چندحکایات اخلاقی از عالم فرزانه علامه طباطبائی
سلام امروز داشتم سایت خبری مذهبی «رهوا» را نگاه میکردم که برخوردم به مطلبی درباره عالم فرزانه علامه طباطبائی(رضوان الله علیه)
حال با اجازه استاد عرفا علامه طباطبایی این مطلب تقدیم شما برداران و خواهران ایمانی :
"روزى علامه طلاطبايى (ره) در راهى مى رفتند كه كودك دوچرخه سوارى با سرعت به ايشان زد و ايشان و آن پسر هر دو به زمين خوردند ايشان با كمال حلم و بردبارى و تواضع بلند شدند و نزد آن كودك آمده و ضمن تكان دادن لباسهاى او فرمودند: پايت چيزى نشده ؟"
ديدن صعود
پس از واقعه هفتم تير كه نزديكان ايشان نمى خواستند شهادت سيد مظلوم ، آيت الله بهشتى را به علت كسالت علامه به ايشان خبر دهند در همين حول يكى از اطرافيان حضرت استاد به اتاقى كه ايشان در آنجا بود ميرود و علامه به او چنين مى فرمايد: (( چه به من بگوييد و چه نگوييد من آقاى بهشتى را مى بينم كه در حال صعود و پرواز است )) .
نسيم جان بستاند و صد جان دهد
آنچه در وهم تو نايد آن دهد
خضوع براى خدا
روزى علامه طلاطبايى (ره) در راهى مى رفتند كه كودك دوچرخه سوارى با سرعت به ايشان زد و ايشان و آن پسر هر دو به زمين خوردند ايشان با كمال حلم و بردبارى و تواضع بلند شدند و نزد آن كودك آمده و ضمن تكان دادن لباسهاى او فرمودند: پايت چيزى نشده ؟
هر چه آيد به سر ما همه از دورى توست
بانگ رسوايى من نيز از مستورى توست
استقامت در تحصيل
علامه در زندگينامه خود مى گويد: در اوايل تحصيل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زيادى به ادامه تحصيل نداشتم از اين رو هر چه مى خواندم نمى فهميدم و چهار سال را به همين نحو گذراندم ، پس از آن يك باره (( عنايت خدايى )) دامنگيرم شده عوضم كرد و در خود يك نوع شيفتگى و بى تابى نسبت به تحصيل كمال حس نمودم هرگز نسبت به تعليم و تفكر احساس خستگى و دلسردى نكردم ، بساط معاشرت با غير اهل علم را بر چيدم و در خورد و خواب و لوازم ديگر زندگى به حداقل ضرورى قناعت كردم ، بسيارى از شبها تا صبح به مطالعه مى پرداختم ، هرگز اشكال و اشتباه درس را پيش استاد نبرده ام چون قبلا آن مسئله را براى خود روشن كرده بودم .
مدتى مى بايدت لب دوختن
وز سخن دانان سخن آموختن
خضوع علمى
آيت الله ابراهيم امينى كه فقه و اصول را نزد امام و فلسفه را نزد علامه خوانده بودند مى گويد: روزى اين دو بزرگوار را به حجره دعوت كردم و من بحث فلسفى مطرح كردم تا ببينم كدام يك بر ديگرى برترى دارند وقتى بحثم تمام شد علامه نگاهى به امام كرد و امام تبسمى نمود بعد علامه شروع به جواب دادن كردند امام در بين صحبتهاى ايشان اصلا حرف نزدند بعد از آن از امام سوال كردم ايشان با حالتى تواءم با ادب به علامه نگاهى كردند و جواب دادند و علامه اين بار سكوت اختيار كرد. در هر حال موفق نشدم اين دو استاد عزيز را به بحثهاى طلبگى بكشانم .
