عيد نوروز در اسلام

در ابتدا حلول سال 1391 هجري شمسي را به همه پيروان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در پهنه گيتي و بويژه مردم سرافراز ايران اسلامي و نيز مخاطبان ارجمند خود تبريك مي‌گوييم و ان شالله سالي سرشار از موفقيت و بهروزي داشته باشیم تا بتوانیم «حمایت از تولید ملی» را در سايه پر مهر و عطوفت حضرت ولي عصر (عج) و نائب بر حقش مولانا الامام خامنه ای (حفظه الله) به خوبی به انجام رسانیم.



در این مقاله نگاهي گذرا به عيد نوروز در دين مبين اسلام خواهیم داشت.

"نوروز" عیدی ماندگار در بین ایرانیان است. تعطیلات نوروزی، مسافرت و سیر و سفر، صله رحم، نو شدن و پوشیدن لباسهای نو و زیبا، خانه تکانی، آشتی افراد قهر با یکدیگر و… از سنتهای نیکوی نوروز در بین ایرانیان است.

عید نوروز از جمله اعیاد بسیار کهن است که حرفهاى ضد و نقیض زیادى درباره آن گفته شده است، عده‌اى آن را عید آتش‌پرستان دانسته و عده‌اى بر این باورند که نوروز یکى از اعیاد اسلامى است.

نوروز ايرانيان كه در آغاز فصل بهار جشن گرفته مي‌شود، پيام آور نو شدگي سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و رويش دوبارۀ طبيعت، و زمان خروج انسان از عالم خمودگي و پيوستن به طبيعت و شروع به حيات اجتماعي دوباره در جامعه است.[1]

نوروز، سمبل تحول و تغيير و دگرگوني است. علاوه بر اينكه طبيعت بي‌جان جاني تازه مي‌گيرد، ايرانيان نيز با خانه تكاني و پوشيدن لباس نو و ... سعي مي‌كنند به استقبال اين تحول بروند. بدون شك اين تحول به سمت نيكويي و بهتر شدن است .
 
اين همه نيکويي و نيک پسندي آنگاه به بالاترين ارزش رسيد که فرهنگ غني ايران با معارف سعادت آفرين اسلام عجين شد و چشم هاي حقيقت بين را از تماشاي مظاهر تحول طبيعت به انقلاب باطن رهنمون ساخت.


پيشينه نوروز: عيد نوروز از زمان‌هاي قديم يكي از دو عيد بزرگ ايرانيان بوده است، عيد ديگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است.[2] امروزه عيد مهرگان از اهميت چنداني برخوردار نيست. نوروز در روزگار «جمشيد» چهارمين پادشاه دوره پيشدادي پديد آمد و در پادشاهي او به صورت آئين درآمد.[3] مسعودي در «التنيه و الاشراف آورده است: «هرمز در روز نخست ماه فروردين به مظالم (دادگري) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت».[4]

فردوسي در داستان پديد آمدن نوروز نقل مي‌كندكه؛ وقتي جمشيد از كارهاي كشوري بياسود بر تخت كياني نشست و همه بزرگان لشكري و كشوري بر گرد تخت او فراهم آمدند ... جمشيد آن روز را كه نخستين روز از فروردين و آغاز سال بود، نوروز ناميد و جشن گرفت».

                        به جمشيد گوهر افشاندند              مر آن روز را روز نو خواندند
                        چنين روز فرخ از آن روزگار              بمانده از آن خسروان يادگار[5]

اسلام و نوروز: از نظر اسلام نوروز و بزرگداشت آن نه تنها مذمت نشده است که بهانه اي فرخنده براي هر انسان خردمند است تا بتواند شتابي افزون تر در پيمودن راه دراز معنويت پيدا نمايد. نه فقط نوروز که هر زمان و مکان ديگري نيز که آدمي را به بلاي غفلت دچار سازد و او را مشغول لهو لعب نمايد، ناپسند است. اين ماييم که مي توانيم اين مناسبتها را به "عيد واقعي " تبديل کنيم يا نه.

توصيه ها و سفارشهايي که امامان معصوم (ع) در پاسخ به سوالاتي که پيرامون عيد نوروز کرده اند همگي در همين راستا بوده و نبايد از آن غافل ماند. دوري از اسراف و تجمل گرايي، اجتناب از تفاخر و بزرگنمايي، صله ارحام و بازديد از آشنايان، رفع کدورتها و قهرها، احسان به والدين و سالمندان، محاسبه عملکرد مادي و معنوي در سال گذشته، برنامه ريزي و تصميمگيري جدي براي سال آينده، محبت به کودکان و سفرهاي کوتاه و بلند از جمله سنتهاي حسنه نوروز است که مي تواند آن را براي ما به "عيد" واقعي تبديل کند، همان چيزي که در دعاي کوتاه و درس آموز هنگام تحويل سال از آن به عنوان "احسن الحال" ياد شده است.

اما در اين ميان توجهي دوباره به محرومان ونيازمندان ارزش بالاتري دارد. قرين بودن جشن نيکوکاري با عيد نوروز براي ملت ما هميشگي است. نبايد هيچگاه از امداد و کمک رساني به دستهاي لرزان و نيازمند غفلت کرد و خوشي و سرور شخصي و خانوادگي، دردها و حاجتهاي پابرهنه ها را فراموش سازد.

