مرجع تقلید عالیقدری که ختنه نکرده بود!!!

در زمانه بسیار حساسی هستیم میگویند آخر زمان است 


قبول داریم و باور که آخر زمان است و دشمنان آماده برای حمله به مذهب مقدسمان 

بعضی وقتها که سایت ها وکتاب.روزنامه.مقاله های سیاسی را نگاه میکنم به کینه هزاران ساله این دشمنان

بیشتر پی میبرم

از جنگهای سلیبی تا رخنه کردن در لباس های مقدس

حال بعد از فرمایش ولی فقیه زمان .تک مرجع تقلید .نائب امام .رهبر عزیز و فرزانه حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله ) که فرمودند : دیگر از فتنه و خسارات بعد از انتخابات دوری کنید باز شاهد هستیم که بعضی از روحانی نماها که به معنای کلامه لانه و صدای کفار در قلب کشور شیعه را کنتور میکنند ,چه ساده لوحانه و حمارانه حرفهاو تهمتهای خود را بیان میکنند

مگر غیر از این است که در فقه اسلام مرجعیت نباید به کسی فحاشی ,تهمت,غیبت نکند .

حال بعد ازفحاشی عریان .اینبار پای خود را فراتر از لانه خود گذاشتند و به مرجعیت و روحانیت محترم شیعه توهین میکنند

که من بودم که ایستادم .فلانی و فلانی احمق هستند که پیام تبریک دادند

فلانی ساده لوحی هست که امام جمعه است .و در جای دیگر با چشمهای فنته آلود میگوید فلانی که در فلان منسب هست قصاب است

مرا ببخشید

اشک در گلویم ریخته و خون در چشمانم نشسته چه شد که اینگونه شد را الله میداند

باید پرسید

باید گفت

باید رساند که

چه چیز را !!!!!

 گوشه ای از خاطرات : کتاب  یک جاسوس شما را روج دهم

برای آنانکه خاطرات "مستر همفر" جاسوس انگلیسی را خوانده اند البته زیاد عجیب نیست که این حکایت را بخوانند :


ماجرا از این قرار است که چند دهه پیشتر و در عراق ، پس از "ارتحال" یکی از مراجع بزرگ تقلید ، طبق سنت معمول، غسل و کفن و نماز خواندن بر آن مرجع بر عهده ی مرجع بعدی بود ، مرجع جدید  در حال غسل متوجه مساله ی عجیبی شد ، وی با کمال ناباوری دید که یاللعجب ! مرجع مرحوم بزرگوار ختنه نفرموده و در واقع مسلمان نبوده اند !


بعد ها معلوم شد ایشان از نفوذی های سرویس های اطلاعاتی انگلستان بوده اند و با رشد در حوزه علمیه به درجه مرجعیت نائل آمده اند.

حال پیدا کنید پرتقال فروش را !!!

خاطرات خواندنی یک جاسوس در همین بلاگ

گزارشي از خاطرات يك جاسوس-5  

باعرض سلام وادب خدمت شما مومنین روزه دار سال روز ولادت سید محمد جواد ذاکر طباطبائی را خدمت شما شیعیان جهان تبریک می گویم و هنوز غم پروازش را در دل هویدا می کنیم روحش شاد و صدایش در کل ارض رسا

من شاید برای چند وقت یا برای همیشه نتوانم بروز رسانی کنم. فقط برایم دعا کنیدشاید دیگر بروز نکردیم البته اگر در این دنیا نبودیم اگر برگشتم که در خدمت هستم و دنباله بحث را شروع خواهیم کرد .البته بعد سفر اگر برگشتم خواهم گفت کجا بودم و چه کردم ،راستش دلم برای همه تنگ میشه

البته اگر اونجای که میرم نت باشه که حال می کنیم  با شما

دیگه یا علی ما را در این ماه دعا کنید که شهادت نزدیک است


 بايد در تقويت افكاري كه سبب زنده نگه داشتن عصبيت‌هاي قومي و نژادي و ملي‌گرايي، دلبستگي شديد به فرهنگ و زبان و تاريخ گذشته ملت‌ها گردد، و قهرمانان و شخصيت‌هاي تاريخي پيش از اسلام خود را سخت گرامي دارند، مانند زنده كردن فرعونيت در مصر و دين زرتشت در ايران، بت‌پرستي بابل در سرزمين بين‌النهرين كوشش كنيم.


