چگونه نوه قیصر روم، همسر امام حسن عسکری شد؟

(نرجس خاتون) مادر امام عصر (علیه السلام) یکى از ملکه هاى وجاهت وزیبایى است که از نسل حواریون عیسى بن مریم بوده است. قدرت الهى آن بانوى مکرمه را براى همسرى حضرت عسکرى (علیه السلام) از روم به سامرا فرستاده تا گوهر تابناک وجود مهدویت در آن رحم پاک پرورش یابد.


نرجس خاتون که نام دیگر او ملیکا بود، نوه قیصر روم و از خاندان شمعون، وصى بلا فصل حضرت مسیح است.

اما ماجرا از این قرار است که:

بشر بن سلیمان برده فروش، از فرزندان ابو ایوب انصارى و از شیعیان با اخلاص حضرت امام هادى وامام حسن عسکرى بود و در سامره افتخار همسایگرى حضرت عسکرى را داشت. او گفت که روزى کافور - یکى از خدمتگزاران امام هادى (علیه السلام) - به خانه ام آمد وگفت: امام با شما کار دارد، وقتى من به خدمت حضرت رسیدم، چنین فرمود: اى بشر تو از اولاد انصار هستى که در زمان ورود حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) به یارى آن جناب به پا خاستند، ودوستى شما نسبت به ما اهل بیت مسلم است، بنابراین به شما اطمینان زیادى دارم ومى خواهم به تو افتخارى بدهم. رازى را با تو در میان مى گذارم که نزدت محفوظ بماند. سپس نامه پاکیزه اى به خط وزبان رومى مرقوم فرموده وسر آن نامه را با خاتم مبارکش مهر کرد، وکیسه زردى که در آن 225 اشرفى بود بیرون آورد وفرمود: این کیسه را بگیر وبه بغداد برو، وصبح فلان روز سر پل فرات مى روى، در این حال کشتى مى آید، در آن اسیران زیادى خواهى دید که بیشتر آنان مشتریان فرستادگان اشراف بنى عباس خواهند بود وکمى از جوانان عرب هستند.

در چنین وقتى متوجه شخصى به نام عمر بن زید برده فروش باش که کنیزى با چنین وصفى خواهى دید که خود را از دسترس مشتریان حفظ مى کند. در این حال صداى ناله اى به زبان رومى از پس پرده رقیق ونازکى خواهى شنید که بر هتک احترام خود مى نالد.

بشر بن سلیمان گوید: من به فرموده حضرت امام على النقى عمل کردم وبه همانجا رفتم وآنچه امام فرموده بود من دیدم ونامه را به آن کنیزک دادم، چون نگاه وى به نامه حضرت افتاد به شدت گریه کرد ونگاه (به عمر بن زید) کرد وگفت: مرا به صاحب این نامه بفروش، وقسم یاد نمود که در غیر این صورت خودم را هلاک خواهم کرد.

من در تعیین قیمت با فروشنده گفتگوى زیادى کردم تا به همان مبلغى که امام داده بود راضى شد، من هم پول را تسلیم کردم وبا کنیزک که خندان وشادان بود به محلى که قبلا در بغداد تهیه کرده بودم، در آمدیم. پس از ورود، دیدم نامه را با کمال بى قرارى از جیب خود درآورد وبوسید وروى دیدگان ومژگان خود نهاد وبر بدن وصورت خود مالید.

گفتم: خیلى شگفت است که شما نامه اى را مى بوسى که نویسنده آن را نمى شناسى. گفت: آنچه مى گویم بشنو، تا علت آن را دریابى: من ملکه دختر یشوعا، پسر قیصر روم هستم، مادرم از فرزندان حواریین است واز نظر نسب، نسبت به حضرت عیسى دارم، بگذار داستان عجیب خودم را برایت نقل کنم.

جد من قیصر میخواست مرا در سن سیزده سالگى براى برادرزاده اش تزویج کند. سیصد نفر از رهبانان وقسیسین نصارى از دودمان حواریین عیسى بن مریم وهفتصد نفر از رجال واشراف وچهار هزار نفر از امرا وفرماندهان وسران لشگر وبزرگان مملکت را جمع نمود، آنگاه تختى آراسته به انواع جواهرات را روى چهل پایه نصب کرد، وقتى که پسر برادرش را روى آن نشانید صلیبها را بیرون آورد واسقفها پیش روى او قرار گرفتند وانجیلها را گشودند، ناگهان صلیبها از بلندى روى زمین ریخت وپایه هاى تخت درهم شکست.

پسرعمویم با حالت بیهوشى از بالاى تخت بر روى زمین درافتاده ورنگ صورت اسقفها دگرگون گشت وبه شدت لرزید.

بزرگ اسقفها چون چنین دید، به جدم گفت: پادشاها! ما را از مشاهدى این اوضاع منحوس، که علامت بزرگى مربوط به زوال دین مسیح ومذهب پادشاهى است، معاف بدار.

جدم در حالى که اوضاع را به فال بد گرفت، به اسقفها دستور داد تا پایه هاى تخت را استوار کنند ودوباره صلیبها را برافرازند وگفت: پسر بدبخت برادرم را بیاورید تا هر طور هست این دختر را به وى تزویج نمایم تا شاید که این وصلت مبارک، نحوست آن از بین برود.

وقتى که دستور ثانوى او را عمل کردند، هر چه که در دفعه اول دیده بودند تجدید شد، مردم پراکنده گشتند وجدم با حالت اندوه به حرمسرا رفت وپرده ها بیفتاد.

همان شب در عالم خواب دیدم مثل اینکه حضرت عیسى وشمعون وصى او وگروهى از حواریین در قصر جدم قیصر اجتماع کرده اند ودر جاى تخت منبرى که نور از آن مى درخشید قرار داد. طولى نکشید که (محمد) (صلى الله علیه وآله وسلم) پیغمبر خاتم وداماد وجانشین او وجمعى از فرزندان او وارد قصر شدند. حضرت عیسى به استقبال شتافت وبا حضرت (محمد) معانقه کرد وحضرت فرمود: یا روح الله! من به خواستگارى دختر وصى شما شمعون براى فرزندم آمده ام، ودر این هنگام اشاره به امام حسن عسکرى (علیه السلام) نمود، حضرت عیسى نگاهى به شمعون کرده وگفت: شرافت به سوى تو روى آورده است، با این وصلت با میمنت موافقت کن، او هم گفت: موافقم.

آنگاه دید که حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) بالاى منبر رفت وخطبه اى بیان فرمود ومرا براى فرزندش تزویج کرد، سپس حضرت عیسى وحواریون را گواه گرفت، وقتى که از خواب بیدار شدم از ترس جان خود، خواب را براى پدرم وجدم نقل نکردم وپیوسته آن را در صندوقچه قلبم نهفته وپوشیده مى داشتم.

از آن شب به بعد قلبم از فرط محبت به امام عسکرى (علیه السلام) موج مى زند تا به جایى که از خوراک بازماندم، وکم کم رنجور ولاغر شدم، وبه شدت بیمار گردیدم. جدم تمام پزشکان را احضار کرد وهمه از مداواى من عاجز گردیدند، وقتى از مداوا مایوس شدند جدم گفت: اى نور دیده! شما هر خواهشى دارى به من بگو تا حاجتت را برآورم. گفتم: پدر جان! اگر در به روى اسیران مسلمین بگشایى وقید وبند از آنان بردارى واز زندان آزاد گردانى امید است که عیسى ومادرش مرا شفا دهند.

پدرم درخواست مرا پذیرفت ومن نیز به ظاهر اظهار شفا وبهبودى کردم وکمى غذا خوردم، پدرم خیلى خوشحال شد واز آن روز به بعد، نسبت به اسیران مسلمین احترام شدید انجام مى داد.

در حدود چهارده شب از این ماجرا گذشت. باز در خواب دیدم که دختر پیغمبر اسلام، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به همراهى حضرت مریم وحوریان بهشتى به عیادت من آمدند، حضرت مریم به من توجه کرد وفرمود: این بانوى بانوان جهان، ومادر شوهر تو است. من فورى دامن مبارک حضرت زهرا را گرفتم وبسیار گریستم واز این که امام حسن عسکرى (علیه السلام) به دیدن من نیامده خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) شکایت کردم، فرمود: او به عیادت تو نخواهد آمد، زیرا تو به خداوند متعال مشرکى ودر مذهب نصارا زندگى مى کنى، اگر مى خواهى خداوند وعیسى ومریم از تو خشنود باشند ومیل دارى فرزندم به دیدنت بیاید، شهادت به یگانگى خداوند ونبوت پدرم که خاتم الانبیا است بده، من هم حسب الامر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آنچه فرموده بود گفتم، حضرت مرا در آغوش گرفت واین باعث بر بهبودى من شد، آنگاه فرمود: اکنون به انتظار فرزندم حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) باش که او را به نزدت خواهم فرستاد.

وقتى از خواب بیدار شدم، شوق زیادى در تمام اعماق وجودم راه یافت ومشتاق ملاقات آن حضرت بودم تا اینکه شب بعد امام را در خواب دیدم، در حالى که از گذشته شکوه مى نمودم، گفتم: اى محبوبم، من که خود را در راه محبت تو تلف کردم، فرمود: نیامدن من علتى جز مذهب تو نداشت، ولى حالا که اسلام آورده اى، هر شب به دیدنت مى آیم تا آنکه کم کم وصال واقعى پیش آید، از آن شب تا حال پیوسته در عالم خواب خدمت آن حضرت بودم.

(بشر بن سلیمان) پرسید چگونه در میان اسیران افتادى؟ گفت: در یکى از شبها در عالم خواب حضرت عسکرى را دیدم فرمود: فلان روز جدت قیصر، لشگرى به جنگ مسلمانان مى فرستد، تو مى توانى به طور ناشناس در لباس خدمتگزاران همراه با عده اى از کنیزان که از فلان راه مى روند به آنها ملحق شوى.

من به فرموده حضرت عمل کردم، وپیش قراولان اسلام با خبر شدند وما را اسیر گرفتند وکار من به اینجا کشید که دیدى، ولى تا به حال به کسى نگفتم که نوه پادشاه روم هستم. تا اینکه پیرمردى که در تقسیم غنایم جنگى سهم او شده بودم، نامم را پرسید، من اظهار نکردم وگفتم: نرجس. گفت: نام کنیزان؟

(بشر) گفت چه بسیار جاى تعجب است که تو رومى هستى وزبانت عربى است؟

گفتم: جدم در تربیت من جهدى بلیغ وسعى بسیارى داشت، وزنى را که چندین زبان مى دانست، براى من تهیه کرده بود واز صبح وشام نزد من مى آمد وزبان عربى به من مى آموخت، روى همین اصل است که مى توانم عربى حرف بزنم.

(بشر) مى گوید: وقتى او را به سامره خدمت امام على النقى (علیه السلام) بردم، حضرت از وى پرسید: عزت اسلام وذلت نصارى وشرف خاندان پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) را چگونه دیدى؟

گفت: در موردى که شما از من داناترید چه بگویم. فرمود: مى خواهم ده هزار دینار ویا مژده مسرت انگیزى به تو بدهم، کدام یک را انتخاب مى کنى؟ عرض کرد: فرزندى به من بدهید، فرمود: تو را مژده به فرزندى مى دهم که شرق وغرب عالم را مالک مى شود وجهان را پر از عدل وداد خواهد کرد پس از آنکه پر از ظلم وجور شده باشد.

عرض کرد: این فرزند از چه شوهرى خواهد بود؟ فرمود: از آن کس که پیغمبر اسلام در فلان شب در فلان ماه وفلان سال رومى تو را براى او خواستگارى نمود، در آن عیسى بن مریم و وصى او تو را به چه کسى تزویج کردند؟

گفت: به فرزند دلبند شما، فرمود او را مى شناسى؟ عرض کرد: از شبى که به دست حضرت فاطمه (علیها السلام) اسلام آوردم، دیگر شبى نبود که او به دیدن من نیامده باشد.

آنگاه حضرت امام على النقى (علیه السلام) به (کافور) خادم فرمود: خواهرم حکیمه را بگو نزد من بیاید، وقتى که آن بانوى محترم آمد فرمود: خواهرم این همان زنى است که گفته بودم، حکیمه خاتون آن بانو را مدتى در آغوش خود گرفت واز دیدارش شادمان گردید، آنگاه حضرت فرمود: اى عمه او را به خانه خود ببر و فرایض مذهبى و اعمال مستحبه را به وى یاد بده که او همسر فرزندم حسن و مادر قائم آل محمد (علیه السلام) است.

منابع: کتاب غیبت، شیخ طوسى، ص 124. - کشف الحق، خاتون آباى، ص 34.

آقا و مولایی که اکنون نیز در میانِ ماست

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمان الرحیم

و صلی الله علیک یا ولی العصر ادرکنا و السلام علیک یا سیدی و رحمة الله و برکاته.

و اما بعد

خجسته میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج)بر شما منتظران حقیقی مبارک باد

سيماي ظاهري امام مهدي ‏(ع)

«علي بن ابراهيم بن مهزيار اهوازي» كه بيست مرتبه به شوق ديدار مولايش ـ امام مهدي(ع) ـ به حج مشرف شد و سرانجام به آرزوي خود دست يافت، در گزارش ديدار خود، آن حضرت را اين گونه توصيف مي‌كند. او ميانه بالابود، نه بسيار بلند قد و نه بسيار كوتاه قد. صورتي گرد، سينه‏ اي فراخ، پيشاني سفيد و ابرواني به هم پيوسته داشتبر گونه راست او خالي بود؛ چون دانه مشك كه بر قطعه عنبر ساييده باشد.1

«ابراهيم بن مهزيار» نيز كه به شرف ملاقات امام مهدي‏(ع) رسيده است، در بيان خصال آن امام مي‏گويد: او جواني نورس و نوراني و سپيد پيشاني بود با ابرواني گشاده و گونه‏ ها و بيني كشيده و قامتي بلند و نيكو چون شاخه سرو. گويا پيشاني‏اش ستاره‏اي درخشان بود و برگونه راستش، خالي بود كه مانند مشك و عنبر بر صفحه‏ اي نقره‏ اي مي‏درخشيد. بر سرش، گيسواني پرپشت و سياه و افشان بود كه روي گوشش را پوشانده بود. سيمايي داشت كه هيچ چشمي برازنده‏تر و زيباتر و با طمأنينه‏ تر و باحياتر از آن نديده است..2

هم­قطارانِ عزیز!

قطاری سریع السّیر در حرکت است، مملو از مردمان گونه گون.

قطاری بی وقفه که حتی مسافران خود را در حال حرکت پیاده می کند!

و مسافران تنها اندک زمانی میهمان اند و به سرعت باید قطار را ترک کنند.

به درون قطار می رویم؛ چه هنگامه ای است! بازار های مکاره، خرید و فروشِ عمر و مشتریان مشتاق و غافل از عاقبت!

چنان سرگرمِ زرق و برق قطارند که اصلاً به پایان راه نمی­اندیشند!

تذکرات صاحب قطار را هم جدی نمی گیرند؛ انگار اصلاً نمی شنوند!

این قطار عمر من و توست.

چندی پیش، درمانده و رنجور از مشکلات، با کلماتی از قرآن رو به رو شدم؛ نمی دانستم به کدام سو روم:
﴿ لِکلِّ قَومٍ هادٍ ؛ چه پیام مهمی! دقت کنید.

خداوند برای همه­ی اقوام، همه­ی مردمان و در همه­ی زمان­ها یک هدایت­گر قرار داده است.

امام زمان علیه­السلام، موعود امت­ها، همان مولای دیر آشنای ما!

همان آقا و مولایی که اکنون نیز در میانِ ماست و ما را مراقبت و هدایت می کند.

به راستی چرا حضور و گرمی محبت امام زمان علیه­السلام در میان خود حس نمی­کنیم؟

مگر او هدایت­گرِ زمان ما نیست؟! پس چرا در تاریکی­های جهل در مانده­ایم و از نور وجودش بهره نمی بریم؟

چرا از صمیم قلب، خدا را نمی خوانیم که ما را ببخشد و او را برای ما ظاهر کند؟

چرا در مشکلات، هر دری را می کوبیم؛ به جز آستانِ او؟

چرا در دفتر عمرمان، صفحه ای با یادِ او جای نداده­ایم؟

چرا چرخه­ی زندگیمان، بی توجه به آن عزیز گردش می کند؟

مگر او امامِ زمان ح­ی ما نیست؟! پس چرا زندگی با او را تنها برای دوران ظهور گذاشته­ایم؟!

چرا زندگی را با یاد او صفا و روشنی نمی­بخشیم؟ چرا جای او را در جمع خود خالی می­بینیم؟

نکند در حالی از قطار پیاده شویم که قلبمان حتی لحظاتی با مهر آن عزیز نتپیده باشد؟!

هم­قطارانِ عزیز! نکند هشیارانی لذت زندگی با او و گفت و شنود قلبی را چشیده باشند و ما...

نکته: فکر می­کنیم با توان ناچیز خود پیامی را به شما رساندیم. شما برای این پیام­رسانی چه می کنید؟ اگر توفیق رفیق راهتان شد و در این مسیر گامی برداشتید ما را از دعای خیر و راهنمایی­های خود محروم مسازید.

پی نوشت:

16. علامه مجلسي، همان، ج 52، .

17.شيخ صدوق، همان، ج 2، باب 43، صص 180 و 181.