در خصوص نوروز و نكو داشت آن در اسلام، روايات مختلف وجود دارد. هر چند بيشتر روايات دلالت بر اين دارند كه اسلام آن را به عنوان روزي مهم، مورد تأييد قرار داده است. در روايتي که مُعلّي بن خنيس از امام صادق(ع) روايت كرده، حضرت بزرگداشت اين روز را به خاطر وقايعي مي‌داند كه در اين روز اتفاق افتاده است.[6] ابن فهد حلي مي‌نويسد: «روز نوروز روزي جليل القدر است... به اين روز عباداتي تعلق دارد كه مطلوب شارع است».[7]
 
علامه مجلسي پس از نقل روايات فراواني در خصوص نوروز و اهميت اين روز، در روايتي مخالف با روايات سابق مي‌نويسد: امام موسي بن جعفر(ع) خطاب به منصور دوانيقي فرمودند: «من روايات رسول خدا(ص) را جستجو كرده‌ام اما براي اين عيد روايتي نيافتم. اين روز سنت ايرانيان است كه اسلام آن را محو كرده است و پناه بر خدا كه ما بخواهيم آن را احيا كنيم».[8]
 
علامه مجلسي سپس مي‌نويسد: «اخبار معلي بن خنيس از جهت سند قوي‌تر از اين روايت هستند و بين اصحاب شهرت بيشتري دارند».[9]
 
آداب نوروز: در خصوص روز نوروز در روايات مختلف آداب گوناگوني ذكر شده است كه به پاره‌اي از آن‌ها به صورت مختصر اشاره مي‌شود:

مفاتیح‌ الجنان شیخ قمی ، روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد . در بحار الانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است . در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس ، نوروز را این گونه تجلیل کرده است :

نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت ، روزی است که جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد ، روزی است که رسول اکرم (ص) علی (ع) را بر دوش کشید تا بت‌ های قریش را از بالای کعبه رمی کند ، روزی است که نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت ، روزی است که برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت ( غدیر خم ) ، روزی است که قائم آل محمد (عج) ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر (عج) بر دجال پیروز خواهد شد . ‏

و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان اینچنین است : فرمود : " چون نوروز شود ، غسل کن و پاکیزه ‌ترین جامه ‌های خود را بپوش و به بهترین بوی ‌های خوش خود را معطر گردان . پس چون از نماز های پیشین و پسین و نافله ‌های آن فارغ شدی ، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر ( انا انزلناه ) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایها الکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان : اللهم صل علی ... و بسیار بگو یا ذالجلال و الاکرام . "

‏همان‌ طور که مشاهده می‌ شود ، این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل کردن ، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌ های خوش و روزه داشتن آغاز می شود ، ضمن آنکه نمازی مشابه نماز های سایر اعیاد اسلامی دارد . ‏


1- نماز نافله، يك نماز چهار ركعتي پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز[10] و دعا كردن در سجده اين نماز كه موجب بخشش گناهان مي‌شود.[11]
2- غسل كردن و پوشيدن لباس تميز و استعمال بوي خوش. در روايتي امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «روز نوروز غسل كن و پاكيزه‌ترين لباس‌هايت را بپوش و خود را با بهترين عطرها خوشبو كن».[12]
3- ذكر گفتن خصوصا ذكر «يا ذي الجلال و الإكرام»[13]
4- روزه گرفتن.[14]
5- دعا كردن در لحظه سال.[15]

یا مقلب القلوب و الأبصار .

دل ‏ها ، آفتاب ‏گردان تو شده ‏اند و چشم ‏ها به سوی تو ، به دور روی تو طواف می‏ کنند ؛ هم‏ گام با بهار .

یا مدبّر اللیل و النّهار .

سایه‏ های شب و آفتاب روز را تویی که تدبیر می ‏کنی .

یا محول الحول و الأحوال .

حال دل‏ های ما در دست‏ های توست ؛ تو مانند گردش حال دانه ‏ها به گیاه ، مثل رویاندن سبزی زندگی از متن تیره خاک ، در کار آفریدنی . دل ‏ها را می ‏گردانی .

حَوِّلْ حالنا إلی احسَن الحال .

تدبیر قلب ما را ، تو ساز کن . گردش آفتاب ‏گردان دل ما را تو هموار کن و ما را به بهترین وقت و نیکوترین حال در این بهار ، بی ‏نیاز کن .

علامه مجلسی در زاد المعاد ذکر کرده کرده است که خواندن « یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الا احسن الحال» در هنگام تحویل شال تاکید شده است و در این زمینه آورده اند که این دعا را زیاد بخوانید و در بعضی روایت آمده که باید سیصد و شصت و شش مرتبه این دعا را خواند 

هفت سین آیات قرآن

ایضا از امام علی(ع) آورده اند اگر کسی هفت آیه قرآنی که در آنها هفت سین آمده است در روز نوروز هفت سین را با گلاب و زعفران بر ظرف چینی نوشته و سپس آنرا شسته و بنوشید برای دفع تمام بیماریها و آفات ان شاء الله ) بیمه قرآنی می گردد و آن هفت سین آیات عبارتند از :
1- سلام قولا من رب الرحیم (58 یس )
2- سلام علی نوح فی العالمین (79 صافات )
3- سلام علی ابراهیم (108 صافات )
4- سلام علی موسی و هارون ( 119 صافات )
5- سلام علی آل یاسین (129 صافات )
6- سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین ( 73 زمر )
7- سلام هی حتی مطلع الفجر (7 قدر )

