویم
مولا خسته شدم .................آری آری افسرده شدم
در گنج میخانه ......دیوانه شدم
آری یا اهل عالم من عاشق عشق شدم
من هم یک منتظر گشتم.......
من هم یک شوریدگشتم..........
من هم یک مستانه شدم
مولا مولا وادی غریب و نا آرامی دارم
این روزها هرکجا میروم و نظر میکنم ...................پرچم سبزی را می بینم
پرچم آشنا و دل نوازی
خوب که نگاه می کنم ............چشمانم را اشک پر می کند
با چشمان پر از انتظار ....................می بینم
من غریبم من غربیم من غریبم
من فرزندحیدر امیر المومنینم
مولا دیگر چقدر فریاد زنم ...........آه چقدر چقدر گویم اللهم عجل لوليك الفرج
مولا نگاهم كن ..................
یا رب الحسین به حق الحسین به ظهور حجت .عج.