حسین جان لبخند بزن

آری؛هر چه در آسمان ستاره که هست ، می درخشند کنار یکدیگر

میلاد امام حسین (ع) ،حضرت ابالفضل العباس (ع) و امام سجاد زین العابدین (ع) مبارک باد

اما حسین...و مادر، مادر معصوم تو دانست که انتظار به پایان رسیده و لحظه دیدار نزدیک است. دیدار کسی که نه ماه همراه او بود و لحظه‌لحظه با او سخن می‌گفت. دیدار کسی که تاریخ را با خون خویش دگرگون می‌کرد. دیدار کسی که در پی نامش هزاران حادثه و فلسفه سترگ نهفته بود.

تو آمدی و درختان، همه پیش پایت قیام کردند. ابرها از آسمان رفتند تا آفتاب، رخساره تو را ببیند و رسم روشنگری بیاموزد و آسمان در تو نظر کند و معنای بلندی را دریابد.

تو آمدی که شمشیرداران ستم‌کار، پایان عمر خویش را نزدیک ببینند و خون در رگ‌های عاشقان آرزومند شهادت به خروش آید.

سلام ای فرزند مهربانی بتول و حیدر!

 ای میوه عشق تنها زوج معصوم آفرینش!

ای حاصل پیوند دو دریای بیکران!

ای اقیانوس تا ابد!

بگذار رسول خدا، تو را در آغوش بگیرد و نامِ از آسمان آمده‌ات را در گوشَت زمزمه کند.

بگذار محمد اشک‌هایش را پنهان از همه، با گوشه قنداقه تو بزداید و در دل خویش، از مصیبت‌های آینده تو اندوهناک شود.

بگذار امیر مۆمنان، لبخندِ شُکر بر لبانش بنشیند از اینکه آینده امامت از نسل سبر تو تداوم خواهد داشت.

لبخند بزن تا مادر به یاد نیاورد که قرار است شاهد چه ستم‌ها در زندگانی‌ات باشى.

آ‌ن‌گونه بخند که تمام هستی به ‌روی زهرا بخندد و نداند که پیامبر، روزهای سخت‌ِ نیامده را برای تو،در دل می‌گرید. چشم امید تمام رسولان‌ِ پیش از این، چشم امید علی و فاطمه به توست. به دست‌هایی که اینک در گاهواره آرام گرفته‌اند و فردا زمین و زمان را به لرزه درمی‌آورند. به چشم‌های کودکی که امروز بی‌دغدغه مادر و پدر را می‌نگرد و فردایی نه چندان دور بر زمین و آسمان، ولایت می‌یابد.

اینک آسوده بخواب. امروز بی‌اضطراب باش، ای مرد فردای خون و شمشیر!

که آینده، توفان ِمصایبش را چنان به سوی تو روانه خواهد کرد که یک عمر، ‌فرصتِ آسوده را کم می‌آورى.

آغوش مهر زهرا غنیمت است اینک. در آغوش عصمت او تا می‌توانى، قد بکش. تا می‌توانى، صبر و عظمت و استواری بیندوز. از این آغوش بی‌همتا تا می‌شود حقیقت را بیاموز که او آینده اسلام و راه سرخ شهادت خونینش را به تو می‌سپارد.

حسین! تمام تاریخ به تو تکیه دارد و به خون تو؛ خونی که قطره‌قطره‌اش سرنوشت انسان‌‌ها را تا ابد رقم خواهد زد و پیامی سرخ را به گوش تمام زمین و زمان خواهد رساند.

چشم ِ تمام گذشتگان و آیندگان به توست؛ به مرد قهرمانی که با شمشیر خویش، با خون عزیزان و خون خویش، پرده از حقایق برمی‌افکند و هر چه باطل را محو می‌‌کند. به آنان‌که انتظار تو را کشیده ‌اند، آنان‌‌که آرزوی اقتدا به قیام تو را دارند، بگو شمشیرهای‌شان را مهیا کنند.

تو اینک متولد شده‌ای و قیام بی‌بدیل خون علیه شمشیر اینک تولد یافته است.

از امروز کربلا چشم به راه می‌ماند برای روز موعود تو ای حسین! روزی که شبیه هیچ روزی نیست.

تولد در خانه خدا...

میلاد با سعادت مولود کعبه، مولی الموحدین، امیرالمومنین، حضرت امام علی علیه السلام به محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان، حجت ابن الحسن العسکری، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد...


مكه در يكي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت كنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسك خود به گرد خانه خدا طواف مي كردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز كه روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه كعبه ازدحام عجيبي برپا بود.

در اين جمع تنها يك زن بود كه به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي كرد، شرك و كفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي كرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان كند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود كه اين فرزند تولدي مبارك و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي كرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد كرد، دردي كه فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس كرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي كرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي كشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست كه خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني كه او را از چشم مردم پنهان كند، و سرانجام آغوش گشوده كعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه كعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود كه مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس كمياب. همان چيزي كه بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل..

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد
شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست
من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم
همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد
کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است
کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:
«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید


می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط
نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد
زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند
دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی
وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی
در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد
بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار
بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

ولادت شاه عبدالعظیم الحسنی (ع) مبارک

اَلسَّلامُ عَليْكَ يا اَبَاالْقاسِمِ بْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبي
اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ بِِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَة سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي


به مناسبت سالروز ولادت با سعادت حضرت عبدالعظيم الحسنی(ع)  گفتارهاي از رهبر معظم انقلاب که در حرم حضرت عبدالعظيم (ع) درباره اين امام‌زاده بزرگوار بیان فرمودند تقدیم شما عزیزان میکنم.


اذن دخول بر لبش بود وقتي از ايوان اصلي وارد حرم حضرت عبدالعظيم عليه‌السلام شد و زيارت‌نامه در دستانش ورق مي‌خورد وقتي روبه‌روي ضريح مطهر، تنها نگاه، نامه‌رسان دل شده بود و دوربين‌ها در سكوت، ثبت‌كننده خاطره يك روز به يادماندني براي همه مردم شهرري شدند؛ كساني كه خود را اهالي شاه عبدالعظيم مي‌دانند.

صبح ششمين روز از آبان 1373 بازار و كوچه‌ها و خيابان‌هاي منتهي به حرم، از همه روزهاي ديگر متفاوت بود. انبوه زائران حرم سيدالكريم (ع)، در اين روز اما به زيارت يكي از زائران حضرت عبدالعظيم(ع) آمده بودند.

خاطره ديدار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با مردم شهرستان ري در صحن اصلي آستان مقدس، هنوز هم در ذهن جوانان و نوجوانان شانزده سال پيش، پُر از خاطرات به يادماندني است. همه آن روز را به ياد دارند، وقتي كه رهبر معظم انقلاب با اظهار ارادت به مقام والاي حضرت عبدالعظيم الحسني(ع)، جناب حمزة بن ‌موسي و جناب طاهر عليهم‌السلام گفتند: «ما در زير سايه اين بزرگوار و در جوار اين بقعه مقدس قرار داريم و تهران با همه عظمتش منور به نور اين بقعه مباركه است.»

زيارت او زيارت حسين(ع) است

رهبر انقلاب در آن ديدار با تمجيد از مقام برجسته علمي و معنوي حضرت عبدالعظيم الحسني(ع)، از ايشان به عنوان يك محدث عظيم‌الشأن و يك مؤلف بزرگ نامبردند و بيان كردند: «تا جايي كه براي ما محرز شده است، حضرت عبدالعظيم اولين كسي است كه خُطب اميرالمؤمنان(ع) را در يك كتاب جمع‌آوري كرده است و تقريباً در 150 سال قبل از گردآوري نهج‌البلاغه بوسيله سيد رضي، نهج‌البلاغه‌اي متشكل از خطب اميرالمؤمنين را تأليف كرده است.»
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي همچنين بر مقام والاي معنوي حضرت عبدالعظيم الحسني(ع) تأكيد كرده و گفتند: «درباره مقام معنوي ايشان هم روايت است كه كسي از اهالي ري خدمت امام هادي(ع) رسيد و عرض كرد كه من به زيارت حضرت حسين ابن‌علي(ع) به كربلا رفته بودم و حضرت به ايشان فرمودند كه اگر عبدالعظيم(ع) را در ري زيارت كني، مثل اين است كه حضرت ابي‌عبدالله الحسين(ع) را در كربلا زيارت كرده باشي.»
اما رهبر انقلاب در توضيح اين روايت به يك نكته خاصي اشاره كردند و آن انگيزه حضرت امام هادي(ع) از بيان اين روايت بود كه ايشان مي‌خواستند كه اين مشعل نوراني در اين نقطه از ايران بدرخشد و همچنين مي‌خواستند كه آحاد ملت مسلمان از نور اين مشعل انوار اهل بيت(ع) بهره‌مند شوند.
رهبر انقلاب در اين ديدار در ذكرِ يك روايت ديگر نيز گفتند: يك روايت ديگر از حضرت هادي عليه‌السلام است كه هم جنبه علمي حضرت عبدالعظيم الحسني عليه‌السلام را نشان مي‌دهد و هم جنبه معنوي ايشان را و آن اين است كه كسي خدمت امام هادي عليه‌السلام مي‌رسد و حضرت از او مي‌پرسد: «تو از كجا هستي؟» و او پاسخ مي‌دهد: «اهل ري هستم» و حضرت به او مي‌فرمايند: «تو هر مشكلي در امر دين داشتي مي‌تواني به عبدالعظيم مراجعه كني يعني ايشان را به عنوان يك مرجع ديني معرفي مي‌كنند و سپس مي‌فرمايند: «سلام من را به ايشان برسان» كه اين هم گوياي مقام و منزلت معنوي ايشان است.

دانش، تقوا و مبارزه، پايه‌هاي اساسي نظام اسلامي

ايشان همچنين خطاب به جوان‌ترها گفتند: جوان‌ها توجه كنند. ميراث ارزشمندي كه در طول سال‌ها دست به دست از نسل‌هاي گذشته به نسل امروز رسيده است، حامل يك نكته مهم است و آن اين‌كه در تفكر و تمدن اسلامي، سه نكته دانش، تقوا و مبارزه سه نكته مهم‌اند كه هميشه با هم همراهند و پايه‌هاي اساسي نظام اسلامي هم همين سه نكته مهم است.
آقا فرمودند: نكته سوم هم درباره حضرت عبدالعظيم الحسني عليه‌السلام وجود دارد اين‌كه ايشان به عنوان يك «جهاد في سبيل‌الله» زندگي را مي‌گذرانيده است، زيرا اگر ايشان مبارز نبود حكومت فاسد عباسي در آن زمان او را تعقيب نمي‌كرد و اگر پرچم عدالت‌خواهي در دست ايشان نبود، بلاشك اين مرد عالم، از موطن خود كه مدينه و حجاز است به ري هجرت نمي‌كرد و خصوصاً به زندگي دشوار دچار نمي‌شد.

اینم شعری بسیار زیبا و دل نشین از امیر حسین محمود پور*

این یا کریم مثل همه یا کریم ها

در فکر بام توست به رسم قدیم ها

"من زار" خاک ری چو "حسین بکربلا"
زائر شود هر آن که بر عبدالعظیم ها

باید نشست رو به ضریحت سلام داد
تا این که جلوه گر شود این جا کلیم ها

اصلاً بعید نیست که آقایمان کنند
وقتی طرف حساب شود با کریم ها

این شهر بی وجود شما ارزشی نداشت
با این حساب لطف شما از قدیم ها

این شهر با وجود شما قبله می شود
هر گوشه ی ضریح شما چون حطیم ها

روزی سه بار می دهمت السلام و بعد
عاشق شدن به سبک همه یا کریم ها

لبخند خدا مي‌آيد

آقا سلام اول بگویم یک چیز !
در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار.آقا!

هرسال كه نيمه شعبان فرا مي رسد ، دلم مي ريزد كه امسال هم مي توانم برايت بنويسم؟!دلهره و دلشوره مي آيد سراغم، بدجوري! دست و پايم را گم مي كنم. با خود مي‌گويم؛ سال هاي گذشته كه توانستم. نمي دانم اسمش را بگذارم لياقت يا نه ؟! هر چه كَرم تو نازنين است!

هي با خودم كلنجار مي روم.ذهنم پر است از كلمات و جملات درهم و برهم. مي خواهم جفت و جورشان كنم، تا شايد مطلبي از آب درآيد در وصف تو نازنين دلبر! هميشه همينگونه بوده است.

اما هنگامي كه قلم روي كاعذ مي‌رود خودش مي‌آيد.كلمات هم جفت و جور مي‌شوند مي‌شود همين نوشته‌‌ها.

گرچه اين كلمات و جملات قاصرند و قابلي ندارند براي شما. سياه مشقي است و دل نوشته هايي از سر دلدادگي و عاشقي. هر چند هنوز هم سرباز صفر لشگر عشاق شما هستم. قرار گذاشته‌ام آنقدر تمرين كنم و بنويسم و دل بسپارم به عشق نابت، كه شايد درجه اي بگيرم! اما به همين سربازي صفر هم قانع هستم.چرا كه نه!

اما تا يادم نرفته بگويم و اعتراف كنم كه اين نوشتن ها براي تو جان جانان ، بركتي برايم دارد كه نگو، حال كه نيامده اي اين همه كَرم و بخشش، بيايي چه مي شود؟

اما چه بنويسم كه دلم آرام گيرد!  مي خواهم بنويسم كه...

تو نازنين ، همه آنچه در پدرانت هست را داري و با آن خصلت هاي زيبا و ناب مي‌آيي. از اميرمومنان، مردانگي و دلاوري و يتيم نوازي را به يادگار داري و از كريم اهل بيت ، كرامتش را، از اباعبدالله (ع) سيدالشهدا مظلوميتش را، جوانمردي و پايداريش را به ارث برده اي و از سيد الساجدين (ع) صبر و شكيبايي.
چه زيبا مي شود اين همه خصلت ناب را يكجا ديدن.

براي ديدن اين همه زيبايي ناب ، بايد باور دنيايي دل را ببنيديم. چكاوك دل را رها كنيم تا در هواي تازه عشق جولان دهد.

از زلال جويبارها و چشمه‌سارهاي جاري در جان،از ستاره‌هايي كه تا صبح سحر منتطرند،از چهره سرخ شقايق، بايد سراغش را گرفت. آن ها خوب مي دانند نازنين دلبر كجاست.

بايد از سرگشتگي ها و گم گشتگي ها، هنگام حيراني ها و سرگرداني ها، آن زمان كه قطره اشكي از سرعشق بر مژگان مي نشيند. از شبنم سحرگاهي كه بر روي گل همچون لعل مي درخشد، از آواز حزين ني كه زخمه بر دل مي زند، نشان او را جست.

خدايا سوز و گداز ما از سر دلتنگي است. از سر بيچارگي و درماندگي است.
الهي! دردمنديم و نيازمند درمان، درمان در دست توست.
نياز به سامان داريم، سامانمان ده، درمان مي خواهيم. درمانمان كن.
آن خوب خوبان را بيار. آن جان جانان را، آن كه به اذن تو مي آيد.
اذن آمدن بده يا رب.سخت پريشانيم. پريشان آمدنش.

هستيم و او مي آيد؟ يا مرگ ما را از ديدن روي چون ماهش ، محروم مي سازد؟
نگرانيم و سرگردان. يا رب! اين همه انتظار با مرگ به سر نرسد.

مي خواهيم آن لبخند خدا را ببينيم. آن خال لب را، آن چشمان سياه و جذاب. گيسوان همچون شب را. رخساره درهاله‌اي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند را. آن نگاه دگرگون كننده را و آن دست نوازشگر را. تشنه همه اينهاييم.

با ربً آن مسيحا نفس را ، آن آفتاب حسن را، برون آر دمي ز ابر تا چهره مشعشع تابانش را ببينيم.

الهي! اين سوز و گداز درد آميز را از ما بپذير. عشق با هجران هم آغوش است. عشق ما را با وصال سامان ده و از فتنه نفس دورمان بدار تا قلب هايمان همچنان به نور عشق مهدي موعودت بتپد.


میلاد حضرت رضا بر شما مبارک

سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی میلادحضرت شمس الشموس، انیس النفوس، علی بن موسی الرضا (ع) سلطان شاه خراسان بر شما محبین و مومنان مبارکباد.

سلام حضرت ارباب روزت مبارک

بسم الله الحی الکریم

سلام حضرت ارباب

سلام سید من مولای من زیبا ترین نگار من

آقا جون حالم خراب است .نمیتوانم برای تو که بهترینی. چیزی بنویسم

گریه ام گرفته ,اری مرد هستم غرور دارم

اما گریه و زاری برای تو زیباست و دیگر هیچ چیز برای من مفهومی ندارد .چشمی که برای تو گریه نکند را میخوام برای چی

دلم برای خودم تنگ کشته اری تنگ تنگ

حضرت عشق چگونه باید حضرت والا را صدا کنم......

همچون دیگر ادیان و مذاهب که با نامی مخصوص خودشان تو را طلب میکنند

بگویم:محسن .حامد.احمد.منعم.خاتمالائمه.ابوالقاسم.اباصالح.خاتم الاوصیا.احسان.قطب خلف.مضطر. قائم الزمان.خلیفه الله.قیم الزمان.خلیفه الاتقیاء.ناطق.قاطع.فتح.بقیه الله. کاشفالغطاء. داعی .ثائر. کمال. ربالارض .نورالاصفیاء.کمله الحق.سدره المنتهی.نور الاتقیاء.لسان الصدق.صاحب الغیبه.ولی الله.میزان الحق.صاحب الزمان.وارث.منصور.صاحب الرجعه.هادی.حجت.صاحب العصر .منتقم .حق. صالح. منتظر. حجاب .صاحبالامر .موعود.برهان الله.طالب التراث .عالم. صاحب.عدل .قائم.غوث. ضیاء. غایب. غایهالقصوی. خلیل.فجر. باسط. منان.مدبر.مامول.نورآل محمد(ص). نجم.بلدالامین. بقیه الانبیاء. تالی.حاشر. لواءاعظم.خازن. صمصام الاکبر. عین الله.یدالله . روح الله .یعسوب الدین.یاجابر.