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

[1]- بلوكباشي، علي؛‌ نوروز، تهران، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1380، ص 10.
[2]- يعقوبي، ابن واضح؛ تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، تهران، علمي و فرهنگي، 1371، چاپ ششم، ج1، ص 117.
[3]- مسعودي، علي بن حسين؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، 1374، ج1، ص 218.
[4]- مسعودي، علي بن حسين؛ التنيه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، 1365، چاپ دوم، ص 196.
[5]- فردوسي، ابوالقاسم؛ شاهنامه فردوسي، تهران، بروخيم، 1314، ج1، ص 26-25.
[6]- عاملي، شيخ حر؛ وسائل الشيعه، قم، آل البيت (عليهم‌السّلام)، 1409، ج8، ص 173.
[7]- حلي، ابن فهد؛ مهذب البارع، قم، جامعه مدرسين، 1407، ج1، ص 191.
[8]- مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404، ح56، ص 101.
[9]- همان، يكي از محققان مي‌نويسد: «اسلام عيد نوروز را نه به طور كلي رد نموده و نه به صورت كلي قبول كرده است بلكه اسلام يكسري از كارهاي خوب نوروز كه جنبه الهي داشت و سعادت بشر در آن بود قبول كرد و به آن جهت شرعي و اسلامي داد و جهات منفي و بدش را كه بوي شرك و خرافات و انحراف مي‌داد ممنوع نمود. محمدي نيا، اسدا...، اعياد اسلامي و نوروز، قم، نصايح، 1376، چاپ اول، ص 41.
[10]- نحوه خواندن اين نماز در مفاتيح الجنان در اعمال عيد نوروز ذكر شده است.
[11]- عاملي، شيخ حر؛ پيشين، ج8، ص 173.
[12]- همان، ج3، ص 335.
[13]- قمي، شيخ عباس؛ مفاتيح الجنان، اعمال عيد نوروز، ص 559.
[14]- همان، ص 558.
[15]- همان، ص 559، خصوصاً دعاي «يا مقلب القلوب و الابصار...»

بررسي آسيب ملاقات‌گرايي با امام زمان (عج)

سلام ؛پیشنهاد میکنم خدمت دوستان عزیز این گفتگوی بسیار مفید رو بخوانید!

استاد حائري‌پور از اساتید مركز تخصصي مهدويت با بيان اين‌كه «يك انسان معتقد و منتظر حضرت بايد مواظب باشد كه جريان ملاقات‌گرايي به يك جريان آسيب‌زا در زندگي او تبديل نشود» گفت: كم نيستند كساني كه از علاقه‌ منتظران امام عصر(عج) سوءاستفاده مي‌كنند و با ادعاي ارتباط و ملاقات با حضرت، مردم را فريب مي‌دهند.


حجت‌الاسلام و المسلمين محمدمهدي حائري‌پور در گفت وگو با خبرنگار دين و معارف اسلامي (ايسنا) با ارائه تحليلي از آسيب‌هايي كه در موضوع مهدويت ممكن است علاقه‌مندان و عاشقان ظهور را گرفتار كند، آسيب «ملاقات گرايي» را مورد ارزيابي قرار داد و افزود: موضوع مهدويت از جمله موضوعات بسيار مهم و راهبردي است. اعتقاد به امام زمان(عج) و علاقه و محبت به ايشان از جمله مواردي است كه در دين اسلام و متكب تشيع مورد توصيه و سفارش پيامبر و اهل بيت(ع) بوده است اما بايد توجه داشته باشيم كه گاهي ممكن است آسيب‌هايي در اين اعتقاد بسيار مهم به وجود بيايد و حتي كساني كه معتقد به حضرت و علاقه‌مند به ايشان هستند از ناحيه اين آسيب‌ها مورد هجوم قرار بگيرند و دچار آسيب شوند.

وي يكي از آسيب‌ها در بحث مهدويت را آسيب «ملاقات‌گرايي» دانست و در توضيح آن گفت: در زمان غيبت انسان‌هايي كه معتقد به حضرت هستند دوست دارند ايشان را ملاقات كنند و سعادت ديدار امام عصر(عج) براي‌شان اتفاق بيفتد. همان‌طور كه براي بزرگاني مانند سيدبحرالعلوم و مقدس اردبيلي و علي‌بن مهزيار اتفاق افتاد ضمن آن‌كه بايد توجه داشت كه ملاقات با امام زمان(عج) يك سعادت بزرگ است اما نبايد اين‌طور باشد كه تمام هم و غم و هدف يك انسان معتقد به حضرت اين باشد كه حتما امام زمان خود را در زمان غيبت ملاقات كند.

وي ادامه داد: آن چيزي كه مطلوب و مورد توصيه ائمه اطهار است جلب رضاي امام عصر است؛ يعني يك انسان معتقد به حضرت بايد تلاش كند رضايت امام زمان(عج) را با اعمال و رفتار خود جلب كند و در زمان غيبت اساسا عقل و قاعده بر اين است كه ما از ديدار آن حضرت محروم هستيم و معناي غيبت اين است كه امام عصر(عج) پنهاني زندگي مي‌كند و تا زمان ظهور سعادت ديدار براي كسي اتفاق نمي‌افتد مگر در حالت‌هاي استثناء كه مصلحت بر اين باشد كه سعادت ديدار رخ دهد.

اين كارشناس مباحث مهدويت با اشاره به اين‌كه «يك شيعه معتقد و منتظر امام عصر(عج) علي‌رغم اين‌كه مشتاق ديدار آن حضرت است، در عين حال بايد تسليم خواست خدا باشد» افزود: بايد بپذيريم كه اگر ديداري اتفاق نيفتاد حتما روي مصلحتي بوده است همان‌طور كه اگر هر دعايي مي‌كنيم و آن دعا به اجابت نمي‌رسد و خواسته ما برآورده نمي‌شود تسليم خواست خداوند هستيم و آن را مي‌پذيريم و باز راه بندگي خود را ادامه مي‌دهيم .