پس از ذكر موارد قوت اسلام، در فصول بعد، چگونگي راه‌هاي عملي گسترش نقاط ضعف و نابودي جنبه‌هاي قوت و نيرومندي اين ديانت، با ادلّه و براهين محكم عرضه مي‌شود؛ آنگاه كتاب اقداماتي را كه براي گسترش نقاط ضعف لازم و ضروري به نظر مي‌رسد، فهرست‌وار توصيه مي‌كند

. دامن زدن به اختلافات مذهبي با ايجاد حسّ بدگماني و سوءظن، در ميان مسلمين شيعه و سني، نگارش مطالبي اهانت‌آميز و تهمت‌انگيز از سوي هر گروه نسبت به گروه ديگر، ضرورت دارد در اجراي اين برنامة سودمند تفرقه و نفاق، از صرف هزينه‌هاي بسيار خودداري نشود.

2. نگه داشتن مسلمين در جهل و بي‌خبري، جلوگيري از تأسيس و گشايش مراكز آموزشي و تربيتي از هر قبيل، ايجاد مانع در راه چاپ و انتشار و در صورت لزوم، آتش زدن كتابخانه‌هاي عمومي و برحذر داشتن مردم از فرستادن كودكانشان به مدارس ديني، با وارد ساختن اتهاماتي عليه مراجع و علماي بزرگ.

3. ترويج تنبلي و جلوگيري از تلاش و فعاليت زندگي، با توصيف دنياي پس از مرگ و تجسم مناظر و رنگ‌آميزي‌هاي بهشت در برابر ديدگان مردم، و در نتيجه دلسردي و عدم تمايل آنان در پرداختن به امور معاش و نشستن به انتظار ملك‌الموت و رهسپاري به بهشت موعود.

راستی برای خواندن باقی مطلب به ادامه رجو شود


فریاد دلم در همه جا

مهدی خواهد آمد


ادامه نوشته

خاطرات يك جاسوس-4

 

 در بحبوحه اين ايام، نامه‌اي از لندن رسيد كه مرا بي‌درنگ، به مسافرت به شهرهاي مقدس كربلا و نجف ـ  قبلة آمال شيعيان و مركز علم و روحانيت ـ مجبور مي‌كرد. قبلاً به عنوان مقدمه، اشاره‌اي هر چند كوتاه به سابقة تاريخي اين دو شهر مقدس مي‌كنم.

اهميت شهر نجف با دفن حضرت علي(ع) ـ نخستين امام شيعه و چهارمين خليفة مسلمين ـ آغاز مي‌شود، و از آن تاريخ پيوسته رو به آبادي و گسترش نهاده است. هنگام شهادت علي(ع) نجف سرزميني در 6 كيلومتري مركز خلافت يعني كوفه بوده، و پياده يك ساعته اين مسافت را مي‌توان پيمود. پس از شهادت حضرت علي(ع)، دو فرزندش حسن و حسين(ع)، جسد او را پنهاني به اين نقطة دوردست كه اكنون نجف نام دارد آوردند و شبانه دفن كردند. اكنون نجف يكي از بزرگ‌ترين شهرهاي بين‌النهرين و به مراتب از كوفه آبادتر است. در اين‌جا حوزة علمية تشيع قرار دارد، و علماي بسياري از سراسر بلاد اسلام، در شهر نجف رحل اقامت افكنده‌اند. بازارها، مدارس و خانه‌هاي آن، همه ساله افزايش مي‌يابد. علماي شيعه از احترام ويژه‌اي برخوردارند. خليفة عثماني كه در استانبول اقامت دارد، بنا بر دلايل زير
پاس خاطر ايشان را هميشه نگه مي‌دارد
برای باقی مطلب باید به ادامه رجو شود