یا بخوانم !

عزیز من چه بگویمت چه بخوانمت به چه نوای به چه سوزی حضرت ارباب بگویم.دوستدارم بگویم یا همچون دیگر دوستانت که تو را به خوبی میشناسند صدایت کنم مهدی من زیبای من یا بگویم فقیه.جعفر.ناحیه مقدسه .رجل. سید.مولا.صاحب الدار.غریم.صاحب الناحیه.ارباب .منصور .سیدی چه بگویم نام تو را.چه بخوانم نام تو را چه بگویم چه بگویم چه بگویم

.آقاجان مگر پدر بزرگوارت حضرت امام حسن عسکری(ع) نفرمود:سوگند به خداحضرت مهدی(عج)آن قدر غایب می شود که در زمان غیبت ((طولانی اش))از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای بزرگ او را بر عقیده به امامت مهدی(عج) ثابت گرداندو به اوتوفیق دهد که برای تعجیل فرجش دعا کند.

خدا خدای دارم از نهان دلم صدایت میکنم و قسم می دهم تو رابه نامی که در تمام طول عمرم صدایش زده ام که تو خوب میدانی خدا ما میگویم با چشمان گریان و دلی سوزان و قلبی چاک چاک و خدای از تو بگو انشاالله

یارب الحسین .به حق الحسین.به کربلای الحسین به ظهور حجت .....

ای نگار زیبا

فریاد دلم اینست

او خواهد آمد

امشب همه در سرورند

عطر صلوات بر محمد و آل محمد امشب در فضای ایران اسلامی آکنده است .


خیابان ها ، کوچه ها ، معابر و گذرگاههای شهرها و روستاهای کشورمان امشب به یمن میلاد پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و فرزند بزرگوارشان امام جعفر صادق (ع) با چراغ های رنگی نورباران شده است .

عده ای به دودکردن اسپند و توزیع شیرینی و آش ، شادی و شعف رهگذران را دوچندان می کنند .

در مساجد و تکایا و بقاع متبرکه نیز آیین های مولودیه خوانی برپاست ؛ در این آیین ها ، مداحان و شعرا ، غزل ها و قصایدی در مدح و منقبت رسول مکرم اسلام (ص) و اهل بیت آن حضرت می سرایند .

مجالس انس با قرآن کریم ، برگزاری مسابقات فرهنگی و ورزشی ، اهدای هدیه به همنامان پیامبر مکرم اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) از دیگر برنامه های مناطق و نواحی مختلف ایران اسلامی در امشب است .

بسیاری از جوانان نیز امشب آیین جشن ازدواج خود را برگزار و با تاسی به سیره پیامبر گرامی اسلام (ص) زندگی مشترک خود را آغاز می کنند

از عهد الست تا عهد غدير

با عرض سلام وادب محضر تمام عزیز و بزرگواران گرامی که همیشه سایه لطف ایشان بر سر سید بوده است ,عيد کمال دين , سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان و تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏ کشان و اصل باور ها بر شما مبارک باد

در دفتر دل هیچ نیست جز ارادتی بی پایان به مولای خوبان حضرت علی علیه السلام این گوشه حقیقت تقدیم شما


داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر كرة خاك با يك عهد و پيمان شكل مي‏گيرد. عهد و پيماني كه بر پذيرش پروردگاريِ خداوند متعال و نفي پرستش شيطان بسته شد و همة انسان‏ها بر وفاي به آن هم‏داستان شدند. پيامبران الهي و جانشينان آنها، اين عهد و پيمان را در طول تاريخ، بارها و بارها به انسان‏ها يادآوري كردند تا آنان نسبت به عهدي كه با خداي خود داشتند، دچار فراموشي نشوند.


 
اشاره:
عيد غدير، بزرگ‌ترين عيد پيروان اهل بيت(ع) و فرصت مناسبي براي يادآوري پيمان مقدسي است كه همة ما را در برابر امامان معصوم(ع) و به ويژه امام عصر(ع) داريم؛ پيمان اطاعت و پيروي بي‌چون و چرا از آنان و آمادگي براي انجام رسالت بزرگي كه در زمينه‌سازي ظهور بر عهده داريم. در اين مقاله مروري گذرا داريم بر پيشينة عهد و پيمان بشر با اولياي الهي از ابتداي آفرينش تا عصر ظهور.

       1. نخستين پيمان

داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر كرة خاك با يك عهد و پيمان شكل مي‏گيرد. عهد و پيماني كه بر پذيرش پروردگاريِ خداوند متعال و نفي پرستش شيطان بسته شد و همة انسان‏ها بر وفاي به آن هم‏داستان شدند.1
پيامبران الهي و جانشينان آنها، اين عهد و پيمان را در طول تاريخ، بارها و بارها به انسان‏ها يادآوري كردند تا آنان نسبت به عهدي كه با خداي خود داشتند، دچار فراموشي نشوند.2
از سوي ديگر، براي اينكه مردم در وفا به پيماني كه بر عهده داشتند، دچار مشكل نشوند و در تشخيص راهي كه به اطاعت و بندگي خدا و مخالفت با شيطان مي‏انجامد، گرفتار سردرگمي نگردند، به آنان گوشزد شد اطاعت خدا در اطاعت رسول اوست و هر كس بيشتر در طريق اطاعت رسول گام بردارد، در اطاعت خدا از ديگران پيشي گرفته است.3

      2. استمرار پيمان

با پايان يافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پيماني كه آدم خاكي با خداي خود داشت، كاسته نشد، بلكه بسيار شديدتر از دوران حيات پيامبر اعظم(ص) از او خواسته شد به عهد و پيمان خود وفا كند؛ زيرا او در وفاداري به اين پيمان بازخواست خواهد شد.4
اين بار عهد آدمي با خداي خود در صورتي ديگر متجلي شد و اطاعت اميرمؤمنان و امامان پس از او هم‏سنگ اطاعت خدا و رسول او گرديد.5 و براي اينكه هيچ‏ كس در شناسايي شخصي كه پس از پيامبر اكرم (ص) بايد با او عهد اطاعت بسته مي‏شد، به اشتباه نيفتد، در اجتماعي عظيم از مسلمانان، نو شدن عهد آدمي به آگاهي همگان رسيد و اعلام شد هر كس پيمان ولايت نبيّ خاتم(ص) را پذيرفته است، از اين پس بايد به پيمان ولايت امير مؤمنان علي(ع)گردن نهد.6
از همين رو بود كه اين روز را روز «عهد معهود» ناميدند.7

     3. شكسته شدن پيمان

انسان‏ها مأمور شدند پس از رحلت نبيّ خاتم (ص)، با وصيّ او تجديد عهد كنند و دست در دست او بگذارند تا به فرمودة حضرت زهرا(س)، آنها را به راحتي و ملايمت به راه هدايت و رستگاري رهنمون شود،8 چنين نشد و بدعهدي و عهدشكني از همان نخستين روزهاي عروج رسول خدا(ص) آغاز شد. بدين ترتيب، پيماني كه جماعت مسلمان در روز غدير بر اطاعت وليّ خدا بسته بودند، به راحتي شكست و جز جمع اندكي، همة امت اسلامي از اطراف امام و حجت عصر پراكنده شدند.9 
از آن پس، اگر چه در دوره‏هايي از دوران 250 سالة امامت شيعه، شاهد روي‏آوردن مردم به ائمه معصومين(ع) و مرجعيت علمي آنها هستيم، ولي هيچ‏گاه عهدي كه مردم در برابر امامان خود داشتند، به تمامي، پاس داشته نشد و اين سخن امامان‏ معصوم(ع) که فرموده بودند: «مردم تنها به سه چيز تكليف شده‏اند: شناخت امامان، تسليم شدن به ايشان در آنچه بر آنها وارد مي‏شود و رجوع به آنها در آنچه در آن اختلاف دارند»،10 هيچ‏گاه محقق نشد و سرانجام بدعهدي‏ها و عهدشكني‏هاي امت اسلام به مقتول و مسموم شدن يازده امام و غيبت آخرين امام انجاميد. بدين‏ترتيب، جامعه اسلامي از بركات حضور امام معصوم(ع) در ميان خود محروم گشت. اين همان اتفاقي بود كه پيش از اين در كلام امام محمد باقر(ع) پيش‏بيني شده بود: «هنگامي كه خداوند تبارك و تعالي، از آفريدگانش خشمگين شود، ما [اهل‏بيت] را از مجاورت با آنها دور مي‏سازد».11

       ضرورت تجديد پيمان

آري، غيبت امام از جامعه و به درازا كشيدن آن، نتيجة بدعهدي و پيمان‏شكني مردم نسبت به حجت‏هاي الهي و جانشينان بحقّ رسول خدا(ص)است. تا زماني كه مردم چنان‏كه بايد و شايد، به پيماني كه در برابر امامان معصوم(ع) برعهده دارند، وفا نكنند و با همة وجود، آمادة پذيرش اوامر و نواهي آنها نشوند، ظهور محقق نخواهد شد، چنان‏كه امام عصر(ع) فرمود: «اگر شيعيان ما، كه خداوند توفيق طاعتشان دهد، در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند، همدل مي‏شدند، ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخير نمي‏افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي‏گشت؛ ديداري بر مبناي شناخت راستين و صداقتي از آنها نسبت به ما».12
با توجه به همين اهميت وفا به عهد و پيمان و تأثير آن در ظهور امام عصر (ع) بوده است كه از ما خواسته‏اند هر بامداد، عهد و پيمان اطاعتي را كه نسبت به امام خود بر دوش داريم، به ياد آوريم و آن را تجديد كنيم:
«بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگاني‏ام، عهد، عقد و بيعتي را كه نسبت به او (امام مهدي (ع)) بر گردن دارم، تجديد مي‏كنم كه هرگز از آن برنگردم و بر آن پايدار بمانم».13 

پي‌نوشت‌ها:
1. ر.ک: سورة يس (36)، آية 60 و 61 و سورة اعراف (7)، آية 172.
2. ر.ک: سورة نمل (16)، آية 36 و سورة انبيا (21)، آية 25.
3. ر.ک: سورة نساء (4)، آية 80 و سورة حشر (59)، آية 7.
4. ر.ک: سورة اسراء (17)، آية 3 و محمّد باقر مجلسي، بحارالأنوار، ج24، ص187، ح1.
5. ر.ک: سورة مريم (19)، آية 87 و بحار الأنوار، ج24، ص333، ح58.
6. فضل بن حسن طبرسي، الإحتجاج، ج1، صص 146و 160.
7. ر.ک: بحار الأنوار، ج37، ص164، ح40.
8. ر.ك: همان، ج43، ص158؛ و سيد جعفر شهيدي، زندگاني فاطمة زهرا(ع)، ص151.
9. ر.ک: بحار الأنوار، ج28، ص259، ح42.
10. حديث از امام باقر(ع)، الكافي، محمّد بن يعقوب كليني، ج1، ص390، ح1.
11. ر.ك: همان، ص343، ح31.
12. بحار الأنوار، ج53، ص177.
13. همان، ج99، ص111.

امام رضا علیه السلام در بیان مقام معظم رهبری

میلاد حضرت رئوف سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام بر شما شیعیان آن امام مبارک باد .

 
 به این مناسبت بیان بسیار زیبای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله را تقدیم شما مینماید
بايد اعتراف کنيم که زندگي ائمه ، عليهم‏السلام، به درستي شناخته‏نشده و ارج و منزلت جهاد مرارتبار آنان حتي بر شيعيانشان نيز پوشيده مانده است. عليرغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قديم و جديد درباره زندگي ائمه ، عليهم‏السلام، امروز همچنان غباري از ابهام و اجمال، بخش عظيمي از زندگي اين بزرگواران را فرا گرفته وحيات سياسي برجسته‏ترين چهره‏هاي خاندان نبوت که دو قرن و نيم از حساسترين دورانهاي تاريخ اسلام را دربرمي‏گيرد با غرض‏ورزي يا بي‏اعتنايي و يا کج‏فهمي بسياري از پژوهندگان و نويسندگان روبرو شده است. اين است که ما از يک تاريخچه مدون و مضبوط درباره زندگي پرحادثه و پرماجراي آن پيشوايان، تهيدستيم .
زندگي امام هشتم ،عليه‏السلام، که قريب بيست‏سال از اين دوره تعيين کننده و مهم را فراگرفته از جمله برجسته‏ترين بخشهاي آن است که بجاست درباره آن تامل و تحقيق لازم به کار رود .
مهمترين چيزي که در زندگي ائمه ، عليهم‏السلام، به‏طور شايسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سياسي» است. از آغاز نيمه دوم قرن اول هجري که خلافت اسلامي به‏طور آشکار با پيرايه‏هاي سلطنت آميخته شد و امامت اسلامي به حکومت جابرانه پادشاهي بدل گشت، ائمه اهل بيت ،عليهم‏السلام، مبارزه سياسي خود را به‏شيوه‏اي متناسب با اوضاع و شرايط، شدت بخشيدند.
اين‏مبارزه‏بزرگترين‏هدفش تشکيل نظام اسلامي و تأسيس حکومتي بر پايه امامت‏بود. بي‏شک تبيين و تفسير دين با ديدگاه مخصوص اهل بيت وحي، و رفع تحريف‏ها و کج‏فهمي‏ها از معارف اسلامي‏و احکام‏ديني نيز هدف مهمي براي جهاد اهل بيت‏به حساب مي‏آمد. اما طبق قرائن حتمي، جهاد اهل بيت‏به اين هدفها محدود نمي‏شد و بزرگترين هدف آن، چيزي جز تشکيل حکومت علوي و تاسيس نظام عادلانه اسلامي نبود. بيشترين‏دشواري هاي‏زندگي‏مرارت‏بار و پر از ايثار ائمه و ياران آنان به خاطر داشتن اين هدف بود و ائمه ، عليهم‏السلام، از دوران امام سجاد ، عليه‏السلام، وبعدازحادثه عاشورا به زمينه‏سازي دراز مدت براي اين مقصود پرداختند.
در تمام دوران صدو چهل ساله ميان حادثه عاشورا و ولايتعهدي‏امام هشتم ،عليه‏السلام، جريان وابسته به امامان اهل بيت‏يعني شيعيان هميشه بزرگترين و خطرناکترين دشمن دستگاه هاي خلافت‏به حساب مي‏آمد. در اين مدت بارها زمينه‏هاي آماده‏اي پيش آمد و مبارزات تشيع که بايد آن را نهضت علوي نام داد به پيروزيهاي بزرگي نزديک گرديد.
اما، در هر بار موانعي برسر راه پيروزي نهايي پديد مي‏آمد و غالبا بزرگترين ضربه از ناحيه تهاجم بر محور و مرکز اصلي اين نهضت، يعني‏شخص‏امام‏در هر زمان و به زندان افکندن يا به شهادت رساندن آن حضرت وارد مي‏گشت و هنگامي‏که‏نوبت‏به امام بعد مي‏رسيد اختناق و فشار و سختگيري به حدي بود که براي آماده کردن زمينه به زمان طولاني ديگري نياز بود .
ائمه ،عليهم‏السلام، در ميان طوفان سخت اين حوادث هوشمندانه و شجاعانه تشيع را همچون جرياني کوچک اما عميق و تند و پايدار از لابه‏لاي گذرگاههاي دشوار و خطرناک گذراندند . و خلفاي اموي و عباسي در هيچ زمان نتوانستند با نابود کردن امام، جريان امامت را نابود کنند و اين خنجر برنده همواره در پهلوي دستگاه خلافت، فرو رفته ماند و به صورت تهديدي هميشگي آسايش‏راازآنان‏سلب‏کرد.هنگامي‏که حضرت‏موسي‏بن‏جعفر،عليه‏السلام، پس از سالها حبس در زندان هاروني مسموم و شهيد شد، در قلمرو وسيع سلطنت عباسي اختناقي کامل حکمفرمابود .در آن فضاي گرفته که به گفته يکي از ياران‏امام‏علي‏بن موسي، عليه‏السلام، «از شمشير هارون خون مي‏چکيد»؛ بزرگترين هنر امام معصوم و بزرگوار ما آن بود که توانست درخت تشيع را از گزند طوفان حادثه سلامت‏بدارد و از پراکندگي و دلسردي ياران پدر بزرگوارش مانع شود و با شيوه تقيه‏آميز و شگفت‏آوري، جان خود را که محور و روح جمعيت‏شيعيان بود حفظ کرد و در دوران قدرت مقتدرترين خلفاي بني‏عباس و در دوران استقرار و ثبات کامل آن رژيم، مبارزات عميق امامت را ادامه داد.
لطفا برای خواندن به ادامه رجوع شود
منبع : رهوا
ادامه نوشته

چگونه امام زمان(عج) را ببینیم؟

با عرض سلام و شاد باش خدمت تمام  عاشقان و شیفتگان حضرت آقا صاحب الزمان (عج) سید ما و مولای ما  به مناسبت میلاد فرخنده و پر بهجت منجی عالم بشریت سفیر بر حق خدا حضرت مهدی موعود٬ هم نام حضرت رسول (ص) و آنکه به هشتاد و اندی نام و القاب نیز خوانده می شود که هریک از نامها بیانگر مقامات عالیه آن حضرت می باشد وبرای تبرک از جمله برخی نامها و لقبهای حضرت مهدی عبارتند از: حجت خدا٬ ختم اوصیا٬ منتَظَر٬ وارث٬ باعث٬ طاهر٬ طیب٬ داعی٬ خلف صالح٬ قائم به حق٬ مظهر دین٬ دادگستر٬ بقیة الله٬ صاحب الزمان٬ صاحب شمشیر٬ منصور٬ تالی٬ نائب٬ خالص٬ منتقم٬ غریب٬ صاحب الامر٬ سید٬ جابر٬ عادل٬ مظفر٬ خلیفة الاتقیاء٬ مبارک٬ مهدی آل محمد٬ وصی الحسن٬ ولی عصر٬ یعسوب الدین٬ صاحب خانه٬ ثاثر٬ خازن٬ باسط٬ برهان٬ مضطر٬ احسان٬ ناطق٬ کاشف الغطا٬ سدرةالمنتها٬ هادی٬ خلیفةالله٬ مدبر٬ غایب٬ حمید٬ اباصالح٬ بلد الامین٬ لوا اعظم٬ طاب التراث٬ صاحب الرجعه٬ صمصام الاکبر٬ کلمةالحق٬ منعم٬ محسن٬ حامد٬ مهدی٬ القائم المنتَظَر و ..