وي تصريح كرد: در موضوع مهدويت نيز اگر ما ملاقات و ديدار حضرت را دوست داريم ـ كه امر مطلوبي است ـ اما اگر به اين هدف نرسيديم به هيچ وجه نبايد دچار ياس و نااميدي ‌شويم و اعتقادمان سست گردد، بلكه بايد علاقه و محبت‌مان روز به روز بيشتر ‌شود؛ چراكه پذيرفتيم ديدار، يك خواسته و مطلوب است، اگر اتفاق بيفتد بهتر و اگر اتفاق نيفتاد بايد بپذيريم كه حتما مصلحتي بوده است.

وي با بيان اين‌كه «ممكن است عده‌اي به اشتياق ديدار آن حضرت زندگي كنند، اما در عين حال اين ديدار براي‌شان اتفاق نيفتد اما هيچ وقت دچار ياس و نااميدي نمي‌شوند» خاطرنشان كرد: ملاقات با امام عصر(عج) نسخه‌اي ندارد كه بگوييم اگر كسي آن را انجام داد مثلا اگر 40 شب چهارشنبه به جمكران برود ديدار با امام زمان(عج) اتفاق مي‌افتد اين درست نيست. زيرا هيچ نسخه قطعي وجود ندارد هر چند سفارش‌هايي شده اما آن‌ها فقط راه‌هايي است كه مي‌تواند به ديدار حضرت منتهي شود.

حائري‌پور تاكيد كرد: نسخه‌ قطعي و حتمي وجود ندارد چون ديدار امام زمان (عج) يك خواسته و حاجتي است كه ما به خداوند عرضه مي‌داريم و برآورده شدن حوائج ما وابسته به اين است كه مصلحتي هم وجود داشته باشد و تنها به خواستن ما نيست و ما نمي‌دانيم كه چه چيزي به مصلحت ما هست يا نيست و اين را خداوند متعال تشخيص مي‌دهد.

وي با اشاره به اين‌كه «بايد مواظب باشيم در دوره غيبت ممكن است كساني با ادعا ملاقات با امام زمان(عج) بخواهند افرادي را فريب دهند» گفت: كم نيستند كساني كه متاسفانه از اين علاقه‌ منتظران امام عصر سوء استفاده مي‌كنند و با ادعاي ارتباط و ملاقات با حضرت، مردم را فريب مي‌دهند. ادعا مي‌كنند كه در ديدار با امام عصر پيامي را دريافت كرده‌اند. بايد مراقب بود كه همه اين‌ها دام‌هاي شيطاني است كه شايد برخي ندانسته گرفتار مي‌شوند و بعضي‌ها با غرض و قصد فريب بخواهند افراد را به دام بيندازند.

وي يادآورشد: بايد مراقب بود كه ادعاي ملاقات از هيچ كسي پذيرفته نيست. درست است كه ملاقات در زمان غيبت امكان دارد و بزرگاني هم به اين سعادت نائل آمده‌اند اما اين‌گونه نبوده كه اين بزرگان بعد از اين‌كه مشرف شدند اين قضيه را علني كنند و ادعاي ملاقات داشته باشند.

اين پژوهشگر مباحث مهدويت با بيان اين‌كه «جريان ملاقات با امام عصر (عج) براي افراد خاصي كه محل اسرار بودند انجام شده و اين جريان بعد از رحلت‌ آن‌ها منتشر شده است» افزود: اين‌كه افرادي بيايند در زمان حيات‌شان با زبان خود بگويند و بنويسند كه ملاقات كرده‌اند پذيرفته نيست و از موارد آسيب‌زاست.

وي ادامه داد: يك انسان معتقد و منتظر حضرت بايد مواظب باشد كه جريان ملاقات‌گرايي به يك جريان آسيب‌زا در زندگي او تبديل نشود. همه ما معتقد به امام زمان(عج) بوده و مشتاق ديدار ايشان هستيم اما در عين حال بايد مواظب باشيم كه رضايت حضرت را جلب كنيم و سعي‌مان بر اين باشد كه از راه باطن و قلب و روح با حضرت ارتباط پيدا كنيم.

وي تاكيد كرد: اين همان نقطه مطلوب است؛ بنابراين بايد سعي كنيم ياد آن حضرت پيوسته در دل‌هاي ما باشد و هر روز با خواندن دعاي عهد با آن حضرت تجديد عهد كنيم و ارتباط قلبي پيدا كنيم و اين همان چيزي است كه مورد توصيه و مطلوب پيامبر و ائمه اطهار (ع) بوده است.

ذکر بگوییم ؟!

با عرض سلام خدمت شما دوستان ایمانی و گرامی در این پست میخواهم در مورد چگونه ذکر بگوییم؟! نگاهی داشته باشیم تا بدانیم و عمل کنیم :

 امام علی (علیه السلام)، از ذکر زیبای الهی سخن به میان آورده و خطاب به فرزند خود می‌فرماید: (و عمارة قلبک بذکره) و تو را سفارش می‌کنم که، دلت را با یاد خدا زنده کنی.


تعبیر به (عمارة قلبک بذکره) از ناحیه‌ی مولای متقیان بیانگر آن است که خانه قلب آدمی بدون ذکر خدا، به ویرانه‌ای می‌ماند که هرگز بذر خوبی‌ها و صفات برجسته‌ی انسانی در آن سبز و شکوفا نمی‌شود. بنابراین می‌توان گفت: این ذکر ارزشمند الهی است که همچون دانه‌های حیات بخش باران می‌تواند زمین خشکیده‌ی دل آدمی را طراوت بخشیده و از این طریق درخت تنومند ایمان را در خانه قلب انسان آبیاری نماید.

