خاطره رهبر انقلاب از آشنایی با شهید نوابصفوی
مقام معظم رهبری:اخلاص و صفای نواب مرا مجذوب کرد

با سلام بر تمام دوستان بزرگوار و مومن خودمان ،به مناسبت 27 دی سالروز شهادت شهید سیدمجتبی نوابصفوی، خاطره رهبر انقلاب از آشنایی با شخصیت این شهید بزرگوار را که در دیدار با جوانان در سال 76 بیان شد، در این پشت خواهم آورد که بسیار خواندنی است.
رهبرمان در این خاطره که در گفت و شنود صمیمانه ایشان با گروهى از جوانان در سال 76 مطرح شد، فرمودند: «من شاید 15 یا 16 سالم بود که مرحوم نوابصفوى به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خیلى جاذبه داشت و به کلى مرا مجذوب خودش کرد.
هر کسى هم که آن وقت در حدود سنین ما بود، مجذوب نواب صفوى مىشد؛ از بس این آدم، پرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمنا شجاع و صریح و گویا بود.
من مىتوانم بگویم که آنجا به طور جدى به مسائل مبارزاتى و به آنچه که به آن مبارزه سیاسى مىگوییم، علاقهمند شدم. البته قبل از آن، چیزهایى مىدانستم.
زمان نوجوانى ما با اوقات «مصدق» مصادف بود. من یادم هست در سال 1329 وقتى که مصدق تازه روى کار آمده بود و مرحوم آیتالله کاشانى با او همکارى مىکردند- مرحوم آیتالله کاشانى نقش زیادى در توجه مردم به شعارهاى سیاسى دکتر مصدق داشتند - لذا کسانى را به شهرهاى مختلف مىفرستادند که براى مردم سخنرانى کنند و حرف بزنند. از جمله در مشهد، سخنرانانى مىآمدند.
من 2 نفر از آن سخنرانان و سخنرانیهایشان را کاملا یادم هست. آنجا با مسائل مصدق آشنا شدیم و بعد، مصدق سقوط کرد. در سال 1332 که قضیه 28 مرداد پیشامد کرد،
من کاملاً در جریان سقوط مصدق و حوادث آن روز بودم؛ یعنى من خوب یادم هست که اوباش و اراذل، در مجامع حزبى که به دولت دکتر مصدق ارتباط داشتند، ریخته بودند و آنجاها را غارت مىکردند. این مناظر، کاملاً جلوی چشمم است!
بنابراین من مقولههاى سیاسى را کاملاً مىشناختم و دیده بودم؛ لیکن به مبارزه سیاسى به معناى حقیقى، از زمان آمدن مرحوم نواب علاقهمند شدم.
بعد از آنکه مرحوم نواب از مشهد رفت، زیاد طول نکشید که شهید شد. شهادت او هم غوغایى در دلهای جوانانى که او را دیده و شناخته بودند، به وجود آورده بود. در حقیقت سوابق کار مبارزاتى ما به این دوران بازمىگردد یعنى به سالهاى 1333 و 34 به بعد».
پا نوشت:
پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای.حفظه الله
رهبرمان در این خاطره که در گفت و شنود صمیمانه ایشان با گروهى از جوانان در سال 76 مطرح شد، فرمودند: «من شاید 15 یا 16 سالم بود که مرحوم نوابصفوى به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خیلى جاذبه داشت و به کلى مرا مجذوب خودش کرد.
هر کسى هم که آن وقت در حدود سنین ما بود، مجذوب نواب صفوى مىشد؛ از بس این آدم، پرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمنا شجاع و صریح و گویا بود.
من مىتوانم بگویم که آنجا به طور جدى به مسائل مبارزاتى و به آنچه که به آن مبارزه سیاسى مىگوییم، علاقهمند شدم. البته قبل از آن، چیزهایى مىدانستم.
زمان نوجوانى ما با اوقات «مصدق» مصادف بود. من یادم هست در سال 1329 وقتى که مصدق تازه روى کار آمده بود و مرحوم آیتالله کاشانى با او همکارى مىکردند- مرحوم آیتالله کاشانى نقش زیادى در توجه مردم به شعارهاى سیاسى دکتر مصدق داشتند - لذا کسانى را به شهرهاى مختلف مىفرستادند که براى مردم سخنرانى کنند و حرف بزنند. از جمله در مشهد، سخنرانانى مىآمدند.
من 2 نفر از آن سخنرانان و سخنرانیهایشان را کاملا یادم هست. آنجا با مسائل مصدق آشنا شدیم و بعد، مصدق سقوط کرد. در سال 1332 که قضیه 28 مرداد پیشامد کرد،
من کاملاً در جریان سقوط مصدق و حوادث آن روز بودم؛ یعنى من خوب یادم هست که اوباش و اراذل، در مجامع حزبى که به دولت دکتر مصدق ارتباط داشتند، ریخته بودند و آنجاها را غارت مىکردند. این مناظر، کاملاً جلوی چشمم است!
بنابراین من مقولههاى سیاسى را کاملاً مىشناختم و دیده بودم؛ لیکن به مبارزه سیاسى به معناى حقیقى، از زمان آمدن مرحوم نواب علاقهمند شدم.
بعد از آنکه مرحوم نواب از مشهد رفت، زیاد طول نکشید که شهید شد. شهادت او هم غوغایى در دلهای جوانانى که او را دیده و شناخته بودند، به وجود آورده بود. در حقیقت سوابق کار مبارزاتى ما به این دوران بازمىگردد یعنى به سالهاى 1333 و 34 به بعد».
پا نوشت:
پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای.حفظه الله
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹ ساعت 12:18 توسط سید
|
حواست که هست؟