و چه زیباست که سایر ادیان از قبیل تورات٬ انجیل و متون آیین هندو و کتابهای فرنگی دیده میشود : اوقیدمو٬ لندیطارا٬ ماشع٬ شماطیل٬ مهمیذ الآخر٬ واقیذ٬ فیذموا٬ مسیح الزمان٬ خداشناس٬ میزان الحق٬ لسان الصدق٬ منصور.


و چه متین که ایرانیان او را با نام های :راهنما٬ ایستاده٬ ایزد نشان٬ خجسته٬ فرخنده٬ خسرو٬ بندۀ یزدان٬ سروش ایزد٬ کیقباد٬ بهرام٬ پرویز٬ فیروز. مینامند

این توصیه نورانی حضرت آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه را تقدیم میکند به تمام عاشقان حضرت صاحب الزمان .عج.  در تمام عالم و تمام ادیان الهی که همه او را میجویند

آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:

 

راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظه‎اى از آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مى‎رساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسان‎تر است. ولى همت مى‎خواهد.

انسان عاشق حضرت، پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مى‎یابد.

 او خواهد آمد

المتمسك بذيل الولايه
کار شده در سایت رهوا

علي(ع)، خلاصه خداست

سلام دوستان محترمراستش نمیدونم باید چه بگویم و چه بنویسم فقط میدانم علي(ع)، خلاصه خداست و چون حیران و متحیرم که باید چه مینوشتم این قصیده«حميد سبزواري»، شاعر آييني، قصيده‌اي با نام «فرزند كعبه» براي ولادت حضرت علي  (ع) قصیده ای سروده است. که دیدم جا دارد در وبم به یادگار باقی بگذارم

عاشقان میلاد مبارک

5445


تا بر شد از نيام فلق برق خنجرش
برچيد شب ز دشت و دمن تيره چادرش

بر تارك ستيغ برآمد شعاع صبح
چونان پر خروس ز سيمينه مغفرش

موجي برآمد از زبر كوه زرفشان
پاشيد بر كران افق زر احمرش

جيب افق ز رنگ فلق لاله‌گونه شد
بر آن نثار آمده بس در و گوهرش

نقاش صنع از قلم زرنگار ريخت
شنگرف سوده در خط ديباج اخضرش

مشاطه سحر به دو صد رنگ دلپذير
آراست باغ و راغ به دست فسونگرش

پيك نسيم سر خوش و دلكش وزيد و داشت
داروي جان ز رايحه مشگ و عنبرش

گلبوسه زد به چهر عروسان بوستان
با بشكفد شقايق و مينا و عبهرش

نرمك نهاد پاي به گلبرگ ضيمران
انسان كه باژگون نشود لاله در برش

آهسته پر كشيد به آغوش شاخسار
تا كودك شكوفه نلغزد ز بسترش

وا كرد چشم نرگس شهلا به بوسه‌اي
گل خنده زد ز عاطفت مهر پرورش

خورشيد كم‌كم از افق دشت‌هاي دور
بر شد چنان كه كوه و دمن شد مسخرش

پرتو فشاند بر سر هر كاخ و كومه‌اي
آفاق زنده گشت ز چهر منورش

برزد علم به پهنه گسترده زمين
تسليم شد كران به كران در برابرش

تا بسترد، ز روي زمين زنگ تيرگي
صد آبشار نور فرو ريخت بر سرش

تا چهر باختر برهد از ظلام شب
قنديل آفتاب برآمد ز خاورش

ظلمت زدوده گشت ز سيماي روشنش
دهشت ربوده گشت ز رخسار انورش

آمد فراز مكه و تا نقش كعبه ديد
انبوه زر فشاند به هر كوي و معبرش

بيدار گشت مكه، دياري كه سال‌ها
بد خفته و نبود به سر ذوق ديگرش

بگشوده گشت پنجره‌ها يك به يك به صبح
تا نور آفتاب بتابد به منظرش

خلقي برون شد از در هر آشيانه‌اي
هر كس به كارسازي رزق مقدرش

آن يك به كوي آمد و آن يك به كارگاه
آن يك به سوق آمد و آن يك به متجرش

جمعي روان شدند سوي كعبه كز نياز
بوسند خاك پايگه آسمان فرش

بد كعبه در مبانه آن شهر يادگار
از دوده خليل و سماعيل و هاجرش

با چار ركن محكم استاده سرفراز
حصني كه هست قائمه هفت كشورش

گويي به انتظار كسي بود آن سراي
تا آيد و چو جان بنشاند به مصدرش

ناگه در آن حريم مهين بانويي كريم
پيدا شد و كرامت پيدا، ز منظرش

او بانويي ز جمله نكويان دهر بود
ناديده چشم عالم از آن نكوترش

حجب و وقار بود بر اندام زينتش
قدس و عفاف بود به رخساره زيورش

اندر قريش پاك زني بود مردوار
بوطالب بزرگ پسنديده شوهرش

از خاندان هاشم، وز دوده خليل
زيينده بانويي و برازنده همسرش

مي‌خواست كردگار كزين خاندان پاك
نخلي برآورد شرف و مردمي برش

مي‌خواست كردگار كزين زوج مهرزاد
طفلي به عرصه آرد، تابنده اخترش

مي‌خواست كردگار كزين دودمان پاك
مردي به پاي دارد، چون كوه پيكرش

مي‌خواست كردگار فرازنده مهتري
كز آن به روزگار نجويند بهترش

مي‌خواست كردگار كه ميراث عدل و داد
بخشد به دادخواه‌ترين دادگسترش

مي‌خواست كردگار ز دامان فاطمه (س)
زوجي براي فاطمه بانوي محشرش

مي‌خواست كردگار، يكي بحر گسترد
تا موج خيزد از دل در خون شناورش

مي‌خواست كردگار برآرد برادري
آب آور برادر و غمخوار خواهرش

مي‌خواست كردگار، يكي خواهر آورد
تا بركشد به دوش لواي برادرش

مي‌خواست كردگار، كه در دشت كربلا
گلبوته‌ها ببيند و گل‌هاي پرپرش

مي‌خواست كردگار، يكي طرفه قهرمان
تا جاودانه باشد يار پيمبرش

بازو چو برگشاد بر باروي ستم
بازوي او گشايد باروي خيبرش

اندر مصاف كفر چو شمشير بركشد
بنيان كفر بركند و عمرو و عنترش

وندر بر جماعت مسكين و دردمند
سيلاب اشك بارد از ديده ترش

گاهي يتيم را بنوازد چنان پدر
گاهي صغير را به عطوفت چو مادرش

زهري به كام دشمن و شهدي به كام دوست
كان طرفه را به نام بخوانند حيدرش

اندر طواف خانه همي بود فاطمه (س)
چونان كه زهره در دوران گرد محورش

چشمش بدان سراي كه تا صاحب سراي
آيد به پيشواز و بخواند به محضرش

آن روز ميهمان خدا بود فاطمه
ياللعجب كه خانه فرو بسته بد، درش

او را وديعه‌اي ز خدا بود در مشيم
مي‌خواست تا وديعه نهد در برابرش

لختي به انتظار به گرد حرم گذشت
سوزنده از شراره آزرم، پيكرش

ناگه ز سوي خانه يكي ايزدي خروش
بنواخت گوش خلق ز مضراب تندرش

پهلو شكافت خانه و شد معبري پديد
خانه خداي فاطمه را خواند در برش

وآن گه به هم برآمد آن سهمگين شكاف
آنسان كه هيچ ديده نيارست باورش

از اين شگفت واقعه طي شد همي سه روز
لرزيد خانه باز ز فرمان ديگرش

بعد از سه روز باز پديد آمد آن شكاف
چونان صدف ز سينه برآورد گوهرش

بنهاد گام فاطمه بيرون از آن سراي
شادان ز ميزباني دادار اكبرش

اندر مطاف خانه بديدند جمله خلق
طفلي چو ماهپاره، در آغوش مادرش

طفلي چنان كه مادر هستي نپرورد
ديگر چنو به دايره مردپرورش

طفلي چنان كه خامه صورتگر خيال
آنسان كه نقش اوست نيارد مصورش

طفلي چنان كه قافيه سازان روزگار
وامانده‌اند در بر طبع سخنورش

طفلي چنان كه ديده بينندگان نديد
مانند او به عرصه و محراب و منبرش

طفلي چنان كه رايت اسلام از او بلند
كوتاه دست ظلم ز عزم توانگرش

توفنده همچو رعد به پيكار دشمنان
لرزنده همچو بيد به نزديك داورش

دستيش بهر كوشش و هنگامه و نبرد
دستي پي حمايت مظلوم و مضطرش

دستيش بهر بخشش و انفاق و التيام
وز بهر انتقام برون دست ديگرش

دستيش بهر چاره و درمان دردمند
دست دگر به قبضه شمشير و خنجرش

دستي به پايمردي از پا فتادگان
دستي به پاسداري اسلام و دفترش

دستيش بر پرستش و پيمان و پاس حق
دستيش بر ستيزش بت خواه و بت گرش

دستي به سوي خالق و دستي به سوي خلق
دستي پي نوازش و دستي به كيفرش

دستي به سوي تيره گردن كشان دراز
دستي به سوي ميثم و عمار و بوذرش

با اين دو دست و بازوي مردانه جز علي (ع)
ديگر كه راست نام يداله فراخورش؟

خواهم مديح گفتن فرزند كعبه را
باشد كه را مديح يدالله ميسرش؟

آن را كه زيب قامت او (هل اتي) بود
آن را كه هست خواجه (لولاك) رهبرش

آن را كه در مجاهده و طاعت و سخا
ايزد ستوده است به قرآن مكررش

آن را كه گر نزاد همي مادر زمان
هستي عقيم بود ز پوري دلاورش

آن را كه تا نهال مساوات بر دهد
آتش نهاد در كف اعمي برادرش

من چون مديح گويم آن را كه در نبرد
مردان روزگار بخواندند صفدرش

من چون مديح گويم آن را كه در نماز
بخشود بر فقير نگين بهاورش

من چون مديح گويم آن را كه مصطفي (ص)
بگزيد بهر فاطمه، شايسته دخترش

من چون مديح گويم آن يكه مرد را
كز رزم بر نتافت عنان تكاورش

من چون مديح گويم آن را كه در غدير
بنشاند كردگار به جاي پيمبرش

گويندگان سرودند بسيار چامه‌ها
از من چنان نيايد بستودن ايدرش

من اين سخن سرودم و شرمنده‌ام ز خويش
كز قطره كمترم بر پهناي كوثرش

باشد كه در شمار مرا توشه آورد
يك ذره از غبار قدم‌هاي قنبرش

گفتم من اين قصيده به معيار آن كه گفت
صبح از حمايل سحر آهيخت خنجرش

علی ولی الله

سلام عید غدیر خم بر شما مبارک

در این پست هیچ نمیتوان گفت جز یک کلام

علی ولی الله

علی ولی الله

به مدد این عید

مهدی خواهد آمد

میلادفرخنده امان زمین،امام زمان

سالروزمیلادفرخنده امان زمین،امام زمان و حلقه اتصال زمین و آسمان حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج)بر آزادگان و عاشقان آن همام مبارکباد

یا سیدنا و مولانا سلام بر تو سلام برتو که زیبا تر از آنی که حقیر بخواهم مطلبی را برای تو بگویم اما به خود دل گرمی میدهم که دوستدارم و وعشق تو در دل حقیر جوشان است پس به شکرانه این عشق میگویم

دوستدارم عزیزم

اما برای اینکه این پست در وب سید خالی از لطف نباشد

گوشه ای ازسخنراني حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني.حفظه الله

را برای شما عزیزان آماده کرده ام که شاید به دیده رحمت بخوانید و حقیر را دعا بفرماید

************************************

اما راهي وجود دارد. آن راه اين است كه شب نيمة شعبان، همه براي دعا اجتماع كنند. سرّ جمع شدن براي دعا، عمل امام ششم(ع) است. آن حضرت، به نقل از امام چهارم(ع) فرمودند:
هر وقت پدرم از امري محزون مي‌شد، زنان و فرزندان را جمع مي‌نمود، آنگاه همه دعا مي‌كردند و همه آمين مي‌گفتند

*****************************************

سیدنا

سخنراني

شيخ طوسي(ره) در كتاب مصباح المتهجّد، براي شب نيمة شعبان دعايي ذكر كرده است. در اين دعا مي‌خوانيم:
اللهمّ بحقّ لیلتنا هذه و مولودها؛1

بار خدايا، تو را به حق امشب و كسي كه در آن متولد شده است، سوگند مي‌دهم.

ما نسبت به دو امر، در نهايت قصور و تقصير هستيم. هم نسبت به اين ظرف زمان يعني نيمة شعبان، هم نسبت به آن [شخص بلند مرتبه‌اي] كه اين زمان متعلق به اوست [يعني امام زمان(ع)].

فهم اخبار و روايات خيلي مشكل است. لطايف و دقايقي در كلمات امامان(ع) است كه درك و تفقّه در آنها، اهميت فراواني دارد، زيرا اهميت كلام، به اهميت گويندة آن برمي‌گردد. به عنوان مثال، سخن ابن سينا، هم وزن خود اوست، اما نسبت سخن ابن‌سينا در مقابل سخن امام ششم(ع)، همچون نسبت نيستي به هستي است. فهم اين مهم، نيازمند فهم مقام وحي و شناخت كساني است كه علم و مقاماتشان [به بيان قرآن كريم] «برگرفته از چراغي است كه با روغني افروخته مي‌شود كه از درخت پر بركت زيتوني گرفته شده ‌ـ كه نه شرقي است و نه غربي ـ [اين روغن آنچنان صاف و خالص است كه] نزديك است بدون تماس با آتش شعله‌ور شود؛ نوري است بر فراز نوري».1

انوار تابيده شده بر اين قلوب از كجا سرچشمه مي‌گيرد؟

[آنچه گفتيم مربوط به مولود مبارك اين شب است] اما اين زمان (شب نيمة شعبان) چه زماني است؟


در همة طول سال، دو شب [ممتاز] وجود دارد؛ اول، شب قدر و دوم شب نيمة شعبان. شب قدر، شب خاتَم [پيامبران](ص)، اما شب نيمة شعبان، شب وصيّ خاتَم(ص) است. اين، رمز بزرگي شب نيمة شعبان است.

اما كسي كه در اين شب به دنيا آمده، چه كسي است [و چه مقامي دارد؟]

يونس بن عبدالرحمان دعايي را از امام هشتم(ع) نقل مي‌كند كه خود، اقيانوسي از علم و معرفت است. اين كلام چنان عظمتي دارد كه اگر به آن توجه شود، از شدت عظمت، قدرت ناطقه (عقل) انسان ضعف پيدا مي‌كند.
در اينجا به چند جمله‌اي از آن اشاره مي‌كنيم:

فإنّه عبدك الذي استخلصته لنفسك، و اصطفيته علي غیبك، و عصمته من الذّنوب و برّأته من العيوب و طهّرته من الرجّس و سلّمته من الدنس.2

به حقيقت، او [امام زمان(ع)] بندة توست كه او را براي خودت خالص گردانيده، براي احاطة بر غیبت‌ات برگزيده‌اي. او را از همة گناهان عصمت بخشيده، از همة عيب‌ها مبرّا نموده و از ناپاكي، پاك و از آلودگي مصون گردانيده‌اي.

اين عبارت، نُه موضوع را بيان كرده است. دريايي از فيض در اين كلمات موج مي‌زند.

فقه حديث و فهم كلمات اهل بيت(ع) نيازمند آن است كه دقت كنيد اساس كلام بر چه چيزي استوار است؟ اينكه بدانيد، فيض دهنده كيست؟ فيض چيست و فيض گيرنده چه كسي است؟

اما، فيض دهنده: خداوند است [اوست كه امام(ع) را چنين فضيلتي بخشيده است.]

اوست خدايي كه غير از او معبودي نيست، دانندة غيب و آشكار است، اوست رحمتگر مهربان ٭ اوست خدايي كه جز او معبودي نيست؛ همان فرمانرواي پاك سلامت [بخش و] مؤمن [به حقيقت حقّه خود كه] نگهبان، عزيز، جبّار [و] متكبّر [است]. پاك است خدا از آنچه [با او] شريك مي‌گردانند٭ اوست خداي خالق نوساز صورتگر [كه] بهترين نام‌ها [و صفات] از آنِ اوست. آنچه در آسمان‌ها و زمين است [جمله] تسبيح او مي‌گويند و او عزيز حكيم است. 3

موضوع سخن ما، كاري است كه خداوند ـ كه اسما و صفاتش را انبيا بايد شرح دهند ـ دربارة اين بشرِ برتر از عقل و تصوّر انجام داده است. همان شخصيتي كه ما به عبارت ساده از ايشان به «صاحب‌الزمان(ع)» تعبير مي‌كنيم.