 
چگونه ذکر بگوییم؟!

نکته‌ی حائز اهمیت پیرامون موضوع ذکر آن است که اگر چه ذکر زبانی بسیار خوب و پسندیده است، اما هرگز نباید به آن بسنده و اکتفاء نماییم، بلکه همواره باید بکوشیم که ذکر خدا را به خانه دل راه داده، تا در اثر آن، زبان دل نیز همراه با زبان سر، به ذکر و یاد خدا بپردازد، که علماء علم اخلاق از چنین ذکری، به ذکر قلبی تعبیر می‌کنند.
ذکر خدا آن است که چون تصمیمی بر معصیت می‌گیرد، خداوند متعال را یاد کند و یاد خدا میان او و معصیت فاصله شود، و این همان چیزی است که خداوند عزوجل درباره‌ی آن فرموده است: همانا پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان می‌شوند، به یاد خدا می‌افتند (و در پرتو ذکر او حق را دیده) و در این هنگام بینا می‌شوند

مهم‌ترین اثر سودمند ذکر قلبی آن است که آدمی در سایه‌ی دست یافتن به آن، در برابر دستورات الهی سر تسلیم فرود آورده، و از عمق جان پذیرای آن‌ها خواهد شد.

در حقیقت می‌توان گفت: ذکر قلبی را رابطه‌ی تنگاتنگی با اعمال و رفتار آدمی داشته، به گونه‌ای که در اثر آن انسان از زشتی‌ها پرهیز نموده، و رخت وجود خویش را از چرک گناهان پاک نگه خواهد داشت. در روایتی ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی حقیقت ذکر می‌فرماید: «و هُوَ اَن یذکر الله عزوجل عند المعصیة یَهُمُّ بها فیحول ذکر الله بَینَهُ و بین تلک المعصیة و هُوَ قول الله عزوجل – اِنَّ الذین اتّقوا إذا مَسَّهُم طائفٌ من الشیطانِ تذکّروا فإذاهم مبصرون»3 (ذکر خدا آن است که چون تصمیمی بر معصیت می‌گیرد، خداوند متعال را یاد کند و یاد خدا میان او و معصیت فاصله شود، و این همان چیزی است که خداوند عزوجل درباره‌ی آن فرموده است: همانا پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان می‌شوند، به یاد خدا می‌افتند (و در پرتو ذکر او حق را دیده) و در این هنگام بینا می‌شوند)

شایسته است که بدانیم خالق هستی به پاس چنین ذکری، انسان را به طرز شگفت انگیزی مورد توجه خود قرار داده، و از الطاف ویژه‌ی خود او را بهره‌امند خواهد ساخت.

در روایتی که از قول یکی از دو امام بزرگوار از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام در این باره وارد شده است، امام (علیه السلام) می‌فرماید: «فرشته جز آنچه می‌شنود نمی‌نویسد، و خداوند متعال فرموده: «پروردگار خود را به حال زار و پنهانی در دل خود یاد کن» و ثواب این گونه ذکر را که انسان در نفس خود می‌گوید، به خاطر عظمت و بزرگی‌ای که دارد، کسی جز خدا نمی‌داند»4

بنابراین در راه ذکر خدا هرچه تلاش نموده، و در این باره سختی‌ها را تحمل نماییم، باز هم کم است.

در پایان این بخش لازم به ذکر است که ذکر قلبی امری است بس دشوار، که به سادگی نمی‌توان از پس آن برآمد، بلکه در این مسیر باید مراحلی را طی نمود، تا به مرور زمان به چنین گنج ارزشمندی دست یابیم.
ذکر قلبی را رابطه‌ی تنگاتنگی با اعمال و رفتار آدمی داشته، به گونه‌ای که در اثر آن انسان از زشتی‌ها پرهیز نموده، و رخت وجود خویش را از چرک گناهان پاک نگه خواهد داشت

استاد برجسته علم اخلاق و عارف کامل «امام خمینی قدس سره» در کتاب ارزشمند شرح چهل حدیث از قول استاد بزرگوار خود مرحوم شاه آبادی نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «شخص ذاکر باید در ذکر مثل کسی باشد که به طفل کوچک که زبان باز نکرده می‌خواهد تعلیم کلمه را کند [یعنی کلمه‌ای را به او یاد دهد]؛ تکرار می‌کند تا اینکه او به زبان می‌آید و کلمه را ادا می‌کند. پس از آنکه او ادای کلمه را کرد، معلم از طفل تبعیت می‌کند؛ و خستگی آن تکرار برطرف می‌شود و گویی از طفل به او مددی می‌رسد، همین طور کسی که ذکر می‌گوید باید به قلب خود که زبان ذکر باز نکرده، تعلیم ذکر کند و نتیجه‌ی تکرار اذکار آن است که زبان قلب گشوده شود، و علامت گشوده شدن زبان قلب آن است که زبان از قلب تبعیت کند و زحمت و تعب تکرار مرتفع شود.»5

 
ذکر «الله اکبر» بر زبان مرد خدا

اگر انسان در این دنیا فراوان به یاد خدا باشد، به گونه‌ای که علاوه بر زبانش، قلب و جانش نیز به این ذکر شریف عادت نماید، نتیجه‌ی چنین امری را در لحظه مرگ خواهد دید، چرا که عادت به ذکر زیبای الهی باعث می‌شود که در آن لحظه‌ی حساس نیز آن را به زبان جاری نماید و حداقل از خاطرش بگذراند که این خود امری است ارزشمند که در سایه‌ی آن بسیاری از سختی‌ها و مشکلات آن زمان هولناک بر انسان سهل و آسان شود.