حاصل همه عمرم سه سخن بيش نيست
خام بدم ، پخته شدم ، سوختم
صرفه جويى
آيت الله زنجانى مى گويد: از ويژگيهاى ايشان (علامه) دقتى بود كه در صرفه جويى در وقت داشتند. تفسير الميزان را كه مى نوشتند بعد كه مرور مى كردند مجددا آن را نقطه گذارى مى كردند. سوال كرديم كه چرا اول بى نقطه مى نويسيد؟ فرمودند: من حساب كرده ام كه بى نقطه مى نويسم و بعد كه در هنگام مرور نقطه مى گذارم چند در صد در وقتم صرفه جويى مى شود.
سالك نرسد بى مدد پير به جايى
بى زور كمان ، زه نبرد تير به جايى
عبور از جنت
آيت الله حسن زاده آملى (حفظه الله) از علامه طلب موعظه و سفارش كردند علامه فرمود: سوره مباركه (( ص )) را در نمازهاى (( وتيره )) بعد از حمد بخوانيد در حديث است كه (( ص )) از ساق عرش نازل شده است سپس فرمود در مسجد سهله در مقام ادريس نماز مى خواندم در نماز وتيره سوره (( ص )) را قرائت مى كردم كه ناگهان ديدم از جاى خود حركت كردم ولى بدنم ، در زمين است بقدرى با بدنم فاصله گرفتم كه آن را از دورترين نقطه مشاهده مى كردم تا پس از چندى نهر آبى را ديدم چنانكه در روايت آمده است : (( ص نهر فى الجنه )) .
آئينه شو جمال پرى طلعتان طلب
جاروب زن به خانه و پس ميهمان طلب
دليل اكرام
وقتى از استاد شهيد علامه مطهرى (ره) دليل اين همه اكرام و احترام ايشان به علامه طباطبايى (ره) را پرسيدند ايشان جواب دادند: من فيلسوف و عارف بسيارى را ديده ام احترام من به ايشان به خاطر فيلسوف بودن ايشان نمى باشد بلكه از اين جهت است كه او عاشق و دلباخته اهل البيت است ، علامه در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه (س) افطار مى كرد، ابتدا پياده به حرم مطهر مشرف مى شد، ضريح مقدس را مى بوسيد، سپس به خانه مى رفت و غذا مى خورد اين ويژگى اوست كه مرا به شدت شيفته ايشان نموده است .
گر در طلب گوهر كانى ، كانى
ور در پى جستجوى جانى ، جانى
من فاش بگويمت حقيقت مطلب را
هر چيز كه در جستن آنى ، آنى
پس از واقعه هفتم تير كه نزديكان ايشان نمى خواستند شهادت سيد مظلوم ، آيت الله بهشتى را به علت كسالت علامه به ايشان خبر دهند در همين حول يكى از اطرافيان حضرت استاد به اتاقى كه ايشان در آنجا بود ميرود و علامه به او چنين مى فرمايد: (( چه به من بگوييد و چه نگوييد من آقاى بهشتى را مى بينم كه در حال صعود و پرواز است )) .
نسيم جان بستاند و صد جان دهد
آنچه در وهم تو نايد آن دهد
خضوع براى خدا
روزى علامه طلاطبايى (ره) در راهى مى رفتند كه كودك دوچرخه سوارى با سرعت به ايشان زد و ايشان و آن پسر هر دو به زمين خوردند ايشان با كمال حلم و بردبارى و تواضع بلند شدند و نزد آن كودك آمده و ضمن تكان دادن لباسهاى او فرمودند: پايت چيزى نشده ؟
هر چه آيد به سر ما همه از دورى توست
بانگ رسوايى من نيز از مستورى توست
استقامت در تحصيل
علامه در زندگينامه خود مى گويد: در اوايل تحصيل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زيادى به ادامه تحصيل نداشتم از اين رو هر چه مى خواندم نمى فهميدم و چهار سال را به همين نحو گذراندم ، پس از آن يك باره (( عنايت خدايى )) دامنگيرم شده عوضم كرد و در خود يك نوع شيفتگى و بى تابى نسبت به تحصيل كمال حس نمودم هرگز نسبت به تعليم و تفكر احساس خستگى و دلسردى نكردم ، بساط معاشرت با غير اهل علم را بر چيدم و در خورد و خواب و لوازم ديگر زندگى به حداقل ضرورى قناعت كردم ، بسيارى از شبها تا صبح به مطالعه مى پرداختم ، هرگز اشكال و اشتباه درس را پيش استاد نبرده ام چون قبلا آن مسئله را براى خود روشن كرده بودم .