دعاي امام هشتم(ع) مشتمل بر نُه ويژگي است كه خداوند متعال در وجود مبارك امام عصر(ع) نهاده و شرح هر يك از آنها از حوصلة اين مجالس فراتر است. به عنوان نمونه، تنها به همين ويژگي:
[تو] او را از هر ناپاكي پاك گردانيدي؛

فكر كنيد. اين وجودي است كه در آن، چركي وجود ندارد. نقيّ‌اي است كه آلودگي‌هاي عالم نتوانسته به ساحت مقدس او راه پيدا كند. سپس مي‌فرمايد: «تو خودت [كه تو را ـ آنچنان كه هستي ـ غير از خودت احدي نمي‌شناسد] او را از آلودگي‌ها پاك و طاهر گردانيده‌اي».

امام زمان(ع) مطهّر است؛ مطهر از همة ناپاكي‌ها و آلودگي‌ها. اين چه پاكي است و آن پاكي از دست چه پاك كننده‌اي؛ رب الارباب. فقط اشاره‌وار مي‌گذريم اما كيست كه عمق آن را بفهمد؟

سپس مي‌فرمايد:
[تو] او را از همة عيب‌ها مبرّا، و بر غيب‌ها آگاه ساختي.
هر عيبي كه در نفس انسان است، در برابر غيبي از ماوراي تمام اين عالم ماده ـ از زمين و آسمان ـ قرار دارد. هر عيبي، حجاب يك غيبي مي‌شود. در اين روايت نكتة ويژه و قابل توجهي كه براي عقل‌هاي انسان‌هاي به كمال رسيدة عالم بيان شده، دو جملة بالاست. بار خدايا، تو او را از هر عيبي تبرئه كردي. كيست در عالم كه از هر عيبي مبرّا باشد؟

(افسوس كه عمرمان، تمام شد و او را نه شناختيم و نه به مردم شناسانديم! كتاب‌ها پر شد، مجالس غوغا شد ولي به كجا رسيديم؟!)

خلاصه اينكه، كاري با او [وليّ‌ات] كردي كه كليد مفاتح غيب را به دستش دادي. از همة اينها كه بگذريم، آنچه موجب تحيّر عقل‌هاي انسان به كمال رسيده است، اين عبارت است كه:
فإنّه عبدك الذي استخلصته لنفسك.

استخلاص اين است كه طلا را به كوره مي‌برند، ذوب مي‌كنند و تمام اجرام غير آن را از آن خارج مي‌سازند، تا عيار آن كامل شود. جمله‌اي كه انبيا را هم نگران مي‌كند، اين جمله است، كه خداوند كاري با ولي عصر و مهدي موعود(ع) كرده كه منحصر به فرد بوده و فقط بين پيامبر خاتم و خاتم اوصياي انجام شده است.

آن كار اين است كه، تمام آنچه در عالم وجود تصور مي‌شود، از اين وجود، به وسيلة خود خدا بيرون آمده و [به تعبير ما] طلاي بيست و چهار عيار شده است. اما اين طلاي ناب نه براي آدم و ابراهيم و... بلكه مخصوص و خالص شده براي آن حيّ قيوم است. فقط خداوند مي‌داند كه او كيست و خود اين عزيز مي‌داند كه تا كجا رفته و به چه حدّي رسيده است. عالمي بايد از اين بزرگي، انگشت حيرت بر لب بگيرد. مطلب اينجا روشن مي‌شود.
از رسول خدا(ص) نقل شده كه فرمودند:

من عرف الله و عظّمه منع فاه من الكلام و بطنه من الطعام...؛

كسي كه به معرفت خدا برسد و به بزرگي او پي ببرد، دهان را از سخن و شكم را از خوراك مي‌بندد و نفس را به صيام و قيام خسته مي‌كند.

حاضران متحير شدند و به آن حضرت عرض كردند كه، اينها چه كساني هستند؟ آيا اينها اوليايند؟
پيامبر خدا(ص) فرمودند: [خير، بلكه] اوليا كساني هستند كه اگر سخن بگويند، سخنانشان حكمت و اگر سكوت كنند، سكوتشان تفكر، اگر نگاه كنند، نگاهشان عبرت و اگر در ميان مردم راه بروند، راه رفتنشان موجب بركت است.

خداوند فرموده است:
يؤتي الحكمة من يشاء و من يؤتي الحكمة فقد اوتي خيراً كثيراً؛4

[خدا] به هر كس بخواهد حكمت مي‌بخشد، و به هر كس حكمت داده شود به يقين، خيري فراوان داده شده است.
آن دستة اول اوليا نيستند بلكه در آغاز راه‌اند و اين دسته، اولياي الهي هستند.

حال، چنين فردي كه راه رفتنش بركت، نظرش عبرت، سكوتش تفكر، سخنش حكمت است، لياقت مي‌يابد كه به امام زمان(ع) توجه پيدا كند.

در دعاي ندبه كه هر روز جمعه خوانده مي‌شود، اين جمله را بنگريد كه:
أين وجه الله الذي اليه يتوجّه الأولياء؛
كجاست آن وجه [خدايي] كه اوليا به سويش توجه مي‌كنند.
اوليا در آن روايت بيان شده است.

اما «وجه» چيست؟ وجه، عبارت از طريق توجه به صاحب وجه است. هر كس بخواهد به صاحب وجه، توجه كند، بايد از آن طريق توجه كند. خود او [صاحب وجه] هم اگر بخواهد به چيزي توجه كند، طريق توجهش همين ـ وجه ـ است.

خلاصه، امام زمان(ع) به جايي رسيده كه
وجه خدا شده است. آنچه خدا بخواهد [به وسيلة آن] به عالم كون و مكان توجه نمايد، وجه الله، يعني حجت بن‌الحسن(ع) است و هر چه از [اجزاي] اين عالم بخواهد به خداوند توجه كند، [طريق آن] وجه الله، حجت بن الحسن(ع) است.

نكتة مهم اين است كه اين وجه، به قدري رفيع است كه هر كسي لايق توجه به آن نيست. از اين‌رو، در دعاي ندبه آمده است: «كجاست آن وجه خدايي كه اوليا به او توجه مي‌كنند؟»

آري، او وجهي است كه اوليا مي‌توانند به سويش توجه پيدا كنند.

دست ما كوتاه و خرما بر نخيل

حالا، راه چيست؟

اما راهي وجود دارد. آن راه اين است كه شب نيمة شعبان، همه براي دعا اجتماع كنند. سرّ جمع شدن براي دعا، عمل امام ششم(ع) است. آن حضرت، به نقل از امام چهارم(ع) فرمودند:
هر وقت پدرم از امري محزون مي‌شد، زنان و فرزندان را جمع مي‌نمود، آنگاه همه دعا مي‌كردند و همه آمين مي‌گفتند.

او كه مستجاب الدعوة مطلق است، در عين حال زن و بچه را جمع مي‌كند و مي‌فرمايد كه همه دعا كنيد و همه آمين بگوييد، تا اينكه [ما بياموزيم و] مشكل ما امروز حل شود.

ما راهي جز اين نداريم. ممكن است وقتي «يا صاحب‌الزمان» گفته مي‌شود در خيابان‌ها، جواني از هوس برگشته ـ كه كار يوسف كرده ـ باشد و به بركت نفس او صداي همگان شنيده بشود. بايد در همة شهرها گفته شود: «يا صاحب الزمان». شايد در گوشه‌اي، يكي از اولياي خدا نشسته باشد و به نداي او، عطف نظر شود.

ما بايد اعتراف كنيم كه آبرو نداريم، اما در اين مملكت آبرومندان هستند. اي امام زمان(ع)... به حرمت قدم‌هاي خسته و دل‌هاي شكستة  اين مردم در عزاي مادرت، به «يا صاحب‌الزمان» آنها، به ما هم نظري كن. در آن شب، قطعاً ارواح يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر(ع) دور قبر سيد الشهدا(ع) ـ كه مطاف همة ملائكه است ـ‌
هستند.

بايد در آن شب، اين ندا در اين مملكت بلند بشود و به بركت اين ندا، كمر تمام مخالفان حجت‌بن‌الحسن(ع) بشكند و به بركت اين نداي عام و اين استغاثه عمومي به صاحب الزمان(ع)، ايران، عراق و... از كيد كفار و شرّ اشرار حفظ بشود
******************************
پي‌نوشت‌ها:
٭ اين سخنراني در تاريخ نيمة شعبان 1424 ق. (16/7/1382) در شهر مقدّس قم ايراد گرديده است. (برگرفته از: پايگاه اينترنتي vahid-khorasani.ir)
1.مفاتيح الجنان، اعمال شب نيمة شعبان.
2.همان، دعا براي امام زمان(ع)؛ شيخ طوسي، مصباح المتهجّد.
3. سورة حشر (59)، آيات 22ـ24.
4. سورة بقره (2)، آية 269.

میلاد سه بزرگوار و عزیز

سلام چه مبارک روزهای است هر روز بهتر از دیروز خدای من که مست مستم این روزها خدا چه حالی به ما بنده ها میده میلاد سلطان عشق آقا امام حسین علیه السلام و روحی فداء.فرخنده میلاد قمر بنی هاشم آقام ابالفضل علی .و میلاد سید الساجدین آقا امام سجاد علیه السلام

عزیزان، عاشقان ،میلاد مبارک

121

این مطلب هم هدیه ما به شما

پیامبرانی که دست به دامن امام حسین (ع) شدند

در لوح‌ نقره‌ای‌ که‌ با حاشیه‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیله‌ سربازان ‌انگلیسی‌ در چند کیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ که‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودند ـ در دهکده‌ کوچکی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» کشف‌ گردید که‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه‌(1920) معلوم‌ شد که‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و ...

توبه‌ی حضرت ابو البشر، آدم علیه السلام

«فَتَلَقَّی‌ آدَمُ‌ مِن‌ رَبِّهِ‌ کَلِماتٍ‌ فَتَابَ‌ عَلَیهِ‌»
آدم‌ وقتی‌ با وسوسه‌ شیطان‌ از بهشت‌ بیرون‌ رفت‌ و از آن‌ مرتبه‌ الهی‌ نزول‌ کرد، خداوند متعال‌ کلمات‌ و اسمای‌ خمسه‌ی‌ معصومین‌ را به‌ وی‌ القا کرد و این‌ کلمات‌ به ‌قلب‌ آدم‌ رسید (اسماء طیبه‌ و خمسه‌: محمد و علی‌، فاطمه‌، حسن‌ وحسین‌ -که درود و سلام بی پایان خداوند بر آنان باد- است)‌ که‌ خداوند متعال‌ به‌ برکت‌ این‌ اسامی‌ و وجود مقدس‌ آنان‌ از غفلت‌ و قصور آدم‌ درگذشت‌.

استمداد حضرت‌ سلیمان‌ پیامبر (ع)

در لوح‌ نقره‌ای‌ که‌ با حاشیه‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیله‌ سربازان ‌انگلیسی‌ در چند کیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ که‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودند ـ در دهکده‌ کوچکی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» کشف‌ گردید که‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه‌(1920) معلوم‌ شد که‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و سخنانی‌ از حضرت ‌سلیمان‌ را در بر دارد که‌ به‌ الفاظ‌ عبری‌ قدیم‌ نگارش‌ یافته‌ است‌ که‌ ترجمه‌ لوح ‌سلیمانی‌ بدین ‌قرار است‌:

الله‌
احمد
ایلی‌
باهتول‌
حاسن‌
حاسین‌

یاه‌ احمد! مقذا = ای‌ احمد ! به‌ فریادم‌ رس‌

یاه‌ ایلی‌! الضطاه‌ = یا علی‌! مرا مدد فرمای‌

یاه‌ باهتول‌! اکاشئی‌ = ای‌ بتول‌! نظر مرحمت‌ فرمای‌

یاه‌ حاسن‌! اضو مظع‌ = ای‌ حسن‌! کرم‌ فرمای‌

یاه‌ حاسین‌! بارفو = یا حسین‌! خوشی‌ بخش‌

همین‌ سلیمان‌ اکنون‌ به‌ این‌ پنج‌ بزرگوار استغاثه‌ می‌کند

بذات‌ الله‌ کم‌ ایلی‌ = و علی‌ قدره‌ی‌ الله‌ است‌

اعضای‌ کمیته‌ چون‌ بر مضمون‌ نوشته‌ لوح‌ مقدس‌ اطلاع‌ یافتند هریک‌ با دیده‌ تعجب‌ به‌ دیگری‌ نگریستند و انگشت‌ حیرت‌ به‌ دندان‌ گزیده‌ و پس‌ از تبادل‌ نظر قرار براین‌ شد که‌ این‌ لوح‌ در موزه‌ سلطنتی‌ بریتانیا گذاشته‌ شود، ولی‌ بعد آن ‌را در رازخانه‌ کلیسای‌ انگلستان‌ گذارده‌ که‌ فقط‌ «اُسقف‌» از آن‌ اطلاع‌ داشته‌ باشد.

استغاثه‌ نوح‌ پیامبر(ع) برای‌ نجات‌ کشتی‌ از پنج‌ تن‌

در ژوئیه‌ 1951 میلادی‌ گروهی‌ از دانشمندان‌ معدن‌ شناس‌ روسی‌، هنگام‌ معدن‌یابی‌ و کندن‌ زمین‌ به‌ تخته‌ چوب‌های‌ پوسیده‌ای‌ برخوردند که‌ بعد از تحقیقات‌ وبررسی‌ کامل‌ باستان‌شناسی‌ فهمیدند که‌ متعلق‌ به‌ بقایای‌ کشتی‌ نوح‌ است‌. در بین‌ این‌چوب‌های‌ پوسیده‌ به‌ تکه‌ تخته‌ چوب‌ مستطیلی‌ برخوردند که‌ همه‌ را به‌ حیرت‌ انداخت‌، زیرا در اثر گذشت‌ زمان‌ کهنگی‌ و پوسیدگی‌ به‌ تمام‌ چوب‌ها راه‌ یافته‌ بود جز این‌ تخته‌چوب‌ که‌ 14 اینچ‌ طول‌ و 10 اینچ‌ عرض‌ داشت‌ و حروفی‌ چند بر آن‌ منقّش‌ بود. دولت ‌روس‌ برای‌ تحقیق‌ و بررسی‌ درباره‌ این‌ تخته‌ چوب‌ در 27 فوریه‌ (1953 میلادی‌)کمیته‌ای‌ تشکیل‌ داد که‌ اعضای‌ آن‌ باستان‌شناسان‌ و استادان‌ آشنا به‌ زبان‌های‌ عتیق ‌بودند که‌ اسامی‌ این‌ اساتید در صفحه‌ 36 و 37 کتاب‌ "علی‌ و پیامبران"‌ ضبط‌ و نگاشته ‌شده ‌است‌.

لذا پس‌ از 8 ماه‌ تحقیق‌ و کاوش‌ اسرار آن‌ تخته‌چوب‌ برای‌ کمیته‌ کشف‌ گردید ومعلوم‌ شد که‌ این‌ تخته‌ چوب‌ از کشتی‌ حضرت‌ نوح‌ پیامبر(ع) است‌ که‌ برای‌ تَیمُّن‌ و مددخواهی‌، چیزهایی‌ برآن‌ نوشته‌ و بر کشتی‌ نصب‌ کرده‌ است‌. در وسط‌ تخته‌ یک‌ تصویرپنجه‌ نمایی‌ وجود داشت‌ که‌ عبارتی‌ چند به‌ زبان‌ سامانی‌ برآن‌ نگاشته‌ بود (زبان‌ رایج‌ درزمان‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و تا چندی‌ بعد از زمان‌ نوح‌ زبان‌ سامی‌ یا سامانی‌ بود و زبان‌های‌عبرانی‌، سریانی‌، قیهانی‌، قبطی‌، عربی‌ و غیره‌ از شاخه‌های‌ مختلف‌ همان‌ زبان‌ است‌). ترجمه‌ و شرح‌ آن‌ بدین‌قرار است‌:

ای‌ خدای‌ من‌ ای‌ مددکار من‌
به‌ لطف‌ و مرحمت‌ خود و به‌ طفیل‌ ذوات‌ مقدس‌؛
محمد، ایلیا، شُبّر، شُبیر و فاطمه، دست‌ مرا بگیر؛
این‌ پنج‌ وجود مقدس‌ از همه‌ با عظمت‌تر و واجب ‌الاحترام‌ هستند و تمام‌ دنیا برای ‌آنان‌ بر پا شده‌ است‌.
پروردگارا به‌ واسطه‌ نامشان‌، مرا مدد فرمای‌!
تو می‌توانی‌ همه‌ را به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ نمایی‌.

توضیحات‌ بیشتر و تصویر لوح‌ کشتی‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و انتشار خبر آن‌ در مجلات ‌و روزنامه‌های‌ دنیا به‌ طور کامل‌ در کتاب‌ علی‌ و پیامبران‌ آورده‌ شده‌ است‌.

استغاثه‌ حضرت‌ یوسف‌ علیه السلام بر امام حسین

در آن‌ هنگام‌ که‌ برادران‌ یوسف‌ او را به‌ چاه‌ انداختند. در اعماق‌ چاه‌ جبرئیل‌ به ‌یوسف‌ فرمود: برای‌ نجات‌ خود توسل‌ به‌ این‌ ذوات‌ مقدس‌ پنج‌ تن‌ بنما که‌ همانا "محمد، علی‌، فاطمه، حسن‌ و حسین‌ -صلوات الله علیهم اجمعین- می‌باشند.
پس‌ حضرت‌یوسف‌ چنین‌ نمود و خداوند متعال‌ موجبات‌ نجات‌ و خلاصی‌ او را فراهم‌ ساخت‌.