فریاد حق طلبان
مهدی خواهد آمد
 
ادامه نوشته

گزارشي از خاطرات يك جاسوس-3

با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزيز و محب اهل بيت عليه السلام .لطفن تمام خاطرات يك جاسوس را در وب سيد دنبال كنيد و نظر خود را با قلم سبز خود بر دفتر خاطرات مجازي ما بنگاريد تا بتوانيم در لينك پست هاي بعد از آنها استفاده كنيم .بنده شمارا سفير و نماينده خود در دنياي مجازي قرار دادم براي اينكه از دوستان و محب شيعه و افرادي كه در بحث شيعه شناسي  هستن را،را دنبال كنند.انشالله در همين ايام مبارك بعد از خاطرات يك جاسوس بر عليه مسلمانان ،روجو خواهيم كرد بر كتابهاي كه در دست شيعيان نيست و بنده بسيار بسيار دنبال اين كتابها گشتم و به مدد حضرت علي عليه السلام اين كتابهاي گران بهاء را با مشقت بسيار به دست آوردم كه بيشتر در بحث شيعه و سني است .الهذا:بنده اگر اين خاطرات را نگاشتم براي آن است كه شيعيان بدانند كه فرقه كثيف و ملحد وهابيت از كجا به وجود امده است .و با اينكار قست آن داريم كه برادران و خواهران سني .مسيحي و يهودي .بودا .و مذاهب دنيا بيشتر با حقايق مذهب شيعه آشنا شوند و راه حق راه صراط مستقيم را بدانند البته ما قصد خراب كردن مذاهب ديگر را نداريم فقط و فقط دنبال حقيقت  راه حق هستيم .ميدانم كه خدا وند حكيم خود بر دلها حكم فرماست پس در اين باب دست و نگاهمان را رو بر عرش عظيم مي كنيم و مي گويم بسم الله الرحمن الرحيم .يا الله مددي من بنده تو بي تو هيچ از دين و مذهب تو نمي دانم تو تمام علوم هستي و من بنده تو هستم كه مي خواهم راه تو كه راه سعادت به لقا الله است را پيدا كنم .((آمين يا رب عالمين))


 بايد اضافه كنم كه من در آموختن زبان‌هاي عربي و تركي و تجويد قرآن و آداب و معاشرت اسلامي توفيق بسيار يافته بودم. اما در تهية گزارشي مشروح از موارد ضعف دولت عثماني، چندان موفق نبودم. پس از پايان كنفرانس كه شش ساعت به طول انجاميد، معاون مرا از اين نقطه ضعفم باخبر ساخت.



نه نفر از همكاران ديگر من نيز به لندن فراخوانده شده بودند. بدبختانه فقط پنج نفر به لندن بازگشتند. از چهار نفر ديگر، يكي مسلمان شده و در مصر مانده بود. اين خبر را معاون وزارت مستعمرات با من در ميان نهاد و خوشحال بود كه شخص مذكور سري را فاش نكرده است. جاسوس ديگري كه اصلاً روس بود، به روسيه بازگشته و در آن‌جا اقامت گزيده بود. معاون از اين بابت ناراحت بود، زيرا بيم داشت كه جاسوس روسي‌الاصل، حال كه به سرزمين مادري خود بازگشته است، چيزي از اسرار مستعمرات انگليس را افشا كند. معاون به اين نتيجه رسيده بود كه از ابتدا، براي روس‌ها در وزارت مستعمرات انگليس جاسوسي مي‌كرده و پس از خاتمة مأموريتش به روسيه مراجعت كرده است. سومي در «عماره»‌ نزديك بغداد، به بيماري وبا در گذشته بود. از سرنوشت چهارمي اطلاعي در دست نبود. وزارت مستعمرات خبر او را تا «صنعا»، پايتخت يمن داشتند و گزارش‌هاي او در يك سال اخير مرتباً از صنعا مي‌رسيد، ولي پس از آن قطع گرديده بود، و هر چه دولت و وزارت مستعمرات براي كسب اطلاع از زندگي او اقدام كردند، به جايي نرسيد. وزارت مستعمرات كاملاً از عواقب نامطلوب غيبت يك جاسوس زبردست خود باخبر بود. و با حساب دقيق، ارزش مأموريت هر يك را محاسبه مي‌كرد، و به راستي فقدان هر يك از اين‌گونه مأموران، براي دولت انگليس، كه در آستانة اجراي برنامه‌هاي سركوبي و هرج و مرج و شورش در ممالك اسلامي بود، مخاطره‌آميز مي‌نمود.