در اینجا به منظور تأیید مطلب، به داستان یکی از مردان بزرگ الهی به هنگام مرگ اشاره می‌کنیم، به امید آنکه رشته‌ی علم و یقین در وجودمان مستحکم شده و غبار هرگونه تردیدی در این باره از صفحه‌ی ذهن پاک شود:

جناب حجت الاسلام و المسلمین توسلی نقل می‌کند که امام دائماً در حال ذکر بودند حتی در یکی از موارد وقتی به هوش آمده بودند، لب‌های مبارکشان تکان می‌خورده است. وقتی دکتر گوشش را جلو می‌برد می‌شنوند که امام «الله اکبر» می‌گویند. با همان حال ذکر گفتن نیز از دنیا رفتند.6

 

پی نوشت ها :

1-فرازی از نامه 31 نهج البلاغه، ص520، ترجمه محمد دشتی

2- سوره حجرات- آیه‌ی 13

3- بحارالانوار، ج90، ص151، ح6

4- کافی، ج2، ص502

5- برگرفته از کتاب شرح چهل حدیث، نوشته امام خمینی، ص292-293

6- برگرفته از کتاب سیره آفتاب، ص

ولادت شاه عبدالعظیم الحسنی (ع) مبارک

اَلسَّلامُ عَليْكَ يا اَبَاالْقاسِمِ بْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبي
اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ بِِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَة سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي


به مناسبت سالروز ولادت با سعادت حضرت عبدالعظيم الحسنی(ع)  گفتارهاي از رهبر معظم انقلاب که در حرم حضرت عبدالعظيم (ع) درباره اين امام‌زاده بزرگوار بیان فرمودند تقدیم شما عزیزان میکنم.


اذن دخول بر لبش بود وقتي از ايوان اصلي وارد حرم حضرت عبدالعظيم عليه‌السلام شد و زيارت‌نامه در دستانش ورق مي‌خورد وقتي روبه‌روي ضريح مطهر، تنها نگاه، نامه‌رسان دل شده بود و دوربين‌ها در سكوت، ثبت‌كننده خاطره يك روز به يادماندني براي همه مردم شهرري شدند؛ كساني كه خود را اهالي شاه عبدالعظيم مي‌دانند.

صبح ششمين روز از آبان 1373 بازار و كوچه‌ها و خيابان‌هاي منتهي به حرم، از همه روزهاي ديگر متفاوت بود. انبوه زائران حرم سيدالكريم (ع)، در اين روز اما به زيارت يكي از زائران حضرت عبدالعظيم(ع) آمده بودند.

خاطره ديدار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با مردم شهرستان ري در صحن اصلي آستان مقدس، هنوز هم در ذهن جوانان و نوجوانان شانزده سال پيش، پُر از خاطرات به يادماندني است. همه آن روز را به ياد دارند، وقتي كه رهبر معظم انقلاب با اظهار ارادت به مقام والاي حضرت عبدالعظيم الحسني(ع)، جناب حمزة بن ‌موسي و جناب طاهر عليهم‌السلام گفتند: «ما در زير سايه اين بزرگوار و در جوار اين بقعه مقدس قرار داريم و تهران با همه عظمتش منور به نور اين بقعه مباركه است.»

زيارت او زيارت حسين(ع) است

رهبر انقلاب در آن ديدار با تمجيد از مقام برجسته علمي و معنوي حضرت عبدالعظيم الحسني(ع)، از ايشان به عنوان يك محدث عظيم‌الشأن و يك مؤلف بزرگ نامبردند و بيان كردند: «تا جايي كه براي ما محرز شده است، حضرت عبدالعظيم اولين كسي است كه خُطب اميرالمؤمنان(ع) را در يك كتاب جمع‌آوري كرده است و تقريباً در 150 سال قبل از گردآوري نهج‌البلاغه بوسيله سيد رضي، نهج‌البلاغه‌اي متشكل از خطب اميرالمؤمنين را تأليف كرده است.»
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي همچنين بر مقام والاي معنوي حضرت عبدالعظيم الحسني(ع) تأكيد كرده و گفتند: «درباره مقام معنوي ايشان هم روايت است كه كسي از اهالي ري خدمت امام هادي(ع) رسيد و عرض كرد كه من به زيارت حضرت حسين ابن‌علي(ع) به كربلا رفته بودم و حضرت به ايشان فرمودند كه اگر عبدالعظيم(ع) را در ري زيارت كني، مثل اين است كه حضرت ابي‌عبدالله الحسين(ع) را در كربلا زيارت كرده باشي.»
اما رهبر انقلاب در توضيح اين روايت به يك نكته خاصي اشاره كردند و آن انگيزه حضرت امام هادي(ع) از بيان اين روايت بود كه ايشان مي‌خواستند كه اين مشعل نوراني در اين نقطه از ايران بدرخشد و همچنين مي‌خواستند كه آحاد ملت مسلمان از نور اين مشعل انوار اهل بيت(ع) بهره‌مند شوند.
رهبر انقلاب در اين ديدار در ذكرِ يك روايت ديگر نيز گفتند: يك روايت ديگر از حضرت هادي عليه‌السلام است كه هم جنبه علمي حضرت عبدالعظيم الحسني عليه‌السلام را نشان مي‌دهد و هم جنبه معنوي ايشان را و آن اين است كه كسي خدمت امام هادي عليه‌السلام مي‌رسد و حضرت از او مي‌پرسد: «تو از كجا هستي؟» و او پاسخ مي‌دهد: «اهل ري هستم» و حضرت به او مي‌فرمايند: «تو هر مشكلي در امر دين داشتي مي‌تواني به عبدالعظيم مراجعه كني يعني ايشان را به عنوان يك مرجع ديني معرفي مي‌كنند و سپس مي‌فرمايند: «سلام من را به ايشان برسان» كه اين هم گوياي مقام و منزلت معنوي ايشان است.