"مهاتما بده"‌ و امام حسین علیه السلام

حسین‌ جان‌! عظمت‌، شخصیت‌، تحمل‌ مصائب‌ و سختی‌های‌ تو را نه‌ تنها انبیای‌الهی‌ و فرشتگان‌ آسمان‌ و ادیان‌ مختلف‌ و مکاتب‌ گوناگون‌ بیان‌ نموده‌ و با دیده‌ تکریم‌ وتعظیم‌ بر آن‌ اشک‌ ریخته‌اند، بلکه‌ «مهاتما بده‌» که‌ از بزرگان ‌است‌ و عده‌ای‌ هم‌ او را یکی‌ از پیامبران‌ می‌دانند بعد از تعبیر و تفسیر فراوان‌ که‌ در مورد عظمت‌ و شوکت‌ حضرت‌ محمد صلی الله علیه و آله و حضرت‌ علی‌ علیه السلام و خوابی‌ که‌ دیده‌ و نوید و بشارت ‌آمدن‌ وجود مقدس‌ علی‌ و شکافته‌ شدن‌ دیوار کعبه‌ و را می‌دهد و بشارت‌ آمدن‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ را می‌دهد در بستر مرگ‌ وقتی‌ شاگردش‌ «آنند» را گریان‌ و مضطرب‌ می‌بیند او را به‌ آمدن‌ خاتم‌ پیامبران‌ ـ که‌ نور خدا و عالم‌ به‌ اسرار هستی ‌و صاحب‌ یک‌ تاج‌ پنج‌ پهلو که‌ مانند خورشید و ماه‌ می‌درخشد و نام‌ الماس‌ بزرگ‌ آن‌ «آلیا» باشد ـ بشارت‌ می‌دهد و سپس‌ می‌گوید: آنند! به‌ یاد داشته‌ باش‌ که‌ آن‌ انسان‌های ‌پاک‌ در ابتدا آفریده‌ شده‌اند ولی‌ هنوز به‌ ظاهر شدنشان‌ بسیار مانده‌است‌.

ستمگران‌ دُردانه‌های‌ (فرزندان‌) وی‌ را بسی‌ زیان‌ و آزار رسانند و برای‌ ریشه‌ کن‌کردن‌ آنان‌ از چیزی‌ فرو گذار نکنند و دست‌ به‌ هر عمل‌ ضد انسانی‌ زنند.

اما خدا نام‌ و کار و مقصد او و نسل‌ او را تا آخر دنیا باقی‌ خواهد گذاشت‌.

همین ‌طور ادامه‌ می‌دهد و می‌گوید: خوشا به‌ حال‌ آنان‌ که‌ با او و همراهان‌ او همراهی‌ کنند.

اکنون‌ ای‌آنند! بیش‌ از این‌ نمی‌توانم‌ به‌ تو یاد دهم‌ (و اسرار را برایت‌ ظاهر کنم‌).

سید علی‌ اکبر قریشی‌

منابع‌:
1ـ قرآن‌ کریم‌.
2ـ مفاتیح‌ الجنان‌.
3ـ امام‌ حسین‌، حاج‌ سید ابوالفضل‌ تقوی‌.
4ـ نردبان‌ آسمان‌، حضرت‌ آیت‌ الله‌ بهاء الدینی‌

بعثت حضرت  محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم  

 مصطفی آمد

که آرد همدمی

بعثت رسول اکرم نبی مکرمه پیامبراعظم حضرت  محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم  بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد

محمد

محمد

فی قلوبنا

در انتهای شب سر گردانی ،جبل النور آن شب نور باران شد .حراءاین مامن زلال ترین خلقت آدمی ،آن شب تنها شاهد سنگین ترین پیمان الهی بود تا بار امانت پس از سال ها و قرن ها بر شانه های پاک ترین فرزند آدم قرار گیرد و جبرائیل برای خاتم مرسلین و سید عالمین .آغازین کلام وحی را زمزمه کرد:((بخوان ،به نام پروردگارت که تو را آفرید و مهربان است بخوان.بخوان......))

و امروز از پس ۱۴۴۲سال ،مسلمانان چهار گوشه عالم هستی همچنان در شعف بعثت آخرین فرستاده .این روزها را در سرور سپری می کنند .

سالها

چه شبی همه عالم با هم برای هم ذکر یا محمد را سر دادند اوست زنده اوست عزیز اوست گرامی و اینک که خوب به تمام دنیا نگاه میکنم صدای گوشم را نوازش میدهد

م حمد مح مد محمد

میلاد امام علی مبارک

بسم الله الحی الجمیل

علی امام عاشقان

امام علی1

با سلام و درود بر شما محبین وشیعیان آقا مرتضی علی علیه السلام

میلاد نور بر شما مبارک

روز پدر مبارک

روز مردان مبارک

روز آزادگان مبارک

روز وجود مبارک

روز حقیقت مبارک

روز حقیقت مبارک

روز خدا مبارک

روز...........

این مقاله تقدیم شما

امام علي(ع) و ايرانيان

در اين مقاله از رشتة تعلقات و آشنايي‌هاي ايرانيان با علي(ع) همچون، مدارا در اخذ خراج از ايرانيان ـ چه در زمان پيامبر(ص) كه به يمن گسيل شد و گروهي از ايرانيان در آنجا مقيم بودند و چه در زمان خلافت خويش ـ خونخواهي آن حضرت از هرمزان ايراني، اجراي عدالت در تقسيم بيت‌المال ميان عرب و عجم و از جمله ايرانيان در زمان خلافت، حمايت ايرانيان از علي(ع) در جنگ جمل سخن رفته است.

بي‌ترديد موضوع آشنايي ايرانيان با حضرت علي(ع) براي هر شيعه‌اي از اهميت و جاذبة بسياري برخوردار است. حوادث تاريخ ايران و اسلام در دهه‌هاي دوم، سوم و چهارم از سدة نخست هجري، بسترهاي مناسبي را براي آشنايي ايرانيان با آن بزرگ مرد تاريخ بشر فراهم ساخت

برای خواندن مقاله به ادامه رجوع شود

 

ادامه نوشته

این الرجبیون

با سلام و شاد باش خدمت تمام عزیزان دلم و نور چشمانم میلاد مبارک و پر بهجت آقا امام محمد باقر علیه السلام و فرا رسید ماه رحمت خدا رجب بر تمام مومنین،این الرجبیون مبارک باشد انشاالله

seied121

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند

1655

 از رسول اکرم(ص) روایت شده که فرمودند:

  

 از نخستین شب جمعه ی ماه رجب غفلت نکنید

چه آن شب را ملائکه "شب رغائب" نامند

 و آنچنان است که چون ثلث شب بگذرد

در آسمانها و زمین ملکی باقی نمی ماند مگر اینکه

 درکعبه و حول آن جمع می شوند

و خداوند به آنها خطاب فرموده ، گوید:

 ای ملائکه ی من ! هرچه میخواهید از من بخواهید ...

 آنها گویند : پروردگارا ! حاجت ما این است

 که روزه دارن ماه رجب را بیامرزی .

 خدای تبارک و تعالی فرماید : چنین کردم

 و مناسبتر آن است که هرکس این خبر را بشنود

 در این شب بر ملائکه درود بسیار بفرستد

 تا تکلیف این تحیت را به قدر و مقدور ادا کرده باشد

میلاد حضرت زهرا س

بسم الله الحی العریز

باعرض سلام خدمت تمام دوستان عزیز و گرامی

میلادفرخنده و پر بهجت دلیل وجود، نور عالم هستی، ستاره تابناک ،ماه ولایت، انسیه حورا ، دخت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی ،همسر محترم امیر المومنین مادر حسنین و زینبین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه را برمحضر مبارک حضرت حجت آقا امام زمان(عج) تبریک میگویم  بر تمام محبین بخصوص تمام مادران و شیر زنان شیعه تبریک و شاد باش می گویم

135

تقدیم به مادر خوبم

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

 گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت

دعای مادران

مهدی خواهد آمد

میلاد عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیه

بسم الله الحی الطیف

امام سجاد (ع ) خطاب به عقيله بنى هاشم ، زينب كبرى (س ) مى فرمايند:

(( يا عمة انت بحمد الله عالمة غير معلمة ، و فهمة غير مفهمة ))

عمه جان ! تو عالمه اى هستى بدون اينكه معلم داشته باشى ، و فهميده اى هستى بى آن كه كسى مطالب را به تو فهمانده باشد.

سلام و درود بر کربلایان و حسینیان میلاد درخشنده و پر بهجت موثقه عارفه ، عالمه غيرمعلمه، فاضله و كامله .صديقه صغرى ،ام كلثوم ،عقيله بنى هاشم ،عقيله الطالبين ،عابده آل على حضرت علیای مخدره حضرت زینب کبری سلام الله علیه بر تمام عاشق مبارک و تهنیت باد

ودیگر این روز عزیز را به همه فدا کاران و پرستاران عزیز تبریک می گویم

 

seied

ولادت و پرورش زينب

درست ترين گفتار آن است كه سيدتنا زينب كبرى (س ) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده ، و تربيت و پرورش ‍ آن دره يتيمه و مرواريد گرانبها و بى مانند در كنار پيغمبر اكرم (ص ) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و از پستان زهراى مرضيه (س ) شير وحى مكيده ، و از دست پسر عموى پيغمبر، اميرالمؤ منين (ع) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكيزه ، و با سعادت و نيكبختى ، و پرورش يافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشيده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربيت و پرورش و تعليم و آموختن و تهذيب و پاكيزه گردانيدن او قيام نموده و ايستادگى داشتند، و همين بس است كه مربى و مؤ دب و معلم او ايشان باشند

نامگذارى زينب از طرف خداوند

هنگامى كه زينب (س ) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س ) او را نزد پدرش اميرالمؤ منين (ع ) آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذارى كنيد! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .

در اين ايام حضرت رسول اكرم (ص ) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤ منين على (ع ) به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد انتخاب كنيد. رسول خدا (ص ) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .

در اين هنگام جبرئيل (ع ) فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر(ص ) ابلاغ كرده و گفت :

نام اين نوزاد را ((زينب )) بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براى او بر برگزيده است .

بعد مصايب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم (ص ) گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد

تغذيه زينب از زبان پيامبر

حضرت زينب (س ) مانند دو برادرش حسن و حسين (ع ) از زبان رسول الله (ص ) تغذى مى كرد.

همان طور كه در بسيارى از اخبار آمده است ، پيغمبر (ص ) زبان خود را در دهان حسنين مى گذاشت ، آنان با مكيدن زبان پيغمبر تغذيه مى شدند و از همين طريق گوشت و پوست بدنشان مى روييد و رشد مى كرد، در مورد حضرت زينب (س ) نيز همين عمل را انجام مى داد.

در جلد اول از كتاب خرايج راوندى (صفحه 94) معجزه يكصد و پنجاه و پنج (155) از حضرت صادق (ع ) چنين روايت كرده است :

امام صادق (ع ) فرمود: پيغمبر (ص ) پيوسته نزد فرزندان شير خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذيه مى كرد و سپس به فاطمه (س ) مى فرمود به آنان شير ندهيد

لقب هاى حضرت زينب (س )

الف ) زينب كبرى : اين لقب براى مشخص شدن و تمييز دادن او از ساير خواهرانش (كه از ديگر زنان اميرمؤ منان به دنيا آمده بودند) بود.

ب )الصديقة الصغرى : چون (( صديقة )) لقب مبارك مادرش ، زهراى مرضيه (س ) است ، و از سويى شباهت هاى بى شمارى ميان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زينب را (( صديقه صغرى )) ملقب كردند.

ج ) عقيله / عقيله بنى هاشم / عقيله الطالبين :

(( عقيله )) به معناى بانويى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ويژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.

د) ديگر لقب ها:

از ديگر لقب هاى حضرت زينب ، موثقه عارفه ، عالمه غيرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و كامله است

كنيه حضرت زينب (س )

كنيه آن عليا حضرت (( ام كلثوم )) است ، و اين كه ايشان را (( زينب كبرى )) مى گويند، براى آن است كه فرق باشد بين او و بين كسى از خواهرانش كه به آن نام و كنيه ناميده شده است .

چنان كه ملقبه به (( صديقه صغرى )) شده است ، براى فرق بين او و مادرش صديقه كبرى فاطمه زهراصلوات الله عليهما

عشق عشق تو آسمون هوای .صوتی محمود کریمی

حور و ملک پروونتن هیئتی ها دیوونتن.صوتی حسین سیب سرخی

شمس حجاب گنبد دوار زینب است.صوتی مهدی میرداماد

عید غدیر خم مبارک

www.seied.coo.ir

بسم رب العلی
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایت اميرالمومنين و الائمه عليه السلام
سلام بر مهدی سلام بر پرچم بدست ولایت سلام بر روح و جانم سلام بر همه هستیم سلام بر تو که سادات و شیعیان را حجتی سلام بر تو که ولایت ولایت علیست  و صدایت صدای علی سلام بر تو که در این روز خندانی  سلام بر تو که بر شعیانت نگاه پدارانه داری 
مولا جان  عید ولایت عید امامت عید خدا پرستان و
حقیقت جویان بر شما مبارک مولا جان در آن روز نبودیم ولی در این ساعت و در این روز  با شما بیعت می کنیم
آقا جان علی ولی الله
www.seied.coo.ir
عاشقان عیدتان مبارک
تبریک می گویم این عید سادات را بر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای .حفظه الله . و بر تمام مراجع محترم اسلام و بر تمام فرد فرد محبین و شیعیان آن شاه مردان شیر یزدان خلیفه رحمن قاتل عدوان مظهر ایمان امیر مومنان امام متقیان  صفدر میدان اسدالله الغالب مطلوب کل طالب علی بن ابیطالب علیه السلام
عشق یعنی عهد بستن با غدیر                 بارش ابر کرامت درکویر

www.seied.coo.ir

 
غدیر خم
در قرآن مجید، چهار وصف عظیم برای غدیر، نشان از شکوه بی کران آن است: «امروز کافران، از دست اندازی به دین شما نومید گردیده اند؛ امروز دین شما را کامل کردم؛ [امروز] نعمتم را بر شما تمام گردانیدم؛ و خرسند شدم که اسلام کیش شما باشد. (مائده ـ 3)»
غدیر بر امامت امام معصومی پافشاری می کند که با هدایت او راه تا فرجام به روشنی ضمانت گرفته است؛ نه هر انسان آسیب پذیری که پیوسته در معرض اشتباه و خطاست.
توحید غدیر، خدا را ذات لایزال منزهی می داند که با هیچ یک از مخلوقاتش قابل مقایسه نیست، نه جسم قابل تصوری با دست و پا و دیگر اعضا و عظمتی تنزل یافته بسان مخلوقاتش.
باید گفت که راویان بسیاری از اهل سنت و تشیع، حدیث گران قدر غدیر را در کتاب های خود آورده اند. گردآوری اسامی راویان حدیث غدیر که نتیجه زحمات فرزانگانی چون میرحامد حسین و علامه امینی است اثبات می کند که هیچ حدیث نبوی به اندازه حدیث غدیر، روایت کننده ندارد. کتاب های بسیاری نیز درباره بحث های رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر نوشته شده که از بهترین آن ها می توان به کتاب های عبقات الانوار و الغدیر اشاره کرد. هم چنین تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه های اعجاب انگیز آن در زمینه های اسناد و رجال تبیین گردیده است.
غدیر هم واقعه است و هم حادثه؛ اگر واقعه را رخدادی نیک و رویدادی مثبت معنی کنیم، و حادثه را رخدادی سهمگین و ناگوار، غدیر برای پیامبر واقعه ای شیرین است که حاصل سال ها سعی در گلستانی، بوستان رسالت را به دست باغبانی امین و پارسا می سپرد که محبوب خدا و ملائک بود، و برای امت اسلام واقعه ای به یاد ماندنی است که جانشین پیامبرشان را شناختند و امور دنیا و آخرتشان را رهاشده از تدبیر ندیدند... و حادثه است برای آنان که امیدهای باطلشان به یأس تبدیل گشت و حادثه است برای تاریخ که رودرروی چشمانش،حقیقتی مسلم را به قربانگاه انکار بردند.

