سلام خدمت دوستان عزیز این شعری که در این پست ثبت میکنم روزی استاد بزرگوارموذن‌زاده اردبیلی "مرجع مداحان آذری" در مجلسی برایم خواندن که از اون وقت شدید منو دیونه خودش کرده این شعر در خود چه زیبا ولای علی و حب علی "روحی فداء را جا داده است :

عزیزانم چه قشنگ است این شعر در وب سید و وبلاگ های شما ثبت و درج شود :

هر دم زنم ولای علی جستجو کنم
هر جا روم ز حب علی گفتگو کنم

شهدم دهی به لب نزنم جز به نام او
زهرم دهی به یاد رخش در گلو کنم

با کعبه هم به نام علی آشنا شدم
چون زادگاه اوست بر آن قبله رو کنم

گویم یکی حدیث من از نعت مرتضی
با او مشام اهل ولا مشکبو کنم

روز نبی به حجره زهرا رسید و گفت:
[دختر عزیز من، زهرای من!]
اول خوش است کز گل روی تو بو کنم

پرسید حال دختر و بوسیدش آن چنان
[زهرای من!]
یعنی تو را ز باغ وجود آرزو کنم

زهرا شکسته خاطر و افسرده حال گو؟
خواهم که با تو شکوه دل روبرو کنم

ای جان فاطمه ز چین بار ؟؟؟
نام نبردی از نفست بوی او کنم

فرمود علتی است در اینجا ز من نرنج
کاری که من اراده دارم؟ نکو کنم

چون از سفر رسیدم؟ وضویی نداشتم
حاشا که ذکر نام علی بی وضو کنم