وقتی علامه جعفری روحانی کاروان حج شد مرحوم علامه جعفري شخصيتي بود كه بي‌شك جامعيت او در مباحث روان‌شناسي، هنر و زيباشناسي، انسان‌شناسي، عرفان، ادبيات شرق و غرب و حقوق از او يك فيلسوف و صاحب‌نظر در عرصه داخلي و بين‌المللي ساخته بود. علامه، انسان‌شناسي باريك‌بين بود.

قوه خلاقيت و ابتكار در سطوح بالا داشت و به محض ارزيابي زيربنا و تمركز دقيق در مقدمات و موخرات، نظرياتي نو و شگفت‌افزا ارائه مي‌كرد

بار ديگر قانون رازدار حيات انسان‌ها با پيدا كردن وجدان انساني بعضي دانشمندان عالي‌مقام، دوران معاصر تباه شدن هويت انسان‌ها را به دليل پرستش بت‌هاي ثروت و قدرت و لذت و خودكامگي‌ها گوشزد كرده و وخامت اوضاعي را كه ممكن است در قرن بيست و يكم دامنگير همه بشريت شود، هشدار داده است.

آری بعد از سفر حج استاد علامه جعفری داستانی را بیان کردکه بدین شرح است:

در این سفر حج که با تعدادی از دوستان و فضلا همسفر بودم؛ در فرودگاه جده متوجه شدم که تعدادی از اهالی روستایی از اطراف مراغه، به علت نداشتن روحانی کاروان؛ مضطرب هستند. از همراهان پوزش طلبیدم و جهت انجام مناسک حج به جمع روستائیان رفتم(!)

در این سفر بیش از دیگر سفرها لذت بردم! چون آنها عنوان خاصی برایم قایل نبودند و مرا به  صورت دانشمند و استاد  و این چیزهانمی شناختند.

آنان خیلی ساده و بی پیرایه دور من جمع می شدند و ضمن طرح مسایل شرعی خود؛ حمد و سوره خود را نیز(جهت اصلاح) می خواندند!

حتی برای صدا زدن من؛ «شیخ» را به کار می بردند! و پیوسته دستور می دادند: شیخ! چنین کن! و چنان کن!

برای من بسیار شیرین بود که در میان آنها باشم و بدون تشریفات و بی ریا؛ با آنها دعا بخوانم و برخی از مسائل حج را برای آن ها بگویم!

«علاقه به ثروت و جاه و مقام و شهرت اجتماعی و محبوبیت میان مردم؛ زندان های بسیار تاریک برای مردم است؛ ولی برای کاروانیان علم و معرفت و تقوا؛ تاریک تر و تباه کننده تر است!»

علامه محمد تقی جعفری رحمه الله علیه

این عشق که سرمنزل زیباییهاست
سرچشمه مهروغصه و شادیهاست
گربازی جان زما بسی شیرین است

سختیش  بسی بیشتر از بازیهاست

منبع : این نوشته سایت خبری مذهبی «رهوا» می باشد