ما ملتي هستيم كه با جمعيت كم مسئوليت‌هاي مهمي بر عهده داريم و كمبود انسان‌هاي كارآزموده، براي ما بسيار زيان‌بخش خواهد بود 

براي خواندن باقي مطلب به ادامه رجو شود


فرياد روزه داره

مهدي خواهدآمد

 

ادامه نوشته

گزارشي از خاطرات يك جاسوس-2

با عرض سلام وادب خدمت شما  ماه مبارك و مقدس رمضان را به تمام شيعيان جهان تبريك مي گويم انشاءالله با عنايت حضرت حجت ،آقا صاحب الزمان.عج.از اين ماه كمال استفاده را ببريم و سفرمان پر از نور خدا باشد .يادمان در اين ماه فقط ظهور مهديست آقا نمك بده كه نمك سفر تو بهترين نمك است

اما بخش دوم خاطرات يك جاسوس بر عليه  مسلمانان 

 وزارت مستعمرات در سال 1710 م به من مأموريت داد كه به مصر و عراق و تهران و حجاز و آستانه سفر كنم و اطلاعاتي كافي در مورد راه‌هاي ايجاد تفرقه در ميان مسلمين و ايجاد سلطه بر بلاد اسلام جمع‌آوري كنم. در همان زمان نُه نفر ديگر از بهترين و برگزيده‌ترين كامندان وزارت مستعمرات نيز اعزام شدند

 براي خواندن باقي مطلب بر روي گذينه ادامه مطلب گليدكنيد !؟


فرياد روزه داران

مهدي خواهد آمد

ادامه نوشته

گزارشي از خاطرات يك جاسوس-1

قرآن کریم:کافران می خواهند تا نور خدا را خاموش کنند

و البته خدانور خود راهر چه کافران خوش ندارند تمام خواهد داشت

با عرض سلام خدمت خوانده عزیز،بنده این بخش را با خاطراتی از یک جاسوس شروع می کنم اگر حال دارید دنبال کنید. خیلی خیلی جالب است برای اطلاعات عمومی شیعیان بسیار مفید است ببینید دشمنان اسلام و شیعه از چه چیزهای برای اسلام و نفوذ استفاده می کنن .چون جالب است كه در همين بخش مي‌نويسد مسلمانان ايراني (شيعيان) خطرناك‌ترند، باقیش را هم خواهم زد برای خواندن باقی به ادامه بروید  راستی نظر هم بدهید و نظر خود را نسبت به این مطلب بگویدیا علی

ما بريتانيايي‌ها جز با فتنه‌انگيزي و ايجاد نزاع در تمام مستعمرات خود نمي‌توانيم زندگي آسوده و مرفهي داشته باشيم ما نمي‌توانيم سلطنت عثماني را در هم بكوبيم مگر اين كه ميان مردم آن‌جا فتنه به راه اندازيم وگرنه يك ملت كم شمار چگونه خواهد توانست بر ملتي پر شمار غلبه كند و بر آن مسلط شود؟

علي فاطمي
احتمالاً برخي از شما خاطرات « مستر همفر»، جاسوس انگليسي فعال در كشورها‌ي اسلامي را مطالعه كرده‌ايد. اگرنه، توصيه مي‌كنم اين كتاب را كه با حجمي كم اطلاعات فراواني مي‌دهد مطالعه كنيد.
«مسترهمفر» از جاسوسان كاركشتة فعال در «وزارت مستعمرات بريتانياي كبير» بوده كه حدود سه قرن پيش از اين ايام به ايران و عراق و تركيه (عثماني سابق) و مصر و حجاز سفر داشته و خدمات بي‌نظيري به بريتانيا كرده است. اين كتاب را آقاي محمد صادق پارسا در سال 1372 ترجمه و چاپ كرد.
ادامه نوشته