مدتى مى بايدت لب دوختن
وز سخن دانان سخن آموختن
خضوع علمى
آيت الله ابراهيم امينى كه فقه و اصول را نزد امام و فلسفه را نزد علامه خوانده بودند مى گويد: روزى اين دو بزرگوار را به حجره دعوت كردم و من بحث فلسفى مطرح كردم تا ببينم كدام يك بر ديگرى برترى دارند وقتى بحثم تمام شد علامه نگاهى به امام كرد و امام تبسمى نمود بعد علامه شروع به جواب دادن كردند امام در بين صحبتهاى ايشان اصلا حرف نزدند بعد از آن از امام سوال كردم ايشان با حالتى تواءم با ادب به علامه نگاهى كردند و جواب دادند و علامه اين بار سكوت اختيار كرد. در هر حال موفق نشدم اين دو استاد عزيز را به بحثهاى طلبگى بكشانم .
حاصل همه عمرم سه سخن بيش نيست
خام بدم ، پخته شدم ، سوختم
صرفه جويى
آيت الله زنجانى مى گويد: از ويژگيهاى ايشان (علامه) دقتى بود كه در صرفه جويى در وقت داشتند. تفسير الميزان را كه مى نوشتند بعد كه مرور مى كردند مجددا آن را نقطه گذارى مى كردند. سوال كرديم كه چرا اول بى نقطه مى نويسيد؟ فرمودند: من حساب كرده ام كه بى نقطه مى نويسم و بعد كه در هنگام مرور نقطه مى گذارم چند در صد در وقتم صرفه جويى مى شود.
سالك نرسد بى مدد پير به جايى
بى زور كمان ، زه نبرد تير به جايى
عبور از جنت
آيت الله حسن زاده آملى (حفظه الله) از علامه طلب موعظه و سفارش كردند علامه فرمود: سوره مباركه (( ص )) را در نمازهاى (( وتيره )) بعد از حمد بخوانيد در حديث است كه (( ص )) از ساق عرش نازل شده است سپس فرمود در مسجد سهله در مقام ادريس نماز مى خواندم در نماز وتيره سوره (( ص )) را قرائت مى كردم كه ناگهان ديدم از جاى خود حركت كردم ولى بدنم ، در زمين است بقدرى با بدنم فاصله گرفتم كه آن را از دورترين نقطه مشاهده مى كردم تا پس از چندى نهر آبى را ديدم چنانكه در روايت آمده است : (( ص نهر فى الجنه )) .
آئينه شو جمال پرى طلعتان طلب
جاروب زن به خانه و پس ميهمان طلب
دليل اكرام
وقتى از استاد شهيد علامه مطهرى (ره) دليل اين همه اكرام و احترام ايشان به علامه طباطبايى (ره) را پرسيدند ايشان جواب دادند: من فيلسوف و عارف بسيارى را ديده ام احترام من به ايشان به خاطر فيلسوف بودن ايشان نمى باشد بلكه از اين جهت است كه او عاشق و دلباخته اهل البيت است ، علامه در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه (س) افطار مى كرد، ابتدا پياده به حرم مطهر مشرف مى شد، ضريح مقدس را مى بوسيد، سپس به خانه مى رفت و غذا مى خورد اين ويژگى اوست كه مرا به شدت شيفته ايشان نموده است .
گر در طلب گوهر كانى ، كانى
ور در پى جستجوى جانى ، جانى
من فاش بگويمت حقيقت مطلب را
هر چيز كه در جستن آنى ، آنى
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 22:51 توسط سید
|
حواست که هست؟