دانش، تقوا و مبارزه، پايه‌هاي اساسي نظام اسلامي

ايشان همچنين خطاب به جوان‌ترها گفتند: جوان‌ها توجه كنند. ميراث ارزشمندي كه در طول سال‌ها دست به دست از نسل‌هاي گذشته به نسل امروز رسيده است، حامل يك نكته مهم است و آن اين‌كه در تفكر و تمدن اسلامي، سه نكته دانش، تقوا و مبارزه سه نكته مهم‌اند كه هميشه با هم همراهند و پايه‌هاي اساسي نظام اسلامي هم همين سه نكته مهم است.
آقا فرمودند: نكته سوم هم درباره حضرت عبدالعظيم الحسني عليه‌السلام وجود دارد اين‌كه ايشان به عنوان يك «جهاد في سبيل‌الله» زندگي را مي‌گذرانيده است، زيرا اگر ايشان مبارز نبود حكومت فاسد عباسي در آن زمان او را تعقيب نمي‌كرد و اگر پرچم عدالت‌خواهي در دست ايشان نبود، بلاشك اين مرد عالم، از موطن خود كه مدينه و حجاز است به ري هجرت نمي‌كرد و خصوصاً به زندگي دشوار دچار نمي‌شد.

اینم شعری بسیار زیبا و دل نشین از امیر حسین محمود پور*

این یا کریم مثل همه یا کریم ها

در فکر بام توست به رسم قدیم ها

"من زار" خاک ری چو "حسین بکربلا"
زائر شود هر آن که بر عبدالعظیم ها

باید نشست رو به ضریحت سلام داد
تا این که جلوه گر شود این جا کلیم ها

اصلاً بعید نیست که آقایمان کنند
وقتی طرف حساب شود با کریم ها

این شهر بی وجود شما ارزشی نداشت
با این حساب لطف شما از قدیم ها

این شهر با وجود شما قبله می شود
هر گوشه ی ضریح شما چون حطیم ها

روزی سه بار می دهمت السلام و بعد
عاشق شدن به سبک همه یا کریم ها

راه هایی برای آسان حفظ کردن قرآن

امام صادق(ع) فرمود؛ کسی که قرآن را حفظ کند و به آن عمل نماید، در قیامت رفیق فرشتگان و سفرای الهی خواهد بود

سلام امروز تو حال و هوای خودم بودم و داشتم نگاه میکردم به بندگی خودم و پرودگار مهربان عالم و در همین حال  بودم که بازم دقت کردم به معنای حقیقی بعنوان یک بچه شیعه و پیرو راه اهل بیت (ع) چهقدر از قرآن میدونم و اصلا چندتا آیه و سوره از این کتاب بزرگ و نورانی حفظ کردم ...

لذا دیدم این پست وب سید رو اختصاص بدم به این موضوع بسیار مهم !

حفظ قرآن آمادگی و مقدماتی را نیاز دارد که به برخی اشاره میکنم:

1- قصد و اراده: تصمیم اولین محرّک هر شخص برای دستیابی به مقامات بالا است.نیّت هر فردی در زمینة حفظ قرآن ابتدا فقط باید خدا باشد و با استمداد از عنایت الهی وارد حفظ قرآن شود.

2- پشتکار قوی: اراده و تصمیم جدی وقتی با همت و پشتکار همراه گشت، زمینه ساز پیشرفت و تکامل می گردد.

3- توکّل به خدا: "من یتوکّل علی اللّه فهم حسبه؛ هر کس به خدا توکل کرد، خدا او را کفایت می کند".بعد از قصد و نیت خدا جویانه، و تلاش و پشتکار مهمترین عامل موفقیت، توکل به خدا است.

4- دعا:‌برای کسب موفقیت بیشتر در زمینه حفظ قرآن و هر امر دیگری انسان نیازمند به ارتباط با خدا و راز و نیاز با او است.

عواملی که در سهولت حفظ قرآن مؤثرند:

اموری که حفظ قرآن را آسان می سازند و موجب می شوند که انسان زودتر به مقصد برسد، عبارتند از:

1- قرآن انتخابی: انتخاب یک نوع قرآن معیّ با چاپ مرغوب، عامل مؤثری در سهولت و افزایش سرعت حفظ است.
2- برنامه ریزی دقیق و منظم: عالم چون نظم دارد، هستی و بقا دارد. خداوند نظم آفرین، اهمیت نظم را در دستگاه آفرینش با تعبیرات مختلفی بیان کرده است و از این طریق انسان را به داشتن نظم و رعایت میزان و عدالت (که به معنی نظم و قرار دادن هر چیزی در جایش می باشد) دعوت کرده است.

اگر در همة امور زندگی، مخصوصاً در فعالیت های علمی وحفظ قرآن و برنامة روزمرة دقیق و حساب شده و منظمی وجود داشته باشد، زودتر و آسان تر می توان به هدف رسید و شاهین پیروزی را به پرواز در آورد.
وقت و شرایط مناسب را خود انسان باید به وجود آورد، نه این که در انتظار پیش آمدن فرصت ها بنشیند.