آنچه در زیر می‌آید پنجاه نام و یا صفت برای روز غدیر است که از روایات برگرفته‌ شده است:

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ «عیدالله الاکبر» (1)

2 ـ روز گشایش؛ «یوم وقوع الفرج» (2)

3 ـ روز خشنودی پروردگار؛ «یوم مرضاة الرحمن» (3)

4 ـ روز زبونی شیطان؛ «یوم مرغمة الشیطان» (4)

5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ «یوم منار الدین» (5)

6 ـ روز بپا خاستن؛ «یوم القیام» (6)

7 ـ روز شادمانی؛ «یوم السرور» (7)

8 ـ روز لبخند؛ «یوم التبسم» (8)

9 ـ روز راهنمایی؛ «یوم الارشاد» (9)

10 ـ روز بلندی گرفتن منزلت شایستگان؛ «یوم رفع الدرج» (10)

11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ «یوم وضوح الحجج» (11)

12 ـ روز آزمایش بندگان؛ «یوم محنة العباد» (12)

13 ـ روز راندن شیطان؛ «یوم دحر الشیطان» (13)

14 ـ روز آشکار کردن حقیقت؛ «یوم الایضاح» (14)

15 ـ روز بیان کردن حقایق ایمان؛ «یوم البیان عن حقایق الایمان» (15)

16 ـ روز ولایت؛ «یوم الولایة» (16)

17 ـ روز کرامت؛ «یوم الکرامة» (17)

18 ـ روز کمال دین؛ «یوم کمال الدین» (18)

19 ـ روز جداسازی حق از باطل؛ «یوم الفصل» (19)

20 ـ روز برهان؛ «یوم البرهان» (20)

21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ «یوم نصب امیرالمؤمنین(ع)» (21)

22 ـ روز گواهی و گواهان؛ «یوم الشاهد و المشهود» (22)

23 ـ روز پیمان؛ «یوم العهد المعهود» (23)

24 ـ روز میثاق؛ «یوم المیثاق المأخوذ» (24)

25 ـ روز آراستن؛ «یوم الزینة» (25)

26 ـ روز قبولی اعمال شیعیان؛ «یوم قبول اعمال الشیعة» (26)

27 ـ روز رهنمونی به رهنمایان؛ «یوم الدلیل علی الرواد» (27)

28 ـ روز امن و امان؛ «یوم الامن المأمون» (28)

29 ـ روز آشکار کردن امور پنهان؛ «یوم ابلاء السرائر» (29)

30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ «عید اهل البیت(ع)» (30)

31 ـ عید شیعیان؛ «عید الشیعة» (31)

32 ـ روز عبادت؛ «یوم العبادة» (32)

33 ـ روز اتمام نعمت؛ «یوم تمام النعمة» (33)

34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ «یوم اظهار المصون من المکنون» (34)

35 ـ روز بر ملا کردن مقاصد پوشیده؛ «یوم ابلاء خفایا الصدور» (35)

36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ «یوم النصوص علی اهل الخصوص» (36)

37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ «یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)» (37)

38 ـ روز نماز؛ «یوم الصلاة» (38)

39 ـ روز شکرگزاری؛ «یوم الشکر» (39)

40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ «یوم الدوح» (40)

41 ـ روز غدیر؛ «یوم الغدیر» (41)

42 ـ روز روزه‌ داری؛ «یوم الصیام» (42)

43 ـ روز اطعام؛ «یوم اطعام الطعام» (43)

44 ـ روز جشن؛ «یوم العید» (44)

45 ـ روز عالم بالا؛ «یوم الملأ الاعلی» (45)

46 ـ روز کامل کردن دین؛ «یوم اکمال الدین» (46)

47 ـ روز شادابی؛ «یوم الفرح» (47)

48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ «یوم الافصاح عن المقام الصراح» (48)

49 ـ روز افشای پیوند میان کفر و نفاق؛ «یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود» (49)

50 ـ روز گردهمایی و تعهد حاضران؛ «یوم الجمع المسؤول» (50)

پی‌نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(ع) می‌فرماید: و هوعید الله الاکبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.

2ـ قال علی (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‌ 700.

3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامی‌تر است.

6ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.

8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.

9ـ قال علی(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.

10ـ قال علی(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزی است که منزلت شایستگان در آن، بلندی گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ قال علی(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزی است که دلایل خداوند در آن، روشن گشت).

12ـ قال علی(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ قال علی(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ قال علی(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشکار کردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.

15ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(ع) در حدیثی مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفی می‌کند، المراقبات، ص 257.

17ـ امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانی خود بگو: الحمدالله الذی اکرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را که ما را در این روز کرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ قال علی(ع) و هو ... یوم کمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.

19ـ قال علی(ع): هذا یوم الفصل الذی کنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذی نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.

22ـ قال علی(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهی گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ قال علی(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .

24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.

26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.

27ـ قال علی(ع): هذا ... یوم الدلیل علی الرواد (این، روز رهنمونی به رهنمایان است) مصباح المتهجد،ص 700.

28ـ قال علی(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‌المتهجد، ص 700.

29ـ قال علی(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.

33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذی... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.

34ـ قال علی(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المکنون، مصباح المجتهد، ص 700.

35ـ قال علی(ع): هذا یوم ابدی خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد ص 7.

36ـ قال علی(ع): هذا یوم النصوص علی اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.

37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذی جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شکرگزاری است. الغدیر، ج 1، ص 285.

40ـ قال علی(ع): و انزل علی نبیه فی یوم الدرج ما بین له عن ارادته فی خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگی است که در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.

41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است که از مکان واقعه گرفته شده است.

42ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‌داری است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ قال علی(ع): هذا یوم الملأ الاعلی ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.

47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.

48ـ قال علی(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ قال علی(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز کردن گره پیوند میان کفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.

یا علی تا ظهور مهدی

حرم امام رضا (ع)

با عرض سلام وادب خدمت شما محبین اهل بیت علیه السلام فرخنده میلاد امام همام حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام را خدمت تمام شما و شیعیان جهان تبریک می گویم

انشاالله در این شب پر بهجت از خداوند کریم آنچه دوستدارید بگیرید 

اما مطلبی اماده کرده بودم برای میلاد ولی زمانی که دوست خوبم این میل را برایم زد دیدم بسیار زیباست و حرف دل است .خب حرف دل هم بر دل می نشینه

آقا در سفر دل هیچ نیست

فقط دوستدارم میدونی

 

 

8

بعضی وقتا آدما دلشون میگیره ، بد میگیره . هر کسی برای فرار از این دل گرفتنا روشی برای خودش داره ، یه نفر سرشو به بیرون رفتن و گشت و گذار گرم میکنه ، یکی دیگه با دوستاش برنامه میریزه و خودش میبره تو جمع تا حالش عوض بشه ، عشاق هم که خوب جای خود داره با جفتشون دل میدن و درد دل میکنن ، یکی دیگه میره تو خلوت خودش و اگه اهل هنر باشه خودش با هنرش مشغول میکنه .

خطاط خط مینویسه ، نقاش نقاشی میکنه ، شعرا هم که بهترین موقع هست برای دست به قلم شدنشون ، اونهایی که با موسیقی و ساز آشنا هستن دست به ساز میشن و برای دل گرفتشون مینوازن .

شما داخل کدوم یکی از گروههای بالا هستی ؟

نمیخوام غصه دارتون کنم ، قصدم فرار از غم و سبک شدنتونه .

آدما هر چقدر هم که شاد و خوب زندگی کنن دلتنگی باز هم میاد سراغشون ، بعضی وقتا دلیل داره خیلی وقتا هم هیچ دلیل بیرونی نداره .

من خودم وقتی دلم میگیره میرم سراغ سازم و باهش درد دل میکنم ولی بعضی وقتا نمیتونم خودم خالی کنم و تنها چیزی که بهش پناه میبرم یک جاست >>>>>>>>>> حرم امام رضا (ع)

ایام تولد امام رضاست دلم نیومد بدون توجه و مطلب رد بشم . نمیدونم شما دوست خوب من که الان داری این مطلب میخونی در کجا این کره خاکی هستی فقط مطمئنم اهل هر دین و مذهبی که باشی اگر ایرانی باشی صحبت امام رضا که میشه یک جور حس مالکیت و نزدیکی بهش پیدا میکنی . همه ما ایرانیها امام رضا رو هم میهن خودمون میدونیم و خیلیامون برای حاجت گرفتن به اون پناه میبریم .

سعادت این رو دارم که در حال حاضر همشهری امام رضا هستم ، زمانی که تهران بودم برای رفع دلتنگیم میرفتم حضرت شاه عبدالعظیم ، شیراز میرفتم شاه چراغ ، بندر عباس میرفتم سید مظفر ، قم میرفتم پیش حضرت معصومه ، اما کنار هرکدوم از این بزرگان که میرفتم داغ دلم تازه تر میشد چون تو اون لحظه نمیتونستم کنار امام رضا باشم .

خدا قسمت همتون بکنه بیاین بارگاه ملکوتیش . اونقدر سبکت میکنه که در برگشت هیچ فکر و خیالی تو ذهنت نمیمونه .

برای امام رضا دین و مذهب مهم نیست به قول خودمون به همه حال میده .

دوستی دارم خادم حرمه . بهم گفت چند سال پیش خانومی از آلمان زنگ زد و گفت گوشی رو بگیرین سمت ضریح ، من این کار کردم و بعد از چند دقیقه قطع کرد .

یک هفته بعد اون خانوم دوباره زنگ زد و همون کار ازم خواست و بعد چند دقیقه با من صحبت کرد . گفت هفته پیش از امام رضا خواستم دخترم شفا و از مرگ نجات بده ، این هفته زنگ زدم ازش تشکر کنم و بهش بگم که دخترکم خوب شد .

خانوم و آقایی در آمریکا یک فرزند داشتن که تمام دکترای اونجا جوابش کرده بودن ، یکی از دوستان اونها ایرانی بود و بهشون گفت که ما دکتری در ایران داریم که بچه شما رو خوب میکنه . از مشهد براشون خاک حرم میبره و بهشون میگه دکتر رضا گفته فرزندتون دست و صورتش با این غبار شستشو بده .

اونها با اطمینان و توکلی که به دکتر رضا کسب کرده بودن این کار انجام دادن و اون بچه بعد از مدتی شفا پیدا کرد . اون آقا صاحب کارخونه نمک در آمریکا بود و برای قدردانی از دکتر رضا اون به نام امام رضا کرد که . البته این اتفاق مربوط به قبل از انقلاب هست .

در دفتر شفا یافتگان نمونه هایی ذکر شده که واقعا" تحت تاثیر قرارت میده که نکته جالبی که بهش برخوردم این بود که اکثرا" خواب دیدن که از سقاخونه حضرت آب خوردن و بعد از بیداری بیماریشون بهبود پیدا کرده !

الان که سالروز ولادتش هست میتونیم چشمامونو رو هم بزاریم و چند دقیقه ای باهش خلوت کنیم ، اونقدر قشنگ بهتون جواب میده که خودتون میمونین ..

الان هم مطمئنم تمام دوستانی که مشهد نیستن و نمیتونن برن خونه امام رضا تو این روزا بدجوری هوای حرم دارن . برای رفع کمی از دلتنگیتون ، یک عکس ازعکسهایی که خودم از حرم گرفتم رو براتون در بالای متن گذاشتم .

و اما مهمترین نکته این ایمیل که یک سورپرایز فوق العاده هست برای کسانی که مشتاقن تلفنی با امام رضا صحبت کنن :

این شماره ها رو براتون پیدا کردم 2002231و 9- 2258001-0511

تماس بگیرین و بگین با امام رضا کار دارم ببینین چه اتفاقی میافته !!

توصیه میکنم حتما" به این شماره هایی که دادم زنگ بزنین حتی اگر هیچ خواسته ای نداری و یا اگر هیچ اعتقادی به صحبتهای من نداری ، وبا هر دین و ایمونی که هستی ...

فقط مدیونی اگر زنگ زدی و حالت عوض شد و دعا نکنی دوست ندارم اما اون آخر ماخرا هم من رو سیاه .را دعا کن 

با آرزوی اینکه پل ارتباطیمون با خدا از طریق بزرگانی چون امام رضامون محکمتر و با دوامتر بشه .

به خدا میسپارمتون

ميلاد سه  مولا

قال نبي حضرت محمد .ص.: حسين منى و انا من حسين

ميلاد سه اختر آسمان ولايت و امامت

حضرت سيدنا ارباب آقا امام حسين .عليه السلام

و حضرت قمر بني هاشم آقاابالفضل عباس.عليه السلام

و سيدالساجدين حضرت امام سجادعليه السلام 

بر تمام شيعيان جهان مبارك و تهنيت باد


دامن علقمه و باغ گل ياس يكي است

.قمرها شميان بين همه ناس يكي است

.سير كردم عدد ابجد و ديديم به حساب.

 نام زيباي اباصالح و عباس يكي است.

شمس جمال هر دو صلوات


                                              

سيد .ميلاد امام حسين.حضرت عباس. امام سجاد .ع

باز گويد رسم عاشق اين بود           بلكه اين معشوق را آيين بود

چون دل عشاق را درقيد كرد        خود نمايي كرد و دلها صيد كرد


فرياد عاشقان مولا

مهدي خواهد آمد

عید مبارک و مقدس  بعثت

ماهی در غار حراء بدرخشید

عید مبارک و مقدس  بعثت

 بر مولانا و سیدنا آقا امام زمان .عج.

و تمام شیعیان جهان مبارک و تهنیت باد

مبعث .سید

رسول اکرم فرمودند:

من مبعوث شدم تا فضائل اخلاقی را به کمال برسانم

مسلمین  .غار حراء

بعثت

بعثت پیامبر اکرم(ع) تولد دوباره تاریخ است،پایانی است بر همه آغازها و آغازی است که خود پایانی ندارد،پیامی است جاودانه از آسمان برای زمینیان موجی است برای تلاطم  همه تاریخ و دعوتی است که پژواک آن تا پایان تاریخ شنیده خواهد شد

سفر نامه سید

یادش بخیر صبح ساعت ۴ صبح به وقت مکه از فندق یا به قول خودمان هتل محل استقرار مان در مکه

رفتم بیرون برای دیدن غار آشنای  حراء غاری که خدیجه کبری و علی مرتضی...

 با هر از سنگ های بزرگ و ریزه سنگهای آن خوب آشنا بودن 

.بر بلندای کوه عظیمی .قرار دارد .هوا روشن شده بود  . تا رسیدم به  حراء

رفتم دیدم هیچ کس جز خودم در آنجا نیست  اول متحیر شده بودم

گفتم نکند من خوابم .آیا اسلام از اینجاشروع شد .ندا از اینجا آمد

خبر مظلومیتها .غربیها،  خبره شهادت خود و فرزندان از اینجا به رسول رسید

آیا خدا من اینجا همان جا است .که صدای

سروش تو، جبرائیل آمد که بخوان محمد بخوان

اقر باسم ربک الذی خلق خلق انسان من علق .....

مانده بودم  حیران .وای خدا اینجا  ...رسول اکرم .ص. ...بنده تو سید اینجا ایستاده  

با چشمانی گریان شروع کردم به مداحی از خود خدا تا به خارهای بیابان کربلا رسیدم

اینجا مانده بودم چه دارم می گویم .............

گفتم یا رسول الله فدای تو شوم از جبرائیل چه خبر

آیا خبر شهادت حسین ...........

این درد ها بسیار است برای دل سید

اینم عکسی است در  غار حراء  .یادش بخیر

 انشاءالله  ،با هم به زیارت آنجا برویم

سید محمد .غار حراء .مکه


فریاد شیعیان

مهدی خواهد آمد

میلادامام علی

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین

بولایته علی ابن ابیطالب علیه السلام

میلاد جناب امیر المومنین و امام المتقین واح الرسول و زوج البتول و سیف الله ابی

شبیر و شبر علی بن ابیطالب علیه السلام بر فرزنده گرامی آن حضرت نور دلها  امید

قلبها وجود عشق هستی حضرت مولانا و سیدنا ابوالقاسم ،ابالصالح المهدی .عج. و

تمام شیعیان ،یاران و محبین آن امام مبارک و تهنیت باد.

www.seied.coo.ir

از همه و همه این بیت الله صدا می آید

همه در این بیت مست و هوشیار

رقص کنان پای زنان گریه کنان

جبرئیل ندا میدهد خدای در این روز کلام میگوید با بشر خود

گوش فرا دهید که دیگر هیچ نخواهد گفت.

همه متحیر .گوشها شنوا !

صدا صدای خداست که می گوید

یک قبله دارند عاشقان

یک شمع دارند عارفان

یک جلوه دارد این جهان

یک راز دارد قدسیان

یک یل فقط دارد یلان

یک روح دارد شیعیان

یک یار دارد بیکسان

یک راه دارد رهروان

یک نابغه دارد زمان

یک علی دارد خدا

آنهم علی المرتضاست

این خلقتم راز من است کامل بود مرجع بود

من چه بگویم از خلقتش 

قدسی شجر نیکو ثمر والا گهر صاحب نظر

فرخنده فربهجت اثر احمد سیر قرص قمر

هم دادور هم دادگر قدرت قدر فخر بشر

هم نامور هم تاجور هم صاحب تیغ دو سر

شمس الضحی بدرالدجی میر هدی نور خدا

هم دلربا هم دلگشا خیبر گشا مشکل گشا

هم بی ریا هم با صفا هم با حیا هم با وفا

هم کیمیا رمز دوا سر شفا راز بقا

هم مقتدا هم رهنما هم ابتدا هم انتها

اوست اولین و آخرین

علی علی علی علی علی

seied.ali

اما در روی فرش همه از جنس بشر ایستاده اند و منتظر و گنگ

از هر مذهبی و دینی

سه روز همه عالم بر این خانه و بر این در نگاه خود را انداخته اند که چه ها خواهد

شد آیا فاطمه بنت اسد زنده است یا او باز خواهد گشت که ناگهان صدای

الله اکبر.

لا اله الا الله. 

بر فضای این خانه  و فرش و عرش

جا میگیرد و کودکی با زبان و صدای رسا با مادر خود کلام میگوید

بسم الله

لا حول ولا قوه الا باالله

یا علی.www.seied.coo.ir

امروز سالروز ولادت ،مبارک و مقدس حضرت شاه مردان  شیر یزدان خلیفه

رحمن قاتل عدوان مظهر ایمان امیر دلها امیر مومنان امام متقیان صفدر میدان

اسدالله الغالب مطلوب کل طالب علی بن ابیطالب .ع.

می باشد بنده به عنوان یک محب و یک دوستدار علی و اگر لطف فر ماید

یک شیعه علی.ع.  ،مانده بودم که چه چیز بر این صفحه نگارم اما دیدم

 بهتر ین کار این است که از خود مولایم بپرسم و او چه زیبا گفت 

seied.ali

یا علی 

من ولی مسلمینم                    امپراتور زمینم

صاحب علم یقینم                  حافظ ارکان دینم

یار جبرئیل امینم                  من امیر المومنینم

من وصی مصطفایم             من علی المرتضایم

چشمه جود و عطایم              شهسوار لا فتایم

شیعه را حصن حصینم            من امیرالمومنینم

من امام مشرقینم                     راز دار عالمینم

فاتح بدر و حنینم                    نکته آمور حسینم

من همانم من همینم           من امیر المو منینم

کعبه دلها منم من               سرور و مولا منم من

یاور طاها منم من                شوهر زهرا منم من

مصطفی را جانشینم             من امیر المومنینم

خانه حق زادگاهم                 عرش اعلا بارگاهم

لطف یزدان تیکه گاهم        من همان عالم پناهم

رفوف معراج زینم                   من امیر المو منینم

من رموز سر نوشتم            بذز عزت کار و کشتم

 من گل باغ بهشتم             من گل آدم سر شتم

من چنانم من چنینم               من امیر المومنینم

کعبه از من یافت عزت       عشق از من یافت قدرت

هر که با من کرد بیعت             یافت عزت در قیامت

من نوای دل نشینم                  من امیر المومنینم

عالم از من گشته عالم           آدم از من گشته آدم

خاتم از من گشته خاتم       جان عیسی جان مریم

صد مسیح در آستینم                من امیر المومنینم

شان من والاست والا               کار من بالاست بالا

عشق من طاهاست طاها      یار من زهراست زهرا

یار  یار  نازنینم                         من امیر المومنینم

من دلیل ممکناتم                         من امیر کا ئناتم

چشمه آب حیاتم                       باب کشتی نجاتم

ملک هستی را امینم                 من امیر المومنینم

دیر حق را پیر هستم            غزوه ها را شیر هستم

تیزی شمشیر هستم             شاه خیبر گیر هستم

کل هستی سر زمینم               من امیر المو منینم

سرورم و آزاد هستم                دشمن بیداد هستم

بر نبی داماد هستم             ملجا خوش زاد هستم

اولینم آخرینم                          من امیر المو منینم

من علی ابو ترابم

 دیگر هیچ نگویم که کلام از اوست و همه چیز با اوست

همه جا یا علی جان مدد


صلي الله عليك يا مولانا يا اباصالح المهدي عج .. آتش عشق تو در سينه نهفتن تا كي؟ همه شب از غم هجر تو نخفتن تا كي ؟ طعنه از غير اي يار شنفتن تا كي؟ روي ناديده و اوصاف تو گفتن تا كي؟ چهره بگشاي كه رخسار تو ديدن دارد .. سخن از لعل تو اي دوست شنيدن دارد .. سخن از لعل تو اي دوست شنيدن دارد ... سخن از لعل تو اي دوست شنيدن دارد

فریاد حیدریون

مهدی خواهد آمد

میلاد امام باقر .امام خامنه ای

با عرض سلام وادب خدمت تمام دوستان بزرگوار و عزیزم

www.seied.coo.ir

میلاد علم و آیئنه .تنها بازمانده کربلا.مطلوب کل طالب.امام محمد باقر.ع.

www.seied.coo.ir

و حضرت آیت الله اعظم حاج سید علی خامنه ای .حفظه الله. 

مناسبتها بهانه ای است برای بازگشت به حقایقی که گاها آنها را نادیده گرفته وبه سادگی ازکنارآن میگذریم .

24تیرماه سالروزتولد مقام معظم رهبری بهانه ای دوباره شد تا به 24خاطره کوچک ازساده زیستی مقام معظم رهبری مراجعه نمائیم تا ضمن یادآوری به مدیران واداره کنندگان کشورگوشزدی برای خودمان باشد که هرازچندگاهی چه میگوئیم وچه میکنیم .

24خاطره زیرهمگی اززبان شخصیتهای مهم کشوربیان شده که گاها برای استناد نام این اشخاص درکنارخاطره بیان میشود.

بیان خاطرات قبلی درمطالب گذشته مورداستقبال گسترده ای قرارگرفته وخوانندگان گرامی تقاضای بیان حقایق بیشتری اززندگی ومدیریتهای ایشان شدند که نمونه های زیربدین منظورمنتشرمیشود

24خاطره کوتاه ازمتولد 24 تیر

24 تیر ؛ ولادت ولایت

و حلول ماه مبارک رجب

را خدمت تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت می گویم


می گویم سخن دل را

مهدی خواهد آمد

میلاد حضرت فاطمه الزهرا.س.

با عرض سلام و درود بر شما عزیزان و یاران

میلاد با سعادت باعث خلقت ، دخت نبوت،کفوولایت، ام امامت ،قطب دایر وجود، حبیبه ذات رب العالمین، پاره تن رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم ،زوجه و کفو امیر المومنین علی مرتضی علیه السلام و ام الا ئمه النقباءوالنجباء بر ناموس دهر و شمس ضحای آسمان هدایت حضرت صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و بر نائب الامام حضرت سید ومولا آیت الله العظمی خامنه ای.حفظه الله. و نیز بر شیعیان و محبین آنحضرت مبارک و تهنیت باد

نمیدانم چه بگویم که دلم رضای اوگردد. و بر چشمان مهدی زیبا بهجت کند .

سالروز ولادت فاطمه.است والله دست قادر به نوشتن نیست و فکر آرام نیست

از چه و چه خواهم گفت نمیدانم

اما .؟

 فقط این شعر را هدیه میدهم به همه دوستان و محبین ولایت فاطمه زهرا.س.

میلاد حضرت فاطمه. وب سید

از خلقت زهرا چه بگویم چه نگویم

نو رازلی حضرت زهرا ست بدانید

آیات جلی حضرت زهراست بدانید

همتای علی حضرت زهرا بدانید

از شوکت زهرا چه بگویم چه نگویم

او فاطمه و هانیه و ام ابیهاست

ریحانه پیغمبر و صدیقه کبراست

آرام دل و روشنی خانه مولاست

از طلعت زهرا چه بگویم چه نگویم

زان مائده ای را که خدا کرد تفضل

زهرا به خدا برد فقط دست توسل

آن بود بلی معنی تسلیم و توکل

از حاجت زهرا چه بگویم چه نگویم

احمد در حق فاطمه دردانه وحی است

سجاده زهرا شرف خانه وحی است

صدیقه زهرا گل لاله گلخانه وحی است

از مدحت زهرا چه بگویم چه نگویم

 طوبی که شنیدیی سبد سنیل زهراست

کوثر که شنیدی تو گلاب گل زهراست

دل محو حسین است و حسین بلبل زهراست

از همت زهرا چه بگویم چه نگویم

فریاد علی مظهر حق زنگ زمان است

هرکس که بود دشمن او ننگ زمان است

عشق علی و فاطمه هر دو دو مدال است


و اما دنبال یک روز می گشتم که آمار نظر سنجی را بگویم

که دیدم بهتر ین روز روز ولادت حضرت زهراست

در نظر سنجی که در این چند مدت در وب سید

درباره  دین و مذهب داشتم به این باور رسیدم که

بهترین دین اسلام و بهترین مذهب شیعه می باشد

درود خدا بر  مومنین و محبین ولایت مطلقه

امام علی امیر المومنین مطلوب کل طالب حیدر کرار

وب سید }
 
به نظر شما کدام دین و مذهب بهتر است
اسلام.شیعه ( 230رای، 87%)
اسلام.سنی ( 3رای، 1%)
یهودیت ( 1رای، 0%)
مسیحیت ( 3رای، 1%)
بودا ( 4رای، 1%)
وهابی ( 1رای، 0%)
زرتشتی ( 19رای، 7%)
ارمنی ( 1رای، 0%)

 

ممنون از تمام مسلمین و مذاهب دنیا که در این نظر سنجی شرکت کردن

یا علی مدد


فریاد منتظران

مهدی خواهد آمد

میلاد امام حسن عسکری

السلام عليک يا ابا صالح المهدي ادرکني

مولاي من ! بايد به ارتفاع دل شما اقتدا کنم
تا اضطراب بي کسي ام را دوا کنم
من وسعتي شبيه كويري شكستــه‌ام
بايد براي بارش اين شب ابري دعا کنم
امن يجيب يک دل خسته به سوي شماست
بايد دوباره نام شما را صدا کنم

میلاد نورانی یازدهمین اختر آسمان ولایت و امامت

حضرت امام حسن عسکری(ع)

پدر بزرگوار موعود حی حضرت ابا الصالح مهدی(عج)

 بر تمام شیعیان جهان اسلام مبارک باد


یکی از دوستان عزیز به نام الهه باران نظری دادند که از
 مولای خوبان حضرت مهدی (عج)مطلبی نوشته شود
بنده هم مطلبی درباره برخورد امام در عصر ظهور
 با ادیان آماده کردم برای ایشان و باقی دوستان عزیزسید
نظر دوست عزیزالهه باران

 
نویسنده: الهه باران
چهارشنبه 5 ارديبهشت1386 ساعت: 23:5
سلام سید مهربان
خیلی وقت سر نزدم ببخشید...وبلاگتون خیلی متنوع شده و این به نظر من عالیه....اگر ممکنه در مورد امام عصرمون بیشتر توضیح بدید مدتیه که مشتاق شدم بدونم...در مورد آخرالزمان و ویژگی های امام و خیلی چیزهای دیگه که مربوط می شه به حضرت....خیلی دوست دارم بخونم و بشنوم و در کل بدونم!!...البته اگر براتون مقدوره
ممنون می شم
شاد باشید

ايا اديان ديگر در هنگام ظهور امام زمان با وي
 همكاري مينمايند يا به مخالفت با وي مي پردازند؟
از آیات و روایات و کتب مقدس آسمانی استفاده می شود که جهان روزی را در پیش دارد که در آن روز، تمام کشورهای کوچک و بزرگ، به یک کشور تبدیل می شوند و مرزهای جغرافیای برداشته می شود و حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی تشکیل می گردد و بر تمام جهان یک دین و آیین، یک قانون و یک رهبر حکومت می کند.
بنابر آنچه از آیات بر می آید این است که اسلام بر تمام ادیان غالب خواهد شد و در زمین مستقر پا برجا خواهد شد مانند آیات 33 سوره توبه و 55 سوره نور و 3 سوره مائده و...
چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: در آن روز آیین مقدس اسلام سراسر روی زمین را فرا می گیرد و حکومت از دست کفار گرفته می شود و حکومتی جز حکومت اسلام نخواهد بود.(الاحم و الفتن، باب178، ص173) و امام سجاد علیه السلام فرمود: بدون تردید خداوند به هنگام قیام قائم علیه السلام، اسلام را بر همه ادیان پیروز می گرداند.(منتخب الاثر، ص10) و...
از مجموع روایات استفاده می شود که سرانجام دین اسلام همه زمین را فراخواهد گرفت و بر همه ادیان جهان پیروز خواهد گردید و این در هنگامی است که حضرت مهدی علیه السلام ظهور کرده و حکومت واحد جهانی را تشکیل می دهد.
اسلام آمده است تا همه امت ها را متحد ساخته و به یک ملت تبدیل نماید و اساس همه تضادها و اختلافات را که از کفر و شرک مایه می گیرد از میان بردارد، تا جایی که همه در برابر خدای متعال خاضع شوند و تنها یگانه را بپرستند و در سایه یک حکومت و یک دین و یک رهبر و یک قانون اساسی زندگی کنند.(ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام مذاهب و ملل جهان، ص367)
از روایات فهمیده می شود که ستیز و رویارویی حضرت با اهل کتاب، همیشه یکسان نبوده و در مواردی با دریافت جزیه به آنان اجازه می دهد به دین خودشان باقی بمانند و با گروهی دیگر به بحث و مناظره پرداخته و آنان را به این روش به اسلام دعوت می کند و با کسانی که حق را پنهان سازند، می جنگد.(چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)، نجم الدین طبسی، ص143)
امام باقر(ع) می فرماید: چون قائم ما قیام کند،در میان اهل تورات به توراتشان و بین اهل انجیل به انجیلشان و بین اهل زبور به زبورشان، و در میان اهل قرآن با قرآن، حکم خواهد کرد. (غیبة نعمانی، ص 124)
و کسانی که از اهل کتاب معاند نبوده و در صدد ستیز و جنگ و مقابله با حضرت و حکومت او بر نیایند می توانند در زمره اسلام و مسلمین بوده و با اعطای جزیه به زندگی خود ادامه دهند.
حضرت حجت علیه السلام پس از ظهور مردم را به راه صحیح و روش استوار و دین حق و عدالت دعوت می کند قرآن واقعی را به مردم عرضه می کند و به فرامین قرآن عمل می کند همه را به این حق یعنی اسلام، و دوری از گناه و ظلم دعوت می کند و سیره و روش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را روش خود قرار می دهد و تکالیف الهی و شریعت اسلام عمل می کند. پس هر کسی این حق را بپذیرد و با او بیعت کند و تکالیف اسلام را عمل کند زیر لوای اوست و مورد محبت حضرت است و اِلا مورد غضب حضرت و از دشمنان او خواهد بود. و امام زمان علیه السلام به هیچ ستمکاری هیچ ارفاقی نمی کند چرا که راه حق و حقیقت را بیان نموده و فرد ستمکار است که دستور حضرت که فرمان و امر خداوند متعال است را زیر پا گذاشت.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه "هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون" می فرمایند: به خدا سوگند هنوز تاویل آن نازل نشده، وقتی قائم ان شاء الله بپاخیزد، پس چون خروج کند هیچ کافر یا مشرکی باقی نماند مگر اینکه از خروج حضرت ناراحت باشد حتی اینکه اگر کافر یا مشرکی در دل سنگ باشد آن سنگ خواهد گفت: ای مومن در دل من کافر یا مشرکی هست او را بکش، پس خداوند او را کنار می زند و یاران حضرت او را می کشند.(مکیال المکارم، ص174)
معاویة ابن الدهنی می گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آیه"یعرف المجرمون بسیماهم فیؤخذ بالنواصی و الاقدام" سوال کردم. حضرت فرمودند: ای معاویه در این باره چه می گویند؟ گفتم: فکر می کنم که خداوند متعال در قیامت مجرمین را به چهره هایشان می شناساند پس او می شود، از پیشانی و پاهاشان آنان را می گیرند و به آتش می افکنند؛ حضرت فرمودند: چگونه خداوند جبار نیاز دارد به شناختن خلایقی که آنها را آفریده؟ گفتم فدایت شود پس معنای آن چیست؟ فرمودند هر گاه قائم ما بپاخیزد خداوند شناخت چهره ها را به آن حضرت عطا فرماید. پس امر می کند کافران را با پیشانیهایشان و قدمهایشان بگیرند و از دم شمشیر بگذرانند.
عّیاشی به سند خود از ابن بکیر روایت می کند که گفت: از حضرت ابوالحسن علیه السلام تفسر آیه:"ولد أشکم من فی السّموات و الارض طوعا و کرها" را پرسیدم، فرمودند: درباره قائم علیه السلام نازل شده، هنگامی که علیه یهود و نصاری و صائبین و زنادقه و مرتدها و کنار در شرق و غرب زمین قیام می کند و اسلام را به آنها پیشنهاد می کند هر کس با رضایت قلبی مسلمان شود، او را دستور می دهد که نماز بخواند و زکات بدهد و آنچه بر هر مسلمانان و واجب است را انجام دهد، و هر کس مسلمان نشد، گردنش را می زند تا اینکه در شرق و مغرب زمین یک نفر غیر موحد باقی نماند.(نورالثقلین، ج1، ص362؛ اثبات الهداة، ج3، ص549)
آنچه که از روایات فهمیده می شود آن است که امام عصر علیه السلام برای اتمام حجت و رفع عذر با پیروان همه ادیان با کتابهای آسمانی خودشان بحث و مناظره می کند و نویدهای موجود در هر کتاب را که از آمدن مصلح جهانی خبر داده به آنان یادآواری می کند؛ سپس بعد از عرضه اسلام و دعوت به حق و حقیقت و هدایت مردم و بعد از آنکه حجت بر ایشان تمام شد، پس هر کس ایمان بیاورد از او می گذرد و هر کس پس از شناخت حق و اثبات حقیقت بر کفر و الحاد خود اصرار بورزد با شمشیر ایشان روبرو می شود، و کفار و دشمنانشان را به هلاکت می رسانند تا آنکه زمین از لوث وجودشان پاک شود و همه جا را پاکی وحدانیت فرا گیرد
.


فریاد عاشقان

مهدی خواهد آمد

 

میلاد امام محمد باقر

میلاد امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشوا

مولای عارفان حکیم اولین وآخرین حضرت امام محمد باقر(ع)

 بر امام زمان اباالصالح مهدی (عج)وتمام شیعیان مبارکباد

سلام بر تو که با چشمانت کربلا را دیدی

ولادت
امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعه‏ى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او را«محمد»ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم‏»يعنى‏«شكافنده‏ى دانشها»لقب آن گرامى است.

به هنگام تولد هاله‏يى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود،و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.

این عکس را خودم از بقیع گرفتم

یادش بخیر.  آه آه

 

امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبت‏به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى‏رساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين،و مادر او بانوى گرامى‏«ام عبد الله‏» دختر امام مجتبى عليهم السلام است.

عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخن‏از والايى هاشميان و علويان و فاطميان به ميان مى‏آمد او را يگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و بزرگوارى مى‏شناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مى‏خواندند.

راستگوترين لهجه‏ها و جذاب‏ترين چهره‏ها و بخشنده‏ترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است

 

ادامه نوشته

امام هادی(ع)

سلام بر امام غریب هادی دین

میلاد حضرت هادی بر تمام عاشقان مبارک