در برنامه ریزی نکاتی را باید مدنظر قرار دارد، از جمله:

1- مبنای برنامه ریزی صفحات قرآن باشد، نه آیات، چون طول آیات یکسان نیست.
2- حفظ قرآن در برنامة هر روز باید قرار گیرد و هیچ وقت از آن تخلّف نشود.
3- برای این که برنامه ریزی با واقعیت های زندگی هماهنگ باشد لازم است در برنامه، حداقل فاصله زمانی برای حفظ در نظر گرفته شود، ولی حداکثر آن مشخص نباشد تا برنامه قابل انعطاف گردد.
4- برای این که حفظ از عمق بیشتری برخوردار باشد و دیرتر از خاطر انسان برود بهتر است برنامة‌ حفظ را در چهار مرحله در هر شبانه روز تنظیم نماید:

چهار مرحله:

مرحلة اوّل:با دقت و تمرکز به آیات نگاه می کنیم.
مرحلة دوّم: با دقت بیشتر و با توجه به ترجمه و معنای آیاتی که باید حفظ کنیم، می نگریم.
مرحله سوم: شروع می کنیم به حفظ کردن.
مرحلة چهارم: خود آزمایی. بهترین زمان برای خود آزمایی پیش از خوابیدن است آن چه را که در روز حفظ کرده ایم. شب پیش از خواب از خود امتحان می گیریم.

3- زمان مناسب: مسئلة زمان را از دو جهت باید در نظر داشت:
اوّلاً : در ساعات ثابت و معیّنی باشد. همان گونه که هنگام فرا رسیدن شام یا ناهار به علت ترشحات معده، احساس گرسنگی می کنیم، یعنی معدة خود را برای دریافت غذا آماده ساخته است، اگر حفظ مطالب نیز در زمان و ساعت مشخصی انجام گیرد، حافظة انسان به تدریج خود را آمادة پذیرش آیات جدید می نماید.
ثانیاً: ساعات معیّن برای حفظ و مطالعه را چه زمانی انتخاب کنیم؟
بی گمان یکی از مناسب ترین وقت ها برای حفظ و مطالعه، ساعات شروع روز است که ذهن بعد از استراحت شبانه، آمادگی بیشتری برای فعالیت دارد. تجربه ثابت کرده است که سحرگان و صبحگاهان بهترین زمان برای فعالیت های علمی و حفظ است. مشکل بیداری با مقاومت چند روزه حل می گردد و بعد از چند روز لذّت و شیرینی سحر خیزی را تحصیل خواهد نمود.
بعد از صبح و سحر، هر زمانی که انسان آمادگی و شرایط لازم را برای حفظ داشته باشد، مناسب ترین زمان است.
4- مکان مناسب: برخی از ویژگی های مکان مناسب برای مطالعه و حفظ کردن عبارتند از:
1- خلوت ، ساکت، ساده و بی پیرایه: هر مکانی که در تمرکز حواس اختلاف ایجاد کند، مکان مناسبی نیست.
2- محیط هایی که دارای هواس سالم و آزاد و لطیف باشند و گرایش به برودت و سردی داشته باشد، زیرا های گرم علاوه بر این که کسالت آور و خسته کننده و همراه با خواب آلودگی است، توان حافظه را کاهش می دهد و تمرکز حواس را از بین می برد.
3- نور و رنگ، کافی و متعادل باشد.
4- تمرکز حواس و تقویت اراده: با تقویت اراده، حواس خود را متمرکز کنید، و از نفوذ افکار خارجی و خاطره های تلخ و شیرین که ذهن را به خود مشغول می کند، جلوگیری نمایید.
کلیة عواملی را که می توانندباعث پراکندگی افکار شوند، مثل گرسنگی، تشنگی، خستگی، اضطراب، نگه داشتن ادرار یا به کسی قول دادن یا انتظار کشیدن از بین ببرد.
5- دوست گیری در حفظ: حافظ قرآن، فردی را که از جهات اخلاقی و رعایت نظم و قول و وعده، اهل رعایت و تقوا است، به عنوان دوست حفظ قرآن برگزیند، و هماهنگ قرآن را حفظ کنند و زمانی را برای تمرین و پرسش هم دیگر تعیین نمایند.
6- تکرار: هر آیه ای را تا به خوبی حفظ نکرده ایم، برای حفظ آیه بعدی اقدام نکنیم. پس از حفظ کردن،‌ اقلاً پنج بار تکرار کنیم. پس از حفظ پنج آیه، مجدداً هر پنج آیه را با هم تکرار کنید.
هر هفته یک بار آن چه را که در طول هفته حفظ کرده اید، تکرار نمایید و برای این که آیات در ذهنتان استقرار پیدا کنند و هیچ گاه فراموش نشود. هر ماه یک بار آن چره که حفظ کرده اید، تکرار کنید.
پاسخ نامه را با ذکر دو حدیث به پایان می بریم:
امام صادق(ع) فرمود: "الحافظ القرآن، العامل به، مع السفره الکرام البرره؛ کسی که قرآن را حفظ کند و به آن عمل نماید، در قیامت رفیق فرشتگان و سفرای الهی خواهد بود".[1]
کسی که قرآن را با زحمت و بسیار خواندن حفظ کند، خداوند دو برابر پاداش حفظ قرآن را به وی می دهد.[2]
پاورقی:
1)محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 4، چاپ سوم، ترجمة باقر کمرئی، ص 413، باب فضل حامل القرآن، حدیث 2.
2) همان، ص 414، حدیث 4.